زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «جایگزین=بازی اتل متل کودکان|بندانگشتی|بازی اتل متل کودکان {{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه. اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. ا...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:اتل متل۱.jpg|جایگزین=بازی اتل متل کودکان|بندانگشتی|بازی اتل متل کودکان]]
{{جعبه اطلاعات مفهوم
{{درشت|'''اَتَل مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی کودکانه.
| تصویر            =  اتل متل۱.jpg
| زیرنویس تصویر    = چند کودک در حال انجام بازی اتل متل
| image_alt        =بازی اتل متل کودکان
| فایل پادکست      = 
| حجم فایلپادکست    = 
| تاریخ پادکست      = 
| زیرنویس عنوان    = 


اتل متل، بازی و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی قدمتی طولانی دارد و جنبه سرگرمی و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، کودکان در کنار هم می‌نشینند و یکی از آن‌ها (اوسا) شعر را می‌خواند و به پاهای دیگران ضربه می‌زند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته می‌شود. در نقاط مختلف ایران، شیوه اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخه‌های آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل متل، هم سرگرمی، هم تجربه اجتماعی و هم وسیله انتقال فرهنگ و خلاقیت کودکان ایرانی است.
| عنوان اصلی        =
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان عربی        =
| عنوان علمی        =
| شاخه علمی        =
| نوع مفهوم        =
| معنای اصطلاحی      =
| حوزه کاربرد      =
| گستره جغرافیایی  =
| منشأ تاریخی      =


==معرفی بازی اتل متل==
| نخستین کاربرد    =  
اتل متل، شعر و [[بازی]] کودکانه‌ای است که در آن، جمله‌هایی به‌صورت مسجع خوانده می‌شود. اغلب این جمله‌ها نیز با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی آهنگین، توسط [[کودک|کودکان]] ایرانی خوانده و اجرا می‌شود. شعرهای این بازی، قدمتی طولانی و گاهی دارای معنای بسیار زیبا و آموزنده‌ای هستند.<ref>[https://www.khabarfoori.com/بخش-فرهنگی-69/2501292-معنی-شعر-ساله-اتل-متل «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری.]</ref> نام این بازی نیز، از سطر اول این ترانه گرفته شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref>
| ریشه واژه        =  
| مرتبط با          =
| اهمیت            =
| مبدع              =
| مروج              =
| مقدس برای        =
| مورد احترام      =  
| آثار مرتبط        =  
}}
{{درشت|'''اَتَل‌مَتَل'''}}؛ شعر و بازی سنتی و کودکانه.


==دیدگاه متخصصین دربارهٔ بازی اتل متل==
اتل‌متل، [[بازی]] و شعر کودکانه ایرانی است که با جمله‌های مسجع و آهنگین، اغلب با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شود. این بازی قدمتی طولانی داشته و جنبۀ [[سرگرمی]] و آموزشی برای کودکان دارد. در اجرای بازی، [[کودکان]] در کنار هم می‌نشینند و یکی از آن‌ها که اوستا نامیده می‌شود شعر را می‌خواند و به پاهای دیگران ضربه می‌زند؛ در پایان هر دور، بازیکنی که پایش باقی بماند، برنده یا بازنده شناخته می‌شود. در نقاط مختلف [[ایران]]، شیوۀ اجرای بازی، شعر و مجازات بازنده متفاوت است؛ از قلقلک گرفتن و دویدن روی یک پا تا بازی شاه و وزیر یا رقصیدن با آهنگ کودکان. شعرهای این بازی در هر منطقه گویش، ریتم و مضمون خاص خود را دارند و امروزه نسخه‌های آموزشی و آموزنده آن نیز رایج شده است. بازی اتل‌متل، هم سرگرمی، هم تجربۀ اجتماعی و هم وسیلۀ انتقال [[فرهنگ]] و ارتقای [[خلاقیت کودک|خلاقیت]] در کودکان است.
[[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را جزء اولین اشعار غنایی سروده شده به [[زبان فارسی]] دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از ورود [[اسلام]] به [[ایران]] می‌رسد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛{{سخ}}
محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.</ref> گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدف‌مند، پُرمعنا و جهت‌دار دانسته‌اند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این [[شادی]] آیینی شریک کرده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/163325/اتل-متل-توتوله-1 «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون.]</ref>


