پرش به محتوا

آلو

از ایران پدیا

آلو، میوه‌ای خوش‌طعم با تنوع، خواص و جایگاه فرهنگی در ایران.

آلو، میوه‌ای تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که بومی ایران بوده و با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون در بیشتر مناطق ایران می‌روید. این میوه در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه‌ای دارد؛ هم در خوراک‌های سنتی و هم در تنقلات، مرباها و آیین‌های بومی به کار می‌رود. در طب سنتی، طبع آلو، سرد و تر دانسته شده و برای درمان یبوست، کم‌خونی، رفع عطش، تقویت معده و دفع صفرا مفید است. ابن‌سینا و دیگر پزشکان کهن به تفاوت انواع آلو از نظر قوت و ملیّن‌بودن اشاره کرده‌اند. آلو همچنین در ادبیات فارسی و مثل‌های ایرانی حضور دارد و سیاحانی مانند شاردن و تاورنیه در سفرنامه‌های خود از آلوهای ایران یاد کرده‌اند.

معرفی

آلو، نام گروهی از میوه‌های تک‌هسته‌ای با گوشت آبدار و پوست نازک است که به‌صورت خام، خشک‌شده و در انواع خوراک، مصرف می‌شوند.[۱] این میوه، بومی ایران بوده و در رنگ‌ها، شکل‌ها و اندازه‌های متنوع مانند آلو، آلوچه، آلوزرد، آلوسیاه، آلو بخارا، آلوی کوهی و آلوی سفید در سراسر ایران، از مناطق شمالی و غربی تا شرقی و جنوبی، به شکل خودرو و اهلی رویش دارد. گاهی، این میوه‌ها را با نام‌های دیگری همچون زردآلو و شفتالو نیز می‌شناسند. در سال‌های اخیر، برخی از انواع اصلاح شدهٔ آلو و برخی از درختان زینتی مرتبط با آن‌ها نیز وارد ایران شده است.[۲]

در آثار سیاحان و گردشگران نیز به انواع و طعم آلو در ایران اشاره شده است؛ شاردن به آلوهای شهر بخارا،[۳] تاورنیه به انواع زردآلوهای ایرانی و طعم شیرین آن‌ها،[۴] و پولاک به معطر بودن درختان این گیاه در مناطق کوهستانی اشاره کرده‌اند.[۵]

واژه‌شناسی

واژهٔ آلو، ریشه در زبان پهلوی دارد[۶] و فرهنگ آنندراج، واژه آلو را برگرفته از آل، به معنی رنگ سرخ دانسته است.[۷] در گویش‌های مختلف ایرانی، آلو را به نام‌های متنوعی می‌شناسند، برای مثال، در گویش طبری، آن را «هالی» و در زبان گیلکی آن را «خالو» و «آلو» می‌نامند.[۸] در نقاط دیگر، آلو به نام‌هایی مانند «آلچه»، «اَلو»، «هَلو»، «خلو» و «خلوگرده» شناخته می‌شود.[۹] برخی پژوهشگران معتقدند؛ اگر واژهٔ آلو تنها و بدون همراهی واژه‌ای دیگر به کار رود، به آلوی زرد بخارایی اشاره دارد.[۱۰]

پراکندگی جغرافیایی آلو در ایران

در ایران، آلو به‌صورت خودرو و اهلی در مناطق شمالی مانند استان گلستان، مازندران و گیلان، مناطق غربی مانند آذربایجان شرقی و غربی و کرمانشاه، مناطق شرقی مانند خراسان رضوی، مناطق جنوبی مانند استان فارس و مناطق مرکزی مانند استان‌های همدان، لرستان، سمنان و تهران، رویش دارد.[۱۱] در منابع باستانی، مانند گفت‌وگوی خسرو و ریدک[۱۲] و بندهش[۱۳] و نیز در منابع یونانی، به آلوهای ایران اشاره شده است.[۱۴] پلینی اکبر، دانشمند علوم طبیعی، خاستگاه هلو را سرزمین پارس معرفی کرده است.[۱۵]

