بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''خانه'''</big>؛ بنایی برای سکونت و زندگی انسان بهویژه اعضای یک خانواده.<br> | <big>'''خانه'''</big>؛ بنایی برای سکونت و زندگی انسان بهویژه اعضای یک خانواده.<br> | ||
خانه، منزل، بیت (در زبان عربی) جایی است که آدمی در آن [[زندگی]] میکند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه خانه، سایت واژهیاب.]</ref> برخی خانه را فضای خصوصی زندگی انسان معنا کردهاند.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> واژه خانه در زبان فارسی پهلوی بهصورت «خانَک» و در ایرانِ قدیم نیز به «آهَنه»<ref>معین، حاشیه بر ج۲ برهان قاطع، 1361ش، ص۷۰۸، حاشیۀ۲.</ref> و «سرا» معروف بوده است.<ref>پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۳. </ref> این واژه، در گذشته، بهمعنای اتاق بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> فرهنگ نفیسی، مترادفهایی همچون سرا، اطاق / اتاق، منزل، بیت، مسکن، مقام، عمارت، حولی، مکان، چادر، خیمه، خرگاه، سراپرده و شامیانه را نیز برای خانه معرفی کرده است.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۴۳ش، ذیل واژه خانه.</ref> | خانه، منزل، بیت (در زبان عربی) جایی است که آدمی در آن [[زندگی]] میکند.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه خانه، سایت واژهیاب.]</ref> برخی خانه را فضای خصوصی زندگی انسان معنا کردهاند.<ref> [https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> واژه خانه در [[زبان فارسی]] پهلوی بهصورت «خانَک» و در ایرانِ قدیم نیز به «آهَنه»<ref>معین، حاشیه بر ج۲ برهان قاطع، 1361ش، ص۷۰۸، حاشیۀ۲.</ref> و «سرا» معروف بوده است.<ref>پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران، ۱۳۷۱ش، ص۱۵۳. </ref> این واژه، در گذشته، بهمعنای اتاق بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> فرهنگ نفیسی، مترادفهایی همچون سرا، اطاق / اتاق، منزل، بیت، مسکن، مقام، عمارت، حولی، مکان، چادر، خیمه، خرگاه، سراپرده و شامیانه را نیز برای خانه معرفی کرده است.<ref>نفیسی، فرهنگ، ۱۳۴۳ش، ذیل واژه خانه.</ref> برخی، واژۀ خانه را بهصورت پسوند مکان نیز به کار میبرند. افراد، با استفاده از این پسوند، در کنار اسم اشخاص، اسم مصدر، اسم اشیا و نیز صفت، اسم مکان میسازند؛ مانند بُتخانه (بُت + خانه). برخی از زبانشناسان، کاربرد واژه خانه در جایگاه پسوند را نادرست دانسته و آن را تنها یک اسم میدانند.<ref>محمودی بختیاری، «تکواژ خانه و عملکرد معنایی آن در ساخت واژۀ زبان فارسی»، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۳-۱۹۰.</ref> | ||
برخی، واژۀ خانه را بهصورت پسوند مکان نیز به کار میبرند. افراد، با استفاده از این پسوند، در کنار اسم اشخاص، اسم مصدر، اسم اشیا و نیز صفت، اسم مکان میسازند؛ مانند بُتخانه (بُت + خانه). برخی از زبانشناسان، کاربرد واژه خانه در جایگاه پسوند را نادرست دانسته و آن را تنها یک اسم میدانند.<ref>محمودی بختیاری، «تکواژ خانه و عملکرد معنایی آن در ساخت واژۀ زبان فارسی»، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۳-۱۹۰.</ref> | |||
==ابعاد فرهنگی خانه== | ==ابعاد فرهنگی خانه== | ||
