پرش به محتوا

آلو: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «alt=میوهٔ آلو|بندانگشتی|میوهٔ آلو در رنگ‌های مختلف '''آلو'''؛ میوهٔ خوش‌طعم بومی با تنوع، خواص و جایگاه فرهنگی در ایران آلو، نام گروهی از میوه‌های تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که به‌صورت خام، خشک‌شده و در انواع خ...» ایجاد کرد
 
ایجاد لینک داخلی
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:آلو (1).jpg|alt=میوهٔ آلو|بندانگشتی|میوهٔ آلو در رنگ‌های مختلف]]
[[پرونده:آلو (1).jpg|alt=میوهٔ آلو|بندانگشتی|میوهٔ آلو در رنگ‌های مختلف]]
'''آلو'''؛ میوهٔ خوش‌طعم بومی با تنوع، خواص و جایگاه فرهنگی در ایران
'''{{درشت|آلو}}'''، میوه‌ای خوش‌طعم با تنوع، خواص و جایگاه فرهنگی در ایران.


آلو، نام گروهی از میوه‌های تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که به‌صورت خام، خشک‌شده و در انواع خوراک مصرف می‌شوند.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=آلو&f=amid عمید، فرهنگ فارسی، ذیل واژه آلو، سایت واژه‌یاب.]</ref> این میوه بومی ایران بوده و در رنگ‌ها، اشکال و اندازه‌های متنوع مانند آلو، آلوچه، آلوزرد، آلوسیاه، آلو بخارا، آلوی کوهی و آلوی سفید در سراسر ایران، از مناطق شمالی و غربی تا شرقی و جنوبی، به شکل خودرو و اهلی رویش دارد. گاهی، این میوه‌ها را با نام‌های دیگری همچون زردآلو و شفتالو نیز می‌شناسند. در سال‌های اخیر، برخی از انواع اصلاح شدهٔ آلو و برخی از درختان زینتی مرتبط با آن‌ها نیز وارد ایران شده است.<ref>مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص433-434.</ref>
آلو، میوه‌ای تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که بومی ایران بوده و با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در بیشتر مناطق [[ایران]] می‌روید. این میوه در [[فرهنگ ایرانی]] جایگاه ویژه‌ای دارد؛ هم در خوراک‌های سنتی و هم در [[تنقلات]]، [[مربا|مرباها]] و آیین‌های بومی به کار می‌رود. در [[طب سنتی]]، طبع آلو، سرد و تر دانسته شده و برای درمان یبوست، کم‌خونی، رفع عطش، تقویت معده و دفع صفرا مفید است. [[ابن‌سینا]] و دیگر پزشکان کهن به تفاوت انواع آلو از نظر قوت و ملیّن‌بودن اشاره کرده‌اند. آلو همچنین در [[ادبیات فارسی]] و [[ضرب‌المثل|مثل‌های]] ایرانی حضور دارد و سیاحانی مانند [[ژان شاردن|شاردن]] و [[ژان باتیست تاورنیه|تاورنیه]] در سفرنامه‌های خود از آلوهای ایران یاد کرده‌اند.


==واژه‌شناسی و نام‌ها==
== معرفی ==
واژهٔ آلو، ریشه در زبان پهلوی دارد<ref>MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, P79; Junker, Farhangi pahlavic, 1912, P120;{{سخ}}
آلو، نام گروهی از میوه‌های تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که به‌صورت خام، خشک‌شده و در انواع خوراک، مصرف می‌شوند.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=آلو&f=amid عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آلو.]</ref> این میوه، بومی ایران بوده و در رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌های متنوع مانند آلو، آلوچه، آلوزرد، آلوسیاه، آلو بخارا، آلوی کوهی و آلوی سفید در سراسر ایران، از مناطق شمالی و غربی تا شرقی و جنوبی، به شکل خودرو و اهلی رویش دارد. گاهی، این میوه‌ها را با نام‌های دیگری همچون زردآلو و شفتالو نیز می‌شناسند. در سال‌های اخیر، برخی از انواع اصلاح شدهٔ آلو و برخی از درختان زینتی مرتبط با آن‌ها نیز وارد ایران شده است.<ref>مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص433-434.</ref>
عریان، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، ۱۳۷۷ش، ص۸۴–۸۵.</ref> و فرهنگ آنندراج، واژه آلو را برگرفته از آل، به‌معنی رنگ سرخ دانسته است.<ref>ابن‌میمون، شرح اسماء العقار، ۱۹۴۰م، ص۵؛{{سخ}}
طلاس، المعجم الطبی النباتی، ۱۴۰۹ق، ص۶۰۵.</ref> در گویش‌های مختلف ایرانی، آلو را به نام‌های متنوعی می‌شناسند، برای مثال، در گویش طبری، آن را «هالی» و در زبان گیلکی آن را «خالو» و «آلو» می‌نامند.<ref>معین، حاشیه بر برهان قاطع، ۱۳۳۰ش، ص۵۸.</ref> در نقاط دیگر، آلو به نام‌هایی مانند «آلچه»، «اَلو»، «هَلو»، «خلو» و «خلوگرده» شناخته می‌شود.<ref>ثابتی، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۵۵ش، ص۵۴۸.</ref> برخی از پژوهشگران معتقدند که اگر واژه آلو تنها و بدون همراهی واژه‌ای دیگر به کار رود، به آلوی زرد بخارایی اشاره دارد.<ref>قهرمان، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.</ref>


==خاستگاه و پیشینه آلو==
در آثار سیاحان و گردشگران نیز به انواع و طعم آلو در ایران اشاره شده است؛ شاردن به آلوهای شهر بخارا،<ref>شاردن، سیاحت‌نامه، ج4، ۱۳۵۰ش، ص83.</ref> تاورنیه به انواع زردآلوهای ایرانی و طعم شیرین آن‌ها،<ref>تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص365.</ref> و [[یاکوب ادوارد پولاک|پولاک]] به معطر بودن درختان این گیاه در مناطق کوهستانی اشاره کرده‌اند.<ref>پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۳۶۷.</ref>
در [[ایران]]، آلو به صورت خودرو و اهلی در مناطق شمالی (مانند گرگان، [[مازندران]] و [[گیلان]])، مناطق غربی (مانند آذربایجان و [[کرمانشاه (استان)|کرمانشاه]]) مناطق شرقی([[خراسان رضوی]])، مناطق جنوبی (فارس) و مناطق مرکزی (مانند همدان، لرستان، سمنان و [[تهران]]) رویش دارد.<ref>مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص745؛ [https://fardinkesht.com/آلو-و-نیازهای-محیطی-آن/ «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت شرکت فردین کشت]</ref>


