پرش به محتوا

پیش‌نویس:سلوکی‌ها

از ایران پدیا

سلوکی‌ها؛ دودمانی مقدونی-یونانی، حاکم بر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی.[دیدگاه ۱][دیدگاه ۲]

سلوکی‌ها (۳۱۲-۶۴ ق.م) دودمانی مقدونی-یونانی بودند که پس از مرگ اسکندر، بر بزرگ‌ترین بخش از قلمرو او، از آسیای صغیر تا مرزهای هند، چیره شده و امپراتوری چندفرهنگی و پهناوری را بر هستۀ اصلی قلمرو هخامنشیان بنیان نهادند. تاریخ سیاسی این دودمان فراز و فرودی چشمگیر داشت که شامل تثبیت قدرت در زمان سلوکوس یکم و جانشینانش، فروپاشی تدریجی در شرق با استقلال باختر و پارت، احیای مقطعی در عصر آنتیوخوس سوم، و در نهایت شکست از روم و انقراض آن به دست پومپه می‌شد. سلوکی‌ها برای ادارۀ این قلمرو متکثر، نظام ساتراپی هخامنشی را با تقسیم‌بندی‌های نوین ادامه دادند و با بنیان‌گذاری شبکه‌ای از شهرهای جدید سلطۀ نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود را تثبیت کردند. سیاست دینی آنان بر تساهل و همسان‌سازی تصویری خدایان یونانی با ایزدان محلی استوار بود و در کنار آن، کیش شخصیت پادشاه و ملکه را برای نهادینه‌سازی اقتدار خاندان سلطنتی به‌کار می‌گرفتند. تلفیق فرهنگی در معماری، سکه‌ها و هنرهای روزمره، رواج دیهیم به‌عنوان نماد شاهی، و انتقال دانش بابلی به جهان یونانی از دیگر وجوه برجستۀ این دوره است. میراث اداری، نظام پولی، شهرسازی و نمادهای سلطنتی سلوکی تا دوره‌های اشکانی و ساسانی تداوم یافت، بااین‌حال این دودمان در حافظۀ تاریخی ایران تقریباً غایب است.

[دیدگاه ۳]هویت تاریخی

امپراتوری سلوکی را سلوکوس یکم نیکاتور، از سرداران اسکندر مقدونی، در سال ۳۱۲ پیش از میلاد بنیان نهاد که طبق نظر مشهور در حدود ۲۴۸ سال دوام آورد. این امپراتوری در اوج توسعۀ خود از دریای اژه تا مرزهای هند گسترش داشت[۱] و بخش عمدهٔ قلمرو پیشین هخامنشیان را در بر می‌گرفت.[۲] تنوع فرهنگی این قلمرو ــ از آسیای صغیر و سوریه تا بین النهرین، فلات ایران و آسیای مرکزی ــ آن را به یک امپراتوری به معنای واقعی تبدیل کرده بود.[۳]

با این حال، ماهیت و هویت این امپراتوری از دیرباز محل اختلاف مورخان بوده است. در سده نوزدهم، سلوکیان عمدتاً گسترش‌دهندگان فرهنگ یونانی در شرق معرفی می‌شدند؛ اما از دهه ۱۹۷۰م، برخی پژوهشگران آنان را ادامه‌دهنده ساختارهای اداری و سیاسی هخامنشی می‌دانستند.[۴] پژوهش‌های جدید، به‌ویژه از دهه ۱۹۹۰م،[۵] این دوگانه را کنار گذاشته و امپراتوری سلوکی را دولتی با هویتی مستقل و تلفیقی از عناصر یونانی، مقدونی، ایرانی و بین‌النهرینی توصیف کرده‌اند که نه غربی بود و نه شرقی.[۶]

رویدادهای سیاسی[دیدگاه ۴]

تاریخ سیاسی امپراتوری سلوکی معمولاً به چهار دوره تقسیم می‌شود که روند شکل‌گیری، گسترش، تثبیت و افول این دودمان را در حدود دو سده و نیم نشان می‌دهد.

دوران بنیان‌گذاری و تثبیت (۳۱۲-۲۶۱ ق.م)

تاریخ امپراتوری سلوکی با بازپس‌گیری بابل به‌دست سلوکوس یکم در ۳۱۲ ق.م آغاز شد؛ رویدادی که مبدأ گاه‌شماری سلوکی نیز به‌شمار می‌رود.[۷][۸] سلوکوس که پیش‌تر به‌دست آنتیگونوس یک‌چشم به مصر رانده شده بود، با حمایت بطلمیوس یکم به بابل بازگشت و با استقبال مردم این شهر روبه‌رو شد.[۹][۱۰] او در جنگ بابلی (۳۱۱–۳۰۹ ق.م) آنتیگونوس را شکست داد و قلمرو خود را با تصرف ماد، سوزیانا و دیگر ساتراپی‌های شرقی گسترش داد.[۱۱][۱۲]

سلوکوس در میان سال‌های ۳۰۸ تا ۳۰۵ ق.م، قلمرو خود را تا باختر، سغد و رود سند توسعه داد.[۱۲][۱۳] رویارویی او با چاندراگوپتا، بنیان‌گذار دودمان مائوریا در هند، به انعقاد پیمان صلح انجامید که بر اساس آن، سلوکوس در برابر واگذاری سرزمین‌های جنوب هندوکش، ۵۰۰ فیل جنگی دریافت کرد و میان دو دودمان نیز پیوند ازدواج برقرار شد.[۱۴][۱۲][۱۵]

در نبرد ایپسوس (۳۰۱ ق.م)، سلوکوس در ائتلاف با لوسیماخوس و کاساندر و با استفاه از فیل‌های جنگی، آنتیگونوس را شکست داد و با الحاق آناتولی شرقی و سوریه، قلمرو خود را گسترش داد.[۱۶][۱۷] او در همین دوره، عنوان باسیلئوس (پادشاه) را که میان جانشینان اسکندر رواج یافته بود، برگزید.[۱۸][۱۹]

سلوکوس در سال‌های پایانی حکومت خود، ساختار اداری امپراتوری را سامان داد، شمار ساتراپی‌ها را به ۷۲ عدد افزایش داد و شهرهایی مانند سلوکیه بر دجله، انطاکیه، آپامیا و لائودیکه را بنیان نهاد یا توسعه داد.[۲۰][۲۱] سلوکیۀ دجله نیز به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان باستان تبدیل شد.[۲۲]

سلوکوس در ۲۸۱ ق.م، هنگام بازگشت به مقدونیه، به‌دست بطلمیوس کِراونوس ترور شد[۲۳] و پسرش آنتیوخوس یکم (۲۸۱-۲۶۱ ق.م) به سلطنت رسید.[۱۲][۲۴] آنتیوخوس که مادرش آپامه، شاهزاده‌ای باختری، بود، در شرق از مشروعیت بیشتری برخوردار بود.[۲۵] او پس از شکست گالاتی‌ها، سیاست شهرسازی پدر را با توسعه شهرهایی مانند مرو، هرات و آی‌خانوم ادامه داد.[۲۶][۲۷][۲۸]

دوران افول و درگیری‌های داخلی (۲۶۱-۲۲۳ ق.م)

با مرگ آنتیوخوس یکم در ۲۶۱ ق.م، و به قدرت رسیدن پسرش آنتیوخوس دوم (۲۶۱-۲۴۶ ق.م) دوره‌ای از بی‌ثباتی آغاز شد. آنتیوخوس دوم بیشتر دوران حکومت خود را در جنگ دوم سوریه (۲۶۰-۲۵۳ ق.م) با بطلمیوس دوم گذراند. این جنگ سرانجام با ازدواج سیاسی آنتیوخوس دوم با برنیکه، دختر بطلمیوس، و طلاق همسر نخستش لائودیکه، به صلح انجامید.[۲۹][۳۰]

پس از مرگ آنتیوخوس دوم در ۲۴۶ ق.م، لائودیکه همسر نخست او پسرش سلوکوس دوم را جانشین پدر خواند؛ بطلمیوس سوم نیز برای دفاع از حقوق خواهرش برنیکه به سوریه لشکر کشید. در این جنگ که به «جنگ لائودیکه» مشهور شد (جنگ سوم سوریه، ۲۴۶-۲۴۱ ق.م)، بطلمیوس سوم موقتاً بابل را تصرف کرد.[۳۱]

هم‌زمان با جنگ لائودیکه، دو ساتراپی کلیدی شرق، باختر و پارت، دست به شورش زدند. در باختر (بلخ)، دیودوتوس یکم به‌تدریج از سلوکیان جدا شد، ساتراپ یونانی این منطقه، به‌تدریج استقلال عملی را اعلام کرد.[۳۲][۳۳] در پارت نیز آندرآگوراس شورش کرد، اما اندکی بعد ارشک یکم او را شکست داد و دولت اشکانی را بنیان نهاد.[۳۴][۳۵] با این جدایی‌ها، که در حدود ۲۵۰ ق.م رخ دادند، امپراتوری سلوکی سرزمین‌های شرقی خود را برای همیشه از دست داد.[۳۶]

در غرب، آنتیوخوس هیراکس، برادر کوچک‌تر سلوکوس دوم، سر به شورش برداشت. این شورش تا زمان مرگ هیراکس در تبعید ادامه یافت و امپراتوری را بیش از پیش تضعیف کرد.[۳۷][۳۸] سلوکوس سوم (۲۲۶-۲۲۳ ق.م) تنها سه سال سلطنت کرد و در جنگ کشته شد.[۳۹] و آنتیوخوس سوم در ۲۲۳ ق.م در حالی بر تخت نشست که امپراتوری در آستانۀ فروپاشی قرار داشت.[۴۰] نخستین چالش او شورش مولون، ساتراپ ماد، با حمایت مردم محلی بود. آنتیوخوس سوم در ۲۲۰ ق.م مولون را شکست داد و شورش را سرکوب کرد.[۴۱][۴۲]

احیای موقت قدرت (۲۲۳-۱۴۱ ق.م)

آنتیوخوس سوم (۲۲۳-۱۸۷ ق.م)، امپراتوری را از فروپاشی نجات داد.[۴۳] او با لشکرکشی به شرق (۲۱۲-۲۰۵/۴ ق.م) کوشید ساتراپی‌های شرقی را بار دیگر زیر فرمان سلوکیان در آورد. [۴۴][۴۵] بدین منظور به پارت لشکر کشید و ارشک دوم را شکست داد و با او پیمان اتحاد بست.[۴۶] سپس به باختر رفت و پس از دو سال محاصره، اوتیدموس یکم را به صلح وادار کرد.[۴۷][۴۸][۴۹]

در غرب، آنتیوخوس سوم در جنگ پنجم سوریه (۲۰۲-۱۹۵ ق.م) بطلمیوس پنجم را شکست داد و کوئله سوریه (فلسطین و فنیقیه) را به قلمرو خود افزود.[۵۰] اما در اروپا از رومیان شکست خورد و بر اساس پیمان صلح با آن‌ها (۱۸۸ ق.م) سلوکی‌ها تمامی سرزمین‌های غرب کوه‌های توروس را از دست دادند، ناوگانشان را به ده کشتی محدود کردند و غرامتی سنگین را متقبل شدند.[۵۱][۵۲]

آنتیوخوس سوم که برای تأمین غرامت به منابع مالی نیاز داشت، در ۱۸۷ ق.م به عیلام لشکر کشید و در آنجا هنگام غارت یک معبد کشته شد.[۵۳] پسرش آنتیوخوس چهارم اپیفانس (۱۶۴-۱۸۷ ق.م) کوشید با شهرسازی و ایجاد وحدت فرهنگی، قدرت سلوکی را بازسازی کند.[۵۴] اما این سیاست او در یهودیه به شورش مکابیان (۱۶۷-۱۶۰ ق.م) انجامید که سرانجام استقلال یهودیه را در پی داشت.[۵۵] سرانجام آنتیوخوس چهارم در ۱۶۴ ق.م در پرسیس (نزدیک اصفهان امروزی) درگذشت.[۵۳]

با مرگ او، امپراتوری دوباره دچار بحران جانشینی شد. در شرق، مهرداد یکم اشکانی (حدود ۱۷۱-۱۳۸ ق.م) در حدود ۱۴۸ ق.م ماد را تصرف کرد و در ۱۴۱ ق.م سلوکیۀ دجله و بابل را به قلمرو خود افزود.[۵۶][۵۷]

افول نهایی و سقوط (۱۴۱-۶۴ ق.م)

پس از سقوط بابل، امپراتوری سلوکی گرفتار نزاع‌های خاندانی شد. تلاش‌ها برای بازپس‌گیری قلمروهای از دست رفته نیز ناکام ماند. در ۱۳۹ ق.م، دِمتریوس دوم برای بازپس‌گیری ساتراپی‌های شرقی لشکر کشید، اما شکست خورد و اسیر اشکانیان شد.[۵۸][۵۹]

