فرایند ذوب، ریختهگری، قالبگیری و شکلدهی آهن برای ساخت ابزارها، اشیای کاربردی و زیورآلات
حوزه کاربرد
ساخت ابزار، ظروف، جنگافزار و اشیای آهنی
گستره جغرافیایی
جهان، ایران
منشأ تاریخی
سابقه آن به دوران باستان و آغاز استفاده بشر از آهن بازمیگردد و در تمدنهای کهن از جمله ایران رواج داشته است
نخستین کاربرد
ساخت زیورآلات و سپس ابزارهای کاربردی مانند داس، خیش، ظروف و جنگافزار
مرتبط با
متالورژی، مفرغسازی، فولادسازی، چلنگری
اهمیت
نقش مهم در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع و تأثیر در شکلگیری ابزارهای تولید، کشاورزی و جنگافزار
آثار مرتبط
تندیس کاوه آهنگر در میدان آزادی اصفهان، اشیای آهنی کشفشده در تختجمشید
زیرنویس عنوان
شغل و عمل آهنگر
آهنگری؛ شغل و عمل آهنگر.
آهنگری، هنر و صنعتی است که از ذوب و ریختهگری آهن تا شکلدهی و ساخت اشیای کاربردی و زیورآلات را شامل میشود و از دیرباز نقش مهمی در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته است. ایرانیان، پس از تسلط بر فنون مفرغسازی، بهسرعت در بهرهگیری از آهن، مهارت یافتند و ابزار، جنگافزار و ظروف خود را از آن ساختند. این پیشه، علاوه بر ارزش کاربردی، جایگاه اجتماعی و معنوی والایی داشت؛ آهنگر نماد مقاومت، شجاعت و پهلوانی بود و در اسطورههای ایرانی همچون کاوه آهنگر و نیز در ادبیات فارسی مانند آثار فردوسی و مولانا، تجلی یافته است. با گذشت زمان و گسترش صنایع مدرن، جایگاه سنتی حرفه آهنگری تضعیف شد، اما آیین پهلوانی بهعنوان یک میراث در فرهنگ ایرانی، ماندگار شد.
معرفی
آهنگری، بهمعنی ساخت آلات و ادوات از آهن و همچنین، نام کارگاهی است که در آن، این کار صورت میگیرد.[۱] آهنگری، فرایند ذوب، ریختهگری و قالبگیری آهن است که منجر به بالا رفتن مقاومت آهن از طریق تفتن، فشردن و پتکزدن، بهمنظور ساخت اشیای آهنی میشود. این پیشه، از جمله مشاغل کهن در ایرانزمین بوده و همچنین در ساختار اجتماعیاقتصادی و صنعتی ایران، نقشی پررنگ را ایفا کرده است.[۲]
کشف این فلز، تحولی شگرف را در زندگی مادی و معنوی انسانها بهدنبال داشت. مقاومت بالای این فلز، ایرانیان را نیز به ذوب و ریختهگری آهن، علاقمند کرد و آنها به ساخت ابزارها، ظروف و جنگافزارهای آهنی روی آوردند.[۳] این فراگیری چنان تمام و کمال شد که در برخی مناطق ایران، حتی به ظروف ساختهشده از چدن، مفرغ و قلع نیز ظروف آهنی میگفتند. حتی دانشمندان نیز در علم متالورژی، فلزات را به دو دستهٔ کلی آهنی و غیرآهنی (آهن در برابر ۷۹ فلز دیگر)، تقسیم کردهاند.[۴]
پیش از تاریخ، انسانها در دوران پالئولیتیک، سنگهای معدنی دارای فلز را شناختند؛ اما قرنها بعد از کشف فلز، بشر توانست به ساخت و اختراع ابزارهای آهنی روی آورد. گروهی از دانشمندان با استناد به نشانههای موجود در زبانها و فرهنگهای باستانی، معتقدند که بشر، نخستینبار آهن را از طریق شهابسنگها شناخته است. در این منابع، آهن، فلزی آسمانی، سنگ آسمان یا فلز ستارگان محسوب شده است.[۵] سیر تحول کشف و کاربرد فلزات شامل مس و مفرغ در گام اول، طلا، نقره، قلع، سرب، برنج و انواع آلیاژهای دیگر در گام بعدی صورت گرفت. پس از آن، بشر به معادن و سنگهای آهن در دل زمین، دست یافت.[۶] برخی ابزارها مانند خیش، در هزاره چهارم قبل از میلاد، سرنوشت تاریخ و تمدن انسانی را تغییر داد و انسان را از کوچندگی به یکجانشینی و مدنیت رساند.[۷] آثار برجایمانده از کاوشهای باستانی، نشان از قدمت آهنگری دارد. در قبرهای سلطنتی شهر اور از تمدن سومریان، تبر کوچک آهنی کشف شده است که قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد برمیگردد.[۸] برخی دانشمندان نیز، خاستگاه کشف آهن را آسیای صغیر دانستهاند که پس از آن، ایرانیها و هندیها به مهمترین تولیدکنندگان آهن و فولاد در دوران کهن، تبدیل شدند.[۹]