در منابع باستانی ایرانی، مانند گفت‌وگوی خسرو و ریدک<ref>متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۷۶.</ref> و بندهش،<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص88.</ref> و همچنین در منابع یونانی، به آلوهای ایران اشاره شده است.<ref>Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, 1920, V.IV, P23.</ref> پلینی اکبر، دانشمند علوم طبیعی، خاستگاه هلو را سرزمین پارس و زردآلو را ارمنستان معرفی کرده است.<ref>Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, 1855, V.X, P.5.</ref>{{سخ}}مباحث تخصصی دربارهٔ کشت و برداشت این میوه و فواید و مضرات آن نیز در برخی آثار قدیمی وجود دارد،<ref>ابن‌وحشیه، الفلاحة النبطیة، ۱۹۹۵م، ص۱۱۸۹–۱۱۹۰؛ ابوطاهر سمرقندی، سمریه، ۱۳۴۳ش، ص۲۲ و 28؛ ابن‌بطلان، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ ق)، ۱۳۶۶ش، ص8؛ مالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص130؛ رشیدالدین آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص۱۸–۱۹.</ref> که گاهی به‌منظور تلطیف متن، با اشعاری همراه شده است، مانند:<ref>فاضل هروی، ارشاد الزراعه، ۱۳۴۶ش، ص۱۸۴–۱۸۵.</ref>{{سخ}}
== واژه‌شناسی ==
{{آغاز نستعلیق}}
واژهٔ آلو، ریشه در [[زبان پهلوی]] دارد<ref>MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, P79; Junker, Farhangi pahlavic, 1912, P120; عریان، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، ۱۳۷۷ش، ص۸۴–۸۵.</ref> و فرهنگ آنندراج، واژه آلو را برگرفته از آل، به معنی رنگ سرخ دانسته است.<ref>ابن‌میمون، شرح اسماء العقار، ۱۹۴۰م، ص۵؛ طلاس، المعجم الطبی النباتی، ۱۴۰۹ق، ص۶۰۵.</ref> در گویش‌های مختلف ایرانی، آلو را به نام‌های متنوعی می‌شناسند، برای مثال، در گویش طبری، آن را «هالی» و در زبان گیلکی آن را «خالو» و «آلو» می‌نامند.<ref>معین، حاشیه بر برهان قاطع، ۱۳۳۰ش، ص۵۸.</ref> در نقاط دیگر، آلو به نام‌هایی مانند «آلچه»، «اَلو»، «هَلو»، «خلو» و «خلوگرده» شناخته می‌شود.<ref>ثابتی، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۵۵ش، ص۵۴۸.</ref> برخی پژوهشگران معتقدند؛ اگر واژهٔ آلو تنها و بدون همراهی واژه‌ای دیگر به کار رود، به آلوی زرد بخارایی اشاره دارد.<ref>قهرمان و اخوت، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.</ref>
{{شعر|نستعلیق}}
{{ب|از گلشن فردوس بود آلوی بالو|مطلوب به صفرا و دوای دل و جان است}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


==کاربرد آلو در فرهنگ ایرانی==
== پراکندگی جغرافیایی آلو در ایران ==
آلو جایگاهی پررنگ در فرهنگ ایرانی دارد؛ کاربرد آن را می‌توان از برخی مراسم و مناسبت‌ها، چون اعیاد و [[جشن]]‌ها و اوقات فراغت، تا طبابت‌های عامیانه و محلی دنبال کرد. این میوه نه‌تنها بخشی از فرهنگ غذایی، بلکه جزئی از برخی رسوم ایرانی است و هم به صورت خام و هم در انواع خوراک به کار می‌رود.
در [[ایران]]، آلو به‌صورت خودرو و اهلی در مناطق شمالی مانند [[استان گلستان]]، [[مازندران]] و [[گیلان]]، مناطق غربی مانند [[آذربایجان شرقی]] و [[آذربایجان غربی|غربی]] و [[استان کرمانشاه|کرمانشاه]]، مناطق شرقی مانند [[خراسان رضوی]]، مناطق جنوبی مانند [[استان فارس]] و مناطق مرکزی مانند استان‌های [[استان همدان|همدان]]، [[لرستان]]، [[استان سمنان|سمنان]] و [[استان تهران|تهران]]، رویش دارد.<ref>مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص745؛ [https://fardinkesht.com/آلو-و-نیازهای-محیطی-آن/ «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت شرکت فردین کشت]</ref> در منابع باستانی، مانند گفت‌وگوی خسرو و ریدک<ref>متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۷۶.</ref> و بندهش<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص88.</ref> و نیز در منابع یونانی، به آلوهای ایران اشاره شده است.<ref>Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, 1920, V.IV, P23.</ref> پلینی اکبر، دانشمند علوم طبیعی، خاستگاه هلو را سرزمین پارس معرفی کرده است.<ref>Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, 1855, V.X, P.5.</ref>


===خواص و کاربرد درمانی آلو===
مباحث تخصصی دربارهٔ کشت و برداشت این میوه و فواید و مضرات آن نیز در برخی آثار قدیمی وجود دارد،<ref>ابن‌وحشیه، الفلاحة النبطیة، ۱۹۹۵م، ص۱۱۸۹–۱۱۹۰؛ ابوطاهر سمرقندی، سمریه، ۱۳۴۳ش، ص۲۲ و 28؛ ابن‌بطلان، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ ق)، ۱۳۶۶ش، ص8؛ جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص130؛ رشیدالدین آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص۱۸–۱۹.</ref> که گاهی به‌منظور تلطیف متن، با اشعاری همراه شده است، مانند:<ref>فاضل هروی، ارشاد الزراعه، ۱۳۴۶ش، ص۱۸۴–۱۸۵.</ref>
به گفته کارشناسان تغذیه آلو سرشار از مواد معدنی، ویتامین و مقادیر فراوانی از نیاسین، ریبوفلاوین و تیامین است. این میوه چربی کمی دارد و سرشار از فیبر و [[آب]] است. تقویت گوارش و درمان یبوست و درمان کم‌خونی از مهم‌ترین خواص دارویی آلو است.<ref>[https://nargil.ir/Plant.aspx?Name=Prunus-Domestica&cid=6298 «آلو»، وب‌سایت نارگیل]</ref> افزون بر این، در برخی از روایات اسلامی، به مصرف متعادل آن برای درمان برخی از بیماری‌های مفصلی توصیه شده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1388418 «میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان(ع)»، وب‌سایت راسخون]</ref>
{{شعر جدید|متن=از گلشن فردوس بود آلوی بالو \\ مطلوب به صفرا و دوای دل و جان است}}


===کاربرد آلو در طب سنتی ایرانی===
== کاربرد آلو در فرهنگ ایرانی ==
در بیشتر کتاب‌های کهن طب سنتی دربارهٔ خواص و طبع آلو خواص و فواید بسیاری گفته شده است. دربارهٔ این میوه در کتاب‌هایی مانند «مخزن الادویه»، «قرابادین کبیر» و «قانون» مطالب علمی متنوعی درج شده است.<ref>[https://www.ibna.ir/news/233850/کتاب-های-کهن-طب-سنتی-درباره-خواص-آلو-چه-می-Ú¯ÙˆÛ «کتاب‌های کهن طب سنتی درباره خواص آلو چه می‌گویند»؟ وب سایت ایبنا]</ref>
آلو جایگاهی پررنگ در [[فرهنگ ایرانی]] دارد؛ کاربرد آن را می‌توان در برخی مراسم و مناسبت‌ها، چون اعیاد و [[جشن]]‌ها و [[اوقات فراغت]]، تا طبابت‌های عامیانه و محلی، مشاهده کرد. این میوه نه‌تنها بخشی از فرهنگ غذایی، بلکه جزئی از برخی رسوم ایرانی است و هم به‌صورت خام و هم در انواع خوراک به کار می‌رود.


