پرش به محتوا

اشکانیان

از ایران پدیا
(تغییرمسیر از امپراتوری اشکانی)

اشکانیان؛ سومین دودمان ایرانی‌تبار حاکم بر ایران در دورهٔ باستان (حدود ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ م.)

اشکانیان یا پارت‌ها، از اواسط قرن سوم پیش از میلاد تا اوایل قرن دوم پس از میلاد بر ایران حکومت کردند. آنان در آغاز بر پارت و نواحی شمال‌شرقی ایران تسلط یافتند و سپس قلمرو خود را به بخش‌های بزرگی از فلات ایران و میان‌رودان گسترش دادند. اشکانیان در دورهٔ فرمانروایی خود با امپراتوری روم رقابت کردند و به یکی از قدرت‌های مهم سیاسی و نظامی منطقه تبدیل شدند. حکومت آنان بر پایهٔ قدرت شاه و نفوذ خاندان‌های بزرگ و اشراف محلی استوار بود. سرانجام، اردوان چهارم در برابر اردشیر بابکان شکست خورد و در سال ۲۲۴ میلادی با پایان حکومت اشکانیان، دودمان ساسانی به قدرت رسید..

نسب و پیشینه

دربارهٔ نسب و خاستگاه اشکانیان، منابع باستانی روایت‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند. استرابون، جغرافی‌دان یونانی، ارشک، بنیان‌گذار دودمان اشکانی، را از قوم پرنی می‌داند که یکی از گروه‌های وابسته به قبایل داهه بودند. به گزارش او، پرنی‌ها به پارت یورش بردند و بر آن مسلط شدند. استرابون همچنین به روایت‌های دیگری دربارهٔ تبار ارشک اشاره می‌کند؛ از جمله اینکه برخی او را اهل باختر می‌دانستند.[۱][۲] یوستینوس نیز در خلاصهٔ تاریخ فیلیپی، اشکانیان را مرتبط با سکاها معرفی می‌کند و از چگونگی دستیابی ارشک به قدرت سخن می‌گوید. بر اساس روایت او، ارشک از ضعف حکومت سلوکیان و آشفتگی‌های سیاسی منطقه بهره برد و با شکست آندراگوراس، فرمانروای پارت، زمینهٔ استقلال این سرزمین را فراهم کرد.[۳]

قلمرو حکومتی

قلمرو اشکانیان در طول نزدیک به پنج سده فرمانروایی آنان ثابت نبود و بر اثر فتوحات، جنگ با سلوکیان و روم و استقلال یا جدایی مناطق تابع تغییر می‌کرد. حکومت آنان در آغاز در ناحیهٔ پارت، در شمال‌شرقی ایران، شکل گرفت؛ اما در روزگار مهرداد یکم (۱۷۱–۱۳۲ پ.م.) با گسترش فتوحات به قدرتی بزرگ تبدیل شد و بخش‌هایی از ماد، میان‌رودان و سرزمین‌های غربی فلات ایران را به قلمرو خود افزود. در دوره‌های بعد، دامنهٔ نفوذ اشکانیان به ارمنستان و نواحی پیرامون قفقاز نیز کشیده شد و میان‌رودان به یکی از مهم‌ترین مناطق سیاسی و اقتصادی شاهنشاهی تبدیل گردید.[۴] در اوج گسترش، قلمرو اشکانیان از رود فرات در غرب تا نواحی شرقی ایران و حدود هندوکش امتداد داشت؛ در شمال، بخش‌هایی از قفقاز و پیرامون دریای خزر و در جنوب، نواحی خلیج فارس و دریای عمان در حوزهٔ قدرت یا نفوذ آنان قرار می‌گرفت. بااین‌حال، همهٔ این مناطق در تمام دورهٔ اشکانی به‌طور مستقیم و یکسان اداره نمی‌شدند؛ برخی سرزمین‌ها تابع شاهنشاهی بودند و برخی دیگر با حفظ فرمانروایان محلی، خراج‌گزار یا متحد اشکانیان به شمار می‌آمدند. رقابت طولانی با روم، به‌ویژه بر سر ارمنستان و میان‌رودان، موجب تغییر پی‌درپی مرزهای غربی شد. در شرق نیز مناسبات با اقوام و حکومت‌های آسیای مرکزی و نواحی نزد5یک به هند بر وضعیت مرزها اثر می‌گذاشت. بنابراین، قلمرو اشکانیان را باید سرزمینی گسترده اما متغیر دانست که حدود آن در دوره‌های مختلف با توجه به قدرت شاه، فتوحات نظامی و میزان استقلال فرمانروایان محلی تغییر می‌کرد.[۵][۶]

تاریخ سیاسی

اشکانیان حدود دو قرن و نیم پیش از میلاد به رهبری ارشک، با بهره‌گیری از ضعف حکومت سلوکیان در شمال‌شرقی ایران قدرت گرفتند. در دورهٔ جانشینان او، حکومت پارت تثبیت شد و روند گسترش قلمرو ادامه یافت. نقطهٔ عطف این گسترش، پادشاهی مهرداد یکم بود که با فتوحات در ماد و میان‌رودان، اشکانیان را به یکی از قدرت‌های بزرگ منطقه تبدیل کرد. مهرداد دوم نیز با تقویت موقعیت سیاسی حکومت و گسترش روابط خارجی، جایگاه اشکانیان را تحکیم کرد.از اواخر سدهٔ نخست پیش از میلاد، رقابت با روم به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی اشکانیان تبدیل شد.[۷][۸] شکست کراسوس، سردار رومی، در نبرد حَرّان در سال ۵۳ پ.م. از مهم‌ترین پیروزی‌های اشکانیان بود.[۹] بااین‌حال، جنگ‌های پیاپی با روم و اختلافات بر سر جانشینی، قدرت حکومت را بارها تضعیف کرد. در سده‌های نخست میلادی، اشکانیان همچنان بر بخش بزرگی از ایران و میان‌رودان فرمان راندند، اما درگیری‌های داخلی و مداخلات روم از مشکلات پایدار آنان بود. سرانجام، اردوان چهارم در جریان شورش اردشیر بابکان شکست خورد و در سال ۲۲۴ م. با پایان حکومت اشکانیان، ساسانیان قدرت را به دست گرفتند.[۱۰]