مباحث تخصصی دربارهٔ کشت و برداشت این میوه و فواید و مضرات آن نیز در برخی آثار قدیمی وجود دارد،[۱۶] که گاهی به‌منظور تلطیف متن، با اشعاری همراه شده است، مانند:[۱۷]

از گلشن فردوس بود آلوی بالو
مطلوب به صفرا و دوای دل و جان است


کاربرد آلو در فرهنگ ایرانی

آلو جایگاهی پررنگ در فرهنگ ایرانی دارد؛ کاربرد آن را می‌توان در برخی مراسم و مناسبت‌ها، چون اعیاد و جشن‌ها و اوقات فراغت، تا طبابت‌های عامیانه و محلی، مشاهده کرد. این میوه نه‌تنها بخشی از فرهنگ غذایی، بلکه جزئی از برخی رسوم ایرانی است و هم به‌صورت خام و هم در انواع خوراک به کار می‌رود.

خواص درمانی آلو

به گفته کارشناسان تغذیه، آلو سرشار از مواد معدنی، ویتامین و مقادیر فراوانی از نیاسین، ریبوفلاوین و تیامین است. این میوه چربی کمی دارد و سرشار از فیبر و آب است. تقویت گوارش و درمان یبوست و درمان کم‌خونی از مهم‌ترین خواص دارویی آلو است.[۱۸] افزون بر این، در برخی روایات اسلامی، به مصرف متعادل آن برای درمان برخی از بیماری‌های مفصلی توصیه شده است.[۱۹]

کاربرد آلو در طب سنتی

بیشتر کتاب‌های طب سنتی به خواص و فواید آلو اشاره کرده‌اند؛[۲۰] ازجمله ابن‌سینا، ضمن بررسی انواع آلو، معتقد است که آلوی بُستی از آلوی سیاه قوی‌تر، آلوی زرد از آلوی سرخ مؤثرتر و ملین‌تر است و آلوی سفید، مات و سنگین بوده و آلوی ارمنی نیز از تمام انواع آلو شیرین‌تر و ملین‌تر است. ابوعلی سینا در کتاب قانون در طب دربارهٔ خواص شربت آلو بخارا توضیح داده و آن را مانعی برای رفع تشنگی می‌داند.[۲۱] برخی دیگر از طبیبان با اشاره به طبع سرد و تر آلو،[۲۲] آن را برای درمان یبوست مفید دانسته‌اند.[۲۳] جوشاندهٔ برگ درخت آلو نیز، برای لثه و لوزه مفید است. برخی دیگر از طبیبان، آلو را برای رفع عطش، رفع بوی بد دهان، تقویت معده و دفع تب نیز مفید می‌دانند.[۲۴] شربت و مربای آلو نیز برای امراض صفراوی-بلغمی[۲۵] و رفع سردرد مفید است.[۲۶] در ملایر، برای رفع سردرد ناشی از صفرا، از آلوبخارا استفاده می‌کنند.[۲۷] در خراسان، کچلی را با آلوچه درمان می‌کنند.[۲۸] همچنین، آلو در گروه داروهای مُسکن برای بیماری‌هایی مانند بواسیر حضور دارد. در ایلام، نیز جوشانده آلوسیاه برای دفع صفرا مفید دانسته می‌شود.[۲۹]

کاربرد آلو در غذا و خوراک

آلو در انواع خوراک‌های محلی مناطق مختلف ایران به کار می‌رود، ازجمله در انواع آش مانند آش شب عید، آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه.[۳۰] خورش آلو اسفناج، خورش آلو مسما، خورش آلوگشنیز در مناطق شمالی و جنوبی ایران طبخ می‌شود.[۳۱] خورش‌های آلو میگو، به‌آلو و باقله آلوچه نیز در سیرجان،[۳۲] قیمه‌آلو در کازرون،[۳۳] خورش آلوزرد و آلوسیاه در کردستان،[۳۴] استفاده از آلو در مرغ شکم‌پر، ماهی شکم‌پر و انواع کوفته رایج است.[۳۵] بسحاق اطعمه نیز انواع آلو را ازجمله خوراکی‌های اشتهاآور معرفی کرده است.[۳۶]