[[ابن‌سینا|ابن سینا]]، ضمن بررسی انواع آلو، معتقد است که آلوی بُستی از آلوی سیاه قوی‌تر، آلوی زرد از آلوی سرخ مؤثرتر و ملین‌تر است و آلوی سفید، مات و سنگین بوده و آلوی ارمنی نیز از تمام انواع آلو شیرین‌تر و ملین‌تر است. ابو علی سینا در کتاب قانون خود دربارهٔ خواص شربت آلو بخارا توضیح داده و آن را مانعی برای رفع تشنگی می‌داند.<ref>ابن‌سینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص74.</ref>
=== خواص درمانی آلو ===
به گفته کارشناسان تغذیه، آلو سرشار از مواد معدنی، ویتامین و مقادیر فراوانی از نیاسین، ریبوفلاوین و تیامین است. این میوه چربی کمی دارد و سرشار از فیبر و [[آب]] است. تقویت گوارش و درمان یبوست و درمان کم‌خونی از مهم‌ترین خواص دارویی آلو است.<ref>[https://nargil.ir/Plant.aspx?Name=Prunus-Domestica&cid=6298 «آلو»، وب‌سایت نارگیل.]</ref> افزون بر این، در برخی روایات اسلامی، به مصرف متعادل آن برای درمان برخی از بیماری‌های مفصلی توصیه شده است.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1388418 «میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان»، وب‌سایت راسخون]</ref>


برخی دیگر از طبیبان نیز، به بیان خواص مختلف آلو پرداخته‌اند. برای مثال، طبع آلو سرد و تر است<ref>ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۴۶ش، ص7-8.</ref> و برای درمان یبوست بسیار مفید است.<ref>جرجانی، الاغراض الطبیة، ۱۳۴۵ش، ص۵۸۵.</ref>
=== کاربرد آلو در طب سنتی ===
 
بیشتر کتاب‌های طب سنتی به خواص و فواید آلو اشاره کرده‌اند؛<ref>[https://www.ibna.ir/news/233850/کتاب-های-کهن-طب-سنتی-درباره-خواص-آلو-چه-می-Ú¯ÙˆÛ «کتاب‌های کهن طب سنتی درباره خواص آلو چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا]</ref> ازجمله [[ابن‌سینا]]، ضمن بررسی انواع آلو، معتقد است که آلوی بُستی از آلوی سیاه قوی‌تر، آلوی زرد از آلوی سرخ مؤثرتر و ملین‌تر است و آلوی سفید، مات و سنگین بوده و آلوی ارمنی نیز از تمام انواع آلو شیرین‌تر و ملین‌تر است. ابوعلی سینا در کتاب [[قانون در طب]] دربارهٔ خواص شربت آلو بخارا توضیح داده و آن را مانعی برای رفع تشنگی می‌داند.<ref>ابن‌سینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص74.</ref> برخی دیگر از طبیبان با اشاره به طبع سرد و تر آلو،<ref>ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۴۶ش، ص7-8.</ref> آن را برای درمان یبوست مفید دانسته‌اند.<ref>جرجانی، الاغراض الطبیة، ۱۳۴۵ش، ص۵۸۵.</ref> جوشاندهٔ برگ درخت آلو نیز، برای لثه و لوزه مفید است. برخی دیگر از طبیبان، آلو را برای رفع عطش، رفع بوی بد دهان، تقویت معده و دفع تب نیز مفید می‌دانند.<ref>گیلانی، حفظ الصحهٔ ناصری، ۱۳۸۲ش، ص248-250.</ref> شربت و مربای آلو نیز برای امراض صفراوی-بلغمی<ref>حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، ۱۳۸۳ش، ص۳۲؛ نفیسی، پزشکی‌نامه، ۱۳۱۷ق، ص۳۵۱.</ref> و رفع سردرد مفید است.<ref>حکیم فریدالدین، طب فریدی، ۱۳۸۳ش، ص۳؛ عقیلی علوی شیرازی، مخزن الادویة، ۱۲۵۹ق، ص۱۰۶–۱۰۷.</ref> در ملایر، برای رفع سردرد ناشی از صفرا، از آلوبخارا استفاده می‌کنند.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۹–۲۸۰.</ref> در [[خراسان]]، کچلی را با آلوچه درمان می‌کنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶۴.</ref> همچنین، آلو در گروه داروهای مُسکن برای بیماری‌هایی مانند بواسیر حضور دارد. در ایلام، نیز جوشانده آلوسیاه برای دفع صفرا مفید دانسته می‌شود.<ref>اسدیان خرم‌آبادی، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۶۹.</ref>
همچنین، جوشاندهٔ برگ درخت آلو نیز، برای لثه و لوزه مفید است. برخی دیگر از طبیبان، آلو را برای رفع عطش، رفع بوی بد دهان، تقویت معده و دفع تب نیز مفید می‌دانند.<ref>گیلانی، حفظ الصحهٔ ناصری، ۱۳۸۲ش، ص248-250.</ref> شربت و مربای آلو نیز برای امراض صفراوی بلغمی<ref>حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، ۱۳۸۳ش، ص۳۲؛ نفیسی، پزشکی‌نامه، ۱۳۱۷ق، ص۳۵۱.</ref> و رفع سردرد مفید است.<ref>حکیم فریدالدین، طب فریدی، ۱۳۸۳ش، ص۳؛{{سخ}}
=== کاربرد آلو در غذا و خوراک ===
عقیلی علوی شیرازی، مخزن الادویة، ۱۲۵۹ق، ص۱۰۶–۱۰۷.</ref>
 
آلو در طب محلی مناطق مختلف ایران نمود دارد، به‌عنوان مثال در ملایر، برای رفع سردرد ناشی از صفرا، از آلوبخارا، لیموعمانی و غوره استفاده می‌کنند.<ref>رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۹–۲۸۰.</ref> در [[خراسان]]، کچلی را با آلوچه درمان می‌کنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶۴.</ref> همچنین، آلو در گروه داروهای مُسکن برای بیماری‌هایی مانند بواسیر حضور دارد. در ایلام، نیز، جوشانده آلوسیاه را برای دفع صفرا مفید می‌دانند.<ref>اسدیان خرم‌آبادی، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۶۹.</ref>
 
