ساسانیان
ساسانیان؛ آخرین دودمان پادشاهی ایران باستان پیش از ورود اسلام (۲۲۴–۶۵۱ میلادی).
ساسانیان از قرن سوم تا هفتم میلادی بر ایران و بخشهایی از بینالنهرین، قفقاز، آسیای مرکزی و شبهجزیره عربستان حکومت کردند. این سلسله با برخورداری از ساختار اداری متمرکز، نظام مالیاتی سازمانیافته و فعالیتهای گسترده در زمینههای فرهنگی، علمی و هنری، یکی از قدرتهای اصلی اواخر عهد باستان و رقیب امپراتوری بیزانس بود. جنگهای طولانی با بیزانس، بحرانهای سیاسی و داخلی و گسترش فتوحات مسلمانان در سده هفتم میلادی، به تضعیف حکومت ساسانی انجامید. پس از شکست سپاه ساسانی در نبرد نهاوند و کشتهشدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ میلادی، حکومت ساسانیان پایان یافت. بااینحال، میراث سیاسی، اداری و فرهنگی این دوره در دوران اسلامی تداوم یافت و در شکلگیری تمدن ایرانی ـ اسلامی نقش داشت.
نسب و پیشینه
ساسانیان از خاندانهای محلی پارس برخاستند؛ ایالتی که در دوره سلوکیان و اشکانیان، فرمانروایان محلی متعددی بر آن حکومت میکردند. سکههای این فرمانروایان از تداوم برخی سنتهای پادشاهی و آیینهای ایرانی در پارس حکایت دارد.[۱] درباره نسب این خاندان، کریستینسن مینویسد که ساسان از خاندان نجبا بود و با زنی از خاندان بازرنگیان ازدواج کرد. او در معبد آناهیتا در استخر منصب داشت و پس از وی، پسرش پابگ (بابک) به قدرت رسید. بابک با کنار زدن گوچیهر، فرمانروای استخر، موقعیت خاندان خود را تقویت کرد.[۲]گیرشمن نیز به روایت مربوط به جایگاه ساسان در معبد آناهیتا و نقش بابک در شکلگیری قدرت این خاندان اشاره میکند.[۳] اردشیر، پسر بابک، در دارابگرد منصب ارگبذ داشت و از حدود سال ۲۱۲ میلادی به شکست دادن فرمانروایان محلی پارس و گسترش قلمرو خود پرداخت. پس از درگذشت بابک و شاپور، برادر اردشیر، او قدرت را در دست گرفت و مناطق دیگری از جمله کرمان، اصفهان و خوزستان را به قلمرو خود افزود. سرانجام، اردشیر در نبرد هرمزدگان در ۲۸ آوریل ۲۲۴ میلادی اردوان پنجم، شاهنشاه اشکانی، را شکست داد و وارد تیسفون شد. او در سال ۲۲۶ میلادی رسماً تاجگذاری کرد و عنوان «شاه شاهان ایران» را اختیار کرد.[۴][۵]
قلمرو حکومتی
قلمرو شاهنشاهی ساسانی در طول حکومت این دودمان، بر اثر فتوحات و جنگها با امپراتوری روم و بیزانس و پیمانهای صلح تغییر میکرد. هستهٔ اولیهٔ حکومت در پارس شکل گرفت و اردشیر بابکان پس از تثبیت قدرت، تیسفون و بخشهایی از بینالنهرین را به قلمرو خود افزود. در زمان او، برخی فرمانروایان توران و مکران تابعیت ساسانیان را پذیرفتند؛ بااینحال، درهٔ کابل و پنجاب همچنان در ارتباط با قلمرو کوشانیان بود.[۶] کتیبهٔ سهزبانهٔ شاپور یکم در کعبهٔ زردشت از منابع مهم برای شناخت قلمرو و استانهای شاهنشاهی در سدهٔ سوم میلادی است. در این کتیبه از مناطقی چون مرو، هرات، اَپَرشهر، سرزمین کوشان تا پیشاور و کاشغر، سغد و نواحی پیرامون تاشکند نام برده شده است. این فهرست گسترهٔ قلمرو ادعاشده در زمان شاپور را نشان میدهد، اما لزوماً به معنای ادارهٔ مستقیم و پایدار همهٔ این مناطق نیست.[۷] کریستنسن در معرفی سرزمینها و ایالات مرتبط با شاهنشاهی ساسانی از آشور، خوزستان، ماد، پارس، پارت، کرمان، گرگان، مرو، بلخ، سغد، سکستان، هرات، زرنگ، رخج و گدروزیا نام میبرد و به خوارزم، مکران، توران و نواحی پیرامون رود سند نیز اشاره میکند. بااینحال، میزان تسلط ساسانیان بر این مناطق در دورههای مختلف یکسان نبود و باید میان ادارهٔ مستقیم، تابعیت سیاسی و حوزهٔ نفوذ تمایز گذاشت.[۸] در غرب و شمالغرب، ارمنستان و بخشهایی از قفقاز از مناطق مورد منازعهٔ ساسانیان و روم بودند. شاپور یکم نیز به مناطقی چون سوریه، کیلیکیه و کاپادوکیه لشکر کشید. در دورهٔ خسرو دوم، سپاه ساسانی بخشهایی از بینالنهرین، شام، فلسطین و مصر را تصرف کرد و تا نزدیکی قسطنطنیه پیش رفت؛ اما ضدحملههای هراکلیوس و تحولات داخلی ایران به عقبنشینی ساسانیان و بازگرداندن سرزمینهای تصرفشده در سال ۶۲۸ میلادی انجامید.[۹] اداره و حفاظت از مناطق شاهنشاهی بر عهدهٔ فرمانروایان و مقامات محلی، از جمله مرزبانان، بود. از نواحی مهم این دوره میتوان به ارمنستان، پارس، کرمان، سپاهان، آذربایجان، طبرستان، بحرین، هرات، مرو، سرخس، نیشابور و طوس اشاره کرد.[۱۰] در سدهٔ هفتم میلادی، فتوحات مسلمانان بهتدریج استانهای ساسانی را از کنترل حکومت خارج کرد و تیسفون نیز به تصرف درآمد. با کشتهشدن یزدگرد سوم در حدود سال ۶۵۱ میلادی، فرمانروایی ساسانیان پایان یافت.[۱۱]
تاریخ سیاسی
ساسانیان از سال ۲۲۴ میلادی، با شکست اردوان پنجم، واپسین شاه اشکانی، به دست اردشیر بابکان شکل گرفت و تا فتح ایران به دست مسلمانان در سدهٔ هفتم میلادی دوام آورد. این دودمان با تکیه بر پارس به قدرت رسید و بهتدریج نظامی شاهنشاهی پدید آورد که بخش بزرگی از فلات ایران و بینالنهرین را دربر میگرفت. ساسانیان در بخش عمدهای از تاریخ خود، یکی از دو قدرت بزرگ غرب آسیا در رقابت با امپراتوری روم و سپس بیزانس بودند.[۱۲]در دورهٔ شاپور یکم، شاهنشاهی ساسانی گسترش یافت و جنگهای او با روم به پیروزیهایی مهم، از جمله اسارت والرین، امپراتور روم، در سال ۲۶۰ میلادی انجامید. پس از او، جانشینانش با مسائل جانشینی، رقابتهای درباری و منازعات مرزی روبهرو شدند. در اواخر سدهٔ سوم و اوایل سدهٔ چهارم، اردشیر دوم و سپس شاپور دوم نقش مهمی در تثبیت قدرت شاهنشاهی داشتند. شاپور دوم پس از دورهای طولانی از جنگ با روم، جایگاه ساسانیان را در مرزهای غربی تقویت کرد و در شرق نیز با تهدیدهای اقوام کوچرو مقابله کرد.[۱۳][۱۴]در سدههای پنجم و ششم میلادی، شاهان ساسانی علاوه بر جنگهای خارجی، با شورشهای داخلی، اختلافهای اشرافی و مسائل اقتصادی و اجتماعی مواجه بودند. در دورهٔ یزدگرد اول و بهرام پنجم، روابط حکومت با گروههای دینی و نخبگان سیاسی از مسائل مهم دربار بود. قباد یکم در جریان منازعات داخلی از سلطنت برکنار شد، اما بار دیگر به قدرت بازگشت. خسرو یکم اصلاحاتی در امور مالی، نظامی و اداری انجام داد و در دورهٔ او ساختار حکومت مرکزی تقویت شد.[۱۵] در دورهٔ خسرو دوم، ساسانیان در آغاز به فتوحات گستردهای در قلمرو بیزانس دست یافتند، اما ضدحملههای هراکلیوس و بحرانهای داخلی به شکست نظامی و برکناری خسرو در سال ۶۲۸ میلادی انجامید. پس از آن، در فاصلهای کوتاه چندین شاه بر تخت نشستند و رقابتهای درباری، بیثباتی سیاسی را تشدید کرد. یزدگرد سوم در سال ۶۳۲ میلادی به سلطنت رسید، اما در برابر فتوحات مسلمانان نتوانست یکپارچگی شاهنشاهی را حفظ کند. با کشتهشدن او در حدود سال ۶۵۱ میلادی، حکومت ساسانی پایان یافت.[۱۶][۱۷]
جدول پادشاهان ساسانی
| پادشاه | دوره حکومت | محدوده اصلی حکومت | اقدامات و وقایع مهم | پایان حکومت / مرگ |
|---|---|---|---|---|
| اردشیر بابکان | ۲۲۴–۲۴۰ م. | پارس، بینالنهرین و فلات ایران | ۲۲۴م.: شکست اردوان پنجم در نبرد هرمزدگان و پایان فرمانروایی اشکانیان؛ گسترش قدرت از پارس به بینالنهرین؛ تصرف هترا در واپسین سالهای حکومت با مشارکت شاپور.[۱۸] | مرگ در ۲۴۱م.[۱۹] |
| شاپور یکم | ۲۴۰–۲۷۰ م. | ایران، بینالنهرین و نواحی شرقی | ۲۴۲–۲۴۴ م.: جنگ با روم در دورهٔ گوردیان سوم؛ ۲۵۳ م. به بعد: لشکرکشیهای تازه به قلمرو روم؛ ۲۶۰ م.: شکست و اسارت والرین، امپراتور روم؛ ثبت کتیبهٔ سهزبانهٔ کعبهٔ زردشت، شامل نام استانها و گزارش جنگها؛ ساخت شهرها، پلها و سدها و انتقال گروهی از اسیران رومی به ایران.[۲۰][۲۱] | مرگ در ۲۷۰ م.[۲۲] |
| بهرام دوم | ۲۷۴–۲۹۳ م. | ایران و مرزهای غربی | ۲۸۳ م.: رویارویی با لشکرکشی کاروس، امپراتور روم، به قلمرو ساسانی؛ کتیبههای کرتیر در دورهٔ سلطنت او از منابع مهم شناخت جایگاه روحانیت زردشتی و سیاست دینی دربارند.[۲۳] | مرگ در ۲۹۳ م.[۲۴] |
| نرسه | ۲۹۳–۳۰۲ م. | ایران، ارمنستان و بینالنهرین | ۲۹۶–۲۹۸ م.: جنگ با روم؛ شکست در جنگ با نیروهای گالریوس و انعقاد صلح نصیبین در ۲۹۸ م. بر اساس پیمان، ساسانیان بخشی از قلمرو و مواضع مرزی خود، از جمله مناطقی در شرق دجله، را واگذار کردند. [۲۵] | پایان سلطنت در حدود ۳۰۲ م.[۲۶][۲۷] |
