پرش به محتوا

ژولیا کریستوا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
جز حمید گلزار صفحهٔ پیش‌نویس:ژولیا کریستوا را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به ژولیا کریستوا منتقل کرد
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:ژولیا کریستوا.png|جایگزین=ژولیا کریستوا|بندانگشتی|ژولیا کریستوا]]
{{درشت|'''ژولیا کریستِوا'''}}، نظریه‌پرداز بلغاری-فرانسوی در حوزه‌های نشانه‌شناسی، روان‌کاوی و فمینیسم.  
{{درشت|'''ژولیا کریستِوا'''}}، نظریه‌پرداز بلغاری-فرانسوی در حوزه‌های نشانه‌شناسی، روان‌کاوی و فمینیسم.  



نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۳

ژولیا کریستوا
ژولیا کریستوا

ژولیا کریستِوا، نظریه‌پرداز بلغاری-فرانسوی در حوزه‌های نشانه‌شناسی، روان‌کاوی و فمینیسم.

ژولیا کریستوا، نظریه‌پرداز، روان‌کاو و رمان‌نویس بلغاری-فرانسوی متولد ۱۹۴۱م، با مهاجرت به پاریس و تحصیل نزد اندیشمندانی چون رولان بارت، به چهره‌ای تأثیرگذار در حوزه‌های نشانه‌شناسی، فمینیسم و روان‌کاوی تبدیل شد. او با تمایز میان بُعد نمادین و بُعد عاطفی-جسمانی زبان، بر نقش ادبیات و روان‌کاوی در دگرگونی معنا تأکید می‌کند. در حوزه جنسیت، کریستوا زن را نه یک هویت ذاتی، بلکه یک موقعیت اجتماعی-سیاسی می‌داند که می‌تواند ساختارهای مسلط را به چالش بکشد. وی شکل‌گیری هویت را با تکیه بر رابطه اولیه کودک با مادر تبیین می‌کند و معتقد است دختران به دلیل جدایی ناقص از مادر، بیشتر در معرض تعارض‌های هویتی قرار می‌گیرند. دیدگاه‌های او با انتقاداتی مواجه است؛ ازجمله اینکه تأکید بر ناپایداری معنا می‌تواند به نسبی‌گرایی اخلاقی و تضعیف نظم اجتماعی بیانجامد، تحلیل او از رابطه مادر-دختر مرزهای هویت جنسی را مبهم می‌کند و کم‌رنگ کردن تفاوت‌های زیستی ممکن است به سردرگمی در سیاست‌گذاری اجتماعی منجر شود.

زندگی‌نامه

ژولیا کریستوا (به زبان بلغاری: Юлия Кръстева یولیا کریستوا و به زبان فرانسه: Julia Kristeva) در ۲۴ ژوئن ۱۹۴۱م در بلغارستان متولد شد. او ابتدا زیر نظر راهبه‌های فرانسوی آموزش دید و سپس در رشتهٔ ادبیات تحصیل کرد و به روزنامه‌نگاری پرداخت. در ۱۹۶۶م برای ادامهٔ تحصیل به پاریس مهاجرت کرد و نزد اساتیدی مانند رولان بارت به تحصیل پرداخت. وی دکترای خود را در ادبیات فرانسوی گرفت و در یک مجله، مشغول به کار شد. کریستوا همزمان به تحصیل روان‌کاوی پرداخت و در ۱۹۷۹م دورهٔ آموزشی آن را به پایان رساند. او همچنین به‌عنوان استاد زبان‌شناسی در دانشگاه پاریس و استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا تدریس کرده و علاوه بر فعالیت‌های آکادمیک و نظریه‌پردازی، به رمان‌نویسی نیز علاقمند است.[۱]

