بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''جودیت باتلر؛'''}} فمینیسم پساساختارگرا، منتقد فمنیست آمریکایی.


<big>'''جودیت باتلر؛'''</big> فمینیسم پساساختارگرا، منتقد فمنیست آمریکایی.
جودیت باتلر، استاد دانشگاه کلمبیا، از نظریه‌پردازان برجسته در حوزهٔ جنسیت و فلسفه سیاسی است. اثر مشهور او آشفتگی جنسیتی با ارائه نظریۀ اجرای جنسیت، جنسیت را نه یک هویت ذاتی، بلکه یک اجرای اجتماعی و قابل تغییر می‌داند. وی با رد دسته‌بندی‌های ثابت دودویی، معتقد است تقسیم‌بندی جنسیتی ریشه در گفتمان‌های سلطه‌گر دارد. نظریه‌های باتلر پایه‌ای اساسی برای مطالعات کوییر، فمینیسم موج سوم و نظریه‌های پسافمینیستی فراهم کرده‌اند.


جودیت باتلر، استاد دانشگاه کلمبیا، از نظریه‌پردازان برجسته در حوزۀ جنسیت و فلسفه سیاسی است. اثر مشهور او «آشفتگی جنسیتی» با ارائه نظریه «اجرای جنسیت»، جنسیت را نه یک هویت ذاتی، بلکه یک اجرای اجتماعی و قابل تغییر می‌داند. وی با رد دسته‌بندی‌های ثابت دودویی، معتقد است تقسیم‌بندی جنسیتی ریشه در گفتمان‌های سلطه‌گر دارد. نظریه‌های باتلر پایه‌ای اساسی برای مطالعات کوییر، فمینیسم موج سوم و نظریه‌های پسافمینیستی فراهم کرده‌اند.
== زندگی‌نامه ==
 
=== تولد و پیشینه خانوادگی ===
جودیت پاملا باتلر در ۲۴ فوریه ۱۹۵۶م در کلیولند، ایالت اوهایوی ایالات متحده متولد شد. خانواده او از یهودیان اصلاح‌طلب با تبار روسی و مجاری بودند و بخشی از خویشاوندان مادری‌اش در هولوکاست جان باختند.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2558 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>
 
=== تحصیلات ===
وی تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج بنینگتون آغاز کرد و سپس به دانشگاه ییل منتقل شد. باتلر در ۱۹۷۸م لیسانس هنر و در ۱۹۸۴م دکترای فلسفه خود را از ییل دریافت کرد. یک سال تحصیلی (۱۹۸۵-۱۹۸۴م) را نیز به‌عنوان محقق فولبرایت در دانشگاه هایدلبرگ آلمان گذراند.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2558 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


== زندگی‌نامه ==
=== مسیر حرفه‌ای و دانشگاهی ===
جودیت باتلر، فیلسوف فمینیست و نظریه‌پرداز جنسیت آمریکایی، در ۲۴ فوریه ۱۹۵۶ در کلیولند در یک خانواده یهودی-مجارستانی و یهودی-روسی تبار به دنیا آمد.<ref>Regina Michalik (May 2001). "Interview with Judith Butler". ''Lola Press''. Archived from the original on December 19, 2006. Retrieved March 1, 2010.</ref> وی تحصیلات عالی خود را در دانشگاه ییل گذراند و در ۱۹۷۸م مدرک کارشناسی و در  ۱۹۸۴م دکترای فلسفه دریافت کرد. باتلر از  ۱۹۹۳م به هیئت علمی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی پیوست و در نهایت به سمت استاد کرسی مکسین الیوت در گروه‌های رتوریک و ادبیات تطبیقی منصوب شد. وی همچنین از بنیانگذاران برنامه تئوری انتقادی در همان دانشگاه است.<ref>"Tanner Lecture on Human Values: 2004–2005 Lecture Series". ''UC Berkeley''. March 2005. Archived from the original on 2004-12-11. Retrieved March 1, 2010.</ref>
پس از فراغت از تحصیل، باتلر تدریس را در دانشگاه‌های وسلیان (۱۹۸۴-۱۹۸۲م)، دانشگاه جورج واشنگتن (۱۹۸۶-۱۹۸۵م) و دانشگاه جان‌هاپکینز (۱۹۹۰-۱۹۸۶م) تجربه کرد. نقطه عطف حرفۀ او در ۱۹۹۳م رقم خورد، زمانی که به گروه ادبیات تطبیقی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی پیوست و از ۱۹۹۸م به‌عنوان «استاد ماکسین الیوت» در آنجا خدمت کرد. او از ۲۰۰۶م نیز کرسی هانا آرنت را در مدرسۀ تحصیلات تکمیلی اروپا در سوئیس در اختیار داشته است. باتلر در فاصلۀ سال‌های ۲۰۱۲م تا ۲۰۱۴م به‌عنوان استاد مدعو در دانشگاه کلمبیا حضور یافت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2558 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