| شاپور دوم | ۳۰۹–۳۷۹ م. | ایران، بینالنهرین و مرزهای شرقی | ۳۳۷–۳۵۰ م.: جنگ با روم و محاصرههای مکرر نصیبین؛ ۳۵۹ م.: تصرف آمیدا پس از محاصرهای طولانی؛ ۳۶۳ م.: جنگ با ژولیان و مرگ امپراتور روم در جریان لشکرکشی؛ پیمان صلح با یوویان و بازگشت نصیبین و شماری از مناطق مرزی به ساسانیان؛ مقابله با تهدیدهای شرقی و اقوام کوچرو.[۲۸] | مرگ در ۳۷۹ م.[۲۹] |
| یزدگرد یکم | ۳۹۹–۴۲۰ م. | ایران و مرزهای غربی | ۴۱۰ م.: برگزاری شورای کلیسای ایران در سلوکیه ـ تیسفون و ساماندهی تشکیلات کلیسای مسیحی ایران؛ در دورهٔ او روابط حکومت با مسیحیان و روم شرقی وارد مرحلهای تازه شد، هرچند اجرای سیاستهای دینی در سراسر قلمرو یکسان نبود.[۳۰] | مرگ در ۴۲۰ م.[۳۱] |
| بهرام پنجم | ۴۲۰–۴۳۸ م. | ایران و مرزهای شرقی | ۴۲۱–۴۲۲ م.: جنگ با روم شرقی و انعقاد صلح؛ در دورهٔ او مسائل مربوط به مسیحیان و روابط دینی با روم در مذاکرات سیاسی مطرح شد. منابع روایی فارسی و اسلامی نیز لشکرکشیهای شرقی و نبرد با اقوام مرزی را به سلطنت او نسبت میدهند، اما جزئیات برخی روایتها نیازمند احتیاط است.[۳۲][۳۳] | مرگ در ۴۳۸ م.[۳۴] |
| یزدگرد دوم | ۴۳۸–۴۵۷ م. | ایران، ارمنستان و مرزهای شرقی | ۴۴۰ م. به بعد: جنگ با کیداریان در شرق؛ ۴۵۰–۴۵۱ م.: شورش ارمنیان علیه سیاستهای دینی و مالیاتی حکومت؛ نبرد آوارایر در ۴۵۱ م. در جریان این شورش رخ داد و به شکست نیروهای ارمنی انجامید، هرچند مقاومت در ارمنستان ادامه یافت.[۳۵] | مرگ در ۴۵۷ م.[۳۶] |
| پیروز یکم | ۴۵۹–۴۸۴ م. | ایران و مرزهای شرقی | ۴۶۰–۴۸۰ م.: جنگهای متعدد با هپتالیان؛ شکستهای پیاپی و پرداخت غرامت؛ ۴۸۴ م.: شکست نهایی و کشتهشدن پیروز در جنگ با هپتالیان که به بحران جانشینی و کاهش اقتدار حکومت مرکزی انجامید.[۳۷] | کشتهشدن در ۴۸۴ م.[۳۸] |
| قباد یکم | ۴۸۸–۴۹۶ و ۴۹۸–۵۳۱ م. | ایران و مرزهای شرقی | حدود ۴۹۰ م.: آغاز اصلاحات مالی و کشاورزی و بررسی اراضی؛ حمایت یا همسویی سیاسی با مزدکیان در بخشی از سلطنت نخست؛ ۴۹۶ م.: برکناری و زندانیشدن؛ ۴۹۸/۴۹۹ م.: بازگشت به سلطنت با کمک هپتالیان؛ آغاز اصلاحات اداری و مالیاتی که در دورهٔ پسرش خسرو یکم گسترش یافت.[۳۹][۴۰] | مرگ در ۵۳۱ م.[۴۱] |
| خسرو یکم (انوشیروان) | ۵۳۱–۵۷۹ م. | ایران، بینالنهرین و مرزهای شرقی و غربی | ۵۳۱ م.: سرکوب جنبش مزدکی در آغاز سلطنت؛ دههٔ ۵۳۰ م.: اجرای اصلاحات مالیاتی و نظامی و توسعهٔ سازمان اداری؛ ۵۳۲ م.: صلح با بیزانس؛ ۵۴۰ م.: لشکرکشی به قلمرو بیزانس و تصرف انطاکیه؛ ۵۵۷–۵۶۱ م.: همکاری با ترکان علیه هپتالیان و شکست آنان در آسیای مرکزی؛ ۵۷۰ م.: لشکرکشی به یمن و گسترش نفوذ ساسانیان در جنوب شبهجزیرهٔ عربستان.[۴۲][۴۳] | مرگ در ۵۷۹ م.[۴۴] |
| هرمزد چهارم و بهرام چوبین | ۵۷۹–۵۹۰ م.؛ بهرام چوبین: ۵۹۰–۵۹۱ م. | ایران و مرزهای غربی و شرقی | ۵۸۸ م.: بهرام چوبین در جنگ با ترکان به پیروزی رسید؛ پس از شکست در نبرد با بیزانس و اختلاف با هرمزد چهارم، شورش کرد. ۵۹۰ م.: هرمزد برکنار شد و بهرام در برابر خسرو دوم مدعی سلطنت شد؛ بحران با کمک نظامی بیزانس به خسرو و پیروزی او در ۵۹۱ م. پایان یافت.[۴۵][۴۶]
1 |
هرمزد در ۵۹۰ م. کشته شد؛ [۴۷]بهرام چوبین در ۵۹۱ م. از ایران گریخت و بعدتر کشته شد.[۴۸] |
| خسرو دوم (پرویز) | ۵۹۰–۶۲۸ م.، با وقفهای کوتاه | ایران، بینالنهرین، شام، فلسطین و مصر | ۵۹۰–۵۹۱ م.: بازگشت به سلطنت با کمک بیزانس؛ ۶۰۲–۶۲۸ م.: جنگ طولانی با بیزانس؛ ۶۰۴ م.: تصرف دارا؛ ۶۱۳–۶۱۴ م.: تصرف دمشق و اورشلیم؛ ۶۱۹ م.: تصرف مصر؛ ۶۲۲ م. به بعد: ضدحملههای هراکلیوس؛ ۶۲۷ م.: شکست نیروهای ساسانی در نبرد نینوا؛ ۶۲۸ م.: برکناری و کشتهشدن خسرو و آغاز بحران جانشینی.[۴۹] | برکناری و کشتهشدن در ۶۲۸ م.[۵۰] |
| قباد دوم و شاهان دورهٔ بحران جانشینی | ۶۲۸–۶۳۲ م. | قلمرو باقیماندهٔ شاهنشاهی | ۶۲۸ م.: قباد دوم خسرو پرویز را برکنار کرد و با بیزانس صلح کرد؛ در پی مرگ سریع او و جانشینان کوتاهمدت، رقابت میان خاندان سلطنتی، فرماندهان و اشراف شدت گرفت. پوراندخت و آزرمیدخت نیز در این دوره به سلطنت رسیدند؛ تلاشهای آنان برای تثبیت قدرت با بیثباتی نظامی و سیاسی روبهرو شد.[۵۱] | پایان سلطنتهای کوتاهمدت در پی بحران جانشینی؛ یزدگرد سوم در ۶۳۲ م. به سلطنت رسید.[۵۲] |
| یزدگرد سوم | ۶۳۲–حدود ۶۵۱ م. | قلمرو باقیماندهٔ ساسانی، سپس نواحی شرقی ایران | ۶۳۶/۶۳۷ م.، با اختلاف در تاریخگذاری: نبرد قادسیه و شکست سپاه ساسانی؛ ۶۳۷ م.: سقوط تیسفون؛ ۶۴۲ م.: نبرد نهاوند و شکست نیروهای ساسانی؛ عقبنشینی یزدگرد به شرق ایران و تلاش برای گردآوری نیروهای محلی؛ کشتهشدن در مرو در حدود ۶۵۱ یا ۶۵۲ م.[۵۳] | کشتهشدن در مرو، حدود ۶۵۱–۶۵۲ م.[۵۴] |
نظام حکومت
شاهنشاهی و تمرکز قدرت
ساسانیان در طول چهار قرن بر بخش بزرگی از ایران و سرزمینهای پیرامون آن حکومت کردند. در این حکومت، شاهنشاه در رأس ساختار سیاسی قرار داشت و عالیترین مقام حکومت و فرماندهی نظامی بود. کریستنسن تشکیل دولت ساسانی را مرحلهای از تحول سیاسی ایران میداند که با تمرکز بیشتر قدرت سلطنتی و جایگاه رسمی دین همراه بود. بااینحال، ساختار جدید همهٔ نهادها و مناسبات دورهٔ اشکانی را از میان نبرد و برخی از عناصر پیشین، بهویژه نفوذ خاندانهای بزرگ و فرمانروایان محلی، در دورهٔ ساسانی نیز ادامه یافت.[۵۵] شاهنشاه در انتصاب مقامهای عالی، فرماندهان و شماری از فرمانروایان مناطق نقش داشت. بااینحال، ادارهٔ قلمرو گستردهٔ ساسانی به همکاری دستگاه اداری مرکزی، فرمانروایان محلی، خاندانهای ممتاز و فرماندهان نظامی وابسته بود. ازاینرو، تمرکز قدرت سلطنتی به معنای ادارهٔ مستقیم همهٔ مناطق از سوی دربار نبود. رابطهٔ شاهنشاه با قدرتهای محلی و اشرافی در دورههای مختلف، تحت تأثیر شرایط سیاسی و مناسبات دربار تغییر میکرد.[۵۶]
خاندان های اشرافی
خاندانهای بزرگ از عناصر مهم ساختار سیاسی ساسانی بودند. برخی از این خاندانها در دورهٔ اشکانی نیز جایگاه برجستهای داشتند و در دورهٔ ساسانی از طریق مالکیت زمین، پیوندهای خانوادگی، تصدی مناصب و ارتباط با دربار نفوذ خود را حفظ کردند. کریستنسن از هفت خاندان بزرگ نام میبرد و به جایگاه خاندانهایی چون کارن و سورن اشاره میکند. املاک و روابط این خاندانها گاه به یک منطقه محدود نبود و آنان میتوانستند در بخشهای مختلف شاهنشاهی نفوذ داشته باشند.[۵۷] مناصب و امتیازهای موروثی در حفظ جایگاه برخی خاندانها اهمیت داشت؛ اما نباید همهٔ مقامهای حکومتی را موروثی دانست. شاهنشاه در انتخاب و تغییر شماری از مقامهای عالی اختیار داشت. در مقابل، بزرگان نیز در برخی بحرانهای سیاسی و مسائل مربوط به جانشینی شاهان نقش ایفا میکردند. این مناسبات نشان میدهد که ساختار سیاسی ساسانی بر رابطهای میان اقتدار سلطنتی و نفوذ اشراف استوار بود.[۵۸][۵۹]
ادارهٔ ایالات
ادارهٔ قلمرو ساسانی به ساختاری منطقهای نیاز داشت. در برخی مناطق، فرمانروایان محلی و شاهان تابع در حکومت مشارکت داشتند و در برابر شاهنشاه تعهداتی سیاسی و نظامی بر عهده میگرفتند. این وضعیت را باید از ادارهٔ مستقیم مناطق بهوسیلهٔ کارگزاران منصوب از مرکز متمایز کرد؛ زیرا شیوهٔ اداره در همهٔ مناطق یکسان نبود.[۶۰] مرزبانان نیز از مقامهای مهم منطقهای بودند که بهویژه در مناطق مرزی، وظایف اداری و نظامی بر عهده داشتند. شاهزادگان ساسانی نیز گاه به فرمانروایی مناطق مختلف منصوب میشدند. این انتصابها میتوانست برای ادارهٔ قلمرو و کسب تجربهٔ حکومتی اهمیت داشته باشد؛ اما به معنای استقلال کامل شاهزادگان یا انتقال خودکار و موروثی مقام فرمانروایی نبود.[۶۱]در سطوح پایینتر، مقامهایی برای ادارهٔ شهرها، نواحی و روستاها وجود داشتند. کریستنسن در پایان فصل دوم از عنوانهایی چون شهریگ و دیهیگ یاد میکند که با ادارهٔ واحدهای محلی ارتباط داشتند.[۶۲]
دستگاه اداری مرکزی