آخرین تلاش جدی را آنتیوخوس هفتم (۱۳۸-۱۲۹ ق.م) انجام داد. او در ۱۳۰ ق.م با ارتشی بزرگ به شرق لشکر کشید و بابل و ماد را بازپس گرفت.[۶۰][۶۱] ما مردم ماد که از رفتار سرداران سلوکی ناراضی بودند، با اشکانیان متحد شدند. در نبردی که روی داد، آنتیوخوس هفتم کشته شد.[۶۱] این شکست، به سلطهٔ سلوکیان بر فلات ایران برای همیشه پایان داد.[۶۲]

در غرب، قلمرو سلوکی به سوریه و بخش‌هایی از کیلیکیه محدود شد و امپراتوری گرفتار جنگ‌های داخلی گردید. سرانجام در ۶۴ ق.م، پومپه سردار رومی، آخرین پادشاه سلوکی را برکنار کرد و سوریه به یکی از استان روم تبدیل شد.[۶۳][۶۴]

جدول: پادشاهان اصلی و قطعی سلوکی (۳۱۲-۶۴ ق.م)

پادشاه دوران حکومت (ق.م.) مهم‌ترین رویدادها و ویژگی‌های دوره
سلوکوس یکم (نیکاتور) ۳۱۲-۲۸۱ بنیانگذاری امپراتوری و برخی از شهرهای مهم
آنتیوخوس یکم (سوتر) ۲۸۱-۲۶۱ تثبیت امپراتوری؛ توسعۀ شهرهای شرقی
آنتیوخوس دوم (تئوس) ۲۶۱-۲۴۶ جنگ دوم سوریه با مصر؛ ازدواج سیاسی
سلوکوس دوم (کالینیکوس) ۲۴۶-۲۲۶ جنگ سوم سوریه ؛ جدایی باختر و پارت از امپراتوری
سلوکوس سوم (سوتر) ۲۲۶-۲۲۳ دوران کوتاه سلطنت
آنتیوخوس سوم (بزرگ) ۲۲۳-۱۸۷ بازگرداندن حاکمیت بر پارت و باختر؛ شکست از روم
سلوکوس چهارم (فیلوپاتور) ۱۸۷-۱۷۵ بازسازی اقتصاد و پرداخت غرامت به روم
آنتیوخوس چهارم (اپیفانس) ۱۷۵-۱۶۴ سیاست‌های تلفیق‌گرایانه و هلنی‌سازی اجباری یهودیه
آنتیوخوس پنجم (اوپاتور) ۱۶۴-۱۶۲ سلطنت در کودکی؛ آشفتگی داخلی و نفوذ روم
دِمتریوس یکم (سوتر) ۱۶۲-۱۵۰ بازسازی قدرت سلوکی در شرق
الکساندر بالاس ۱۵۰-۱۴۵ سلطنت با حمایت روم
دِمتریوس دوم (نیکاتور) دوره ۱ ۱۴۵-۱۳۸ لشکرکشی به شرق و اسارت به دست اشکانیان
آنتیوخوس هفتم (سیدتس) ۱۳۸-۱۲۹ نبرد با اشکانیان و پایان قطعی سلطۀ سلوکی بر ایران
دِمتریوس دوم (نیکاتور) دوره ۲ ۱۲۹-۱۲۶ بازگشت از اسارت اشکانی و کشته‌شدن در جنگ داخلی
آنتیوخوس هشتم (گریپوس) ۱۲۵-۹۶ دورۀ جنگ‌های داخلی مداوم و فروپاشی اقتدار مرکزی
آنتیوخوس سیزدهم (آسیاتیکوس) ۶۹-۶۴ برکناری توسط رومی‌ها و برچیده شدن سلطنت سلوکیه

ساختار قدرت دربار

امپراتوری سلوکی حول شخص پادشاه و دربار سیّار او سازمان می‌یافت. دربار، شبکه‌ای از اطرافیان شاه بود که همراه او حرکت می‌کرد و در مکان‌های مختلف، از جمله در اردوگاه‌های نظامی بر پا می‌شد.[۶۵] مقام پادشاهی بر اساس توانایی در فرماندهی ارتش و ادارۀ امور به دست می‌آمد، نه صرفاً از راه نسب.[۶۶]

شاه در میدان نبرد، شخصاً سواره‌نظام جناح راست را فرماندهی می‌کرد. محافظان سلطنتی (agema) گرداگرد او را می‌گرفتند.[۶۷] شکست در نبرد، به کنار نهادن دیهیم و جامۀ سلطنتی می‌انجامید که به معنای از دست دادن مشروعیت و حق سلطنت بود.[۶۸]

قدرت شاه نامحدود نبود. او قدرت را با گروه‌ها و خاندان‌های قدرتمند درباری تقسیم می‌کرد و گاه حتی رهبر بلامنازع آنان نیز به شمار نمی‌رفت.[۶۹] شاه را حلقه‌ای از نخبگان با عنوان دوستان (philoi) در بر می‌گرفتند. ورود به این جرگه به ارادۀ شاه بستگی داشت و جایگاه آنان یک رابطۀ شخصی با پادشاه بود، نه مقامی موروثی. این جایگاه با مرگ شاه یا تغییر دودمان از میان می‌رفت.[۷۰] شبکۀ دوستان واسطۀ میان دربار و جوامع محلی بود و انسجام امپراتوری را حفظ می‌کرد.[۷۱]

همۀ امور اداری، مالی و نظامی امپراتوری در همان دربار انجام می‌شد که شامل دفترخانه (chancellery)، دیوان‌سالاری مالیاتی، و شورایی می‌شد که به شاه مشورت می‌داد.[۷۲][۷۳][۷۴] بالاترین مقام اجرایی، صدراعظم بود که در غیاب شاه یا در دوران کودکی او، زمام امور را در دست می‌گرفت.[۷۵] مناصب دیگری نیز در ساختار دربار حضور داشتند: دبیر اول برای مکاتبات، وزیر دارایی برای امور مالی، و پزشک ارشد.[۷۶] در مواقع حساس، مجمع ارتش نیز فراخوانده می‌شد. این نهاد که ریشه در سنت کهن مقدونی داشت، می‌توانست جانشینی شاه را تأیید کند یا در تصمیم‌گیری‌های کلان نقش بیافریند.[۷۷][۷۸]

ساختار اداری و مالی

اساس سازمان‌دهی امپراتوری سلوکی‌ها، نظام ساتراپی بود که از دوران هخامنشی به ارث رسیده بود. قلمرو به ساتراپی‌های بزرگ تقسیم می‌شد که در رأس هر یک، ساتراپ یا استرتیگاس(strategos) قرار داشت. بااین‌حال، ساتراپی‌های سلوکی کوچک‌تر از دورهٔ هخامنشی بودند و قدرت ساتراپ‌ها نیز محدودتر شده بود؛ آنان از مرکز دستور می‌گرفتند و ادارات مالی ساتراپی‌ها نیز مستقل از آنان عمل می‌کردند.[۷۹][۸۰]

نوآوری اصلی سلوکی‌ها، ایجاد یک لایهٔ میانی جدید به نام اپارشی بود. هر ساتراپی به چندین اپارشی (eparchy) تقسیم می‌شد و این واحدهای کوچک‌تر، انعطاف بیشتری برای ادارهٔ محلی فراهم می‌کردند.[۸۱] در رأس هر اپارشی، والیی با عنوان به اپیستات (epistatēs) قرار داشت که بر کلیهٔ امور سیاسی و مالی آن حوزه نظارت می‌کرد.[۸۰] در سطحی پایین‌تر، واحدهای کوچک‌تری به نام هیپارشی(hyparchy) وجود داشتند که هریک چند روستا را شامل می‌شدند.[۸۲]

عنوان استرتیگاس به‌تدریج جایگزین ساتراپ گردید و آنتیوخوس سوم در اواخر سدهٔ سوم ق.م عنوان ساتراپ را رسماً لغو و استرتیگاس را برای تمام استان‌ها به کار برد.[۸۳] ساتراپی‌های شرقی اغلب زیر فرمان یک استرتیگاس کل قرار داشتند که مقر او در هگمتانه بود.[۸۴]

در حوزهٔ اقتصاد، سلوکی‌ها ساختار مالی هخامنشی را ادامه دادند. پایۀ این نظام، مالیات‌بندی بر اساس انواع زمین از قبیل سلطنتی، اشرافی و وقفی معابد بود.[۸۵] مالیات اصلی که در منابع فُروس (phoros) یا خراج نام داشت، مبلغی ثابت و غیرقابل‌کاهش بود که از شهرها و قبایل گرفته می‌شد. در کنار آن، انواع دیگری از مالیات شامل مالیات سرانه، بر معاملات، بر ثروت و بر برده نیز وصول می‌شد.[۸۶] سلوکی‌ها برای تأمین هزینه‌های دولت و پاداش به وفاداران، زمین‌های بزرگ را به شاه، خاندان سلطنتی، درباریان، سرداران و مالکان عمدهٔ یونانی، مقدونی و ایرانی واگذار می‌کردند؛[۸۷] در همان حال، با اعطای معافیت‌های مالیاتی، وفاداری شهرها و نخبگان محلی را جلب می‌‌کردند.[۸۸]

نظام پولی سلوکیان یکپارچگی چشمگیری داشت. آنان سکه‌های نقرهٔ خود را بر اساس استاندارد وزنی آتیک ضرب می‌کردند و این سکه‌ها در سراسر قلمرو آزادانه گردش داشتند.[۸۹] واحد اصلی سکه، چهاردراخمی با وزن حدود ۱۷ گرم بود و تنها سکه‌های شاهی پول قانونی به شمار می‌رفتند.[۹۰] سکه‌های نقره بیشتر در تجارت بین‌استانی به‌کار می‌رفتند و سکه‌های مسی نقش پول خرد را در سطح محلی داشتند.[۹۱] بررسی‌های جدید همچنین از وجود شبکه‌ای منظم برای تهیه و توزیع فلز مس و آلیاژهای آن در شرق مدیترانه خبر می‌دهند که احتمالاً توسط دولت سلوکی هماهنگ می‌شد.[۹۲]

سلوکیان بر راه‌های کاروان‌رو و گذرگاه‌های مهم تجاری تسلط داشتند و از این راه درآمد بسیاری به‌دست می‌آوردند. موقعیت جغرافیایی قلمرو آنان که از مدیترانه تا خلیج فارس و آسیای مرکزی گسترده بود، ایشان را در مرکز شبکه‌های تجاری شرق و غرب قرار داده بود.[۹۳]

در دریا نیز ناوگان سلوکی از مسیرهای تجاری خلیج فارس حفاظت می‌کرد. سلوکوس یکم و آنتیوخوس یکم پایگاه‌های دریایی در جزایر خلیج فارس از جمله ایکاروس (فیلکه امروزی) و تیلوس (بحرین) ساختند.[۹۴] سلوکیهٔ دجله نیز مرکز عمدهٔ تجارت میان هند، مدیترانه و سرزمین‌های میان آن‌ها باقی ماند.[۹۵]

تشکیلات نظامی

ارتش سلوکی که وارث سنت‌های نظامی مقدونی و هخامنشی بود، از سه بخش اصلی تشکیل می‌شد: پیاده‌نظام سنگین (فالانژ) که ستون فقرات ارتش بود، سواره‌نظام که نیروی ضربت را تأمین می‌کرد، و نیروهای کمکی از اقوام گوناگون. فرماندهی عالی معمولاً با شخص شاه بود، اما گاه نایب‌السلطنه، ولیعهد یا فرماندهان حرفه‌ای نیز این نقش را بر عهده می‌گرفتند.[۹۶]

فالانژ نیزه‌های بلند ۲۱ فوتی (حدود ۶.۴ متر) حمل می‌کرد و سپری کوچک به قطر ۴۵ سانتی‌متر داشت.[۹۷] این نیروها عمدتاً از نوادگان شهرک‌نشینان مقدونی و یونانی تأمین می‌شدند و پتانسیل نیروی انسانی مستعمرات نظامی برای پیاده‌نظام سنگین و نیمه‌سنگین حدود ۴۷,۰۰۰ نفر بود.[۹۸] یگان نخبهٔ پیاده‌نظام، سپرهای نقره‌ای» (Argyraspides) نام داشت. این یگان ۱۰,۰۰۰ نفری از میان فرزندان مستعمره‌نشینان نظامی برگزیده می‌شدند و گارد سلطنتی را در میدان نبرد تشکیل می‌دادند. درون این گارد نیز یک یگان ویژهٔ ۲,۰۰۰ نفری به نام هیپاسپیست‌ها (hypaspists) حضور داشت که در نبردهای مهم در کنار شاه مستقر می‌شدند.[۹۹]