دیدگاه‌های کریستوا

  • ژولیا کریستوا، نگاه سنتی به زبان را صرفاً ابزاری ثابت برای انتقال معنا می‌داند و با بررسی آثار ادبی نوگرا نشان می‌دهد که زبان شاعرانه می‌تواند برداشت‌های تثبیت‌شده از معنا را دگرگون کند. از دید کریستوا، معنا تنها از راه نشانه‌های زبانی شکل نمی‌گیرد، بلکه احساسات، عناصر شاعرانه و تجربه‌های جسمانی نیز در تولید معنا نقش دارند. کریستوا در این چارچوب، برای زبان دو بُعد اصلی قائل است: بُعد نمادین که به ساختار، منطق و کارکرد ارتباطی زبان مربوط می‌شود و بُعد عاطفی و جسمانی که بازتاب‌دهندهٔ احساسات و حالات پیشازبانی است. این دیدگاه، بر نقش ادبیات و روان‌کاوی در حفظ پویایی و ظرفیت دگرگون‌ساز زبان تأکید می‌کند.[۲]
  • همچنین به نظر کریستوا، تفاوت میان زن و مرد تنها به ویژگی‌های زیستی یا روانی محدود نمی‌شود، بلکه به چگونگی شکل‌گیری هویت فرد در بستر زبان و فرهنگ نیز وابسته است. او با انکار مرزبندی روشن میان جنس، جنسیت، بدن و فرهنگ، دوگانهٔ زن و مرد را ساخته‌ای نظری می‌داند و معتقد است زن یک مفهوم ثابت و جهان‌شمول وجود ندارد، بلکه بیشتر در قالب یک موقعیت اجتماعی و سیاسی قابل طرح است. به باور او، زنانگی بیشتر کارکرد سیاسی و تبلیغاتی دارد و هویت زنانه با ماهیت ثابت و ذاتی وجود ندارد.[۳]
  • ژولیا کریستوا، شکل‌گیری هویت را با تکیه بر رابطهٔ اولیهٔ کودک با مادر، تبیین می‌کند. او همانند نانسی چودوروف، معتقد است کودک در آغاز بدن مادر را امتداد بدن خود می‌داند و شکل‌گیری هویت مستلزم جدایی تدریجی از این یگانگی است. در این فرآیند، پسران میان همزادپنداری با پدر و بازگشت نمادین به مادر، تعادل برقرار می‌کنند، اما دختران جدایی کامل و بازگشت موفق را تجربه نمی‌کنند و از این‌رو بیشتر در معرض تعارض‌های هویتی و حالات روان‌پریشانه قرار می‌گیرند.[۴]
  • ژولیا کریستوا با توجه به امواج فمینیسم، خود را از موج سوم فمینیسم متمایز می‌داند و به دنبال سازوکار متفاوتی است که بر اساس آن، زنان بتوانند هم در تولید مثل و هم در آفرینش فرهنگی آزادانه کنشگری کنند. به باور او، هرچند زنان از قدرت و زبان به حاشیه رانده شده‌اند، اما می‌توانند با کنش آگاهانه ساختارهای سلطه را به چالش بکشند. کریستوا نسبت به خطر همانندسازی زنان با الگوهای مسلط قدرت هشدار می‌دهد و زن را به‌مثابه بیگانه‌ای هوشیار در قلمرو نمادین ترسیم می‌کند؛ سوژه‌ای آگاه به تفاوت خود که به نبوغ زنانه باور دارد و بدن را نه صرفاً طبیعی، بلکه پدیده‌ای فرهنگی و معناساز می‌داند.[۵]

دیدگاه‌های منتقدان

  • تأکید ژولیا کریستوا بر ناپایداری معناها ممکن است به تضعیف اخلاق و نظم اجتماعی بینجامد. از منظر کریستوا با کنار رفتن ارزش‌های قدیمی بدون جایگزینی ارزش‌های تازه‌، شکل‌گیری یک چارچوب عقلانی و پایدار دشوار می‌شود.[۶] منتقدان بر این باورند که در چنین شرایطی، مشخص نیست معیارهای اخلاقی جدید بر چه اساسی تعریف می‌شوند. از نگاه آنان، این وضعیت می‌تواند به نسبی‌گرایی اخلاقی منجر شود و امکان نقد اخلاقی یا گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها کاهش می‌یابد. در نتیجه، شکل‌گیری اجتماعات منسجم و متعهد، ازجمله جنبش‌های فمینیستی نیز با چالش روبه‌رو می‌شود.[۷]
  • ژولیا کریستوا نظریه فروید درباره عقده ادیپ و نادیده‌گرفتن نقش مادر در آثار سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطه مادر و دختر دچار افراط می‌شود. او با مطرح‌کردن امکان عشق و همجنس‌گرایی میان زنان، تصویری از رابطه مادرانه ارائه می‌دهد که به‌گفته منتقدان مرزهای هویت جنسی را مبهم می‌کند. از این دیدگاه، تلاش کریستوا برای بازتعریف مادری به پیچیده‌تر شدن آن می‌انجامد.[۸]
  • کریستوا نقش تفاوت‌های زیستی زن و مرد را کم‌رنگ می‌کند. در این نگاه، حتی تقسیم انسان به دو جنس زن و مرد بیشتر امری فرهنگی تلقی می‌شود. منتقدان تأکید دارند که اگرچه فرهنگ در شکل‌گیری نقش‌های جنسیتی مؤثر است، اما نادیده‌گرفتن تفاوت‌های زیستی و روانی می‌تواند به سردرگمی در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی منجر شود.[۹]
  • تأکید کریستوا بر نسبی‌بودن همه مفاهیم، خود دچار تناقض است. اگر همه چیز نسبی است، این ادعا هم نمی‌تواند به‌عنوان یک حکم کلی و قطعی مطرح شود.[۱۰]

