پرش به محتوا

صفویه

از ایران پدیا
صفویه
نام و مشخصات
نام‌های دیگرصفویان
ساختار حکومت
نوع حکومتسلسله حکومتی
دودمانخاندان صفوی
بنیان‌گذارشاه اسماعیل اول
دوره حکومت
آغاز حکومت۹۰۷ق
پایان حکومت۱۱۳۵ق
قلمرو و پایتخت
زبان رسمیزبان فارسی
دین رسمیاسلام
مذهب رسمیشیعه

صفویه؛ سلسۀ حکومت مقتدری که مذهب شیعه را در ایران، رسمیت بخشید.

سلسله صفویه از ۹۰۷ق با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول و با اتکا به نیروی قزلباش بنیان نهاده شد و تا سال ۱۱۳۵ق با سقوط اصفهان به دست شورشیان افغان ادامه یافت. این حکومت با رسمی کردن مذهب تشیع اثنی‌عشری، نقش مهمی در شکل‌گیری هویت ملی و وحدت سیاسی ایران ایفا کرد. ساختار قدرت در این دوره بر تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوان‌سالاری سنتی استوار بود و مبانی تئوریک آن بر مشروعیت دینی و سیاسی مبتنی می‌شد. در کنار دستاوردهای فرهنگی و علمی نظیر گسترش حوزه‌های علمیه، ترجمهٔ متون دینی، شکوفایی شعر و ادب فارسی و تدوین احادیث، این حکومت با موانعی چون ضعف ساختار اقتصادی، ناامنی راه‌ها، بحران‌های طبیعی، استبداد مطلقه و رقابت‌های قبیله‌ای و درباری روبه‌رو بود. سرانجام، مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، سیاسی و اجتماعی، توان و مشروعیت این سلسله را فرسوده کرد و زمینه‌های فروپاشی آن را فراهم ساخت.

معرفی

صفویه خاندان پادشاهی بود که از سال ۹۰۷ق با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول، با اتکا به نیروی قزلباش، پس از فتح تبریز و شکست آق‌قویونلوها آغاز [۱][۲] و تا ۱۱۳۵م با سقوط اصفهان به دست شورشیان افغان ادامه یافت.[۳] در این میان، ۸ شاه دیگر از این دودمان بر ایران حکومت کردند: شاه تهماسب اول، شاه اسماعیل دوم، شاه محمد خدابنده، شاه عباس اول، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین. این سلسله حدود ۲۳۰ سال دوام آورد.[۴] تبریز به‌عنوان نخستین پایتخت این سلسله انتخاب شد[۵] و در دورهٔ شاه تهماسب اول، پایتخت به قزوین منتقل شد و سپس شاه عباس اول اصفهان را به‌عنوان پایتخت برگزید.[۶]‌پادشاهان صفوی به‌دلیل انتساب به شیخ صَفی‌الدّین اَردبیلی (۶۵۰-۷۳۵ق)، عارف و شاعر قرن هشتم هجری و نیای شاه اسماعیل اول مؤسس سلسله صفویان، به این نام شهرت پیدا کرده‌اند.[۷]

بنیانگذار

بنیان‌گذار سلسلهٔ صفویه، شاه اسماعیل یکم، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی، فرزند شیخ حیدر و حلیمه‌بیگم، در ۲۵ رجب ۸۹۲ق در اردبیل زاده شد[۸] و نسب او با پنج واسطه به شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌رسد.[۹] پس از کشته‌شدن پدرش در جنگ با فرخ‌یسار شروانشاه، در خردسالی همراه برادرانش در قلعهٔ استخر فارس زندانی شد و پس از آزادی، مدتی در اردبیل و سپس در لاهیجان تحت حمایت کارکیا میرزا علی قرار گرفت و نزد شمس‌الدین لاهیجی، فارسی، عربی، قرآن و اصول مذهب را فرا گرفت.[۱۰] اسماعیل میرزا پس از پنج سال اقامت در لاهیجان، همراه هفت تن از مریدان خاص خود به اردبیل بازگشت و با پیوستن روزافزون یارانش، در ۹۰۵ق با نیرویی هفت‌هزار نفری از قزلباش، فرخ‌یسار را شکست داد و قلعهٔ باکو را فتح کرد.[۱۱] او سپس الوند بیک آق‌قویونلو را شکست داد و وارد تبریز شد.[۱۲] در تابستان ۹۰۷ق، در سن پانزده سالگی در تبریز تاج‌گذاری کرد و به شاه اسماعیل معروف شد.[۱۳] قبایل روملو، استاجلو، تکلو، شاملو، ذوالقدر، قاجار، افشار و نیز ترکمانان در تشکیل دولت صفویه نقشی بنیادین ایفا کردند.[۱۴] وی پس از تاج‌گذاری، تشیع اثنی‌عشری را به‌عنوان مذهب رسمی اعلام کرد و دستور داد خطبا به نام دوازده امام خطبه بخوانند و عبارت «اشهد أنّ علیاً ولی‌الله» به اذان افزوده شود.[۱۵]

