هجرت؛ رفتن از سرزمین اصلی به جای دیگر به‌منظور حفظ جان و دین.

هجرت به‌معنای انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر است و در حوزۀ دینی، به کنار گذاشتن محل سکونت به‌منظور صیانت از باورهای مذهبی تعریف می‌شود. این مفهوم، از آموزه‌های اسلامی به شمار می‌آید و به‌عنوان یکی از شیوه‌های توسعه و گسترش دین اسلام در جوامع غیرمسلمان نیز شناخته شده است.

اهداف اصلی هجرت شامل حفظ دین و جان، کسب دانش، تقویت و ترویج معارف دینی و رهایی از ستم و معصیت است. از نمونه‌های شاخص در تاریخ اسلام، مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و همچنین هجرت پیامبر اسلام همراه با یاران از مکه به مدینه است. همچنین انتقال امام علی به کوفه و عزیمت امام رضا به خراسان، از جمله هجرت‌های رهبران دینی محسوب می‌شود.

مفهوم‌شناسی

هجرت در مفهوم کلی خود به انتقال از یک سرزمین به سرزمینی دیگر اشاره دارد[۱] و در حوزۀ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و به‌عنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسب‌تر برای زیست دیندارانه تعریف می‌شود.[۲] از منظر سبک زندگی، هجرت می‌تواند مسیری به‌سوی تشکیل یا پیوستن به جامعه‌ای با ارزش‌های متعالی‌تر تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در شیوۀ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهت‌گیری‌های ارزشی به همراه دارد.[۳]

اهمیت و جایگاه تمدنی هجرت

بررسی تاریخ تمدن‌ها نشان می‌دهد که هجرت، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به سرنوشت و سبک زندگی جوامع مختلف از جمله ایران داشته است. برای مثال هجرت حضرت آدم سرآغاز تاریخ بشریت، هجرت حضرت موسی جهت‌دهندۀ مسیر تاریخ یهودیت و انتقال حضرت مسیح سرنوشت‌ساز برای آینده مسیحیت بوده است. در تکامل این روند تاریخی، هجرت پیامبر اسلام سرآغاز فصل نوینی در حیات معنوی انسان‌ها شد. همچنین، انتقال امام علی از مدینه به کوفه و هجرت امام حسین از مدینه به مکه و سپس به کربلا، چنان موج عظیمی در تاریخ ایجاد کرد که به گفتۀ محققان همۀ هجرت‌های پیشین در آن تجلی یافته است. این سنت الهی در زندگی دیگر ائمه شیعه نیز تداوم داشته و زندگی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده است.[۴]

مهاجران راستین و شایسته در منظومۀ دینی، از ویژگی‌هایی برخوردارند که آنان را ممتاز می‌سازد. پایبندی به اصول دین در محیط جدید، پاسداری از هویت ایمانی، تلاش برای گسترش معارف الهی و حفظ پیوند با جامعه اسلامی از جملۀ این ویژگی‌ها است. آنان با رعایت این اصول، نقش واسطه‌های فرهنگی و معنوی را ایفا کرده و تمدن اسلامی را غنا می‌بخشند.[۵]

هجرت در متون دینی

هجرت در متون دینی از جایگاهی راهبردی و سازنده برخوردار است. این مفهوم نه تنها به‌عنوان یک توصیه، بلکه به‌مثابۀ دستوری تعالی‌بخش مورد تأکید قرار گرفته است. منابع اسلامی با بیانات متنوع، بر اهمیت این کنش تأکید کرده است. برای مثال قرآن کریم گاه با یادآوری گستردگی سرزمین خداوند، ترک هجرت را مورد پرسش قرار می‌دهند و گاه با بیان پاداش‌های معنوی بزرگ، رستگاری را در گرو ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا با جان و مال می‌دانند.[۶]

از منظر این متون، هجرت حرکتی پویا و ثمربخش قلمداد می‌شود که درهای گشایش و مواضع امن گسترده‌ای را در زمین برای فرد فراهم می‌آورد. این نگاه، هجرت را صرفاً یک جابجایی جغرافیایی ندانسته، بلکه آن را عاملی برای دستیابی به فرصت‌های جدید و توسعه قلمداد می‌کند.[۷]

