سلوکیها: دودمانی مقدونی-یونانی، حاکم بر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی
سلوکیها (۳۱۲-۶۴ ق.م) دودمانی مقدونی-یونانی بودند که پس از مرگ اسکندر، بر بزرگترین بخش از قلمرو او، از آسیای صغیر تا مرزهای هند، چیره شده و امپراتوری چندفرهنگی و پهناوری را بر هستۀ اصلی قلمرو هخامنشیان بنیان نهادند. تاریخ سیاسی این دودمان فراز و فرودی چشمگیر داشت که شامل تثبیت قدرت در زمان سلوکوس یکم و جانشینانش، فروپاشی تدریجی در شرق با استقلال باختر و پارت، احیای مقطعی در عصر آنتیوخوس سوم، و در نهایت شکست از روم و انقراض آن به دست پومپه میشد. سلوکیها برای ادارۀ این قلمرو متکثر، نظام ساتراپی هخامنشی را با تقسیمبندیهای نوین ادامه دادند و با بنیانگذاری شبکهای از شهرهای جدید سلطۀ نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود را تثبیت کردند. سیاست دینی آنان بر تساهل و همسانسازی تصویری خدایان یونانی با ایزدان محلی استوار بود و در کنار آن، کیش شخصیت پادشاه و ملکه را برای نهادینهسازی اقتدار خاندان سلطنتی بهکار میگرفتند. تلفیق فرهنگی در معماری، سکهها و هنرهای روزمره، رواج دیهیم بهعنوان نماد شاهی، و انتقال دانش بابلی به جهان یونانی از دیگر وجوه برجستۀ این دوره است. میراث اداری، نظام پولی، شهرسازی و نمادهای سلطنتی سلوکی تا دورههای اشکانی و ساسانی تداوم یافت، بااینحال این دودمان در حافظۀ تاریخی ایران تقریباً غایب است.
بستر و هویت تاریخی
سلوکیها وارث بزرگترین بخش از قلمرو اسکندر مقدونی بودند که در اوج قدرتش از دریای اژه تا مرزهای هند گسترده شده بود.[۱] این امپراتوری را سلوکوس یکم نیکاتور، از سرداران برجستۀ اسکندر مقدونی، بنیان نهاد و بر پهنهای فرمان میراند که پیشتر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی به شمار میرفت.[۲] فراوانی حوزههای فرهنگی گوناگون در این قلمرو ــ از آسیای صغیر و سوریه تا بینالنهرین، فلات ایران و آسیای مرکزی ــ این دولت را به یک امپراتوری به معنای واقعی تبدیل کرده بود.[۳]
با این حال، ماهیت دقیق این امپراتوری ــ میزان یونانی، مقدونی، ایرانی یا آمیزهای بودن آن ــ موضوع مناقشهای دیرپا میان مورخان بوده است. پژوهشهای جدید، بهویژه از دههٔ ۱۹۹۰ به این سو، کوشیدهاند از دوگانهٔ شرق-غرب فراتر روند. پیش از آن، دو دیدگاه غالب بود؛ دیدگاه یونانمحور قرن نوزدهم که سلوکیها را حاملان فرهنگ یونانی به شرق میدانستند. در مقابل آن، رویکرد پسااستعماری دههٔ ۱۹۷۰ مطرح بود که آنان را وارث ساختارهای هخامنشی و صرفاً امپراتوری شرقی میشمرد.[۴]
اما دیدگاه امروزی تأکید میکند که امپراتوری سلوکی نه غربی بود و نه شرقی، بلکه سلوکی بود.[۵] پدیدهای تاریخی مستقل با هویتی ترکیبی از عناصر یونانی، مقدونی، ایرانی و بینالنهرینی. این راهبرد فرهنگی درباری پویا و جهانوطنی را به وجود آورده بود که نه غربی بود و نه شرقی.[۶]
تاریخ سیاسی
تاریخ سیاسی امپراتوری سلوکی را میتوان در چهار دورهٔ متمایز جای داد که فراز و فرودهای این دودمان را در طول نزدیک به دو قرن و نیم بازمینمایاند.