آثار

ژولیا کریستوا نویسنده‌ای پُرکار است که ده‌ها کتاب و مقاله تألیف کرده و دامنهٔ آثار او از نظریه‌های پیچیدهٔ زبان‌شناسی و روان‌کاوی تا رمان‌نویسی گسترده است. مشهورترین اثر او انقلاب در زبان شاعرانه است. نوشته‌های او که آمیزه‌ای از فلسفه، روان‌کاوی و نقد فرهنگی است، تأثیر گسترده‌ای بر مطالعات ادبی، فمینیسم و نظریه‌های اجتماعی گذاشته است.[۱۱]

سال نشر عنوان اصلی (فرانسوی) عنوان ترجمه‌شده به انگلیسی عنوان ترجمه‌شده به فارسی
۱۹۶۹ Σημειωτική: Recherches pour une sémanalyse Semiotics: Recherches for a Semanalysis نشانه‌شناسی: پژوهش‌هایی در نشانه‌کاوی (ترجمه‌های پراکنده)
۱۹۷۰ Le Texte du roman The Text of the Novel متن رمان
۱۹۷۴ La Révolution du langage poétique Revolution in Poetic Language انقلاب زبان شاعرانه (ترجمه مهرداد پارسا، نشر سیاهرود)
۱۹۷۷ Polylogue Polylogue پلی‌لوگ (چندصدایی)
۱۹۸۰ Pouvoirs de l'horreur: Essai sur l'abjection Powers of Horror: An Essay on Abjection قدرت‌های هراس: جستاری در باب امر مشمئزکننده (ترجمه مهستی بحرینی، نشر نی)
۱۹۸۳ Histoires d'amour Tales of Love داستان‌های عشق
۱۹۸۷ Soleil noir: Dépression et mélancolie Black Sun: Depression and Melancholia خورشید سیاه: افسردگی و مالیخولیا (ترجمه مراد فرهادپور، نشر نی)
۱۹۸۸ Étrangers à nous-mêmes Strangers to Ourselves بیگانگان با خودمان
۱۹۹۰ Les Samouraïs (رمان) The Samurai: A Novel سامورایی‌ها (ترجمه مهدی سحابی، نشر نیلوفر)
۱۹۹۱ Le Vieil Homme et les loups (رمان) The Old Man and the Wolves پیرمرد و گرگ‌ها
۱۹۹۳ Les Nouvelles Maladies de l'âme New Maladies of the Soul بیماری‌های نوین روح
۱۹۹۶ Sens et non-sens de la révolte The Sense and Non-Sense of Revolt معنا و بی‌معنایی طغیان
۱۹۹۹ Le Génie féminin (سه جلد) Female Genius: Life, Madness, Words نبوغ زنانه (زندگی، دیوانگی، کلمات)
۲۰۰۵ La Haine et le pardon Hatred and Forgiveness نفرت و بخشش
۲۰۱۳ Le Temps sensible: Proust et l'expérience littéraire Proust and the Sense of Time زمان حساس: پروست و تجربه ادبی

پانویس

  1. اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.
  2. فیروزی و اکبری، «فهوم معناکاوی در اندیشۀ ژولیا کریستوا»، 1391ش، ص114-119.
  3. مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.
  4. مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.
  5. مک‌آفی، ژولیا کریستوا، 2004م، ص120-122.
  6. Kristeva, Julia. Women's time 1981, pp. 13-35.
  7. مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، 1384ش، ص74.
  8. Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.
  9. گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198؛ ریتزر، نظریة جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.
  10. مصباح یزدی، آموزش فلسفه 1383ش، ص160.
  11. اُلیور، «ستمی که بر زنان رفته است»، وب‌سایت راسخون.

منابع

  • اُلیور، کلی، «ستمی که بر زنان رفته است»، ترجمهٔ فرهنگ ارشاد، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۲ خرداد ۱۳۹۲ش.
  • ریترز، جورج، نظریهٔ جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۹۱ش.
  • فیروزی، آزیتا و اکبری، مجید، «فهوم معناکاوی در اندیشهٔ ژولیا کریستوا»، دوفصلنامهٔ فلسفی شناخت، شمارهٔ ۶۷، ۱۳۹۱ش.
  • گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، ترجمه معصومه محمدی، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ۱۳۹۶ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۳ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۴ش.
  • مک‌آفی، نوال، ژولیا کریستوا، لندن و نیویورک، انتشارات راتلج، ۲۰۰۴م.
  • Burr, Vivien, an introduction to social constructionism, Routledg press 1995.
  • Kristeva, Julia. Women's time. sing: journal of women in culture and society 7(1), 1981.