ادارهٔ امور شاهنشاهی به مجموعهای از مقامهای عالی و کارگزاران تخصصی وابسته بود. وزیر بزرگ، از مقامهای مهم دستگاه مرکزی به شمار میرفت. در کنار او، مقامهای دیگری در حوزههای دیوانی، مالی، نظامی و دینی فعالیت میکردند. حدود اختیارات این مقامها در همهٔ دورههای ساسانی یکسان نبود و باید با توجه به شرایط سیاسی و شواهد هر دوره بررسی شود.[۶۳] دبیران در تنظیم فرمانها، مکاتبات، اسناد و قراردادها نقش داشتند. برخی از آنان در دستگاه مرکزی و برخی دیگر در بخشهای تخصصی یا سطوح پایینتر اداری خدمت میکردند. وجود دبیران و کارگزاران متخصص نشان میدهد که ادارهٔ دولت تنها بر روابط شخصی شاهنشاه با اشراف استوار نبود، بلکه به تشکیلات دیوانی و ثبت اسناد نیز وابستگی داشت.[۶۴]
نیروهای نظامی
ارتش یکی از پایههای اصلی قدرت دولت ساسانی بود. دفاع از مرزها، مقابله با دشمنان خارجی و حفظ اقتدار حکومت از وظایف آن به شمار میرفت. سوارهنظام زرهپوش جایگاه مهمی در ارتش داشت، اما نیروهای پیاده و دیگر گروههای نظامی نیز در سازمان سپاه حضور داشتند. کریستنسن در تقسیمبندی اجتماعی خود جنگاوران را طبقهای مستقل معرفی میکند و برای رئیس این طبقه عنوان ایرانسپاهبذ را ذکر میکند.[۶۵] فرماندهی نظامی با ساختار سیاسی و اجتماعی ارتباط داشت؛ زیرا خاندانهای ممتاز در تأمین فرماندهان و حضور در مناصب نظامی نقش ایفا میکردند. در دورهٔ ساسانی، سازمان فرماندهی و مسئولیتهای نظامی نیز تغییر کرد.[۶۵]
جامعه
کریستنسن جامعهٔ ساسانی را بر اساس تقسیمبندی چهارگانهای معرفی میکند که در آن روحانیان، جنگاوران، دبیران و گروههای تولیدکننده چهار طبقهٔ اصلی بودند. این تقسیمبندی وظایف اجتماعی را از یکدیگر متمایز میکرد؛ بااینحال، بهتنهایی تمام تفاوتهای اقتصادی، حقوقی و سیاسی جامعه را نشان نمیداد.[۶۶] کریستنسن برای طبقات یادشده مقامهای مسئول نیز معرفی میکند؛ از جمله موبدان موبد برای روحانیان، ایرانسپاهبذ برای جنگاوران، ایراندبیربذ برای دبیران و وُستریوشانسالار برای گروه تولیدکننده.[۶۷]
روحانیان
روحانیان یکی از طبقات اصلی جامعهٔ ساسانی بودند و در آیینهای مذهبی، آموزش دینی و حفظ سنتهای زردشتی نقش داشتند. در رأس سلسلهمراتب روحانی، موبدان موبد قرار داشت. کریستنسن از جایگاه این مقام در امور دینی و مشورت با شاهنشاه یاد میکند و به نقش برخی مقامهای روحانی در رسیدگی به مسائل دینی و حقوقی اشاره دارد.[۶۸] نقش روحانیان به اجرای مراسم مذهبی محدود نبود. آنان در برخی مناسبات خانوادگی و اجتماعی، از جمله آیینهای مربوط به ازدواج و مرگ، نیز حضور داشتند. بااینحال، حدود وظایف آنان را باید بر پایهٔ شواهد هر موضوع مشخص کرد؛ زیرا ارتباط روحانیان با قضاوت یا امور اجتماعی به معنای آن نیست که همهٔ وظایف حقوقی و اداری در اختیار نهاد دینی قرار داشت.[۶۹][۷۰]
اشراف نظامی
جنگاوران در تقسیمبندی چهارگانه، طبقهای مستقل به شمار میرفتند. سوارهنظام زرهپوش از مهمترین نیروهای نظامی ساسانی بود و اعضای خاندانهای ممتاز نیز در فرماندهی و سازمان نظامی نقش داشتند. بااینحال، همهٔ جنگاوران از منزلت و ثروت یکسان برخوردار نبودند و جایگاه اجتماعی آنان به رتبه، وابستگی خانوادگی و مسئولیت نظامی بستگی داشت.[۷۱] در کنار فرماندهان عالی و خاندانهای ممتاز، گروههایی از آزادگان و سواران نیز در سازمان نظامی حضور داشتند. کریستنسن از آزاذان و اسواران یاد میکند و به پیوند میان جایگاه اجتماعی و خدمت نظامی اشاره دارد. این شواهد نشان میدهد که سازمان سپاه با ساختار طبقاتی جامعه ارتباط داشت، اما این ارتباط به معنای یکسانبودن موقعیت همهٔ نیروهای نظامی نبود.[۷۲]
دبیران
دبیران در نظام اجتماعی ساسانی طبقهای مستقل محسوب میشدند. وظایف آنان شامل نگارش فرمانها، مکاتبات، اسناد حقوقی و قراردادها بود. در تقسیمبندی کریستنسن، گروه دبیران تنها منشیان را شامل نمیشد، بلکه افرادی با تخصصهای گوناگون که در دستگاه دیوانی و برخی حوزههای علمی فعالیت میکردند نیز در این طبقه جای میگرفتند.[۷۳] وجود این طبقه نشان میدهد که مهارتهای نوشتاری و اداری برای ادارهٔ حکومت اهمیت داشت. بااینحال، نباید همهٔ دبیران را صاحبمنصب عالی دانست؛ زیرا در دستگاه دیوانی نیز مراتب و تفاوتهایی میان کارگزاران وجود داشت. موقعیت هر فرد به مقام، وظایف، وابستگی به دستگاه مرکزی یا محلی و روابط او با خاندانهای صاحبنفوذ بستگی داشت.[۷۴]
کشاورزان، صنعتگران و بازرگانان
کشاورزان و صنعتگران بخش مهمی از جامعهٔ تولیدکننده را تشکیل میدادند. کشاورزی، دامداری و صنایع دستی در تأمین نیازهای جامعه و درآمدهای حکومت اهمیت داشتند. بازرگانان نیز در مبادلات اقتصادی داخلی و خارجی فعالیت میکردند. بااینحال، وضعیت این گروهها یکسان نبود و مالکیت زمین، شیوهٔ بهرهبرداری از آن، میزان درآمد و رابطه با صاحبان املاک در موقعیت اجتماعی افراد تأثیر داشت.[۷۵][۷۶] اقتصاد کشاورزی با نظام مالیاتی ارتباط مستقیم داشت. مالیات بر زمین و محصولات از منابع مهم درآمد حکومت بود و پرداخت آن میتوانست بسته به شرایط و نوع مالیات، به شکل پول، محصول یا خدمات انجام شود. ازاینرو، وضعیت اقتصادی کشاورزان را باید در ارتباط با نظام مالکیت زمین و شیوههای وصول مالیات بررسی کرد.[۷۷]
تفاوتهای منزلتی و حقوقی در جامعه
تقسیمبندی چهارگانه بهتنهایی ساختار اجتماعی ساسانی را توضیح نمیدهد. خاندانهای ممتاز، فرمانروایان محلی، بزرگان، آزادگان و گروههای وابسته به زمین از موقعیتهای متفاوتی برخوردار بودند. برخی از این تفاوتها با امتیازهای موروثی، مالکیت زمین یا دسترسی به مقامهای اداری و نظامی ارتباط داشتند.[۷۸][۷۹] تفاوتهای اجتماعی در حوزهٔ حقوق نیز اهمیت داشت. پژوهشهای مربوط به نظام حقوقی ساسانی نشان میدهند که جایگاه حقوقی افراد میتوانست با وضعیت خانوادگی، مالکیت، جنسیت و آزاد یا بردهبودن آنان ارتباط داشته باشد.[۸۰]
اقتصاد
اقتصاد دورهٔ ساسانی بر کشاورزی، دامداری، صنایع دستی، بازرگانی و درآمدهای مالیاتی استوار بود. دولت از طریق نظام مالیاتی و دیوانهای اداری، بخشی از تولید و درآمد جامعه را دریافت میکرد و زمین، آب و نیروی کار در فعالیتهای اقتصادی اهمیت داشتند. رونق و سازمانیافتگی این فعالیتها در مناطق مختلف، با شرایط طبیعی، شبکههای آبیاری و موقعیت راههای تجاری ارتباط داشت.[۸۱]
کشاورزی و زمینداری
کشاورزی مهمترین پایهٔ اقتصاد ساسانی بود و بخش بزرگی از جمعیت در روستاها به کشت زمین اشتغال داشتند. غلات، انگور، خرما، زیتون و دیگر محصولات متناسب با شرایط اقلیمی مناطق مختلف کشت میشدند. دامداری نیز در تأمین مواد غذایی، پشم و دیگر فرآوردههای دامی نقش داشت. زمینهای کشاورزی در مالکیت شاه، خاندان سلطنتی، بزرگان و دیگر مالکان قرار داشت و دهقانان در تولید کشاورزی و ادارهٔ امور روستاها جایگاه مهمی داشتند.[۸۲]
مالیات و اصلاحات اقتصادی
مالیات زمین و مالیات سرانه از منابع درآمد حکومت بود. پیش از اصلاحات قباد یکم و خسرو انوشیروان، مالیات زمین غالباً بر اساس سهمی از محصول محاسبه میشد. در اصلاحات مالیاتی سدهٔ ششم میلادی، اندازهگیری زمین و نوع کشت مبنای تعیین مالیات قرار گرفت و دریافت مالیات سرانه نیز ساماندهی شد. بخشی از مالیاتها بهصورت پول و بخشی بهشکل محصول یا خدمات اجباری پرداخت میشد. این اصلاحات به تثبیت درآمد حکومت و گسترش نظارت اداری بر مناطق مختلف کمک کرد.[۸۳]
صنایع دستی و بازرگانی
صنایع دستی، از جمله نساجی، سفالگری و فلزکاری، در شهرهای ساسانی رواج داشت. بازارهای شهری محل مبادلهٔ محصولات کشاورزی، پوشاک، ظروف و کالاهای وارداتی بودند. تجارت داخلی، دادوستد میان مناطق مختلف امپراتوری و مبادلات خارجی، بهویژه با سرزمینهای همسایه و آسیای مرکزی، در فعالیت اقتصادی نقش داشتند. کاروانها و راههای تجاری جابهجایی کالاها را امکانپذیر میکردند؛ بااینحال، اطلاعات موجود دربارهٔ حجم دقیق تجارت و سهم هر بخش از اقتصاد محدود است.[۸۴]
نقش دولت و شهرها