دوران بنیانگذاری و تثبیت (۳۱۲-۲۶۱ ق.م)
سرآغاز تاریخ سلوکیها با پسگیری بابل به دست سلوکوس یکم در ۳۱۲ ق.م دانسته میشود؛ رویدادی که هم مبدأ گاهشماری سلوکی واقع شد و هم هستهٔ نخستین امپراتوری را شکل داد.[۷][۸] سلوکوس را که آنتیگونوس یکچشم به مصر متواری ساخته بود، با حمایت بطلمیوس یکم بازگشت و از سوی مردم بابل -که از دورۀ نخست ساتراپی وی محبوبیتی نزد آنان یافته بود- پذیرفته شد.[۹][۱۰] طی جنگ بابلی (۳۱۱-۳۰۹ ق.م)، سلوکوس پیروزی قاطعی بر نیروهای آنتیگونوس به دست آورد و ساتراپیهای ماد، سوزیانا و دیگر مناطق شرقی را ضمیمه کرد.[۱۱][۱۲]
سپس رو به شرق نهاد و میان سالهای ۳۰۸ تا ۳۰۵ ق.م، سلوکوس شرقیترین ساتراپیهای امپراتوری پیشین هخامنشی از جمله باختر و سغد را فتح کرد و تا رود سند پیش رفت؛[۱۲][۱۳] اما در هند با قدرت نوظهور چاندراگوپتا، بنیانگذار دودمان مائوریا، روبرو شد(حدود ۳۰۵-۳۰۲ ق.م). نتیجهاش پیمان صلحی بود که بر أساس آن سلوکوس از ادعای خود بر سرزمینهای جنوب هندوکش چشم پوشید و در مقابل ۵۰۰ فیل جنگی و برقراری پیوند ازدواج، میان دو دودمان دریافت کرد. از آن پس استفاده از فیلها به یکی از ارکان قدرت نظامی سلوکیها تبدیل شد.[۱۴][۱۲][۱۵]
در غرب، سرنوشت امپراتوری در نبرد ایپسوس (۳۰۱ ق.م) رقم خورد. سلوکوس در ائتلاف با لوسیماخوس و کاساندر دو تن از سرداران و جانشینان اسکندر، در برابر آنتیگونوس یکچشم و پسرش دِمتریوس صفآرایی کرد. کاربرد فیلها به پیروزی ائتلاف و مرگ آنتیگونوس انجامید و سلوکوس آناتولی شرقی و سوریه را به قلمرو خود افزود.[۱۶][۱۷] در همین سالها، سلوکوس عنوان پادشاهی (basileus) را که از ۳۰۶ ق.م میان دیادوخها (Diadochi، جانشینان اسکندر) مرسوم شده بود، رسماً برگزید.[۱۸][۱۹]
سالهای پایانی عمر سلوکوس به تحکیم اداری قلمرو گذشت. او شمار ساتراپیها را به ۷۲ عدد رساند و شهرهای بسیاری بنا نهاد که نام خود، پدرش آنتیوخوس، مادرش لائودیکه و همسر شرقیتبارش آپامه را بر خود داشتند: از جمله سلوکیه بر کرانهٔ دجله، انطاکیه در سوریه، آپامیا و لائودیکه.[۲۰][۲۱] سلوکیه بر دجله با جمعیتی بالغ بر ۶۰۰ هزار نفر، به یکی از بزرگترین کلانشهرهای جهان باستان تبدیل شد.[۲۲]
سلوکوس در ۲۸۱ ق.م، در آستانۀ بازگشت به مقدونیه به دست بطلمیوس کِراونوس ترور شد.[۲۳] پسرش آنتیوخوس یکم (۲۸۱-۲۶۱ ق.م) به سلطنت رسید.[۱۲][۲۴] مادر آنتیوخوس، آپامه، شاهزادهای باختری بود و این تبار مشروعیت او را نزد نخبگان شرقی افزایش میداد.[۲۵] آنتیوخوس یکم گالاتیها را در نبرد فیلها شکست داد و شهرسازی پدر را با بازسازی مرو، هرات و آیخانوم در باختر ادامه داد.[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹]
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 1.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 63.
- ↑ Degen, “Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 126.
- ↑ Strootman, “The Seleukid Empire between Orientalism and Hellenocentrism: Writing the History of Iran in the Third and Second Centuries BCE”, Nāme-ye Irān-e Bāstān: The International Journal of Ancient Iranian Studies, 27-30.
- ↑ Daryaee, Rollinger and Canepa, “Introduction”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 4.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 64.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 105-106.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 83.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19-21.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 31.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 106.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۴.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۸۸.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 180-193.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 35.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۰.
- ↑ Coşkun and Wenghofer, “Introduction: The Dialectics of Seleukid Ideology”, Seleukid Ideology: Creation, Reception and Response, 13.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 175.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 121-122.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱: ۱۳۹.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۴.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 195-197.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 30.
- ↑ Kärvegård and Dorn, Religious Practices in Ai-Khanoum: The Three Temples in Comparison, 1.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۵-۳۹۶.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 1: 34.