ایرانیان از ترکیب مس و قلع، به آلیاژی بهنام مفرغ رسیدند که از مس، مقاومت بیشتری داشت. آلیاژ مفرغ را نخستین ترکیب فلزی ساختهشده توسط بشر معرفی کردهاند. آشنایی با فنون فلزکاری در عصر مفرغ، زمینه را برای بهرهگیری آسانتر از آهن فراهم کرد. برخی مورخان، استفاده آهن توسط ایرانیان را بهدلیل مزیت اقتصادی آن نسبت به مفرغ و همچنین رقابت ایرانیان با همسایگان آشوری آنها در قسمت شمالغربی ایران دانستهاند.[۱۰] صنعتگران ایرانی، ابتدا از آهن، بهمنظور تزئین و زیور استفاده میکردند. در سدههای بعدی، پس از کشف معادن آهن، ایرانیان به ساخت ابزارهای کاربردی مانند داس، خیش، ظروف و جنگافزار روی آوردند.[۱۱] ایرانیان در آن دوره، تمام مراحل فنی شامل استخراج سنگ آهن از معدن تا تهیه زغال سنگ و ذوب آهن و نیز تربیت آهنگران را به فرآیندی منسجم تبدیل کردند. بههمین دلیل مورخان بر این باورند که آهنگری از آسیای صغیر به ایران و از ایران به چین و سپس به اروپا راه یافت.[۱۲]
اشیای بهدست آمده از حفاریهای تختجمشید و انواع زره، جنگافزار، اَره، خیش و چاقوهای یافتشده در مناطق مختلف، نشان از ابتکار ایرانیان در ساخت و پرداخت آهن در دوره هخامنشیان دارد. در بنای تخت جمشید، از انواع میخ، گیره و بست آهنی استفاده شده است.[۱۳] تولید گسترده فولاد در دوران پارتیان و ساسانیان، صورت گرفت.[۱۴] اطلاعات بهدست آمده از متون کهن نشان از فراگیری پیشه آهنگری در دوره ساسانیان دارد. در آن دوران چهار اصطلاح متفاوت برای آهنگران به کار میرفت:
آهنگر: کسی که تبر و پیکان آهنی میسازد؛
آهنپیکر: کسی که قالبریزی و ریختهگری آهن را انجام میدهد؛
در اوایل دوران اسلامی، مناطق شمالشرقی ایران مانند هرات، خراسان، فرغانه و بخشی از ماوراءالنهر، مرکز تولید آهن و سلاحهای آهنی بودند. ویژگی مهم آهنگری در این دوره، تخصصیشدن ساخت ابزارآلات بود؛ برای مثال، آهنگران، در دماوند به ساخت سرنیزه، در قم به ساخت تبر، در ری و همدان به ساخت قیچی، آینه و بخوردان شهرت داشتند.[۱۶] ابوریحان بیرونی به انواع معادن آهن در ایران اشاره کرده و آنها را به دو دسته نرمآهن (آهن ماده) و شابرکان (آهن نر) تقسیم کرده است.[۱۷]
معادن آهن، صنعت آهنگری و تولید قطعات آهنی ایرانیان، در بسیاری از نوشتههای جهانگردان و جغرافیدانان داخلی و خارجی نیز ثبت شده است. برای مثال، شاردن و اُلئاریوس، به فولاد مرغوب نیریز و معادن آهن دماوند و آهنگران بامهارت ماسوله، در دوران صفویان، اشاره کردهاند.[۱۸] کورههای آهنگری، به مراکز تولید زغال چوب گز، نخل، کهور و تاغ نزدیک بود و بههمین دلیل، سرزمینهای فارس و کرمان، همواره از نواحی مهم تولید آهن در ایران محسوب میشدند.[۱۹] صنعت آهنگری، در دوران قاجار تا مدتی رو به افول نهاد؛[۲۰] اما در ۱۲۵۲ق، جعفرقلی بیک افشار، برای آشنایی بیشتر با معادن سنگ آهن به روسیه فرستاده شد و پس از مدتی کار در معادن سیبری، با کولهباری از تجربه به ایران آمد و در معادن مازندران مشغول به کار شد. وی، به ساخت و ریختهگری گلولههای توپ و نیز ساخت سلاح آهنی برای توپخانههای سپاهیان ایران پرداخت.[۲۱] در دوران حکومت محمدعلی شاه قاجار نیز، برخی از معادن کهن ایرانیان، دوباره به بهرهبرداری رسیدند.[۲۲] در دوره پهلوی واردات گستردهٔ آهن و فولاد به ایران برای نوسازی پُلها، جادهها و خانهها صورت گرفت. در این دوره، مشاغل جدید بسیاری که مرتبط با صنعت آهن بود، ظهور یافت، ازجمله اسکلتبند، در و پنجرهساز، لولهکش، تراشکار و جوشکار.[۲۳]
در دوران معاصر، احداث کارخانههای ذوب آهن، در مناطق مختلف ایران و نیز واردات صنایع آهنی، دستگاههای عظیم قالبگیری و ریختهگری و ساخت مصنوعات آهنی و فلزی در کارگاههای بزرگ فلزکاری در ایران، منجر به کمرنگ شدن دکانهای سنتی آهنگری، بهویژه در شهرهای بزرگ و صنعتی شده است.[۲۴]
آهنگری به شیوه سنتی
در گذشته، آهنگر عموماً بهتنهایی یا به کمک یک شاگرد، تمامی مراحل فرایند آهنگری، شامل ذوب، ریختهگری، قالبگیری، پتکزدن و شکلدادن به آهن را انجام میداد. آهنگر خردهکار در ایران به چلنگر یا چیلانگر، معروف بود که از طریق خرید اشیای آهنی کهنه، ذوب آنها و ریختهگری مجدد، به ساخت اشیایی مانند میخ، انبر، منقل، چفت، قفل و کلید میپرداخت.[۲۵] در حالت پیشرفتهتر، عملیات آهنگری، شامل همکاری زنجیرهای قالبساز، ریختهگر، دمساز، کورهساز، چکشکار، پتکزن و لحیمکار میشد.