شهرت جهانی باتلر به‌طور عمده مرهون انتشار کتاب اثرگذار «آشفتگی جنسیتی: فمینیسم و برهم زدن هویت» در سال ۱۹۹۰ است.<ref>Thulin, Lesley (19 April 2012). "Feminist theorist Judith Butler rethinks kinship". ''Columbia Spectator''. Archived from the original on September 25, 2015. Retrieved 9 October 2013.</ref> نظریۀ محوری او با عنوان «اجرای جنسیت» که نخست در مقالۀ ۱۹۸۸م با عنوان «کنش‌های اجرایی و تکوین جنسیت» بسط داده شد، جنسیت را نه یک ماهیت ذاتی بلکه یک عملکرد اجتماعی و تکرارشونده می‌داند.<ref>Butler, Judith (1988). ''Performative Acts and Gender Constitution: An Essay in Phenomenology and Feminist Theory''p. 520.</ref> این ایده که جنسیت یک هویت از پیش تعیین شده نیست، بلکه طی فرآیندی اجرایی ساخته می‌شود، به یکی از ارکان بنیادین نظریه فمینیستی و به ویژه نظریه کوییر تبدیل شده است.<ref>He, Li (2017). "The Construction of Gender: Judith Butler and Gender Performativity" (PDF). ''Advances in Social Science, Education and Humanities Research''. '''124''': 4 – via Atlantis Press.</ref>
=== فعالیت‌ها ===
او از حامیان جنبش حقوق لزبین‌ها و همجنسگرایان بوده و منتقد صریح سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطین است. باتلر بر این باور است که اسرائیل نمی‌تواند و نباید نماینده تمامی یهودیان جهان باشد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2558 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>


باتلر در کتاب مهم دیگر خود، «اجساد مهم: درباره حدود گفتمانی جنس» (۱۹۹۳م)، به بسط و تصحیح خوانش‌ها از نظریه اجرایی خود پرداخت و در آثار بعدی خود مانند «زندگی آسیب‌پذیر» (۲۰۰۴م) و «قاب‌های جنگ» (۲۰۰۹م) به مسائل سیاسی‌تری از جمله خشونت، سوگ و آسیب‌پذیری مشترک انسانی پرداخت.<ref>Butler, Judith (2004). ''Precarious Life: The Powers of Mourning and Violence''. Verso Books. p. 20.</ref> باتلر به‌عنوان یک کنشگر سیاسی نیز شناخته می‌شود و درباره حقوق فلسطینیان، مخالفت با صهیونیسم و دفاع از حقوق LGBTQIA به‌طور گسترده سخن گفته و نوشته است.<ref>"Judith Butler". ''McGill Reporter''. McGill. Archived from the original on September 25, 2015. Retrieved 9 October 2013.</ref>
== دیدگاه‌های {{درشت|جودیت باتلر}} ==
مهم‌ترین رویکرد متاخر در مطالعات جنسیت از دید بسیاری از نظریه‌پردازان، مفهوم‌پردازی اجرای جنسیت توسط جودیت باتلر است. از دیدگاه وی، جنسیت نه یک هویت ذاتی، بلکه یک کردار گفتمانی و اجرایی اجتماعی است که در بستر جامعه شکل می‌گیرد. باتلر رابطه سنتی بین جنس (زیستی) و جنسیت (فرهنگی) را وارونه می‌کند و استدلال می‌کند که این جنسیت است که هویت جنسی را می‌سازد، نه بالعکس.<ref>[https://civilica.com/note/10637/ ایراندوست، «نگاهی به نظریه جودیت باتلر و کتاب آشفتگی جنسیتی» وب‌سایت سیویلیکا.]</ref>