===کاربرد آلو در انواع غذا و خوراک ایرانیان===
[[پرونده:آلو (2).jpg|جایگزین=خورش آلو مسما شمالی با مرغ|بندانگشتی|خورش آلو مسما شمالی با مرغ]]
[[پرونده:آلو (2).jpg|جایگزین=خورش آلو مسما شمالی با مرغ|بندانگشتی|خورش آلو مسما شمالی با مرغ]]
آلو در انواع خوراک‌های محلی مناطق مختلفی از ایران بکار می‌رود، از جمله در انواع آش مانند آش شب عید، آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه.<ref>باورچی بغدادی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۸۹ و ۲۰۱ و ۲۱۴ و ۲۲۲ و ۲۳۳.</ref> خورش آلو اسفناج، خورش آلو مسما، خورش آلوگشنیز در مناطق شمالی و جنوبی ایران طبخ می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، ج1، ۱۳۸۴ش، ص617 و 867 و 929.</ref> خورش‌های آلو میگو، به آلو و باقله آلوچه نیز در سیرجان،<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۵–۳۹۷.</ref> قیمه آلو در [[کازرون]]،<ref>مظلوم‌زاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۲.</ref> خورش آلو زرد و آلو سیاه در [[کردستان]]،<ref>انصافجویی، آشپزی کردستان، ۱۳۸۶ش، ص۴۱۵–۴۱۶.</ref> استفاده از آلو در مرغ شکم‌پر، ماهی شکم‌پر و انواع کوفته رایج است.<ref>رحمانی‌نژاد، سفرهٔ ایل قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۵۳؛{{سخ}}
آلو در انواع خوراک‌های محلی مناطق مختلف ایران به کار می‌رود، ازجمله در انواع [[آش]] مانند آش شب عید، آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه.<ref>باورچی بغدادی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۸۹ و ۲۰۱ و ۲۱۴ و ۲۲۲ و ۲۳۳.</ref> خورش آلو اسفناج، خورش آلو مسما، خورش آلوگشنیز در مناطق شمالی و جنوبی ایران طبخ می‌شود.<ref>دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، ج1، ۱۳۸۴ش، ص617 و 867 و 929.</ref> خورش‌های آلو میگو، به‌آلو و باقله آلوچه نیز در سیرجان،<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۵–۳۹۷.</ref> قیمه‌آلو در [[کازرون]]،<ref>مظلوم‌زاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۲.</ref> خورش آلوزرد و آلوسیاه در [[استان کردستان|کردستان]]،<ref>انصاف‌جویی، آشپزی کردستان، ۱۳۸۶ش، ص۴۱۵–۴۱۶.</ref> استفاده از آلو در مرغ شکم‌پر، ماهی شکم‌پر و انواع کوفته رایج است.<ref>رحمانی‌نژاد، سفرهٔ ایل قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۵۳؛ دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۶.</ref> [[بسحاق اطعمه]] نیز انواع آلو را ازجمله خوراکی‌های اشتهاآور معرفی کرده است.<ref>بسحاق اطعمه، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص23.</ref>
دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۶.</ref> بسحاق اطعمه نیز انواع آلو را از جمله خوراکی‌های اشتهاآور معرفی کرده است.<ref>بسحاق اطعمه، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص23.</ref>


===کاربرد آلو به‌عنوان چاشنی، تنقلات و پذیرایی مراسمات===
=== کاربرد آلو به‌عنوان تنقلات ===
[[پرونده:آلو (3).jpg|جایگزین=مربای آلو سیاه|بندانگشتی|مربای آلو سیاه]]
[[پرونده:آلو (3).jpg|جایگزین=مربای آلو سیاه|بندانگشتی|مربای آلو سیاه]]
آلو در انواع [[آجیل]]، خشکبار، و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]] و عیدانه ایرانیان استفاده می‌شود. البته در این موارد بیشتر از برگهٔ آلو یا زردآلو و نیز هسته‌های بودادهٔ زردآلو استفاده شده است.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۴۶۱.</ref>
آلو در انواع [[آجیل]]، خشکبار و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]] و عیدانه ایرانیان استفاده می‌شود. البته در این موارد بیشتر از برگهٔ آلو یا زردآلو و نیز هسته‌های بودادهٔ زردآلو استفاده شده است.<ref>شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۴۶۱.</ref>


در مراسم «عاروس وینی (عروس‌بینی)» در [[تنکابن (شهرستان)|تنکابن]]، پدر عروس از مهمانان با خوراکی‌های مخصوصی از جمله آلو پذیرایی می‌کند.<ref>دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.</ref> همچنین، انواع آلو و آلوچه، توسط زنانی که به‌صورت گروهی به [[حمام]] می‌رفتند، خورده می‌شد تا بخار و گرمای آن‌جا موجب سردرد آن‌ها نشود.<ref>آقاجمال خوانساری، عقایدالنساء و مرآت البل‌ها، ۱۳۴۹ش، ص۱۸–۱۹.</ref> همچنین در مناطق مختلفی از [[ایران]] به‌ویژه در مناطق شمال کشور به صورت [[مربا]]، [[ترشی]]، لواشک، شیرینی و دسر، [[نان]] و کلوچه، کمپوت و [[شربت]]، [[مصرف]] می‌شود.<ref>[https://www.kooche-bagh.ir/post-alo-8 «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب سایت کوچه باغ]؛ احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص۳۴۱.</ref>
در مراسم عاروس‌وینی (عروس‌بینی) در [[تنکابن (شهرستان)|تنکابن]]، پدر عروس از مهمانان با خوراکی‌های مخصوصی ازجمله آلو پذیرایی می‌کند.<ref>دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.</ref> همچنین، انواع آلو و آلوچه، توسط زنانی که به‌صورت گروهی به [[حمام]] می‌رفتند، خورده می‌شد تا بخار و گرمای آن‌جا موجب سردرد آن‌ها نشود.<ref>آقاجمال خوانساری، عقایدالنساء و مرآت البل‌ها، ۱۳۴۹ش، ص۱۸–۱۹.</ref> همچنین آلو در مناطق مختلفی از [[ایران]] به‌ویژه در مناطق شمال کشور به‌صورت [[مربا]]، [[ترشی]]، [[لواشک]]، شیرینی و دسر، [[نان]] و کلوچه، کمپوت و [[شربت]]، مصرف می‌شود.<ref>[https://www.kooche-bagh.ir/post-alo-8 «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب سایت کوچه باغ]؛ احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص۳۴۱.</ref>


==آلو در ادبیات و تاریخ ایران==
== آلو در ادبیات فارسی ==
آلو و انواع آن در نظم و نثر فارسی و در قالب مَثَل‌ها حضور دارد: «آلوچه به آلو نِگرد رنگ برآرد»،<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۵۲ش، ص۴۱.</ref> «آلو به گلو»، «آلوی کرمویی توی خیک کسی بودن»،<ref>نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۷۸ش، ص۳۶.</ref> «آلو به باغ و هالو به ده راه مده»،<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص۴۶.</ref> و «آلو از آلو رنگ می‌گیرد و همسایه از همسایه پند».<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۱ش، ص۴۵.</ref> همچنین مَتَل‌هایی نیز از واژه آلو بهره گرفته‌اند، مانند: «خانوما کجان تو باغچه، چی میچینن آلوچه، آلوچه‌های غنچه…».
آلو و انواع آن در نظم و نثر فارسی و در قالب مَثَل‌ها حضور دارد، مانند: «خانوما کجان تو باغچه، چی می‌چینن آلوچه، آلوچه‌های غنچه…».