زمینه‌های ظهور

برخی از پژوهشگران، زمینه‌های ظهور صفویه را به تحول تدریجی طریقت صفویه در اردبیل و گسترش نفوذ آن در میان قبایل ترکمان آناتولی و آذربایجان نسبت می‌دهند. این طریقت که با نام شیخ صفی‌الدین اسحاق اردبیلی پایه‌گذاری شد، در آغاز ماهیتی معنوی و خانقاهی داشت و مریدان آن در اردبیل و نواحی اطراف گرد می‌آمدند و نفوذ آن به‌تدریج تا آناتولی شرقی و شامات گسترش یافت. این جریان در دوران جانشینان او، به‌ویژه شیخ صدرالدین موسی، خواجه علاءالدین علی، شیخ ابراهیم، سلطان جنید و سلطان حیدر، از یک جریان معنوی به نهضتی سیاسی و نظامی تبدیل شد. سلطان جنید با ورود به عرصهٔ جهاد، به پیروان خود تعالیم نظامی آموخت و مفهوم صوفی رزمنده را در ساختار طریقت نهادینه کرد. سلطان حیدر نیز با ادامهٔ این سیاست، نیروی قزلباش را سازمان داد و با انتخاب کلاه دوازده‌ترک، هویت شیعی و سیاسی این جنبش را تثبیت نمود. در همین دوره، ضعف و فروپاشی حکومت‌های ایلی و تجزیهٔ ایران، زمینهٔ مساعدی برای ظهور یک قدرت متمرکز فراهم کرد. همچنین، پیشینهٔ نهضت‌های شیعی نظیر سربداران و حضور علمای شیعه، بستر فکری و اجتماعی لازم را برای مشروعیت‌یابی این جنبش آماده ساخت.[۱۶][۱۷]

مبانی نظری

مبانی نظری حکومت صفویه بر دو پایهٔ اصلی استوار بود: مشروعیت دینی و مشروعیت سیاسی. مشروعیت دینی که برگرفته از انتساب صفویان به خاندان علوی و جایگاه آنان به‌عنوان مرشد کامل طریقت بود، به شاه صفوی تقدسی آمیخته به احترام می‌بخشید و او را نه‌تنها حاکم سیاسی، بلکه واجد جایگاهی معنوی و ماورای طبیعی در نظر مردم معرفی می‌کرد. در کنار این مشروعیت دینی، مشروعیت سیاسی نیز بر پایهٔ نظریهٔ «حق الهی پادشاهان» استوار بود که در آن، شاه از قدرتی نامحدود برخوردار می‌شد و هیچ قانونی اختیارات او را محدود نمی‌ساخت. بر اساس این دیدگاه، پادشاه دارای جایگاهی بالایی بود و مشروعیت خود را نه از مردم، بلکه از خداوند و سلسله‌مراتب آسمانی دریافت می‌کرد و در برابر هر اشتباه و خطایی مصون تلقی می‌شد. این ترکیب از مشروعیت دینی و سیاسی، به شاه صفوی جایگاهی ویژه در ساختار قدرت بخشید که در آن، هم‌زمان به‌عنوان حاکم دنیوی و مرجع معنوی شناخته می‌شد.[۱۸]

ساختار قدرت

ساختار قدرت در دورهٔ صفویه بر دو پایهٔ اصلی تمرکز قدرت در شخص شاه و دیوان‌سالاری سنتی استوار بود؛ شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و وزیر اعظم در سلسله‌مراتب قدرت، بلافاصله پس از شاه قرار می‌گرفت و رئیس تشکیلات دیوان‌سالاری محسوب می‌شد؛ با این حال، میزان اقتدار و اختیارات او در ادوار مختلف صفویه متفاوت بود. در کنار وزیر اعظم، مناصبی چون وکیل، صدر و امیرالامرا از ارکان مهم قدرت به شمار می‌رفتند و در دوره‌هایی، رقابت میان این مناصب، توازن قدرت را تحت تأثیر قرار می‌داد. دستگاه دیوان‌سالاری صفویه مبتنی بر دیوان‌های مالی، استیفا و انشاء بود و وزیر اعظم وظیفه هماهنگی میان این دیوان‌ها و اجرای سیاست‌های شاه را بر عهده داشت.[۱۹] یکی از ویژگی‌های متمایز ساختار قدرت صفویه، تنوع خاستگاه وزیران اعظم بود؛ آنان از میان اقوام ترک، قفقازی و فارسی و از اصناف نظامی، دیوانی، روحانی و ایلی انتخاب می‌شدند. این تنوع، به‌ویژه پس از شاه عباس اول، به تناوب و تناسب در انتخاب وزیران به کار می‌رفت و به استحکام و استمرار دولت صفوی کمک می‌کرد.[۲۰]

نظام اداری

نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظام‌های اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب در کشور، قواعد فقه شیعه، جایگزین فقه اهل‌سنت شد. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به‌صورت غیرمتمرکز بود.[۲۱] مشاغل دربار، یک‌ساله بودند و چنانچه صاحب‌منصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل می‌شدند، اموال و املاک‌شان به نفع دیوان ضبط می‌شد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولت‌خانه بود.[۲۲] شاهان صفوی بر تمرکز ساختار اداری می‌کوشیدند و در اواخر دوران صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود شد.[۲۳]

روابط سیاسی

نگاره‌ای از شاه اسماعیل در جنگ چالدران
نگاره‌ای از شاه اسماعیل در جنگ چالدران اثر معین مصور

روابط منطقه‌ای ایران در دوره صفویه بر حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز، متمرکز بود. ایران در سطح فرامنطقه‌ای، به‌دنبال متحدان بین‌المللی به‌ویژه علیه حکومت عثمانی، گسترش تجارت و حفظ روابط دوستانه با دولت‌های اروپایی بود. روابط سیاسی بر آموزه‌های مذهب شیعه استوار بود. نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، سیاست تساهل و تسامح مذهبی إعمال می‌شد.[۲۴]