==نحوه انجام بازی اتل متل==
==معرفی ==
[[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر]]
اتل‌متل نام یک بازی و شعر کودکانه است که با جمله‌های مسجع (هم‌قافیه و هم‌آهنگ) اجرا می‌شود. اغلب این جملات با عبارت «اتل متل توتوله» آغاز می‌شوند. [[کودک|کودکان]] ایرانی این ترانۀ آهنگین را می‌خوانند و به همراه آن بازی می‌کنند. اشعار این بازی پیشینه‌ای دیرینه دارند و گاه دربردارندۀ معانی زیبا و پندآموزی هستند.<ref>[https://www.khabarfoori.com/بخش-فرهنگی-69/2501292-معنی-شعر-ساله-اتل-متل «معنی شعر 500 ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری.]</ref> نام بازی نیز از نخستین سطر همین ترانه گرفته شده است.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref>
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز می‌کنند. سپس، یکی از کودکان (که به اوسای/ استاد بازی معروف است)، شعری هجایی می‌خواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچه‌ها ضربه زده یا به پای آن‌ها، به‌ترتیب، اشاره می‌کند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقی‌مانده، پای فرد بازنده است. البته در [[تهران]]، کودکی که در بازی باقی می‌ماند، برنده دانسته می‌شود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا می‌کند.<ref>رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛{{سخ}}
صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛{{سخ}}
جهانشاهی، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.</ref>


در [[تنکابن]]، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتی‌که هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.</ref> کودکان در [[گیلان]]، در صورتی‌که تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره می‌خوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع می‌کند و در صورتی‌که به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک می‌دهند.<ref>فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.</ref> در برخی نقاط دیگر در [[ایران]] نیز، برای مشخص شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، می‌بازد.
[[محمدتقی بهار]]، این بازی را «هتل متل» نامیده و وزن و سبک شعری آن را از اولین اشعار غنایی سروده شده به [[زبان فارسی]] دانسته که پیشینهٔ آن به قبل از [[ورود اسلام به ایران]] می‌رسد.<ref>بهار، بهار و ادب فارسی، ج1، ۱۳۵۱ش، ص31؛ محمدی، تاریخ ادبیات کودکان، ج1، ۱۳۸۰ش، ص37.</ref> گروهی دیگر از پژوهشگران، این سروده را شعری هدفمند، پُرمعنا و جهت‌دار دانسته‌اند که همه اقوام مانند عرب، ترک، کرد، هند، چین و فارس را به همبستگی فراخوانده و همگان را در این [[شادی]] آیینی شریک کرده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/163325/اتل-متل-توتوله-1 «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون.]</ref>


مجازات بازنده نیز در نقاط مختلف [[ایران]] متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین می‌گذارد، افراد دیگر روی پشت او می‌زنند و این شعر را می‌خوانند:
==نحوه انجام بازی==
 
[[پرونده:اتل متل.jpg|جایگزین=بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر|بندانگشتی|بازی اتل متل دانش‌آموزان دختر]]
«تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟»
برای انجام این بازی، که شکلی نمایشی دارد، تعدادی از کودکان در کنار هم نشسته و پاهای خود را دراز می‌کنند. سپس، یکی از کودکان که به اوستا/استاد بازی معروف است، شعری هجایی می‌خواند و با خواندن هر هجا، روی پای بچه‌ها ضربه زده یا به پای آن‌ها، به‌ترتیب، اشاره می‌کند. همزمان با اتمام شعر، نوبت به پای هر بازیکنی که برسد، باید پای خود را جمع کند و این کار آن‌قدر ادامه می‌یابد تا همهٔ پاها جمع شده و تنها یک پا باقی بماند. پای باقی‌مانده، پای فرد بازنده است. البته در [[تهران]]، کودکی که در بازی باقی می‌ماند، برنده دانسته می‌شود و در دور بعدی، نقش اوسا را ایفا می‌کند.<ref>رضایی، بیرجندنامه، ۱۳۸۱ش، ص۵۲۰–۵۲۱؛ صفی‌نژاد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، ۱۳۵۵ش، ص۳۴۷؛ جهانشاهی، فرهنگ‌نامهٔ کودکان و نوجوانان، ج6، ۱۳۸۲ش، ص۶۳.</ref>