سواره‌نظام سلوکی به گارد و خط مقدم تقسیم می‌شد. گارد سواره‌نظام دو یگان ۱,۰۰۰ نفری داشت: «آگما» (Agema) که از سواره‌نظام مادی تشکیل می‌شد و «همراهان» (Companions) که عمدتاً از یونانیان و مقدونیان تأمین می‌شدند.[۱۰۰] بخش عمدهٔ سواره‌نظام خط مقدم را «کاتافراکت‌ها» (kataphraktoi) تشکیل می‌دادند؛ سواره‌نظام فوق‌سنگینی که هم سوار و هم اسب را زره‌پوش می‌کردند. این نوع سواره‌نظام پس از لشکرکشی آنتیوخوس سوم به پارت (۲۱۰-۲۰۶ پ.م) وارد ارتش شد.[۱۰۱]

ارتش سلوکی نیروهای کمکی را نیز از سراسر امپراتوری به خدمت می‌گرفت. کمانداران کرتی، نیروهای نیمه‌سنگین تراکیه‌ای، نیزه‌اندازان کُرد (کارداک‌ها) از مناطق کوهستانی ماد، و شترسواران عرب، همگی با جنگ‌افزارهای سنتی خود در ارتش حضور داشتند.[۱۰۲] فیل‌های جنگی هندی نیز از ادوات ویژهٔ ارتش سلوکی بودند که در نبردهای بزرگ استفاده می‌شدند.[۱۰۳] سلوکیان تنها دولت هلنیستی بودند که از ارابه‌های داس‌دار نیز استفاده می‌کردند. این سلاح که از هخامنشیان به ارث رسیده بود، پس از فاجعهٔ ماگنزیا که در آن ارابه‌ها باعث فروپاشی جناح چپ ارتش شدند، برای همیشه کنار گذاشته شد.[۱۰۴]

ساختار ارتش در طول زمان دگرگون شد. در سدهٔ سوم پیش از میلاد، واژهٔ مقدونی در ارتش سلوکی دیگر به معنای زادگاه شخص نبود، بلکه یک عنوان حقوقی بود که خدمت سربازی را اجباری می‌کرد و از پدر به پسر به ارث می‌رسید.[۱۰۵] با این حال، از دست رفتن استان‌های شرقی در میانهٔ سدهٔ دوم پیش از میلاد، توان نظامی سلوکیان را کاهش داد. پس از آنکه پارتیان ماد را تصرف کردند (حدود ۱۴۸-۱۴۷ پ.م)، سواره‌نظام مادیِ گارد آگما، با سربازانی تسالی از یونان جایگزین شد.[۱۰۶]

شهرسازی [دیدگاه ۷]

سلوکیان برای تحکیم قدرت خود، شبکه‌ای از شهرهای یونانی‌نشین در سراسر قلمرو پدید آوردند. این سیاست که ریشه در برنامه‌های اسکندر داشت، دو هدف اصلی را دنبال می‌کرد: اسکان کهنه‌سربازان و مهاجران یونانی‑مقدونی به‌عنوان پایگاه‌های نظامی وفادار، و ترویج فرهنگ و زبان یونانی برای انسجام‌بخشی به امپراتوری چندفرهنگی.[۱۰۷][۱۰۸]

سلوکوس یکم و آنتیوخوس یکم در شهرسازی پیشگام بودند. سلوکوس سلوکیه بر دجله را بنا نهاد و چهار شهر تتراپولیس در سوریه (انطاکیه، سلوکیه پیریا، آپامیا و لائودیکه) را پایه‌گذاری کرد.[۱۰۹] آنتیوخوس یکم نیز شهرهای تازه‌ای در شرق ساخت و برخی شهرهای کهن را بازسازی نمود.[۱۱۰][۱۱۱]

این شهرها بر اساس کارکرد به چهار دسته تقسیم می‌شدند: نظامی، بازرگانی-تولیدی، کشاورزی-تولیدی، و سیاسی-اداری[۱۱۲] راهبرد اصلی اسکان سلوکی، شکل‌گیری مستعمرهٔ نظامی (katoikia) بود، نه شهر یونانی (polis) در این مستعمرات، به مهاجران قطعه زمینی (kleros) واگذار می‌شد که در ازای آن، خود و فرزندانشان موظف به خدمت نظامی بودند. این مستعمرات می‌توانستند به‌تدریج به یک پولیس کامل با شورا، مجمع، قضات منتخب و ژیمناسیوم تبدیل شوند.[۱۱۳]

شهرهای سلوکی با الگوی شطرنجی طراحی می‌شدند که به شیوهٔ هیپودام (Hippodamian Plan) معروف بود. عناصر اصلی آن‌ها عبارت بودند از: آگورا (میدان مرکزی)، معابد، تئاتر، ژیمناسیوم، حمام‌ها و ساختمان‌های اداری. این شهرها بر خلاف پولیس‌های یونان قدیم، خودمختاری کاملی نداشتند و تنها در امور داخلی آزاد بودند.[۱۱۴] در رأس شورای این شهرها، نمایندگان شاه با عنوان اپیستات (epistatēs) قرار می‌گرفتند که وفاداری شهر را تضمین می‌کردند.[۱۱۵]

آی‌خانوم در باختر، مهم‌ترین محوطهٔ کاوش‌شدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی، نمونهٔ روشنی از این شهرهای ترکیبی بود. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م و در زمان آنتیوخوس یکم به‌عنوان مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.[۱۱۶] فرهنگ مادی آن ترکیبی از عناصر یونانی، بین‌النهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی است.[۱۱۷] این شهر ژیمناسیوم، تئاتر و فواره داشت، اما تنها معابد آن طراحی پارسی و بین‌النهرینی دارند و هیچ نشانی از معماری مذهبی یونانی در آن‌ها دیده نمی‌شود. کاخ سلطنتی آن نیز طرح کلی‌اش را از کاخ‌های هخامنشی مانند تخت‌جمشید و شوش الگو گرفته بود، اما جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بود.[۱۱۸]

اقتصاد و معیشت

شناخت زندگی اقتصادی مردم عادی در امپراتوری سلوکی، بیشتر متکی بر پایۀ اسناد بابلی می‌باشد که بر روی الواح گِلی و در گاه‌شمارهای نجومی ثبت شده‌اند.[۱۱۹][۱۲۰] این شواهد نشان می دهند که اقتصاد بابل بر پایۀ کشاورزی آبی و شبکۀ متراکم کانال‌های دجله و فرات استوار بود که بازدهی بالایی ایجاد می‌کرد؛ به گونه‌ای که نسبت بذر به محصول گاه به ۱۵ برابر می‌رسید.[۱۲۱] جو و خرما، با تأمین بیش از دو سوم کالری روزانه، ستون اصلی تغذیۀ مردم بودند.[۱۲۲] مزیت این اقتصاد دو-محصولی آن بود که با برداشت جو در بهار و خرما در پاییز، نوسانات فصلی قیمت را کاهش می‌داد.[۱۲۳] پرورش گوسفند برای تولید پشم و گوشت، به‌ویژه توسط معابد که صاحب گله‌های بزرگ بودند، هم رواج داشت. با این حال، زندگی اقتصادی پایدار نبود و در سال ۲۷۴/۲۷۳ پیش از میلاد، هم‌زمان با یک درگیری نظامی، گاه‌شماری نجومی از قحطی شدیدی حکایت دارد که مردم را به فروش فرزندانشان واداشته بود.[۱۲۴]

زمین‌های کشاورزی در دست سه نهاد اصلی، شاه، معابد و مالکان خصوصی، قرار داشت که توسط دهقانان یا نظامیان کشت می‌شدند.[۱۲۵] دهقانانی که بر روی زمین‌های سلطنتی کار می‌کردند، با فروش یا واگذاری زمین، همراه آن منتقل می‌شدند.[۱۲۶][۱۲۷] معابد علاوه بر زمین‌های پهناور، گله‌های بزرگ گوسفند، و نیروی کار گسترده و متخصصی مانند آسیابان، بافنده، کاتب و پزشک نیز در اختیار داشتند. معابد از محل کمک‌های مردمی، بهره‌برداری از دارایی‌ها، و گاه حمایت‌های مالی شاهان نیز درآمد داشتند.[۱۲۸]

قیمت کالاها در بابل بر پایۀ عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شد، نه با فرمان شاه یا معبد.[۱۲۹] گاه‌شمارهای نجومی بابلی، ثبت‌های روزانه و ماهانۀ قیمت شش کالای اساسی (جو، خرما، کنجد، شاهی، کوسکوتا و پشم) را برای چندین سده حفظ کرده‌اند.[۱۳۰] بر اساس این داده‌ها، قیمت جو در دورۀ ثبات سلوکی، حدود ۳۰۰ تا ۱۴۱ پیش از میلاد، پایین و باثبات بوده است.[۱۳۱]

در کنار نحوۀ تأمین معاش، زندگی مردم عادی عمیقاً تحت تأثیر نظام مالیاتی قرار داشت. مالیات‌های اصلی، از جمله مالیات بر زمین (عشر)، مالیات سرانه، و مالیات نمک، می‌بایست به صورت نقره پرداخت می‌شدند.[۱۳۲][۱۳۳] این الزام، کشاورزان را وادار می‌کرد محصول خود را بلافاصله پس از برداشت، زمانی که قیمت‌ها پایین بود، برای کسب نقره بفروشند و برای گذران زندگی تا برداشت بعدی، با بهره‌های سنگین، وام بگیرند.[۱۳۴]

زبان در قلمرو سلوکی

سیاست زبانی سلوکیان نشان می‌دهد که آنان می‌کوشیدند میان عناصر یونانی و محلی تعادل برقرار کنند. دربار سلوکی دوزبانه بود. یونانی زبان دیوان، ارتش و مکاتبات رسمی به شمار می‌رفت. آرامی نیز که زبان میانجی مردم و زبان اداری کهن هخامنشی بود، همچنان در مکاتبات محلی و اسناد حقوقی به کار می‌رفت. اسناد اورومان که از یک شهرک نظامی سلوکی به دست آمده، نشان می‌دهد که زبان و حقوق یونانی در کنار نام‌های ایرانی رواج داشته است.[۱۳۵] در سلوکیهٔ دجله نیز بر روی ظروف اداری، کتیبه‌هایی به یونانی و آرامی کشف شده که هم نام‌های یونانی و هم نام‌های ایرانی را در بر دارند.[۱۳۶]

استفاده از زبان یونانی در میان نخبگان محلی، لزوماً به معنای یونانی‌شدن آنان نبود. هویت ایرانی در دوران باستان نه بر پایهٔ زبان، که بر اساس اشتراک در باورها و آیین‌های دینی تعریف می‌شد. نام‌های یونانی در اسناد سلوکی بیشتر نشانهٔ وابستگی به امپراتوری است تا گواهی بر هویت قومی[۱۳۷] فرمانروایان محلی پارس (فرترکه‌ها) با آنکه یونانی زبان رسمی دولت بود، سکه‌های خود را با خط آرامی و زبان ایرانی میانه ضرب می‌کردند. این کار نشانهٔ تداوم سنت هخامنشی بود.[۱۳۸]

افزون بر این دو زبان، سلوکیان و شهرهای یونانی یک زبان سیاسی مشترک دیگر نیز داشتند که از آن با عنوان رسم نیکوکاری (Euergetism) یاد می‌کنند. بر اساس این رسم، شاه به شهرها امتیاز می‌داد (مانند معافیت مالیاتی یا خودمختاری) و شهرها نیز در برابر آن، به شاه افتخاراتی اعطا می‌کردند (مانند القاب، مجسمه یا کتیبه). این شیوه در قالب کتیبه‌های افتخاری، فرمان‌های سلطنتی و مکاتبات دیپلماتیک دیده می‌شد و سلطهٔ نظامی را به رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد و ثبات تبدیل می‌کرد.[۱۳۹]

ساختار اجتماعی

در رأس هرم اجتماعی سلوکی، خاندان سلطنتی و حلقهٔ نزدیک به دربار جای داشتند. این نهاد ماهیتی یونانی‑مقدونی داشت و پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در سدهٔ سوم پیش از میلاد، تنها درصد ناچیزی از نخبگان درباری غیر یونانی بودند[۱۴۰] پس از آنان، مستعمره‌نشینان نظامی مقدونی (katoikoi) قرار می‌گرفتند که ستون فقرات فالانژ سنگین‌اسلحه را تأمین می‌کردند و در برابر خدمت نظامی، زمین دریافت می‌نمودند.[۱۴۱] با این حال، قدرت نظامی تنها در دست آنان نبود. حدود نیمی از سپاه سلوکی را مزدوران یونانی، تراکیایی و گالاتی تشکیل می‌دادند و ده‌ها هزار نیروی کمکی از اعراب، مادها، کیسی‌ها و دیگر اقوام نیز در آن خدمت می‌کردند.[۱۴۲][۱۴۳]