جدول پادشاهان اشکانی

پادشاه دوره حکومت محدوده اصلی حکومت اقدامات و وقایع مهم پایان حکومت / مرگ
اَرْشَک یکم حدود ۲۴۷ پ.م.؛ تاریخ پایان نامطمئن آستائونه و سپس پارت و هیرکانی رهبر پرنی‌ها؛ ورود به آستائونه و آغاز فرمانروایی اشکانی. تاریخ حدود ۲۴۷ پ.م. به‌عنوان آغاز دورهٔ اشکانی شناخته می‌شود.[۱۱][۱۲] پایان سلطنت و چگونگی مرگ او دقیقاً معلوم نیست.
ارشک دوم(تیرداد اول) از حدود ۲۱۷ پ.م.؛ پایان حدود ۱۹۱ پ.م. در گاه‌شماری رایج پارت و هیرکانی جانشین ارشک یکم؛ در دورهٔ او قلمرو کوچک اشکانی در ساحل جنوبی دریای خزر تثبیت شد. در مورد جایگاه تیرداد در توالی شاهان اختلاف وجود دارد.[۱۳][۱۴] پایان حکومت در حدود ۱۹۱ پ.م.؛ جزئیات مرگ روشن نیست.
ارشک سوم (فریاپت) حدود ۱۹۱ تا ۱۷۶ پ.م. پارت و هیرکانی تداوم تثبیت حکومت اشکانی؛ اطلاعات مربوط به رویدادهای دورهٔ او محدود است.[۱۵][۱۶] حدود ۱۷۶ پ.م.؛ جزئیات مرگ معلوم نیست.
فرهاد یکم حدود ۱۷۶ تا ۱۷۱ پ.م. پارت و نواحی پیرامونی از شاهان دورهٔ پیش از گسترش بزرگ اشکانیان؛ جزئیات اقدامات سیاسی و نظامی او در منابع موجود محدود است.[۱۷][۱۸] حدود ۱۷۱ پ.م.؛ جزئیات مرگ روشن نیست.
مهرداد یکم حدود ۱۷۱ تا ۱۳۹/۱۳۸ پ.م. پارت، ماد، بابل و بخش‌هایی از میان‌رودان و غرب ایران گسترش چشمگیر قلمرو؛ تصرف ماد، رسیدن نفوذ اشکانیان به بابل و میان‌رودان، اسارت دمتریوس دوم سلوکی و تبدیل پارت به قدرتی بزرگ در آسیای غربی.[۱۹][۲۰] در حدود ۱۳۹/۱۳۸ پ.م. درگذشت.[۲۱]
فرهاد دوم حدود ۱۳۹/۱۳۸ تا ۱۲۸ پ.م. پارت، ماد و میان‌رودان مقابله با لشکرکشی آنتیوخوس هفتم سلوکی؛ شکست سلوکیان و مرگ آنتیوخوس هفتم در جریان جنگ؛ هم‌زمان، تهدید گروه‌های کوچ‌رو از شرق افزایش یافت.[۲۲][۲۳] در نبرد با مهاجمان شرقی کشته شد.[۲۴]
اردوان یکم حدود ۱۲۷ تا ۱۲۴/۱۲۳ پ.م. پارت و بخش‌هایی از قلمرو شرقی ادامهٔ جنگ با مهاجمان شرقی؛ مانند فرهاد دوم در جریان این کشمکش‌ها جان باخت.[۲۵][۲۶] در جنگ با مهاجمان کشته شد.[۲۷]
مهرداد دوم حدود ۱۲۴/۱۲۳ تا ۸۸/۸۷ پ.م. از پارت و ماد تا میان‌رودان و ارمنستان شکست هیسپائوسینس، گسترش نفوذ در شمال میان‌رودان، تصرف دورا-اوروپوس، برقراری رابطه با ارمنستان و تماس دیپلماتیک با چین و روم؛ از مهم‌ترین شاهان اشکانی.[۲۸][۲۹] حدود ۸۸/۸۷ پ.م.؛ پس از مرگ او دوره‌ای از آشفتگی و رقابت داخلی آغاز شد.[۳۰]
گودرز یکم اواخر سدهٔ دوم یا اوایل سدهٔ اول پ.م.؛ تاریخ دقیق محل اختلاف بخش‌هایی از قلمرو اشکانی یکی از شاهان دورهٔ آشفتگی پس از مهرداد دوم؛ شواهد موجود برای بازسازی دقیق سلطنت او کافی نیست.[۳۱] پایان حکومت و مرگ نامعلوم است.
اُرُد یکم تاریخ دقیق نامطمئن قلمرو مرکزی اشکانیان از شاهان کم‌شناختهٔ دورهٔ منازعات جانشینی؛ رویدادهای سلطنت او به‌طور قطعی قابل بازسازی نیست.[۳۲] نامعلوم.
سیناتروک حدود ۷۸/۷۷ تا ۷۱/۷۰ پ.م. در برخی گاه‌شماری‌ها پارت و بخش‌هایی از غرب ایران در دورهٔ رقابت‌های درونی به قدرت رسید؛ اطلاعات مربوط به اقدامات او محدود است.[۳۳][۳۴][۳۵] تاریخ دقیق پایان حکومت روشن نیست.
فرهاد سوم حدود ۷۰ تا ۵۷ پ.م. پارت، ماد و میان‌رودان در دورهٔ او مناسبات اشکانیان با روم و منازعات منطقه‌ای اهمیت بیشتری یافت.[۳۶][۳۷] [۳۸] به دست پسرانش، مهرداد و اُرُد، کشته شد.[۳۹]
مهرداد سوم حدود ۵۷ تا ۵۴/۵۳ پ.م.؛ تاریخ‌ها اختلافی‌اند بخش‌هایی از قلمرو اشکانی در کشمکش جانشینی با برادرش اُرُد دوم رقابت کرد؛ درگیری داخلی پیش از رویارویی بزرگ با روم به مسئله‌ای مهم تبدیل شد.[۴۰][۴۱] از سلطنت کنار رفت و کشته شد.
اُرُد دوم حدود ۵۷ تا ۳۷/۳۶ پ.م. پارت، ماد و میان‌رودان؛ نفوذ در ارمنستان پیروزی سپاه اشکانی به فرماندهی سورنا بر کراسوس در نبرد حَرّان در ۵۳ پ.م.؛ سپس لشکرکشی به قلمرو روم و درگیری بر سر سوریه و آسیای صغیر.[۴۲][۴۳][۴۴] پس از کشته‌شدن پسرش پاکور و در جریان کشمکش‌های دربار، به دست فرهاد چهارم کشته شد.[۴۵]
فرهاد چهارم حدود ۳۷/۳۶ تا ۲/۳ پ.م. پارت، ماد و میان‌رودان جنگ با مارک آنتونی؛ ناکام‌ماندن لشکرکشی روم در ۳۶ پ.م.؛ بازگرداندن نشان‌های نظامی رومی به آگوستوس در ۲۰ پ.م.؛ منازعات درونی بر سر جانشینی.[۴۶][۴۷] به‌دنبال توطئهٔ موزا، همسرش، و پسر او از قدرت کنار رفت و کشته شد.[۴۸]