در نقطه مقابل، تعلل در هجرت هنگامی که شرایط، انجام تکالیف دینی را ناممکن سازد، پیامدهایی منفی به همراه دارد.[۸] بر اساس این دیدگاه، زندگی در محیطی که امکان عمل به آموزه‌های دینی فراهم نباشد، بدون تلاش برای تغییر این شرایط از طریق هجرت، نوعی سهل‌انگاری نسبت به خویشتن تلقی می‌شود. این وضعیت ناشی از انتخاب آگاهانه فرد برای باقی ماندن در فضایی است که به تدریج مانع از رشد معنوی و التزام عملی به باورها می‌گردد. در چنین حالتی، عذر استضعاف و ناتوانی پذیرفته نیست، چرا که راه برون‌رفتی چون مهاجرت به محیطی مساعد پیش روی فرد وجود داشته است. بنابراین، هجرت در این چارچوب، انتخابی [۹] آمرزش گناهان، امنیت، بهشت جاودان و روزی فراواوان از جمله پاداش مهاجران در قرآن ذکر شده است.[۱۰]

هجرت در تاریخ اسلام

هجرت‌های نخستین در صدر اسلام، به‌عنوان عاملی زیربنایی در پیشبرد و تثبیت آیین اسلام در برابر مخالفان ارزیابی می‌شود.[۱۱] همان‌گونه که برخی محققان نوشته‌اند، جایگاه مهاجران در منظومۀ اسلامی از والاترین مرتبه برخوردار است. پیامبر اسلام و جامعۀ مسلمانان احترامی ویژه برای آنان قائل بودند، زیرا آنان برای انتشار دعوت اسلام، از تمامی دارایی‌ها و حتی جان خود گذشتند. این ایثارگری‌ها سبب شد فرهنگ اسلام از فضای محدود و پرفشار مکه فراتر رفته و به عرصه جهانی راه یابد.[۱۲]

نقش تمدنی هجرت بزرگان دین ایران

هجرت امام رضا

پژوهشگران هجرت امام رضا به ایران را حرکتی سرنوشت‌ساز می‌دانند که بر بنیاد آگاهی عمیق از پیامدهای تاریخی آن صورت پذیرفت. این رویداد، نه تنها تحولی در جغرافیای مذهبی ایجاد کرد، بلکه کانونی نیرومند برای تمرکز جامعه شیعی فراهم آورد. پیش از آن، شیعیان پراکندگی جغرافیایی گسترده‌ای داشتند که به‌ناچار از دسترسی به بسیاری از ظرفیت‌های اجتماعی محروم می‌ماندند. با استقرار امام در خراسان، این پراکندگی کاهش یافت و هستۀ اصلی شیعه در ایران شکل گرفت. این تمرکز، بستری شد برای تحولات آینده؛ از فروپاشی تدریجی حکومت عباسی تا ظهور دولت صفویه که اولین حکومت متمرکز شیعی بود. این روند تاریخی در نهایت به تکوین نهادهای منظم دینی، فرهنگی و سیاسی انجامید و زمینه را برای شکل‌گیری یک نظام اجتماعی مبتنی بر آموزه‌های شیعی در دوران معاصر فراهم کرد.[۱۳]

از سوی دیگر، این هجرت تنها به انتقال فیزیکی امام محدود نماند؛ بلکه با دعوت از امام‌زادگان برای حضور در ایران، شبکه‌ای گسترده از خاندان اهل‌بیت در این سرزمین استقرار یافتند. این حضور، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به هویت و سبک زندگی جوامع محلی ایفا کرده است. در دورافتاده‌ترین نقاط ایران، امام‌زاده‌ها به کانونی برای حیات دینی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده‌اند. این بقاع، نه فقط مکان‌های زیارتی، بلکه قلب تپنده‌ای برای حفظ آیین‌ها، مناسک، اخلاقیات و پیوندهای اجتماعی جوامع شیعی به شمار می‌روند. تأثیر این حضور در بافت روزمره زندگی ایرانیان چنان نهادینه شده که گاه ناخودآگاه بخشی از روحیات و عواطف جمعی آنان را شکل می‌دهد.[۱۴]

در همین راستا، هجرت حضرت فاطمه معصومه به قم نیز حرکتی آگاهانه و در راستای تکمیل این نقشه تاریخی بود. استقرار وی در این شهر، آن را به قطب معنوی و علمی مهمی تبدیل کرد که تا امروز ادامه دارد. این حضور، تنها یک رویداد شخصی نبود، بلکه عاملی برای جابه‌جایی کانون‌های تأثیرگذاری معنوی در جهان اسلام شد.