شاهان ساسانی با تأسیس یا گسترش شهرها، ایجاد مراکز اداری و حمایت از فعالیتهای اقتصادی در برخی مناطق، بر تولید و مبادله نظارت داشتند. شهرهای سلطنتی و نواحی پیرامون آنها مراکز کشاورزی، صنایع دستی، استخراج منابع و تجارت بودند. دولت همچنین از طریق مالیات و درآمدهای حاصل از اراضی سلطنتی هزینههای اداری و نظامی را تأمین میکرد.[۸۵] در مجموع، اقتصاد ساسانی بر کشاورزی و درآمدهای مالیاتی تکیه داشت و صنایع دستی، شهرها و تجارت نیز در آن سهم داشتند. شناخت جزئیات این نظام به دلیل محدودبودن اسناد اقتصادی مستقیم، تا حد زیادی به متون پهلوی، گزارشهای مورخان دورهٔ اسلامی و شواهد باستانشناختی وابسته است.[۸۶]
علم، فرهنگ و هنر
زبان و ادبیات
فارسی میانه یا پهلوی، زبان مهم نوشتاری و اداری دورهٔ ساسانی بود. در کنار آن، زبان پارتی نیز در بخشی از کتیبههای آغاز این دوره کاربرد داشت. کتیبههای شاهان و رجال ساسانی، از جمله نوشتههای نقش رستم، بیشاپور، پایکولی و طاقبستان، از منابع مهم شناخت زبان، تاریخ و فرهنگ این دورهاند.[۸۷] بخشی از ادبیات ساسانی که پیشتر بهصورت شفاهی انتقال مییافت، در این دوره به شکل مکتوب درآمد. متون دینی، اندرزنامهها، روایتهای حماسی و داستانی و نوشتههای حقوقی از گونههای ادبی این دوره بودند. ترجمه و تفسیر متون اوستایی به فارسی میانه نیز در انتقال آموزههای زردشتی نقش داشت. بااینحال، بخشی از آثار پهلوی موجود در سدههای پس از سقوط ساسانیان تدوین یا بازنویسی شدهاند و تاریخ شکلگیری آنها یکسان نیست.[۸۸]
ترجمه و کتابنویسی
بر اساس منابع تاریخی، در دورهٔ ساسانی آثاری از سنتهای علمی و ادبی یونانی و هندی شناخته شدند و بخشی از آنها به فارسی میانه راه یافتند. این ارتباطها در انتقال دانشهایی چون پزشکی، فلسفه و نجوم اهمیت داشتند. بااینحال، میزان و سازمانیافتگی این ترجمهها و انتساب همهٔ آنها به فرمان مستقیم شاهان، در هر مورد نیازمند بررسی جداگانه است.[۸۹] .متون فارسی میانه را میتوان به نوشتههای دینی و تفسیری، آثار حقوقی، اندرزنامهها، روایتهای تاریخی و اسطورهای و نوشتههای غیردینی تقسیم کرد. آثاری چون دینکرد و بندهشن اطلاعات مهمی دربارهٔ اندیشه و سنت دینی ایران پیش از اسلام حفظ کردهاند، هرچند صورت موجود آنها عمدتاً پساساسانی است.[۹۰]
آموزش و مراکز علمی
آموزش در دورهٔ ساسانی، بهویژه در میان خاندانهای ممتاز، روحانیان و دبیران، اهمیت داشت. آموزش میتوانست موضوعاتی چون خواندن و نوشتن، آموزههای دینی و مهارتهای لازم برای زندگی درباری را دربرگیرد. بااینحال، اطلاعات موجود برای تعیین میزان سواد در میان همهٔ گروههای اجتماعی کافی نیست.[۹۱] جندیشاپور از شهرهای مهم دورهٔ ساسانی بود و در پژوهشهای مربوط به تاریخ پزشکی و انتقال دانش جایگاه ویژهای دارد. در منابع، این شهر با فعالیتهای علمی و پزشکی پیوند خورده است؛ اما توصیف آن بهعنوان دانشگاهی با ساختار امروزی یا انتساب قطعی همهٔ بیمارستانها، کتابخانهها و دستاوردهای علمی به آن، به شواهد دقیقتری نیاز دارد.[۹۲]
هنر و صنایع دستی
هنر ساسانی در نقشبرجستهسازی، فلزکاری، گچبری، مهرسازی، پارچهبافی، شیشهگری و ساخت ظروف و سکه نمود یافت. نقشبرجستههای سلطنتی، بهویژه صحنههای تاجگذاری و پیروزی، از منابع مهم شناخت فرمانروایان و بازنمایی قدرت شاهنشاهیاند. ظروف نقرهای با نقشهای شکار، ضیافت و پیکرههای سلطنتی نیز از آثار شاخص هنر این دوره به شمار میروند.[۹۳] پارچهبافی و نقوش منسوجات ساسانی در مناطق همسایه، از جمله آسیای مرکزی و بخشهایی از جهان مدیترانه، تأثیر گذاشتند. دربارهٔ قالی مشهور «چهار فصل» نیز در منابع متأخر گزارشهایی وجود دارد، اما جزئیات آن را نمیتوان بدون بررسی مستقل، واقعیتی کاملاً مستند دربارهٔ هنر ساسانی دانست.[۹۴]
موسیقی
موسیقی در فرهنگ درباری ساسانی جایگاه داشت. در روایتهای مربوط به این دوره، نامهایی چون باربد و نکیسا با دربار خسرو پرویز پیوند خوردهاند؛ متن ضمیمهشده از سرکیس، رامتین و بامشاد نیز نام میبرد. بااینحال، اطلاعات دربارهٔ زندگی این هنرمندان و شیوههای اجرایی موسیقی ساسانی عمدتاً در منابع متأخر ثبت شده است.[۹۵]
معماری و مهندسی
معماری ساسانی با ساخت بناهای طاقدار و گنبددار، استفاده از آجر و سنگ و توسعهٔ شیوههای پوشاندن فضاهای وسیع شناخته میشود. کاخهای فیروزآباد، مجموعهٔ بیشاپور و طاق کسری در تیسفون از نمونههای شاخص این معماریاند. ساخت گنبد بر فضای چهارگوش با استفاده از عناصر انتقالی در گوشهها، از فنون مهم این دوره بود که در معماری ایران پس از اسلام نیز ادامه یافت.[۹۶]
میراث فرهنگی ساسانیان
برخی سنتهای اداری، ادبی و فرهنگی دورهٔ ساسانی در دورهٔ اسلامی استمرار یافتند، اما این تداوم همواره با تغییر همراه بود. نوروز، بخشی از سنتهای روایی و برخی شیوههای دیوانسالاری از موضوعات مهم در بررسی میراث ساسانیاند. بررسی این تأثیرات مستلزم تمایز میان شواهد مستقیم و گزارشهای متأخر است.[۹۷] در مجموع، دورهٔ ساسانی در گسترش متون فارسی میانه، حفظ و تفسیر سنتهای دینی و ادبی، ارتباط با دانشهای مناطق همسایه و توسعهٔ معماری و هنرهای درباری اهمیت داشت. کتیبهها، متون پهلوی و آثار باستانشناختی مهمترین منابع شناخت این میراثاند؛ هرچند تاریخ تدوین برخی متون و زمینهٔ کشف تعدادی از آثار هنری همچنان نیازمند بررسی دقیق است.[۹۸][۹۹][۱۰۰]
علل سقوط
جنگهای طولانی با بیزانس
جنگهای طولانی ایران و بیزانس، بهویژه جنگ سالهای ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی، منابع انسانی و مالی حکومت ساسانی را فرسوده کرد. سپاه خسرو دوم در آغاز جنگ به پیروزیهایی دست یافت و مناطقی چون شام، اورشلیم و مصر را تصرف کرد؛ اما ضدحملات هراکلیوس موجب عقبنشینی نیروهای ایران و بازگشت سرزمینهای اشغالشده به بیزانس شد. این جنگها توان نظامی و اقتصادی دولت را کاهش دادند و زمینه را برای بحرانهای بعدی فراهم کردند .[۱۰۱]
بحران جانشینی و جنگهای داخلی
پس از برکناری و کشتهشدن خسرو پرویز در سال ۶۲۸ میلادی، شاهنشاهی وارد دورهای از بیثباتی سیاسی شد. در فاصلهٔ چند سال، چندین شاه و ملکه به سلطنت رسیدند و رقابت میان خاندان سلطنتی، بزرگان و فرماندهان نظامی شدت گرفت. این کشمکشها اقتدار حکومت مرکزی را تضعیف کرد و هماهنگی سیاسی و نظامی لازم برای مقابله با حملات خارجی را دشوار ساخت.[۱۰۲][۱۰۳]
۳. مشکلات اقتصادی و فشار مالیاتی
جنگهای پیدرپی و بحران سیاسی، هزینههای سنگینی بر حکومت تحمیل کرد. فشار مالیاتی بر کشاورزان و دیگر گروههای جامعه، همراه با منازعات میان طبقات اجتماعی و نخبگان، از عواملی بود که در برخی پژوهشها برای توضیح ضعف دولت ساسانی مطرح شده است. بااینحال، نباید نارضایتی اقتصادی را بهتنهایی علت سقوط دانست؛ میزان تأثیر آن در مناطق مختلف و در میان گروههای اجتماعی یکسان نبود.[۱۰۴]
۴. تضعیف ساختار نظامی و اداری
درگیریهای داخلی، رقابت بزرگان و کاهش اقتدار شاه، توانایی حکومت برای بسیج منابع و هماهنگکردن نیروهای نظامی را محدود کرد. در جریان فتوحات مسلمانان، برخی نیروهای محلی و گروههایی از سپاه ساسانی به مقاومت ادامه دادند؛ اما شکستهای پیاپی و ازهمگسیختگی فرماندهی، امکان سازماندهی دفاعی پایدار را کاهش داد.[۱۰۵][۱۰۶]
۵. فتوحات مسلمانان و شکستهای نظامی
حملات سپاه مسلمانان در دههٔ ۶۳۰ میلادی، در شرایطی آغاز شد که حکومت ساسانی از جنگ خارجی و بحران داخلی آسیب دیده بود. شکست سپاه ایران در نبرد قادسیه، که تاریخ دقیق آن محل اختلاف پژوهشگران است و معمولاً در سالهای ۶۳۶ یا ۶۳۷ میلادی قرار داده میشود، راه را برای تصرف مدائن گشود. شکست بعدی در نهاوند نیز موقعیت حکومت را بیش از پیش تضعیف کرد و گسترش فتوحات به فلات ایران را تسهیل کرد.[۱۰۷][۱۰۸]
۶. پایان سلطنت یزدگرد سوم
یزدگرد سوم، آخرین شاه ساسانی، پس از از دست رفتن بخشهای مهمی از قلمرو شاهنشاهی به سوی شرق عقبنشینی کرد و کوشید مقاومت را ادامه دهد. بااینحال، از دست رفتن مراکز مهم سیاسی و نظامی و کاهش حمایت نیروهای محلی، امکان بازسازی قدرت مرکزی را محدود کرد. یزدگرد در سال ۶۵۱ یا ۶۵۲ میلادی در مرو کشته شد؛ با مرگ او، سلطنت ساسانی پایان یافت، هرچند روند تسلط مسلمانان بر همهٔ مناطق ایران یکباره کامل نشد.[۱۰۹]