کاربرد آلو به‌عنوان تنقلات

آلو در انواع آجیل، خشکبار و سفره‌های نذری و عیدانه ایرانیان استفاده می‌شود. البته در این موارد بیشتر از برگهٔ آلو یا زردآلو و نیز هسته‌های بودادهٔ زردآلو استفاده شده است.[۳۷]

در مراسم عاروس‌وینی (عروس‌بینی) در تنکابن، پدر عروس از مهمانان با خوراکی‌های مخصوصی ازجمله آلو پذیرایی می‌کند.[۳۸] همچنین، انواع آلو و آلوچه، توسط زنانی که به‌صورت گروهی به حمام می‌رفتند، خورده می‌شد تا بخار و گرمای آن‌جا موجب سردرد آن‌ها نشود.[۳۹] همچنین آلو در مناطق مختلفی از ایران به‌ویژه در مناطق شمال کشور به‌صورت مربا، ترشی، لواشک، شیرینی و دسر، نان و کلوچه، کمپوت و شربت، مصرف می‌شود.[۴۰]

آلو در ادبیات فارسی

آلو و انواع آن در نظم و نثر فارسی و در قالب مَثَل‌ها حضور دارد، مانند: «خانوما کجان تو باغچه، چی می‌چینن آلوچه، آلوچه‌های غنچه…».

  • آلوچه به آلو نِگَرَد رنگ برآرد»[۴۱]
  • آلو به گلو
  • آلوی کرمویی توی خیک کسی بودن[۴۲]
  • آلو به باغ و هالو به ده راه مده[۴۳]
  • آلو از آلو رنگ می‌گیرد و همسایه از همسایه پند[۴۴]

پانویس

  1. ↑ عمید، فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه آلو.
  2. ↑ مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص433-434.
  3. ↑ شاردن، سیاحت‌نامه، ج4، ۱۳۵۰ش، ص83.
  4. ↑ تاورنیه، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص365.
  5. ↑ پولاک، سفرنامه، ۱۳۶۱ش، ص۳۶۷.
  6. ↑ MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary, 1971, P79; Junker, Farhangi pahlavic, 1912, P120; عریان، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، ۱۳۷۷ش، ص۸۴–۸۵.
  7. ↑ ابن‌میمون، شرح اسماء العقار، ۱۹۴۰م، ص۵؛ طلاس، المعجم الطبی النباتی، ۱۴۰۹ق، ص۶۰۵.
  8. ↑ معین، حاشیه بر برهان قاطع، ۱۳۳۰ش، ص۵۸.
  9. ↑ ثابتی، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۵۵ش، ص۵۴۸.
  10. ↑ قهرمان و اخوت، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، ۱۳۸۳ش، ص۴۱.
  11. ↑ مظفریان، درختان و درختچه‌های ایران، ۱۳۸۳ش، ص745؛ «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت شرکت فردین کشت
  12. ↑ متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۷۶.
  13. ↑ بندهش، ۱۳۶۹ش، ص88.
  14. ↑ Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, 1920, V.IV, P23.
  15. ↑ Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, 1855, V.X, P.5.