مهم‌ترین ابزارهای دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارت‌اند از:

  1. نامه‌نگاری با دیگر دولت‌ها: مانند نامهٔ شاه‌طهماسب اول به سلطان عثمانی و نامهٔ سلطان محمد خدابنده که در جهت جلوگیری از وقوع جنگ نگاشته شد. نامه‌های صفویان به اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند بیشتر برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از هم‌پیمانی با دشمن و احتمالاً جلب‌نظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی یا نظامی بوده است.
  2. پیمان‌نامه‌های سیاسی و قراردادهای تجاری: مانند معاهدات سیاسی صفویان با دولت عثمانی و قراردادها تجاری با برخی دولت‌های اروپایی.
  3. سفیران و هیئت‌های نمایندگی.[۲۵]

نمادهای ملی

در حکومت صفویه، نمادهای ملی به‌عنوان بخشی از ساختار حکومت و در پیوند با مشروعیت سیاسی و مذهبی آن شکل گرفتند و تحول یافتند. پرچم ایران در این دوره، در آغاز سبز بود و شاه اسماعیل اول از پرچمی سبز با نقش ماه استفاده می‌کرد؛ شاه تهماسب اول نیز به‌جای شیر و خورشید، نماد برج حمل (گوسفند) را بر پرچم‌ها و سکه‌ها نشاند. در ادامهٔ دورهٔ صفوی، نقش شیر و خورشید به‌صورت زرددوزی بر پرچم‌های سبز تثبیت شد، هرچند حالت و ترکیب این نقش در نمونه‌های مختلف یکسان نبود. پرچم‌ها اغلب سه‌گوش و گاه با نمادهای مذهبی همچون برخی آیات قرآن یا شمشیر ذوالفقار امام علی همراه بودند.[۲۶] برخی پژوهشگران، شهرت امام علی به لقب شیر خدا را در انتخاب علامت شیر برای پرچم حکومت شیعه‌مذهب صفوی اثرگذار دانسته‌اند[۲۷] و خورشید را نیز به‌عنوان مظهر فرّ ایزدی، نمادی از نور الهی امامان شیعه تلقی کرده‌اند که در پرچم حکومت صفوی برای ایجاد مشروعیت سیاسی با انتساب به آموزه‌های مذهبی به کار می‌رفت.[۲۸]

زبان رسمی دولت صفوی، زبان فارسی بود و شاه عباس اول در زمان خود، زبان فارسی را در سراسر ایران به‌عنوان زبان میانجی تثبیت کرد. بسیاری از کتاب‌های تاریخی در دورهٔ صفوی به زبان فارسی نگاشته شده‌است. با وجود رسمی بودن زبان فارسی، درباریان صفویه همچون دیگر مردم ایران در دربار از زبان محلی خود، ترکی آذربایجانی، بهره می‌بردند.[۲۹]

رویدادهای مهم

دوره رویدادهای مهم
شاه اسماعیل یکم بنیان‌گذاری شاهنشاهی صفوی و تشکیل نخستین حکومت مرکزی پس از حمله اعراب به ایران؛ انتخاب تبریز به‌عنوان پایتخت؛ اعلام تشیع به‌عنوان مذهب رسمی حکومت؛ پیروزی در جنگ برابر ازبکان؛ شکست در جنگ چالدران[۳۰]
شاه تهماسب یکم پیروزی در برابر ازبکان؛ جنگ‌های پی‌درپی با عثمانی؛ انعقاد پیمان آماسیه و واگذاری بخش‌هایی از قفقاز و عراق به عثمانی؛ پناهندگی شاهزادگان گورکانی و عثمانی به دربار ایران؛ انتقال پایتخت از تبریز به قزوین[۳۱]
شاه اسماعیل دوم پیروزی در رقابت جانشینی با کمک قزلباش‌ها؛ حذف گستردهٔ مدعیان سلطنت از خاندان صفوی؛ کوتاه‌ترین دورهٔ سلطنت در میان شاهان صفوی[۳۲]
شاه سلطان محمد رسیدن به حکومت با حمایت امرای قزلباش؛ شکست در جنگ با عثمانی و از دست دادن ایالت‌های قفقاز، ارمنستان و آذربایجان؛ شکست از ازبکان و جدا شدن خراسان؛ حبس در قلعه الموت تا پایان عمر[۳۳]
شاه عباس یکم سامان دادن به حکومت و ارتش با صلح زودهنگام با عثمانی؛ انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان؛ بازپس‌گیری مناطق از دست رفته از ازبکان و عثمانی؛ فتح تفلیس، کردستان عراق و بغداد؛ بازپس‌گیری قندهار؛ بیرون راندن پرتغالی‌ها از جنوب ایران با کمک بریتانیا[۳۴]
شاه صفی یکم حذف امرای دورهٔ شاه عباس و خاندان سلطنتی؛ از دست‌دادن بغداد و قندهار؛ انعقاد عهدنامه زهاب با عثمانی و توقف جنگ تا پایان صفویه[۳۵]
شاه عباس دوم سرکوب قیام رستم خان سپهسالار و اقوام بختیاری؛ بازپس‌گیری قندهار؛ جنگ با روسیه و تثبیت نفوذ ایران بر شمال قفقاز[۳۶]
شاه سلیمان یکم (صفی دوم) تاج‌گذاری با نام صفی دوم و سپس سلیمان؛ سرکوب شورش قبایل شرق دریای خزر؛ واگذاری ادارهٔ حکومت به وزیر اعظم شیخعلی خان زنگنه؛ گسترش ارتباط با اروپا و ساخت‌وسازهای بزرگ از جمله کاخ هشت‌بهشت[۳۷]
شاه سلطان حسین افزایش نفوذ روحانیان شیعه و سخت‌گیری بر اقلیت‌های مذهبی؛ سرکوب شورش‌های افغان، بلوچ، کرد و لزگی؛ مقابله با حملات محمود افغان؛ محاصرهٔ اصفهان و تسلیم تاج و تخت در ۱۷۲۲م که به سقوط دولت صفوی انجامید[۳۸]

