پرش به محتوا

پیش‌نویس:هجرت

از ایران‌پدیا

هجرت؛ رفتن از سرزمین اصلی به جای دیگر به‌منظور حفظ جان و دین.

هجرت، به‌معنای انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر است و در حوزۀ دینی، به کنار گذاشتن محل سکونت به‌منظور صیانت از باورهای دینی و جان تعریف می‌شود. این مفهوم، از آموزه‌های اسلامی به شمار می‌آید و به‌عنوان یکی از شیوه‌های توسعه و گسترش دین اسلام در جوامع غیرمسلمان نیز شناخته شده است.

اهداف اصلی هجرت شامل حفظ دین و جان، کسب دانش، تقویت و ترویج معارف دینی و رهایی از ستم و معصیت است. از نمونه‌های شاخص در تاریخ اسلام، مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و همچنین هجرت پیامبر اسلام همراه با یاران از مکه به مدینه بوده که مبدأ تاریخ اسلام نیز قرار داده شده است. همچنین انتقال امام علی به کوفه و عزیمت امام رضا به خراسان، از جمله هجرت‌های رهبران دینی و تمدن‌ساز محسوب می‌شود.

مفهوم‌شناسی

هجرت در مفهوم کلی خود به انتقال از یک سرزمین به سرزمینی دیگر اشاره دارد[۱] و در حوزۀ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و به‌عنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ جان و باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسب‌تر برای زیست دیندارانه تعریف می‌شود.[۲] از جامعه‌شناختی، هجرت می‌تواند مسیری به‌سوی تشکیل یا پیوستن به جامعه‌ای با ارزش‌های متعالی‌تر تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در شیوۀ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهت‌گیری‌های ارزشی به همراه دارد.[۳]

اهمیت و جایگاه تمدنی هجرت

بررسی تاریخ تمدن‌ها نشان می‌دهد که هجرت، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به سرنوشت و سبک زندگی جوامع مختلف از جمله ایران داشته است. برای مثال هجرت حضرت آدم سرآغاز تاریخ بشریت، هجرت حضرت موسی جهت‌دهندۀ مسیر تاریخ یهودیت و انتقال حضرت مسیح سرنوشت‌ساز برای آیندۀ مسیحیت بوده است. در تکامل این روند تاریخی، هجرت پیامبر اسلام سرآغاز فصل نوینی در حیات معنوی انسان‌ها شد. همچنین، انتقال امام علی از مدینه به کوفه و هجرت امام حسین از مدینه به مکه و سپس به کربلا، چنان موج عظیمی در تاریخ ایجاد کرد که به گفتۀ محققان همۀ هجرت‌های پیشین در آن تجلی یافته است. این سنت الهی در زندگی دیگر ائمه شیعه نیز تداوم داشته و زندگی مردم ایران را نیز تحت تأثیر قرار داده است.[۴]

مهاجران راستین و شایسته در منظومۀ دینی، از ویژگی‌هایی برخوردارند که آنان را ممتاز می‌سازد. پایبندی به اصول دین در محیط جدید، پاسداری از هویت ایمانی، تلاش برای گسترش معارف الهی و حفظ پیوند با جامعه اسلامی از جملۀ این ویژگی‌ها است. آنان با رعایت این اصول، نقش واسطه‌های فرهنگی و معنوی را ایفا کرده و تمدن اسلامی را غنا می‌بخشند.[۵]

انواع هجرت در فرهنگ اسلامی-ایرانی

در فرهنگ اسلامی-ایرانی، هجرت به مثابۀ یک کلید راهبردی و حرکت آگاهانه، دارای ابعاد و انواعی است که هر یک ویژگی‌ها و کارکردهای خاص خود را داراست. بر اساس متون دینی و سیره عملی، می‌توان گونه‌های اصلی هجرت را به شرح ذیل دسته‌بندی نمود:

  1. هجرت مکانی (ظاهری): این هجرت، همان جابه‌جایی فیزیکی از سرزمینی به سرزمین دیگر است که با اهدافی متعالی صورت می‌پذیرد. نمونه اعلای آن، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه دانسته شده است که به‌عنوان مبدأ تاریخ اسلامی انتخاب شد و نشان‌دهندۀ محوریت این مفهوم در شکل‌دهی به تمدن اسلامی است. این هجرت، آغازی برای تشکیل جامعه‌ای نوین و تحکیم پایه‌های حکومت دینی بود.
  2. هجرت معنوی (باطنی): این والاترین نوع هجرت، حرکتی درونی است که مؤمن را از «ظلمت» به «نور»، از کفر به ایمان و از گناه به طاعت رهنمون می‌سازد. در این نگاه، مهاجر واقعی کسی است که از گناهان و تمایلات نفسانی دوری گزیند. این هجرت، پیش‌نیاز و همراه ضروری هجرت مکانی موفق است.[۶]
  3. هجرت برای کسب دانش: در این نوع، هجرت به‌عنوان وسیله‌ای برای تعمیق معرفت دینی و کسب دانش مورد تأکید قرار گرفته است. دستور به «طلب علم ولو در چین» نشان‌دهنده اهمیتی است که فرهنگ اسلامی-ایرانی برای پیوند علم‌آموزی با حرکتی فرامحلی قائل است.[۷]
  4. هجرت برای حفظ دین: هنگامی که انجام فرایض دینی در محیطی ممکن نباشد، هجرت به منطقه‌ای امن به‌عنوان وظیفه‌ای دینی مطرح می‌شود. این نوع هجرت، مکانیزمی برای صیانت از سرمایۀ ایمانی فرد و جامعه است.
  5. هجرت از ستم و گناه: رهایی از محیط ظلم و فساد، یا دوری جستن از فضای آلوده به گناه، از دیگر انگیزه‌های مشروع هجرت است. این امر، بیانگر نگاه فعالانۀ دین اسلام به تغییر شرایط نامساعد و تلاش برای زندگی در فضایی سالم‌تر است.
  6. هجرت به سوی خدا: این مفهوم همانند سخن حضرت ابراهیم، بیانگر آن است که نیت غایی و جهت کلیه حرکات و مهاجرت‌های مؤمن، باید رسیدن به رضایت و رسیدن به پروردگار باشد.[۸]

ویژگی‌های مهاجر در فرهنگ اسلامی-ایرانی

مهاجر راستین در این منظومۀ فکری، واجد صفاتی است که او را به عاملی سازنده و اثرگذار تبدیل می‌کند:

  • ایمان و اخلاص: نیت الهی و انگیزه خالصانه، سنگ بنای هر هجرت پذیرفته‌ای است. هجرت باید «فی سبیل الله» و برای جلب رضایت او باشد.
  • پاکیزگی درونی و هجرت از گناه: مهاجر پیش از هر کوچ بیرونی، باید از آلودگی‌های درونی هجرت کند. دوری از گناه و شهوات، از او شخصیتی تاثیرگذار و الهام‌بخش می‌سازد.
  • امام‌شناسی و ولایت‌مداری: بر اساس روایات، مهاجر حقیقی کسی است که حجت زمان خود را بشناسد و پیروی از رهبری الهی را چراغ راه حرکت خود قرار دهد.
  • انتخاب آگاهانه مکان: هجرت، انتخابی آگاهانه برای انتقال به محیطی است که امکان رشد دینی، علمی و اجتماعی را بهتر فراهم کند.
  • صبر و بردباری: مهاجر، سختی‌های غربت و مشقت‌های راه را با صبر و استقامت تحمل می‌کند و این صبر، عامل تکامل روحی اوست.
  • توکل و امیدواری: اعتماد به خداوند و امید به رحمت او، پشتوانۀ روانی مهاجر در مواجهه با ناشناخته‌ها و مشکلات است.
  • صداقت در گفتار و کردار: راستی و درستکاری، سرمایۀ اجتماعی مهاجر است و موجب نفوذ کلام و تاثیرگذاری او در محیط جدید می‌شود.[۹]

هجرت در متون دینی

هجرت در متون دینی از جایگاهی راهبردی و سازنده برخوردار است. این مفهوم نه تنها به‌عنوان یک توصیه، بلکه به‌مثابۀ دستوری تعالی‌بخش مورد تأکید قرار گرفته است. منابع اسلامی با بیانات متنوع، بر اهمیت این کنش تأکید کرده است. برای مثال قرآن کریم گاه با یادآوری گستردگی سرزمین خداوند، ترک هجرت را مورد پرسش قرار می‌دهند و گاه با بیان پاداش‌های معنوی بزرگ، رستگاری را در گرو ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا با جان و مال می‌دانند.[۱۰]