در این لحظه، یکی از کودکان، به اشاره اوسا، دست خود را بالا می‌گیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه می‌یابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و می‌خواند:
در [[تنکابن]]، خود اوسا نیز در بازی شرکت کرده و در صورتی‌که هر دو پای او جمع شود، بازیکنان باید اوسای دیگری را برای بازی انتخاب کنند.<ref>خلعتبری لیماکی، فرهنگ مردم تنکابن (شهسوار)، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۲–۱۸۳.</ref> کودکان در [[گیلان]]، در صورتی‌که تنها پای یک بازیکن باقی مانده باشد، بین او و زمین، شعر را دوباره می‌خوانند و اگر ترانه به پای بازیکن ختم شود، او پای خود را جمع می‌کند و در صورتی‌که به زمین ختم شود، بازیکنان دیگر، بازیکن بازنده را قلقلک می‌دهند.<ref>فقیه محمدی جلالی، سیمای کوچان، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۸–۲۷۹.</ref>


«رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را می‌کنن جلزّ و ولز»
در برخی نقاط نیز برای مشخص‌شدن برنده یا بازنده، کودکان باید با گفتن آخرین جملهٔ اوسا، پای خود را جمع کنند و کسی که این عمل را سریع انجام ندهد، می‌بازد. مجازات بازنده نیز متفاوت است. برای مثال، گاهی فرد بازنده روی زمین زانو زده و صورت بر زمین می‌گذارد، افراد دیگر روی پشت او می‌زنند و این شعر را می‌خوانند: «تاپ تاپ خمیر، شیشه پُر پنیر، دست کی بالا؟» در این لحظه، یکی از کودکان، به اشارۀ اوسا، دست خود را بالا می‌گیرد. اگر بازنده، درست تشخیص داد، دوباره نشسته و بازی ادامه می‌یابد. در صورت پاسخ اشتباه نیز، اوسا بر پشت بازنده زده و می‌خواند: «رفتیم دکون قصابی، دیدیم زنبور را می‌کنن جلزّ و ولز» در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگون‌های ریز از پشت بازنده می‌کنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛ کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، به‌صورت‌های دیگری نیز انجام می‌شود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی‌دادن به دیگران، فریاد یک‌نفس کشیدن با هجای «زو…»،<ref>ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.</ref> بازی شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> چهاردست‌وپا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچه‌های دیگر رقصیدن (در [[استان کردستان|کردستان]]).<ref>فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.</ref>


در این لحظه، بازیکنان شروع به گرفتن نیشگون‌های ریز از پشت بازنده می‌کنند.<ref>متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳–۳۹۴؛{{سخ}}
== متن شعر ==
کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref> مجازات بازنده، به‌صورت‌های دیگری نیز انجام می‌شود. برای مثال، روی یک پا دویدن، کولی دادن به دیگران، فریاد یک‌نفس کشیدن با هجای «زو…»،<ref>ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج1، ۱۳۴۲ش، ص188.</ref> [[بازی]] شاه و وزیر (با دستیاری اوسا)،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص107.</ref> چهاردست و پا روی زمین حرکت کردن و با آهنگ بچه‌های دیگر رقصیدن (در کردستان).<ref>فاروقی، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، ۱۳۶۹ش، ص۲۹۸–۲۹۹.</ref>
 
