بدون خلاصۀ ویرایش |
جز ویکی سازی |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
در این بازآرایی، [[مدیریت بدن]] از سوی کنشگر در ظاهر اختیاری به نظر میرسد، اما برخی نظریههای فمینیستی، گفتمانهایی چون پزشکی را ابزاری مردانه برای تنظیمگری [[بدن]] زنانه شمردهاند. معیار بودن بدن مردانه در آموزشهای پزشکی و نسبت دادن ابعاد عاطفی و ویژگیهای جسمانی نامطلوب به زنان از طریق ساخت اجتماعی بیماریهای زنان، از جمله شیوههای این تنظیمگری دانسته شده است.<ref> [https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> گفتمانهای دیگری نیز وجود داشتند که شیوه مصرف زنانه را مورد توجه قرار میدادند. بهعنوان نمونه بریکل، به ورود مدل جدیدی از لباس زنانه در نیوزلند اشاره میکند که بعد از جنگ جهانی دوم، زنان را جذابتر نشان میداد؛ اما این لباس را تنها زنانی میتوانستند بپوشند که اندام خود را مدیریت کرده بودند. این مدل لباس با استقبال گروهی و مقاومت گروهی دیگر رو به رو شد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص149.]</ref> | در این بازآرایی، [[مدیریت بدن]] از سوی کنشگر در ظاهر اختیاری به نظر میرسد، اما برخی نظریههای فمینیستی، گفتمانهایی چون پزشکی را ابزاری مردانه برای تنظیمگری [[بدن]] زنانه شمردهاند. معیار بودن بدن مردانه در آموزشهای پزشکی و نسبت دادن ابعاد عاطفی و ویژگیهای جسمانی نامطلوب به زنان از طریق ساخت اجتماعی بیماریهای زنان، از جمله شیوههای این تنظیمگری دانسته شده است.<ref> [https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> گفتمانهای دیگری نیز وجود داشتند که شیوه مصرف زنانه را مورد توجه قرار میدادند. بهعنوان نمونه بریکل، به ورود مدل جدیدی از لباس زنانه در نیوزلند اشاره میکند که بعد از جنگ جهانی دوم، زنان را جذابتر نشان میداد؛ اما این لباس را تنها زنانی میتوانستند بپوشند که اندام خود را مدیریت کرده بودند. این مدل لباس با استقبال گروهی و مقاومت گروهی دیگر رو به رو شد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص149.]</ref> | ||
تفاوتهای فرهنگی در این زمینه، چشمگیر است؛ برای مثال، معیارهای شیکپوشی در فرهنگ ایرانیان، در دوره مادها و هخامنشیان فقط شامل حال مردان میشد، اما به تدریج در دوران ساسانیان به شیکپوشی زنان نیز توجه شد. این فرهنگ در دوره ساسانیان به صورت تاکید بر کیفیت جنس لباس تعریف میشد، حال آنکه در دوره قاجار به تدریج به سمت تزئینات لباس و الگوبرداری از معیارهای غربی پیش رفت. | تفاوتهای فرهنگی در این زمینه، چشمگیر است؛ برای مثال، معیارهای شیکپوشی در فرهنگ ایرانیان، در دوره [[مادها]] و [[هخامنشیان]] فقط شامل حال مردان میشد، اما به تدریج در دوران [[ساسانیان]] به شیکپوشی زنان نیز توجه شد. این فرهنگ در دوره ساسانیان به صورت تاکید بر کیفیت جنس لباس تعریف میشد، حال آنکه در دوره قاجار به تدریج به سمت تزئینات لباس و الگوبرداری از معیارهای غربی پیش رفت. | ||
==تصور زنان از بدن خود== | ==تصور زنان از بدن خود== | ||
گیدنز بر این باور است که انتظارات اجتماعی، زنان را نسبت به ویژگیهای جسمانی خود شرمسار کرده است. هنجارهای اجتماعی بر جذابیت جسمی زنان بیشتر تاکید دارد و در همین راستا الگوی لاغراندام را مطلوب معرفی میکند. با وجود حضور اجتماعی فعال و پیشرفتهای فراوان زنان در عرصههای مختلف، آنها هنوز بر مبنای وضعیت ظاهریشان ارزیابی و قضاوت میشوند. پیامد همه این انتظارات اجتماعی، اختلالات ناشی از تغذیه بد میان زنان بوده است.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> چوی (2000م)، نشان داده است، انگیزه زنان از [[ورزش بانوان|ورزش]] در یک تفاوت معنادار با مردان، کنترل وزن و ظاهر فیزیکی و حفظ زیبایی و نه حفظ سلامت است.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> [[جراحی زیبایی|جراحی بدن]] برای دستیابی به مدل دلخواه بدنی (مثل [[پیکر ساعتشنی|پیکر ساعتشنی]]) در بسیاری از جوامع شایع شده است. دختران رده سنی 17 تا 22 سال نیز بیشترین متقاضیان جراحی بینی در ایران هستند.<ref>فتحی، روزنامه جام جم، تاریخ انتشار: 20 بهمن 1382ش.</ref> تحقیقات ویلیامز (2000م)، حاکی از این است که دخترانی که از شکل ظاهری بدن یا وزن خود ناراضی هستند، نسبت به دخترانی که تصور مثبتی از بدن خود دارند، از عزت نفس پایینتری برخوردارند و هنگامی که فاصله میان واقعیت بدن و ایدهآلهای ذهنیشان زیاد شود، فشارهای روانی و اختلالات ناشی از آن، سلامتی آنها را به خطر میاندازد.