جایگاه فرهنگی و تمدنی
پژوهشگران، امپراتوری ساسانی را أثرگذارترین دودمان در شکلگیری هویت، فرهنگ و تمدن ایرانی میدانند؛ به گونهای که با گذشت بیش از ۱۴۰۰ سال، هنوز میراث فرهنگی و تمدنی آنها در بسیاری از جنبههای سبک زندگی ایرانیان از نام کشور ایران تا معماری و هنر ایرانی، باقی مانده است.[۱۱۰] ساسانیان نخستین فرمانروایانی بودند که بهطور رسمی نام «ایرانشهر» به معنی کشور آریاییها را برای قلمرو خود برگزیدند که با اندک دگرگونی، همچنان نام رسمی کشور ایران است. ساسانیان بر اساس مفهوم سیاسی ایرانشهر، هویت تمدنی و فرهنگی پدید آوردند که صاحبنظران آن را «هویت ایرانی» مینامند.[۱۱۱] این امپراتوری بزرگ ایرانی، بعد از هخامنشیان اولین دودمانی است که تمركز قدرت و دين رسمي را بهعنوان دو اصل اساسي حكومت ملی، مقتدر و یکپارچه بـه وجود آورد.[۱۱۲] پادشاهی ساسانی، طولانیترین حکومت در تاریخ ایران است و به نظر محققان، میراث گذشتگان را نیز بهخوبی پاس داشتند.[۱۱۳] آثار هنری و معماری بهجا مانده از دوران ساسانیان مانند طاق کسری، کعبۀ زرتشت و تعداد زیادی نقش برجسته و کتیبه، جایگاه فرهنگی و پیشرفت تمدنی ساسانیان را نشان میدهد.[۱۱۴] برخی از این آثار امروزه در سازمان بینالمللی یونسکو ثبت شده و میراث جهانی و بشری محسوب میشود. برای مثال، چند اثر این دوره مانند قلعه دختر، شهر گور و کاخ اردشیر در شهرستان فیروزآباد، شهر بیشاپور، نقوش برجستۀ تنگ چوگان و غار شاپور در کازرون، همچنین کاخ ساسانی در شهرستان سروستان ثبت جهانی شده[۱۱۵] و تخت سلیمان نیز در سال ۱۳۸۲ش بهعنوان نمونهای از معماری دوران ساسانیان به ثبت جهانی رسیده است. [۱۱۶] در دوران ساسانیان فرهنگ و تمدن ایرانی فراتر از مرزهای ایران نیز اثرگذاربوده است؛ برای مثال هنوز قبطیهای در مصر، نوروز ایرانی را جشن میگیرند. هنر ساسانی بهخصوص روی پارچههای ابریشمی و نقش و نگارهای آن در مصر و حتی بیزانس (روم شرقی) استفاده و از روی آن کپیبرداری شده است. کلماتی نیز از فارسی میانه (پهلوی) وارد زبان یونانی در همان زمان شد. در چین نیز بازی چوگان و شطرنج و ایدههای دیگری از ایران رسید.[۱۱۷] به نظر پژوهشگران، ساسانیان از بسیاری جهات پایههای دنیای مدرن را بنا کردند؛ زیرا بسیاری از آداب و رسوم و مقررات این دوره مانند «دیوان»، با اصلاح اسلامی به دورههای بعد راه پیدا کرد. همچنین اهدای زمین با نیت نیکوکاری که در اسلام با عنوان «وقف» نام برده میشود، در دورۀ ساسانیان توسعه یافت و در دورۀ اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفت.[۱۱۸] میراث این حکومت بزرگ، نوآوری در فنون معماری، ایجاد شهرهایی بزرگ با طرح دایره برای نخستینبار، توسعۀ شبکههای پیشرفتۀ آبیاری در کشاورزی، اقتصاد روبهرشد و ساماندهی نظامهای مذهبی با تکیه بر آیین نکوداشت آتش بهعنوان منشأ نور و حقیقت بود.[۱۱۹]
سازمان و طبقهبندی اجتماعی
در جامعۀ ساسانی نظام طبقاتی شدید وجود داشت که هر فرد و خانواده دارای جایگاه خاص بود و تحرک اجتماعی چندان وجود نداشت. در این نظام اجتماعی پیشهوران در شهرها و کشاورزان در روستاها، از طبقۀ پایین جامعه محسوب میشدند، دبیران و نظامیان در طبقات بعدی جای داشتند. روحانیون زرتشتی بعد از آنها بودند و خاندان پادشاهی در رأس هرم طبقات اجتماعی، جایگاه اول را به خود اختصاص داده بودند.[۱۲۰] دهبد یا پیشوای ده، مهمترین واحد اجتماعی در جامعۀ روستانشین دورۀ ساسانی بود آنها بهعنوان دارندگان زمین، به حکومت مالیات و خدمات نظامی میدادند. این طبقه از مالکان روستایی پایینتر از بزرگمالکان و بالاتر از رعیتهای روستا جای داشتند. آنها کارهای روستا و ده را حلوفصل میکردند و از بزرگان و ریشسفیدان واحدهای اجتماعی روستا و ده بهشمار میآمدند. صنعتگران و پیشهوران، بیشتر شهرنشین، اما به طبقههای پایین جامعه تعلق داشتند و همه خدمات شهری برعهدۀ آنها بود. بازرگانان و فروشندگان فعالیت اصلی را در شهرها انجام میدادند. هر گروه از کاسبان و پیشهوران، بر اساس نظم و قاعدهای، بخشی از بازار را در دست داشتند و بیتوجهی به این نظم، مجازاتی سنگین در پی داشت. قاضیان، وکیلان مدافع و آشتیخواهان، از طبقههای مهم جامعه در آن روزگار بود. یکی از وظیفههای قاضی دستگیری از درویشان بوده، نیز نذرها و خیرات را به درستی میان نیازمندان باید بخش میکرده است. به نظر محققان وجود چنین شغل و جایگاهی در ایران عصر ساسانی، پیشرفت جامعۀ مدنی بهویژه دستگاه گستردۀ قضائی را نشان میدهد. روستاییان و عشایر که بیشتر به کشاورزی و دامپروری مشغول بودند، بخشی بزرگ از جمعیت ایران را در آن روزگار تشکیل میدادند.[۱۲۱]
نظام خانواده
در جامعۀ ایران ساسانیان، نظام خانواده مورد احترام بود و هستۀ اصلی جامعه را تشکیل میداد. مرد ریاست خانواده را به عهده داشت و عنصر برتر جامعه محسوب میشد. اولاد پسر، از نظر اقتصادی و اجتماعی منزلت بیشتری داشتند؛ اما زنان نیز از نوعی آزادیهای اجتماعی برخوردار بودند و حتی بعضی از آنان به مقام سلطنت نیز رسیدهاند. در زمان ساسانیان بهدلیل حفظ اصالت خون، ازدواج با اقربای نزدیك رایج بود و بهعنوان فر ایزدی تلقی میشد. شوهر كردن دختر با اجازۀ پدر صورت میگرفت و مرد میتوانست كه از درآمد زن و غلامان او استفاده كند، اما در موقع جدایی باید درآمد او را بر میگرداند.[۱۲۲]
جایگاه زن
برخی از تاریخ نگاران معتقدند که وضعیت زنان در دورۀ ساسانی بسیار بد بود و با آنها مانند بردگان و اشیا برخورد میشد. چند همسری رایج بود و از دیدگاه حقوق مدنی بین همسر ممتاز و دیگر همسران که از طبقات پایینتر بودند تفاوت کامل وجود داشت. زنانی که از طبقات پایینتر بودند زن خدمتکار نامیده میشدند و تنها فرزندان پسر آنها جزو خانواده محسوب میشدند. ازدواج دختران در حدود پانزده سالگی صورت میگرفت و آنها حق انتخاب همسر داشتند. زنان در زندگی شهری میتوانستند از طریق صنعت و تجارت دارایی زیادی به دست بیاورند.[۱۲۳]
زبان و ادبیات
زبان
زبان اول و رسمی دورۀ ساسانیان «فارسی میانه» (پهلوی) بود. این زبان از سال ۲۵۰ پیش از میلاد مسیح با سرکار آمدن نخستین اشک، سر سلسله اشکانیان رواج یافت و تا سال ۶۵۱م دورۀ آخرین پادشاه ساسانی ادامه داشت. این زبان بهصورت تقریبی در تمام سرزمینهای قلمرو ساسانیان رواج داشت و ساسانیان، تغییرات اساسی در آن به وجود آوردند. البته آنها در ابتدا به زبان پارتی و یونانی نیز مینوشتند اما به تدریج زبان پارتی بهطور کامل از رواج افتاد و از قرن چهارم به بعد تمام کتیبههای برجای مانده از دوران ساسانی به زبان فارسی میانه نوشته شده است.[۱۲۴]
ادبیات
ادبیات عمومی که پیش از این بهصورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد در زمان ساسانی جای خود را به ادبیات مکتوب داد. برای مثال گردآوري و نگاشتن اوستا و نيز ترجمۀ ادبيات ملتهای ديگر بهويژه يونان و هند كه مستلزم ايجاد خطي مترقي و اشراف به علم ترجمه و ادبيات غيربومي بود، موجب اصلاحات چشمگیر و پیشرفت در خط نگارش و ادبيات سنتي شد. [۱۲۵]
آثار ادبی
آثار زیادی در این دوره تولید شده است که مقداری از آنها روی تختهسنگها، نگینها، ظرفها و سکهها نگاشته شده و بخشی نیز روی پاپیروسها و پوستها به یادگار مانده است. از میان دستۀ اول، سنگنبشتهها از نظر تاریخی و زبانشناسی از اهمیت ویژه برخوردارند که در نقش رستم، نقش رجب، حاجیآباد، بیشاپور، سرمشهد، طاق بستان، تخت جمشید، کعبۀ زرتشت، فیروزآباد، پایکولی (یا پایقلی در کردستان)، دربند قفقاز و آذربایجان به دست آمده است. [۱۲۶]
دین و معنویت