نقش‌ عالمان دین

در حکومت صفویه، عموم علمای شیعه با حکومت در سطوح مختلف همکاری می‌کردند؛ عده‌ای از علمای جبل‌عامل لبنان از جمله شیخ بهایی، برای همکاری با دولت نوپای صفویان به ایران مهاجرت کردند.[۳۹]در نبرد چالدران میان شاه‌اسماعیل صفوی و شاه‌سلیم عثمانی، چند تن از علما از جمله سیدمحمد کمونه، میرسیدشریف استرآبادی[۴۰] و سیدعبدالباقی کرمانی، کشته شدند.[۴۱] همچنین عالمان دین در جایگاه شیخ‌الاسلام[۴۲] به حل‌وفصل امور و تشکیلات دینی و امور قضایی و وقفنامه‌ها و حل بحران‌های اجتماعی می‌پرداختند.[۴۳] امام خمینی که نظریۀ ولایت فقیه را در حکمرانی جامعۀ مسلمان نهادینه کرد، همکاری علما با صفویان را معلول عوامل فرهنگی و اجتماعی و شرایط حاکم بر جامعه آن روز می‌داند. وی با بیان پیشتازی روحانیت در نهضت‌های مردمی، دوری و نزدیکی عالمان دین به حکومت‌ها را در چارچوب راهبرد کلان آنها برای حراست از اسلام دانسته است.[۴۴] او ورود عالمانی مانند محقق کرکی، شیخ بهایی و محمدباقر مجلسی به عرصه همکاری با حکومت را به‌جهت ترویج و تثبیت مکتب تشیع می‌داند.[۴۵]

دست‌آوردها

تحکیم هویت ملی

شاه اسماعیل اول با اتکا به نیروی قزلباش، دولت صفویه را به‌عنوان یک دولت واحد و متمرکز بنیان نهاد و با رسمی کردن مذهب تشیع اثنی‌عشری، هویت سیاسی و مذهبی مستقلی برای ایران ایجاد کرد. او با حذف حکومت‌های محلی و ملوک‌الطوایفی، زمینه یکپارچگی سرزمینی و تمرکز قدرت را فراهم ساخت و با احیای نام «ایران» در متون سیاسی و اداری، حس هویت مشترک ملی را در میان اقوام مختلف تقویت کرد. شاهان صفوی با ایجاد نهادهای اداری و دیوان‌سالاری منسجم، ساختار حکومتی یکپارچه‌ای را پایه‌گذاری کردند که در طول دوره صفویه تداوم یافت و زمینه‌ساز شکل‌گیری هویت ملی و وحدت سیاسی ایران شد.[۴۶]

گسترش حوزه‌های علمیه

شاهان صفوی، به‌ویژه شاه طهماسب اول، با حمایت از حوزه‌های علمیه شیعه، زمینه رشد و گسترش آن‌ها را در شهرهایی چون اصفهان، خراسان، قم و نجف فراهم کردند.[۴۷] مدرسه فیضیه قم، از بناهای شاه طهماسب اول، نمونه‌ای از این توجه به نهادهای علمی است.[۴۸] این گسترش، زمینه ظهور عالمان و فقهای بزرگ ایرانی را فراهم آورد؛ به‌طوری که پس از صفویه، حدود نود درصد علما و فقهای شیعه را ایرانیان تشکیل دادند.[۴۹]

شکوفایی زبان ادبیات فارسی

شاهان صفوی با رسمی‌‌کردن تشیع، ضرورت فارسی‌کردن متون مذهبی شیعه را در اقدامات فرهنگی دولت قرار دادند. در نتیجه، هزاران اثر جدید به فارسی تولید شد و بسیاری از متون عربی روایی، فقهی، کلامی، فلسفی و اخلاقی به فارسی ترجمه شد.[۵۰] همچنین شاهان صفوی زبان فارسی را به‌عنوان زبان رسمی دیوانی تثبیت کردند و مکاتبات داخلی و خارجی، اسناد رسمی، دیوان‌های شعری و کتب تاریخی به فارسی نگارش یافت. همچنین رواج شاهنامه‌خوانی، جذب شاهنامه‌خوانان و ترجمهٔ آثار عربی به فارسی، نشان‌دهنده اهتمام دستگاه حکومتی به زبان فارسی است[۵۱] و نیز آنها با حمایت از شاعران، زمینه شکوفایی شعر فارسی را در دو جهت فراهم کردند: نخست، رواج و اوج شعر سبک هندی و دوم، افزایش کمیت شاعران در ایران، هند، افغانستان و ماوراءالنهر. در این دوره هزاران شاعر ظهور کردند که از میان آن‌ها می‌توان به صائب تبریزی، کلیم، محمدجان قدسی و نظیری نیشابوری اشاره کرد.[۵۲][۵۳]

