پیشنویس:سلوکیها
سلوکیها: دودمانی مقدونی-یونانی، حاکم بر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی
سلوکیها (۳۱۲-۶۴ ق.م) دودمانی مقدونی-یونانی بودند که پس از مرگ اسکندر، بر بزرگترین بخش از قلمرو او، از آسیای صغیر تا مرزهای هند، چیره شده و امپراتوری چندفرهنگی و پهناوری را بر هستۀ اصلی قلمرو هخامنشیان بنیان نهادند. تاریخ سیاسی این دودمان فراز و فرودی چشمگیر داشت که شامل تثبیت قدرت در زمان سلوکوس یکم و جانشینانش، فروپاشی تدریجی در شرق با استقلال باختر و پارت، احیای مقطعی در عصر آنتیوخوس سوم، و در نهایت شکست از روم و انقراض آن به دست پومپه میشد. سلوکیها برای ادارۀ این قلمرو متکثر، نظام ساتراپی هخامنشی را با تقسیمبندیهای نوین ادامه دادند و با بنیانگذاری شبکهای از شهرهای جدید سلطۀ نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود را تثبیت کردند. سیاست دینی آنان بر تساهل و همسانسازی تصویری خدایان یونانی با ایزدان محلی استوار بود و در کنار آن، کیش شخصیت پادشاه و ملکه را برای نهادینهسازی اقتدار خاندان سلطنتی بهکار میگرفتند. تلفیق فرهنگی در معماری، سکهها و هنرهای روزمره، رواج دیهیم بهعنوان نماد شاهی، و انتقال دانش بابلی به جهان یونانی از دیگر وجوه برجستۀ این دوره است. میراث اداری، نظام پولی، شهرسازی و نمادهای سلطنتی سلوکی تا دورههای اشکانی و ساسانی تداوم یافت، بااینحال این دودمان در حافظۀ تاریخی ایران تقریباً غایب است.
بستر و هویت تاریخی
سلوکیها وارث بزرگترین بخش از قلمرو اسکندر مقدونی بودند که در اوج قدرتش از دریای اژه تا مرزهای هند گسترده شده بود.[۱] این امپراتوری را سلوکوس یکم نیکاتور، از سرداران برجستۀ اسکندر مقدونی، بنیان نهاد و بر پهنهای فرمان میراند که پیشتر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی به شمار میرفت.[۲] فراوانی حوزههای فرهنگی گوناگون در این قلمرو ــ از آسیای صغیر و سوریه تا بینالنهرین، فلات ایران و آسیای مرکزی ــ این دولت را به یک امپراتوری به معنای واقعی تبدیل کرده بود.[۳]
با این حال، ماهیت دقیق این امپراتوری ــ میزان یونانی، مقدونی، ایرانی یا آمیزهای بودن آن ــ موضوع مناقشهای دیرپا میان مورخان بوده است. پژوهشهای جدید، بهویژه از دههٔ ۱۹۹۰ به این سو، کوشیدهاند از دوگانهٔ شرق-غرب فراتر روند. پیش از آن، دو دیدگاه غالب بود؛ دیدگاه یونانمحور قرن نوزدهم که سلوکیها را حاملان فرهنگ یونانی به شرق میدانستند. در مقابل آن، رویکرد پسااستعماری دههٔ ۱۹۷۰ مطرح بود که آنان را وارث ساختارهای هخامنشی و صرفاً امپراتوری شرقی میشمرد.[۴]
اما دیدگاه امروزی تأکید میکند که امپراتوری سلوکی نه غربی بود و نه شرقی، بلکه سلوکی بود.[۵] پدیدهای تاریخی مستقل با هویتی ترکیبی از عناصر یونانی، مقدونی، ایرانی و بینالنهرینی. این راهبرد فرهنگی درباری پویا و جهانوطنی را به وجود آورده بود که نه غربی بود و نه شرقی.[۶]
تاریخ سیاسی
تاریخ سیاسی امپراتوری سلوکی را میتوان در چهار دورهٔ متمایز جای داد که فراز و فرودهای این دودمان را در طول نزدیک به دو قرن و نیم بازمینمایاند.