فروتر از این گروه، اشراف و روحانیون محلی جای داشتند. سلوکیان برای حفظ پایداری امپراتوری ناگزیر به همکاری با آنان بودند. خاندان فرترکه در پارس نمونهٔ برجسته‌ای از این همکاری است که به نمایندگی از سلوکیان حکومت می‌کردند.[۱۴۴] این ائتلاف بر پایهٔ واگذاری زمین، حق ضرب سکه و ازدواج‌های سیاسی استوار بود و وفاداری نخبگان بومی را به دست می‌آورد.[۱۴۵]

پژوهش‌های جدید تصویر سنّتی حاکمیت مطلق نخبهٔ یونانی بر مردمان بومی را رد می‌کنند. تمایزات اقتصادی‑اجتماعی همیشه بر خطوط قومی منطبق نبودند و بازرگانان و صاحب‌منصبان بومی نیز در شبکه‌های قدرت سهیم می‌شدند.[۱۴۶] روحانیان نیز نقشی واسطه‌ای ایفا می‌کردند؛ چنان‌که در بابل، کاهنان با حفظ ساختارهای سنتی معبد، خود را به‌عنوان حلقهٔ پیوند میان حکومت و جامعهٔ محلی تثبیت کرده بودندد.[۱۴۷]

در قاعدهٔ هرم، تودهٔ دهقانان و جمعیت‌های وابسته قرار داشتند که اکثریت جمعیت امپراتوری را تشکیل می‌دادند. این دهقانان که در منابع یونانی لائویی (laoi) خوانده می‌شوند، بر روی زمین‌های سلطنتی، زمین‌های واگذارشده به شهرها یا املاک اشراف کار می‌کردند و مالیات می‌پرداختند.[۱۴۸] آنان گرچه خود را آزاد می‌دانستند، اما سیاست‌های مالی سلوکی به‌تدریج آنان را در وضعیتی شبیه به بردگی دولتی فرو برد.[۱۴۹]

معابد نیز که بزرگ‌ترین نهادهای غیردرباری بودند، شمار زیادی از وابستگان و کارگران را در خدمت خود داشتند. از این راه، معابد نقشی مهم در سازمان‌دهی نیروی کار و شکل‌دهی به جامعهٔ روستایی ایفا می‌کردند.[۱۵۰]

این هرم اجتماعی بر بستر شبکه‌ای از شهرهای نوبنیاد یونانی استوار شده بود. این شهرها هم مراکز نظامی و اداری بودند و هم مهاجران یونانی را در کنار جمعیت‌های بومی جای می‌دادند.[۱۵۱][۱۵۲]

با این همه، شکاف میان جهان یونانی و ایرانی به‌طور کامل پر نشد. این دو قوم تا حد زیادی جدا از یکدیگر و با زبان‌ها، قوانین و آداب خود زندگی می‌کردند. تنها ضرورت‌های سیاسی یا اقتصادی بود که مرزهای فرهنگی میان آنان را کمرنگ می‌کرد.[۱۵۳] با این حال، شواهد باستان‌شناختی از بابل نشان می‌دهند که در زندگی روزمره، آمیختگی عناصر فرهنگی مشخصهٔ اصلی بود و هیچ نشانه‌ای از جدایی قومی دیده نمی‌شد. شاید بهترین توصیف از جامعهٔ سلوکی، جدایی رسمی و آمیختگی روزمره باشد.[۱۵۴]

زنان خاندان سلطنتی

شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهند که جایگاه زنان در دورهٔ سلوکی، تحت تأثیر فرهنگ یونانی، بهبود یافته و حضور آنان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، مذهبی و هنری افزایش پیدا کرده بود. با این حال، این اطلاعات بیشتر به زنان دربار و اشراف محدود است و نمی‌توان آن را به زنان فرودست جامعه تعمیم داد.[۱۵۵]

اسناد رسمی و مکاتبات اداری که نام ملکه‌ها را در خود دارند، نشان می‌دهند که زنان دربار در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی تأثیرگذار بوده‌اند. آنان به‌ویژه در سدهٔ سوم، استقلال مالی نسبی داشتند و می‌توانستند زمین و ثروت شخصی داشته باشند.[۱۵۶][۱۵۷] افزون بر آن، ملکه‌ها از شبکه‌های نفوذ خود نیز بهره می‌بردند و دوستانی داشتند که برای ایجاد و حفظ قدرت‌شان حیاتی بودند.[۱۵۸] قدرت و استقلال برخی از این زنان چنان بود که مهرداد دوم اشکانی در سال‌های پایانی حکومتش ناچار شد با ملکه‌ای به نام لائودیسیا از خاندان سلوکی که بر نواحی علیای فرات فرمان می‌راند، بجنگد.[۱۵۶]

ازدواج‌های سیاسی نیز عرصهٔ مهمی برای نقش‌آفرینی زنان بود. در خاندان آخایوس در آناتولی، زنان خاندان به اندازهٔ مردان مسئول تداوم دودمان و اعتبار آن بودند. ازدواج خواهران و دختران این خاندان با سلوکیان پیوندی پایدارتر از سوگند ایجاد می‌کرد.[۱۵۹] خود سلوکیان نیز ازدواج دودمانی را ابزاری کلیدی برای پیوند دادن پادشاهی‌های دست‌نشانده به خاندان سلطنتی می‌دانستند. شاهزاده‌خانم‌های سلوکی گاه حتی برای پیشبرد اهداف دودمان، قتل همسران خود را ترتیب می‌دادند[۱۶۰]

ملکه‌ها همچنین به‌عنوان نیکوکاران غلات و محافظان خانواده‌ها شناخته می‌شدند. نقش آنان در تأمین غذا، ایشان را به نمادهای باروری و فراوانی در جامعه تبدیل کرده بود.[۱۶۱]

فرهنگ مادی و تلفیق سنت‌ها [دیدگاه ۸]

فرهنگ مادی دورهٔ سلوکی، از معابد و سکه‌ها تا نقش‌برجسته‌ها و مهرهای اداری، عناصر فرهنگی یونانی، ایرانی و بین‌النهرینی را به‌طور هدفمندی تلفیق کرده است. این آمیختگی هم در سبک و فرم آثار دیده می‌شود و هم در لایه‌های مفهومی و نمادین آن‌ها.

معماری مقدس و عمومی

معماری سلوکی به‌خوبی سیاست تلفیق‌گرایانۀ این دودمان را نشان می‌دهد. بناهای رسمی این دوره، ستون‌های سنگی و تندیس‌های طبیعت‌گرایانهٔ یونانی را با سکوهای یادمانی و نقش‌های نمادین بابلی و پارسی ترکیب می‌کردند تا چیزی کاملاً تازه پدید آورند.[۱۶۲]

بهترین نمونهٔ این آمیختگی، معبد اصلی آی‌خانوم است. این معبد را با خشت خام محلی ساختند و دیوارهای عظیم بیرونی آن را با طاقچه‌های سه‌گانهٔ توخالی تزئین کردند. این شیوه هیچ شباهتی به معماری یونانی ندارد و سنت‌های بین‌النهرینی و هخامنشی را به یاد می‌آورد.[۱۶۳] سقف مسطح، جهت‌گیری به سوی خورشید، سکوی بلند با پله‌های یادمانی و قرنیز دندانه‌دار نیز همگی عناصری ایرانی و بین‌النهرینی بودند.[۱۶۴][۱۶۵] در برابر این عناصر شرقی، مجسمهٔ آیینی معبد کاملاً یونانی بود و با صاعقه‌های بال‌دار زئوس تزئین شده بود.[۱۶۶]

در سلوکیهٔ دجله نیز بناهای عمومی، ماهیت چندفرهنگی امپراتوری را بازتاب می‌دادند. در آگورا (میدان اصلی) یک تئاتر یونانی و یک معبد کوچک بین‌النهرینی در کنار هم ساخته شده بودند..[۱۶۷]

سکه‌ها و نقش‌برجسته‌های سنگی

سکه‌های سلوکی افزون بر کارکرد اقتصادی، هویت چندفرهنگی شاهان را نیز نمایش می‌دادند. برای نمونه، تصویر آپولون بر پشت سکه‌های نقره چنان طراحی می‌شد که هم یونانیان آن را آپولون ببینند، هم ایرانیان آن را میترا و تیرانداز سلطنتی هخامنشی بشناسند.[۱۶۸]

پرتره‌ای که پس از مرگ از سلوکوس یکم کشیدند و او را با شاخ‌های گاو نر نشان می‌داد، نمونهٔ دیگری از این تلفیق است. این شاخ‌ها برای یونانیان یادآور هراکلس بود، اما در سنت بین‌النهرینی و ایرانی نیز نمادی از قدرت فوق‌طبیعی و قهرمانی به شمار می‌رفت.[۱۶۹]

سکه‌های فرترکه‌های پارس نیز این تلفیق را در سطح منطقه‌ای نشان می‌دهند. بر یک سوی سکه، فرمانروا با کلاه ساتراپی در برابر بنایی تشریفاتی (احتمالاً آتشکده یا آرامگاه) دیده می‌شود.[۱۷۰] بر روی دیگر، نیم‌تنهٔ او با کلاه کورباسیا و دیهیم نقش بسته است. این تصویر او را هم‌زمان به سنت کهن ایرانی و فرهنگ شاهی یونانی‑مقدونی پیوند می‌زد.[۱۷۱]

نقش‌برجستهٔ هراکلس در بیستون (۱۴۸ ق.م) نیز نمونهٔ همین رویکرد است. سبک این نقش‌برجسته بیش از آنکه یونانی باشد، ایرانی است؛ به‌ویژه افزودن تیردان و کمانی از نوع کمان داریوش یکم. به‌احتمال زیاد، این نقش هم‌زمان هم هراکلس را نشان می‌دهد و هم بهرام، ایزد پیروزی ایرانی را.[۱۷۲]

مهرها، پیکرک‌ها و اشیاء هنری

آمیختگی فرهنگی به زندگی روزمره نیز راه یافته بود و در اشیاء مورد استفادۀ مردم عادی دیده می‌شود. بیش از ۳۰۰۰۰ اثر مُهر از آرشیوهای اداری سلوکیهٔ دجله به دست آمده است. این مهرها تصاویر خدایان یونانی، بین‌النهرینی و مصری را نشان می‌دهند. گاهی این خدایان با هم ترکیب شده‌اند؛ مانند آپولون یونانی و نبو (Nabu) بابلی.[۱۷۳][۱۷۴]

پیکرک‌های سفالین نیز بازتابی از این آمیختگی هستند. در معبد اصلی آی‌خانوم، پیکرک‌هایی از جنس عاج و سفال یافت شده که حیوانات، الهه‌های باروری و سوارکاران پارسی را به سبک آسیایی نشان می‌دهند. هم‌چنین یک بشقاب نقره‌ای با نقش الههٔ آناتولیایی کیبله در یکی از عبادت‌گاه‌های جانبی معبد کشف شده که از تنوع باورها و آیین‌ها در این شهر حکایت می‌کند.[۱۷۵]

حتی آثار فرهنگی فاخرتر نیز از این فضای چندفرهنگی تأثیر پذیرفته بودند. در آی‌خانوم دو کتیبه کشف شده که یکی شامل حکم‌های دلفی حکیمان هفت‌گانه بود. این کتیبه را کلئارخوس (Clearchus)، فیلسوف یونانی، از معبد دلفی (Delphi) رونویسی کرده و در معبد کینئاس (Cineas)، بنیان‌گذار شهر، نصب کرده بود.[۱۷۶] در شوش نیز اشعار یونانی از سدهٔ یکم ق.م یافت شده که از تداوم فرهنگ ادبی یونانی در شرق حکایت می‌کند. به‌گفتهٔ تارن، یک حوزهٔ فرهنگی یکپارچه از دریای آدریاتیک تا کوه‌های زاگرس گسترش داشت و در سدهٔ دوم پیش از میلاد، به هند نیز رسید.[۱۷۷]

باورها و راهبرد دینی سلوکی‌ها[دیدگاه ۹][دیدگاه ۱۰]