در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه، یک فضای خصوصی است که یک خانواده در آن زندگی میکند. در طراحی و ساخت خانهها نیز اصل محرمیت برای افراد خانواده در نظر گرفته میشود تا اعضای خانواده از دید نامحرم محفوظ بمانند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> کارشناسان بر این باورند که خانۀ ایرانی، یکی از پیچیدهترین پدیدههای فرهنگی است که با نکات و مسائل بسیاری همچون محیطزیست، ساختار زندگی، معیارهای اجتماعی، بنیادهای خانوادگی، سنتها، عقاید، باورها و حیات مذهبی آدمی در ارتباط است. این رابطۀ تنگاتنگ، در طول زمان، شکل گرفته، تکامل یافته و هالهای از قداست نیز بر اطراف آن کشیده شده است.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۸.</ref> | در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه، یک فضای خصوصی است که یک خانواده در آن زندگی میکند. در طراحی و ساخت خانهها نیز اصل محرمیت برای افراد [[خانواده]] در نظر گرفته میشود تا اعضای خانواده از دید نامحرم محفوظ بمانند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/240698/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87 کریمی، «خانه»، سایت دایرهالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> کارشناسان بر این باورند که خانۀ ایرانی، یکی از پیچیدهترین پدیدههای فرهنگی است که با نکات و مسائل بسیاری همچون محیطزیست، ساختار زندگی، معیارهای اجتماعی، بنیادهای خانوادگی، سنتها، عقاید، باورها و حیات مذهبی آدمی در ارتباط است. این رابطۀ تنگاتنگ، در طول زمان، شکل گرفته، تکامل یافته و هالهای از قداست نیز بر اطراف آن کشیده شده است.<ref>کریمی، «بررسی اجمالی نظریههای گوناگون در مورد شکل کلی مسکنهای سنتی و بومی»، ۱۳۶۵ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۸.</ref> | ||
==ابعاد دینی خانه== | ==ابعاد دینی خانه== | ||
گروهی از پژوهشگران، خانه را محل آشنایی بیواسطه با جهان؛ مکانی برای صورت گرفتن زندگی روزمره،<ref>کریستیان نوربرگ ـ شولتس، مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، 1381ش، ص141.</ref> مرکز دنیای شخصی انسان و مرکز هستی آدمی معرفی کردهاند؛ مانند خانۀ کعبه برای مسلمانان در مرکز عالم.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص333-334.</ref> بسیاری از فلاسفه و پژوهشگران، شکل خانه را نهتنها متأثر از عوامل اقلیمی، بلکه متأثر از عناصری همچون درک انسان از جهان، حیات، فرهنگ، باورهای مذهبی و شیوههای ارتباطجمعی او میدانند.<ref>ایماس رَپوپورت، «خاستگاههای فرهنگی معماری»، 1382ش، ص68-74.</ref> از این منظر، دین و مذهب، همواره یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر معماری خانهها بوده است. در ایران باستان، فضای اصلی خانه بر محور شرقی غربی قرار میگرفت. دلیل این کار، نمازخواندن زردشتیان به سمت نور خورشید بوده است.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص۱۴-۱۵.</ref> از منظر عرفان اسلامی نیز خانه، فضایی کیفی است که گوهر آدمی در آن جای میگیرد. این فضا، با عالم کیهانی نیز در پیوند است. بر همین اساس، هر کدام از اجزای خانه، هویتی نمادین دارند. برای مثال، کف خانههای اسلامی، همواره بهصورت برآمده طراحی میشد و کفشها همیشه در آستانه، پیش از پای نهادن روی فرشها، درآورده میشدند. فضای خانههای اسلامی، همواره از اشیا اضافی پاک هستند تا انرژی مثبت موجود در اتاق که متأثر از نقشونگار قالی و مفهوم باغ است، خدشهدار نشود. درب به مفهوم گذرگاه و نشانۀ انتقال به فضایی دیگر است. حیاط داخلی در خانههای اسلامی، نمادی از بهشت و باطن پوشیده و مستور آن است. بههمین ترتیب، زندگی خانوادگی از حیات اجتماعی جدا میشود.