دوران بنیانگذاری و تثبیت (۳۱۲-۲۶۱ ق.م)
سرآغاز تاریخ سلوکیها با پسگیری بابل به دست سلوکوس یکم در ۳۱۲ ق.م دانسته میشود؛ رویدادی که هم مبدأ گاهشماری سلوکی واقع شد و هم هستهٔ نخستین امپراتوری را شکل داد.[۷][۸] سلوکوس را که آنتیگونوس یکچشم به مصر متواری ساخته بود، با حمایت بطلمیوس یکم بازگشت و از سوی مردم بابل -که از دورۀ نخست ساتراپی وی محبوبیتی نزد آنان یافته بود- پذیرفته شد.[۹][۱۰] طی جنگ بابلی (۳۱۱-۳۰۹ ق.م)، سلوکوس پیروزی قاطعی بر نیروهای آنتیگونوس به دست آورد و ساتراپیهای ماد، سوزیانا و دیگر مناطق شرقی را ضمیمه کرد.[۱۱][۱۲]
سپس سلوکوس رو به شرق نهاد و میان سالهای ۳۰۸ تا ۳۰۵ ق.م، شرقیترین ساتراپیهای امپراتوری پیشین هخامنشی از جمله باختر و سغد را فتح کرد و تا رود سند پیش رفت؛[۱۲][۱۳] اما در هند با قدرت نوظهور چاندراگوپتا، بنیانگذار دودمان مائوریا، روبرو شد(حدود ۳۰۵-۳۰۲ ق.م). نتیجهاش پیمان صلحی بود که بر أساس آن سلوکوس از ادعای خود بر سرزمینهای جنوب هندوکش به ازای دریافت ۵۰۰ فیل جنگی و برقراری پیوند ازدواج میان دو دودمان، چشم پوشید. از آن پس استفاده از فیلها به یکی از ارکان قدرت نظامی سلوکیها تبدیل شد.[۱۴][۱۲][۱۵]
در غرب، سرنوشت امپراتوری در نبرد ایپسوس (۳۰۱ ق.م) رقم خورد. سلوکوس در ائتلاف با لوسیماخوس و کاساندر دو تن از سرداران و جانشینان اسکندر، در برابر آنتیگونوس یکچشم و پسرش دِمتریوس صفآرایی کرد. کاربرد فیلها به پیروزی ائتلاف و مرگ آنتیگونوس انجامید و سلوکوس آناتولی شرقی و سوریه را به قلمرو خود افزود.[۱۶][۱۷] در همین سالها، سلوکوس عنوان پادشاهی (basileus) را که از ۳۰۶ ق.م میان دیادوخها (Diadochi، جانشینان اسکندر) مرسوم شده بود، رسماً برگزید.[۱۸][۱۹]
سالهای پایانی عمر سلوکوس به تحکیم اداری قلمرو سپری شد؛ او شمار ساتراپیها را به ۷۲ عدد رساند و شهرهای بسیاری بنا نهاد که نام خود، پدرش آنتیوخوس، مادرش لائودیکه و همسرش آپامه را بر خود داشتند: از جمله سلوکیه بر کرانهٔ دجله، انطاکیه در سوریه، آپامیا و لائودیکه.[۲۰][۲۱] سلوکیۀ دجله با جمعیتی بالغ بر ۶۰۰ هزار نفر، به یکی از بزرگترین کلانشهرهای جهان باستان تبدیل شد.[۲۲]
سلوکوس در ۲۸۱ ق.م، در آستانۀ بازگشت به مقدونیه به دست بطلمیوس کِراونوس ترور شد.[۲۳] پسرش آنتیوخوس یکم (۲۸۱-۲۶۱ ق.م) به سلطنت رسید.[۱۲][۲۴] مادر آنتیوخوس، آپامه، شاهزادهای باختری بود و این تبار مشروعیت او را نزد نخبگان شرقی افزایش میداد.[۲۵] آنتیوخوس یکم گالاتیها را در نبرد فیلها شکست داد و شهرسازی پدر را با بازسازی مرو، هرات و آیخانوم در باختر ادامه داد.[۲۶][۲۷][۲۸]
دوران افول و درگیریهای داخلی (۲۶۱-۲۲۳ ق.م)
مرگ آنتیوخوس یکم در ۲۶۱ ق.م و بهقدرترسیدن پسرش آنتیوخوس دوم (۲۶۱-۲۴۶ ق.م) سرآغاز دورانی از بیثباتی فزاینده بود. آنتیوخوس دوم، بیشتر دوران سلطنت خود را درگیر جنگ دوم سوریه (۲۶۰-۲۵۳ ق.م) با بطلمیوس دوم گذراند که در نهایت با ازدواج سیاسی او با برنیکه، دختر بطلمیوس، و طلاق همسر نخستش لائودیکه، به صلح انجامید.[۲۹][۳۰]
پس از مرگ آنتیوخوس دوم در ۲۴۶ ق.م، لائودیکه پسرش سلوکوس دوم را جانشین خواند و بطلمیوس سوم برای دفاع از حقوق خواهرش برنیکه به سوریه لشکر کشید. در طی جنگ سوم سوریه (جنگ لائودیکه، ۲۴۶-۲۴۱ ق.م) بطلمیوس سوم موقتاً بابل را تسخیر کرد.[۳۱]