از منظر این متون، هجرت حرکتی پویا و ثمربخش قلمداد می‌شود که درهای گشایش و مواضع امن گسترده‌ای را در زمین برای فرد فراهم می‌آورد. این نگاه، هجرت را صرفاً یک جابجایی جغرافیایی ندانسته، بلکه آن را عاملی برای دستیابی به فرصت‌های جدید و توسعه قلمداد می‌کند.[۱۱]

در نقطه مقابل، تعلل در هجرت هنگامی که شرایط، انجام تکالیف دینی را ناممکن سازد، پیامدهایی منفی به همراه دارد.[۱۲] بر اساس این دیدگاه، زندگی در محیطی که امکان عمل به آموزه‌های دینی فراهم نباشد، بدون تلاش برای تغییر این شرایط از طریق هجرت، نوعی سهل‌انگاری نسبت به خویشتن تلقی می‌شود. این وضعیت ناشی از انتخاب آگاهانه فرد برای باقی ماندن در فضایی است که به تدریج مانع از رشد معنوی و التزام عملی به باورها می‌گردد. در چنین حالتی، عذر استضعاف و ناتوانی پذیرفته نیست، چرا که راه برون‌رفتی چون مهاجرت به محیطی مساعد پیش روی فرد وجود داشته است. بنابراین، هجرت در این چارچوب، انتخابی [۱۳] آمرزش گناهان، امنیت، بهشت جاودان و روزی فراواوان از جمله پاداش مهاجران در قرآن ذکر شده است.[۱۴]

هجرت در تاریخ اسلام

هجرت‌های نخستین در صدر اسلام، به‌عنوان عاملی زیربنایی در پیشبرد و تثبیت آیین اسلام در برابر مخالفان ارزیابی می‌شود.[۱۵] همان‌گونه که برخی محققان نوشته‌اند، جایگاه مهاجران در منظومۀ اسلامی از والاترین مرتبه برخوردار است. پیامبر اسلام و جامعۀ مسلمانان احترامی ویژه برای آنان قائل بودند، زیرا آنان برای انتشار دعوت اسلام، از تمامی دارایی‌ها و حتی جان خود گذشتند. این ایثارگری‌ها سبب شد فرهنگ اسلام از فضای محدود و پرفشار مکه فراتر رفته و به عرصه جهانی راه یابد.[۱۶]

در این میان، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه، نقشی محوری و تعیین‌کننده داشت. این رویداد سرآغاز تشکیل نخستین جامعۀ مبتنی بر آموزه‌های ناب اسلامی بود. در مدینه بود که پیامبر اسلام با انعقاد پیمان‌های اجتماعی و سیاسی، قبایل مختلف را تحت لوای «امت واحده» متحد ساخت و ساختار حکومتی اسلام را بنیان نهاد. این تحول، اسلام را از مرحلۀ یک دعوت فردی به یک نظام اجتماعی جامع ارتقا داد و ظرفیتی تمدن‌ساز برای آن ایجاد کرد.

اهمیت این هجرت به حدی است که مبدأ تاریخ اسلام قرار گرفت. این انتخاب، نشان‌دهندۀ آن است که از نگاه اسلام، هجرت به‌معنای عبور از مرحلۀ اضطرار و محدودیت به مرحلۀ تحقق و تکامل جامعه دینی است.[۱۷] گاه‌شمارهای هجری شمسی و قمری که بر این اساس استوار شده،[۱۸] امروزه در مناسبت‌های دینی، عبادی، حقوقی و زندگی روزمرۀ میلیاردها مسلمان در سراسر جهان، از جمله ایران، جریان دارد. اعیاد، ماه‌های رمضان و محرم، مناسک حج و بسیاری از وقف‌نامه‌ها و قراردادهای شرعی، همگی با این تاریخ سنجیده می‌شوند. این امر، تجلی تداوم پیوند معنوی امت اسلامی با آن نقطه عطف تاریخی است.

نقش هجرت بر فرهنگ اسلامی-ایرانی

هجرت امام رضا به ایران

پژوهشگران هجرت امام رضا به ایران را حرکتی سرنوشت‌ساز می‌دانند که بر بنیاد آگاهی عمیق از پیامدهای تاریخی آن صورت پذیرفت. این رویداد، نه تنها تحولی در جغرافیای مذهبی ایجاد کرد، بلکه کانونی نیرومند برای تمرکز جامعه شیعی فراهم آورد. پیش از آن، شیعیان پراکندگی جغرافیایی گسترده‌ای داشتند که به‌ناچار از دسترسی به بسیاری از ظرفیت‌های اجتماعی محروم می‌ماندند. با استقرار امام رضا در خراسان، این پراکندگی کاهش یافت و هستۀ اصلی شیعه در ایران شکل گرفت. این تمرکز، بستری شد برای تحولات آینده؛ از فروپاشی تدریجی حکومت عباسی تا ظهور دولت صفویه که اولین حکومت متمرکز شیعی بود. این روند تاریخی در نهایت به تکوین نهادهای منظم دینی، فرهنگی و سیاسی انجامید و زمینه را برای شکل‌گیری یک نظام اجتماعی مبتنی بر آموزه‌های شیعی در دوران معاصر فراهم کرد.[۱۹]

