پرش به محتوا

پیش‌نویس:هجرت

از ایران‌پدیا
نسخهٔ تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۳ توسط رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها) (انواع هجرت در فرهنگ اسلامی-ایرانی)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

هجرت؛ رفتن از سرزمین اصلی به جای دیگر به‌منظور حفظ جان و دین.

هجرت، به‌معنای انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر است و در حوزۀ دینی، به کنار گذاشتن محل سکونت به‌منظور صیانت از باورهای دینی و جان تعریف می‌شود. این مفهوم، از آموزه‌های اسلامی به شمار می‌آید و به‌عنوان یکی از شیوه‌های توسعه و گسترش دین اسلام در جوامع غیرمسلمان نیز شناخته شده است.

اهداف اصلی هجرت شامل حفظ دین و جان، کسب دانش، تقویت و ترویج معارف دینی و رهایی از ستم و معصیت است. از نمونه‌های شاخص در تاریخ اسلام، مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه و همچنین هجرت پیامبر اسلام همراه با یاران از مکه به مدینه بوده که مبدأ تاریخ اسلام نیز قرار داده شده است. همچنین هجرت امام علی به کوفه و عزیمت امام رضا به خراسان، از جمله هجرت‌های شاخص در تاریخ محسوب می‌شود.

مفهوم‌شناسی

هجرت در مفهوم کلی خود به انتقال از یک سرزمین به سرزمینی دیگر اشاره دارد[۱] و در حوزۀ دینی، این مفهوم فراتر از حرکت جغرافیایی بوده و به‌عنوان اقدامی آگاهانه برای حفظ جان و باورهای اعتقادی و انتقال به محیطی با شرایط مناسب‌تر برای زیست دیندارانه تعریف می‌شود.[۲] از دیدگاه جامعه‌شناختی، هجرت می‌تواند مسیری به‌سوی تشکیل یا پیوستن به جامعه‌ای با ارزش‌های متفاوت تلقی شود. این انتخاب، پیامدهای گسترده‌ای در شیوۀ زندگی فرد، الگوهای فرهنگی، تعاملات اجتماعی و جهت‌گیری‌های ارزشی به همراه دارد.[۳]

تاریخچه

هجرت به‌عنوان یک پدیده انسانی و تاریخی، در طول دوره‌ها و در میان جوامع مختلف مشاهده شده است. این حرکت، اغلب در پاسخ به عوامل متعددی نظیر تغییرات محیطی، محدودیت‌های معیشتی، تنش‌های سیاسی یا به‌دست آوردن فرصت‌های جدید صورت گرفته است. از جوامع اولیه بشری تا تمدن‌های پیشرفته‌تر، جابه‌جایی جمعیت‌ها به شکل‌های فردی، خانوادگی یا گروهی، در تحولات اجتماعی و شکل‌گیری سکونتگاه‌های جدید نقش داشته است. در بستر ادیان و مکاتب فکری نیز، هجرت گاه به‌عنوان اقدامی در جهت حفظ باورها یا گسترش آموزه‌ها مطرح شده است. این پدیده، به‌عنوان یک واقعیت تاریخی پیوسته، به ایجاد و توسعه شبکه‌های ارتباطی، تبادلات فرهنگی و اقتصادی بین مناطق مختلف منجر شده و در پیکره‌بندی جوامع کنونی نیز اثرات خود را بر جای گذاشته است. مطالعۀ تاریخچه هجرت، چگونگی واکنش انسان‌ها به چالش‌ها و تحولات محیط پیرامون خود را نشان می‌دهد.[۴]

انواع هجرت در فرهنگ اسلامی-ایرانی

در فرهنگ اسلامی-ایرانی، بر اساس متون دینی و سیرۀ عملی، گونه‌های اصلی هجرت به شرح ذیل نمود یافته است:

  1. هجرت مکانی (ظاهری): هجرت مکانی به جابه‌جایی فیزیکی از یک سرزمین به سرزمین دیگر اشاره دارد که به‌طور معمول با اهداف دینی، اجتماعی یا سیاسی انجام می‌شود. هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه به‌عنوان یک نمونۀ مهم از هجرت مکانی شناخته می‌شود. این رویداد به‌عنوان نقطه شروع تاریخ اسلام تلقی شده و از نظر تاریخی، نقش مهمی در شکل‌گیری تمدن اسلامی داشته است و منجر به تشکیل یک جامعۀ جدید و تقویت ساختارهای حکومتی در آن دوره شد.[۵]
  2. هجرت معنوی (باطنی): بر اساس آموزه‌های دینی، این نوع هجرت، حرکتی درونی است که انسان مؤمن را از گناه به طاعت رهنمون می‌سازد. در این نگاه، مهاجر واقعی کسی است که از تمایلات نفسانی دوری گزیند. این هجرت، پیش‌نیاز و همراه ضروری هجرت مکانی موفق است.[۶]
  3. هجرت برای کسب دانش: این نوع هجرت، به تلاش برای یادگیری و گسترش معرفت دینی و علمی اشاره دارد. در فرهنگ اسلامی-ایرانی، دستور به «طلب علم ولو در چین» نشان‌دهندۀ ارزش قائل‌شدن برای علم‌آموزی و آمادگی برای سفر به سرزمین‌های دور برای کسب دانش است.[۷]
  4. هجرت برای حفظ دین: در منابع دینی، هنگامی که انجام فرایض دینی در محیطی ممکن نباشد، هجرت به منطقه‌ای امن به‌عنوان وظیفه‌ای دینی مطرح می‌شود. این نوع هجرت، روشی برای صیانت از سرمایۀ ایمانی فرد و جامعه است.[۸]
  5. هجرت از ستم و گناه: رهایی از فضای آلوده به گناه، از دیگر انگیزه‌های مطرح شده برای هجرت در متون دینی است. از دیدگاه برخی کارشناسان دینی، این امر، بیانگر نگاه فعالانۀ دین اسلام به تغییر شرایط نامساعد و تلاش برای زندگی در فضایی سالم‌تر است.[۹]
  6. هجرت به سوی خدا: این مفهوم بر اهمیت رسیدن به رضایت الهی تأکید دارد و نشان می‌دهد که تمامی اعمال، از جمله هجرت، باید با هدف نزدیک‌شدن به خداوند انجام شوند، همانطور که در آموزه‌های دینی و در سخنان پیامبرانی مانند ابراهیم بیان شده است.[۱۰]

ویژگی‌های مهاجر در فرهنگ اسلامی-ایرانی

در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، برای «مهاجر» ویژگی‌هایی برشمرده شده است که او را به فردی اثرگذار تبدیل می‌کند، از جمله:

  • ایمان و اخلاص: ایمان و اخلاص به‌عنوان زیربنای هجرت «فی‌سبیل‌الله».
  • پاکیزگی درونی و هجرت از گناه: پاکیزگی درونی و دوری از گناه به‌عنوان مقدمه هجرت بیرونی.
  • امام‌شناسی و ولایت‌مداری: شناخت امام زمان و پایبندی به ولایت الهی.
  • انتخاب آگاهانه مکان: هجرت، انتخاب آگاهانه مقصد برای دستیابی به رشد دینی، علمی و اجتماعی.
  • صبر و بردباری: صبر و بردباری در برابر دشواری‌های غربت و مسیر هجرت.
  • توکل و امیدواری: توکل و امیدواری در مواجهه با ناشناخته‌ها.
  • صداقت در گفتار و کردار: صداقت در گفتار و کردار به‌عنوان سرمایه اجتماعی مهاجر.[۱۱]

مبانی دینی هجرت

هجرت در متون دینی از جایگاهی راهبردی برخوردار بوده و به‌مثابۀ یک دستور مورد تأکید قرار گرفته است. منابع اسلامی با بیانات متنوع، بر اهمیت این کنش تأکید کرده است. برای مثال قرآن کریم گاه با یادآوری گستردگی سرزمین خداوند، ترک هجرت را مورد پرسش قرار می‌دهند و گاه با بیان پاداش‌های معنوی بزرگ، رستگاری را در گرو ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا با جان و مال می‌دانند.[۱۲]

از منظر این متون، هجرت حرکتی پویا قلمداد می‌شود که درهای گشایش و مواضع امن گسترده‌ای را در زمین برای فرد فراهم می‌آورد. این نگاه، هجرت را تنها یک جابجایی جغرافیایی ندانسته، بلکه آن را عاملی برای دستیابی به فرصت‌های جدید و توسعه قلمداد می‌کند.[۱۳]