آثار باتلر که به ده‌ها زبان ترجمه شده، تأثیر عمیقی بر فلسفۀ قاره‌ای، مطالعات جنسیت، نظریۀ فمینیستی و علوم سیاسی گذاشته است. وی یکی از برجسته‌ترین و بحث‌برانگیزترین متفکران معاصر در حوزه نظریه انتقادی  محسوب می‌شود.<ref>Rottenberg, Catherine (27 August 2003). "Judith Butler". The Literary Encyclopedia؛ Loizidou, Elena (2007-04-11). ''Judith Butler: Ethics, Law, Politics''. p. 1</ref>
این رویکرد رادیکال، با به‌کارگیری مدل فوکویی، تمام طبقه‌بندی‌های هویتی را متأثر از نهادها، اعمال و گفتمان‌ها می‌داند و تمایز بنیادین بین جنس و جنسیت را به چالش می‌کشد. نتیجهٔ این دیدگاه، امکان آشفتگی جنسیتی است. به این معنا که افراد با اجراهای هنجارشکن می‌توانند گفتمان‌های مسلط (مانند دگرجنس‌خواهی اجباری) و معانی قطعی آنها را به چالش بکشند.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, Routledg press p 15.</ref> از این منظر، حتی جسم نیز یک امر برساختهٔ فرهنگی تلقی می‌شود.<ref>مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، 1390ش، ص445. </ref> این ایده که هیچ هویت جنسی راستین و ذاتی وجود ندارد، اساس نظریات فمینیسم موج سوم، پست‌فمینیسم و به‌ویژه نظریهٔ کوییر را تشکیل داده و پیش‌فرض وجود یک هویت مشترک زنانه را در جنبش فمینیستی مورد تردید اساسی قرار داده است.<ref>اپیگنانسی، پست مدرنیسم: قدم اول، 1388ش، ص101-103. </ref>