تدوین و نشر احادیث اهل‌بیت

شاهان صفوی با فراهم‌کردن بستر اجتماعی و فرهنگی جدید، زمینه تدوین و نشر احادیث ائمه را پس از پنج قرن رکود فراهم کردند. علمای شیعه در این دوره به تدوین آثار جامع حدیثی، شرح‌نویسی بر متون کهن روایی، تألیف تفاسیر و ترجمهٔ احادیث روی آوردند. این گفتمان حدیثی، نهضت علمی گسترده‌ای را در عرصه‌های گوناگون به وجود آورد.[۵۴]

گسترش علوم عقلی و تجربی

شاهان صفوی با حمایت از فیلسوفانی چون ملاصدرا، میرداماد و میرفندرسکی، زمینۀ رشد چشمگیر فلسفه و حکمت را در دورانی که اندیشهٔ فلسفی در جهان اسلام افول کرده بود، فراهم کردند. همچنین به‌دلیل جنگ‌های پی‌درپی با عثمانی، در زمینه علوم نظامی، توپخانه و سلاح‌های آتشین پیشرفت نسبی داشتند و از کشورهای اروپایی سلاح‌های مدرن وارد کردند.[۵۵] با این وجود، عصر صفوی از نظر علوم تجربی در مقایسه با اروپا بسیار ضعیف بود؛ در این زمان در اروپا میکروسکوپ، دماسنج، دوربین نجومی و ماشین بخار اختراع شد، اما در ایران به‌دلیل تقابل صفویان با عثمانی، اختراعی صورت نگرفت.[۵۶]

بازسازی و توسعه عتبات عالیات

شاهان صفوی به‌دلیل اهمیت مذهبی و سیاسی عتبات عالیات، به بازسازی و توسعهٔ آن‌ها توجه ویژه‌ای داشتند. شاه اسماعیل اول پس از فتح عراق در ۹۱۴ق، اقدامات عمرانی را در کربلا، نجف، کاظمین و سامرا آغاز کرد. شاه طهماسب اول با تعمیر حرم امام حسین و حضرت ابوالفضلو حفر نهر طهماسیه، این سیاست را ادامه داد. شاه عباس اول با فتح عراق در ۱۰۳۲ق، طرح جامعی برای حرم امام علی اجرا کرد و ضریح‌های فولادی برای قبور ائمه ساخت. شاه صفی نیز با حفر نهری از فرات به نجف، مشکل کم‌آبی این شهر را برطرف کرد. پس از واگذاری عراق به عثمانی در عهدنامه زهاب، اقدامات عمرانی کاهش یافت، اما شاه سلطان حسین در پی آتش‌سوزی حرم عسکریین، آن را بازسازی کرد. این اقدامات، نقش مهمی در گسترش فرهنگ شیعی و تأثیرگذاری معماری ایرانی بر عتبات ایفا کرد.[۵۷]

فهرست شاهان صفویه

ردیف نام تاریخ تولد محل تولد دوران حکومت پایتخت تاریخ درگذشت محل درگذشت محل دفن
۱ شاه اسماعیل یکم ۲۵ رجب ۸۹۲ق اردبیل ۹۰۷–۹۳۰ق تبریز ۹۳۰ق نزدیک تبریز آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی[۵۸]
۲ شاه تهماسب یکم ۹۲۰ق شاه‌آباد، اصفهان ۹۳۰–۹۸۴ق[۵۹] تبریز و قزوین ۹۸۴ق قزوین حرم امام رضا[۶۰][۶۱]
۳ شاه اسماعیل دوم ۹۴۴ق قم ۹۸۴–۹۸۵ق[۶۲] قزوین ۹۸۵ق قزوین حرم شاهزاده حسین
۴ شاه سلطان محمد ۹۳۹ق اردبیل ۹۸۵–۹۹۷ق[۶۳] قزوین ۱۰۰۴ق قلعه الموت، قزوین حرم شاهزاده حسین
۵ شاه عباس یکم ۹۷۸ق هرات ۹۹۶–۱۰۳۸ق[۶۴] قزوین و اصفهان ۱۰۳۸ق بهشهر، مازندران حرم امامزاده حبیب بن موسی[۶۵]
۶ شاه صفی یکم ۱۰۲۰ق ـــ ۱۰۳۸–۱۰۵۲ق[۶۶] اصفهان ۱۰۵۲ق کاشان حرم فاطمه معصومه[۶۷]
۷ شاه عباس دوم ۱۰۴۲ق قزوین ۱۰۵۲–۱۰۷۷ق[۶۸] اصفهان ۱۰۷۷ق خسروآباد، نزدیک دامغان حرم فاطمه معصومه[۶۹]
۸ شاه سلیمان یکم (صفی دوم) ۱۰۵۸ق اصفهان ۱۰۷۷–۱۱۰۵ق[۷۰] اصفهان ۱۱۰۵ق اصفهان حرم فاطمه معصومه
۹ شاه سلطان حسین ۱۰۷۹ق اصفهان ۱۱۰۵–۱۱۳۵ق[۷۱] اصفهان ۱۱۳۹ق اصفهان حرم فاطمه معصومه[۷۲]
۱۰ شاه تهماسب دوم ۱۱۱۵ق اصفهان ۱۱۳۵–۱۱۴۵ق اصفهان ـــ ـــ حرم فاطمه معصومه[۷۳]
۱۱ شاه عباس سوم ۱۱۴۴ق اصفهان ۱۱۴۵–۱۱۴۸ق اصفهان ۱۱۵۳ق سبزوار حرم فاطمه معصومه[۷۴]
۱۲ شاه سلیمان دوم ۱۱۲۶ق اصفهان ۱۱۶۳–۱۱۶۴ق اصفهان ۱۱۷۷ق مشهد حرم امام رضا[۷۵]
۱۳ شاه اسماعیل سوم ۱۱۵۳ق اصفهان ۱۱۶۳–۱۱۸۷ق اصفهان ۱۱۸۷ق اصفهان حرم ستی فاطمه[۷۶]

