پیشنویس:آلیسون جاگر
آلیسون جاگر؛ از زنان نویسندهٔ انگلستان، فمینیست، سوسیال و طرفدار همجنسگرایی.
آلیسون جاگر، بهعنوان یکی از نظریهپردازان فمینیستی با رویکرد سوسیالیستی، با تمرکز بر مفهوم «ازخودبیگانگی» به تحلیل ستم بر زنان در حوزههای میل جنسی، مادرانگی و قابلیتهای فکری میپردازد. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری بهمثابهٔ نظام فراگیر، در چارچوب نظریهٔ سیستمهای وحدتیافته، تلفیقی از گفتمانهای مارکسیستی، رادیکال و روانکاوانه ارائه میدهد. در فضای علمی و فرهنگی ایران، معرفی و بررسی اندیشههایی همچون آرای جاگر، بهطور عمده در بستر بازخوانی و نقد جریانهای فکری غربی صورت میگیرد. برخی محققان معتقدند که اینگونه مطالعات، ضمن طرح مفاهیمی مانند برابری جنسیتی و نقد ساختارهای اجتماعی، میتوانند در راستای بازتعریف برخی هنجارهای اجتماعی در جامعهٔ ایران توجه شود. از این منظر، تحلیل و نقد این چارچوبهای نظری، بخشی از گفتوگوی گستردهتر علمی در باب تطبیق و نقد نظریههای اجتماعی غربی با شرایط بومی تلقی میشود.
زندگینامه
آلیسون مری جاگر در ۱۹۴۲م در شفیلد انگلستان متولد شد و تحصیلات خود را در رشتهٔ فلسفه در انگلستان آغاز کرد و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه لندن (۱۹۶۴م) و کارشناسی ارشد را از دانشگاه ادینبرو (۱۹۶۷م) دریافت کرد. وی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو (۱۹۷۰م) گرفت.[۱]
در طول فعالیت حرفهای، وی در دانشگاههای متعددی از جمله دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، دانشگاه کالیفرنیا (لسآنجلس)، دانشگاه راتگرز و دانشگاه بیرمنگام تدریس کرده است. از جمله مسئولیتهای اجرایی او میتوان به ریاست دپارتمان مطالعات زنان در دانشگاه کلرادو بولدر (۱۹۹۷–۱۹۹۴م) و معاونت دپارتمان فلسفه در همان دانشگاه (۲۰۰۸–۲۰۰۴م) اشاره کرد.[۲]
جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزهٔ فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتهٔ وضعیت زنان در انجمن فلسفهٔ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.[۳] او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م بهعنوان عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا برگزیده شد.[۴]
دیدگاههای آلیسون جاگر
ازخودبیگانگی زن
آلیسون جاگر، همسو با آیریس ماریون یانگ، رویکردی مبتنی بر نظریه نظامهای وحدتیافته را دنبال میکند. او معتقد است همانگونه که کارگران در نظام سرمایهداری از محصول کار خود بیگانه میشوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از بدن خود فاصله میگیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به شیءانگاری بدن زن و رقابت برای جلب تأیید اجتماعی منجر میشود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر میگذارد.[۵]
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربهای بیگانهساز است؛ چون کس دیگری تصمیم میگیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچهداری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربهای بیگانهساز میشود. او میگوید راه و رسم بچهداری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینهورزی مادر به فرزندان خود منتهی میشود.[۶]
بهگفتهٔ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیتهای فکری خود نیز بیگانه میشوند. زن چنان نامطمئن از خود بار میآید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره میرود، چون میترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیطهای دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آنجا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهادهاند زنان هرگز خود را راحت احساس نمیکنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری ازخودبیگانگی مشخص میکند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطهٔ مردانه در سرمایهداری است. در سایهٔ نظام سرمایهداری، سرکوب زنان بهشکل بیگانگی او با همهچیز و همهکس رخ مینماید بهویژه بیگانگی با خود او.[۷]
نقد فمینیسم لیبرال
آلیسون جاگر بر این باور است که فمینیسم لیبرال با مسائلی مانند دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی روبهروست. او اشاره میکند که لیبرالها، خردورزی را ویژگی متمایزکننده انسانها میدانند و مفاهیمی چون آزادی عمل و خودشکوفایی فردی را ارزشهای اساسی جامعه سالم تلقی میکنند. به گفته جاگر، دفاع لیبرالیسم از حقوق بنیادین مانند آزادی مذهب، مبتنی بر حق انتخاب فردی است نه برتری یک سبک زندگی بر دیگری.[۸]
انتقادات به دیدگاههای جاگر
نقد دیدگاه فمینیسم سوسیالیستی
فمینیسم سوسیالیستی بهعنوان رویکردی تلفیقی از فمینیسم رادیکال و فمینیسم مارکسیستی، با برخی از نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلهٔ زنان به مسئلهٔ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.[۹] کاترین مککینن از جمله منتقدانی است که این رویکردهای تلفیقی را به دو دلیل نقد کرده است: نخست، آنکه مسائل محوری فمینیستی مانند تولید مثل، میل جنسی و تربیت کودک در قالب تحلیلی مارکسیستی که از نظر او تحول نیافته است، تبیین میشوند. دوم، آنکه «مسئلهٔ زن» به «مسئلهٔ کارگر» تقلیل مییابد.[۱۰]
