زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر =آهنگری.jpg | |||
| زیرنویس تصویر =تندیس کاوه آهنگر در میدان آزادی اصفهان | |||
| image_alt =تندیس کاوه آهنگر در میدان آزادی اصفهان | |||
| فایل پادکست =آهنگری.ogg | |||
| حجم فایلپادکست =12/4 | |||
| تاریخ پادکست =1-3-1405 | |||
| زیرنویس عنوان = شغل و عمل آهنگر | |||
| عنوان اصلی = آهنگری | |||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = صنایع دستی، متالورژی، تاریخ فناوری | |||
| نوع مفهوم = هنر، صنعت و پیشه | |||
| معنای اصطلاحی = فرایند ذوب، ریختهگری، قالبگیری و شکلدهی آهن برای ساخت ابزارها، اشیای کاربردی و زیورآلات | |||
| حوزه کاربرد = ساخت ابزار، ظروف، جنگافزار و اشیای آهنی | |||
| گستره جغرافیایی = جهان، ایران | |||
| منشأ تاریخی = سابقه آن به دوران باستان و آغاز استفاده بشر از آهن بازمیگردد و در تمدنهای کهن از جمله ایران رواج داشته است | |||
| نخستین کاربرد = ساخت زیورآلات و سپس ابزارهای کاربردی مانند داس، خیش، ظروف و جنگافزار | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = متالورژی، مفرغسازی، فولادسازی، چلنگری | |||
| اهمیت = نقش مهم در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع و تأثیر در شکلگیری ابزارهای تولید، کشاورزی و جنگافزار | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = تندیس کاوه آهنگر در میدان آزادی اصفهان، اشیای آهنی کشفشده در تختجمشید | |||
}} | |||
{{درشت|'''آهنگری'''}}؛ شغل و عمل آهنگر. | {{درشت|'''آهنگری'''}}؛ شغل و عمل آهنگر. | ||
آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت | آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت اشیای کاربردی و زیورآلات را شامل میشود و از دیرباز نقش مهمی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته است. ایرانیان، پس از تسلط بر فنون مفرغسازی، بهسرعت در بهرهگیری از آهن، مهارت یافتند و ابزار، جنگافزار و ظروف خود را از آن ساختند. این پیشه، علاوه بر ارزش کاربردی، جایگاه اجتماعی و معنوی والایی داشت؛ آهنگر نماد مقاومت، شجاعت و [[پهلوان|پهلوانی]] بود و در [[اسطورههای ایرانی]] همچون [[کاوه آهنگر]] و نیز در [[ادبیات فارسی]] مانند آثار [[فردوسی]] و [[مولانا]]، تجلی یافته است. با گذشت زمان و گسترش صنایع مدرن، جایگاه سنتی حرفه آهنگری تضعیف شد، اما [[آیین پهلوانی]] بهعنوان یک میراث در [[فرهنگ ایرانی]]، ماندگار شد. | ||
== معرفی | == معرفی == | ||
آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری، وبسایت واژهیاب.]</ref> آهنگری، | آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.<ref>[https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری، وبسایت واژهیاب.]</ref> آهنگری، فرایند ذوب، ریختهگری و قالبگیری آهن است که منجر به بالا رفتن مقاومت آهن از طریق تفتن، فشردن و پتکزدن، بهمنظور ساخت اشیای آهنی میشود. این پیشه، از جمله مشاغل کهن در ایرانزمین بوده و همچنین در ساختار اجتماعیاقتصادی و صنعتی ایران، نقشی پررنگ را ایفا کرده است.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref> | ||
کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. | کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. مقاومت بالای این فلز، ایرانیان را نیز به ذوب و ریختهگری آهن، علاقمند کرد و آنها به ساخت ابزارها، ظروف و جنگافزارهای آهنی روی آوردند.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref> این فراگیری چنان تمام و کمال شد که در برخی مناطق ایران، حتی به ظروف ساختهشده از چدن، مفرغ و قلع نیز ظروف آهنی میگفتند. حتی دانشمندان نیز در علم متالورژی، فلزات را به دو دستهٔ کلی آهنی و غیرآهنی (آهن در برابر ۷۹ فلز دیگر)، تقسیم کردهاند.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۳۴.</ref> | ||