شاهان صفویه به دو دستهٔ کلی تقسیم می‌شوند: شاهان نخستین که از شاه اسماعیل یکم تا شاه سلطان حسین حکومتی واقعی و متمرکز بنا نهادند و شاهان متأخر که از شاه طهماسب دوم به بعد، به‌تدریج به فرمانروایانی اسمی و تحت‌الشعاع قدرت‌های دیگر مانند افشاریان و زندیان تبدیل شدند:

انقراض

سلسله صفویه در ۱۱۳۵ق با حملۀ محمود افغان، رهبر افغان‌های غلزایی، به ایران و محاصره اصفهان به پایان رسید.[۷۷] بسیاری از محققان بر اساس نظریهٔ ابن‌خلدون در خصوص چرخهٔ عمر دولت‌ها، فروپاشی صفویه را برآیند مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، سیاسی و اجتماعی می‌دانند که در گذر زمان، توان و مشروعیت این سلسله را فرسوده کرد. از منظر این نظریه، تمرکز فزایندهٔ قدرت، فساد اداری، هزینه‌های تجملاتی، فرسودگی نظام مالی و ضعف ساختار نظامی، توان مقابلهٔ دولت با بحران‌های داخلی و خارجی را کاهش داد. در این میان، سیاست‌های مذهبی سخت‌گیرانه و برخورد با مخالفان، شکاف‌های اجتماعی و واگرایی برخی گروه‌ها را دامن زد و در کنار رقابت‌های درباری و ضعف جانشینان، مشروعیت و کارآمدی حکومت را تضعیف کرد. نمونه‌های عینی این ضعف‌ها را می‌توان در کنش‌های برخی سلاطین دورهٔ متأخر مشاهده کرد: برای مثال شاه سلیمان ادارهٔ کشور را به آغامبارک و خواجگان حرم سپرد و در سال نخست سلطنت، قحطی و طاعون، جامعه را در وضعیتی بحرانی قرار داد. شاه سلطان حسین نیز کنترل محدودی بر امرا و عمال داشت و در دورهٔ او، فتحعلی‌خان ترکمن، فرمانده سپاهیان، به حرم امام رضا در مشهد دستبرد زد. این کاستی‌ها نشان می‌دهد که انحطاط ساختاری و درونی، پیش از هر عامل بیرونی، زمینه‌های فروپاشی را در حکومت صفویه فراهم کرده بود.[۷۸]