از سوی دیگر، این هجرت تنها به انتقال فیزیکی امام محدود نماند؛ بلکه با دعوت از امام‌زادگان برای حضور در ایران، شبکه‌ای گسترده از خاندان اهل‌بیت در این سرزمین استقرار یافتند. این حضور، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به هویت و سبک زندگی جوامع محلی ایفا کرده است. در دورافتاده‌ترین نقاط ایران، امام‌زاده‌ها به کانونی برای حیات دینی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده‌اند. این بقاع، نه فقط مکان‌های زیارتی، بلکه قلب تپنده‌ای برای حفظ آیین‌ها، مناسک، اخلاقیات و پیوندهای اجتماعی جوامع شیعی به شمار می‌روند. تأثیر این حضور در بافت روزمرۀ زندگی ایرانیان چنان نهادینه شده که گاه ناخودآگاه بخشی از روحیات و عواطف جمعی آنان را شکل می‌دهد.[۲۰]

در همین راستا، هجرت حضرت فاطمه معصومه به قم نیز حرکتی آگاهانه و در راستای تکمیل این نقشه تاریخی بود. استقرار وی در این شهر، آن را به قطب معنوی و علمی مهمی تبدیل کرد که تا امروز ادامه دارد. این حضور، تنها یک رویداد شخصی نبود، بلکه عاملی برای جابه‌جایی کانون‌های تأثیرگذاری معنوی در جهان اسلام شد.

به نظر محققان برآیند این جریانات تاریخی، شکل‌گیری تمدنی زنده و اثرگذار از دل فرهنگ شیعی است که امروز نه تنها به‌عنوان یک نظام اعتقادی، بلکه به‌عنوان یک الگوی فرهنگی و اجتماعی در عرصۀ جهانی شناخته می‌شود. نفوذ معنوی این الگو گاه آنچنان عمیق است که حتی در رفتارهای سیاسی ملت‌های دیگر نیز تجلی می‌یابد. محققان این پدیده را تنها نتیجۀ اقدامات سیاسی روز نمی‌دانند بلکه خیزشی ریشه‌دار تلقی می‌کنند که از ژرفای یک تاریخ آگاهانه و مدیریت شده نشأت می‌گیرد؛ تاریخی که با هجرت امام رضا فصل نوینی در آن گشوده شده است.[۲۱]

هجرت علمای دین

هجرت علما و مراجع دینی در گسترۀ تاریخ فرهنگ اسلامی-ایرانی، نقشی سازنده در پیوند دادن کانون‌های علمی، تقویت شبکه‌های فکری و نهادینه کردن معارف دینی در بستر جامعه داشته است. این جابه‌جایی‌ها، که گاه اختیاری و گاه بر اثر ضرورت‌های سیاسی-اجتماعی رخ می‌داده، تنها محدود به رفت‌وآمد میان ایران و عراق نبوده، بلکه حلقه‌ای از پیوندهای علمی و فرهنگی را در سراسر قلمرو تاریخی ایران، از جمله خراسان بزرگ (شامل مناطق امروزی افغانستان و آسیای مرکزی) تا بین‌النهرین و شامات تشکیل می‌داده است.[۲۲]

نمونه‌های برجسته این روند را می‌توان در هجرت عالمان جبل‌عامل لبنان به ایران در عصر صفوی، رفتن دانشمندان خراسانی به حوزه‌های علمیه عراق، و نیز رفت‌وآمد مستمر عالمان میان مراکزی چون هرات، بخارا، مشهد، اصفهان، قم و نجف مشاهده کرد. این حرکات، سبب انتقال و تلفیق دانش‌ها، تقویت زبان فارسی به‌عنوان حامل معارف اسلامی و غنای حوزه‌های فقهی، کلامی و عرفانی در دل فرهنگ اسلامی-ایرانی شد.[۲۳]