باورهای حاکمان و مردم

شاهان سلوکی خدایان المپی یونانی را می‌پرستیدند. در این میان، زئوس و آپولون جایگاهی ویژه به‌عنوان حامیان اصلی دودمان داشتند. زئوس حامی شخصی سلوکوس یکم محسوب می‌شد. [۱۷۸] و آپولون نیز در تبارنامهٔ سلطنتی نقشی مشابه داشت.[۱۷۹] شاهان سلوکی به‌ویژه از دورۀ آنتیوخوس چهارم به بعد، خود را تجلی خدا بر روی زمین می‌دانستند. این باور ریشه در سنت‌های کهن خاور نزدیک داشت که در آن‌ها شاهان با خدایان خورشیدی پیوند داده می‌شدند و حتی واژۀ خدا در خط میخی با علامت ستاره نوشته می‌شد.[۱۸۰] بر همین اساس، آنتیوخوس چهارم تاج شعاعی را بر سکه‌های خود رواج داد که با خدای خورشید (هلیوس) پیوند داشت.[۱۸۱]

در میان تودۀ مردم، افزون بر خدایان یونانی، آیین‌های کهن ایرانی و بابلی نیز تداوم داشت. الواح محراب پرسپولیس که به اوایل دورهٔ سلوکی تعلق دارند، نشان می‌دهند که خدایان یونانی از همان آغاز به‌طور آگاهانه با سه‌گانهٔ ایزدی هخامنشی تطبیق داده می‌شدند؛ زئوس با اهورامزدا، آتنا و آرتمیس با آناهیتا، و آپولون و هلیوس با میترا یکی دانسته می‌شدند.[۱۸۲] این آمیختگی هدفمند، بستری برای پذیرش متقابل باورها را فراهم می‌کرد. در پارس، توسط فرترکه‌ها سکه‌هایی با نمادهای زرتشتی مانند فروهر و محراب آتش ضرب می شدند که نشان از اعتبار و تداوم باور به آیین‌های کهن ایرانی دارد.[۱۸۳][۱۸۴] پرستش ایزدبانو آناهیتا نیز رواج داشت.[۱۸۵][۱۸۶] و در شوش نیز مردم الهه‌های محلی و عیلامی خود را می‌پرستیدند.[۱۸۷]

یونانیان در امور کیش‌های خصوصی مداخله و ممانعت نمی‌کردند.[۱۸۸] هراکلس نیز در این میان محبوبیتی گسترده یافته بود و تنها نقش‌برجستهٔ سنگی برجای‌مانده از ایران در این دوره، هراکلسِ بیستون (۱۴۸ ق.م) است که هم‌زمان او را هم به‌عنوان پهلوان یونانی و هم به‌عنوان بهرام، ایزد پیروزی ایرانی، نشان می‌دهد.[۱۸۹][۱۹۰]

پرستش شاهان و ملکه‌ها

پرستش شاهان و ملکه‌ها نظامی سازمان‌یافته و دارای کاهن، معبد، قربانی‌ و جشن‌ مذهبی خاص خود بود. هدف این بود که جایگاه سیاسی فرمانروا با شأن الهی او درآمیزد و قدرت خاندان سلطنتی در سراسر امپراتوری تثبیت گردد. این پدیده در ساختار دینی امپراتوری سلوکی جایگاهی تثبیت‌شده داشت.[۱۹۱]

در دورۀ هلنیستی، پرستش فرمانروایان زنده و درگذشته بخشی از دین رسمی بود. سلوکوس یکم زئوس را خدای حامی خود برگزید و پایه‌های این کیش را بنا نهاد. چنانچه در لیدیه، نذرهایی به زئوس سلوکوس تقدیم شده و در نقش‌برجستهٔ معبد گاد، سلوکوس در حال تاج‌گذاری خدای گاد در میان دو عقاب (نماد زئوس) تصویر شده است.[۱۹۲]

پس از مرگ سلوکوس، آنتیوخوس یکم برنامهٔ بزرگداشتی برای تجلیل از پدرش به‌عنوان موجودی الهی برگزار کرد.[۱۹۳] القابی که معمولاً برای خدایان به‌کار می‌رفت، اکنون به پادشاهان نیز داده می‌شد: آنتیوخوس یکم سوتر (نجات‌دهنده) و آنتیوخوس دوم تئوس (خدا) خوانده می‌شدند.[۱۹۴]

این کیش در دورۀ آنتیوخوس سوم گسترش بیشتری یافت. او در ۱۹۳ ق.م فرمان داد برای همسرش لائودیکه سوم کیشی رسمی با کاهنان مشخص برپا شود. این نخستین بار بود که یک پادشاه سلوکی برای یک ملکه کیش دولتی سفارش می‌داد.[۱۹۵] هم‌زمان، دخترش لائودیکه را نیز به‌عنوان کاهنۀ کیش مادرش در ماد گماشت.[۱۹۶] ملکه‌ها همچنین با الههٔ تیخه، ایزدبانوی بخت و باروری، پیوند داده می‌شدند.[۱۹۷]

آنتیوخوس چهارم لقب تئوس اپیفانس (خدای آشکار) را بر سکه‌های خود افزود و نقش زئوس المپی را جایگزین آپولون کرد.[۱۹۸] در فهرست کاهنان سالانهٔ سلوکیهٔ دجله، نام کاهنانی برای پادشاهان درگذشته و نیز کاهنی برای پادشاه زنده (سلوکوس چهارم) ثبت شده است. این فهرست نشان می‌دهد که کیش شاهان در سراسر دورۀ سلوکی نهادینه بود.[۱۹۹]

راهبرد دینی سلوکی‌ها

سلوکی‌ها در سراسر قلمرو خود با آیین‌های محلی مدارا می‌کردند. آنان با حمایت از این آیین‌ها، وفاداری روحانیان و مردم بومی را به دست می‌آوردند و مشروعیت و ثبات حکومت خود را تقویت می‌کردند.[۲۰۰]

این مدارا در عمل با مشارکت مستقیم شاهان در آیین‌های محلی همراه بود. آنتیوخوس یکم در کتیبه‌ای خود را نگهبان معابد اساگیلا و ازیدا خواند. او در مراسم پی‌ریزی این معابد شرکت و از خدای نبو برای خود و فرزندش طلب برکت کرد.[۲۰۱] شرکت در آیین‌های بابلی، از جمله در بورسیپا و اوروک، نشان می‌دهد که این رویه در سراسر دورۀ سلوکی ادامه داشته است.[۲۰۲]

سلوکیان همچنین می‌کوشیدند خدایان یونانی را با ایزدان محلی همسان سازند. تصویر آپولون بر سکه‌ها چنان طراحی می‌شد که هم بابلیان آن را نبو ببینند و هم ایرانیان آن را میترا بشناسند.[۲۰۳] مهرهای سلوکیهٔ دجله نیز خدایان تلفیقی را نشان می‌دهند که هم از سنت یونانی و هم از سنت بین‌النهرینی مایه گرفته‌اند.[۲۰۴] هراکلس نیز با ایزدان گوناگونی مانند ورترغنهٔ ایرانی، نرگال بابلی و واجرپانی بودایی همسان دانسته شده است.[۲۰۵]

شهر آی‌خانوم نمونه‌ای روشن از همزیستی فضاهای دینی گوناگون است. معبد با طاقچه‌های توخالی در مرکز شهر، طرحی کاملاً غیر یونانی و یادآور معماری بین‌النهرینی و هخامنشی داشت.[۲۰۶] پشت این معبد، ظروف نذری غیر یونانی دفن شده بود که به دوره‌های اول تا سوم معبد تعلق داشت و تداوم آیین‌های مربوط به زمین و جهان زیرین (chthonic) را در میان قبایل هندو‑ایرانی نشان می‌دهد. در همین شهر، هیرون کینئاس با پلان کاملاً یونانی و یک پرستشگاه روباز بر فراز ارگ نیز فعال بود.[۲۰۷]

با این حال، باید میان همسان‌سازی تصویری و تلفیق واقعی آیین‌ها تفاوت گذاشت. خدایان شرقی می‌توانستند شمایل و نام‌های یونانی به خود بگیرند، بی‌آنکه آیین‌شان با آیین یونانی درآمیزد.[۲۰۸] برای نمونه، در شوش از میان حدود یکصد اثر مهر، حتی یک نمونه تصویر خدایان و الهه‌های یونانی دیده نمی‌شود.[۲۰۹] به باور گوتیه، آیین‌های تلفیقی در چند نسل نخست حکومت هلنیستی، ابزاری برای تشویق وحدت در میان مردم بودند.[۲۱۰]

تساهل مذهبی سلوکیان همیشگی نبود. دولت گاه برای تأمین هزینه‌های خود معابد را غارت می‌کرد. آنتیوخوس سوم در جریان لشکرکشی به شرق، ۴۰۰۰ تالنت از معبد آناهیتا در هگمتانه برداشت.[۲۱۱] او همچنین معبد بل در ایلیمائیس را غارت کرد. این اقدام به شورش پرستندگان آن معبد و سرانجام قتل پادشاه انجامید.[۲۱۲]

این رویدادها در حالی رخ می‌داد که معابد، افزون بر نیایشگاه بودن، نهادهای اقتصادی و اجتماعی قدرتمندی نیز به شمار می‌رفتند.[۲۱۳] سلوکیان برای مهار این نهادها دو راهبرد را هم‌زمان به کار می‌گرفتند؛ از یک سو با انتصاب مقامات دینی بر امور معابد نظارت می‌کردند، و از سوی دیگر با کمک‌های مالی و اعطای امتیازات، وفاداری آن‌ها را جلب می‌نمودند.[۲۱۴]

سلوکیان در برابر برخی ادیان با چالش‌های جدی نیز روبرو بودند. معروف‌ترین آن، رویارویی آنتیوخوس چهارم با یهودیان بود که به شورش مکابیان (۱۶۷‑۱۶۰ ق.م) انجامید.[۲۱۵] آنتیوخوس چهارم کوشید آیین یهود را سرکوب کند. قوانین سنتی یهود لغو شد، معبد اورشلیم غارت گردید و قربانگاهی برای زئوس بر محراب آن نصب شد.[۲۱۶]

آیین‌ها و رسوم محلی

شناخت آیین‌های مردم عادی در فلات ایرانِ دورهٔ سلوکی، به دلیل کمبود منابع، دشوار است. با این حال، یافته‌های باستان‌شناختی نشان می‌دهند که سنت‌های کهن هخامنشی-ایلامی تداوم یافتند، اما در غرب و شمال غرب ایران، از فرهنگ هلنیستی نیز تأثیر پذیرفتند. این تأثیر در شیوه‌های تدفین و اشیاء آیینی بارزتر است، در حالی که در فارس، سنت‌های محلی پایدارتر ماندند.[۲۱۷]

در غرب ایران، رسم استودان‌گذاری صخره‌ای در محوطه‌هایی مانند فخریکا و کوره‌کیچ، با وجود نفوذ آیین‌های تدفین یونانی، همچنان پابرجا بود.[۲۱۸] در گورستان چشمه‌سر (نزدیک پرسپولیس) نیز گورها جهتی شمال غربی-جنوب شرقی دارند که با سنت هخامنشی هماهنگ است، در حالی که در شوش تحت تأثیر هلنیسم، تنوع و بی‌نظمی در جهت‌گیری گورها دیده می‌شود.[۲۱۹] پرستش ایزدانی چون آناهیتا و مهر که از دورهٔ هخامنشیان آغاز شده بود، در دورهٔ سلوکی نیز با هم‌گون‌سازی‌هایی با خدایان یونانی ادامه یافت.[۲۲۰][۲۲۱]

رسوم تدفین، آشکارترین عرصهٔ تأثیر فرهنگ هلنیستی بود. در شوش، ورود جمعیت‌های یونانی-مقدونی به پیدایش شیوه‌های جدید انجامید، از جمله تابوت‌های سفالی انسان‌ریخت (سارکوفاژ) که چهرهٔ متوفی را بازنمایی می‌کردند.[۲۲۲] در نهاوند، یک تومولوس (تپهٔ خاکی مدفن) با راهرو و اتاق دفن گنبدی کشف شده که نشان از نفوذ این فرهنگ در میان نخبگان محلی دارد.[۲۲۳] در لرستان نیز تابوتی مفرغی با بقایای یک مرد جوان کشف شده که در وضعیت نیمه‌خمیده دفن شده بود و پوشش‌های طلا بر چشم و دهان داشت.[۲۲۴] اما در فارس، تدفین‌های سلوکی بسیار نادر است و سنت‌های کهن، مانند تدفین در گورهای سادهٔ خاکی و استودان‌های صخره‌ای، تداوم بیشتری داشت.[۲۲۵]

اطلاعات دربارهٔ جشن‌های فصلی این دوره بسیار اندک است. با این حال، تداوم پرستش آناهیتا، احتمال برگزاری جشن آبانگان در ماه آبان و هم‌زمان با پایان برداشت محصول را تقویت می‌کند.[۲۲۶] پیکرک‌های سفالی سوارکاران پارسی نیز که به‌تدریج جای خود را به نمونه‌های مشابه با کلاه مقدونی دادند، بازتابی از باورهای عامیانه و نمادی از قدرت شاه در باور مردم به شمار می‌رفتند.[۲۲۷]

شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهند که در غرب ایران، فرهنگ هلنیستی عمیق‌تر بر آیین‌های مردم اثر گذاشت، اما در فارس، سنت‌های کهن هخامنشی پایدارتر ماندند.[۲۲۸] توده‌های مردم به آیین‌های باروری و نیاپرستی پایبند بودند و نخبگان محلی نیز با پذیرش گزینشی عناصر یونانی، موقعیت خود را در ساختار قدرت سلوکی تثبیت می‌کردند.[۲۲۹]

میراث و ماندگاری

میراث سلوکیان برای ایران بسیار فراتر از یک حکومت بیگانه بود. تأثیرات آنان در شهرنشینی، زبان، هنر، معماری، نمادهای سلطنتی و سنت حکومت‌داری تا دوره‌های اشکانی و ساسانی و حتی فراتر از آن ادامه یافت. هرچند منابع ایرانی به نقش آنان اشاره‌ای ندارند، اما تأثیر سلوکیان بر جهان ایرانی عمیق بود[۲۳۰]

سلوکیان با ایجاد شبکه‌ای از شهرهای جدید، شهرنشینی را در فلات ایران گسترش دادند. برای نمونه، آی‌خانوم در بلخ شهری نظامی بر کرانهٔ آمودریا بود و انطاکیهٔ پارس (بوشهر امروزی) شهری بازرگانی در کنار خلیج فارس. شوش نیز با تغییر نام به «سلوکیه کنار اولائوس» به یک دولت‌شهر مهم تبدیل شد. بغستانه (بیستون امروزی) هم که مجسمهٔ هرکول از دورهٔ سلوکی در آن دیده می‌شود، از دیگر نشانه‌های این نفوذ شهری است.[۲۳۱]

در معماری، فرم‌های سلوکی در باختر پس از استقلال این منطقه نیز تداوم یافت و از آن راه بر معماری کوشانیان تأثیر گذاشت. معابد اصلی آی‌خانوم چندین بار بر اساس نقشه‌های مشابه بازسازی شدند. این نقشه حتی در معبد مهره مالیاران (Mohra Maliaran) در تاکسیلا (پاکستان امروزی) در سدهٔ یکم پیش از میلاد نیز به کار رفت.[۲۳۲]

در زمینهٔ نمادهای سلطنتی، دیهیم به‌عنوان نماد اصلی پادشاهی، نخستین بار توسط سلوکیان در سراسر سرزمین‌های ایرانی فراگیر شد و تا پایان دورهٔ ساسانی دوام آورد.[۲۳۳] اشکانیان عنوان شاه بزرگ را که سلوکیان از هخامنشیان به ارث برده بودند، برگزیدند و بعدها عنوان شاهنشاه را نیز برای تمایز از سلوکیان به‌کار گرفتند.[۲۳۴]

نظام پولی سلوکی و شیوهٔ ضرب سکه با علائم ضرابخانه، نه تنها به اشکانیان، بلکه به ساسانیان و حتی اعراب فاتح ایران نیز منتقل شد.[۲۳۵]

سلوکیان همچنین پلی میان دو تمدن شرق و غرب بودند. دانش نجومی بابلی در این دوره به جهان یونانی راه یافت، چنان‌که نجوم هلنیستی اساساً محصول این آمیختگی دانسته می‌شود. گاهشماری سلوکی نیز نخستین نظام پیوستهٔ شمارش سال‌ها در خاورمیانه رایج بود. این گاهشماری در بسیاری از کشورها پذیرفته شد و تا سدهٔ یازدهم میلادی در میان یهودیان ادامه یافت.[۲۳۶]

در حکومت‌داری، سلوکیان قلمرو خود را از طریق شبکه‌ای از پادشاهی‌های دست‌نشانده اداره می‌کردند که زیر اقتدار یک شاه بزرگ متحد شده بودند. این الگوی سازمان‌دهی سیاسی بعدها در ساختار حکومت اشکانی و نیز در امپراتوری روم تداوم یافت.[۲۳۷]

با این همه، سلوکیان برخلاف اسکندر در حافظهٔ تاریخی ایران تقریباً غایب هستند. نام آنان در خدای‌نامه، وقایع‌نامهٔ رسمی ساسانیان، و نیز در تاریخ‌نگاری اسلامی که از آن الگو گرفته بود، دیده نمی‌شود. این غیبت در حافظه، با میراث ملموسی که در زمینه‌های گوناگون بر جای گذاشتند در تضاد است. این نشان می‌دهد که تأثیر تاریخی یک امپراتوری همیشه با بازنمایی آن در روایت‌های رسمی همخوانی ندارد.[۲۳۸]