به نظر محققان برآیند این جریانات تاریخی، شکل‌گیری تمدنی زنده و اثرگذار از دل فرهنگ شیعی است که امروز نه تنها به‌عنوان یک نظام اعتقادی، بلکه به‌عنوان یک الگوی فرهنگی و اجتماعی در عرصۀ جهانی شناخته می‌شود. نفوذ معنوی این الگو گاه آنچنان عمیق است که حتی در رفتارهای سیاسی ملت‌های دیگر نیز تجلی می‌یابد. محققان این پدیده را تنها نتیجۀ اقدامات سیاسی روز نمی‌دانند بلکه خیزشی ریشه‌دار تلقی می‌کنند که از ژرفای یک تاریخ آگاهانه و مدیریت شده نشأت می‌گیرد؛ تاریخی که با هجرت امام رضا فصل نوینی در آن گشوده شده است.[۱۵]

هجرت علمای دین

هجرت علمای دینی ایرانی به عراق برای تحصیل و بازگشت ایشان به موطن، نقش‌آفرینی عمیقی در پیوند‌زدن کانون‌های علمی شیعه و بسط یک شبکه زنده و پویای معرفتی داشت. این رفت‌وآمد، نه یک جابجایی صرف، بلکه فرآیندی هدفمند برای انتقال، پالایش و نهادینه‌سازی معارف اهل‌بیت در بستر اجتماعی ایران بود. حوزۀ علمیه نجف به‌عنوان یک قطب علمی جهانی شیعه، کارگاهی فکری بود که علمای ایران با تکمیل تحصیلات خود در آن، نه تنها دانش، که روش‌های اجتهاد، مناسبات علمی و بینش عمیق دینی را نیز کسب می‌کردند. بازگشت این فرهیختگان به شهرها و روستاهای ایران، موجب تزریق این سرمایۀ عظیم به بدنه جامعه می‌شد. آنها با تأسیس مدارس دینی، تربیت شاگردان، پاسخ‌گویی به شبهات و رهبری فکری مردم، اسلام ناب شیعی را از حالت نظری محض خارج کرده و به جریانی زنده در زندگی روزمرۀ ایرانیان تبدیل می‌کردند. این فرآیند، سبب ایجاد یک پیوستار فرهنگی پایدار شد؛ به گونه‌ای که فهم دینی در ایران، همواره پیوندی زنده با پیشرفته‌ترین تحولات فکری در جهان شیعه حفظ کرد.[۱۶]

در سطح داخلی امروزه هجرت کوتاه‌مدت و بلندمدت علمای حوزه علمیه قم به اقصی نقاط ایران، نقشی مشابه ولی متمرکز بر تکثیر و تعمیق دارد. محققان این حرکت را نوعی توزیع آگاهانه سرمایۀ معنوی می‌دانند که از یک کانون نیرومند (قم) به سراسر پیکره جامعه صورت می‌گیرد. مبلغان و عالمانی که از قم به مناطق مختلف، حتی دورافتاده‌ترین روستاها عزیمت می‌کنند، نه تنها به تبلیغ احکام می‌پردازند، که حاملان یک فرهنگ یکپارچۀ شیعی هستند که حضور آنان در ماه‌های محرم و صفر، در مراسم اعیاد و در حلقه‌های درس، سبب استانداردسازی نسبی مناسک، تقویت هویت مذهبی مشترک و ایجاد شبکه‌های همبستگی اجتماعی حول معارف اهل‌بیت می‌شود.

هجرت امام‌خمینی

هجرت‌های امام خمینی را می‌توان فرآیندی آگاهانه و تکاملی در راستای شکلبندی یک الگوی رهبری دینی در دوران معاصر دانست. این حرکت‌ها، اگرچه در ظاهر گاه ناخواسته و تحت فشار بود، اما در باطن به خلق موقعیتی انجامید که ایشان را از یک مرجع سنتی به رهبری فرامحلی و جهانی تبدیل کرد.