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> | گیدنز بر این باور است که انتظارات اجتماعی، از طریق تاثیر بر [[تصور از بدن]]، زنان را نسبت به ویژگیهای جسمانی خود شرمسار کرده است. هنجارهای اجتماعی بر جذابیت جسمی زنان بیشتر تاکید دارد و در همین راستا الگوی لاغراندام را مطلوب معرفی میکند. با وجود حضور اجتماعی فعال و پیشرفتهای فراوان زنان در عرصههای مختلف، آنها هنوز بر مبنای وضعیت ظاهریشان ارزیابی و قضاوت میشوند. پیامد همه این انتظارات اجتماعی، اختلالات ناشی از تغذیه بد میان زنان بوده است.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> چوی (2000م)، نشان داده است، انگیزه زنان از [[ورزش بانوان|ورزش]] در یک تفاوت معنادار با مردان، کنترل وزن و ظاهر فیزیکی و حفظ زیبایی و نه حفظ سلامت است.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> [[جراحی زیبایی|جراحی بدن]] برای دستیابی به مدل دلخواه بدنی (مثل [[پیکر ساعتشنی|پیکر ساعتشنی]]) در بسیاری از جوامع شایع شده است. دختران رده سنی 17 تا 22 سال نیز بیشترین متقاضیان جراحی بینی در ایران هستند.<ref>فتحی، روزنامه جام جم، تاریخ انتشار: 20 بهمن 1382ش.</ref> تحقیقات ویلیامز (2000م)، حاکی از این است که دخترانی که از شکل ظاهری بدن یا وزن خود ناراضی هستند، نسبت به دخترانی که تصور مثبتی از بدن خود دارند، از عزت نفس پایینتری برخوردارند و هنگامی که فاصله میان واقعیت بدن و ایدهآلهای ذهنیشان زیاد شود، فشارهای روانی و اختلالات ناشی از آن، سلامتی آنها را به خطر میاندازد.<ref>[https://www.hamooniran.ir/item/6306 احمدنیا، جامعه شناسی بدن و بدن زن، 1384ش.]</ref> | ||
==بدن در روابط قدرت== | ==بدن در روابط قدرت== | ||
از نظر فوکو، گفتمان قدرت - دانش در غرب، بهدنبال مطیع و رام ساختن بدن است و آزادی جنسی، اسارت دوباره در دام انگارهای است که طبیعت جنسی را تمام هستی یک فرد و رهایی از آن را ناممکن جلوه میدهد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص145.]</ref> یکی از راهبردهای این گفتمان در عرصه جنسیت از منظر وی، هیجانپذیر دانستن بدن زن است. بدن زن که از جنسیت اشباع شده، با آسیبشناسی درونی خود، تشخص مییابد و در یک رابطه انداموار با جامعه، وظیفه بارآوری مستمر را بر عهده دارد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص145.]</ref> قدرت جنسیتی از منظر وی، تعریف [[زنانگی]] و [[مردانگی]]، [[جنس]] زن را در جامعه، فرودست و جنس مرد را فرادست معرفی و نابرابری جنسیتی را ایجاد میکند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش،، ص141.]</ref> فمینیستها نشان دادهاند که زنان به واسطه بدنهایشان به استثمار مردان درآمدهاند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص130.]</ref> برینتون نیز بر این باور است که گفتمانهای کلگرا از زنان میخواهند تا به بدن خویش گوش فرادهند، توسط شهود خود از بدنشان، هدایت شوند و به قابلیتهای خویش به مثابه یک زن، ایمان آورند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص147.]</ref> | از نظر فوکو، گفتمان قدرت - دانش در غرب، بهدنبال مطیع و رام ساختن بدن است و آزادی جنسی، اسارت دوباره در دام انگارهای است که طبیعت جنسی را تمام هستی یک فرد و رهایی از آن را ناممکن جلوه میدهد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص145.]</ref> یکی از راهبردهای این گفتمان در عرصه جنسیت از منظر وی، هیجانپذیر دانستن بدن زن است. بدن زن که از جنسیت اشباع شده، با آسیبشناسی درونی خود، تشخص مییابد و در یک رابطه انداموار با جامعه، وظیفه بارآوری مستمر را بر عهده دارد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص145.]</ref> قدرت جنسیتی از منظر وی، تعریف [[زنانگی]] و [[مردانگی]]، [[جنس]] زن را در جامعه، فرودست و جنس مرد را فرادست معرفی و نابرابری جنسیتی را ایجاد میکند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش،، ص141.]</ref> فمینیستها نشان دادهاند که زنان به واسطه بدنهایشان به استثمار مردان درآمدهاند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص130.]</ref> برینتون نیز بر این باور است که گفتمانهای کلگرا از زنان میخواهند تا به بدن خویش گوش فرادهند، توسط شهود خود از بدنشان، هدایت شوند و به قابلیتهای خویش به مثابه یک زن، ایمان آورند.<ref>[https://www.sid.ir/paper/55488/fa اباذری و حمیدی، «جامعهشناسی بدن و پارهای مناقشات»، 1387ش، ص147.]</ref> | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
*Arlie Russell, Hochschild, managed heart, university of California press, 2012. | *Arlie Russell, Hochschild, managed heart, university of California press, 2012. | ||
*c. wright mills,white collar, oxford university press, 1969. | *c. wright mills,white collar, oxford university press, 1969. | ||
* | * | ||