پانویس

  1. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 1.
  2. Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 63.
  3. Degen, “Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 126.
  4. Strootman, “The Seleukid Empire between Orientalism and Hellenocentrism: Writing the History of Iran in the Third and Second Centuries BCE”, Nāme-ye Irān-e Bāstān: The International Journal of Ancient Iranian Studies, 27-30.
  5. Daryaee, Rollinger and {{{3}}}, “Introduction”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 4.
  6. Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 64.
  7. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 105-106.
  8. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19.
  9. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 83.
  10. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19-21.
  11. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 31.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 106.
  13. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۴.
  14. سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱:‎ ۳۸۸.
  15. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 180-193.
  16. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 35.
  17. سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱:‎ ۳۹۰.
  18. Coşkun and Wenghofer, “Introduction: The Dialectics of Seleukid Ideology”, Seleukid Ideology: Creation, Reception and Response, 13.
  19. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 175.
  20. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 121-122.
  21. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۱۳۹.
  22. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۰۶.
  23. سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱:‎ ۳۹۴.
  24. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 195-197.
  25. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 30.
  26. Kärvegård and Dorn, Religious Practices in Ai-Khanoum: The Three Temples in Comparison, 1.
  27. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۰۶.
  28. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 1:‎ 34.
  29. سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱:‎ ۳۹۸.
  30. Cole, “SELEUCID AND PTOLEMAIC IMPERIAL ICONOGRAPHY IN THE SYRIAN WARS (274–168 BСE): THE ROLE OF DYNASTIC WOMEN”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca.312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 50.
  31. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 463-466.
  32. Gardner, A Catalogue of the Greek Coins in the British Museum. The Seleucid Kings of Syria, 1:‎ xvi.
  33. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 230-232.
  34. Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 110-111.
  35. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 107.
  36. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۱۳۹-۱۴۰.
  37. Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 43-45.
  38. Erickson, “Introduction”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 1.
  39. سایکس، تاریخ‌ ایران/سایکس، ۱:‎ ۴۰۳.
  40. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 329-330.
  41. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 117.
  42. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108.
  43. Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 332-333.
  44. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 10.
  45. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108-110.
  46. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 109.
  47. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 82.
  48. Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 113.
  49. Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 61.
  50. Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
  51. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 85-92.
  52. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 363-367.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 110-111.
  54. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 183-184.
  55. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 135.
  56. Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 312.
  57. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 111-113.
  58. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 112.
  59. Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 92-93.
  60. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 11.
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانی‌مآبی»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، ۵۴.
  62. Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 113.
  63. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 393.
  64. Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۹-۳۰.
  65. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 8.
  66. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 96.
  67. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 31, 35, 43-44.
  68. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 35.
  69. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 11.
  70. Bevan, The House of Seleucus, 2:‎ 281.
  71. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 12.
  72. Strootman, The Hellenistic Royal Court: Court Culture, Ceremonial and Ideology in Greece, Egypt and the Near East, 336-30 BCE, 11-12.
  73. Bevan, The House of Seleucus, 2:‎ 280.
  74. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 366.
  75. Bevan, The House of Seleucus, 2:‎ 282.
  76. Bevan, The House of Seleucus, 2:‎ 282-283.
  77. Bevan, The House of Seleucus, 2:‎ 271.
  78. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 50-52.
  79. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۸.
  80. ۸۰٫۰ ۸۰٫۱ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکی‌ها تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳:‎ ۱۰۴.
  81. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 2-3.
  82. Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 123-124.
  83. Candotti and Giudice, “The Seleucid Influence on the Gandhāran Administrative System: A Study on the Greek-Derived Political Offices with Special Reference to the Indo-Scythian Kingdom of Apraca”, La ricezione dell’ultimo Alessandro: Mirabilia e violenza al di qua e al di là dell’Indo, 246.
  84. پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانی‌مآبی»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، ۵۰.
  85. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 201.
  86. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۷.
  87. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۱۲.
  88. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 317.
  89. Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 2.
  90. یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳:‎ ۱۰۶.
  91. Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 6-7.
  92. Ashkenazi et al, “Archaeometallurgical Characterization of Seleucid Leaded Bronze Coins: Towards an Understanding of Flans Standardization”, Metallography, Microstructure, and Analysis, 29.
  93. Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
  94. Schäfer, “The Seleucids and the Seas”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 273-275.
  95. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 70.
  96. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 85-86.
  97. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 54.
  98. McLeod, “Review: The Seleucid Army”, The American Historical Review, 70.
  99. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 59-65.
  100. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 68-69.
  101. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 74-75.
  102. Bar-Kochva، The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns، 48-51.
  103. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 76, 79-80.
  104. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 83-84.
  105. Sekunda, Seleucid and Ptolemaic Reformed Armies 168-145 BC. Volume 1: The Seleucid Army under Antiochus IV Epiphanes, 1:‎ 12.
  106. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 70.
  107. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۰۵.
  108. Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۶.
  109. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 76.
  110. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۰۹-۱۱۱.
  111. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶-۱۲۷.
  112. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۱۳-۱۱۹.
  113. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 5-9.
  114. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۱۴.
  115. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶.
  116. Martinez-Sève, “Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 217.
  117. Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 162.
  118. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 71.
  119. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 4,9.
  120. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 41.
  121. Aperghis, “Review: The Seleucid Economy”, The Classical Review, 63-64.
  122. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 17.
  123. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 72.
  124. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 305, 313.
  125. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 304.
  126. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 47.
  127. Aperghis, “Review: The Seleucid Economy”, The Classical Review, 111.
  128. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 305.
  129. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 305.
  130. van der Spek, “Feeding Hellenistic Seleucia on the Tigris”, Feeding the Ancient City, 41.
  131. van der Spek, “Palace, Temple and Market in Seleucid Babylonia”, Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, 305, 309.
  132. Aperghis, “Review: The Seleucid Economy”, The Classical Review, 161-162.
  133. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 42.
  134. Pirngruber, The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia, 65.
  135. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 32.
  136. Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 166-167.
  137. Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 213-214.
  138. رستگاری نژاد، باقری و کیاده، «فرمانروایان پارس در زمان سلوکیان و اشکانیان»، مطالعات ایرانی، ۶۵.
  139. Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 193-194, 238-239.
  140. Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 80-84.
  141. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 83.
  142. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 89-91.
  143. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 48.
  144. Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 109-110.
  145. Engels, “Iranian Identity and Seleukid Allegiance: Vahbarz, the Frataraka and Early Arsakid Coinage”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 188.
  146. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, exillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 70.
  147. Ristvet, “Between Ritual and Theatre: Political Performance in Seleucid Babylonia”, World Archaeology, 259.
  148. Aperghis, The Seleukid Royal Economy: The Finances and Financial Administration of the Seleukid Empire, 111-113, 145.
  149. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۷-۱۲۸.
  150. Détienne, “Review of Aspects sociaux et économiques de la vie religieuse dans l'Anatolie gréco-romaine”, Archives de sciences sociales des religions, 245-246.
  151. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 67-68.
  152. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 28.
  153. یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳:‎ ۱۰۸-۱۱۱.
  154. Ristvet, “Between Ritual and Theatre: Political Performance in Seleucid Babylonia”, World Archaeology, 257.
  155. بهرامی و حجتی نجف‌آبادی، «تاثیر فرهنگ یونانی بر مقام و موقعیت زنان در ایران عصر سلوکی و اشکانی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، ۵۷-۶۰، ۷۶، ۷۹.
  156. ۱۵۶٫۰ ۱۵۶٫۱ بهرامی و حجتی نجف آبادی، «تاثیر فرهنگ یونانی بر مقام و موقعیت زنان در ایران عصر سلوکی و اشکانی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی، ۷۱-۷۲.
  157. Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 42-43.
  158. Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 39-40.
  159. McAuley, “The House of Achaios: Reconstructing an Early Client Dynasty of Seleukid Anatolia”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 50.
  160. Canepa, “The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 315-316.
  161. Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 43-44.
  162. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 74-75, 78.
  163. Richey-Lowe, “Ai Khanoum: A Case Study into Material Culture as a Marker for Ethnocultural Identity and Syncretism on the Hellenistic Frontier”, Journal of Hellenistic Pottery and Material Culture, 47.
  164. Martinez-Sève, “Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 226.
  165. Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 168.
  166. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Question, 82-83.
  167. Messina, “Seleucia-on-the-Tigris: Embedding Capitals in the Hellenizing Near East”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 115-116.
  168. Strootman, “How Iranian was the Seleucid Empire?”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 22.
  169. Messina, “Aspects of Seleucid Iconography and Kingship”, With Alexander in India and Central Asia: Moving East and Back to West, 21-24.
  170. Navas-Moreno, “The Frataraka of Persis: Analysis of Testimonies and Study of Numismatic and Historical Issues”, Karanos. Bulletin of Ancient Macedonian Studies, 75-79.
  171. Strootman, “Imperial Persianism: Seleukids, Arsakids and Fratarakā”, Persianism in Antiquity, 196-197.
  172. Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 206-213.
  173. نیکنامی، قاسمی و رضایی، «پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان و الهه های یونانی بر مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از قلمرو امپراطوری سلوکیان و اشکانیان»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۳۰۴.
  174. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 73.
  175. Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 170.
  176. Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 112-113.
  177. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 39.
  178. Nawotka, “Seleukos I and the Origin of the Seleukid Dynastic Ideology”, Scripta Classica Israelica, 33-35.
  179. Lerner, “Seleucid History: New Perspectives and Current Challenges”, Anabasis. Studia Classica et Orientalia, 218.
  180. Lorber and Iossif, “The cult of Helios in the Seleucid East”, Topoi, 30-31.
  181. Wright, “Seleucid Royal Cult and Indigenous Religious: The Numismatic Evidence”, Mediterranean Archaeology, 4-5.
  182. Lorber and Iossif, “The cult of Helios in the Seleucid East”, Topoi, 21.
  183. Navas-Moreno, “The Frataraka of Persis: Analysis of Testimonies and Study of Numismatic and Historical Issues”, Karanos. Bulletin of Ancient Macedonian Studies, 76.
  184. رستگاری‌نژاد، باقری و کیاده، «فرمانروایان پارس در زمان سلوکیان و اشکانیان»، مطالعات ایرانی، ۵۱، ۶۰-۶۱.
  185. رستگاری‌نژاد، باقری و کیاده، «فرمانروایان پارس در زمان سلوکیان و اشکانیان»، مطالعات ایرانی، ۶۰.
  186. Coloru, “Seleukid Settlements: Between Ethnic Identity and Mobility”, Electrum: Journal of Ancient History, 212-213.
  187. یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳-۱:‎ ۱۰۹.
  188. یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳-۱:‎ ۱۱۰.
  189. Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 212-213.
  190. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 89.
  191. Chaniotis, “The Divinity of Hellenistic Rulers”, A Companion to the Hellenistic World, 438-442.
  192. Nawotka, “Seleukos I and the Origin of the Seleukid Dynastic Ideology”, Scripta Classica Israelica, 34.
  193. Messina, “Seleucia-on-the-Tigris: Embedding Capitals in the Hellenizing Near East”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 109.
  194. Kvapil, “Sacral and Divine Kingship in Seleucid Empire and Western Han”, Graeco-Latina Brunensia, 128.
  195. Cole, “Seleucid and Ptolemaic Imperial Iconography in the Syrian Wars (274–168 BCE): The Role of Dynastic Women”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 70.
  196. Coloru, “Seen from Ecbatana: Aspects of Seleucid Policy in Media”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 212.
  197. Reda, Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire, 43-44, 46.
  198. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 191.
  199. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 369.
  200. Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 34.
  201. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 304-305.
  202. Kvapil, “Sacral and Divine Kingship in Seleucid Empire and Western Han”, Graeco-Latina Brunensia, 126.
  203. Strootman, “How Iranian was the Seleucid Empire?”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 22.
  204. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 77.
  205. Canepa, “The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 319.
  206. Richey-Lowe, “Ai Khanoum: A Case Study into Material Culture as a Marker for Ethnocultural Identity and Syncretism on the Hellenistic Frontier”, Journal of Hellenistic Pottery and Material Culture, 47.
  207. Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 171.
  208. Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 218.
  209. نیکنامی، قاسمی و رضایی، «پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان و الهه های یونانی بر مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از قلمرو امپراطوری سلوکیان و اشکانیان»، جامعه شناسی تاریخی، ۳۱۱.
  210. Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 77.
  211. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۹.
  212. Shanechi, “Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia”, International Journal of Arts, Humanities and Social Studies, 28.
  213. Briant, From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire, 73.
  214. Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 145-147.
  215. Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 135.
  216. Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 385-386.
  217. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 11.
  218. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 14.
  219. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 11-12.
  220. Basirov, “Evolution of the Zoroastrian Iconography and Temple Cults”, Ancient Near Eastern Studies (ANES), 169.
  221. دادور و مصباح، «تأثیر دو فرهنگ هنری هلنی و ایرانی در شکل و تزیینات ریتون‌های اشکانی»، فصلنامه علمی-پژوهشی مرکز پژوهشی هنر، معماری و شهرسازی نظر، ۵۱.
  222. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 12-13.
  223. جانجان، افخمی و حاجی‌زادۀ باستانی، «تحلیلی بر هژمونی فرهنگ هلنی در ایران مبتنی بر یافته‌های باستان‌شناختی (مطالعهٔ موردی: یافته‌های هلنیستی در نهاوند)»، نامه انسان‌شناسی، ۱۰۰.
  224. Tavassoli et al, “An Investigation of the Skeleton Inside the Bronze Coffin in the Castle to Determine Its Gender, Identity, and Time of Life”, Journal of Art & Civilization of the Orient (JACO), 62-64.
  225. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 11, 14.
  226. Suren-Pahlav, “Abanagan: Hydrology, Gender, and Syncretism in Pre-Islamic Iranian Festivals”, The Circle of Ancient Iranian Studies (CAIS).
  227. Katzy, “The Terracotta Figurines of Tell Halaf in the Hellenistic Period. Between Continuity and Change”, Proceedings of the 11th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East (ICAANE), 213-216.
  228. Farjamirad, “Chapter 2 – Post-Achaemenid & Seleucid Burials (Late 4th c. BC–mid 2nd c. BC)”, Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period, 11.
  229. جانجان، افخمی و حاجی‌زاده باستانی، «تحلیلی بر هژمونی فرهنگ هلنی در ایران مبتنی بر یافته‌های باستان‌شناختی (مطالعۀ موردی: یافته‌های سلوکی نهاوند)»، پژوهش‌های حوزه و دانشگاه، ۱۹۹-۲۰۰.
  230. Canepa, “The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 323.
  231. بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستان‌شناسی ایران، ۱۱۳-۱۱۹.
  232. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 93-94.
  233. Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 94-95.
  234. Strootman, “Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great”, Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review, 209.
  235. Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 131-132.
  236. Tarn, The Greeks in Bactria and India, 56-60, 64-65.
  237. Strootman, “The Coming of the Parthians: Crisis and Resilience in the Reign of Seleukos II”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 144.
  238. Canepa, “The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 305.
  1. در مقاله هخامنشیان، مادها و عیلامی‌ها، علاوه بر گزارش حکومت و امپراطوری، به وضعیت جامعه و فرهنگ و مردم نیز به خوبی پرداخته شده بود. در این مقاله نیز توقع میرفت این اتفاق بیافتد و فرهنگ، اقتصاد، آیین و دین و سنت های مردمی نیز در بدنه مقاله جا داشته باشد. اما این امر مغفول مانده است. دلیلی داشته است؟ در برخی مطالب هم به طور جزئی نکاتی در این خصوص درج شده است اما این یک ابهام و سؤال مهم است که در این مقاله وجود دارد.
  2. در مواردی که از یک پانویس در جای دیگری از مقاله استفاده کرده اید؛ به اشتباه عدد پانویس را کپی کرده اید و به محل مورد نظر پیست کرده اید. این اشتباه است و باعث شده در پانویس مثلا کنار عدد پانویس 1 تکرارها نشان داده شود و به همین دلیل از این پانویس ها نمیتوان به متن اصلی برگشت. همچنین در این مدل اگر صفحه مورد استفاده در پانویس جدید اصلاح شود؛ صفحه پانویس قبلی نیز تغییر میکند. برای رفع این مشکل زحمت بکشید از این مدل استفاده کنید: روی عدد هر پانویس کلیک کنید، وقتی باز شد متنش رو کامل انتخاب و بعد کپی کنید. در مرحله بعد از قسمت یادکرد متنی که کپی کردید رو پیست کنید. بعدش هم میتونید به راحتی ویرایش کنید بدون اینکه تغییری در ارجاعات قبلی پیش بیاد
  3. بهتر است قبل از اینکه وارد ماهیت و ابعاد این امپراطوری شوید، ابتدا در یک بند آن را معرفی کنید. اینکه نامش و محدوده زمانی و مکانی حکومتش چه بوده. اگر به سبک مقاله عیلامی‌ها، پیشینه سلوکیها در منابع قابل بررسی است؛ لطفا افزوده شود.
  4. خوبه در انتهای این بخش جدول پادشاهان رو درج کنید.
  5. قبل از اینکه وارد ساختار اداری شوید؛ مطلبی درباره ساختار سلطنت نبود؟ جایگاه شاه یا نوع تعیین آن یا مبنای تصمیمات و...
  6. به جای ساختار اقتصادی بهتر نیست یک عنوان دیگر بیاورید به نام اقتصاد که هم منابع دولتی مثل این موارد گزارش شود و هم به شغل و در آمد مردم که مثلا کشاورزی بوده یا هر چیزی دیگه هم اشاره بشه؟
  7. با توجه به مطالبی که در این بخش و بخش قبلی بود، آیا نمیشود بخشی به نام ارتش یا قوای نظامی ایجاد کرد؟ در منابع گزارشی از ارتش آنها نیست؟
  8. این عنوان اصلا گویا و مناسب نیست بیشتر این مطالب درواقع همان معماری و هنر است نه فرهنگ و سنت‌ها. عنوان به معماری و هنر تغییر کند. این مطالب نیز از تکرار رنج میبرند و یک ایده مدام تکرار شده است. در یک جمله بگویید هنر و معماری سلوکیان تلفیقی از نمادها و روش های ایرانی و یونانی بوده است و بعد نوع و سبک ها را گزارش کنید بدون اینکه تکرار شود که این تلفیق است و...
  9. در این قسمت شما سیاست دینی سلوکی ها را گزارش کرده اید نه دین را. بهتر است ابتدا دین را گزارش کنید؛ خود سلسله حاکمیتی چه دینی داشته و بین مردم چه دینی رواج داشته است و سپس به سیاست دینی سلوکی ها بپردازید. البته در بخش بعد پرستش شاهان را آورده اید ولی آیا در این دوران زرتشی از میان برداشته شد؟ خبری از این آیین در دربار و در میان مردم نبود؟
  10. به نظرم بخش عنوان اصلی دین باشد و ذیل آن هم دین رسمی و هم دین مرسوم بین مردم گزارش شود، هم به پرستش شاهان و هم به ساسیت دینی سلوکی ها

منابع

بهرامی، محمد؛ حجتی نجف آبادی، شهناز (۱۴۰۱). «تاثیر فرهنگ یونانی بر مقام و موقعیت زنان در ایران عصر سلوکی و اشکانی» (PDF). تحقیقات تاریخ اجتماعی. ۱۲ (۱): ۵۷–۸۴.

بهروزی، مهرناز (۱۳۹۷). «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه» (PDF). پژوهشهای باستان‌شناسی ایران. ۸ (۱۷): ۱۰۵–۱۲۴.

پیغمبری، حمیدرضا (۱۳۹۷). «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانی مآبی» (PDF). پژوهش‌های ایران‌شناسی. ۸ (۲): ۳۹–۵۸.

پیرنیا، حسن (۱۳۸۰). تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان. تهران: خیام.

دادور، ابوالقاسم؛ مصباح، بیتا (۱۳۹۱). «تأثیر دو فرهنگ هنری هلنی و ایرانی در شکل و تزیینات ریتون‌های اشکانی» (PDF). فصلنامه علمی-پژوهشی مرکز پژوهشی هنر، معماری و شهرسازی نظر. ۹ (۲۱): ۴۷–۵۸.

جانجان، محسن؛ افخمی، بهروز؛ حاجی‌زاده باستانی، کریم (۱۴۰۴). «تحلیلی بر هژمونی فرهنگ هلنی در ایران مبتنی بر یافته‌های باستان‌شناختی (مطالعۀ موردی: یافته‌های سلوکی نهاوند)». نامه انسان‌شناسی. ۲۲ (۴۱): ۱۷۹–۲۰۷.