همزمان با جنگ لائودیکه، دو ساتراپی کلیدی شرق، باختر و پارت، سر به شورش برداشتند. در باختر (بلخ)، دیودوتوس یکم، ساتراپ یونانی این منطقه، بهتدریج استقلال عملی را اعلام کرد.[۳۲][۳۳] در پارت نیز آندرآگوراس سر به شورش برداشت که سرانجام به شکلگیری امپراتوری اشکانی منتهی شد.[۳۴][۳۵] این جداییها که در حدود ۲۵۰ ق.م رخ دادند، امپراتوری سلوکی را برای همیشه از سرزمینهای پهناور شرق محروم ساختند.[۳۶]
بحران با شورش آنتیوخوس هیراکس، برادر کوچکتر سلوکوس دوم، در آسیای صغیر تشدید شد و تا زمان مرگ هیراکس در تبعید ادامه یافت.[۳۷][۳۸] سلوکوس سوم (۲۲۶-۲۲۳ ق.م) نیز پس از سه سال سلطنت در جنگ کشته شد [سایکس، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۴۰۳] و آنتیوخوس سوم در ۲۲۳ ق.م در حالی بر تخت نشست که امپراتوری در آستانۀ فروپاشی بود.[۳۹] نخستین آزمون او مقابله با شورش مولون، ساتراپ ماد بود که با حمایت گستردۀ مردم محلی همراه شده بود. آنتیوخوس در ۲۲۰ ق.م مولون را شکست داد و شورش را سرکوب کرد.[۴۰][۴۱]
احیای موقت قدرت (۲۲۳-۱۴۱ ق.م)
آنتیوخوس سوم (۲۲۳-۱۸۷ ق.م)، امپراتوری را از فروپاشی نجات داد.[۴۲] با لشکرکشی بزرگ شرقی (۲۱۲-۲۰۵/۴ ق.م) کوشید حاکمیت سلوکی را بر ساتراپیهای شرقی بازگرداند.[۴۳][۴۴] بدین منظور به پارت لشکر کشید و ارشک دوم را شکست داد و با او پیمان اتحاد بست.[۴۵] سپس اوتیدموس یکم را در باختر پس از دو سال محاصره به صلح واداشت.[۴۶][۴۷][۴۸]
در غرب، آنتیوخوس سوم در جنگ پنجم سوریه (۲۰۲-۱۹۵ ق.م) بطلمیوس پنجم را شکست داد و کوئله سوریه (فلسطین و فنیقیه) را ضمیمه کرد.[۴۹] اما در اروپا ارتش چندقومیاش از لژیونهای رومی شکست خورد و بر اساس پیمان صلح با رومیها (۱۸۸ ق.م) سلوکیها تمامی سرزمینهای غرب کوههای توروس را از دست داده، ناوگانشان را محدود و غرامتی سنگین را متقبل شدند.[۵۰][۵۱]
آنتیوخوس سوم که برای تأمین غرامت به منابع مالی نیاز داشت، در ۱۸۷ ق.م به عیلام لشکر کشید و در آنجا هنگام غارت یک معبد کشته شد.[۵۲] پسرش آنتیوخوس چهارم اپیفانس (۱۶۴-۱۸۷ ق.م) کوشید با شهرسازی و سیاستهای تلفیقگرایانه، قدرت را بازسازی کند.[۵۳] اما تلاشش برای هلنیسازی اجباری یهودیه به شورش مکابیان (۱۶۷-۱۶۰ ق.م) انجامید که سرانجام استقلال یهودیه را در پی داشت.[۵۴] سرانجام آنتیوخوس چهارم در ۱۶۴ ق.م در پرسیس (نزدیک اصفهان امروزی) درگذشت.[۵۲]
مرگ آنتیوخوس چهارم، امپراتوری را بار دیگر در گرداب بحران جانشینی فرو برد. در شرق، اشکانیان به رهبری مهرداد یکم (حدود ۱۷۱-۱۳۸ ق.م) در حدود ۱۴۸ ق.م ماد را تصرف و در ۱۴۱ ق.م، سلوکیۀ دجله و بابل را به قلمرو خود ضمیمه کرد.[۵۵][۵۶]
افول نهایی و سقوط (۱۴۱-۶۴ ق.م)
پس از سقوط بابل، تاریخ سلوکیها به نزاعهای خاندانی و تلاشهای نافرجام برای بازپسگیری قلمرو تبدیل شد. در ۱۳۹ ق.م، دِمتریوس دوم نیکاتور (۱۴۵-۱۳۸ ق.م) لشکرکشیای برای بازپسگیری ساتراپیهای شرقی ترتیب داد، اما در نبردی به اسارت اشکانیان درآمد.[۵۷][۵۸]
واپسین تلاش جدی برای احیای قدرت در شرق، لشکرکشی آنتیوخوس هفتم سیدتس (۱۳۸-۱۲۹ ق.م) بود. او با ارتشی بزرگ در ۱۳۰ ق.م به سوی شرق حرکت کرد و توانست بابل و ماد را بازپسگیرد.[۵۹][۶۰] مردم ماد که از سرداران سلوکی دلخوش نبودند، با اشکانیان ارتباط برقرار کردند و در نبرد سرنوشتسازی، آنتیوخوس هفتم کشته شد.[۶۰] این رویداد، پایان قطعی سلطهٔ سلوکیها بر فلات ایران را رقم زد.[۶۱]
در غرب، امپراتوری به سوریه و بخشهایی از کیلیکیه محدود شد و درگیر جنگهای داخلی بیپایان گردید. سرانجام در ۶۴ ق.م، پومپه، سردار رومی، آخرین پادشاه سلوکی را برکنار و سوریه را به استان رومی تبدیل کرد.[۶۲][۶۳]
ساختار اداری و اقتصادی