فرهاد پنجم (فرهادک) حدود ۲ پ.م. تا ۴ م. قلمرو مرکزی اشکانیان پادشاهی در پی جانشینی فرهاد چهارم؛ مناسبات با روم و مسئلهٔ ارمنستان از مسائل اصلی دوره بود.[۴۹][۵۰] در حدود ۴ م. از قدرت کنار رفت و اندکی بعد درگذشت.[۵۱]
اُرُد سوم حدود ۶ تا ۸ م. قلمرو مرکزی اشکانیان سلطنتی کوتاه در دورهٔ رقابت‌های جانشینی.[۵۲][۵۳] حدود ۸ م. به قتل رسید.[۵۴]
ونن یکم حدود ۸/۹ تا ۱۰/۱۱ م. قلمرو اشکانیان؛ اقتدار او در برابر اشراف محدود بود پس از اقامت در روم به شاهی رسید؛ بخشی از اشراف او را نپذیرفتند و از اردوان حمایت کردند. [۵۵][۵۶] از سلطنت کنار رفت و به ارمنستان گریخت؛ سپس رومیان او را به کیلیکیه منتقل کردند و در ۱۹ م. درگذشت.[۵۷]
اردوان دوم حدود ۱۰/۱۱ تا ۳۸ م. قلمرو اشکانیان؛ نفوذ در ارمنستان و میان‌رودان تثبیت قدرت در برابر ونن و مدعیان داخلی؛ مداخله در مسئلهٔ ارمنستان و کشمکش دیپلماتیک و نظامی با روم؛ تقویت اقتدار شاه در برابر برخی خاندان‌های محلی.[۵۸][۵۹] احتمالاً در ۳۸ م. درگذشت.[۶۰]
وردان یکم حدود ۳۹ تا ۴۵ م. قلمرو مرکزی اشکانیان درگیر رقابت با گودرز دوم؛ نزاع بر سر سلطنت به چند سال درگیری داخلی انجامید.[۶۱][۶۲] در حدود ۴۵ م. به قتل رسید.[۶۳]
گودرز دوم حدود ۴۳/۴۴ تا ۵۱ م. قلمرو مرکزی اشکانیان رقیب وردان و سپس شاه؛ با مخالفت بخشی از اشراف روبه‌رو شد و با مدعیانی چون مهر‌داتس درگیر شد.[۶۴][۶۵] در ۵۱ م. درگذشت.[۶۶]
بلاش یکم حدود ۵۱ تا ۷۷/۷۹ م. پارت، ماد و میان‌رودان؛ نفوذ در ارمنستان تلاش برای قرار دادن برادرش تیرداد بر تخت ارمنستان؛ جنگ با روم و پیروزی در نبرد راندیا در ۶۲ م.؛ تاج‌گذاری تیرداد در روم در ۶۶ م. به‌عنوان بخشی از توافق دو قدرت.[۶۷][۶۸] حدود ۷۷ تا ۸۰ م. درگذشت؛[۶۹] تاریخ دقیق محل اختلاف است.
پاکور دوم از حدود ۷۸ م.؛ پایان نامطمئن بخش‌هایی از قلمرو اشکانیان یکی از مدعیان شاهی در دورهٔ پس از بلاش یکم؛ در این دوره، چند شاه یا مدعی احتمالاً بر مناطق مختلف امپراتوری تسلط داشتند.[۷۰][۷۱] تاریخ دقیق پایان حکومت روشن نیست.
بلاش دوم حدود ۷۷/۷۸ تا ۱۴۶/۱۴۷ م. در یک گاه‌شماری؛ تاریخ محل اختلاف بخش‌هایی از قلمرو اشکانیان گاه‌شماری این دوره پیچیده است؛ برخی پژوهشگران با توجه به سکه‌ها میان بلاش دوم و بلاش سوم تمایز قائل شده‌اند و برای چند مدعی دوره‌های هم‌پوشان در نظر می‌گیرند.[۷۲][۷۳] تاریخ پایان حکومت محل اختلاف است.
بلاش سوم در برخی گاه‌شماری‌ها از حدود ۱۱۱/۱۱۲ م. قلمرو اشکانیان در دوره‌ای که رقابت‌های درونی و جنگ با روم هم‌زمان بود؛ نام و شماره‌گذاری شاهان این دوره در پژوهش‌ها یکسان نیست.[۷۴] تاریخ دقیق پایان سلطنت روشن نیست.
خسرو حدود ۱۰۹/۱۱۰ تا ۱۲۷/۱۲۸ م. در برخی گاه‌شماری‌ها میان‌رودان و قلمرو مرکزی اشکانیان درگیری با تراژان؛ رومیان در ۱۱۴ م. وارد ارمنستان شدند و تا تیسفون پیشروی کردند، اما شورش‌ها و مشکلات ادارهٔ سرزمین‌های اشغال‌شده مانع تثبیت فتوحات روم شد.[۷۵] تاریخ دقیق پایان حکومت محل اختلاف است.
بلاش چهارم حدود ۱۴۷/۱۴۸ تا ۱۹۰/۱۹۱ م. پارت و میان‌رودان جنگ با روم؛ درگیری‌های سدهٔ دوم میلادی و فشارهای نظامی روم بر میان‌رودان در دورهٔ او و جانشینانش ادامه یافت.[۷۶][۷۷][۷۸] حدود ۱۹۰/۱۹۱ م.؛[۷۹] جزئیات مرگ قطعی نیست.
بلاش پنجم حدود ۱۹۱ تا ۲۰۸ م. در گاه‌شماری‌های متداول قلمرو اشکانیان، به‌ویژه میان‌رودان در دورهٔ او فشار روم و رقابت‌های داخلی ادامه داشت؛ امپراتوری با ضعف اقتدار مرکزی روبه‌رو بود.[۸۰][۸۱] پایان سلطنت و مرگ با قطعیت روشن نیست.
بلاش ششم اوایل سدهٔ سوم میلادی؛ تاریخ دقیق محل اختلاف بخشی از قلمرو اشکانیان از شاهان پایانی دودمان؛ با اردوان چهارم/پنجم رقابت داشت و بخشی از قلمرو تحت سلطهٔ مدعیان رقیب قرار گرفت.[۸۲] از قدرت کنار رفت یا شکست خورد؛ جزئیات نامعلوم است.
اردوان چهارم (اردوان پنجم در برخی شماره‌گذاری‌ها) تا ۲۲۴ م. پارت، ماد و میان‌رودان آخرین شاه بزرگ اشکانی؛ رویارویی با اردشیر بابکان، فرمانروای پارس؛ شکست در نبرد نهایی در ۲۲۴ م. که عملاً به پایان امپراتوری اشکانی انجامید.[۸۳][۸۴] در ۲۲۴ م. کشته شد.[۸۵]