در دوران معاصر، این فرآیند با هجرت‌های تأسیسی‌ای همچون انتقال آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری از اراک به قم و بنیان‌گذاری حوزه علمیه قم، و سپس استقرار آیت‌الله بروجردی در این شهر، تکامل یافت. این رویدادها، قم را به کانونی جهانی برای تولید و انتشار معارف اسلامی در چارچوب فرهنگ ایرانی بدل کرد و شبکه‌ای منسجم از ارتباطات علمی در سراسر جهان اسلام ایجاد نمود.[۲۴]

پیامد این جریان تاریخی، شکل‌گیری و تداوم یک حوزه علمی و فرهنگی یکپارچه بوده که در آن، دانش‌های دینی با عناصر هویتی ایرانی درآمیخته و الگویی پایدار از زندگی دینی-فرهنگی را پدید آورده است. مبلغان و عالمان پرورش‌یافته در این شبکه، با سفر به مناطق مختلف، از شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده، نه تنها به تبلیغ احکام پرداخته‌اند، بلکه حاملان و نگاهبانان فرهنگ اسلامی-ایرانی بوده‌اند. حضور آنان در مناسبت‌هایی چون مراسم محرم و اعیاد مذهبی، به استانداردسازی آیین‌های مشترک، تحکیم هویت جمعی و تقویت انسجام اجتماعی انجامیده است.[۲۵]

نخستین دستاورد این هجرت‌ها برای خود عالمان، گسترش آگاهی و تعمیق بینش از طریق مواجهه با سنت‌ها و جریان‌های فکری مناطق گوناگون بوده است. در مقیاس کلان، نتیجه این فرآیند تاریخی، پدید آمدن تمدنی پویا مبتنی بر فرهنگ اسلامی-ایرانی است که با وجود پراکندگی جغرافیایی، توانسته است پیوندهای عمیق معرفتی و اجتماعی خود را حفظ کند و به عنوان الگویی تاثیرگذار در جهان اسلام تاباند.[۲۶]

در سطح داخلی امروزه هجرت کوتاه‌مدت و بلندمدت علمای حوزه‌های علمیه کشور به اقصی نقاط ایران، نقشی مشابه ولی متمرکز بر تکثیر و تعمیق دارد. محققان این حرکت را نوعی توزیع آگاهانه سرمایۀ معنوی می‌دانند که از یک کانون نیرومند به سراسر پیکره جامعه صورت می‌گیرد. مبلغان و عالمانی که از مراکز آموزش علوم دینی به مناطق مختلف، حتی دورافتاده‌ترین روستاها عزیمت می‌کنند، نه تنها به تبلیغ احکام می‌پردازند، که حاملان یک فرهنگ یکپارچۀ شیعی هستند که حضور آنان در ماه‌های محرم و صفر، در مراسم اعیاد و در حلقه‌های درس، سبب استانداردسازی نسبی مناسک، تقویت هویت مذهبی مشترک و ایجاد شبکه‌های همبستگی اجتماعی حول معارف اهل‌بیت می‌شود.[۲۷]

هجرت امام‌خمینی

محققان هجرت‌های امام خمینی را فرآیندی آگاهانه و تکاملی در راستای شکل‌بندی یک الگوی رهبری دینی در دوران معاصر می‌دانند. این حرکت‌ها، اگرچه در ظاهر گاه ناخواسته و تحت فشار بود، اما در باطن به خلق موقعیتی انجامید که وی را از یک مرجع سنتی به رهبری فرامحلی و جهانی تبدیل کرد.

هجرت به ترکیه، نخستین مواجهه مستقیم و نظام‌مند امام‌خمینی با دنیایی بیرون از حوزۀ سنتی ایران و عراق بود. زندگی در کشوری با حکومت لائیک، مشاهدۀ نتایج سکولاریسم بر جامعه، و تعامل با رسانه‌ها و افکار بین‌المللی، دغدغه‌های وی را از مسائل تنها فقهی به مفاهیمی مانند وطن، هویت ملی و ارتباط با جهان گسترش داد. این مرحله، آغاز بین‌المللی‌شدن قیام و تبدیل شخص امام به نماد اعتراضی فراتر از مرزها بود.[۲۸]