<ref>بورکهارت، مبانی هنر اسلامی، 1386ش، ص148.</ref> در قرآن نیز به خانه و ویژگیهای آن اشاره شده است؛ برای مثال، در سوره نحل، خداوند خانه را محل سکون و آرامش معرفی کرده است. برخی از مفسران، این سکونت و آرامش را کانون خانواده تفسیر کردهاند.<ref>بهشتی، خانواده در قرآن، قم، 1386ش، ص39-40.</ref> | گروهی از پژوهشگران، خانه را محل آشنایی بیواسطه با جهان؛ مکانی برای صورت گرفتن زندگی روزمره،<ref>کریستیان نوربرگ ـ شولتس، مفهوم سکونت: به سوی معماری تمثیلی، 1381ش، ص141.</ref> مرکز دنیای شخصی انسان و مرکز هستی آدمی معرفی کردهاند؛ مانند خانۀ کعبه برای مسلمانان در مرکز عالم.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص333-334.</ref> بسیاری از فلاسفه و پژوهشگران، شکل خانه را نهتنها متأثر از عوامل اقلیمی، بلکه متأثر از عناصری همچون درک انسان از جهان، حیات، فرهنگ، باورهای مذهبی و شیوههای ارتباطجمعی او میدانند.<ref>ایماس رَپوپورت، «خاستگاههای فرهنگی معماری»، 1382ش، ص68-74.</ref> از این منظر، دین و مذهب، همواره یکی از مهمترین عناصر تأثیرگذار بر معماری خانهها بوده است. در ایران باستان، فضای اصلی خانه بر محور شرقی غربی قرار میگرفت. دلیل این کار، نمازخواندن زردشتیان به سمت نور خورشید بوده است.<ref>معماریان، «تأثیر فرهنگ دینی بر شکلگیری خانه: مقایسۀ تطبیقی خانه در محلۀ مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان کرمان»، ۱۳۸۹ش، ص۱۴-۱۵.</ref> از منظر عرفان اسلامی نیز خانه، فضایی کیفی است که گوهر آدمی در آن جای میگیرد. این فضا، با عالم کیهانی نیز در پیوند است. بر همین اساس، هر کدام از اجزای خانه، هویتی نمادین دارند. برای مثال، کف خانههای اسلامی، همواره بهصورت برآمده طراحی میشد و کفشها همیشه در آستانه، پیش از پای نهادن روی فرشها، درآورده میشدند. فضای خانههای اسلامی، همواره از اشیا اضافی پاک هستند تا انرژی مثبت موجود در اتاق که متأثر از نقشونگار قالی و مفهوم باغ است، خدشهدار نشود. درب به مفهوم گذرگاه و نشانۀ انتقال به فضایی دیگر است. حیاط داخلی در خانههای اسلامی، نمادی از [[بهشت]] و باطن پوشیده و مستور آن است. بههمین ترتیب، زندگی خانوادگی از حیات اجتماعی جدا میشود.<ref>بورکهارت، مبانی هنر اسلامی، 1386ش، ص148.</ref> در قرآن نیز به خانه و ویژگیهای آن اشاره شده است؛ برای مثال، در سوره نحل، خداوند خانه را محل سکون و آرامش معرفی کرده است. برخی از مفسران، این سکونت و آرامش را کانون خانواده تفسیر کردهاند.<ref>بهشتی، خانواده در قرآن، قم، 1386ش، ص39-40.</ref> | ||
==معماری خانه== | ==معماری خانه== | ||
===ایران باستان=== | ===ایران باستان=== | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۰: | ||
===دورۀ مدرن=== | ===دورۀ مدرن=== | ||
امروزه، معماری ساختمان و طراحی خانهها، با تفاوتهایی بسیار همراه شده است. از جمله اماکن لازم در یک خانۀ مدرن میتوان به ورودی و راهروها، نشیمن و پذیرایی، آشپزخانه، غذاخوری، رختشویخانه، کتابخانه و اتاق کار، سرویس بهداشتی، پارکینگ و انبار، تأسیسات و موتورخانه اشاره کرد.<ref>[https://sepantaeng.com/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86/ «معماری ساختمان»، سایت هلیدنگ ساختمانی سپنتا.]