علاوه بر این، در آثار سیاحان و گردشگران نیز به انواع و طعم آلو در ایران اشاره شده است؛ شاردن به آلوهای شهر بخارا،<ref>شاردن، سیاحت‌نامه، ج4، ۱۳۵۰ش، ص83.</ref> تاورنیه به انواع زردآلوهای ایرانی و طعم شیرین آن‌ها،<ref>تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص365.</ref> و پولاک به معطر بودن درختان این گیاه در مناطقی کوهستان<ref>پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۳۶۷.</ref> اشاره کرده‌اند.
* آلوچه به آلو نِگَرَد رنگ برآرد»<ref>دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۵۲ش، ص۴۱.</ref>
* آلو به گلو
* آلوی کرمویی توی خیک کسی بودن<ref>نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۷۸ش، ص۳۶.</ref>  
* آلو به باغ و هالو به ده راه مده<ref>امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص۴۶.</ref>  
* آلو از آلو رنگ می‌گیرد و همسایه از همسایه پند<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۱ش، ص۴۵.</ref>


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


==منابع==
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* آقاجمال خوانساری، محمد، عقاید النساء و مرآت البل‌ها، به‌تحقیق محمود کتیرایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۴۹ش.
* آقاجمال خوانساری، محمد، عقاید النساء و مرآت البل‌ها، به‌تحقیق محمود کتیرایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۴۹ش.
* «آلو»، وب‌سایت نارگیل، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
* «آلو»، وب‌سایت نارگیل، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
* ابن‌بطلان، مختار، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ق)، به‌تحقیق غلامحسین یوسفی، تهران، ]بی‌نا[، ۱۳۶۶ش.
* ابوطاهر سمرقندی، سمریه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۳ش.
*ابن‌سینا، قانون، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش.
* ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به‌تحقیق احمد بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶ش.
*ابن‌میمون، موسی، شرح اسماء العقار، به‌تحقیق ماکس مایرهف، بغداد / ترکیه، ]بی‌نا[، ۱۹۴۰م.
* احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
*ابن‌وحشیه، احمد، الفلاحة النبطیة، به‌تحقیق توفیق فهد، دمشق، محمد عربی خطّابی، ۱۹۹۵م.
* اسدیان خرم‌آبادی، محمد و دیگران، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۸ش.
*ابوطاهر سمرقندی، سمریه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۳ش.
* امینی، امیرقلی، فرهنگ عوام، اصفهان، علمی، ۱۳۵۰ش.
*ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به‌تحقیق احمد بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶ش.
* ابن‌بطلان، مختار، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ق)، به‌تحقیق غلامحسین یوسفی، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۶ش.
*احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
* ابن‌سینا، قانون، ترجمهٔ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش.
*اسدیان خرم‌آبادی، محمد و دیگران، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۸ش.
* ابن‌میمون، موسی، شرح اسماء العقار، به‌تحقیق ماکس مایرهف، بغداد، ترکیه، بی‌نا، ۱۹۴۰م.
*امینی، امیرقلی، فرهنگ عوام، اصفهان، علمی، ۱۳۵۰ش.
* ابن‌وحشیه، احمد، الفلاحة النبطیة، به‌تحقیق توفیق فهد، دمشق، محمد عربی خطّابی، ۱۹۹۵م.
*انصافجویی، محمد و دیگران، آشپزی کردستان، سنندج، گوران، ۱۳۸۶ش.
* انصاف‌جویی، محمد و دیگران، آشپزی کردستان، سنندج، گوران، ۱۳۸۶ش.
*باورچی بغدادی، محمدعلی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورۀ صفوی، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، سروش، ۱۳۶۰ش.
* باورچی بغدادی، محمدعلی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، سروش، ۱۳۶۰ش.
*بسحاق اطعمه، کلیات، به‌تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۲ش.
* بسحاق اطعمه، کلیات، به‌تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۲ش.
*بهمنیار، احمد، داستان‌نامۀ بهمنیاری، به‌تحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱ش.
* بهمنیار، احمد، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، به‌تحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱ش.
*بندهش، ترجمۀ مهرداد بهار، تهران، توس، ۱۳۶۹ش.
* بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران، توس، ۱۳۶۹ش.
*پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
* پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
*تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمۀ ابوتراب نوری، به‌تحقیق حمید شیرازی، تهران، کتاب‌فروشی تأیید، ۱۳۶۳ش.
* تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمهٔ ابوتراب نوری، به‌تحقیق حمید شیرازی، تهران، کتاب‌فروشی تأیید، ۱۳۶۳ش.
*ثابتی، حبیب‌الله، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، وزارت کشاورزی، سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، ۱۳۵۵ش.
* ثابتی، حبیب‌الله، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، وزارت کشاورزی، سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، ۱۳۵۵ش.
*جرجانی، اسماعیل، الاغراض الطبیة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۵ش.
* جرجانی، اسماعیل، الاغراض الطبیة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۵ش.
*جمالی یزدی، مطهر، فرخ‌نامه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.
* جمالی یزدی، مطهر، فرخ‌نامه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.
*حاتمی، «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت شرکت فردین، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
* حاتمی، «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت فردین کشت، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
*حکیم فریدالدین، طب فریدی، تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
* حکیم فریدالدین، طب فریدی، تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
*حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
* حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
*دانای علمی، جهانگیر، فرهنگ عامۀ مردم تنکابن، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
* دانای علمی، جهانگیر، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
*دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
* دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
*دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، ]بی‌نا[، ۱۳۵۲ش.
* دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۲ش.
*رحمانی‌نژاد، زیور، سفرۀ ایل قشقایی، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۸ش.
* رحمانی‌نژاد، زیور، سفرهٔ ایل قشقایی، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۸ش.
*رسولی، غلامحسین، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، نشر بلخ، ۱۳۷۸ش.
* رسولی، غلامحسین، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
*رشیدالدین فضل‌الله، آثار و احیاء، به‌تحقیق منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۸ش.
* رشیدالدین فضل‌الله، آثار و احیاء، به‌تحقیق منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۸ش.
*شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.
* شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمهٔ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.
*شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ناشر مؤلف، ۱۳۷۱ش.
* شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
*شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
* شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
*طلاس، عماد مصطفی، المعجم الطبی النباتی، دمشق، ]بی‌نا[، ۱۴۰۹ق.
* طلاس، عماد مصطفی، المعجم الطبی النباتی، دمشق، بی‌نا، ۱۴۰۹ق.
*عریان، سعید، واژه‌نامۀ پهلوی-پازند، تهران، شرکت انتشارات سوره مهر، ۱۳۷۷ش.
* عریان، سعید، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، تهران، سوره مهر، ۱۳۷۷ش.
*عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، کلکته، ]بی‌نا[، ۱۲۵۹ق.
* عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، کلکته، بی‌نا، ۱۲۵۹ق.
*عمید، حسن، فرهنگ فارسی، سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۴۰۰ش.
* عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۴۰۰ش.
*«کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب‌سایت کوچه باغ، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
* «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب‌سایت کوچه باغ، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
*«کتاب‌های کهن طب سنتی درباره خواص «آلو» چه می‌گویند»؟، وب‌سایت ایبنا، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
* «کتاب‌های کهن طب سنتی دربارهٔ خواص «آلو» چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
*گیلانی، محمدکاظم، حفظ الصحۀ ناصری، تهران، طب سنتی ایران، ۱۳۸۲ش.
* گیلانی، محمدکاظم، حفظ الصحهٔ ناصری، تهران، طب سنتی ایران، ۱۳۸۲ش.
*فاضل هروی، ارشاد الزراعه، به‌تحقیق محمد مشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.
* فاضل هروی، ارشاد الزراعه، به‌تحقیق محمد مشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.
*قهرمان، احمد و اخوت، احمدرضا، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
* قهرمان، احمد و اخوت، احمدرضا، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
*متون پهلوی، به‌تحقیق جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب-آسانا، ترجمۀ سعید عریان، تهران، کتابخانه ملی، ۱۳۷۱ش.
* متون پهلوی، به‌تحقیق جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب-آسانا، ترجمهٔ سعید عریان، تهران، کتابخانه ملی، ۱۳۷۱ش.
*معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
* معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
*مظفریان، ولی‌الله، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۳ش.
* مظفریان، ولی‌الله، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۳ش.
*مظلوم‌زاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
* مظلوم‌زاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
*میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان(ع)، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ماه ۱۴۰۴ش.
* میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ماه ۱۴۰۴ش.
*مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۸۱ش.
* مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۸۱ش.
*نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۸ش.
* نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۸ش.
*نفیسی، علی‌اکبر، پزشکی‌نامه، تهران، ]بی‌نا[، ۱۳۱۷ق.
* نفیسی، علی‌اکبر، پزشکی‌نامه، تهران، بی‌نا، ۱۳۱۷ق.
*Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, Cambridge, 1920.
{{چپ‌چین}}
*Junker, H. F. J., Farhangi pahlavic, Heidelberg, 1912.
{{آغاز چپ‌چین}}
*MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971.
* Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, Cambridge, 1920.
*Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, London, 1855.
* Junker, H. F. J. , Farhangi pahlavic, Heidelberg, 1912.
* MacKenzie, D. N. , A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971.
* Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, London, 1855.
{{چپ‌چین}}
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}