== پیشینه == | |||
== پیشینه | |||
[[پرونده:آهنگری۱.jpg|جایگزین=ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن|بندانگشتی|ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن، محوطه شهر یری اردبیل]] | [[پرونده:آهنگری۱.jpg|جایگزین=ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن|بندانگشتی|ساخت اشیاء دو فلزی (مفرغ و آهن) در عصر آهن، محوطه شهر یری اردبیل]] | ||
پیش از تاریخ، انسانها در دوران پالئولیتیک، سنگهای معدنی دارای فلز را شناختند؛ اما قرنها بعد از کشف فلز، بشر توانست به ساخت و اختراع ابزارهای آهنی روی آورد. گروهی از دانشمندان با استناد به نشانههای موجود در زبانها و فرهنگهای باستانی، معتقدند که بشر، نخستینبار آهن را از طریق شهابسنگها شناخته است. در این منابع، آهن، فلزی آسمانی، سنگ آسمان یا فلز ستارگان محسوب شده است.<ref>لینتون، سیر تمدن، ۱۳۳۷ش، ص۱۰۵.</ref> سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل [[مس]] و [[مفرغ]] در گام اول، [[طلا]]، [[نقره]]، [[قلع]]، [[سرب]]، [[برنج (آلیاژ)|برنج]] و انواع آلیاژهای دیگر در گام بعدی صورت گرفت. پس از آن، بشر به معادن و سنگهای آهن در دل زمین، دست یافت.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref> برخی ابزارها مانند خیش، در هزاره چهارم قبل از میلاد، سرنوشت [[تاریخ]] و [[تمدن]] انسانی را تغییر داد و انسان را از کوچندگی به یکجانشینی و مدنیت رساند.<ref>لنسکی، سیر جوامع بشری، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۲.</ref> آثار برجایمانده از کاوشهای باستانی، نشان از قدمت آهنگری دارد. در قبرهای سلطنتی شهر اور از [[سومر|تمدن سومریان]]، تبر کوچک آهنی کشف شده است که قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگردد.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص۹۴.</ref> برخی دانشمندان نیز، خاستگاه کشف آهن را [[آسیای صغیر]] دانستهاند که پس از آن، ایرانیها و هندیها به مهمترین تولیدکنندگان آهن و فولاد در دوران کهن، تبدیل شدند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref> | |||
سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل مس و مفرغ در گام اول، [[طلا]]، | |||
ایرانیان از ترکیب مس و قلع، به آلیاژی بهنام مفرغ رسیدند که از مس، مقاومت بیشتری داشت. آلیاژ مفرغ را نخستین ترکیب فلزی ساختهشده توسط بشر معرفی کردهاند. آشنایی با فنون فلزکاری در عصر مفرغ، زمینه را برای بهرهگیری آسانتر از آهن فراهم کرد. برخی مورخان، استفاده آهن توسط ایرانیان را بهدلیل مزیت اقتصادی آن نسبت به مفرغ و همچنین رقابت ایرانیان با همسایگان آشوری آنها در قسمت شمالغربی ایران دانستهاند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص66.</ref> صنعتگران ایرانی، ابتدا از آهن، بهمنظور تزئین و زیور استفاده میکردند. در سدههای بعدی، پس از کشف معادن آهن، ایرانیان به ساخت ابزارهای کاربردی مانند [[داس]]، [[خیش]]، ظروف و جنگافزار روی آوردند.<ref>گیرشمن، هنر ایران، در دوران ماد و هخامنشی، ۱۳۴۶ش، ص117-119.</ref> ایرانیان در آن دوره، تمام مراحل فنی شامل استخراج سنگ آهن از معدن تا تهیه زغال سنگ و ذوب آهن و نیز تربیت آهنگران را به فرآیندی منسجم تبدیل کردند. بههمین دلیل مورخان بر این باورند که [[آهنگری]] از [[آسیای صغیر]] به [[ایران]] و از ایران به [[چین]] و سپس به [[اروپا]] راه یافت.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P6.</ref> | |||