  16. ↑ ابن‌وحشیه، الفلاحة النبطیة، ۱۹۹۵م، ص۱۱۸۹–۱۱۹۰؛ ابوطاهر سمرقندی، سمریه، ۱۳۴۳ش، ص۲۲ و 28؛ ابن‌بطلان، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ ق)، ۱۳۶۶ش، ص8؛ جمالی یزدی، فرخ‌نامه، ۱۳۴۶ش، ص130؛ رشیدالدین آثار و احیاء، ۱۳۶۸ش، ص۱۸–۱۹.
  17. ↑ فاضل هروی، ارشاد الزراعه، ۱۳۴۶ش، ص۱۸۴–۱۸۵.
  18. ↑ «آلو»، وب‌سایت نارگیل.
  19. ↑ «میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان»، وب‌سایت راسخون
  20. ↑ «کتاب‌های کهن طب سنتی درباره خواص آلو چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا
  21. ↑ ابن‌سینا، قانون، ج2، ۱۳۷۰ش، ص74.
  22. ↑ ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، ۱۳۴۶ش، ص7-8.
  23. ↑ جرجانی، الاغراض الطبیة، ۱۳۴۵ش، ص۵۸۵.
  24. ↑ گیلانی، حفظ الصحهٔ ناصری، ۱۳۸۲ش، ص248-250.
  25. ↑ حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، ۱۳۸۳ش، ص۳۲؛ نفیسی، پزشکی‌نامه، ۱۳۱۷ق، ص۳۵۱.
  26. ↑ حکیم فریدالدین، طب فریدی، ۱۳۸۳ش، ص۳؛ عقیلی علوی شیرازی، مخزن الادویة، ۱۲۵۹ق، ص۱۰۶–۱۰۷.
  27. ↑ رسولی، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، ۱۳۷۸ش، ص۲۷۹–۲۸۰.
  28. ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶۴.
  29. ↑ اسدیان خرم‌آبادی، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۶۹.
  30. ↑ باورچی بغدادی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، ۱۳۶۰ش، ص۸۹ و ۲۰۱ و ۲۱۴ و ۲۲۲ و ۲۳۳.
  31. ↑ دریابندری، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، ج1، ۱۳۸۴ش، ص617 و 867 و 929.
  32. ↑ مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۱ش، ص۳۹۵–۳۹۷.
  33. ↑ مظلوم‌زاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۲.
  34. ↑ انصاف‌جویی، آشپزی کردستان، ۱۳۸۶ش، ص۴۱۵–۴۱۶.
  35. ↑ رحمانی‌نژاد، سفرهٔ ایل قشقایی، ۱۳۸۸ش، ص۵۳؛ دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۶.
  36. ↑ بسحاق اطعمه، کلیات، ۱۳۸۲ش، ص23.
  37. ↑ شریعت‌زاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۴۶۱.
  38. ↑ دانای علمی، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، ۱۳۸۹ش، ص۱۷۸.
  39. ↑ آقاجمال خوانساری، عقایدالنساء و مرآت البل‌ها، ۱۳۴۹ش، ص۱۸–۱۹.
  40. ↑ «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب سایت کوچه باغ؛ احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص۳۴۱.
  41. ↑ دهخدا، امثال و حکم، ۱۳۵۲ش، ص۴۱.
  42. ↑ نجفی، فرهنگ فارسی عامیانه، ۱۳۷۸ش، ص۳۶.
  43. ↑ امینی، فرهنگ عوام، ۱۳۵۰ش، ص۴۶.
  44. ↑ بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۱ش، ص۴۵.