==متن شعر اتل متل==
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است به‌شرح زیر است:
روایتی از این شعر، که امروزه نیز رایج است به‌شرح زیر است:
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=
{{شعر|نستعلیق}}
اتل متل توتوله\\گاو حسن چه جوره؟
{{ب|اتل متل توتوله|گاو حسن چه جوره؟!}}
نه شیر داره نه پستون\\گاوش رو بردن هندستون
{{پایان شعر}}
\\یک زن کُردی بستون
{{پایان نستعلیق}}
اسمش رو بزار عم‌قزی\\دور کلاش قرمزی
{{آغاز نستعلیق}}
\\هاچین و واچین
{{شعر|نستعلیق}}
\\یک پات رو ور چین}}
{{ب|نه شیر داره نه پستون|گاوش رو بردن هندستون}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|یک زن کُردی بستون|اسمش رو بزار عم قزی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|دور کلاش قرمزی|هاچین و واچین، یک پات رو ور چین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


[[محمدعلی جمال‌زاده|جمالزاده]]، روایتی قدیمی‌تر از این شعر را این‌گونه بیان کرده است:<ref>جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛{{سخ}}
[[محمدعلی جمال‌زاده|جمال‌زاده]]، روایتی قدیمی‌تر از این شعر را این‌گونه بیان کرده است:<ref>جمال‌زاده، فرهنگ لغات عامیانه، ۱۳۴۱ش، ص5؛ متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref>
متحدین، دانشنامهٔ کوچک ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۳.</ref>
{{شعر جدید|متن=
{{آغاز نستعلیق}}
اتل متل توتوله\\گاب (گاو) حسن کوتوله
{{شعر|نستعلیق}}
نه شیر داره نه پستون\\شیرشو ببر کُردستون
{{ب|اتل متل توتوله|گاب (گاو) حسن کوتوله}}
\\یه زن کُردی بستون
{{پایان شعر}}
اسمشو بزار ستاره\\واسش بزن نقاره
{{پایان نستعلیق}}
یه چوب زدم به بلبل\\صداش رفت به استامبول
{{آغاز نستعلیق}}
استامبولم خراب شد\\بند دلم کباب شد
{{شعر|نستعلیق}}
\\هاچین و واچین
{{ب|نه شیر داره نه پستون|شیرشو ببر کُردستون}}
\\یه پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، می‌گویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref>
{{پایان نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=
{{آغاز نستعلیق}}
شیرشو بردن گلسون\\یه زن گرجی بسون
{{شعر|نستعلیق}}
اسمشو بذار عم‌قزی\\دور قباش قرمزی
{{ب|یه زن کُردی بستون|اسمشو بزار ستاره}}
\\اره اره به پات بزن
{{پایان شعر}}
\\درد دره}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|واسش بزن نقاره|یه چوب زدم به بلبل}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|صداش رفت به استامبول|استامبولم خراب شد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|بند دلم کباب شد|هاچین و واچین یه پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در روایتی دیگر از شعر این بازی، پس از خواندن هجاهای اول، می‌گویند:<ref>میرنیا، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، ۱۳۶۹ش، ص۲۶۴.</ref>
بچه‌های [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛ قزل ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=
{{شعر|نستعلیق}}
اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک\\احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه‌سر
{{ب|شیرشو بردن گلسون|یه زن گرجی بسون}}
شونه‌سر غوغا شد، مشت راستش واشد\\عباس کجا؟ تو باغچه. چی می‌چینه؟ آلوچه
{{پایان شعر}}
\\ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه
{{پایان نستعلیق}}
دسمال شاه سوخته شده\\آب طلا ریخته شده
{{آغاز نستعلیق}}
\\اره بره یکیش بزن به دره}}
{{شعر|نستعلیق}}
   