در نقطۀ مقابل، تعلل در هجرت هنگامی که شرایط، انجام تکالیف دینی را ناممکن سازد، پیامدهایی منفی به همراه دارد.[۱۴] بر اساس این دیدگاه، زندگی در محیطی که امکان عمل به آموزه‌های دینی فراهم نباشد، بدون تلاش برای تغییر این شرایط از طریق هجرت، نوعی سهل‌انگاری نسبت به خویشتن تلقی می‌شود. این وضعیت ناشی از انتخاب آگاهانۀ فرد برای باقی‌ماندن در فضایی است که به تدریج مانع از التزام عملی به باورها می‌شود. در چنین حالتی، عذر استضعاف و ناتوانی پذیرفته نیست، چرا که راه برون‌رفتی چون مهاجرت به محیطی مساعد پیش روی فرد وجود داشته است.[۱۵] آمرزش گناهان، امنیت، بهشت جاودان و روزی فراوان از جمله پاداش مهاجران در قرآن ذکر شده است.[۱۶]

نمونه‌های تاریخی هجرت

اندیشمندان مسلمان هجرت‌های نخستین در صدر اسلام را به‌عنوان عاملی زیربنایی در پیشبرد و تثبیت آیین اسلام در برابر مخالفان ارزیابی کرده‌اند.[۱۷] همان‌گونه که برخی محققان نوشته‌اند، جایگاه مهاجران در منظومۀ اسلامی از اهمیت زیاد برخوردار است. پیامبر اسلام و جامعۀ مسلمانان احترامی ویژه برای آنان قائل بودند، زیرا آنان برای انتشار دعوت اسلام، از تمامی دارایی‌ها و حتی جان خود گذشتند. این تلاش‌ها سبب شد فرهنگ اسلام از فضای محدود و پرفشار مکه فراتر رفته و به عرصۀ جهانی راه یابد.[۱۸]

در این میان، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه، نقشی تعیین‌کننده داشت. این رویداد سرآغاز تشکیل نخستین جامعۀ مبتنی بر آموزه‌های اسلامی بود. زیرا پیامبر اسلام با انعقاد پیمان‌های اجتماعی و سیاسی، قبایل مختلف را بر محور واحد متحد ساخت و ساختار حکومتی اسلام را بنیان نهاد. این تحول، اسلام را از مرحلۀ یک دعوت فردی به یک نظام اجتماعی ارتقا داد و ظرفیتی تمدن‌ساز برای آن ایجاد کرد.

اهمیت این هجرت به حدی است که مبدأ تاریخ اسلام قرار گرفت.[۱۹] گاه‌شمارهای هجری شمسی و قمری که بر این اساس استوار شده،[۲۰] امروزه در مناسبت‌های دینی، عبادی، حقوقی و زندگی روزمرۀ میلیاردها مسلمان در سراسر جهان، از جمله ایران، جریان دارد. اعیاد، ماه‌های رمضان و محرم، مناسک حج و بسیاری از وقف‌نامه‌ها و قراردادهای شرعی، همگی با این تاریخ سنجیده می‌شوند. این امر تداوم پیوند معنوی مسلمانان با هجرت پیامبر شان محسوب می‌شود.[۲۱]

آثار تمدنی و تاریخی هجرت

هجرت امام رضا به ایران

پژوهشگران هجرت امام رضا به ایران را حرکتی سرنوشت‌ساز می‌دانند که بر بنیاد آگاهی عمیق از پیامدهای تاریخی آن صورت پذیرفت. این رویداد، در جغرافیای مذهبی تحول ایجاد کرد و کانونی نیرومند برای تمرکز جامعۀ شیعی فراهم آورد. پیش از آن، شیعیان پراکندگی جغرافیایی گسترده‌ای داشتند که به‌ناچار از دسترسی به بسیاری از ظرفیت‌های اجتماعی محروم می‌ماندند. با استقرار امام رضا در خراسان، این پراکندگی کاهش یافت و هستۀ اصلی شیعه در ایران شکل گرفت. این تمرکز، بستر مناسب برای تحولات آینده فراهم ساخت که از فروپاشی تدریجی حکومت عباسی تا ظهور دولت صفویه که اولین حکومت متمرکز شیعی بود را شامل می‌شود. این روند تاریخی در نهایت به تکوین نهادهای منظم دینی، فرهنگی و سیاسی انجامید و زمینه را برای شکل‌گیری یک نظام اجتماعی مبتنی بر آموزه‌های شیعی در دوران معاصر فراهم کرد.[۲۲]