اساس سازماندهی امپراتوری سلوکیها، نظام ساتراپی بود که مستقیماً از دوران هخامنشی به ارث رسیده بود. قلمرو به ساتراپیهای بزرگ تقسیم میشد که در رأس هر یک، ساتراپ یا استرتیگاس(strategos) قرار داشت. بااینحال، ساتراپیهای سلوکی کوچکتر از دورهٔ هخامنشی بودند و قدرت ساتراپها نیز محدودتر شده بود؛ آنان از مرکز دستور میگرفتند و ادارات مالی ساتراپیها نیز مستقل از آنان عمل میکردند.[۶۴][۶۵]
نوآوری اصلی سلوکیها، ایجاد یک لایهٔ میانی جدید به نام اپارشی بود. هر ساتراپی به چندین اپارشی (eparchy) تقسیم میشد و این واحدهای کوچکتر، انعطافپذیری بیشتری برای ادارهٔ محلی فراهم میکردند.[۶۶] در رأس هر اپارشی، والیی ملقب به اپیستات (epistatēs) قرار داشت که بر کلیهٔ امور سیاسی و مالی آن حوزه نظارت میکرد.[۶۵] در سطحی پایینتر، واحدهای کوچکتری به نام هیپارشی(hyparchy) وجود داشتند که شامل تعدادی روستا میشدند.[۶۷]
عنوان استرتیگاس بهتدریج جایگزین عنوان ساتراپ گردید و آنتیوخوس سوم در اواخر سدهٔ سوم ق.م عنوان ساتراپ را رسماً لغو و استرتیگاس را برای تمام استانها تعمیم داد.[۶۸] ساتراپیهای شرقی اغلب تحت فرماندهی یک استرتیگاس کل قرار داشتند که مقر او در هگمتانه بود.[۶۹]
در حوزهٔ اقتصاد، سلوکیها ساختار مالی هخامنشی را به ارث بردند. اساس این نظام، مالیاتبندی بر اساس انواع زمین از قبیل سلطنتی، اشرافی و وقفی معابد بود.[۷۰] مالیات اصلی که در منابع فُروس (phoros) یا خراج نامیده میشد، مبلغی ثابت و غیرقابلکاهش بود که از شهرها و قبایل وصول میگردید. در کنار آن، انواع دیگری از مالیات شامل مالیات سرانه، بر معاملات، بر ثروت و بر برده نیز اخذ میشد.[۷۱] سلوکیها برای تأمین هزینههای دولت و پاداش به وفاداران، زمینهای بزرگ را به شاه، خاندان سلطنتی، درباریان، سرداران و مالکان عمدهٔ یونانی، مقدونی و ایرانی واگذار میکردند؛[۷۲] در عین حال، آنان از اعطای معافیتهای مالیاتی نیز بهعنوان ابزاری مؤثر برای جلب وفاداری شهرها و نخبگان محلی استفاده میکردند.[۷۳]
نظام پولی سلوکیها از یکپارچگی قابلتوجهی برخوردار بود. آنان استاندارد وزنی آتیک را برای سکههای نقرهٔ خود برگزیدند و تمام سکههای ضربشده در این استاندارد، بهآزادی در گردش بودند.[۷۴] واحد اصلی سکه، چهاردراخمی با وزن حدود ۱۷ گرم بود و تنها سکههای شاهی پول رایج و قانونی به شمار میرفتند.[۷۵] تحلیلهای آماری نشان میدهد که سکههای نقره در تجارت بیناستانی و سکههای مسی عمدتاً به عنوان پول خرد در سطح محلی گردش میکردند.[۷۶] بررسیهای متالورژیکی جدید نیز نشاندهندهٔ یک شبکهٔ منظم از تهیه و توزیع فلز (مس و آلیاژهای آن جهت ضرب سکه) در سراسر شرق مدیترانه است که احتمالاً توسط ادارهٔ متمرکز سلوکی هماهنگ میشد.[۷۷]
تسلط سلوکیها بر راههای کاروانرو و گذرگاههای استراتژیک، درآمد زیادی از راه تجارت بینالمللی نصیب امپراتوری میکرد. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد ــ که هم به مدیترانه و هم به خلیج فارس و آسیای مرکزی دسترسی داشتند ــ آنان را در مرکز شبکههای تجاری شرق-غرب قرار میداد.[۷۸]
در دریا نیز سلوکیها حضور فعالی داشتند. ناوگان سلوکی در خلیج فارس مسئول حفاظت از مسیرهای تجاری دریایی بود و سلوکوس یکم و آنتیوخوس یکم پایگاههای دریایی در جزایر خلیج فارس، از جمله ایکاروس (فیلکه امروزی) و تیلوس (بحرین) تأسیس کردند.[۷۹] سلوکیهٔ دجله نیز کانون تجارت بین هند، مدیترانه و مکانهای میانآنها باقی ماند.[۸۰][۸۱]
شهرسازی و اسکان نظامی