== دیدگاه ==
=== دیدگاه‌های منتقدان ===
از نظر بسیاری از نظریه پردازان مهمترین رویکرد متاخر در مطالعات [[جنسیت]]، مفهوم‌پردازی است که جودیت باتلر از مفهوم "اجرای جنسیت " ارائه می کند. از دید باتلر جنسیت نه فقط امری فرهنگی بلکه چیزی شبیه پنداری فرهنگی است که گرچه تا حدی مصالح آن را بدن فراهم می‌کند اما به طور کامل در بستر جامعه شکل می گیرد. جنسیت به بیان باتلر نه نوعی هویت ذاتی که کرداری گفتمانی است. در حالیکه تصور می‌شود جنسیت محصول و معلول هویت جنسی است، رابطه‌ای معکوس وجود دارد؛ این جنسیت است که هویت جنسی را برمی سازد. بنابراین هویت‌های جنسی گونه‌های متفاوتی از "اجرا" هستند که برخی همراه با سیستم و برخی ضد سیستم هستند. <ref> میلنر؛  براویت، «درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر»، چ 5، 1394ش</ref>
دیدگاه برساخت‌گرایی رادیکال باتلر، با تأکید بر تاریخمندی و نسبیت تمام پدیده‌های اجتماعی، با نقدهای متعددی مواجه شده است. یک نقد فلسفی کلان، اشاره به تناقض درونی نسبیت‌گرایی دارد: اگر همه شناخت‌ها نسبی هستند، پس خود این ادعا نیز نسبی است و نمی‌تواند به‌عنوان یک اصل مطلق مطرح شود.<ref>مصباح یزدی، آموزش فلسفه، 1383ش، ج1، ص105.</ref> از سوی دیگر، این رویکرد، علم حضوری، مانند ادراک مستقیم فرد از وجود خویش و بسیاری از حقایق مطلق در علوم حصولی را نادیده می‌گیرد.<ref>ریترز، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص471.</ref>
جنسیت نسبت به تناقضات و ناپایداری اعمال جنسیتی در افراد بی توجه است. او معتقد است که [[جنسیت]] به صورت غیرداوطلبانه ای درون گفتمان‌های دگرجنس‌خواهی "اجرا" می شود. چنین گفتمان‌هایی با اعمال ساده  اما مخربی مانند "دگرپوشی " -پوشیدن لباس یک جنس توسط جنس دیگر- به راحتی فرو می ریزند. مفهومی که باتلر ارائه می دهد احتمالا یکی از رادیکال‌ترین مفاهیمی است که می توان از جنسیت ارائه داد. او با به کارگیری مدل فوکویی ادعا می کند که همه‌ی طبقه‌بندی‌های هویتی درحقیقت متاثر از نهادها، اعمال و گفتمان¬هاست.<ref> باتلر، «آشفتگیِ جنسیت»، چ 1، 1389ش</ref> او سپس بحث خود را به اینجا می کشاند که تمایز میان [[جنس]] و جنسیت منجر به نوعی انقطاع ریشه‌ای میان بدن‌های جنسی و جنسیت‌‍‌های برساخته‌ی فرهنگی ایجاد می کند؛ چراکه در شرایط اتسحکام و ثبات دوگانه‌ی [[زن]] و [[مرد]]، ساخت مردانه انحصارا به بدن‌های مذکر تعلق گرفته و ساخت زنانه نیز تنها بدن‌های مونث را تفسیر می کند.
 
چنین رویکردی کل مسیر هویت یابی انسان را به چالش می کشد. مفهوم جنسیت به مثابه‌ی اجرا، نوعی به بازی گرفتن آزادانه ی طبقه بندی‌های جنسیتی که انسان به صورت اجتماعی به آنها وارد می شود را به رسمیت می‌شمارد. نتیجه‌ی این وضعیت آن است که افراد توان ایجاد "''آشفتگی [[جنسیت]]'' " و به چالش کشیدن راه‌هایی  که از طریق آن گفتمان‌ها معانی و نهادهای قطعی خود را – مانند دگرجنس خواهی اجباری- ایجاد و تقویت می‌کنند را به دست می‌آورند.
ساختارشکنی باتلر از تمایز میان [[جنس]] و جنسیت، او را به چهره ای غیرقابل انکار در مطالعات جنسیت تبدیل کرده است. نظرات او مبنای نظریات همجنس‌گرایی کوییر و موج سوم فمینسیم و نیز پست فمینیسم می باشد. در حقیقت، به چالش کشیدن پیش فرضِ اصلی جنبش زنان توسط رویکردهای جدید فمینسیتی مدیون آثار باتلر است: این که زن بر جوهر یا هویت مشترکی دلالت دارد که مبنای دانش و سیاست فمینیستی را تشکیل می‌دهد. درحالیکه مشروعیت اتکا به [[زن]] به منزله ی بنیان جنبش زنان مفهومی فاقد انسجام است، این امر به طرد گروه‌هایی از [[زنان]] انجامیده و هنجارها و تصوراتی را راجع به [[زن]] فمینیست شکل می‌دهد که بسیار محدود کننده است. <ref> سیدمن، «کشاکش آرا در جامعه‌شناسی»، چ 5، ص 285، 1392ش</ref>