از سوی دیگر، این هجرت تنها به انتقال فیزیکی امام محدود نماند؛ بلکه با دعوت از امام‌زادگان برای حضور در ایران، شبکه‌ای گسترده از خاندان اهل‌بیت در این سرزمین استقرار یافتند. این حضور، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به هویت و سبک زندگی جوامع محلی ایفا کرده است. در دورافتاده‌ترین نقاط ایران، امام‌زاده‌ها به کانونی برای حیات دینی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده‌اند. امروزه این زیارتگاه‌ها مراکز مهم برای حفظ آیین‌ها، مناسک، اخلاقیات و پیوندهای اجتماعی جوامع شیعی به شمار می‌روند. تأثیر این حضور در بافت روزمرۀ زندگی ایرانیان چنان نهادینه شده که بخشی از روحیات و عواطف جمعی آنان را شکل می‌دهد.[۲۳]

در همین راستا، محققان هجرت حضرت فاطمه معصومه به قم را نیز حرکتی آگاهانه و در راستای تکمیل این نقشه تاریخی می‌دانند. استقرار وی در این شهر، آن را به مرکز معنوی و علمی مهمی تبدیل کرد که تا امروز ادامه دارد.

بر اساس دیدگاه برخی پژوهشگران، برآیند این تحولات تاریخی به شکل‌گیری چارچوب فکری و اجتماعی مشخصی در فرهنگ شیعی انجامیده که در دوران معاصر مورد توجه مطالعات جهانی قرار گرفته است. این پدیده در تحلیل‌های تاریخی تنها برآمده از رویدادهای سیاسی معاصر ارزیابی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان فرآیندی دارای پیشینۀ تاریخی طولانی مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ فرآیندی که هجرت امام رضا به ایران نقطه عطفی در آن محسوب می‌شود.[۲۴]

هجرت علمای دین

هجرت علمای دینی در تاریخ فرهنگ اسلامی-ایرانی، نقشی مهم در پیونددادن کانون‌های علمی، تقویت شبکه‌های فکری و نهادینه‌کردن معارف دینی در بستر جامعه داشته است. این هجرت‌ها که گاه اختیاری و گاه بر اثر ضرورت‌های سیاسی-اجتماعی رخ می‌داده، حلقه‌ای از پیوندهای علمی و فرهنگی را در سراسر قلمرو تاریخی ایران، از جمله خراسان بزرگ (شامل مناطق امروزی افغانستان و آسیای مرکزی) تا بین‌النهرین و شامات تشکیل می‌داده است.[۲۵]

پژوهشگران نمونه‌های برجستۀ این روند را در هجرت عالمان جبل‌عامل لبنان به ایران در عصر صفوی، رفتن دانشمندان خراسانی به حوزه‌های علمیه عراق، و نیز رفت‌وآمد مستمر عالمان میان مراکزی چون هرات، بخارا، مشهد، اصفهان، قم و نجف می‌دانند. این حرکات، سبب انتقال و تلفیق دانش‌ها، تقویت زبان فارسی به‌عنوان حامل معارف اسلامی و غنای حوزه‌های فقهی، کلامی و عرفانی در دل فرهنگ اسلامی-ایرانی شد.[۲۶]

در دوران معاصر، این فرآیند با هجرت‌ شیخ عبدالکریم حائری از اراک به قم و بنیان‌گذاری حوزۀ علمیۀ قم، و سپس استقرار حسین بروجردی در این شهر، تکامل یافت. این رویدادها، قم را به محل مهم برای تولید و انتشار معارف اسلامی در چارچوب فرهنگ ایرانی بدل و شبکه‌ای منسجم از ارتباطات علمی در سراسر جهان اسلام ایجاد کرد.[۲۷]

پیامد این جریان تاریخی، شکل‌گیری و تداوم یک حوزه علمی و فرهنگی یکپارچه بوده که در آن، دانش‌های دینی با عناصر هویتی ایرانی درآمیخته و الگویی پایدار از زندگی دینی-فرهنگی را پدید آورده است. مبلغان و عالمان پرورش‌یافته در این شبکه، با سفر به مناطق مختلف، از شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده، نه تنها به تبلیغ احکام پرداخته‌اند، بلکه نگاهبانان فرهنگ اسلامی-ایرانی بوده‌اند. حضور آنان در مناسبت‌هایی چون مراسم محرم و اعیاد مذهبی، به استانداردسازی آیین‌های مشترک، تحکیم هویت جمعی و تقویت انسجام اجتماعی انجامیده است.[۲۸]

