صفحهای تازه حاوی «{{درشت|'''بادام'''}}؛ میوهای شیرین، خوراکی و روغندار بادام، میوهای روغنی، با مصارف خوراکی، طبی و آیینی است. درخت بادام، دارای ارتفاع ۵ تا ۸ متر، برگهای ساده، گلهای زیبا و تقریباً صورتیرنگ است. این درخت یا درختچه، از تیره گل ـ سرخیان است...» ایجاد کرد |
جز ویکی سازی |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
== پیشینه بادام == | == پیشینه بادام == | ||
مورخانِ بسیاری از بادام، بهعنوان خوراکی مستقل یا میوهای که در تهیهٔ سایر انواع خوراکیها نقش دارد، یاد کردهاند. برای مثال، استرابن، به دوران | مورخانِ بسیاری از بادام، بهعنوان خوراکی مستقل یا میوهای که در تهیهٔ سایر انواع خوراکیها نقش دارد، یاد کردهاند. برای مثال، استرابن، به دوران [[مادها]]، بخشهای کوهستانی ایران و نانی که از بادام برشته تهیه میشود، اشاره کرده است.<ref>Strabo, The Geography, 1854, V.II, P.267.</ref> | ||
گیاهشناسان نیز در بررسیهای خود، سواحل مدیترانه و نواحی غرب آسیا را بهدلیل آب و هوای گرم آنها، محلی مناسب برای رویش درخت بادام دانسته و ایران را یکی از کهنترین خاستگاههای بادام معرفی کردهاند که پس از آن، به هند رفته است.<ref>Candolle, Alphonse de, Origin of Cultivated Plants, 1885, P219.</ref> منابعی دیگر نیز، ایران را مرکز ابتدایی بادام دانسته که این میوه را به سایر نقاط دنیا، از جمله اروپا، چین، هند و تبت راهی کرده است.<ref>Laufer, Sino - Iranica, 1919, P405.</ref> حتی، نام این میوه در کشورهای دیگر مانند چین و تبت «به-دَم»، در ترکی عثمانی «بَدَم»، در سانسکریت «واتامه» یا «بادامه» است که همگی این واژهها از زبان فارسی میانه گرفته شدهاند.<ref>Laufer, Sino - Iranica, 1919, P407.</ref> | گیاهشناسان نیز در بررسیهای خود، سواحل مدیترانه و نواحی غرب آسیا را بهدلیل آب و هوای گرم آنها، محلی مناسب برای رویش درخت بادام دانسته و ایران را یکی از کهنترین خاستگاههای بادام معرفی کردهاند که پس از آن، به هند رفته است.<ref>Candolle, Alphonse de, Origin of Cultivated Plants, 1885, P219.</ref> منابعی دیگر نیز، ایران را مرکز ابتدایی بادام دانسته که این میوه را به سایر نقاط دنیا، از جمله اروپا، چین، هند و تبت راهی کرده است.<ref>Laufer, Sino - Iranica, 1919, P405.</ref> حتی، نام این میوه در کشورهای دیگر مانند چین و تبت «به-دَم»، در ترکی عثمانی «بَدَم»، در سانسکریت «واتامه» یا «بادامه» است که همگی این واژهها از زبان فارسی میانه گرفته شدهاند.<ref>Laufer, Sino - Iranica, 1919, P407.</ref> | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
== بادام در آیینهای ایرانی == | == بادام در آیینهای ایرانی == | ||
بو دادن، شور کردن دانههای بادام و ساخت شیرینیهایی مخصوص از این میوه، آن را به یکی از عناصر اصلی آجیلهای چهارشنبهسوری، نوروز و نذر مشکلگشا تبدیل کرده است. همچنین، بادام، نخودچی، کشمش، انگور و گردو از پذیراییهای نقاط مختلف در ایران، در شبنشینیهای زمستانی است که به شبچره معروف هستند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ج2، ۱۳۵۴ش، ص59.</ref> در ایام نوروز، بهویژه در سفره | بو دادن، شور کردن دانههای بادام و ساخت شیرینیهایی مخصوص از این میوه، آن را به یکی از عناصر اصلی آجیلهای چهارشنبهسوری، نوروز و نذر مشکلگشا تبدیل کرده است. همچنین، بادام، نخودچی، کشمش، انگور و گردو از پذیراییهای نقاط مختلف در ایران، در شبنشینیهای زمستانی است که به شبچره معروف هستند.