جوديت باتلر تصريح مي‌كند: هيچ جنس راستيني وجود ندارد و فرهنگ، هم [[جنس]] و هم [[جنسيت]] را مي‌سازد و جنس فقط يك امر مصنوعي يا خيالي است. <ref>اپیگنانسی، «پست مدرنیسم: قدم اول»، چ 1، ص 101و103، 1388ش</ref> <ref> مشیرزاده، «از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم»، چ 5، ص 445، 1390ش</ref>
در حوزهٔ خاص مطالعات جنسیت، منتقدان استدلال می‌کنند که انکار هرگونه ارتباط بین تفاوت‌های جنسیتی و ویژگی‌های طبیعی و زیستی، نیازمند دلایل علمی محکمی است که ارائه نشده است.<ref>بار، جنسیت و روان‌شناسی اجتماعی، 1383ش؛ ص50؛ گاردنر، جنگ علیه خانواده، بی‌تا، ص 192-198؛ پیز، آنچه زنان و مردان نمی‌دانند: حقایقی دربارهٔ برقراری ارتباط با جنس مخالف، 1397ش، ص338.</ref> شواهد فراوان علمی حاکی از آن است که اگرچه عناصر اجتماعی در شکل‌گیری هویت جنسی نقش دارند، اما یک پایهٔ زیستی و روانی طبیعی این هویت را استوار ساخته و به آن مشروعیت می‌بخشد؛ بنابراین، تقلیل تمام تفاوت‌ها به برساخت‌های فرهنگی و نادیده‌انگاری کامل بنیان‌های زیستی، از نقاط ضعف اساسی این نظریه تلقی می‌شود.<ref>اتکینسون و دیگران، زمینهٔ روان‌شناسی هیلگارد، 1400ش، ص 198. </ref>


آنچه جودیت باتلر در مورد برساخت‎‌گرایی  از ما می‌خواهد این است که نسبت به تمام مفروضات یقینی خود در نگریستن به پدیده‌های اجتماعی تردید کنیم و آنها را کنار بگذاریم؛ یعنی شک و تردید در روش هایی که جهان به واسطه آنها، خود را بر ما پدیدار می سازد. در واقع این شک و تردید بدین معنا است که ممکن است دسته بندی هایمان برای درک جهان، لزوما منطبق با تقسیم بندی واقعی نباشد؛ مثال رادیکال برساخت بودن اجتماعی در مورد تقسیم بندی ''جنسیتی'' است. مشاهدات ما در مورد جهان به ما می گوید که نوع بشر به دو جنس مرد و زن تقسیم می‌شوند. حال آنکه ''برساخت‌گرایی'' از ما می‌خواهد تا به طور جدی این سؤال را مطرح کنیم که آیا دسته‌بندی انسان ها به [[مرد]] و [[زن]]، فقط واکنشی ساده به تمایزی طبیعی (تمایزی که طبیعت خود به خود انجام داده) در نوع بشر است؟ چرا این تمایز مهم است؟ این تردید ما را به سمت فقدان شفافیت چنین شکلی از تقسیم بندی و گرایش به درک بهتر آن با دیدگاه های غیر بیولوژیک سوق می دهد. باید توجه داشت آنچه در دسته بندی، طبیعی به نظر می رسد، ممکن است بیش از هر چیز، برساخت‌های فرهنگی با تبعات اجتماعی گسترده آن باشد. با این دیدگاه، اذعان قطعی به تقسیم بندی جنسیتی، می تواند درست مثل تقسیم بندی مردم به قدکوتاه‌ها و قدبلندها یا حتی تقسیم بندی آنها بر اساس غبغب با نوع لاله گوش و غیره باشد.زیرا این گونه تقیسم بندی ها حداقل اندازه تقسیم بندی جنسیتی جدی نیستند؛ از این رو بنا بر تعبیر ویوین بار هیچ چیز اجتماعی، بدیهی نیست؛ زیرا همه چیز برساخته است و قابل تشکیک مجدد»<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, Routledg press p 15.</ref>
== آثار ==
باتلر با انتشار کتاب «آشوب جنسیتی: فمینیسم و براندازی هویت» در ۱۹۹۰م به شهرت جهانی دست یافت و مفهوم بنیادین اجرای جنسیت را معرفی کرد. کتاب مهم بعدی او، «اجسامی که اهمیت می‌یابند» در ۱۹۹۳م منتشر شد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2558 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو.]</ref>  