رستگاری نژاد، سحر؛ باقری، معصومه؛ کیاده، حسن (۱۳۹۲). «فرمانروایان پارس در زمان سلوکیان و اشکانیان» (PDF). مطالعات ایرانی. ۱۲ (۲۳): ۴۷–۷۰.

سایکس، سر پرسی مولزورث (۱۳۸۰). تاریخ ایران. ترجمهٔ محمدتقی فخرداعی گیلانی. تهران: افسون.

گرانتوفسکی، ادوین آرویدوویچ (۱۳۵۹). بهترین رئیس دنیا. ترجمهٔ کیخسرو کشاورزی. تهران: پویش.

نیکنامی، کمال‌الدین؛ قاسمی، رضا؛ رضایی، رضوان (۱۳۹۶). «پژوهشی در نقوش مذهبی خدایان و الهه های یونانی بر مهرها و اثر مهرهای به دست آمده از قلمرو امپراطوری سلوکیان و اشکانیان» (PDF). جامعه شناسی تاریخی. ۸ (۱): ۳۰۱–۳۱۴.

یارشاطر (گردآورنده)، احسان (۱۳۸۰). تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان. ترجمهٔ حسن انوشه. تهران: امیرکبیر.

Aperghis, Gerassimos Efthimios George (1999). The Seleukid Royal Economy: The Finances and Financial Administration of the Seleukid Empire (PDF) (به انگلیسی). London: Cambridge University Press.

Aperghis, G. G. (2008). "Review: The Seleucid Economy" (Review of Chankowski & Duyrat, eds., Le Roi et l'Économie)". The Classical Review, New Series, Vol. 58, No. 2 (به انگلیسی).

Ashkenazi, Dana (2026). S. Klein, A. Lichtenberger, O. Tal. "Archaeometallurgical Characterization of Seleucid Leaded Bronze Coins: Towards an Understanding of Flans Standardization". Metallography, Microstructure, and Analysis (به انگلیسی).

Austin, Michel (2006). The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation (به انگلیسی). London: Cambridge University Press.

Bar-Kochva, Bezalel (1976). The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns (به انگلیسی). London: Cambridge University Press.

Basirov, Oric (2001). "Evolution of the Zoroastrian Iconography and Temple Cults". Ancient Near Eastern Studies (ANES) (به انگلیسی).

Briant, Pierre (2002). From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire (به انگلیسی). Translated by Daniels, Peter T. Winona Lake, Indiana: Eisenbrauns.

Burstein, Stanley M. (2023). "The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312– 150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian , History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی).

Candotti, Alessandro (2024). Maria Piera Candotti. "The Seleucid Influence on the Gandhāran Administrative System: A Study on the Greek-Derived Political Offices with Special Reference to the Indo-Scythian Kingdom of Apraca". In La ricezione dell’ultimo Alessandro: Mirabilia e violenza al di qua e al di là dell’Indo, edited by Francesca Piccioni, Elisabetta Poddighe, Tiziana Pontillo (به انگلیسی).

Canepa, Matthew P (2015). "Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period". Iranian Studies (به انگلیسی). 48 (1): 71–97.

Canepa, Matthew P (2023). "The Seleucid Empire and the Creation of a New Iranian World". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Chaniotis, Angelos (2003). "The Divinity of Hellenistic Rulers" (PDF). In A Companion to the Hellenistic World, edited by Andrew Erskine (به انگلیسی).

Cole, Sara E (2023). "Seleucid and Ptolemaic Imperial Iconography in the Syrian Wars (274–168 BCE): The Role of Dynastic Women". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Coloru, Omar (2023). "Seen from Ecbatana: Aspects of Seleucid Policy in Media". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Coloru, Omar (2017). "Seleucid Iran". In King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), edited by Touraj Daryaee (به انگلیسی).

Coşkun, Altay (2023). Richard Wenghofer. "Introduction: The Dialectics of Seleukid Ideology". In Seleukid Ideology: Creation, Reception and Response, edited by Altay Coşkun & Richard Wenghofer (به انگلیسی).

Daryaee, Touraj (2023). Robert Rollinger. "Introduction: Seleucid and Iranian History in Dialogue". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Degen, Julian (2023). "Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Détienne, Marcel (1985). "Review of Aspects sociaux et économiques de la vie religieuse dans l'Anatolie gréco-romaine". Archives de sciences sociales des religions (به انگلیسی). 30 (60/2): 245–246.

David, Engels (2018). "Iranian Identity and Seleukid Allegiance: Vahbarz, the Frataraka and Early Arsakid Coinage". In The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, edited by Kyle Erickson, 173-96. Swansea: The Classical Press of Wales (به انگلیسی).

Erickson, Kyle (2018). "Introduction". In The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, edited by Kyle Erickson, 1-18. Swansea: The Classical Press of Wales (به انگلیسی).

Esposito, Gabriele (2019). Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization (به انگلیسی). Barnsley, South Yorkshire: Pen & Sword Military (an imprint of Pen & Sword Books Ltd).

Farjamirad, Mahdokht (2015). Mortuary Practice in Ancient Iran from the Achaemenid to the Sasanian Period (به انگلیسی). Oxford, UK: BAR (British Archaeological Reports) International Series 2747.

Foldvari, Peter (2022). Panagiotis P. Iossif, Bas van Leeuwen. "Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis". Archaeological and Anthropological Sciences (به انگلیسی). 14 (3): 1–8.

Gardner, Percy (1878). Poole, Reginald Stuart, ed. A Catalogue of the Greek Coins in the British Museum. The Seleucid Kings of Syria (به انگلیسی). London: Printed by order of the Trustees of the British Museum.

Pirngruber, Reinhard (2017). The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia (به انگلیسی). Cambridge: Cambridge University Press.

Gauthier, Nicolas (2012). "An Archaeological Approach to 'Hellenization' in the Seleucid Empire" (PDF). Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies (به انگلیسی). 2 (2): 67–82.

Hoo, Milinda (2018). "Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria" (PDF). Ancient West & East (به انگلیسی). 17: 161–186.

Kärvegård, Hanna; Dorn, Andreas (2026). Religious Practices in Ai-Khanoum: The Three Temples in Comparison (به انگلیسی). Campus Uppsala: Department of Archaeology, Ancient History and Conservation.

Katzy, Elisabeth (2020). "The Terracotta Figurines of Tell Halaf in the Hellenistic Period. Between Continuity and Change". In Proceedings of the 11th International Congress on the Archaeology of the Ancient Near East (ICAANE), edited by Adelheid Otto, Michael Herles, Kai Kaniuth (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Kvapil, Ondřej (2023). "Sacral and Divine Kingship in Seleucid Empire and Western Han". Graeco-Latina Brunensia (به انگلیسی). 28 (2): 123–138.

Lorber, Catharine C (2009). Panagiotis Iossif. "The cult of Helios in the Seleucid East". Topoi (به انگلیسی).

Lerner, .Jeffrey D. (2023–2024). "Seleucid History: New Perspectives and Current Challenges". Anabasis. Studia Classica et Orientalia (به انگلیسی). 14-15: 213–223. Ma, John (1999). Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor (به انگلیسی). Oxford: Oxford University Press.

Martinez-Sève, Laurianne (2023). "Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

McAuley, Alex (2018). "The House of Achaios: Reconstructing an Early Client Dynasty of Seleukid Anatolia". In The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, edited by Kyle Erickson, 37-55. Swansea: The Classical Press of Wales (به انگلیسی).

McLeod, Wallace (1977). "Review: The Seleucid Army" (Review of Bezalel Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns)". The American Historical Review, Vol. 82, No. 1 (به انگلیسی).

Messina, Vito (2017). "Aspects of Seleucid Iconography and Kingship". In With Alexander in India and Central Asia: Moving East and Back to West, edited by Claudia Antonetti & Paolo Biagi (به انگلیسی). Oxford: Oxbow Books.

Degen, Julian (2023). "Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Morris, Marvin (2016). "Colors of Conquest: A Regional Survey of Hellenistic Wall Painting". Berkeley Undergraduate Journal of Classics (به انگلیسی). 4 (2): 1–14.

Navas-Moreno, Raúl (2024). "The Frataraka of Persis: Analysis of Testimonies and Study of Numismatic and Historical Issues". Karanos. Bulletin of Ancient Macedonian Studies (به انگلیسی). 7: 71–97.

Nawotka, Krzysztof (2017). "Seleukos I and the Origin of the Seleukid Dynastic Ideology". Scripta Classica Israelica (به انگلیسی). 36: 31–43.

Pirngruber, Reinhard (2017). The Economy of Late Achaemenid and Seleucid Babylonia (به انگلیسی). Cambridge: Cambridge University Press.

Plischke, Sonja (2014). Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Rawlinson, Hugh George (1909). Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab (به انگلیسی). Bombay: The Times of India Office.

Reda, Stacy (2014). Interregnum: Queen Regency in the Seleucid Empire (به انگلیسی). Waterloo, Ontario, Canada: University of Waterloo(Classical Studies).

Richey-Lowe, David Thomas (2020–2021). "Ai Khanoum: A Case Study into Material Culture as a Marker for Ethnocultural Identity and Syncretism on the Hellenistic Frontier". Journal of Hellenistic Pottery and Material Culture (به انگلیسی). 5: 45–53.

Ristvet, Lauren (2014). "Between Ritual and Theatre: Political Performance in Seleucid Babylonia". World Archaeology (به انگلیسی). 46 (2): 256–269.

Schäfer, Christoph (2023). "The Seleucids and the Seas". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Sekunda, Nick (1994). Seleucid and Ptolemaic Reformed Armies 168-145 BC. Volume 1: The Seleucid Army under Antiochus IV Epiphanes (به انگلیسی). Stockport: Montvert Publications.

Shanechi, Zohreh (2021). "Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia" (PDF). International Journal of Arts, Humanities and Social Studies (به انگلیسی). 3 (1): 25–30.

"Abanagan: Hydrology, Gender, and Syncretism in Pre-Islamic Iranian Festivals". The Circle of Ancient Iranian Studies (CAIS) (به انگلیسی). October 2016. Retrieved 2 Aug 2026.

Strootman, Rolf (2018). "The Coming of the Parthians: Crisis and Resilience in the Reign of Seleukos II". In The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, edited by Kyle Erickson, 129-59. Swansea: The Classical Press of Wales (به انگلیسی).

Strootman, Rolf (2020). "Hellenism and Persianism in Iran: Culture and Empire after Alexander the Great" (PDF). Dabir: Digital Archive and Brief Notes & Iran Review (به انگلیسی). 7: 201–227.

Strootman, Rolf (2011). "Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE". In Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, edited by Jeroen Duindam, Tülay Artan, Metin Kunt (به انگلیسی). Leiden and Boston: Brill.

Strootman, Rolf (2023). "How Iranian was the Seleucid Empire?". In Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, edited by Touraj Daryaee, Robert Rollinger, Matthew P. Canepa (به انگلیسی). Wiesbaden: Harrassowitz Verlag.

Strootman, Rolf (2017). "Imperial Persianism: Seleukids, Arsakids and Fratarakā". In Persianism in Antiquity, edited by Rolf Strootman & Miguel John Versluys (به انگلیسی). Stuttgart: Franz Steiner Verlag.

Strootman, Rolf (2011–2012). "The Seleukid Empire between Orientalism and Hellenocentrism: Writing the History of Iran in the Third and Second Centuries BCE". The International Journal of Ancient Iranian Studies (به انگلیسی). 11 (1–2): 17–35.

Tavassoli, Mohammad Mehdi (2026). Amir Amirinezhad, Ali Sajadi, Mansoureh Nezaratizadeh, Masoud Darabi. "An Investigation of the Skeleton Inside the Bronze Coffin in the Castle to Determine Its Gender, Identity, and Time of Life". Journal of Art & Civilization of the Orient (JACO) (به انگلیسی).

Tarn, William Woodthorpe (1938). The Greeks in Bactria and India (به انگلیسی). Cambridge: Cambridge University Press.

Thomas, Edward (1863). "Bactrian Coins". Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland (به انگلیسی). 20: 99–133.

Wiesehöfer, Josef (2001). Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD (به انگلیسی). London & New York: I.B.Tauris Publishers.

van der Spek, R.J. (2004). "Palace, Temple and Market in Seleucid Babyloni". In Le roi et l'économie. Autonomies locales et structures royales dans l'économie de l'empire séleucide, edited by: V. Chankowski & F. Duyrat (به انگلیسی). Paris: De Boccard.

Wright, Nicholas L (2005). "Seleucid Royal Cult, Indigenous Religious Traditions and Radiate Crowns: The Numismatic Evidence". Mediterranean Archaeology (به انگلیسی).