در زمان ساسانیان ادیان مختلف مانند مسیحی، یهودی و مانوی وجود داشت، اما دین ملی و رسمی کشور، «دین زرتشتی» بود که تشکیلات پیچیده داشت. روحانیان زرتشتی از اختیارات وسیع بهرهمند بودند. بهخصوص موبدان و پیشوای بزرگ آنها «موبد موبدان» در دربار ساسانی مهمترین مقام را داشت و تفسیر احکام دینی و مدنی از جمله آیین زناشویی، ارث و مالکیت، به عهدۀ او بود.[۱۲۷] دین در ابتدای تأسیس حکومت ساسانیان نقش مهمی در انسجام اجتماعی، تشکیل هویت ملی، یکپارچگی و پیشرفت جامعه داشت؛ اما به گفتۀ محققان در اواخر دوران ساسانی به دست موبدان زرتشتی بهشدت دچار فساد شد بهطوری که به باور شهید مطهری مردم ایران نمیتوانستند از صمیم قلب به آن عقیده داشته باشند و حتی اگر اسلام در آن زمان به ایران نیامده بود، مسیحیت به تدریج ایران را مسخر میکرد و زرتشتیگری را از میان میبرد.[۱۲۸]
نظام اقتصادی
بر اساس دادههای تاریخی، در دورۀ ساسانی بهدلیل امنیت نسبی و وجود حکومتی مقتدر، اقتصاد ساسانی چنان مهم بود که سکههای آنها از چین تا دریای مدیترانه مورد قبول بود و بهعنوان پول رایج آسیا بهشمار میرفت. بازارها و کاروانهای ساسانی شناخته شده بودند و بههمین دلیل این کلمات، وارد دیگر زبانهای آن زمان شده است. رونق اقتصادی امپراتوری ساسانی به دو بخش مهم یعنی تجارت و کشاورزی بستگی داشت. کالاهای بسیار مهمی مانند ابریشم، ادویهجات، خشکبار، ماهی و سایر کالاهای کشاورزی علاوهبر تولید و توزیع گسترده در ایران، در سیستم یکپارچۀ حملونقلی بینالمللی، با محوریت جادۀ ابریشم، فعال بود.[۱۲۹] در دورۀ ساسانیان نظام کشاورزی پیشرفت چشمگیر کرد و یکی از پایههای اصلی ثبات، امنیت، رفاه اجتماعی و اقتدار سیاسی محسوب میشد؛ آنها قناتها، سدها و آببندهایی بسیار برای رونق و گسترش کشاورزی در سراسر قلمرو خود ساختند. بسیاری از روستاییهای ایران در دورۀ ساسانی، افزون بر کشاورزی، در پرورش دامهایی چون گوسفند نیز میکوشیدند. شبانی و کشاورزی در بسیاری از منطقهها، همراه بود و آن شبانان به اقتضای فصلها در ییلاق و قشلاق در کنار دامپروری، به کشاورزی نیز میپرداختند. [۱۳۰] با وجود اوضاع اقتصادي و تجاري مناسب و درآمد خوب، اما به نظر پژوهشگران در دورۀ ساسانی از عدالت اقتصادي خبري نبود. در اواخر دورۀ ساساني، مالياتهاي سنگين بر مردم تحميل ميشد و آنها در فقر طبقاتي گرفتار و از دسترسي به امكانات اوليۀ رفاهي اجتماعي محروم بودند، بهطوري که حصيلات و داشتنسواد خواندن و نوشتن در انحصار طبقۀ خاص و درباريان بود.[۱۳۱]
وضعیت فرهنگی و علمی
الف) نهضت ترجمه
ساسانیان بهکارهای فرهنگی و علمی علاقهمند بودند و تلاشهای فرهنگی را نیاز زیرساختی پیشرفت و توسعۀ جامعه میدانستند. بههمین دلیل نهضت بزرگ ترجمه در آن زمان شکل گرفت و به فرمان اردشیر بابکان و پسر وی شاپور کتابهایی را از هند، چین و روم به ایران آوردند و به زبان فارسی میانه ترجمه کردند. همچنین، شاپور فرمان داد کتابهای مربوط به پزشکی، ستارهشناسی، منطق و صنایع را گردآوری و به اوستای موجود ضمیمه کنند.[۱۳۲]
ب) کتابنویسی
دوران ساسانیان، عصر شکوفایی کتابنویسی دانسته شده است که به لحاظ محتوایی، آنها را میتوان به این صورت طبقهبندی کرد:
- متنهایی که در اصل به زبان اوستایی بوده و سپس به پارسی میانه برگردانده شدهاند. یعنی در آنها پس از جملههای اوستایی ترجمه واژه به واژهی پارسی میانه میآید و گاه شرحی به پارسی میانه بر آن افزوده میشود؛
- متنهایی که به پارسی میانه نوشته شده و دارای مطالب دینی یا پیوند نزدیک با دین زرتشتی است؛
- متنهایی که به پارسی میانه نوشته شده ولی دربردارندهی مطالب غیر دینی است؛
- آداب و عادات و رسوم دینی زرتشتی است؛
- متنهای به فارسی میانه در موضوع اندرز و حکمت؛
- متنهای منفرد و مستقل به فارسی میانه؛
- واژهنامههای فارسی میانه؛
- متنهای پارسی میانه در موضوع پیشگوییها و پایان کار جهان. [۱۳۳]
د) تأسیس مراکز علمی
تأسیس مدرسههای مهم علمی در شهرهای مختلف یکی از دستآوردهای علمی این دوره است که نگرش ایرانیان را نسبت به دانش دچار تحول کرد.[۱۳۴] برای مثال، در این دوره، جندیشاپور که به دست شاپور اول تأسیس شد، بهعنوان مرکز بزرگ علمی و دانشگاهی معتبر از جایگاه والایی برخوردار بود و در دوران حکومت «انوشیروان» به اوج فعالیت و گسترش علمی و فرهنگی رسید. این مرکز علمی در آن زمان محل تلاقی اندیشههای علمی جهان باستان بهشمار میرفت و دستآوردها آن در زمینۀ پزشکی، ستارهشناسی و ریاضی، ساخت بیمارستانهای قوی و تأسیس کتابخانهها، نام جندی شاپور را جهانی کرده بود. آثار این رونق علمی حتی بعد از ظهور اسلام بیشتر نمایان شد و پایههای عظیم نجوم و بالاخص طب اسلامی را پدید آورد.[۱۳۵]
آداب و رسوم ملی و محلی
جامعۀ ساسانی دارای آیینها، آداب و رسوم ملی و محلی بود که در حفظ عناصر هویت ایرانی، میراث فرهنگی و تمدنی، انتقال معنویت، حکمت و آگاهی نقش اساسی داشت. بسیاری از این آداب و رسوم بهدلیل قوت و غنای فرهنگی و تمدنی آن به دوره اسلامی راه پیدا کرد. برای نمونه میتوان به مواردی مانند عید نوروز، خواستگاری و ازدواج، احترام ویژه بهوالدین و پوشش اشاره کرد که نه تنها با مخالفت اسلام روبهرو نشد، بلکه بهدلیل تشابهات فراوانی که بین این سنتها و آموزههای اسلامی وجود داشت، پذیرفته شد. از جمله آیین ملی نوروز در اسلام با اضافه شدن عناصر مورد تأکید دین اسلام مانند بهداشت، نظافت، صلح و آشتی، زیارت اهل قبور، دعا و نیایش و دیدوبازدید، تحول اساسی پیدا کرد. [۱۳۶]
نوآوریها و دستآوردها
الف) احیاء هویت ملی
یکی از اقدامات مهم ساسانیان بهویژه اردشير بابكان تضعیف نظام ملوكالطوايفي بود که در احیا هویت ملی نقش مهم داشت. در اواخر دورۀ اشكاني، ملوكالطوايفي، كشور را در معرض نابودي قرار داده بود. بهنوشتۀ تاریخنگاران ايرانشهر پس از مرگ اسكندر مقدونی، 240 پادشاه داشت و اردشير بابكان پيش از هر چيز، عليه اين وضع قيام کرد و تا حدودی شکافهای اجتماعی و از همگسیختگی سیاسی را درمان کرد.[۱۳۷] ساسانيان از هر فرصتي براي استفاده از نـام ايرانشهر درنامگذاريها استفاه ميكردند و اين كار شيوهاي از مفهومپردازي و ابـداع سنتهايي بود كه جزو سياست ساسانيان بهشمار ميرفت. [۱۳۸] بههمین دلیل به باور بسیاری از پژوهشگران ظهور مفهوم و نام ايران بهمثابۀ يك كشور در عصر ساساني امكانپذير شد. آنها برای تثبیت این مفهوم ملی، از صفتهايي مانند ايران انيران، ايران سپاهبد و ايران دبيربد در آن دوره استفاده میکردند.[۱۳۹]
ب) توسعۀ شهرسازی و شهرنشینی
در دوران ساسانیان توسعۀ شهرسازی و شهرنشینی در دستور کار قرار گرفت که از عوامل مهم ثبات، امنیت، کار و رفاه اجتماعی و زیاد شدن جمعیت بهعنوان رکن مهم پیشرفت جامعه بود. در فرایند اصلاحات سیاسی توسط پادشاهان ساسانی، شهرها بهعنوان بخشی از نظام سیاسی و کشورداری آنها مورد توجّه شاهان این سلسله قرارگرفتند که در کتیبههای این دوره انعکاس پیدا کرده و اسامی شهرها و فرمانروایان آنها، به وجهی ذکر شده که همگی تحت سلطه و نظارت شاه بوده است. به باور محققان سیاست رشد شهرنشینی علاوهبر اینکه تسلط آنان را بر سرزمین پهناور ایران با اقلیمهای متفاوت گسترش داد، همچنین موجب تقویت هرچه بیشتر ساختارهای سیاسی اجتماعی شهرها شد. از پیامدهای مهم گسترش شهر و شهرنشینی، به وجود آمدن صنایع، تجارت و کشاورزی در آنها بود. از طرف دیگر گسترش صنایع گوناگون در شهرها و همچنین ایجاد ونگهداری سازههای آبی، مستلزم به کارگیری افراد متخصص در این زمینه و رونق کار، اشتغال زایی و نشاط اقتصادی میشد.[۱۴۰]
ج) پیشرفتهای هنری
در دورۀ ساسانی در انواع هنرها پیشرفت قابل توجهی حاصل شد؛ ظرافت، زیبایی، دقت و مهارت هنرمندان در زمان ساسانیان به اوج خود رسیده بود. بهخصوص نقوش برجسته روی فلزات که ماندگاری بهتری دارند.[۱۴۱] تعداد بیشماری از آثار معماری، نقشبرجسته، نقاشی، پارچهبافی، ظروف، اشیای فلزی و شیشهای، جنگافزار و سکههای ارزشمند از دوران ساسانیان برجا مانده است که بهدلیل نقش و نگارهای نمادین، دارای اهمیت هستند. هنر ساسانی با تکیه بر باورهای طبیعتگرا و اعتقاد به ایزدان مهر و آناهیتا و کیش زرتشت در گسترهای وسیع از فارس تا تیسفون، کرمانشاه، سیستان و آذربایجان شکل گرفته و در شاخههای مختلف هنری آثار ارزشمندی از آن برجای مانده است. [۱۴۲] نقاشی، پارچهبافی و قالیبافی از جمله هنرهایی هستند که در عصر ساسانی رواج داشتند. یکی از فرشهای معروف عهد خسروپرویز، قالی چهار فصل است که در کتابهای کهن شرقی از آن یاد میشود. این نشان میدهد که مردم آن دوره با رنگرزی پشم آشنایی کامل داشتهاند و از رنگهای موجود در طبیعت مثل لاجورد و سرخدانه استفاده میکردند. در قالیبافی معاصر، هنوز از نقشه چهار فصل استفاده میشود.[۹۴] پژوهشگران عصر پیشرفت هنر موسیقی در ایران باستان را، دورة ساسانی دانستهاند. در این دوره از چهرههای تأثیرگذار موسیقی مانند نکیسا، سرکیس، باربد، رامتین و بامشاد میتوان نام برد. تأثیر هنر موسیقی دورة ساسانی بر کشورهای همسایه تا قرنها بعد ادامه داشت. [۱۴۳]