سلوکیها بنیانگذاری شبکهای از شهرهای یونانینشین در سراسر قلمرو را به عنوان ابزاری نوین برای تحکیم قدرت خود، به کار گرفته بودند. این سیاست که ریشه در برنامههای اسکندر داشت، با هدفی دوگانه دنبال میشد: اسکان کهنهسربازان و مهاجران یونانی-مقدونی بهعنوان پایگاههای نظامی وفادار، و ترویج فرهنگ و زبان یونانی بهعنوان عامل انسجامبخش در امپراتوری چندفرهنگی.[۸۲][۸۳]
سلوکوس و آنتیوخوس یکم در این زمینه پیشگام بودند. سلوکوس با بنیانگذاری سلوکیه بر دجله و چهار شهر تتراپولیس در سوریه (انطاکیه، سلوکیه پیریا، آپامیا و لائودیکه)، شبکهٔ شهری خود را پایهگذاری کرد[۸۴] آنتیوخوس یکم نیز شهرهای جدیدی در شرق بنا نهاد یا شهرهای کهن را بازسازی کرد.[۸۵][۸۶]
این شهرها بر اساس کارکرد به چهار دسته تقسیم میشدند: نظامی، بازرگانی-تولیدی، کشاورزی-تولیدی، و سیاسی-اداری[۸۷] راهبرد اصلی اسکان، شکلگیری مستعمرهٔ نظامی (katoikia) بود، نه شهر یونانی (polis) در این مستعمرات، به مهاجران قطعه زمینی (kleros) اعطا میشد که در ازای آن، خود و فرزندانشان موظف به خدمت نظامی بودند. هدف نهایی هر مستعمرهٔ نظامی، تبدیلشدن به یک پولیس کامل با شورا، مجمع، قضات منتخب و ژیمناسیوم بود.[۸۸]
شهرهای سلوکی با الگوی شطرنجی هیپودام (Hippodamian Plan) طراحی میشدند و عناصر اصلی آنها شامل آگورا (میدان مرکزی)، معابد، تئاتر، ژیمناسیوم، حمامها و ساختمانهای اداری بود. با این حال، این شهرها با پولیسهای یونان قدیم تفاوتهای اساسی داشتند که مهمترین آن محدود بودن خودمختاری آنها در أمور داخلی بود.[۸۹] در رأس شورای این شهرها، نمایندگان شاه به نام اپیستات (epistatēs) قرار داشتند که وفاداری شهر را تضمین میکردند.[۹۰]
شهر آیخانوم در باختر (بلخ)، که مهمترین محوطهٔ کاوششدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی است، نمونهٔ عالی از این شهرهای ترکیبی را به نمایش میگذارد. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م، در زمان آنتیوخوس یکم، بهعنوان یک شهر سلطنتی و مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.[۹۱] فرهنگ مادی آن، عناصر یونانی را در کنار ویژگیهای بینالنهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی به نمایش میگذارد.[۹۲] در حالی که شهر دارای ژیمناسیوم، تئاتر و فواره بود، اما تنها معابد کشفشده در این محوطه، طراحی پارسی و بینالنهرینی دارند و هیچ نشانی از سنت معماری مذهبی یونانی در آنها دیده نمیشود. کاخ سلطنتی آیخانوم نیز چیدمانی برگرفته از کاخهای هخامنشی مانند تختجمشید و شوش داشت؛ در حالیکه جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بودند.[۹۳]
سیاست زبانی
سیاست زبانی سلوکیها، بازتابی روشن از رویکرد کلی آنان در ایجاد تعادل میان عناصر یونانی و محلی بود. دربار سلوکی اساساً دوزبانه عمل میکرد؛ یونانی زبان دیوان، ارتش و مکاتبات رسمی بود، در حالی که آرامی به عنوان زبان میانجی مردم و نیز زبان اداری کهن هخامنشی، همچنان در مکاتبات محلی و اسناد حقوقی به کار میرفت. اسناد اورومان در کردستان ایران، که از یک شهرکی نظامی سلوکی سرچشمه میگیرند، حاکی از رواج زبان و حقوق یونانی در کنار نامهای ایرانی است.[۹۴] در سلوکیهٔ دجله، کتیبههای یونانی و آرامی بر روی ظروف اداری کشف شده که هم نامهای یونانی و هم ایرانی را ذکر میکنند.[۹۵]
استفاده از زبان یونانی در میان نخبگان محلی، لزوماً نشانهٔ یونانیشدن قومی نبود. هویت ایرانی در دوران باستان نه مبتنی بر زبان، بلکه بر اساس اشتراک در اندیشهها و اعمال دینی بود.نامهای یونانی در اسناد سلوکی، در بهترین حالت نشاندهندهٔ وابستگی به امپراتوری هستند، نه شاهد بر هویت قومی[۹۶] فرمانروایان محلی پارس (فَرْتَرَکِهها)، در حالی که یونانی زبان رسمی دولت سلوکی بود سکههای خود را با خط آرامی و زبان ایرانی میانه ضرب میکردند که نشانهٔ تداوم سنت هخامنشی بود.[۹۷]