نام‌گذاری

در منابع شرقی، نام این سلسله «اشکانیان» ثبت شده که از «اشک» یا «ارشک»، نام بنیان‌گذار این دودمان حکومتی گرفته شده است، اما در بیشتر منابع لاتینی، این امپراتوری، به نام «پارتی» یا «پارت» شهرت دارد. [۸۶] اشکانیان از اهالی ایالت «پهله» بودند و از این جهت در نسبت به آن سرزمین، آنها را پهلوی نیز گفته‌اند.[۸۷]

تاریخچه

سلسلۀ اشکانی در سدۀ 3 قبل از میلاد توسط اشک رهبر قبیلۀ پَرنی، در شمال‌شرقی ایران تأسیس شد. اشکانیان بعد از تأسیس حکومت، علیه یونانیان که بر ایران حاکم بودند، قیام کردند و آنها را شکست دادند. گسترۀ دولت اشکانی در دورۀ اقتدار آنها، از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس را شامل می‌شد و آنها 471 سال بر این مناطق حکومت کردند. به‌دلیل قرار گرفتن جادۀ مهم ابریشم در قلمرو حکومت اشکانی و قرار گرفتن در مسیر بازرگانی بین امپراتوری روم و حوزۀ مدیترانه و امپراتوری‌های متعدد در سرزمین چین، حکومت اشکانیان به مرکزی برای تجارت و رونق اقتصاد تبدیل شده بود. حکومت اشکانیان به‌دلیل تضادهای داخلی و شکست‌های خارجی، تضعیف شد و زمینۀ شکست قطعی آنها به دست اردشیر بابکان، بنیانگذار دودمان ساسانی در 226م فراهم آمد.[۸۸]

خاندان

اشکانیان قومی از تبار ایرانی و از تیرۀ «پَرنی» بودند که شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیۀ «داهه» از عشایر سکاهای محدودۀ شرق دریای خزر است.[۸۹] آنها از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان بزرگ فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پرثَوَه آمده است که به زبان فارسی امروزی، «پهلوی» می‌شود. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای خزر و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد.[۹۰]

وضع طبقاتی

در جامعۀ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی، فرمانروایان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این، گروه‌های بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشهوران بودند.[۹۱]