اشیای بهدست آمده از حفاریهای [[تخت جمشید|تختجمشید]] و انواع زره، جنگافزار، اَره، خیش و چاقوهای یافتشده در مناطق مختلف، نشان از ابتکار ایرانیان در ساخت و پرداخت آهن در [[دوره هخامنشیان]] دارد. در بنای تخت جمشید، از انواع میخ، گیره و بست آهنی استفاده شده است.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۱۶۱.</ref> تولید گسترده فولاد در [[دوران اشکانیان|دوران پارتیان]] و [[دوران ساسانیان|ساسانیان]]، صورت گرفت.<ref>گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۳۶۳ش، ص237.</ref> اطلاعات بهدست آمده از متون کهن نشان از فراگیری پیشه آهنگری در دوره ساسانیان دارد. در آن دوران چهار اصطلاح متفاوت برای آهنگران به کار میرفت: | |||
اطلاعات بهدست آمده از متون کهن | |||
# آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛ | # آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛ | ||
# آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛ | # آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛ | ||
# چلنگر: سازنده ظروف آهنی؛ | # چلنگر: سازنده ظروف آهنی؛ | ||
# پولادپیکر: کسی که با پولاد کار میکند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P68; Tafazzoli, "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period» , 1974, P193-195.</ref> | # پولادپیکر: کسی که با پولاد کار میکند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P68; Tafazzoli, "A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period» , 1974, P193-195.</ref> | ||
در اوایل دوران اسلامی، مناطق شمالشرقی ایران مانند [[هرات]]، [[خراسان]]، [[فرغانه]] و بخشی از [[ماوراءالنهر]]، مرکز تولید آهن و سلاحهای آهنی بودند. ویژگی مهم آهنگری در این دوره، تخصصیشدن ساخت ابزارآلات بود؛ برای مثال، آهنگران، در دماوند به ساخت سرنیزه، در [[قم]] به ساخت تبر، در [[ری]] و [[همدان]] به ساخت [[قیچی]]، [[آینه]] و بخوردان شهرت داشتند.<ref>Allan, Persian Metal Technology, 700-1300 AD, 1979, P67-68; Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P48-52.</ref> ابوریحان بیرونی به انواع معادن آهن در ایران اشاره کرده و آنها را به دو دسته نرمآهن (آهن ماده) و شابرکان (آهن نر) تقسیم کرده است.<ref>بیرونی، الجماهر فی الجواهر، ۱۳۷۴ش، ص۴۰۴.</ref> [[پرونده:آهنگری۲.jpg|جایگزین=چلنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار|بندانگشتی|چلنگری یا آهنگری و ساخت داس و نعل اسب در زمان قاجار]]معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، [[ژان شاردن|شاردن]] و [[آدام اولئاریوس|اُلئاریوس]]، به فولاد مرغوب نیریز و معادن آهن دماوند و آهنگران بامهارت [[ماسوله]]، در [[دوران صفویان]]، اشاره کردهاند.<ref>شاردن، سیاحتنامه، ج4، ۱۳۳۶ش، ص94؛ اُرسل، سفرنامه، ۱۳۵۳ش، ص۲۳۸.</ref> کورههای آهنگری، به مراکز تولید زغال چوب گز، نخل، کهور و تاغ نزدیک بود و بههمین دلیل، سرزمینهای فارس و [[کرمان]]، همواره از نواحی مهم تولید آهن در ایران محسوب میشدند.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص150.</ref> صنعت آهنگری، در [[دوران قاجار]] تا مدتی رو به افول نهاد؛<ref>ملکم، تاریخ کامل ایران، ۱۳۷۹ش، ص803.</ref> اما در ۱۲۵۲ق، جعفرقلی بیک افشار، برای آشنایی بیشتر با معادن سنگ آهن به روسیه فرستاده شد و پس از مدتی کار در معادن [[سیبری]]، با کولهباری از تجربه به ایران آمد و در معادن [[مازندران]] مشغول به کار شد. وی، به ساخت و ریختهگری گلولههای توپ و نیز ساخت سلاح آهنی برای توپخانههای سپاهیان ایران پرداخت.<ref>«تاریخ روزنامهنگاری در ایران»، ۱۳۲۳ش، ص۱۱.</ref> در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار نیز، برخی از معادن کهن ایرانیان، دوباره به بهرهبرداری رسیدند.<ref>زاوش، کانیشناسی در ایران قدیم، ۱۳۷۵ش، ص300.