<ref>انجوی شیرازی، جشنها و آداب و معتقدات زمستان، ج2، ۱۳۵۴ش، ص59.</ref> در ایام نوروز، بهویژه در سفره [[هفتسین]]، یکی از اصلیترین خوراکیها، سمنو است که از آرد گندم، شیره جوانه گندم، گردو و بادام تهیه میشود. در پخت سمنو، مقداری گردو و بادام با پوست را در دیگ میریزند و درصورتیکه افراد هنگام همزدن به آن بادام یا گردو بربخورند، آن را بیرون آورده، شکسته و بهمنظور حاجتروایی میخورند.<ref>مظلومزاده، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، ۱۳۸۳ش، ص۲۱۵؛{{سخ}} | ||
حاتمی، باورها و رفتارها، ۱۳۸۵ش، ص۱۷۰.</ref> در برخی از خوراکیهای مراسم عروسی، در گذشته، نیز از بادام استفاده میکردند.<ref>نظری داشلی برون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۴۱۱.</ref> | حاتمی، باورها و رفتارها، ۱۳۸۵ش، ص۱۷۰.</ref> در برخی از خوراکیهای مراسم عروسی، در گذشته، نیز از بادام استفاده میکردند.<ref>نظری داشلی برون، مردمشناسی روستای ابیانه، ۱۳۸۴ش، ص۴۱۱.</ref> | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
== بادام در باور مردم ایران == | == بادام در باور مردم ایران == | ||
درخت بادام، نزد ایرانیان، از احترامی بسیار برخودار است. این باور، در مثلها و قصههای مردم نیز وارد شده است. در ایلام، عصای خضر را ساختهشده از چوب درخت بادام میدانند.<ref>اسدیان خرمآبادی، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۴.</ref> برخی از مردم بر این باورند که انگشتر عقیق و عصای بادام تلخ، فرد را از بلاها و حوادث دور نگه میدارد.<ref>طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامهٔ اردکان، ۱۳۸۰ش، ص۳۴۵ و ۳۴۸.</ref> در اردکان، مردم، بادام و گردوی سفره عقد را تا مدتها بهمنظور برکت و فراوانی نگه میدارند. مردم معتقدند که دیدن بادام در خواب، در هر شکل و زمانی، نشانهای مثبت دارد و خبر از روزی فراوان میدهد.<ref>خوابگزاری، ۱۳۴۶ش، ص۳۴۶ و ۳۷۷.</ref> در اشعار بزرگان ادبیات ایران نیز، به واژه بادام و تشبیهات آن، بارها اشاره شده است. برای مثال، مولانا میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2569 مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 2569، بیت 3، سایت گنجور.]</ref>{{سخ}} | درخت بادام، نزد ایرانیان، از احترامی بسیار برخودار است. این باور، در مثلها و قصههای مردم نیز وارد شده است. در ایلام، عصای خضر را ساختهشده از چوب درخت بادام میدانند.<ref>اسدیان خرمآبادی، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، ۱۳۵۸ش، ص۲۳۴.</ref> برخی از مردم بر این باورند که انگشتر عقیق و عصای بادام تلخ، فرد را از بلاها و حوادث دور نگه میدارد.<ref>طباطبایی اردکانی، فرهنگ عامهٔ اردکان، ۱۳۸۰ش، ص۳۴۵ و ۳۴۸.</ref> در اردکان، مردم، بادام و گردوی سفره عقد را تا مدتها بهمنظور برکت و فراوانی نگه میدارند. مردم معتقدند که دیدن بادام در خواب، در هر شکل و زمانی، نشانهای مثبت دارد و خبر از روزی فراوان میدهد.<ref>خوابگزاری، ۱۳۴۶ش، ص۳۴۶ و ۳۷۷.</ref> در اشعار بزرگان ادبیات ایران نیز، به واژه بادام و تشبیهات آن، بارها اشاره شده است. برای مثال، [[مولانا]] میگوید:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2569 مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره 2569، بیت 3، سایت گنجور.]</ref>{{سخ}} | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||