اهمیت و جایگاه

  1. در دورۀ امپراتوری روم، سیاست الزام‌آوری تصویب شده بود که نویسندگان به بازنویسی تاریخ یونان و برساخت دو قطبی فرهنگ یونان و بربر شرقی دست بزنند؛ از این رو، فرهنگ غربی و یونانی برتر معرفی شده است، اما استبداد شرقی، تجمل افسانه‌ای، زن‌صفتی و لذت‌های جنسی مفرط با بهره‌گیری از زنان به تاریخ ایران دورۀ اشکانی نسبت داده شده است. به‌باور بسیاری از محققان رویکرد رومی در قبال اشکانیان بیشتر تعمدی، ایدئولوژیک و تحقیرکننده بوده است تا اهمیت و جایگاه آنان را پایین بیاورند؛[۹۲] اما روش جدید مطالعات علمی نشان می‌دهد که برخلاف پندار محققان غربی، پادشاهان اشكانی شخصیت‌های فعال، مبتکر، ایران‌دوست و استقلال‌طلب بوده‌اند. [۹۳]
  2. اشکانیان به‌عنوان قوم ایرانی در برابر هجوم سیاسی، نظامی و فرهنگی مقدونیان بر ایران برخاستند و کشوری را تحویل گرفتند که در ابعاد مختلف از فرهنگ اصیل خود دور شده و اندیشه‌های یونانی بر تمام ابعاد سبک زندگی ایرانی تأثیر گذاشته بود. آنها در حدود 5 قرن حکومت خود بر ایران به مبارزه با فرهنگ بیگانه و حاکمیت مجدد فرهنگ بومی ایران پرداخته و موفق شدند؛ بعد از آنها، دولت ایرانی ساسانی بر بنیان‌های فرهنگی که اشکانیان احیا کرده بودند، حکومت خود را بنا کردند.[۹۴] از این منظر، برخی از محققان شناسنامۀ اشکانیان را سند افتخاری برای تاریخ ملی ایران می‌دانند. [۹۵]

باورهای دینی

در دربار مرکزی حکومت اشکانی، آیین میترا حضور پر رنگ و فعال داشته و شاهان و اشراف حکومتی از این آیین حمایت می‌کردند. خورشید در معابد با نام مثیره یا مهر پرستش می‌شد و به نظر آنها، مهر (خورشید) منبع اصلی روشنایی و مورد احترام بود؛ چنان که برخی از شاهان نام مهرداد یا مهربخت را انتخاب می‌کردند.[۹۶] در قلمرو امپراتوری اشکانی باورهای گوناگونی وجود داشت که به‌طور عمده از آیین‌های ایرانی و یونانی تشکیل می‌شد. در اغلب موارد ایزدان ایرانی و خدایان یونانی از وجوه نمادین همسانی برخوردار هستند؛ به‌طور مثال، اهورا مزدا با زئوس، اهریمن با هادس، آفرودیت و هرا با آناهیتا و آپولو با میترا، انگاره‌های مشابهی را بازنمایی می‌کنند؛[۹۷] اما با توجه به پای‌بندی بیشتر ایرانیان به آیین زرتشت، یکتاپرستی همچنان کیش برتر در ایرانِ دورۀ اشکانی بوده است. مراجعه به «گاتاها» که معتبرترین بخش اوستا دانسته می‌شود، نشان می‌دهد که آیین زرتشت به یکتاپرستی دعوت کرده و اهورامزدا نام خدای نادیده، آفرینش‌گر جهان و انسان و تنها موجود شایستۀ پرستش است. [۹۸]

زبان و ادبیات

زبان ایرانیان در دوره اشکانی، از خانوادۀ زبان‌های هند و‏‎ ‎اروپایی و از دستۀ زبان‌های ایرانی میانه است که به نام پهلوی شهرت دارد.‎‏ زبان پهلوی شمالی را پارتی یعنی اشکانی و‎ ‎زبان پهلوی جنوبی را پارسیک یا پهلوی ساسانی می‌نامند.[۹۹] محققان ادبیات دوران اشکانی را به‌مراتب غنی‌تر و روشن‌تر از دوره‌های پیشین ارزیابی کرده‌اند؛ زیرا در این عصر ادبیات پهلوانی گسترش یافت و حماسۀ ملی ایران تکوین پیدا کرد. از این دوره برخلاف عصرهای پیشین متون مشخص ادبی باقی مانده است. به‌عنوان نمونه:

  1. منظومۀ «درخت آسوریک» که مناظره‌ای میان درخت بز و خرما بوده و به زبان پهلوی شمالی (اشکانی) است؛
  2. «یادگار زریران» حماسۀ پارتی دیگری است که به‌عنوان یادگاری گوسانی و یکی از کهن‌ترین نمایشنامه‌های ایرانی محسوب می‌شود؛
  3. اصل کتاب «ویس و رامین» (که در دورۀ اسلامی به دست فخرالدین اسعد گرگانی به نظم فارسی ترجمه شد) از منظومه‌های غنایی عصر اشکانی بوده که در نوع خود شهرت و اعتبار ویژه‌ای یافته است. [۱۰۰]

ادبیات شفاهی

به‌باور برخی محققان بسیاری از عناصر فرهنگ دورۀ اشکانیان را می‌توان در ادبیات فارسی به دست آمده از ناحیۀ خراسان، ردیابی کرد. برای مثال، داستان‌هایی که در شاهنامه ذکر شده و در آن، گروهی از قهرمانان مثل کیخسرو، سورن، کارن، گودرز، فرهاد، بیژن و منیژه معرفی می‌شوند، بیانگر سنت شفاهی فرهنگ اشکانی بوده و در نتیجه، هستۀ اصلی شاهنامه، متعلق به فرهنگ و سنت شفاهی اشکانی است.[۱۰۱]