</ref> در [[دوره پهلوی]] واردات گستردهٔ آهن و فولاد به ایران برای نوسازی پُلها، جادهها و خانهها صورت گرفت. در این دوره، مشاغل جدید بسیاری که مرتبط با صنعت آهن بود، ظهور یافت، ازجمله اسکلتبند، در و پنجرهساز، لولهکش، تراشکار و جوشکار.<ref>شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج2، ۱۳۶۸ش، ص627-629.</ref>[[پرونده:آهنگری۳.jpg|جایگزین=کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان|بندانگشتی|تصویری از کارخانه ذوبآهن در شهر اصفهان]]در دوران معاصر، احداث کارخانههای ذوب آهن، در مناطق مختلف ایران و نیز واردات صنایع آهنی، دستگاههای عظیم قالبگیری و ریختهگری و ساخت مصنوعات آهنی و فلزی در کارگاههای بزرگ فلزکاری در ایران، منجر به کمرنگ شدن دکانهای سنتی آهنگری، بهویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی شده است.<ref>توحیدی، سیر تکاملی تولید آهن و فولاد در ایران و جهان، ۱۳۶۴ش، ص172.</ref> | |||
معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، شاردن و | |||
==== | == آهنگری به شیوه سنتی == | ||
در گذشته، آهنگر عموماً بهتنهایی یا به کمک یک شاگرد، تمامی مراحل فرایند آهنگری، شامل ذوب، ریختهگری، قالبگیری، پتکزدن و شکلدادن به آهن را انجام میداد. آهنگر خردهکار در ایران به چلنگر یا چیلانگر، معروف بود که از طریق خرید اشیای آهنی کهنه، ذوب آنها و ریختهگری مجدد، به ساخت اشیایی مانند میخ، انبر، منقل، چفت، قفل و کلید میپرداخت.<ref>خسروی، «آهنگری»، ۱۳۴۳ش، ص۶۴؛ شهری، طهران قدیم، ج2، ۱۳۷۱ش، ص314-315.</ref> در حالت پیشرفتهتر، عملیات آهنگری، شامل همکاری زنجیرهای قالبساز، ریختهگر، دمساز، کورهساز، چکشکار، پتکزن و لحیمکار میشد. | |||
* [[پرونده:آهنگری۴.jpg|جایگزین=پتک - دستیار پتکزن آهنگر |بندانگشتی|استفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگر]]قالب ریختهگری را از آلیاژ فلزهای گوناگون میساختند. | |||
[[پرونده:آهنگری۴.jpg|جایگزین=پتک - دستیار پتکزن آهنگر |بندانگشتی|استفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگر]] | * کوره آهنگری را با زغال چوب، روشن کرده و با زغالسنگ دمای آن را افزایش میدادند. شاگرد آهنگر با سیخی بلند، مدام آتش را هم میزد تا دمای کوره حفظ شود. | ||
* در مرحله دَمسازی، جریان هوا به آتش دمیده میشد تا درجه حرارت آن بالا برود. | |||
* پس از ذوب آهن، ریختهگر، آهن مذاب را در قالب ریخته و پس از سرد شدن آن، با چکش و قلم به جداسازی آهن از قالب میپرداخت. | |||
* در مرحله شکلدهی و پرداخت نهایی، چند کارگر چکشکار و پتکزن با ضربههای منظم و مداوم، به آهن شکل میدادند. در نهایت، آهنگر و شاگرد او، با ابزارآلات مخصوص خود، بر روی آهن تفته، کار میکردند.<ref>Wulff, The Traditional Crafts of Persia, 1976, P18-53.</ref> | |||
== منزلت آهنگری == | |||
در گذشته، آهنگری از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود و آهنگری، پیشهای مقدس بهشمار میآمد. برای مثال، شغل هفائستوس، خدای یونانیان، آهنگری بود.<ref>واسیلیف، فلزات و انسان، ۱۳۵۳ش، ص۲۱۲.</ref> از دیگر نشانههای تقدس آهنگری، طرحهای منقش بر جامهٔ امپراتوران چینی است. تبر آهنین، نمادی از آهنگری است که بهعنوان یکی از نقشهای دوازدهگانهٔ امپراتوری چین محسوب میشود. در روم نیز، سندان و پتک، بهعنوان نمادی از آهنگر خدایان، شناخته شده است. در اندیشههای کهن بشری، آهنگر، قهرمانی تمدنساز و مأمور تکمیل کائنات بر روی زمین بوده است.<ref>آللو، اسرار انجمنهای محرمانه، ۱۳۶۹ش، ص121.</ref> ایرانیان نیز بر این باور بودند که آهنگری را [[پیشدادیان|پادشاهان پیشدادی]]، پیشه کردهاند. [[فردوسی]] در [[شاهنامه]] میگوید که [[هوشنگ]] جهاندار اسطورهای، آهن را از سنگ جدا کرده و با آن اشیایی همچون تبر، تیشه و سلاح ساخته است.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص55.</ref> [[کاوه آهنگر]] نیز از اسطورههای محبوب ایرانی است که پیشبند چرمین خود را بر سر نیزه کرد و در برابر [[ضحاک]] بهپا خواست.<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ج1، ص88.</ref> دلیر و تنومند بودن آهنگران موجب شده بود که در [[فرهنگ ایرانی]]، بسیاری از آهنگران ازجملهٔ پهلوانان و جوانمردان روزگار خویش باشند.<ref>افشار، «فتوتنامهٔ آهنگران»، ۱۳۵۹ش، ص۵۳–۵۴.</ref> | |||