نسخهٔ کنونی تا ۳ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۹

میوهٔ آلو
میوهٔ آلو در رنگ‌های مختلف

آلو، میوه‌ای خوش‌طعم با تنوع، خواص و جایگاه فرهنگی در ایران.

آلو، میوه‌ای تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که بومی ایران بوده و با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در بیشتر مناطق ایران می‌روید. این میوه در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ هم در خوراک‌های سنتی و هم در تنقلات، مرباها و آیین‌های بومی به کار می‌رود. در طب سنتی، طبع آلو، سرد و تر دانسته شده و برای درمان یبوست، کم‌خونی، رفع عطش، تقویت معده و دفع صفرا مفید است. ابن‌سینا و دیگر پزشکان کهن به تفاوت انواع آلو از نظر قوت و ملیّن‌بودن اشاره کرده‌اند. آلو همچنین در ادبیات فارسی و مثل‌های ایرانی حضور دارد و سیاحانی مانند شاردن و تاورنیه در سفرنامه‌های خود از آلوهای ایران یاد کرده‌اند.

معرفی

آلو، نام گروهی از میوه‌های تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که به‌صورت خام، خشک‌شده و در انواع خوراک، مصرف می‌شوند.[۱] این میوه، بومی ایران بوده و در رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌های متنوع مانند آلو، آلوچه، آلوزرد، آلوسیاه، آلو بخارا، آلوی کوهی و آلوی سفید در سراسر ایران، از مناطق شمالی و غربی تا شرقی و جنوبی، به شکل خودرو و اهلی رویش دارد. گاهی، این میوه‌ها را با نام‌های دیگری همچون زردآلو و شفتالو نیز می‌شناسند. در سال‌های اخیر، برخی از انواع اصلاح شدهٔ آلو و برخی از درختان زینتی مرتبط با آن‌ها نیز وارد ایران شده است.[۲]

در آثار سیاحان و گردشگران نیز به انواع و طعم آلو در ایران اشاره شده است؛ شاردن به آلوهای شهر بخارا،[۳] تاورنیه به انواع زردآلوهای ایرانی و طعم شیرین آن‌ها،[۴] و پولاک به معطر بودن درختان این گیاه در مناطق کوهستانی اشاره کرده‌اند.[۵]

واژه‌شناسی

واژهٔ آلو، ریشه در زبان پهلوی دارد[۶] و فرهنگ آنندراج، واژه آلو را برگرفته از آل، به معنی رنگ سرخ دانسته است.[۷] در گویش‌های مختلف ایرانی، آلو را به نام‌های متنوعی می‌شناسند، برای مثال، در گویش طبری، آن را «هالی» و در زبان گیلکی آن را «خالو» و «آلو» می‌نامند.[۸] در نقاط دیگر، آلو به نام‌هایی مانند «آلچه»، «اَلو»، «هَلو»، «خلو» و «خلوگرده» شناخته می‌شود.[۹] برخی پژوهشگران معتقدند؛ اگر واژهٔ آلو تنها و بدون همراهی واژه‌ای دیگر به کار رود، به آلوی زرد بخارایی اشاره دارد.[۱۰]

پراکندگی جغرافیایی آلو در ایران

در ایران، آلو به‌صورت خودرو و اهلی در مناطق شمالی مانند استان گلستان، مازندران و گیلان، مناطق غربی مانند آذربایجان شرقی و غربی و کرمانشاه، مناطق شرقی مانند خراسان رضوی، مناطق جنوبی مانند استان فارس و مناطق مرکزی مانند استان‌های همدان، لرستان، سمنان و تهران، رویش دارد.[۱۱] در منابع باستانی، مانند گفت‌وگوی خسرو و ریدک[۱۲] و بندهش[۱۳] و نیز در منابع یونانی، به آلوهای ایران اشاره شده است.[۱۴] پلینی اکبر، دانشمند علوم طبیعی، خاستگاه هلو را سرزمین پارس معرفی کرده است.[۱۵]