در مقابل، برخی پژوهشگران این نقدها را دربارهٔ دیدگاههای آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمیدانند. بهگفتهٔ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار بهجای تحلیل طبقاتی و تأکید بر بهحاشیهراندگی زنان در سرمایهداری، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده است. جاگر نیز با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، تحلیل ستم بر زنان را مستقل از طبقهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرند یا بهطور مستقل به برخی موضوعات کلیدی فمینیستی که ذکر شد، نمیپردازند.[۱۱]
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.[۱۲]
نقد دیدگاه مردسالاری در فمینیسم رادیکال
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیهٔ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطهٔ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.[۱۳] ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.[۱۴]
در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند:
- ادعای جهانشمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتوانهٔ اسناد تاریخی قابل اعتماد است که ارائه آن در عمل با دشواریهای روششناختی مواجه است.
- این ادعا بهطور عموم بر پیشفرضهای نظریههای مدرن، سرمایهداری یا مارکسیستی استوار است که در آنها نهاد خانواده بهعنوان منبع ستم و تفاوتهای نقشهای جنسیتی بهعنوان مصادیق تبعیض تفسیر میشوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوتهای جنسیتی یکسره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته میشود.
- مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج میبرد؛ به گونهای که نه زیرمجموعهٔ هیچیک از نظامهای شناخته شدهٔ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار میگیرد و نه منشأ و سازوکار عینی آن به روشنی تبیین میشود.
- ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دورههای تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.
- اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقهٔ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟
- پذیرش سیطرهٔ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن میشود؛ حال آنکه این گفته، با هدف رهاییبخشی جنبش فمینیستی در تضاد است.
بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.[۱۵]
آثار
آلیسون جاگر آثار متعددی را در زمینهٔ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. آثار او بیشتر در فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد:
۱. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (۱۹۸۳م).
۲. «روشهای عادلانه: خوانشی بینرشتهای فمینیستی» (Just Methods: An Interdisciplinary Feminist Reader) (۲۰۰۸م).
۳. «جنسیت و عدالت جهانی» (Gender and Global Justice) (۲۰۱۴م).[۱۶]
پانویس
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.
- ↑ جاگر، آلیسون، چهار تلقی از فمینیسم، مترجم:س. امیری، مجله زنان، مرجع فمینیسم، 1378ش، ص6.
- ↑ بستانآبادی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش
- ↑ MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.
- ↑ تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305
- ↑ سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.
- ↑ بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.
- ↑ روباتم، زنان در تکاپو: فمینیسم و کنش اجتماعی، 1390ش، ص435.
- ↑ هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمینیستی، 1382ش، ص325.
- ↑ Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.
منابع
- تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی)، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش
- بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲ش.
- جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمینیسم»، ترجمهٔ س، امیری، مجلهٔ زنان، مرجع فمینیسم، شمارهٔ ۳۰، ۱۳۷۸ش.
- روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش.
- سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، مجلهٔ پژوهشنامهٔ اسلامی زنان و خانواده، دوره ۳، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۴ش.
- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۴ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظریههای فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
- DeSautels, Peggy. "Alison Jaggar: April 2013". Highlighted Philosophers. American
- Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.