== آهنگری در ادبیات فارسی == | |||
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از آهن و آهنگری، ترکیبات استعاری و تشبیهی فراوانی ساختهاند. گاهی نیز، به ابزارها و وسایل آهنگران، اشاراتی صورت گرفته است، ازجمله پتک دل، آهن دل، بت آهنگر، کوره هجر، سندان دل، آهن سرد، کورهٔ نسیان و چیلانگر دل.<ref>فرخی سیستانی، دیوان، ۱۳۶۳ش، ص۵۹؛ عنصری، دیوان، ۱۳۲۳ش، ص۱۱۱؛ اسدی طوسی، گرشاسبنامه، ۱۳۵۴ش، ص۲۵۲؛ مسعود سعد سلمان، دیوان، ۱۳۶۴ش، ج2، ص620 و 623-624؛ سعدی، غزلها، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۹.</ref> | |||
== آهنگری در ادبیات | |||
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از | |||
آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ص767؛ [https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری.]</ref> | آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:<ref>فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۳ش، ص767؛ [https://www.vajehyab.com/amid/آهنگری عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آهنگری.]</ref> | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۸۳: | ||
{{آغاز منابع}} | {{آغاز منابع}} | ||
* آللو، رنه، اسرار انجمنهای محرمانه، ترجمهٔ ناصر موفقیان، تهران، شباویز، ۱۳۶۹ش. | * آللو، رنه، اسرار انجمنهای محرمانه، ترجمهٔ ناصر موفقیان، تهران، شباویز، ۱۳۶۹ش. | ||
* ابراهیمی، معصومه، «آهنگری، فرایند»، وبسایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ برزورسانی ۲ بهمن ۱۴۰۰ش. | |||
* اسدی طوسی، علی، گرشاسبنامه، بهتحقیق حبیب یغمایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۵۴ش. | * اسدی طوسی، علی، گرشاسبنامه، بهتحقیق حبیب یغمایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۵۴ش. | ||
* افشار، ایرج، «فتوتنامهٔ آهنگران»، مشهد، فرخنده پیام، ۱۳۵۹ش. | * افشار، ایرج، «فتوتنامهٔ آهنگران»، مشهد، فرخنده پیام، ۱۳۵۹ش. | ||
| خط ۱۲۸: | خط ۱۱۰: | ||
* مولانا، دیوان شمس، غزلیات، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ش. | * مولانا، دیوان شمس، غزلیات، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ش. | ||
* واسیلیف، م، فلزات و انسان، ترجمهٔ پرویز فرهنگ، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۳ش. | * واسیلیف، م، فلزات و انسان، ترجمهٔ پرویز فرهنگ، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۳ش. | ||
{{چپچین}} | |||
* Allan, J. W. , Persian Metal Technology, 700-1300 AD, London, 1979. | * Allan, J. W. , Persian Metal Technology, 700-1300 AD, London, 1979. | ||
* Tafazzoli, A. , «A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period", Archaeologische Mitteilungen aus Iran, Berlin, 1974. | * Tafazzoli, A. , «A List of Trades and Crafts in the Sassanian Period", Archaeologische Mitteilungen aus Iran, Berlin, 1974. | ||
* Wulff, H. E. , The Traditional Crafts of Persia, Massachusetts, 1976. | * Wulff, H. E. , The Traditional Crafts of Persia, Massachusetts, 1976. | ||
{{پایان چپچین}} | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
{{پیشهها}} | {{پیشهها}} | ||
[[رده:پیشهها]] | |||