نخستین دستاورد این هجرت‌ها برای خود عالمان، گسترش آگاهی و تعمیق بینش از طریق مواجهه با سنت‌ها و جریان‌های فکری مناطق گوناگون بوده است. در مقیاس کلان، نتیجۀ این فرآیند تاریخی، پدیدآمدن تمدنی مبتنی بر فرهنگ اسلامی-ایرانی است که با وجود پراکندگی جغرافیایی، توانسته است پیوندهای عمیق معرفتی و اجتماعی خود را حفظ کند و به‌عنوان الگویی تاثیرگذار در جهان اسلام شناخته شود.[۲۹]

در سطح داخلی امروزه هجرت کوتاه‌مدت و بلندمدت علمای حوزه‌های علمیه کشور به اقصی نقاط ایران، نقشی مشابه دارد. محققان این حرکت را نوعی توزیع آگاهانۀ سرمایۀ معنوی می‌دانند که از مراکز دینی به سراسر جامعه صورت می‌گیرد.[۳۰]

هجرت امام‌خمینی

بر اساس دیدگاه برخی پژوهشگران، هجرت‌های امام خمینی نقش مؤثری در تحول نقش رهبری دینی در دورۀ معاصر داشته است. این هجرت‌ها که در شرایط مختلفی رخ داد، به تدریج موجب گسترش دامنۀ نفوذ و فعالیت‌های وی از عرصه حوزوی به صحنه‌های فراملی شد. برای مثال اقامت در ترکیه، موجب شد تا امام‌ خمینی با فضای اجتماعی و حکومتی یک کشور لائیک بهصورت مستقیم مواجه شود. این تجربه، زمینه‌ساز توجه بیشتر به مفاهیمی چون هویت ملی و تعامل با افکار بین‌المللی شد. در این دوره، توجه رسانه‌ها و محافل جهانی به شخصیت و دیدگاه‌های وی افزایش یافت.

سپس، اقامت در نجف، اگرچه بازگشت به محیط علمی‌آشنا بود، اما در بافتی وسیع‌تر و بین‌المللی ادامه یافت. در این مرحله، حضور در جمع طلاب و علما از ملیت‌های مختلف، شبکه ارتباطات فرامرزی را گسترش داد. همچنین، نگارش و تدریس نظریه ولایت فقیه در این دوره انجام شد.

اقامت در پاریس، دسترسی مستقیم و گسترده‌تر رسانه‌های جهانی را فراهم آورد. این امر موجب شد مفاهیم و اندیشه‌های مرتبط با انقلاب ایران در کانون توجه مجامع بین‌المللی قرار گیرد. به باور برخی محققان، این مرحله در شکل‌دهی به صورت‌بندی جهانی جنبش مؤثر بود.[۳۱]

هجرت در ادیان دیگر

هجرت، به‌عنوان یک کنش دینی و اجتماعی، منحصر به فرهنگ اسلامی نبوده و در دیگر ادیان الهی و مکاتب فکری نیز دارای سابقه و اهمیت است. برای مثال در یهودیت، خروج قوم بنی‌اسرائیل از مصر به رهبری موسی، که به‌صورت جمعی و برای رهایی از بردگی و نیل به سرزمین موعود صورت گرفت، نمونه‌ای بنیادین از هجرت با ماهیتی نجات‌بخش و الهی محسوب می‌شود.[۳۲] در مسیحیت، مهاجرت نخستین پیروان این آیین برای گریز از آزارها و تبلیغ عقاید جدید، به‌ویژه در سده‌های اولیه، نقش مهمی در گسترش آن ایفا کرد. همچنین، مفاهیمی مانند غربت دنیوی و سرگشتگی روح در عرفان مسیحی، گونۀ معنوی هجرت را بازتاب می‌دهد.[۳۳] در ادیان شرقی همچون بودیسم، ترک خانه و تعلقات دنیوی توسط بودا به‌عنوان گام نخست در مسیر حقیقت‌یابی، شکلی از هجرت درونی و بیرونی به شمار می‌رود.[۳۴] اما آنچه به نظر محققان هجرت را در اسلام ممتاز می‌سازد، نظام‌مندشدن آن به مثابۀ یک اصل تأسیسی، اجتماعی و تاریخی با کارکردهای چندبعدی و به‌عنوان مبدأ تاریخ رسمی امت اسلامی است. اگرچه خروج از وطن در پی حفظ عقیده یا کمال‌جویی در دیگر سنت‌های دینی نیز مشاهده می‌شود، اما در اسلام این مفهوم به‌گونه‌ای ساختاریافته و با پیامدهای عمیق اجتماعی و تمدنی تجلی یافته است.[۳۵]