د) دانش مهندسی و معماری
مهندسان در دورۀ ساسانی نخستین بار در جهان گنبدهایی بر سطحهای چهارگوش بنا کردند که به دانش بسیار پیشرفته و مهارت زیاد نیاز داشت. این بزرگترین دستاورد معماری دورۀ ساسانی بود که تأثیری تاریخی و پایدار در معماری گذاشت. بههمین دلیل برخی پژوهشگران اروپایی ایران را خاستگاه گنبد در معماری جهان میدانند. نخستین نمونۀ تکاملیافتۀ بناهای گنبددار ایرانی در کاخ شاپور یکم در بیشاپور دیده میشود که بر پایهای مربعی شکل با ضلعهای حدود ۲۳ متر ساخته شده است. ساخت گنبدهای چهارطاقی و ایوانهای طاقدار بزرگ این دوره، در معماری ایران بعد از اسلام نیز ادامه یافت و جایگاه ویژهای پیدا کرد. [۱۴۴]
عوامل فروپاشی
به نظر پژوهشگران در فروپاشی امبراتوری ساسانی عوامل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زیادی مانند شرک، گناه، فساد، بیعدالتی، عیاشی، دنیاگرایی، فاصلهگیری حاکمان از مردم، افول معنویت و اختلافات فکری نقش داشت که همۀ این عوامل به نظر شهید مطهری در «نارضایتی مردم» از وضع نظام سیاسی، آیینها و رسوم اجحافآمیز آن زمان خلاصه میشود. زیرا در آن زمان آیين زرتشتي با نظام طبقاتي ساساني پيوند خورده و بهشکل يک آیين اشرافي در آمده بود. آیيني که فقط اشراف را خشنود کرده و تبعيض در آن بيداد ميکرد. زمينهاي کشاورزي، باغها و آموزش و پرورش، در انحصار اشراف و اعيان بود. زنان و دختران غیر طبقات اشراف، حق آموزش نداشتند. نظام طبقاتي به حدي بود که حتي هر طبقۀ اجتماعي داراي آتشکدهاي جداگانه بود. روشنفکران و باسوادان، مراکز علمی و فرهنگی ایران در زمان ظهور اسلام را مسیحیان تشکیل میدادند.[۱۴۵] همچنین سیاست دشوار مالیاتی بهویژه در دورۀ خسرو پرویز در جهت تأمین هزینۀ عیاشی و جنگ اعمال شد و موجب نارضایتی بیشتر مردم و شکست امپراتوری شد. [۱۴۶]
پانویس
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۱-۱۳۲.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۲-۱۳۳.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۳۴۵-۳۴۷.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۳-۱۳۵.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۳۴۵-۳۴۷.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۸.
- ↑ Huyse, Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ), I: 23-24.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۱۳۸، ۲۰۱.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ۲۰۱.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، 370
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 136
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 259
- ↑ Huyse, Die dreisprachige Inschrift Šābuhrs I. an der Kaʿba-i Žardušt (ŠKZ), I: 23-24.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، ۴۸۳.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 319
- ↑ Weber, “Narseh”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 493
- ↑ Weber, “Narseh”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Daryaee, “ŠĀPUR II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “YAZDEGERD I”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “YAZDEGERD I”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 510-512
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 512
- ↑ Daryaee, “YAZDEGERD Il”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Daryaee, “YAZDEGERD Il”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 520-524
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 524
- ↑ Shahbazi, “HORMOZD IV”, Encyclopaedia Iranica, 466-467.
- ↑ Shahbazi, “Bahrām VI Čōbīn”, Encyclopaedia Iranica, 514-522.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 534
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 534
- ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 536
- ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ فرای، تاریخ باستانی ایران، 537
- ↑ Yarshater, “CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، 370
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 148-149
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-152
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-155
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 158-160
- ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658.
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 152-155
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 154-156
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 205
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 150
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
- ↑ ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 150-151
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 178-180
- ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 179-181
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151,160-162
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 160-162
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
- ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 149-151
- ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
- ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
- ↑ Shaki, Class System iii: In the Parthian and Sasanian Periods, v: 652-658
- ↑ کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، 152-162
- ↑ Macuch, “Judicial and Legal Systems iii: Sasanian Legal System”, Encyclopaedia Iranica, 181-196.
- ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
- ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
- ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
- ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Gyselen, “Fiscal System ii: Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 639-646.
- ↑ Howard-Johnston, “ḴOSROW II”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ نصرالله زاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانه ی ساسانی»، زبان شناخت، ۷۵-۱۰۵.
- ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Philippe, “Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Tafażżolī, “Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods”, Encyclopaedia Iranica, 179-180.
- ↑ اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاه گندیشاپور»، پژوهشنامه تاریخ، ۱۱.
- ↑ Harper, “Art in Iran v. Sasanian Art”, Encyclopaedia Iranica, 585-594.
- ↑ ۹۴٫۰ ۹۴٫۱ «نگاهی به هنر دورۀ ساسانی منتشر شد»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی،.
- ↑ همایون، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، مجلۀ مقام موسیقایی، ۸.
- ↑ Huff, “Architecture iii. Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 329-334.
- ↑ خزیر، «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، مرکز دایرة المعارف اسلامی.