هجرت به نجف، اگرچه بازگشت به یک محیط حوزوی آشنا بود، اما در مقیاسی متفاوت و جهانی رقم خورد. حضور در کنار مراجع بزرگ و طلاب مختلف‌المللیه، وی را در کانون شبکۀ جهانی شیعه قرار داد. امام‌خمینی در این مرحله، با حفظ پایگاه علمی و تدوین نظریۀ ولایت فقیه، به تدریج نجف را به کانون سیاسی مبارزه تبدیل کرد. اقدامات اصلاحی مانند پرداخت یکسان شهریه، نه تنها بر فضای نجف تأثیر گذاشت، بلکه الگویی از مدیریت عادلانه و فراقومیتی را به نمایش گذاشت. این دوره، زمان پیوند خوردن جنبش داخلی ایران با پایگاه‌های مبارزاتی منطقه‌ای و بین‌المللی بود.[۲۹]

اما نقطۀ اوج این تحول، هجرت وی به پاریس بود. انتقال به قلب غرب، محدودیتی که رژیم پهلوی به دنبال آن بود را به بزرگ‌ترین فرصت تبدیل کرد. دسترسی آسان و مستقیم رسانه‌های جهانی به امام، اندیشه انقلاب اسلامی را در مرکز توجه جهان قرار داد. نوفل لوشاتو به قبه دوم اسلام تبدیل شد؛ کانونی که از آنجا خط‌مشی انقلاب، هم برای مردم ایران و هم برای ناظران جهانی تشریح می‌شد. این مرحله، عرصه تکمیل بلوغ رهبری امام بود؛ جایی که مفاهیم "مردمسالاری دینی، نقش تعیین‌کننده مردم و استقلال در قالبی جهانی عرضه گردید.[۳۰]

نتیجۀ این سیر هجرت، خلق الگویی جدید از مرجعیت دینی بود که در آن فقاهت، با بینش سیاسی جهانی، مهارت ارتباطات فراملی و درکی عمیق از تحولات جهان معاصر ترکیب شده بود. این هجرت‌ها، امام‌خمینی را از یک عالم سنتی به رهبری تبدیل کرد که توانست نهضتی محلی را به انقلابی با پیام جهانی بدل کند. همان‌گونه که هجرت امام رضا جغرافیای شیعه را متمرکز و تمدن‌ساز کرد، هجرت‌های امام خمینی نیز الگوی حکمرانی دینی را از حوزۀ نظر به عرصه عمل جهانی کشاند و اثبات کرد که تبعید می‌تواند به عاملی برای تعمیق نفوذ و گسترش گفتمان تبدیل شود.[۳۱]

پانویس

  1. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص۸۳۳.
  2. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.
  3. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص829.
  4. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  5. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  6. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  7. نصیری، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، 1389ش، ص۷۹.
  8. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  9. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  10. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷-۱۰۰.
  11. سورۀ توبه، آیۀ 20.
  12. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷.
  13. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۶.
  14. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، 1383ش، ص۲۲ و ۲۳.
  15. فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، 1389ش، ص۹۴.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
  17. هاشمی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین‌الملل»، 1402ش، ص۳۱۱.
  18. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸، ج۲، ص3.
  19. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  20. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  21. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  22. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  23. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  24. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  25. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  26. فلاح توتکار و پرویش، «مهاجرت علمای عتبات به ایران؛ بازتاب و پیامدهای آن»، 1391ش، ص77-80.
  27. «طرح هجرت با تکیه بر ارتباط مردمی، فرهنگ دینی را در بستر جامعه نهادینه می‌کند»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه خراسان.
  28. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  29. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  30. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  31. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.

مناب‎‏ع

«تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی، تاریخ بازدید: 15 دی 1404ش.

جلالی، سیدمجتبی، و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۴۸، پاییز ۱۴۰۲ش.

حسینی، سیدجواد، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، مجلۀ مبلغان، شمارۀ 53، 1383ش.

«سامانه‌هاارتباط با مدیرثبت نام پذیرش»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه خراسان، تاریخ درج مطلب: 19 آبان 1404ش.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.

طبری، ابن‌جریر، تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، ۱۴۰۸ق.

غضنفری، علی، ره رستگاری، قم، لاهیجی، 1382ش.

فجری، محمدمهدی، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، مبلغان، شماره ۱۳۰، تیر و مرداد ۱۳۸۹ش.

مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.

مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش.

  • نصیری، مهدی، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، فصلنامه سمات، شمارۀ 2، ۱۳۸۹ش.

«نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران، تاریخ درج مطلب: 7 آبان 1388ش.

هاشمی، سید محمدعلی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین‌الملل»، مطالعات حقوقی، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۲ش.