</ref> معماری مدرن خانهها در ایران، تحت تأثیر فرهنگ غربی صورت گرفت و شروع این اثرپذیری از زمان حکومت پهلوی بوده است. با ورود فرهنگ غربی به ایران، نقشۀ خانهها تغییر کرد و استفاده از فضاهای باز مانند آشپزخانههای اوپن در ایران متداول شد. از دیگر آثار این دگرگونی میتوان به باریک شدن دیوارها، تحول مصالح مورد استفاده در ساختوساز (استفادۀ بیشتر از شیشه بهجای دیوار) و نامگذاری برخی فضاها بهصورت مدرن اشاره کرد. پژوهشگران، مهمترین اثر فرهنگ غربی بر خانههای ایرانی را تبدیل فضای درونگرای خانه به فضاهای برونگرا میدانند. آنها، خالیشدن خانهها از روح دینی، عدم هویتبخشی و انتقال ارزشها، فردی شدن خانهها، کوچکشدن خانوادهها را از دیگر آثار طراحیهای مدرن اعلام کردهاند.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1497477/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C «تأثیر فرهنگ غرب بر هویت معماری ایرانی»، سایت راسخون.]</ref> | امروزه، معماری ساختمان و طراحی خانهها، با تفاوتهایی بسیار همراه شده است. از جمله اماکن لازم در یک خانۀ مدرن میتوان به ورودی و راهروها، نشیمن و پذیرایی، آشپزخانه، غذاخوری، رختشویخانه، کتابخانه و اتاق کار، سرویس بهداشتی، پارکینگ و انبار، تأسیسات و موتورخانه اشاره کرد.<ref>[https://sepantaeng.com/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86/ «معماری ساختمان»، سایت هلیدنگ ساختمانی سپنتا.]</ref> معماری مدرن خانهها در ایران، تحت تأثیر فرهنگ غربی صورت گرفت و شروع این اثرپذیری از زمان حکومت پهلوی بوده است. با ورود فرهنگ غربی به ایران، نقشۀ خانهها تغییر کرد و استفاده از فضاهای باز مانند آشپزخانههای اوپن در ایران متداول شد. از دیگر آثار این دگرگونی میتوان به باریک شدن دیوارها، تحول مصالح مورد استفاده در ساختوساز (استفادۀ بیشتر از شیشه بهجای دیوار) و نامگذاری برخی فضاها بهصورت مدرن اشاره کرد. پژوهشگران، مهمترین اثر فرهنگ غربی بر خانههای ایرانی را تبدیل فضای درونگرای خانه به فضاهای برونگرا میدانند. آنها، خالیشدن خانهها از روح دینی، عدم هویتبخشی و انتقال ارزشها، فردی شدن خانهها، کوچکشدن خانوادهها را از دیگر آثار طراحیهای مدرن اعلام کردهاند.<ref>[https://rasekhoon.net/article/show/1497477/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C «تأثیر فرهنگ غرب بر هویت معماری ایرانی»، سایت راسخون.]</ref> | ||
==طبقهبندی خانهها== | ==طبقهبندی خانهها == | ||
===موقعیت جغرافیایی=== | ===موقعیت جغرافیایی=== | ||
کارشناسان، خانههای سنتی ساختهشده در ایران را به سه گروه، شامل خانههای شهری، روستایی و عشایری تقسیم کردهاند. | کارشناسان، خانههای سنتی ساختهشده در ایران را به سه گروه، شامل خانههای شهری، روستایی و عشایری تقسیم کردهاند. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۶: | ||
مردم ایران، تلاش برای افزایش توانایی خانه یا روستا را قابل ستایش و پیونددهنده به اهورامزدا میدانستند.<ref>اوستا، ترجمۀ جلیل دوستخواه، ۱۳۷۰ش، ج1، ص21-22.</ref> در اوستا، به سخنان اهورامزدا به زردشت دربارۀ خانه اشاره شده است. اهورامزدا ، خانهای را خوشیمن میداند که کدبانو در آن کامیاب شده، فرزندان ببالند، آتش فروزان بماند و نیایشهای نیک زندگی در آن خوانده شود.<ref>اوستا، ترجمۀ جلیل دوستخواه، ۱۳۷۰ش، ج2، ص675-676.</ref><br> | مردم ایران، تلاش برای افزایش توانایی خانه یا روستا را قابل ستایش و پیونددهنده به اهورامزدا میدانستند.<ref>اوستا، ترجمۀ جلیل دوستخواه، ۱۳۷۰ش، ج1، ص21-22.</ref> در اوستا، به سخنان اهورامزدا به زردشت دربارۀ خانه اشاره شده است. اهورامزدا ، خانهای را خوشیمن میداند که کدبانو در آن کامیاب شده، فرزندان ببالند، آتش فروزان بماند و نیایشهای نیک زندگی در آن خوانده شود.<ref>اوستا، ترجمۀ جلیل دوستخواه، ۱۳۷۰ش، ج2، ص675-676.</ref><br> | ||