هجرت به ترکیه، نخستین مواجهه مستقیم و نظام‌مند امام با دنیایی بیرون از حوزۀ سنتی ایران و عراق بود. زندگی در کشوری با حکومت لائیک، مشاهده نتایج سکولاریسم بر جامعه، و تعامل با رسانه‌ها و افکار بین‌المللی، دغدغه‌های ایشان را از مسائل صرفاً فقهی به مفاهیمی مانند وطن، هویت ملی و ارتباط با جهان گسترش داد. این مرحله، آغاز بین‌المللی شدن قیام و تبدیل شخص امام به نماد اعتراضی فراتر از مرزها بود.

هجرت به نجف، اگرچه بازگشت به یک محیط حوزوی آشنا بود، اما در مقیاسی کاملاً متفاوت و جهانی رقم خورد. حضور در کنار مراجع بزرگ و طلاب مختلف‌المللیه، ایشان را در کانون شبکه جهانی شیعه قرار داد. امام در این مرحله، با حفظ پایگاه علمی و تدوین نظریه ولایت فقیه، به تدریج نجف را به کانون سیاسی مبارزه تبدیل کرد. اقدامات اصلاحی مانند پرداخت یکسان شهریه، نه تنها بر فضای نجف تأثیر گذاشت، بلکه الگویی از مدیریت عادلانه و فراقومیتی را به نمایش گذاشت. این دوره، زمان پیوند خوردن جنبش داخلی ایران با پایگاه‌های مبارزاتی منطقه‌ای و بین‌المللی بود.

اما نقطه اوج این تحول، هجرت به پاریس بود. انتقال به قلب غرب، محدودیتی که رژیم پهلوی به دنبال آن بود را به بزرگترین فرصت تبدیل کرد. دسترسی آسان و مستقیم رسانه‌های جهانی به امام، اندیشه انقلاب اسلامی را در مرکز توجه جهان قرار داد. نوفل لوشاتو به قبه دوم اسلام تبدیل شد؛ کانونی که از آنجا خط‌مشی انقلاب، هم برای مردم ایران و هم برای ناظران جهانی تشریح می‌شد. این مرحله، عرصه تکمیل بلوغ رهبری امام بود؛ جایی که مفاهیم "مردمسالاری دینی، نقش تعیین‌کننده مردم و استقلال در قالبی جهانی عرضه گردید.

نتیجه این سیر هجرت، خلق الگویی جدید از مرجعیت"بود که در آن فقاهت، با بینش سیاسی جهانی، مهارت ارتباطات فراملی و درکی عمیق از تحولات جهان معاصر ترکیب شده بود. این هجرت‌ها، امام را از یک عالم سنتی به رهبری تبدیل کرد که توانست نهضتی محلی را به انقلابی با پیام جهانی بدل کند. همان‌گونه که هجرت امام رضا جغرافیای شیعه را متمرکز و تمدن‌ساز کرد، هجرت‌های امام خمینی نیز الگوی حکمرانی دینی را از حوزۀ نظر به عرصه عمل جهانی کشاند و اثبات کرد که تبعید می‌تواند به عاملی برای تعمیق نفوذ و گسترش گفتمان تبدیل شود.[۱۷]

پانویس

  1. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص۸۳۳.
  2. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.
  3. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص829.
  4. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  5. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  6. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷-۱۰۰.
  7. سورۀ توبه، آیۀ 20.
  8. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷.
  9. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۶.
  10. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، 1383ش، ص۲۲ و ۲۳.
  11. فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، 1389ش، ص۹۴.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
  13. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  14. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  15. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  16. فلاح توتکار و پرویش، «مهاجرت علمای عتبات به ایران؛ بازتاب و پیامدهای آن»، 1391ش، ص77-80.
  17. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.

مناب‎‏ع

«تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی، تاریخ بازدید: 15 دی 1404ش.

جلالی، سیدمجتبی، و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۴۸، پاییز ۱۴۰۲ش.

حسینی، سیدجواد، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، مجلۀ مبلغان، شمارۀ 53، 1383ش.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.

غضنفری، علی، ره رستگاری، قم، لاهیجی، 1382ش.

فجری، محمدمهدی، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، مبلغان، شماره ۱۳۰، تیر و مرداد ۱۳۸۹ش.

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.

مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش.

«نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران، تاریخ درج مطلب: 7 آبان 1388ش.