آیین‌های ملی

از بررسی منابع متعدد باستان‌شناختی معلوم می‌شود که برگزاری مراسم نوروز و جشن مهرگان در نزد همۀ مردم رایج بوده که در منظومۀ زیبای ویس و رامین، اشاراتی بسیار کوتاه به مراسم نوروز در دورۀ اشکانیان شده است. [۱۰۲] همچنین شب یلدا در دورۀ اشکانی به «زایش مهر» موسوم بوده و تجلیل می‌شده است.[۱۰۳]

حکومت

حکومت اشکانیان مردمی و مبتنی بر قانون بود که نهاد مجلس به‌نام «مهستان» از ارکان مهم آن محسوب می‌شد. این مجلس، از 300 عضو از برگزیدگان روحانیان، شاهزادگان و نیز اعضایی از خانواده‌های مهم پارتی مانند سورن، کارن و اسپهبد تشکیل می‌شد. مهستان به‌ دستور مهداد اول پادشاه اشکانی در یکم مارس173م ایجاد شد و بزرگان نیز این تصمیم را مبنی بر ایجاد قانونی اساسی و مجلس پذیرفتند. انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلام جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه، تغییر میزان مالیات‌ها، دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تأیید تشریفاتی شاهان پارسی‌تبار سرزمین پنتوس، انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دورۀ معین و مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود. [۱۰۴]

معماری

1. پایه‌گذاری معماری نوین

دورۀ اشکانی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ معماری ایران است؛ در این دوره، پایۀ معماری نوین ریخته شد و گنبد روی گوشواره‌ها، تکوین ایوان‌های طاق‌دار و وجود حیاط‌های بزرگ با ایوان‌هایی اطراف آن از نوآوری‌های این سبک محسوب می‌شود. همچنین معماران اشکانی ستون‌های اصلی در معماری رومی را تبدیل به نیم‌ستون‌های چسبیده به دیوار و تالار‌های یونانی را تبدیل به ایوان کردند که در واقع از ابداعات اشکانیان است. از طرف دیگر استفاده از گچ در این دروه موجب شد معماران اشکانی بتوانند برای پوشش سقف‌ها از تاق و گنبد استفاده کنند. [۱۰۵]

2. تنوع سبک

معماری اشکانی تحت تأثیر سنت‌های کهن آسیای مرکزی، ویژگی معماری نواحی داخلی ایران، سنت‌های معماری یونانی و سبک‌های معماری بین‌النهرین بوده و بسیار متنوع است که شامل بناهای مسکونی، اداری، تشریفاتی و معماری مذهبی می‌شود و بناهای آرامگاهی جزئی از آن است. بنای تیسفون در عراق، سرخ کوتل و آی‌خانم در افغانستان فعلی، بناهای نسای قدیم و جدید، کاخ سلوکیه و آرامگاه‌های مختلف، از جمله آثار معماری اشکانی بوده که تا هنوز در سراسر ایران قدیم پابرجا مانده‌اند.[۱۰۶]

دست‌آوردها

1. ایجاد و تقویت وحدت ملی

اشکانیان با تحریک احساسات ملی ایرانیان، و حدت ملی را ایجاد و تقویت کردند؛ آنها از همان ابتدا به جای تحریک عواطف مذهبی، به تحریک گریش‌های ملی پرداختند تا اینگونه همه پیروان ادیان و مذاهب رایج در ایران را علیه بیگانگان متحد و بسیج کنند.[۱۰۷]

2. استقلال ایران

اشکانیان در یک سیاست سنجیده و عقلانی، بعد از تحریک احساسات ملی‌گرایی و بسیج مردمی، استقلال ایران را به دست آوردند؛ آنها در چندین نبرد سرنوشت‌ساز در غرب و شرق کشور با مهاجمان بیگانه درگیر شدند و آنها را شکست دادند. از جمله «کراسوس» و «مارکوس آنتونیوس» سرداران بزرگ روم را در فاصلۀ کوتاهی از یکدیگر چنان شکستی دادند که تا سال‌ها بعد و حتی پس از تشکیل امپراتوری روم به رهبری «اُکتاویوس اوگوستوس» در سال‌های آغازین میلادی از یاد آنها نرفت. [۱۰۸]

3. توسعه جاده ابریشم

اشکانیان جادۀ راهبردی ابریشم را که در اشتغال و رونق رفاه اقتصادی و رضایت مردم نقش اساسی داشت، توسعه بخشیدند. [۱۰۹]

4. تأسیس اولین مجلس ایران

به شهادت اکثر منابع تاریخی اولین مجلس مشورتی که در تاریخ ایران تشکیل شده است به دوران حاکمیت اشکانیان بر ایران باز می‌گردد.[۱۱۰]

5. احیای سبک زندگی ایرانی

بر اساس اسناد باستان‌شناختی، اشکانیان با برنامه‌ریزی فرهنگی و نگرشی ایران‌دوستانه به‌صورت تدریجی و آرام به احیای عناصر فرهنگ و سبک زندگی ایرانی پرداختند و این تلاش در زمان بلاش یكم بیشتر نتیجه داد و او زبان ایرانی را که از ارکان مهم هویتی است، بر زبان یونانی و فرهنگ هلنستی رایج پیروز كرد.[۱۱۱] همچنین بلاش یکم آیین‌ها و مراسم دوران هخامنشیان را احیا کرد و رعایت آنها را به‌صورت قانون درآورد و به‌تصویب مِهستان (مجلس ملی) رساند. وی همۀ کارهای اقتباسی از سبک زندگی یونانیان را که از جانشینان اسکندر به یاد مانده بود و حتی به‌کار بردن حروف یونانی را که عادت شده بود بر سکه‌ها درج شود و نیز اسامی و اصطلاحات یونانی را در قلمرو دولت ایران ممنوع کرد.[۱۱۲]