- ↑ Cereti, “MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Huff, “Architecture iii. Sasanian Period”, Encyclopaedia Iranica, 329-334.
- ↑ Harper, “Art in Iran v. Sasanian Art”, Encyclopaedia Iranica, 585-594.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Shahbazi, “SASANIAN DYNASTY”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
- ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
- ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
- ↑ Lewental, “QĀDESIYA, BATTLE OF”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
- ↑ Lewental, “QĀDESIYA, BATTLE OF”, Encyclopaedia Iranica.
- ↑ Morony, “Arab ii. Arab Conquest of Iran”, Encyclopaedia Iranica, 203-210.
- ↑ «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ قرشي، نگرشي نو به نام ايران، 1373ش، ص253؛ «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ رومن، ايران از آغاز تا اسلام، 1372ش، ص345.
- ↑ «بازخوانی تاریخ ساسانی»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «ساسانیان از اردشیر اول تا یزدگرد سوم»، خبرگزاری ایلنا.
- ↑ «میراث ساسانیان ثبت جهانی شد»، خبر آنلاین.
- ↑ «ایران در ایستگاه بیست و سوم میراث جهانی/ رونق گردشگری مهمترین اهمیت جهانی شدن آثار تاریخی»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزۀ تمدن ایرانشهری»، وبسایت عصر اقتصاد.
- ↑ «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «ساسانیان و نقش آنها در تمدن بشری»، وبسایت روزنامۀ شرق.
- ↑ زرینکوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، 1355ش، ج۱، ص۱۶۳- ۱۶۴.
- ↑ «جامعۀ ایران، ٢هزارسال پیش»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ نوذری، «خانواده در دورۀ ساسانيان»، وبسایت راسخون.
- ↑ كريستين سن، ايران در زمان ساسانيان، 1389ش، ص319-325.
- ↑ «فارسی میانه؛ اولین زبان رسمی ایران»، باشگاه خبرنگاران جوان.
- ↑ نصراللهزاده و ناصری کوهبنانی، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، 1397ش، ص98-99.
- ↑ ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وبسایت راسخون.
- ↑ «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
- ↑ مطهری، مرتضی، خدمات متقابل، بیتا، ص۹۹.
- ↑ «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزه تمدن ایرانشهری»، وبسایت عصر اقتصاد.
- ↑ «جامعۀ ایران،٢ هزار سال پیش»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «نظام اقتصادي ايران در دورۀ ساساني را توضيح دهيد؟»، وبسایت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزۀ علمیۀ قم.
- ↑ اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، 1384ش، ص11.
- ↑ ترابی، «زبان و ادبیات ساسانی»، وبسایت راسخون.
- ↑ «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ اکبری، «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، 1384ش، ص11.
- ↑ احمدی و دیگران، «مؤلفههای تداوم بخش هویت ایرانی پس از حمله اعراب»، 1397ش، ص138-139.
- ↑ هاشمينژاد،
- ↑ اشرف، «بحران هويت ملي و قومي در ايران»، 1373ش، ص532.
- ↑ كريستين سن، ايران در زمان ساسانيان، 1389ش، ص125.
- ↑ خسروینژاد و دیگران، «تبیین و تحلیل سازوکار شکلگیری شهرسازی در شاهنشاهی»، 1400ش، ص209-210.
- ↑ «نبوغ ساسانیان در فلزکاری و سفالگری»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ جوادی، «طبیعتگرایی در هنر ساسانی»، 1400ش، ص38.
- ↑ همایون، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، 1377ش، ص8.
- ↑ جعفری، ساسانیان فرمانروایان ایرانشهر، 1402ش، ص116-117.
- ↑ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ج1، ص98-99.
- ↑ مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، 1387ش، ص۱۰.
منابع
- احمدی، حمید و دیگران، «مؤلفههای تداومبخش هویت ایرانی پس از حمله اعراب»، فصلنامۀ رهیافت سیاسی و بینالمللی، دورۀ 9، شمارۀ 4، تابسستان 1397ش.
- اشرف، احمد «بحران هويت ملي و قومي در ايران»، مجله ايراننامه، شمارۀ 47، 1373ش.
- «افول و سقوط شاهنشاهی ساسانی در گفتوگو با پروفسور پروانه پورشریعتی»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 13 اسفند 1399ش.
- اکبری، امیر، «تأملی بر جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاه گندی شاپور»، مجلۀ پژوهشنامۀ تاریخ، دورۀ 1، شمارۀ 2، 1384ش.
- «اهمیت ساسانیان در جهان پساباستان و شناساندن میراث ماندگارشان»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 19 فروردین 1398ش.
- «ایران باستان چه ادیانی داشته است؟»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 1 شهریور 1385ش.
- «ایران در ایستگاه بیست و سوم میراث جهانی/ رونق گردشگری مهمترین اهمیت جهانی شدن آثار تاریخی»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: 11 تیر 1397ش.
- «بازخوانی تاریخ ساسانی»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 21 اسفند 1395ش.
- ترابی، سیدمحمد، «زبان و ادبیات ساسانی»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 13 تير 1394ش.
- «جامعۀ ایران، ٢ هزار سال پیش»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 9 آبان 1396ش.
- جعفری، محسن، ساسانیان، فرمانروایان ایرانشهر، تهران، ققنوس، 1402ش.
- جوادی، شهره، «طبیعتگرایی در هنر ساسانی»، مجلۀ منظر، شمارۀ 54، بهار 1400ش.
- خسروینژاد، روحالله و دیگران، «تبیین و تحلیل سازوکار شکلگیری شهرسازی در شاهنشاهی ساسانی»، مجلۀ پژوهشهای تاریخی ایران و اسلام، دورۀ 15، شمارۀ 29، 1400ش.
- رومن، گريشمن، ايران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معين، تهران، علمي و فرهنگي، 1372ش.
- زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۶۳- ۱۶۴، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۵، دوم.
- «ساسانیان از اردشیر اول تا یزدگرد سوم»، خبرگزاری ایلنا، تاریخ درج مطلب: 28 شهریور 1401ش.
- «عصر ساسانیان، دوران ثبات اقتصادی و طولانی در حوزه تمدن ایرانشهری»، 2 اردیبشهت 1398ش.
- «فارسی میانه؛ اولین زبان رسمی ایران»، باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۱ش.
- كريستين سن، آرتور، ايران در زمان ساسانيان، ترجمۀ رشيد ياسمي، تهران، نگاه، 1389ش.
- مفتخری، حسین، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، تهران، سمت، ۱۳۸۷ش.
- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، بیتا.
- موسوی حاجی، سیدرسول و دیگران، «نگرشی بر علل ضعف و سقوط ساسانیان از منظر مورخان سدههای نخست هجری»، وبسایت مگران، تاریخ بازدید: 12 مهر 1402ش.
- «میراث ساسانیان ثبت جهانی شد»، خبر آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۰ تیر ۱۳۹۷ش.
- «نام رسمی ایران را کدام فرمانروایان بر این سرزمین نهادند؟»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ش.
- «نبوغ ساسانیان در فلزکاری و سفالگری»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 30 آذر 1394ش.
- «نظام اقتصادي ايران در دورۀ ساساني را توضيح دهيد؟»، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزۀ علمیۀ قم، تاریخ بازدید: 12 مهر 1402ش.
- «نگاهی به هنر دورۀ ساسانی منتشر شد»، وبسایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 اردیبهشت 1397ش.
- نصراللهزاده، سیروس و ناصری کوهبنانی، فریبا، «نمود آخرين صورت ادبيات فارسي ميانة ساساني»، مجلۀ زبانشناخت، دوفصلنامة علمي پژوهشي زبان شناخت، سال نهم، شمارة دوم، پاييز و زمستان ،1397ش.
- نوذری، عزتالله، «خانواده در دورۀ ساسانيان»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 29 تير 1389ش.
- نولدکه، تئودور، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان، ترجمۀ عباس زریاب خویی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1378ش.
- قرشي، امانالله نگرشي نو به نام ايران، تهران، ققنوس، 1373ش.
- هاشمينژاد، قاسم، كارنامۀ اردشير بابكان، تهران، مركز، 1369ش.
- همایون، رامتین، «موسیقی در ایران: فصلی فشرده از تاریخ موسیقی در ایران»، مجلۀ مقام موسیقایی، شمارۀ 3، پاییز و زمستان 1377ش.
- فرای، ریچارد نلسون (۱۳۸۸). تاریخ باستانی ایران. ترجمهٔ مسعود رجب نیا. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
- گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
- کریستین سن، آرتور (۱۳۳۲). ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی. به کوشش منوچهر امیرمکری. تهران: کتابفروشی دنیای کتاب.
- نصرالله زاده، سیروس؛ ناصری کوهبنانی، فریبا (۱۳۹۷). «نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانه ی ساسانی». زباان شناخت. ۹ (۲): ۷۵–۱۰۵.
- اکبری، امیر (۱۳۸۴). «تأملی بر جایگاه علمی وفرهنگی دانشگاه گندی شاپور». پژوهشنامه تاریخ. ۱ (۲): ۱–۱۵.
- Lewental, D. Gershon (2014). "QĀDESIYA, BATTLE OF". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Morony, Michael G. (1986). "Arab ii. Arab Conquest of Iran". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Huff, Dietrich (1986). "Architecture iii. Sasanian Period". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Gignoux, Philippe (2014). "Greece xvi. Greek Ideas and Sciences in Sasanian Iran". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Tafażżolī, Ahmad (1997). "Education ii. In the Parthian and Sasanian Periods". Encyclopaedia Iranica (به eng). VIII جلد. iranicaonline.
- Cereti, Carlo Giovanni (2009). "MIDDLE PERSIAN i. PAHLAVI LITERATURE". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Howard-Johnston, James (2000). "ḴOSROW II". Encyclopaedia Iranica (به eng). XII جلد. iranicaonline.
- Shahbazi, Alireza Shapur (1988). "Bahrām VI Čōbīn". Encyclopaedia Iranica (به eng). III جلد. iranicaonline.
- Daryaee, Touraj (2000). "YAZDEGERD II". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- shahbazi, Alireza Shapur (2003). "YAZDEGERD I". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Daryaee, Touraj (2009). "ŠĀPUR II". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.
- Shahbazi, Alireza Shapur (2004). "HORMOZD IV". Encyclopaedia Iranica (به eng). XII جلد. iranicaonline.
- Weber, Ursula (2016). "Narseh". Encyclopaedia Iranica (به eng). iranicaonline.