{{ب|اسمشو بذار عم قزی|دور قباش قرمزی}}
[[ایل بختیاری|بختیاری‌ها]] نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref>
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=
{{پایان نستعلیق}}
متل متل توت متل\\پنگه به شیر نون شکر
{{آغاز نستعلیق}}
ای حیدر بخد پدرت\\رو بجنگ شانظرت
{{شعر|نستعلیق}}
شانظر قرقو کنه\\پوسد سرس کلوکنه
{{ب|اره اره به پات بزن|درددره}}
اره بره یکیش بزن به در\\هپوسد سرس کلوکنه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
بچه‌های [[کرمان]]، در هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>لاریمر، فرهنگ مردم کرمان، ۱۳۵۳ش، ص۴۳؛{{سخ}}
قزل ایاغ، راهنمای بازی‌های ایران، ۱۳۷۹ش، ص۵۱۷.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اتلک تی تتلک پنجه بشه مال شکرک|احمدک، جون پدر، برو به جنگ شونه سر}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|شونه سر غوغا شد، مشت راستش واشد|عباس کجا؟ تو باغچه. چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ور دخترون خونه، ور پسرون کوچه|دسمال شاه سوخته شده}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|آب طلا ریخته شده|اره بره یکیش بزن به دره}}
  {{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
بختیاری‌ها نیز شعری متفاوت را هنگام اجرای این بازی می‌خوانند:<ref>عبداللهی موگویی، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|متل متل توت متل|پنگه به شیر نون شکر (کف دست به شیر نون و شکر)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ای حیدر بخد پدرت (ای حیدر بخت پدرت)|
رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|رو بجنگ شانظرت (برو به جنگ شانظرت)|شانظر قرقو کنه (شانظر غرق آب شود)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)|پوسد سرس کلوکنه (پوست کله‌اش سنگ آب شود)}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در [[سیستان]]، در حالی‌که اوسا به دست‌های بازیکنان ضربه می‌زند، می‌خواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref>
در [[سیستان]]، در حالی‌که اوسا به دست‌های بازیکنان ضربه می‌زند، می‌خواند:<ref>آذر خرداد، میراث سرزمین مردان مرد، ۱۳۸۳ش، ص۳۱۱–۳۱۲.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=
{{شعر|نستعلیق}}
کِریچو کِریچو پَندونِه\\موش رفته باله خونه
{{ب|کِریچو کِریچو پَندونِه| موش رفته باله خونه}}
همسایه را دزد برده\\از محل بالا برده
{{پایان شعر}}
کُدَش کُدَش اُرومه\\کوری ناتمومه
{{پایان نستعلیق}}
چش مرغک چَمومه\\کَلاچِل گِل کُیج دومه
{{آغاز نستعلیق}}
\\کریچوکِریچو پَندونِه}}
{{شعر|نستعلیق}}
 
{{ب|همسایه را دزد برده|از محل بالا برده}}
در [[رفسنجان]] نیز، ترانۀ این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref>
{{پایان شعر}}
{{شعر جدید|متن=
{{پایان نستعلیق}}
اتلک توتو تلک\\پنجهٔ موشو شکلک
{{آغاز نستعلیق}}
عباس کجا؟ تو باغچه\\چی می‌چینه؟ آلوچه
{{شعر|نستعلیق}}
آلوچهٔ سه گردو\\خبر بردن به اردو
{{ب|کُدَش کُدَش اُرومه|کوری ناتمومه}}
اردو خبردار شد\\عباس حالش زار شد
{{پایان شعر}}
\\ارش پرش
{{پایان نستعلیق}}
\\یکی بزن تا درش}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|چش مرغک چَمومه|کَلاچِل گِل کُیج دومه، کریچوکِریچو پَندونِه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
در رفسنجان نیز، ترانه این بازی کمی متفاوت است:<ref>کامرانی، «بازی اتل متل»، ۱۳۴۸ش، ص5.</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اتلک توتو تلک|پنجهٔ موشو شکلک}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|عباس کجا؟ تو باغچه|چی می‌چینه؟ آلوچه}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|آلوچهٔ سه گردو|خبر بردن به اردو}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اردو خبردار شد|عباس حالش زار شد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|ارش پرش |یکی بزن تا درش}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت می‌خوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛{{سخ}}
در سایر نقاط [[ایران]] نیز، این شعر را با زبان و گویش و مفاهیمی متفاوت می‌خوانند.<ref>محمدی، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۷–۳۲۸؛ محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛ پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده می‌شود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب.]</ref>
محمدی، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، ج1، ۱۳۸۴ش، ص219-220؛{{سخ}}
{{شعر جدید|متن=
رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران (ملایر)، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۲؛{{سخ}}
اتل متل یک مورچه\\قدم می‌زد تو کوچه
پاینده، فرهنگ گیل و دیلم، ۱۳۶۶ش، ص۹۲.</ref> امروزه، انواع دیگری از این شعر در [[ایران]]، با مفاهیمی آموزشی خوانده می‌شود، برای مثال:<ref>[https://sevteb.com/atal-matal-tootoole/ «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، سایت سیوطب.]</ref>
اومد یک کفش ولگرد\\پای اونو لگد کرد
{{آغاز نستعلیق}}
مورچۀ پا شکسته\\راه نمی‌ره نشسته
{{شعر|نستعلیق}}
\\با برگی پاشو بسته
{{ب|اتل متل یک مورچه |قدم می‌زد تو کوچه}}
مورچه جونم تو ماهی\\خوب بشه پات الهی
{{پایان شعر}}
\\هاچین و واچین
{{پایان نستعلیق}}
\\یک پاتو ورچین}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|اومد یک کفش ولگرد |پای اونو لگد کرد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|مورچه پا شکسته|راه نمی‌ره نشسته}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|با برگی پاشو بسته|مورچه جونم تو ماهی}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|خوب بشه پات الهی|هاچین و واچین، یک پاتو ورچین}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