افزون بر این دو زبان گفتاری، زبان تعاملی نیکوکاری (Euergetism) نیز به عنوان یک زبان سیاسی مشترک میان پادشاه و شهرها عمل میکرد. بر أساس این زبان رفتاری، شاه با اعطای امتیازات (مالیات، خودمختاری) و شهرها با اعطای افتخارات (القاب، مجسمه، کتیبه) به تعامل میپرداختند. این زبان در سه قالبِ کتیبههای افتخاری، فرمانهای سلطنتی و مکاتبات دیپلماتیک ظهور مییافت و سلطهٔ نظامی را به رابطهای اخلاقی و ثباتآفرین بدل میکرد.[۹۸]
ساختار اجتماعی
در رأس هرم اجتماعی سلوکی، خاندان سلطنتی و حلقهٔ نزدیک به دربار جای داشت؛ نهادی که ماهیتی یونانی‑مقدونی داشت و پژوهشها نشان میدهند در سدهٔ سوم پیش از میلاد درصد ناچیزی از نخبگان درباری را غیر یونانیان تشکیل میدادند[۹۹] پس از خاندان سلطنتی، مستعمرهنشینان نظامی مقدونی (katoikoi) قرار میگرفتند که ستون فقرات فالانژ سنگیناسلحه را تأمین و در برابر خدمت نظامی، زمین دریافت میکردند.[۱۰۰] با این حال، قدرت نظامی صرفاً در دست آنان نبود. حدود نیمی از نظامیان را مزدوران یونانی، تراکیایی، گالاتی، و دهها هزار نیروی کمکی از اعراب، مادها، کیسیها و دیگر اقوام تشکیل میدادند.[۱۰۱][۱۰۲]
فروتر از این گروه، اشراف و روحانیون محلی جای داشتند که سلوکیان برای حفظ پایداری امپراتوری ناگزیر به همکاری با آنان بودند. نمونۀ برجسته از این گروه خاندان فرترکه در پارس است که بهنمایندگی از سلوکیان حکومت میکردند.[۱۰۳] این رابطه را میتوان ائتلافی کاری دانست که با واگذاری زمین، حق ضرب سکه، و ازدواجهای سیاسی استوار میشد و وفاداری نخبگان بومی به دست میآمد.[۱۰۴]
پژوهشهای جدید تصویر سنّتی حاکمیت مطلق نخبهٔ یونانی بر مردمان بومی را رد میکنند؛ چرا که تمایزات اقتصادی‑اجتماعی همیشه بر خطوط قومی منطبق نبودند و بازرگانان و صاحبمنصبان بومی نیز در شبکههای قدرت سهیم میشدند.[۱۰۵] در این میان روحانیان نیز نقشی واسطهای ایفا میکردند؛ چنانچه در بابل، کاهنان با حفظ ساختارهای سنتی معبد، خود را بهعنوان حلقهٔ پیوند میان حکومت و جامعهٔ محلی تثبیت کرده بودند.[۱۰۶]
در قاعدهٔ هرم، تودهٔ دهقانان و جمعیتهای وابسته قرار داشتند که اکثریت قاطع جمعیت امپراتوری را تشکیل میدادند. این دهقانان که در منابع یونانی غالباً با عنوان لائویی (laoi) از آنها یاد شده است، بر روی زمینهای سلطنتی، زمینهای واگذارشده به شهرها، یا املاک اشراف کار میکردند و هم میپرداختند.[۱۰۷] آنان گرچه خود را آزاد میدانستند، اما سیاستهای مالی سلوکی آنان را بهتدریج در وضعیتی شبیه به بردگی دولتی فرو برده بود.[۱۰۸]
معابد نیز بهعنوان بزرگترین نهادهای غیردرباری، شمار زیادی از وابستگان و کارگران را در خدمت خود داشتند و از این راه، نقش مهمی در سازماندهی نیروی کار و شکلدهی به جامعۀ روستایی ایفا میکردند.[۱۰۹]
این هرم اجتماعی در بستر شبکهای از شهرهای نوبنیاد یونانی استوار شده بود که هم مراکز نظامی و اداری بودند و هم مهاجران یونانی را در کنار جمعیتهای بومی جای میدادند.[۱۱۰][۱۱۱]
با این همه، شکاف میان جهان یونانی و ایرانی بهطور کامل پر نشد؛ دو قوم تا حد زیادی جدا از یکدیگر، با زبانها، قوانین و آداب خود زندگی میکردند و جز در مواردی که ضرورت سیاسی یا اقتصادی ایجاب میکرد، مرزهای فرهنگی میان آنان پابرجا بود.[۱۱۲] در عین حال، شواهد باستانشناختی از بابل نشان میدهند که در زندگی روزمره، آمیختگی عناصر فرهنگی مشخصۀ اصلی بود و هیچ نشانهای از جدایی قومی وجود نداشت. جدایی رسمی و آمیختگی روزمره، شاید بهترین توصیف از جامعهٔ سلوکی باشد.[۱۱۳]
