حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
| زیرنویس تصویر = | | زیرنویس تصویر = | ||
| image_alt = | | image_alt = | ||
| فایل پادکست = | | فایل پادکست =ابوسهل بلخی.ogg | ||
| حجم فایلپادکست = | | حجم فایلپادکست =10/2 | ||
| تاریخ پادکست = | | تاریخ پادکست =28-2-1405 | ||
| زیرنویس عنوان = | | زیرنویس عنوان = | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
| آثار مرتبط = | | آثار مرتبط = | ||
}} | }} | ||
<big>''' | <big>'''ابوزید بلخی؛'''</big> از طلایهداران علم و تمدن اسلامی و ایرانی در قرن چهارم و پنجم هجری. | ||
ابوزید بلخی، از دانشمندان نامی ایران قدیم است که با تکیه بر میراث فرهنگی و تمدنی ایران و سفارش آموزههای اسلامی بر ژرفنگری انفسی و آفاقی، نوآورهای زیادی داشت؛ وی اولین دانشمند [[مسلمان]] بود که در علم جغرافیا، روانشناسی و روانپزشکی کتاب نوشت و در معرفی ظرفیتهای تمدنی اسلام، میراث غنی ایران و گسترش رشتههای مختلف علمی در جهان اثرگذار بود. | |||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
ابوزید بلخی در روستای شامِستیان، نزدیك رود «غَرْبِنكی» در بلخ به دنیا آمد. [[پدر]] وی از سیستان و معلم كودكان بود و ابوسهل نیز مدتی همین شغل را داشته است. وی در جوانی همراه قافلۀ حاجیان به عراق سفر كرد تا در دربارۀ مذهب [[شیعه]] كه خود از پیروان آن بود تحقیق كند و مقام «امام» را دریابد. ابوزید در عراق در حلقۀ درسی «یعقوب بن اسحاق كندی» راه یافت و به آموختن علوم عقلی مشغول شد. او ۸ سال در عراق به سر برد و با بزرگان و دانشمندان در ارتباط بود. بلخی در این مدت فلسفه، نجوم، پزشکی و علوم طبیعی را آموخت و در علم كلام و دیگر دانشهای متداول آن روزگار مهارت پیدا کرد و سپس به زادگاه خود بازگشت.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص65-۷۵.</ref> او بهدلیل دانش وسیع خود در علوم گوناگون مورد توجه و احترام امرا و بزرگان بود، اما نگارش دو کتاب «كیفیت تأویل آیات قرآن» و «القرابین و الذبائح» موجبات خشم وزیر نصر بن احمد سامانی را فراهم کرد و هدایا و مستمری او قطع شد.<ref>ابنندیم، الفهرست، بیتا، ج۱، ص۱۳۵.</ref> ابوزید به فعالیتهای سیاسی علاقهای نداشت و بههمین دلیل هنگامی كه «احمد بن سهل بن هاشم مروزی» بهعنوان وزیر در ۳۰۶ق به بلخ آمد و وزارت خود را به وی پیشنهاد كرد، نپذیرفت، اما چون کارهای علمی و فرهنگی را دوست داشت مدتی شغل کاتبی را در دورۀ وزارت «ابوالقاسم بلخی كعبی» پذیرفت و احترام و سهولتهای اقتصادی زیادی دریافت کرد.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص75-76.</ref> | |||
==باورهای مذهبی== | ==باورهای مذهبی== | ||
ابوزید بلخی پیرو مذهب شیعۀ دوازده امامی بود و به علت آگاهی از فلسفه و بهكاربردن روش عقلی در مباحث خود، از سوی برخی فقهای اهلسنت متهم به كفر و الحاد شد.<ref>ابنندیم، الفهرست، بیتا، ج۱، ص۱۳۵.</ref> برخی منابع، وی را مردی نیكو اعتقاد دانستهاند کهو در انجام وظایف مذهبی و عمل به احكام [[دین]] هرگز غفلت نمیورزید. بسیاری از علما و فقهای بلخ نیز او را دارای اعتقاد نیك و مذهبی استوار میدانستند و معتقد بودند كه در آثار پرتکرار او، سندی كه دلالت بر سستی یا فساد عقیده او كند، پیدا نمیشود.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص73 و 75.</ref> | |||
==سیرۀ عملی و اخلاقی== | ==سیرۀ عملی و اخلاقی== | ||