افزون بر تأکید جدی برساخت‌گرایی بر لزوم اذعان نکردن به اصل بدیهی در امور اجتماعی و اصرار به بازاندیشی به منظور فهم مجدد آنها، این رویکرد بر ''تاریخ مندی'' تحولات، پدیده‌ها و واقعیت های اجتماعی تأکید دارد و بر توجه به زمانمند و مکانمند بودن امور اجتماعی و فرهنگی تمرکز می کند، رویکردی که در نهایت به نوعی ''نسبیت‌گرایی'' می‌رسد.
== افتخارات ==
باتلر در طول حیات علمی خود موفق به دریافت افتخارات معتبر بین‌المللی شده است. از جمله مهم‌ترین این افتخارات می‌توان به دریافت جایزهٔ تئودور آدورنو در ۲۰۱۲م<ref>Smith, Amelia (August 29, 2012). "Judith Butler wins Theodor Adorno Prize despite opponents".</ref> و انتخاب به‌عنوان عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا در ۲۰۱۹م اشاره کرد.<ref>[https://web.archive.org/web/20200302174101/https://members.amacad.org/content/members/newFellows.aspx "2019 Fellows and International Honorary Members with their affiliations at the time of election"]</ref>


ادعای نسبی بودن همه شناخت‌ها، خود یک قضیه مطلق و کلی و دائمی است بنابراین حداقل یک شناخت مطلق اتفاق افتاده است. و اگر مدعی شوند که این قضیه هم نسبی است، پس دلالت بر مدعای آن‎ها نمی‌‎کند. یعنی در بعضی موارد صحیح نیست پس قضیه مطلق و دائمی وجود دارد. <ref>مصباح یزدی، «آموزش فلسفه-جلد اول»، ص 105، 1383ش</ref>
فارغ از نقد کلی نسبیت می‌‎توان به این نکته اشاره کرد که همه انسان‌‎ها حداقل با علم حضوری در درون خود حقایقی را به صورت مطلق درک می‎‌کنند. در دایره علوم حصولی نیز بسیاری از حقایق مطلق وجود دارند که همگان به آن اذعان دارند مانند وجود هستی و اصل وجود انسان. در میان سایر حقایق نیز می‎‌توان موارد بسیاری را یافت که فارغ از [[جنسیت]]، نژاد و طبقات اجتماعی و ... ثابت بوده و در برخورد با فاعل شناسا تغییری در آن‎ها رخ نمی‌‎دهد.
در برابر نظریه‌ی برساخت‌گرایی و از نظر دانشمندان بسیاری، این سخن (برساختگی بسیاری از تفاوت‌ها) بی‌دلیل است؛ همان‌گونه که نفی ارتباط میان تفاوت‌های جنسیتی و ویژگی‌های طبیعی مربوط به جنس به دلایلی محکم و علمی‌ نیازمند است که فمینیست‌ها هنوز از ارائه‌ آنها عاجزند.برای نمونه، <ref> ریترز، «نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر»، چ 17، ص 471، 1391ش</ref>؛  <ref> بار، «جنسيت و روانشناسي اجتماعي»، چ 1، ص 50، 1383ش</ref>؛ <ref> گاردنر، «جنگ علیه خانواده»، ص 192-198، 1396ش</ref>؛ <ref> پیز، «کتاب آنچه زنان و مردان نمی دانند: حقایقی درباره ی برقراری ارتباط با جنس مخالف»، ص 338، 1397ش</ref> بنابراین و بر پایه‌ی شواهد علمی فراوان، هویت جنسی هر فرد، اگر‌چه به کمک عناصر اجتماعی (مثل برخورد و تربیت والدین، نظام پاداش‌ها، الگو‌گیری و شرطی‌سازی) شکل می‌گیرد، جنبه‌ی زیستی و روانی‌ای که به‌طور طبیعی در هر فرد وجود دارد، این هویت را استوار می‌سازد <ref> اتکینسون؛  نولن هوکسما؛ بم؛ اسمیت؛ اتکینسون، « زمینه ی روانشناسی هیلگارد»، ص 198، 1400ش</ref> و به آن مشروعیت می‌بخشد.
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
==منابع==
{{پانویس پیش‌نویس}}
*ریتا ال اتکینسون، ریچاردسی و دیگران، زمینة روان‌شناسی هیلگارد، ترجمه محمد‌نقی براهنی، تهران، رشد، 1385ش.
== منابع ==