زنان خاندان سلطنتی
بر پایهٔ شواهد باستانشناختی، پژوهشگران بر این باورند که جایگاه زنان در دورهٔ سلوکی، تحت تأثیر فرهنگ یونانی عصر هلنی، دچار تحولی چشمگیر شد و حضور و نقش آنان را در عرصههای سیاسی، اقتصادی، مذهبی و هنری افزایش داد. با این وجود، این آگاهیها عمدتاً محدود به زنان دربار و اشراف بوده و تعمیم آن به زنان فرودست جامعه دشوار میباشد.[۱۱۴]
اسناد رسمی و مکاتبات اداری که نام ملکهها را در خود دارند، نشان میدهند که زنان دربار بازیگرانی تأثیرگذار در عرصههای سیاسی و اقتصادی بودهاند. آنان بهویژه در سدهٔ سوم، از استقلال مالی نسبی برخوردار بودند و میتوانستند زمین و ثروت شخصی داشته باشند.[۱۱۵][۱۱۶] افزون بر آن، ملکهها از شبکههای نفوذ خاص خود نیز بهره میبردند. آنان دوستان (philoi) خود را داشتند که برای ایجاد و حفظ قدرتشان حیاتی بودند.[۱۱۷] قدرت و استقلال برخی از این زنان تا بدانجا رسیده بود که مهرداد دوم اشکانی در سالهای پایانی حکومتش با ملکهای به نام لائوديسيا از خاندان سلوکی که در نواحی علیای فرات فرمانروایی داشت، مجبور به نبرد شد.[۱۱۵]
ازدواجهای سیاسی نیز عرصهٔ مهمی برای نقشآفرینی زنان بود. در خاندان آخایوس در آناتولی، زنان خاندان، به اندازهٔ همتایان مرد خود مسئول تداوم دودمان و پرستیژ آن محسوب میشدند؛ ازدواج خواهران و دختران این خاندان با سلوکیان پیوندی پایدارتر از سوگند ایجاد میکرد.[۱۱۸] خود سلوکیان نیز ازدواج دودمانی را ابزاری کلیدی برای پیوند دادن پادشاهیهای دستنشانده به خاندان سلطنتی میدانستند. شاهزادهخانمهای سلوکی گاه حتی قتل همسران خود را در جهت پیشبرد اهداف دودمان ترتیب میدادند.[۱۱۹]
ملکهها همچنین بهعنوان نیکوکاران غلات و محافظان خانوادهها نیز شناخته میشدند و نقش آنان در تأمین غذا، آنان را به نمادهای باروری و فراوانی در سطح جامعه تبدیل کرده بود.[۱۲۰]
فرهنگ مادی و تلفیق سنتها
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 1.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 63.
- ↑ Degen, “Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 126.
- ↑ Strootman, “The Seleukid Empire between Orientalism and Hellenocentrism: Writing the History of Iran in the Third and Second Centuries BCE”, Nāme-ye Irān-e Bāstān: The International Journal of Ancient Iranian Studies, 27-30.
- ↑ Daryaee, Rollinger and Canepa, “Introduction”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 4.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 64.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 105-106.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 83.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19-21.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 31.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 106.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۴.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۸۸.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 180-193.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 35.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۰.
