علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
الیمپ دگوژ<ref>Olympe de Gouges</ref>؛ نمایشنامهنویس و فعال سیاسی فرانسوی | الیمپ دگوژ<ref>Olympe de Gouges</ref>؛ نمایشنامهنویس و فعال سیاسی فرانسوی | ||
| خط ۴۷: | خط ۲۱: | ||
بعداز نگارش «بیانیهی حقوق زن و شهروند زن» توسط دگوژ و ایجاد اعتراضات شدید علیه وی انقلابیون تندرو فرانسه سریع دگوژ را به «خیانت به انقلاب» متهم کردند، ژاکوبنها دگوژ را بازداشت و در دادگاهی سریع به اعدام انقلابی با گیوتین محکوم کردند. قاضی دادگاه حتی حاضر نشد حق دسترسی او به وکیل را به رسمیت بشناسد و گفت «زبان این زن انقدر دراز است که نیازی به وکیل ندارد.» رسانههای «انقلابی» هم همدست شدند و در مقالههای خود او را «انگل» و «منافق به انقلاب» توصیف کردند و فردی که «جایگاه [[جنسیت]] خود را فراموش کرده» و علیه جایگاه [[زن]] شوریدهاست! | بعداز نگارش «بیانیهی حقوق زن و شهروند زن» توسط دگوژ و ایجاد اعتراضات شدید علیه وی انقلابیون تندرو فرانسه سریع دگوژ را به «خیانت به انقلاب» متهم کردند، ژاکوبنها دگوژ را بازداشت و در دادگاهی سریع به اعدام انقلابی با گیوتین محکوم کردند. قاضی دادگاه حتی حاضر نشد حق دسترسی او به وکیل را به رسمیت بشناسد و گفت «زبان این زن انقدر دراز است که نیازی به وکیل ندارد.» رسانههای «انقلابی» هم همدست شدند و در مقالههای خود او را «انگل» و «منافق به انقلاب» توصیف کردند و فردی که «جایگاه [[جنسیت]] خود را فراموش کرده» و علیه جایگاه [[زن]] شوریدهاست! | ||
انقلابیون او را با گیوتین گردن زدند و جنازهاش را در قبرستان مادلین انداختند. از قضا یک شهروند پاریسی که وقایع همه روزهای عجیب بعد انقلاب را مینوشت، ماجرای گردن زدن دگوژ را هم نوشته بود: «دیروز، ساعت ۷ عصر، زنی را که همهی پاریس زیبایی او را تحسین میکردند، [[زن]]ی را که اهل کلمات بود، گردن زدند. او آرام و باوقار به سمت گیوتین رفت، تا اکنون کسی چنین زیبایی و شجاعت توامان را ندیده بود… آن زن که تمام جسم و روح خود را وقف انقلاب کرده بود… اما او که خیلی زود فهمید ژاکوبینها چه نظام وحشیگری را راه انداختند، علیه انقلاب ایستاد. تلاش کرد با نوشتن، ماسک را از چهرهی ژاکوبینها کنار بزند و واقعیت هولناک آنها را نشان دهد. انقلابیون هرگز او را نبخشیدند و این زن به خاطر این شجاعت و بیاحتیاطی، سر خود را بر باد داد. | انقلابیون او را با گیوتین گردن زدند و جنازهاش را در قبرستان مادلین انداختند. از قضا یک شهروند پاریسی که وقایع همه روزهای عجیب بعد انقلاب را مینوشت، ماجرای گردن زدن دگوژ را هم نوشته بود: «دیروز، ساعت ۷ عصر، زنی را که همهی پاریس زیبایی او را تحسین میکردند، [[زن]]ی را که اهل کلمات بود، گردن زدند. او آرام و باوقار به سمت گیوتین رفت، تا اکنون کسی چنین زیبایی و شجاعت توامان را ندیده بود… آن زن که تمام جسم و روح خود را وقف انقلاب کرده بود… اما او که خیلی زود فهمید ژاکوبینها چه نظام وحشیگری را راه انداختند، علیه انقلاب ایستاد. تلاش کرد با نوشتن، ماسک را از چهرهی ژاکوبینها کنار بزند و واقعیت هولناک آنها را نشان دهد. انقلابیون هرگز او را نبخشیدند و این زن به خاطر این شجاعت و بیاحتیاطی، سر خود را بر باد داد. | ||
| خط ۷۲: | خط ۴۴: | ||
*«زنان در انقلاب فرانسه»، مگیران، 4 اردیبهشت1396ش | *«زنان در انقلاب فرانسه»، مگیران، 4 اردیبهشت1396ش | ||
*قادری، حمیرا، «نوشتن کار زنان نیست»، سایت راه مدنیت، 23 سپتامبر 2019م | *قادری، حمیرا، «نوشتن کار زنان نیست»، سایت راه مدنیت، 23 سپتامبر 2019م | ||