*مصباح یزدی، محمد تقی، «آموزش فلسفه»، تهران، امیرکبیر، 1383ش.
* آپيگنانزی، ريچارد و کارات، گريس، «پسامدرنيسم، قدم اول»، ترجمۀ فاطمه جلالی سعادت، تهران، شیرازه،1388ش.
*ريچارد آپيگنانزي و گريس كارات، «پسامدرنيسم، قدم اول»، ترجمه فاطمه جلالی سعادت، تهران، شیرازه، 1388ش.
* ایراندوست، محمدحسین، «نگاهی به نظریه جودیت باتلر و کتاب آشفتگی جنسیتی» وب‌سایت سیویلیکا، تاریخ درج مطلب: 15 فروردین 1404ش.
*حميرا مشيرزاده، «از جنبش تا نظریة اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم»، تهران، شیرازه، 1390ش.
* پیز، آلن، آنچه زنان و مردان نمی‌دانند: حقایقی دربارهٔ برقراری ارتباط با جنس مخالف، تهران، نسل نواندیش، 1384ش.
*استیون، سیدمن، «کشاکش آرا در جامعه‌شناسی»، ترجمه هادی جلیلی، تهران، نی، 1386ش.
* ریتا ال اتکینسون، ریچاردسی و دیگران، زمینه روان‌شناسی هیلگارد، ترجمه محمدنقی براهنی، تهران، رشد، ۱۳۸۵ش.
*میلنر، اندرو؛ براویت، جف، «درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر»، ترجمه جمال محمدی، ققنوس، 1385ش.
* ریچارد آپیگنانزی و گریس کارات، «پسامدرنیسم، قدم اول»، ترجمه فاطمه جلالی سعادت، تهران، شیرازه، ۱۳۸۸ش.
*1988,Butler, Judith, ''Performative Acts and Gender Constitution: An Essay in Phenomenology and Feminist Theory''. The Johns Hopkins University ,Press.
* ریتزر، جورج، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۷۴ش.
*Butler, Judith (2004). ''Precarious Life: The Powers of Mourning and Violence''. Verso Books. p. 20.
* گاردنر، ویلیام، جنگ علیه خانواده، تهران، پژوهشکده زن و خانواده،  بی‌تا.
*Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, Routledg press.
* مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش.
*"Judith Butler". ''McGill Reporter''. McGill. Archived from the original on September 25, 2015. Retrieved 9 October 2013.
* مصباح یزدی، محمدتقی، «آموزش فلسفه»، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش.
*He, Li "The Construction of Gender: Judith Butler and Gender Performativity" (PDF). ''Advances in Social Science, Education and Humanities Research''. via Atlantis 2017 Press.
* هاشملو، جعفر، «آشنایی با روانکاوان: جودیت باتلر»، وبلاگ روانشناسی هاشملو، تاریخ درج مطلب: 20 اسفند 1400ش.
*Regina Michalik (May 2001). "Interview with Judith Butler". ''Lola Press''. Archived from the original on December 19, 2006. Retrieved March 1, 2010.
{{آغاز چپ‌چین}}
*Rottenberg, Catherine (27 August 2003). "Judith Butler". The Literary Encyclopedia. Retrieved 18 June 2022.
* Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, Routledg press .
*Thulin, Lesley (19 April 2012). "Feminist theorist Judith Butler rethinks kinship". ''Columbia Spectator''. Archived from the original on September 25, 2015. Retrieved 9 October 2013.
* "2019 Fellows and International Honorary Members with their affiliations at the time of election"
* Smith, Amelia (۲۹ اوت ۲۰۱۲). "Judith Butler wins Theodor Adorno Prize despite opponents". Middle East Monitor. Archived from the original on September 1, 2012.
{{پایان چپ‌چین}}