منابع

  • آقاجمال خوانساری، محمد، عقاید النساء و مرآت البل‌ها، به‌تحقیق محمود کتیرایی، تهران، کتابخانه طهوری، ۱۳۴۹ش.
  • «آلو»، وب‌سایت نارگیل، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • ابوطاهر سمرقندی، سمریه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۳ش.
  • ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به‌تحقیق احمد بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۶ش.
  • احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • اسدیان خرم‌آبادی، محمد و دیگران، باورها و دانسته‌ها در لرستان و ایلام، تهران، مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۸ش.
  • امینی، امیرقلی، فرهنگ عوام، اصفهان، علمی، ۱۳۵۰ش.
  • ابن‌بطلان، مختار، تقویم الصحة (ترجمهٔ کهن فارسی سدهٔ ۶ق)، به‌تحقیق غلامحسین یوسفی، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۶ش.
  • ابن‌سینا، قانون، ترجمهٔ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، سروش، ۱۳۷۰ش.
  • ابن‌میمون، موسی، شرح اسماء العقار، به‌تحقیق ماکس مایرهف، بغداد، ترکیه، بی‌نا، ۱۹۴۰م.
  • ابن‌وحشیه، احمد، الفلاحة النبطیة، به‌تحقیق توفیق فهد، دمشق، محمد عربی خطّابی، ۱۹۹۵م.
  • انصاف‌جویی، محمد و دیگران، آشپزی کردستان، سنندج، گوران، ۱۳۸۶ش.
  • باورچی بغدادی، محمدعلی، «کارنامه»، «مادة الحیوة»، آشپزی دورهٔ صفوی، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، سروش، ۱۳۶۰ش.
  • بسحاق اطعمه، کلیات، به‌تحقیق منصور رستگار فسایی، تهران، بنیاد فارس‌شناسی، ۱۳۸۲ش.
  • بهمنیار، احمد، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، به‌تحقیق فریدون بهمنیار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱ش.
  • بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران، توس، ۱۳۶۹ش.
  • پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
  • تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمهٔ ابوتراب نوری، به‌تحقیق حمید شیرازی، تهران، کتاب‌فروشی تأیید، ۱۳۶۳ش.
  • ثابتی، حبیب‌الله، جنگل‌ها، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، وزارت کشاورزی، سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی، ۱۳۵۵ش.
  • جرجانی، اسماعیل، الاغراض الطبیة، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۵ش.
  • جمالی یزدی، مطهر، فرخ‌نامه، به‌تحقیق ایرج افشار، تهران، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۴۶ش.
  • حاتمی، «آلو و نیازهای محیطی آن»، وب‌سایت فردین کشت، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • حکیم فریدالدین، طب فریدی، تهران، دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
  • حکیم مظهرعلی، قرابادین مظهری، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، ۱۳۸۳ش.
  • دانای علمی، جهانگیر، فرهنگ عامهٔ مردم تنکابن، تهران، آرون، ۱۳۸۹ش.
  • دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز، تهران، کارنامه، ۱۳۸۴ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، امثال و حکم، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۲ش.
  • رحمانی‌نژاد، زیور، سفرهٔ ایل قشقایی، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۸ش.
  • رسولی، غلامحسین، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، بلخ، ۱۳۷۸ش.
  • رشیدالدین فضل‌الله، آثار و احیاء، به‌تحقیق منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۸ش.
  • شاردن، ژان، سیاحت‌نامه، ترجمهٔ محمد عباسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.
  • شریعت‌زاده، علی‌اصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
  • شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، ۱۳۶۳ش.
  • طلاس، عماد مصطفی، المعجم الطبی النباتی، دمشق، بی‌نا، ۱۴۰۹ق.
  • عریان، سعید، واژه‌نامهٔ پهلوی-پازند، تهران، سوره مهر، ۱۳۷۷ش.
  • عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، کلکته، بی‌نا، ۱۲۵۹ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۲ بهمن ۱۴۰۰ش.
  • «کاربردهای آلو خشک در آشپزی و شیرینی پزی»، وب‌سایت کوچه باغ، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • «کتاب‌های کهن طب سنتی دربارهٔ خواص «آلو» چه می‌گویند»، خبرگزاری ایبنا، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
  • گیلانی، محمدکاظم، حفظ الصحهٔ ناصری، تهران، طب سنتی ایران، ۱۳۸۲ش.
  • فاضل هروی، ارشاد الزراعه، به‌تحقیق محمد مشیری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۶ش.
  • قهرمان، احمد و اخوت، احمدرضا، تطبیق نام‌های کهن گیاهان دارویی با نام‌های علمی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ش.
  • متون پهلوی، به‌تحقیق جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب-آسانا، ترجمهٔ سعید عریان، تهران، کتابخانه ملی، ۱۳۷۱ش.
  • معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
  • مظفریان، ولی‌الله، درختان و درختچه‌های ایران، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۸۳ش.
  • مظلوم‌زاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، کازرونیه، ۱۳۸۳ش.
  • میوه‌درمانی با آلو در کلام معصومان، وب‌سایت راسخون، تاریخ بازدید: ۴ شهریور ماه ۱۴۰۴ش.
  • مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، کرمان، مرکز کرمان‌شناسی، ۱۳۸۱ش.
  • نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، نیلوفر، ۱۳۷۸ش.
  • نفیسی، علی‌اکبر، پزشکی‌نامه، تهران، بی‌نا، ۱۳۱۷ق.
  • Herodotus, The Histories, tr. A. D. Godley, Cambridge, 1920.
  • Junker, H. F. J. , Farhangi pahlavic, Heidelberg, 1912.
  • MacKenzie, D. N. , A Concise Pahlavi Dictionary, London, 1971.
  • Pliny The Elder, The Natural History, tr. J. Bostock, London, 1855.