پتک - دستیار پتکزن آهنگراستفاده از پتک توسط دستیار پتکزن آهنگرقالب ریختهگری را از آلیاژ فلزهای گوناگون میساختند.
کوره آهنگری را با زغال چوب، روشن کرده و با زغالسنگ دمای آن را افزایش میدادند. شاگرد آهنگر با سیخی بلند، مدام آتش را هم میزد تا دمای کوره حفظ شود.
در مرحله دَمسازی، جریان هوا به آتش دمیده میشد تا درجه حرارت آن بالا برود.
پس از ذوب آهن، ریختهگر، آهن مذاب را در قالب ریخته و پس از سرد شدن آن، با چکش و قلم به جداسازی آهن از قالب میپرداخت.
در مرحله شکلدهی و پرداخت نهایی، چند کارگر چکشکار و پتکزن با ضربههای منظم و مداوم، به آهن شکل میدادند. در نهایت، آهنگر و شاگرد او، با ابزارآلات مخصوص خود، بر روی آهن تفته، کار میکردند.[۲۶]
منزلت آهنگری
در گذشته، آهنگری از اعتبار و منزلت بالایی برخوردار بود و آهنگری، پیشهای مقدس بهشمار میآمد. برای مثال، شغل هفائستوس، خدای یونانیان، آهنگری بود.[۲۷] از دیگر نشانههای تقدس آهنگری، طرحهای منقش بر جامهٔ امپراتوران چینی است. تبر آهنین، نمادی از آهنگری است که بهعنوان یکی از نقشهای دوازدهگانهٔ امپراتوری چین محسوب میشود. در روم نیز، سندان و پتک، بهعنوان نمادی از آهنگر خدایان، شناخته شده است. در اندیشههای کهن بشری، آهنگر، قهرمانی تمدنساز و مأمور تکمیل کائنات بر روی زمین بوده است.[۲۸] ایرانیان نیز بر این باور بودند که آهنگری را پادشاهان پیشدادی، پیشه کردهاند. فردوسی در شاهنامه میگوید که هوشنگ جهاندار اسطورهای، آهن را از سنگ جدا کرده و با آن اشیایی همچون تبر، تیشه و سلاح ساخته است.[۲۹]کاوه آهنگر نیز از اسطورههای محبوب ایرانی است که پیشبند چرمین خود را بر سر نیزه کرد و در برابر ضحاک بهپا خواست.[۳۰] دلیر و تنومند بودن آهنگران موجب شده بود که در فرهنگ ایرانی، بسیاری از آهنگران ازجملهٔ پهلوانان و جوانمردان روزگار خویش باشند.[۳۱]
آهنگری در ادبیات فارسی
پیشه آهنگری، همواره، بهدلیل سختی و استحکام آهن و فولاد، از دیرباز به سرسختی، مقاومت و سنگدلی معروف بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان نیز از آهن و آهنگری، ترکیبات استعاری و تشبیهی فراوانی ساختهاند. گاهی نیز، به ابزارها و وسایل آهنگران، اشاراتی صورت گرفته است، ازجمله پتک دل، آهن دل، بت آهنگر، کوره هجر، سندان دل، آهن سرد، کورهٔ نسیان و چیلانگر دل.[۳۲]
آهنگری، همچون سایر واژگان کهن و دارای ارزش اجتماعی بالا، از دیرباز، در شعر شاعران نامدار ایرانی نیز حضور یافته است. برای مثال، فردوسی گفته است:[۳۳]
مرا نیست زآهنگری ننگ و عار
خِرد باید و مردی ای بادسار
مولانا نیز بارها به پیشه آهنگری اشاره کرده است:[۳۴]
زنجیرها را بر دریم ما هر یکی آهنگریم
آهن گزان چون کلبتین، آهنگ آتشدان کنیم
سنایی نیز از واژه آهنگری در شعر خود بهره گرفته است:[۳۵]