==پانویس==
==پانویس==
خط ۲۳۱: خط ۱۲۱:
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
* آذر خرداد، محمد، میراث سرزمین مردان مرد، سیوستان، زاهدان، ۱۳۸۳ش.
* «اتل متل توتوله»، سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
* «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، سایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
* ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
* ایرانشهر، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، تهران، ۱۳۴۲ش.
* «اتل متل توتوله»، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ دی ۱۴۰۰ش.
* «اتل متل توتوسه، گاو حسن و چند موضوع دیگر!»، وب‌سایت سیوطب، تاریخ بارگذاری: ۱۸ مرداد ۱۴۰۰ش.
* بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به‌تحقیق محمد گلبن، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۱ش.
* بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، به‌تحقیق محمد گلبن، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۱ش.
* پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
* پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
خط ۲۴۴: خط ۱۳۴:
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
* صفی‌نژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب‌آباد، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵ش.
* عبداللهی موگویی، احمد، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
* عبداللهی موگویی، احمد، ترانه‌ها و مثل‌های بختیاری، اصفهان، فردا، ۱۳۷۲ش.
*کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
* کامرانی، محمود، «بازی اتل متل»، تهران، فردوسی، شماره ۹۲۸، ۱۳۴۸ش.
* فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
* فاروقی، عمر، نظری به تاریخ و فرهنگ سقز کردستان، سقز، ۱۳۶۹ش.
* فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، به‌تحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
* فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، سیمای کوچان، به‌تحقیق رجبعلی یحیایی، قم، بخشایش، ۱۳۸۲ش.
خط ۲۵۲: خط ۱۴۲:
* محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
* محمدی (کلهر)، آیت و محمدی، فاطمه، فرهنگ بازی‌های محلی ایلام، تهران، سمیرا، ۱۳۸۴ش.
* محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
* محمدی، محمدهادی و دیگران، تاریخ ادبیات کودکان، تهران، چیستا، ۱۳۸۰ش.
* محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صدا و سیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
* محمدی، مهین و کامرانی، حسن، ایل لر اویون لار (تحقیقی پیرامون معرفی ۱۰۰ بازی محلی رایج استان اردبیل)، صداوسیمای اردبیل، ۱۳۸۴ش.
* «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
* «معنی شعر ۵۰۰ ساله اتل متل توتوله چیست؟» وب‌سایت خبر فوری، تاریخ بارگذاری: ۱ اسفند ۱۳۹۹ش.
* میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.
* میرنیا، علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، پارسا، ۱۳۶۹ش.
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}