پانویس

  1. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  2. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  3. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.
  4. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  5. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  6. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۰.  
  7. ↑ حقیقت، عارفان بزرگ ایرانی در بلندای فکر انسانی، 1383ش، ج۱، ص۵۹۱.
  8. ↑ غیاث الدین خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۲۸.
  9. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۳۸.
  10. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۳۵.
  11. ↑ غیاث الدین خواندمیر،حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج ۴، ص۴۶۱.
  12. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  13. ↑ سیوری، راجر،ایران در عصر صفوی، کتاب تهران، ۱۳۶۳، ش ص۲۵.
  14. ↑ سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۱.
  15. ↑ روملو، حسن بیگ، احسن التواریخ، بابک، ۱۳۵۷ش، ص۸۵-۸۶.
  16. ↑ رضاظابط، «ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران»، ۱۳۷۷ش، ص۳۰-۴۰.
  17. ↑ آژند، تاریخ ایران: دوره صفویان، ۱۳۸۰ش، ص۴-۲۲.
  18. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹-۳۴۰.
  19. ↑ کریمی، «وزارت در دوره صفویّه»، ۱۳۷۹ش، ص۲۷۹-۲۸۴.
  20. ↑ کریمی، «خلیفه سلطان (سلطان العلماء) فقیه و وزیر اعظم عصر صفوی»، ۱۳۷۶، ص۲۲۴-۲۲۵.
  21. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
  22. ↑ میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)»، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.
  23. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶-۳۵۷.
  24. ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.
  25. ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۲-۴۲۸.
  26. ↑ موسوی خرد، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، 1400ش، ص55.
  27. ↑ قزوینی، نقض، 1358ش، ج۱، ص۴۷۲ و 165.
  28. ↑ کسروی، شیخ صفی و تبارش، 1323ش، ج۱، ص۳–۴.
  29. ↑ نجفی برزگر، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، ۱۳۹۴ش، ص۱-۲۰.
  30. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۶.
  31. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۸-۲۲.
  32. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۳۳.
  33. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۳۵.
  34. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۳۸.
  35. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۴۸
  36. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۶۱.
  37. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۷۵.
  38. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۷۸.
  39. ↑ مهاجر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، ۱۴۱۰ق، ص121.
  40. ↑ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، 1430ق، ج۷، ص۱۰۴ و 232.
  41. ↑ امینی، شهداء الفضیله، ۱۴۰۲ق، ص108-109.
  42. ↑ شاردن، سفرنامه شاردن، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۱۳۳۶.
  43. ↑ خداوردی، منصب شیخ‌الاسلام و نقش وی در امور سیاسی اجتماعی کرمان در دورۀ متاخر صفوی، ۱۳۹۴ش، ص۵۳–۵۴.
  44. ↑ مجموعه سخنرانی‌های امام‌خمینی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۹۴–۲۹۵.
  45. ↑ جموعه سخنرانی‌های امام‌خمینی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۹۴–۲۹۵. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۲۴۰.
  46. ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۴۴-۳۴۵.
  47. ↑ «حوزۀ علمیۀ قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  48. ↑ ناصرالشریعه، تاریخ قم، ۱۳۸۳ش، ص۲۴۰.
  49. ↑ «حوزۀ علمیۀ قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  50. ↑ جعفریان، صفویه در عرصۀ دین، فرهنگ و سیاست، 1379ش، ج3، ص1097.
  51. ↑ گودرزی، «موقعيت زبان و ادبيات فارسي در ايران عصر صفويه و رابطة آن با زبان رسمي و ملي»،1390ش، ص77.
  52. ↑ «دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
  53. ↑ «بی‌نظیر بودن دوره دویست ساله رواج سبک هندی در ادوار تاریخ شعری ما از بعضی جهات»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله العظمی خامنه‌ای.
  54. ↑ مهدوی‌راد و فقهی‌زاده «جریان شناسی تدوین و نشر حدیث در روزگار صفویان»، 1385ش، ص127.
  55. ↑ مخلصی، «برگی از حکمت و فلسفه در ایران»، ۱۳۷۷ش، ص۱۲۹.
  56. ↑ رزاقی، «مطالعه وضعیت علم در عصر صفوی»، وب‌سایت دانشنامۀ بزرگ جهان اسلام.
  57. ↑ «اقدامات عمرانی شاهان صفوی در عتبات عالیات»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  58. ↑ پارسا دوست، شاه اسماعیل اوّل، پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، ۱۳۷۵ش، ص۶۶۹.
  59. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  60. ↑ واله اصفهانی، خلد برین،۱۳۷۲ش، ص۳۲۶
  61. ↑ سیوری، ایران عصر صفوی، ۱۳۸۷شُ ص۵۷
  62. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  63. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  64. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  65. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۰.  
  66. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  67. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۴.  
  68. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  69. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۵۴.  
  70. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  71. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۱۷۷.
  72. ↑ قزوینی، فواید الصفویه، تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، ۱۳۷۶ش، ص۸۲.
  73. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۱-۵۳۵.
  74. ↑ «قتل شاه عباس سوم صفوی»، وب‌سایت پایگاه جامع تاریخ.
  75. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۱-۵۳۵.
  76. ↑ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۲۴۴.  
  77. ↑ باسورث، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ۱۳۸۱ش، ص۵۳۰.
  78. ↑ ادیبی، تقوی، «بررسی عوامل سقوط دولت صفویه از نگاه ابن خلدون»، 1399ش، ۱۰۸-۱۲۰.