6. جمع‌آوری اوستا

اوستا از قدیمی‌ترین نوشته‌های جهان و سند تمدن پیشرفتۀ ایرانیان عهد باستان محسوب می‌شود که در دوران هخامنشیان در کتابخانۀ تخت جمشید نگهداری می‌شد اما به دست نظامیان اسکندر مقدونی نابود شد. از آن پس این متون به‌صورت نثر و شعر در ذهن موبدان، از نسلی به نسل دیگر رسید؛ اما در زمان اشکانیان، بلاش یکم در نوروز ۷۶ میلادی از موبدان که به دیدار او رفته بودند با تأکید خواست که تا سال بعد اوستا باید جمع‌آوری، تکمیل و به او تحویل داده شود.[۱۱۳]

عوامل موفقیت اشکانیان

1. رواداری مذهبی

اشکانیان نسبت به همه ادیان و مذاهب با تساهل و تسامح دینی رفتار می‌کردند. اشکانیان ضمن فتوحات گسترده، مذاهب کشورهای گشوده شده را محترم می‌شمردند و در صدد محو ادیان یا آزار و اذیت پیروان مذاهب و ممالک مغلوب نبودند.

2. رونق اقتصادی

حفاظت از جادۀ ابریشم و اهمیت دادن به ثبات اقتصادی و رونق تجارت که نام و آثار آن تا هنوز باقی است؛

3. خلق و خوی ایرانی

اشکانیان با خلق و خوی مهرورزی ایرانی، نسبت به ملت‌های مختلف با مهربانی رفتار می‌کردند. به‌ویژه با اسیران رفتاری شایسته داشتند. آنها راه دست‌رسی به مشاغل مهم را حتی به روی بیگانگان باز می‌گذاشتند، به پناهندگان پناه می‌دادند و تعصب نداشتند.[۱۱۴]

اختراعات دوره اشکانی

اشکانیان به علم و فرهنگ اهمیت می‌دادند و در قلمرو آنها اختراعات زیادی انجام شد. برای مثال، در 1330ش «ولهلم کونیک» باستانشناس آلمانی و همکاران وی، در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی یافتند که پس از بررسی دریافتند این ابزارها، «پیل‌های الکتریکی» است که به دست ایرانیان در دوران اشکانی ساخته شده و برای آبکاری جواهرات و انتقال لایه‌ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می‌رفته است. [۱۱۵]

پانویس

  1. ↑ گریشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۲۸۶.
  2. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2197-2199
  3. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2198-2199
  4. ↑ گریشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۲۸۹.
  5. ↑ گریشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۲۸۷-۲۹۳.
  6. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ ۲۱۸۴-۲۱۹۲.
  7. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2200-2246
  8. ↑ گریشمن، ایران از آغاز تا اسلام، 292-295
  9. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2328-2334
  10. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2538-2540
  11. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2200-2203
  12. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  13. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2204-2209
  14. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  15. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2209-2214
  16. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  17. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2215-2220
  18. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  19. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2220-2234
  20. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  21. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2234
  22. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2234-2247
  23. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  24. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2247
  25. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2247-2266
  26. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  27. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2266
  28. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2266-2276
  29. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  30. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2276
  31. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  32. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  33. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2276-2283
  34. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  35. ↑ Bivar, The Political History of Iran under the Arsacids, 3:‎ 21-99.
  36. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2283-2290
  37. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  38. ↑ Bivar, The Political History of Iran under the Arsacids, 3:‎ 21-99.
  39. ↑ Bivar, The Political History of Iran under the Arsacids, 3:‎ 21-99.
  40. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2290-2294
  41. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  42. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  43. ↑ Bivar, The Political History of Iran under the Arsacids, 3:‎ 21-99.
  44. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2294-2351
  45. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2351
  46. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  47. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2351-2387
  48. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2387
  49. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  50. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2387-2391
  51. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2391
  52. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  53. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2391
  54. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2391
  55. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2391-2394
  56. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  57. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2394
  58. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  59. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2394-2413
  60. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2413
  61. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  62. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2413-2418
  63. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2418
  64. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  65. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2418-2423
  66. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎2423
  67. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  68. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2424-2465
  69. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2465
  70. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  71. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2465-2469
  72. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  73. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2469-2490
  74. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  75. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  76. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2494-2503
  77. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  78. ↑ Bivar, The Political History of Iran under the Arsacids, 3:‎ 21-99.
  79. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2503
  80. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2503-2517
  81. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  82. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  83. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2517-2535
  84. ↑ Schippmann, “Arsacids ii. The Arsacid Dynasty”, Encyclopaedia Iranica, 525-536.
  85. ↑ پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۳:‎ 2532
  86. ↑ «تاریخ پارت‌ها و زیستگاه اشکانیان در منطقۀ کم‌شناختۀ فلات ایران»، خبرگزاری ایبنا.
  87. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص126.
  88. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص125 و 147.
  89. ↑ «گزارش نشست علمی سهم پارتیان در فرهنگ ایرانیان باستان»، وب‌سایت دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی.
  90. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص126.
  91. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص144.
  92. ↑ روشن‌ضمیر، «سیمای ایران در دوره‌های هلنیستی و اشکانی از نگاه یونان و روم: تثبیتِ دریافت‌ها و برساخت‌های غرب از شرق»، 1398ش، ص8.
  93. ↑ ولسكی، «عصر ناشناختۀ ایران»، وب‌سایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  94. ↑ محمدی، «مهستان، مجلس دوهزارسالۀ ایران»، وب‌سایت تبیان.
  95. ↑ «سند افتخارانگیز دولت پارتیان برای تاریخ ملی ایرانیان»، خبرگزاری ایبنا.
  96. ↑ کامرانی‌فر و مصطفوی، «بررسی سیاست دینی پادشاهان اشکانی»، 1392ش، ص85.
  97. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص134.
  98. ↑ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، 1375ش، ص187 و 195-196.
  99. ↑ فولادفر، «فرهنگ و تمدن ایران در عصر اشکانی»، وب‌سایت مجلۀ ویستا.
  100. ↑ یاحقی، «زبان و ادب پارسی در دورۀ باستان»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  101. ↑ «گزارش نشست علمی سهم پارتیان در فرهنگ ایرانیان باستان»، وب‌سایت دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی.
  102. ↑ «نوروز در زمان اشکانیان چگونه بود؟»، خبرگزاری ایرنا.
  103. ↑ «فلسفۀ شب یلدا و آیین‌های هزاران سالۀ طولانی‌ترین شب سال»، وب‌سایت فرارو.
  104. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص145.
  105. ↑ امانی‌بنی، «معماری اشکانی در خارج از مرزهای ایران امروز»، وب‌سایت روزنامۀ شرق.
  106. ↑ امانی‌بنی، «معماری اشکانی در خارج از مرزهای ایران امروز»، وب‌سایت روزنامۀ شرق.
  107. ↑ کامرانی‌فر و مصطفوی، «بررسی سیاست دینی پادشاهان اشکانی»، 1392ش، ص87.
  108. ↑ «سند افتخارانگیز دولت پارتیان برای تاریخ ملی ایرانیان»، خبرگزاری ایبنا.
  109. ↑ «سند افتخارانگیز دولت پارتیان برای تاریخ ملی ایرانیان»، خبرگزاری ایبنا.
  110. ↑ محمدی، «مهستان، مجلس دوهزار سالۀ ایران»، وب‌سایت تبیان.
  111. ↑ ولسكی، «عصر ناشناخته ایران»، وب‌سایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  112. ↑ «کارهای بلاش یکم، شاه انتخابی و یک ناسیونالیست ایرانی»، وب‌سایت روزنامۀ جهان صنعت.
  113. ↑ «کارهای بلاش یکم، شاه انتخابی و یک ناسیونالیست ایرانی»، وب‌سایت روزنامۀ جهان صنعت.
  114. ↑ کامرانی‌فرد و مصطفوی، «بررسی سیاست دینی پادشاهان اشکانی»، 1392ش، ص87.
  115. ↑ مطیع، دانشنامۀ تاریخ ایران، 1397ش، ص141-142.