ابوزید بلخی مردی خوددار، باوقار، اهل بصیرت با زبانی محکم و بیانی زیبا و در راه عقاید خود ثابت قدم بود. به گفتۀ محققان او شعر کم میسرود و بسیار خوب مینوشت و با عبارات نیکو سخن میگفت. به مقتضای باورهای خود نسبت به امام زمان و مسئلۀ ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی، تلاش میکرد. انتظار را به معنای انفعال و دستکشیدن از کارهای ثمربخش نمیدانست، بلکه آن را نوعی عمل و کنشگری در راستای ظهور میدانست. او تمام دستآوردهای علمی خود را بر مبنای فراهمسازی زمینههای ظهور امام زمان توجیه میکرد. <ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> ابوزید به زادگاه خود علاقۀ بسیار داشت و بههمین دلیل پس از بازگشت به بلخ و بهبود وضع اقتصادی او، در ناحیۀ شامستیان، املاک زیادی خرید که پس از او در اختیار خویشاوندان، فرزندان و نوادگان او قرار گرفت. <ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص75-76.</ref> | |||
==زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی== | ==زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی== | ||
ابوزید بلخی در دورۀ حکمرانی سلسلۀ سامانیان میزیست که در تاریخ به «عصر طلایی فرهنگ و تمدن ایرانی» و یا «رنسانس فرهنگ و تمدن ایرانی» مشهور شده است. پژوهشگران عوامل ذیل را در پیشرفت این دوره و ظهور دانشمندان زیاد، دخیل میدانند: | ابوزید بلخی در دورۀ حکمرانی سلسلۀ سامانیان میزیست که در تاریخ به «عصر طلایی فرهنگ و تمدن ایرانی» و یا «رنسانس فرهنگ و تمدن ایرانی» مشهور شده است. پژوهشگران عوامل ذیل را در پیشرفت این دوره و ظهور دانشمندان زیاد، دخیل میدانند: | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
#امیران سامانی، وزیران دانشدوست و فهیم را که آشنا به مسائل سیاسی، اداری و علمی بودند، انتخاب میکردند. <ref> [https://www.roshdmag.ir/fa/article/25525/%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%AC%D8%B1%DB%8C-%D9%82% «رنسانس ایرانی در سدههای سوم و چهارم هجری قمری»، وبسایت وزارت آموزش و پرورش.]</ref> در چنین زمینۀ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، گروه بزرگی از فیلسوفان ایرانی ظهور کردند و آثار متعدد و بینظیر در منطق، حکمت و اخلاق به [[زبان عربی]] و بعد از آن به پارسی فراهم آوردند که از جملۀ آنها ابوزید بلخی بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/141158/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8 صفا، «خدمت ایرانیان در ایجاد فلسفه و کلام اسلامی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | #امیران سامانی، وزیران دانشدوست و فهیم را که آشنا به مسائل سیاسی، اداری و علمی بودند، انتخاب میکردند. <ref> [https://www.roshdmag.ir/fa/article/25525/%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%AC%D8%B1%DB%8C-%D9%82% «رنسانس ایرانی در سدههای سوم و چهارم هجری قمری»، وبسایت وزارت آموزش و پرورش.]</ref> در چنین زمینۀ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، گروه بزرگی از فیلسوفان ایرانی ظهور کردند و آثار متعدد و بینظیر در منطق، حکمت و اخلاق به [[زبان عربی]] و بعد از آن به پارسی فراهم آوردند که از جملۀ آنها ابوزید بلخی بود.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/141158/%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8 صفا، «خدمت ایرانیان در ایجاد فلسفه و کلام اسلامی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> | ||
==دیدگاهها== | ==دیدگاهها== | ||