در نقاط مختلف ایران، دربارۀ خانه، باورهایی متفاوت در میان مردم وجود دارد. برای مثال، مردم خراسان بر این باورند که دورماندن از خانه و خانواده در شب سال تحویل، او را در تمام سال از خانه دور نگه میدارد. باورهایی دیگر همچون خوشبختشدن اهالی خانهای که دربِ آن به سمت قبله است؛<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم عامۀ مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۷۹ و ۸۴ .</ref> به زیارترفتن اهالی خانهای که پرستویی در آن لانه کرده؛ خوشیُمن بودن تمیزکاری خانه با جارویی از جنس شهداد و بم (از شاخههای درختان خرما) در کرمان؛<ref>همت کرمانی، تاریخ مفصل کرمان، ۱۳۵۰ش، ص۴۷۶.</ref> ثروتمندشدن صاحبخانهای که مار در آن پیدا شود؛ خوشخبر بودن حضور پروانه و قاصدک در خانه؛ افزایش برکت و خیر برای خانهای که درب آن پیش از طلوع آفتاب باز شود و بدیمن بودن تار عنکبوت در خانه نیز در مناطق مختلفی از ایران وجود دارد.<ref>حکمت یغمایی، بر ساحل کویر نمک، ۱۳۷۰ش، ص۴۲۶-۴۲۷.</ref> | در نقاط مختلف ایران، دربارۀ خانه، باورهایی متفاوت در میان مردم وجود دارد. برای مثال، مردم [[خراسان]] بر این باورند که دورماندن از خانه و خانواده در شب سال تحویل، او را در تمام سال از خانه دور نگه میدارد. باورهایی دیگر همچون خوشبختشدن اهالی خانهای که دربِ آن به سمت قبله است؛<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم عامۀ مردم خراسان، ۱۳۴۶ش، ص۷۹ و ۸۴ .</ref> به زیارترفتن اهالی خانهای که پرستویی در آن لانه کرده؛ خوشیُمن بودن تمیزکاری خانه با جارویی از جنس شهداد و بم (از شاخههای درختان خرما) در کرمان؛<ref>همت کرمانی، تاریخ مفصل کرمان، ۱۳۵۰ش، ص۴۷۶.</ref> ثروتمندشدن صاحبخانهای که مار در آن پیدا شود؛ خوشخبر بودن حضور پروانه و قاصدک در خانه؛ افزایش برکت و خیر برای خانهای که درب آن پیش از طلوع آفتاب باز شود و بدیمن بودن تار عنکبوت در خانه نیز در مناطق مختلفی از ایران وجود دارد.<ref>حکمت یغمایی، بر ساحل کویر نمک، ۱۳۷۰ش، ص۴۲۶-۴۲۷.</ref> | ||
==خانه در ادبیات فارسی== | ==خانه در ادبیات فارسی== | ||
واژه خانه، از جمله واژگان کهنی است که از دیرباز در ادبیات شفاهی و مکتوب ایرانیان حضور داشته است. برای مثال، رودکی در شعر خود گفته است:<ref> [https://ganjoor.net/roodaki/baghimande/sh77 رودکی، قصاید و قطعات، شمارۀ 77، سایت گنجور.]</ref><br> | واژه خانه، از جمله واژگان کهنی است که از دیرباز در ادبیات شفاهی و مکتوب ایرانیان حضور داشته است. برای مثال، رودکی در شعر خود گفته است:<ref> [https://ganjoor.net/roodaki/baghimande/sh77 رودکی، قصاید و قطعات، شمارۀ 77، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
{{پایان نستعلیق}} | {{پایان نستعلیق}} | ||
مولانا نیز در اشعار خود، بارها به واژۀ خانه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar3/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 96، سایت گنجور.]</ref><br> | [[مولانا]] نیز در اشعار خود، بارها به واژۀ خانه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar3/sh96 مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 96، سایت گنجور.]</ref><br> | ||
{{آغاز نستعلیق}} | {{آغاز نستعلیق}} | ||
{{شعر|نستعلیق}} | {{شعر|نستعلیق}} | ||