منابع

  • امانی‌بنی، نسترن، «معماری اشکانی در خارج از مرزهای ایران امروز»، وب‌سایت روزنامۀ شرق، تاریخ درج مطلب: ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
  • «تاریخ پارت‌ها و زیستگاه اشکانیان در منطقۀ کم‌شناختۀ فلات ایران»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ در ج مطلب: ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ش.
  • روشن ضمیر، بهرام، «سیمای ایران در دوره‌های هلنیستی و اشکانی از نگاه یونان و روم: تثبیتِ دریافت‌ها و برساخت‌های غرب از شرق»، مجلۀ پژوهش در تاریخ، سال نهم، شمارۀ 25 و 26، پاییز و زمستان 1398ش.
  • «سند افتخارانگیز دولت پارتیان برای تاریخ ملی ایرانیان»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردين ۱۳۹۸ش.
  • «فلسفۀ شب یلدا و آیین‌های هزاران ساله طولانی‌ترین شب سال»، وب‌سایت فرارو، تاریخ بازدید: 8 اردیبهشت 1402ش.
  • فولادفر، مسعود، «فرهنگ و تمدن ایران در عصر اشکانی»، وبسایت مجلۀ ویستا، تاریخ بازدید: 8 تیر 1402ش.
  • «کارهای بلاش یکم، شاه انتخابی و یک ناسیونالیست ایرانی»، وب‌سایت روزنامۀ جهان صنعت، تاریخ در مطلب: 5 آوریل 2021م.
  • کامرانی‌فر، احمد و مصطفوی، راضیه، «بررسی سیاست دینی پادشاهان اشکانی»، مجلۀ علمی پژوهشی تاریخ، سال هشتم، شمارۀ 27، 1392ش.
  • «گزارش نشست علمی سهم پارتیان در فرهنگ ایرانیان باستان»، وب‌سایت دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 22 اردیبهشت 1393ش.
  • محمدی، زهرا، «مهستان، مجلس دوهزار سالۀ ایران»، وب‌سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: 10 آذر 1388ش.
  • مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، 1375ش.
  • مطیع، حسین، دانشنامۀ تاریخ ایران، تهران، گلپوش، 1397ش.
  • «نوروز در زمان اشکانیان چگونه بود؟» خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۶ فروردین ۱۴۰۱ش.
  • ولسكی، یوزف، «عصر ناشناختۀ ایران»، ترجمۀ مرتضی ثاقب‌فر، وب‌سایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ بازدید: 8 تیر 1402ش.
  • یاحقی، محمدجعفر، «زبان و ادب پارسی در دورۀ باستان»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 2 تیر 1400ش.
  • پیرنیا، حسن (۱۳۷۵). تاریخ ایران باستان. تهران: دنیای کتاب.
  • پیرنیا، حسن (۱۳۷۵). تاریخ ایران باستان. تهران: دنیای کتاب.
  • Bivar, A. D. H (1983). The Political History of Iran under the Arsacids (به eng). به کوشش Ehsan Yarshater. Cambridge: Cambridge University.
  • گیرشمن، رومن (۱۳۷۵). ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ محمد معین. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.