دیدگاه‌های ارزیابان

منابع

  • آژند، یعقوب، تاریخ ایران: دوره صفویان، تهران، جامی، ۱۳۸۰ش.
  • آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ق.
  • ادوارد براون، تاریخ ادبی ایران، مترجم: غلام‌رضا رشید یاسمی، تهران، بنیاد کتاب، 1364ش.
  • ادیبی، مهسا، تقوی، سید محمدعلی، «بررسی عوامل سقوط دولت صفویه از نگاه ابن خلدون»، مجلۀ تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، شماره ۳۸، 1399ش.
  • استنلی، لینپول، تاریخ طبقات سلاطین اسلام، ترجمۀ عباس آشتیانی، تهران، دنیای کتاب، 1363ش.
  • «اقدامات عمرانی شاهان صفوی در عتبات عالیات»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۳۹۳ش.
  • امام ‌خمینی، سیدروح‌الله، صحیفۀ امام، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام‌ خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیله، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۲ق.
  • باسورث، کلیفورد ادموند، سلسله‌های اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۱ش.
  • «بی‌نظیر بودن دورۀ دویست سالۀ رواج سبک هندی در ادوار تاریخ شعری ما از بعضی جهات»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 24 مرداد 1390ش.
  • پارسا دوست، منوچهر؛ شاه اسماعیل اوّل، پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، بی‌جا، ۱۳۷۵ش.
  • تمیم‌داری، احمد، عرفان و ادب در عصر صفوی، تهران، حکمت، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصۀ دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشکدۀ حوزه و دانشگاه، 1379ش.
  • حسینی، غیاث الدین بن همام الدین؛ حبیب السیر، زیر نظر دکتر محمد دبیر سیاقی،‌‌‌‌‌ بیجا، 1362ش.
  • حسینی قزوینی، یحیی ‌بن‌ عبداللطیف حسنی، لب تواریخ، تهران، خاور، ۱۳۱۴ش.
  • «حوزه علمیه قم، مستحصل حوزه‌هاى شیعه در طول تاریخ»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 13 آذر1374ش.
  • حقیقت، عبدالرفیع، عارفان بزرگ ایرانی در بلندای فکر انسانی، تهران، کومش، ۱۳۸۳ش.
  • خداوردی، محمد، منصب شیخ‌الاسلام و نقش وی در امور سیاسی اجتماعی کرمان در دورۀ متاخر صفوی، مجلۀ پژوهش‌های تاریخی، شماره ۲۶، ۱۳۹۴ش.
  • خروارریز، مهرنوش، «بررسی جایگاه فرهنگ در عصر صفویه»، مجله پژوهش و مطالعات علوم اسلامی، سال اول، شمارۀ 4، آبان 1398ش.
  • خواندمیر، تاریخ حبیب السیر، زیر نظر دکتر دبیر سیانی، تهران، خیام، ۱۳۶۲ش.
  • «دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ درج مطلب: 22 اردیبهشت 1377ش.
  • رزاقی، حمید، «مطالعۀ وضعیت علم در عصر صفوی»، وب‌سایت دانشنامۀ بزرگ جهان اسلام، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1399ش.
  • رضاظابط، حیدر، «ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران»، فصلنامه مشکوة، شماره 59، ۱۳۷۷ش.
  • روملو، حسن بیگ؛ احسن التواریخ، تصحیح دکتر عبدالحسین نوایی، بی‌جا، انتشارات بابک، ۱۳۵۷ش.
  • سپهری، صبا، «نقش آیین‌ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی؛ سایر جشن‌ها»، وب‌سایت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 28 خرداد 1396ش.
  • سومر، نقش ترکان آناطولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، ترجمۀ احسان اشراقی، تهران، نشر گستر، ۱۳۷۱ش.
  • سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمۀ کامبیز عزیزی، تهران، مرکز، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمۀ اقبال یغمایی، تهران، توس، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • شکری، یدالله، عالم آرای صفوی، به کوشش بنیاد فرهنگ ایران، تهران، چاپخانه داورپناه، ۱۳۵۰ش.
  • شهرآبادی، مجتبی، «شیخِ صفویه»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: 16 مهر 1397ش.
  • صفری، بابا، اردبیل در گذرگاه تاریخ، تهران، بی‌نا، ۱۳۷۰ش.
  • غفاری‌فرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه. تهران، سازمان سمت، ۱۳۸۱ش.
  • فراهانی، محمدمتین و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، پژوهش‌های روابط بین‌الملل، سال ۱۲، شماره ۳، شماره پیاپی ۴۶، ۱۴۰۱ش.
  • «قتل شاه عباس سوم صفوی»، وب‌سایت پایگاه جامع تاریخ، تاریخ بازدید: ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
  • قزوینی، ابوالحسن ابن ابراهیم، فواید الصفویه: تاریخ سلاطین و امرای صفوی پس از سقوط دولت صفویه، تهران، وزارت فرهنگ، ۱۳۷۶ش.
  • قزوینی، عبدالجلیل، نقض، تهران، چاپ جلال‌الدین محدث ارموی، ۱۳۵۸ش.
  • کریمی، علی‌رضا، «خلیفه سلطان (سلطان العلماء) فقیه و وزیر اعظم عصر صفوی»، مجلۀ حکومت اسلامی، شماره ۶، ۱۳۷۶ش.
  • کریمی، علی‌رضا، «وزارت در دوره صفویّه»، مجلۀ حکومت اسلامی، شمارۀ ۱۵، ۱۳۷۹ش.
  • کسروی، احمد، شیخ صفی و تبارش، تهران، ۱۳۲۳ش.
  • گودرزی، حسین، «موقعيت زبان و ادبيات فارسي در ايران عصر صفويه و رابطة آن با زبان رسمي و ملي»، فصلنامة مطالعات ملي، سال دوازدهم، شمارۀ 3، 1390ش.
  • لواسانی، «مشاغل و مناصب مهم در دورۀ صفویه»، و‌ب‌سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1394ش.
  • مخلصی، عباس، برگی از حکمت و فلسفه در ایران، مجلۀ حوزه، شمارۀ 89، ۱۳۷۷ش.
  • مزاوی، میشل، پیدایش دولت صفوی، ترجمه یعقوب آژند، تهران، گستره، ۱۳۶۳ش.
  • مهاجر، جعفر، الهجرة العاملیة الی ایران فی العصر الصفوی، بیروت، دارالروضه، ۱۴۱۰ق.
  • مهدوی‌راد، محمدعلی و فقهی‌زاده، عبدالهادی، «جریان شناسی تدوین و نشر حدیث در روزگار صفویان»، مجلۀ علوم انسانی، شمارۀ 13، 1385ش.
  • «مهم‌ترین ارکان اقتصادی ایران در دوره صفویه»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: 1 شهريور 1393ش.
  • مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ‌خمینی، کوثر، مجموعه سخنرانی‌های امام ‌خمینی، تهران، ۱۳۷۳ش.
  • ناصرالشریعه، محمدحسین, تاریخ قم، تصحیح و تعلیق و اضافات علی دوانی، تهران، رهنمون، ۱۳۸۳ش.
  • مهدوی، مصلح الدین، اعلام اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۷۴ش.
  • موسوی خرد، سیده اعظم، «روند تغییر پرچم ایران از عصو صفوی تا دوران معاصر با بررسی عناصر رنگ، نشان و طراحی پرچم ایران»، پژوهش در هنر و علوم انسانی، سال ششم، شماره ۳۷، آبان ۱۴۰۰ش.
  • «میدان امام اصفهان نماد شكوه و عظمت تاریخ و معماری»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۳ فروردین ۱۳۹۸ش.
  • نجفی برزگر، کریم، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، تهران، پیام نور، ۱۳۹۴ش.
  • «هنر و معماری دوران صفویه اصفهان در یک نگاه»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ش.
  • واله اصفهانی، محمد یوسف، خلد برین، تهران، بنياد موقوفات دکتر محمود افشار ،۱۳۷۲ش.