مباحث تخصصی دربارهٔ کشت و برداشت این میوه و فواید و مضرات آن نیز در برخی آثار قدیمی وجود دارد،[۱۶] که گاهی به‌منظور تلطیف متن، با اشعاری همراه شده است، مانند:[۱۷]

از گلشن فردوس بود آلوی بالو
مطلوب به صفرا و دوای دل و جان است


کاربرد آلو در فرهنگ ایرانی

آلو جایگاهی پررنگ در فرهنگ ایرانی دارد؛ کاربرد آن را می‌توان در برخی مراسم و مناسبت‌ها، چون اعیاد و جشن‌ها و اوقات فراغت، تا طبابت‌های عامیانه و محلی، مشاهده کرد. این میوه نه‌تنها بخشی از فرهنگ غذایی، بلکه جزئی از برخی رسوم ایرانی است و هم به‌صورت خام و هم در انواع خوراک به کار می‌رود.

خواص درمانی آلو

به گفته کارشناسان تغذیه، آلو سرشار از مواد معدنی، ویتامین و مقادیر فراوانی از نیاسین، ریبوفلاوین و تیامین است. این میوه چربی کمی دارد و سرشار از فیبر و آب است. تقویت گوارش و درمان یبوست و درمان کم‌خونی از مهم‌ترین خواص دارویی آلو است.[۱۸] افزون بر این، در برخی روایات اسلامی، به مصرف متعادل آن برای درمان برخی از بیماری‌های مفصلی توصیه شده است.[۱۹]

کاربرد آلو در طب سنتی

بیشتر کتاب‌های طب سنتی به خواص و فواید آلو اشاره کرده‌اند؛[۲۰] ازجمله ابن‌سینا، ضمن بررسی انواع آلو، معتقد است که آلوی بُستی از آلوی سیاه قوی‌تر، آلوی زرد از آلوی سرخ مؤثرتر و ملین‌تر است و آلوی سفید، مات و سنگین بوده و آلوی ارمنی نیز از تمام انواع آلو شیرین‌تر و ملین‌تر است. ابوعلی سینا در کتاب قانون در طب دربارهٔ خواص شربت آلو بخارا توضیح داده و آن را مانعی برای رفع تشنگی می‌داند.[۲۱] برخی دیگر از طبیبان با اشاره به طبع سرد و تر آلو،[۲۲] آن را برای درمان یبوست مفید دانسته‌اند.[۲۳] جوشاندهٔ برگ درخت آلو نیز، برای لثه و لوزه مفید است. برخی دیگر از طبیبان، آلو را برای رفع عطش، رفع بوی بد دهان، تقویت معده و دفع تب نیز مفید می‌دانند.[۲۴] شربت و مربای آلو نیز برای امراض صفراوی-بلغمی[۲۵] و رفع سردرد مفید است.[۲۶] در ملایر، برای رفع سردرد ناشی از صفرا، از آلوبخارا استفاده می‌کنند.[۲۷] در خراسان، کچلی را با آلوچه درمان می‌کنند.[۲۸] همچنین، آلو در گروه داروهای مُسکن برای بیماری‌هایی مانند بواسیر حضور دارد. در ایلام، نیز جوشانده آلوسیاه برای دفع صفرا مفید دانسته می‌شود.[۲۹]

کاربرد آلو در غذا و خوراک

خورش آلو مسما شمالی با مرغ
خورش آلو مسما شمالی با مرغ

آلو در انواع خوراک‌های محلی مناطق مختلف ایران به کار می‌رود، ازجمله در انواع آش مانند آش شب عید، آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه.[۳۰] خورش آلو اسفناج، خورش آلو مسما، خورش آلوگشنیز در مناطق شمالی و جنوبی ایران طبخ می‌شود.[۳۱] خورش‌های آلو میگو، به‌آلو و باقله آلوچه نیز در سیرجان،[۳۲] قیمه‌آلو در کازرون،[۳۳] خورش آلوزرد و آلوسیاه در کردستان،[۳۴] استفاده از آلو در مرغ شکم‌پر، ماهی شکم‌پر و انواع کوفته رایج است.[۳۵] بسحاق اطعمه نیز انواع آلو را ازجمله خوراکی‌های اشتهاآور معرفی کرده است.[۳۶]

کاربرد آلو به‌عنوان تنقلات

مربای آلو سیاه
مربای آلو سیاه

آلو در انواع آجیل، خشکبار و سفره‌های نذری و عیدانه ایرانیان استفاده می‌شود. البته در این موارد بیشتر از برگهٔ آلو یا زردآلو و نیز هسته‌های بودادهٔ زردآلو استفاده شده است.[۳۷]

در مراسم عاروس‌وینی (عروس‌بینی) در تنکابن، پدر عروس از مهمانان با خوراکی‌های مخصوصی ازجمله آلو پذیرایی می‌کند.[۳۸] همچنین، انواع آلو و آلوچه، توسط زنانی که به‌صورت گروهی به حمام می‌رفتند، خورده می‌شد تا بخار و گرمای آن‌جا موجب سردرد آن‌ها نشود.[۳۹] همچنین آلو در مناطق مختلفی از ایران به‌ویژه در مناطق شمال کشور به‌صورت مربا، ترشی، لواشک، شیرینی و دسر، نان و کلوچه، کمپوت و شربت، مصرف می‌شود.[۴۰]

آلو در ادبیات فارسی

آلو و انواع آن در نظم و نثر فارسی و در قالب مَثَل‌ها حضور دارد، مانند: «خانوما کجان تو باغچه، چی می‌چینن آلوچه، آلوچه‌های غنچه…».