کارکردهای امروزی هجرت

هجرت در عصر حاضر تنها با انگیزه‌های اقتصادی یا امنیتی صورت نمی‌گیرد، بلکه عوامل پیچیده‌ای همچون جستجوی فرصت‌های آموزشی، پیوندهای خانوادگی و دستیابی به زندگی باکیفیت‌تر نیز در آن دخیل هستند.[۳۶] برای جوامع مسلمان، مهاجرت علاوه‌بر حفظ هویت دینی، به ایجاد شبکه‌های فراملی، تبادل فرهنگی و تقریب مذاهب کمک کرده است. امروزه مهاجرت به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی، هم چالش‌هایی مانند ادغام در جامعه میزبان و هم فرصت‌هایی مانند نقش‌آفرینی در دیپلماسی عمومی را ایجاد می‌کند.[۳۷]

هجرت به کشورهای غیراسلامی

محققان مهاجرت به کشورهای غیراسلامی در دنیای امروز را دارای تصویری دوگانه می‌دانند: از یک طرف، فرصتی برای تعامل فرهنگی، توسعۀ علمی و اقتصادی، و نقش‌آفرینی به‌عنوان سفیران اسلام محسوب می‌شود. از طرف دیگر، مواجهه با گفتمان‌های اسلام‌هراسانه، چالش‌های هویتی برای نسل دوم و سوم و محدودیت‌های اعمال سیاست‌های یکپارچه‌سازی از جمله موانع پیش‌روی مهاجران است. با این حال، حضور فعال مسلمانان در این جوامع می‌تواند به تقویت درک متقابل و کاهش کلیشه‌ها بین جهان اسلام و غرب بینجامد.[۳۸]

برخی از محققان اسلامی در پاره‌ای از شرایط، مهاجرت به کشورهای غیراسلامی را به‌عنوان یک «فریضه شرعی» می‌دانند. تقویت هویت دینی اقلیت‌های مسلمان، ارائۀ کمک‌های مالی به آنان، مشارکت سازنده در گفت‌وگوی بین‌ادیانی با عالمان و پیروان سایر ادیان الهی، احداث مساجد و مراکز خیریه و نیز بهره‌گیری از فرصت‌های جهانی‌شدن در جوامع غربی در راستای تأمین مصالح امت اسلامی، از جمله وظایفی است که در محیط‌های اقلیتی قابل پیگیری است.  

تحقق این اهداف که نقش بسزایی در گسترش و تعمیق فرهنگ اسلامی در عرصۀ جهانی ایفا می‌کند، می‌تواند وجوب شرعی هجرت را برای افراد دارای توانمندی‌های لازم و شرایط مؤثر، به‌عنوان یک واجب کفایی یا حتی در مواردی واجب عینی ثابت کند. این امر به‌ویژه در مواردی که حضور آگاهانۀ مسلمانان در فضای بین‌فرهنگی، به حفظ مصالح کلان امت اسلامی بینجامد، از جایگاه ویژه‌ای در فقه اجتماعی اسلام برخوردار است.[۳۹]