- ↑ Coşkun and Wenghofer, “Introduction: The Dialectics of Seleukid Ideology”, Seleukid Ideology: Creation, Reception and Response, 13.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 175.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 121-122.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱: ۱۳۹.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۴.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 195-197.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 30.
- ↑ Kärvegård and Dorn, Religious Practices in Ai-Khanoum: The Three Temples in Comparison, 1.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 1: 34.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۸.
- ↑ Cole, “SELEUCID AND PTOLEMAIC IMPERIAL ICONOGRAPHY IN THE SYRIAN WARS (274–168 BСE): THE ROLE OF DYNASTIC WOMEN”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca.312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 50.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 463-466.
- ↑ Gardner, A Catalogue of the Greek Coins in the British Museum. The Seleucid Kings of Syria, 1: xvi.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 230-232.
- ↑ Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 110-111.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 107.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱: ۱۳۹-۱۴۰.
- ↑ Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 43-45.
- ↑ Erickson, “Introduction”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 1.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 329-330.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 117.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 332-333.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 10.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108-110.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 109.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 82.
- ↑ Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 113.
- ↑ Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 61.
- ↑ Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 85-92.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 363-367.
- ↑ ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 110-111.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 183-184.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 135.
- ↑ Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 312.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 111-113.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 112.
- ↑ Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 92-93.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 11.
- ↑ ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانیمآبی»، پژوهشهای ایرانشناسی، ۵۴.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 113.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 393.
- ↑ Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۹-۳۰.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۸.
- ↑ ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیها تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳: ۱۰۴.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 2-3.
- ↑ Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 123-124.
- ↑ Candotti and Giudice, “The Seleucid Influence on the Gandhāran Administrative System: A Study on the Greek-Derived Political Offices with Special Reference to the Indo-Scythian Kingdom of Apraca”, La ricezione dell’ultimo Alessandro: Mirabilia e violenza al di qua e al di là dell’Indo, 246.
- ↑ پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانیمآبی»، پژوهشهای ایرانشناسی، ۵۰.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 201.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۷.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۲.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 317.
- ↑ Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 2.
- ↑ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳: ۱۰۶.
- ↑ Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 6-7.
- ↑ Ashkenazi et al, “Archaeometallurgical Characterization of Seleucid Leaded Bronze Coins: Towards an Understanding of Flans Standardization”, Metallography, Microstructure, and Analysis, 29.
- ↑ Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
- ↑ Schäfer, “The Seleucids and the Seas”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 273-275.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 70.
- ↑ Chaumont, “Études d’histoire parthe. V. - La route royale des Parthes de Zeugma à Séleucie du Tigre d'après l'Itinéraire d'Isidore de Charax”, Syria. Archéologie, Art et histoire, 104-105.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۵.
- ↑ Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۶.
- ↑ Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 76.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۹-۱۱۱.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶-۱۲۷.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۳-۱۱۹.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 5-9.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۴.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶.
- ↑ Martinez-Sève, “Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 217.
- ↑ Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 162.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 71.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 32.
- ↑ Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 166-167.
- ↑ Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 213-214.
- ↑ رستگاری نژاد، باقری و کیاده، «فرمانروایان پارس در زمان سلوکیان و اشکانیان»، مطالعات ایرانی، ۶۵.
- ↑ Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 193-194, 238-239.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 80-84.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 83.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 89-91.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 48.
- ↑ Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 109-110.
- ↑ Engels, “Iranian Identity and Seleukid Allegiance: Vahbarz, the Frataraka and Early Arsakid Coinage”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 188.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, exillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 70.
- ↑ Ristvet, “Between Ritual and Theatre: Political Performance in Seleucid Babylonia”, World Archaeology, 259.
- ↑ Aperghis, The Seleukid Royal Economy: The Finances and Financial Administration of the Seleukid Empire, 111-113, 145.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ Détienne, “Review of Aspects sociaux et économiques de la vie religieuse dans l'Anatolie gréco-romaine”, Archives de sciences sociales des religions, 245-246.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 67-68.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 28.
- ↑ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳: ۱۰۸-۱۱۱.
- ↑ Ristvet, “Between Ritual and Theatre: Political Performance in Seleucid Babylonia”, World Archaeology, 257.
- ↑ بهرامی و حجتی نجفآبادی، «تاثیر فرهنگ یونانی بر مقام و موقعیت زنان در ایران عصر سلوکی و اشکانی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، ۵۷-۶۰، ۷۶، ۷۹.
- ↑ ۱۱۵٫۰ ۱۱۵٫۱ بهرامی و حجتی نجف آبادی، «تاثیر فرهنگ یونانی بر مقام و موقعیت زنان در ایران عصر سلوکی و اشکانی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، ۷۱-۷۲.
- ↑ Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 42-43.
- ↑ Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 39-40.
- ↑ McAuley, “The House of Achaios: Reconstructing an Early Client Dynasty of Seleukid Anatolia”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 50.
- ↑ Canepa, “The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 315-316.
- ↑ Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 43-44.