  • آلوچه به آلو نِگَرَد رنگ برآرد»[۴۱]
  • آلو به گلو
  • آلوی کرمویی توی خیک کسی بودن[۴۲]
  • آلو به باغ و هالو به ده راه مده[۴۳]
  • آلو از آلو رنگ می‌گیرد و همسایه از همسایه پند[۴۴]

پانویس

  1. عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آلو.
  2. مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص433-434.
  3. شاردن، سیاحت‌نامه، ج4، ۱۳۵۰ش، ص83.
  4. تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص365.
  5. پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۳۶۷.
  6. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, P79; Junker, Farhangi pahlavic, 1912, P120; عریان، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، ۱۳۷۷ش، ص۸۴–۸۵.
  7. ابن‌میمون، شرح اسماء العقار، ۱۹۴۰م، ص۵؛ طلاس، المعجم الطبی النباتی، ۱۴۰۹ق، ص۶۰۵.
  8. معین، حاشیه بر برهان قاطع، ۱۳۳۰ش، ص۵۸.
  9. ثابتی، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۵۵ش، ص۵۴۸.
  10. قهرمان و اخوت، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.
  11. مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص745؛ «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت شرکت فردین کشت
  12. متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۷۶.
  13. بندهش، ۱۳۶۹ش، ص88.
  14. Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, 1920, V.IV, P23.
  15. Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, 1855, V.X, P.5.
  16. ابن‌وحشیه، الفلاحة النبطیة، ۱۹۹۵م، ص۱۱۸۹–۱۱۹۰؛ ابوطاهر سمرقندی، سمریه، ۱۳۴۳ش، ص۲۲ و 28؛ ابن‌بطلان، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ ق)، ۱۳۶۶ش، ص8؛ جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص130؛ رشیدالدین آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص۱۸–۱۹.
  17. فاضل هروی، ارشاد الزراعه، ۱۳۴۶ش، ص۱۸۴–۱۸۵.
  18. «آلو»، وب‌سایت نارگیل.
  19. «میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان»، وب‌سایت راسخون
  20. «کتاب‌های کهن طب سنتی درباره خواص آلو چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا
  21. ابن‌سینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص74.
  22. ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۴۶ش، ص7-8.
  23. جرجانی، الاغراض الطبیة، ۱۳۴۵ش، ص۵۸۵.
  24. گیلانی، حفظ الصحهٔ ناصری، ۱۳۸۲ش، ص248-250.
  25. حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، ۱۳۸۳ش، ص۳۲؛ نفیسی، پزشکی‌نامه، ۱۳۱۷ق، ص۳۵۱.
  26. حکیم فریدالدین، طب فریدی، ۱۳۸۳ش، ص۳؛ عقیلی علوی شیرازی، مخزن الادویة، ۱۲۵۹ق، ص۱۰۶–۱۰۷.
  27. رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۹–۲۸۰.
  28. شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶۴.
  29. اسدیان خرم‌آبادی، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۶۹.
  30. باورچی بغدادی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۸۹ و ۲۰۱ و ۲۱۴ و ۲۲۲ و ۲۳۳.
  31. دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، ج1، ۱۳۸۴ش، ص617 و 867 و 929.
  32. مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۵–۳۹۷.
  33. مظلوم‌زاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۲.
  34. انصاف‌جویی، آشپزی کردستان، ۱۳۸۶ش، ص۴۱۵–۴۱۶.
  35. رحمانی‌نژاد، سفرهٔ ایل قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۵۳؛ دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۶.
  36. بسحاق اطعمه، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص23.
  37. شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۴۶۱.
  38. دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
  39. آقاجمال خوانساری، عقایدالنساء و مرآت البل‌ها، ۱۳۴۹ش، ص۱۸–۱۹.
  40. «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب سایت کوچه باغ؛ احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص۳۴۱.
  41. دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۵۲ش، ص۴۱.
  42. نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۷۸ش، ص۳۶.
  43. امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص۴۶.
  44. بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۱ش، ص۴۵.

منابع

  • آقاجمال خوانساری، محمد، عقاید النساء و مرآت البل‌ها، به‌تحقیق محمود کتیرایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۴۹ش.
  • «آلو»، وب‌سایت نارگیل، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • ابوطاهر سمرقندی، سمریه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۳ش.
  • ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به‌تحقیق احمد بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶ش.
  • احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • اسدیان خرم‌آبادی، محمد و دیگران، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۸ش.
  • امینی، امیرقلی، فرهنگ عوام، اصفهان، علمی، ۱۳۵۰ش.
  • ابن‌بطلان، مختار، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ق)، به‌تحقیق غلامحسین یوسفی، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۶ش.
  • ابن‌سینا، قانون، ترجمهٔ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش.
  • ابن‌میمون، موسی، شرح اسماء العقار، به‌تحقیق ماکس مایرهف، بغداد، ترکیه، بی‌نا، ۱۹۴۰م.
  • ابن‌وحشیه، احمد، الفلاحة النبطیة، به‌تحقیق توفیق فهد، دمشق، محمد عربی خطّابی، ۱۹۹۵م.
  • انصاف‌جویی، محمد و دیگران، آشپزی کردستان، سنندج، گوران، ۱۳۸۶ش.
  • باورچی بغدادی، محمدعلی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، سروش، ۱۳۶۰ش.
  • بسحاق اطعمه، کلیات، به‌تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۲ش.
  • بهمنیار، احمد، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، به‌تحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱ش.
  • بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران، توس، ۱۳۶۹ش.
  • پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
  • تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمهٔ ابوتراب نوری، به‌تحقیق حمید شیرازی، تهران، کتاب‌فروشی تأیید، ۱۳۶۳ش.
  • ثابتی، حبیب‌الله، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، وزارت کشاورزی، سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، ۱۳۵۵ش.
  • جرجانی، اسماعیل، الاغراض الطبیة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۵ش.
  • جمالی یزدی، مطهر، فرخ‌نامه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.
  • حاتمی، «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت فردین کشت، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • حکیم فریدالدین، طب فریدی، تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
  • حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
  • دانای علمی، جهانگیر، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
  • دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۲ش.
  • رحمانی‌نژاد، زیور، سفرهٔ ایل قشقایی، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۸ش.
  • رسولی، غلامحسین، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
  • رشیدالدین فضل‌الله، آثار و احیاء، به‌تحقیق منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۸ش.
  • شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمهٔ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.
  • شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
  • شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
  • طلاس، عماد مصطفی، المعجم الطبی النباتی، دمشق، بی‌نا، ۱۴۰۹ق.
  • عریان، سعید، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، تهران، سوره مهر، ۱۳۷۷ش.
  • عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، کلکته، بی‌نا، ۱۲۵۹ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۴۰۰ش.
  • «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب‌سایت کوچه باغ، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • «کتاب‌های کهن طب سنتی دربارهٔ خواص «آلو» چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • گیلانی، محمدکاظم، حفظ الصحهٔ ناصری، تهران، طب سنتی ایران، ۱۳۸۲ش.
  • فاضل هروی، ارشاد الزراعه، به‌تحقیق محمد مشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.
  • قهرمان، احمد و اخوت، احمدرضا، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
  • متون پهلوی، به‌تحقیق جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب-آسانا، ترجمهٔ سعید عریان، تهران، کتابخانه ملی، ۱۳۷۱ش.
  • معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
  • مظفریان، ولی‌الله، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۳ش.
  • مظلوم‌زاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
  • میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ماه ۱۴۰۴ش.
  • مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۸۱ش.
  • نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۸ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر، پزشکی‌نامه، تهران، بی‌نا، ۱۳۱۷ق.
  • Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, Cambridge, 1920.
  • Junker, H. F. J. , Farhangi pahlavic, Heidelberg, 1912.
  • MacKenzie, D. N. , A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971.
  • Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, London, 1855.