پانویس

  1. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص۸۳۳.
  2. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص ۵۷۸ و ۵۷۹.
  3. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص829.
  4. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص830.
  5. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  6. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  7. نصیری، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، 1389ش، ص۷۹.
  8. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  9. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  10. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  11. غضنفری، ره رستگاری، 1382ش، ج1، ص357-365.
  12. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷-۱۰۰.
  13. سورۀ توبه، آیۀ 20.
  14. سورۀ نساء، آیۀ ۹۷.
  15. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۶.
  16. حسینی، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، 1383ش، ص۲۲ و ۲۳.
  17. فجری، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، 1389ش، ص۹۴.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۳۶.
  19. هاشمی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین‌الملل»، 1402ش، ص۳۱۱.
  20. طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۸، ج۲، ص3.
  21. هاشمی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین‌الملل»، 1402ش، ص۳۱۱.
  22. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  23. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  24. «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران.
  25. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  26. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  27. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  28. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  29. فلاح توتکار و پرویش، «مهاجرت علمای عتبات به ایران؛ بازتاب و پیامدهای آن»، 1391ش، ص77-80.
  30. «طرح هجرت با تکیه بر ارتباط مردمی، فرهنگ دینی را در بستر جامعه نهادینه می‌کند»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه خراسان.
  31. «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه‌های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی.
  32. خرمشاهی، «موسی(ع)»، 1377ش، ج۲، ص۲۱۸۰.
  33. پاینده، «مسیحیت از عیسی تا یوحنا»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  34. «بودیسم»، وب‌سایت حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، تاریخ درج مطلب: 5 مهر 1392ش.
  35. جلالی و هاشمی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، 1402ش، ص۸۳4.
  36.  حسینی و دیگران، «رویکردی نظری به سیاست‌های مهاجرتی دولت های مهاجرپذیر»، 1403ش، ص162.
  37. «جوامع مسلمانان مهاجر و سیاست خارجی در اروپای غربی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  38. رعد جباره، هادی، الاقلیات المسلمة فی‌العالم، تهران، الهدی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۲۴۵-۲۴۸.
  39. مبلغی، «فقه هجرت»، 1485ش، ص 15-18.
دیدگاه‌های ارزیابان

مناب‎‏ع

* پاینده، حسین، «مسیحیت از عیسی تا یوحنا»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 3 مرداد 1385ش.
  • «تأثیر هجرت بر آراء و اندیشه های اجتماعی ـ سیاسی امام خمینی»، پرتال جامع امام‌خمینی، تاریخ بازدید: 15 دی 1404ش.
  • جلالی، سیدمجتبی، و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، راهبرد اجتماعی فرهنگی، شماره ۴۸، پاییز ۱۴۰۲ش.
  • «جوامع مسلمانان مهاجر و سیاست خارجی در اروپای غربی»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 8 آبان 1390ش.
  • جلالی، سیدمجتبی و هاشمی، سید مهدی، «تحلیل و بررسی موانع و راهکارهای هجرت در آموزه‌های دینی»، مجلۀ راهبرد اجتماعی فرهنگی، شمارۀ 48، 1402ش،
  • حسینی، سیدجواد، «جایگاه هجرت در مکتب اسلام»، مجلۀ مبلغان، شمارۀ 53، 1383ش.
  • حسینی، غلام‌عباس و دیگران، «رویکردی نظری به سیاست‌های مهاجرتی دولت‌های مهاجرپذیر»، مجلۀ پژوهش سیاست نظری، شمارۀ 35، 1403ش.
  • خرمشاهی، قوام‌الدین، «موسی(ع)»، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران،‌ دوستان، ۱۳۷۷ش.
  • رعد جباره، هادی، الاقلیات المسلمة فی‌العالم، تهران، الهدی، ۱۳۷۸ش،
  • «سامانه‌هاارتباط با مدیرثبت نام پذیرش»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه خراسان، تاریخ درج مطلب: 19 آبان 1404ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، ابن‌جریر، تاریخ طبری، بیروت، دارالکتب العلمیّه، ۱۴۰۸ق.
  • غضنفری، علی، ره رستگاری، قم، لاهیجی، 1382ش.
  • فجری، محمدمهدی، «فوائد، عوامل و موانع هجرت»، مبلغان، شماره ۱۳۰، تیر و مرداد ۱۳۸۹ش.
  • مبلغی، احمد، «فقه هجرت»، مجلۀ فقه، شمارۀ 48، 1485ش
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر،‌ تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الإسلامية، ۱۳۷۱ش.
  • نصیری، مهدی، «دربارهٔ حدیث مشهور اطلبوا العلم ولو بالصین»، فصلنامه سمات، شمارۀ 2، ۱۳۸۹ش.
  • «نقش تاریخی هجرت امام رضا (ع) به ایران»، وب‌سایت دیگران، تاریخ درج مطلب: 7 آبان 1388ش.
  • هاشمی، سید محمدعلی، «مبانی حق بر مهاجرت و اقامت در کشورهای غیراسلامی در فقه و حقوق بین‌الملل»، مطالعات حقوقی، شماره ۲، تابستان ۱۴۰۲ش.