# | #ابوزید بلخی بر خلاف افراد فلسفهستیز مانند غزالی، معتقد بود که فلسفه همسو با شریعت و نیز شریعت همانند فلسفه است؛ شریعت در حكم مادر دین و فلسفه به منزلۀ دایۀ دین است. بههمین دلیل او میكوشید میان شریعت و فلسفه تلفیق ایجاد کند و آن دو را با یكدیگر هماهنگ سازد.<ref> توحیدی، الامتاع و المؤانس، 1942م، ج۲، ص۱۵.</ref> | ||
#وی با توجه به آموزههای قرآنی به اصل کرامت انسانی باور داشت و از تفضیل صحابه و نیز از برتریجویی عرب و عجم بر یكدیگر خودداری و ناسیونالیزم قومی را نفی میكرد.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۷۷ـ۷۸.</ref> | #وی با توجه به آموزههای قرآنی به اصل کرامت انسانی باور داشت و از تفضیل صحابه و نیز از برتریجویی عرب و عجم بر یكدیگر خودداری و ناسیونالیزم قومی را نفی میكرد.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۷۷ـ۷۸.</ref> | ||
# | #ابوزید دربارۀ تفسیر قرآن معتقد بود كه باید به ظاهر آیات اكتفا و از تأویلات بعید به روش اسماعیلیان اجتناب کرد و كتابهای نظم القرآن و البحث فی التأویلات را بر همین مبنا نوشته بود. او روش تفسیری که با عنوان تأویل به تحریف قرآن منجر میشود را رد میکرد. <ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص77.</ref> | ||
#از مهمترین دیدگاههای | #از مهمترین دیدگاههای ابوزید بلخی، نظر او دربارۀ نقش معنویت و خودشناسی در پیشگیری و حفظ سلامت روان بوده که برای اولینبار در جهان مطرح کرده و امروزه نیز مورد قبول عام است. وی بر اساس تحلیل و تفسیر خود از آموزههای اسلامی، معنویت را عامل مهمی در پیشگیری و تأمین سلامت روان، در زندگی فردی و اجتماعی میدانست. به نظر وی معنویت راستین به انسان قدرتی میدهد که اهمیت آن برای کسب سلامت روان کمتر از اهمیت هوا برای تنفس نیست. بلخی [[ایمان]]، توکل به خدا، عبادت، دعا و ارتباط با خالق هستی را از قویترین سرمایههای اسلامی و تدابیر پیشگیرانۀ توحیدی برای تعدیل و کاهش عارضههای روانی، مانند بروز خشم، ترس، اندوه و افسردگی معرفی کرد. به نظر او آدمی در سایه تعالیم اسلامی، خود را در مقام قرب و در پیوند با قدرت بینهایت میبیند و با توکل بر او در تنگناها موجبات آرامش روحی خود و دیگران را فراهم میآورد. به نظر ابوزید این سرمایههای دینی، عامل پویایی و تحرک و توسعه در جامعه است. <ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
ابوزید بلخی در رشتههای مختلف مانند فلسفه، كلام، احكام نجوم، پزشکی، سیاست، تفسیر، تاریخ، جغرافیا، اخلاق و آداب و رسوم، لغت، صرف و نحو، طبقهبندی علوم و حتی جانورشناسی، کتاب نوشته است که به گفتۀ «علی بن محمد بن ابیزید»، نوۀ وی، تعداد آثار او نزدیك به ۷۰ تألیف میرسد<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص81.</ref> که از جملۀ آنها شرایع الادیان، اقسام العلوم، اختیارات السیر، السیاسة الكبیر، السیاسة الصغیر،<ref> ابنندیم، الفهرست، بیتا، ج۱، ص۱۳۵.</ref> الأمد الاقصی و الإبانة عن علل الدیانة،<ref>بیهقی، تتم صوان الحکمه، ج۱، ص۲۶.</ref> المختصر فی الفقه<ref> سیوطی، بغیة الوعاء، 1964م، ج۱، ص۳۱۱.</ref> كحّاله العلم و التعلیم است <ref>کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، 1957م، ج۱، ص۲۴۰.</ref> که از میان آنها «مصالح الأبدان و الأنفس» در علوم پزشکی و «صورالأقالیم» دربارۀ جغرافیا و «نظم القرآن» در تفسیر قرآن از معروفترین آثار وی محسوب میشود. <ref>کراچکوفسکی، تاریخ الادب الجغرافی العربی، 1963م، ج۱، ص۱۹۷.</ref> | |||
==شاگردان== | ==شاگردان== | ||
ابوزید بلخی، شاگردان ممتاز و اثرگذاری تربیت کرده است که هر کدام در تاریخ اسلام و پیشرفت فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی نقش مهمی داشتهاند.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص76.</ref> «محمد بن زكریای رازی» از شاگردان او است که از چهرههای درخشان علوم اسلامی محسوب میشود. <ref>صفا، تاریخ علوم عقلی، 1336ش، ج۱، ص۱۶۵_۱۶۶.</ref> | |||
==ابوسهل بلخی از منظر دیگران== | ==ابوسهل بلخی از منظر دیگران== | ||
ابوزید بخلی بهدلیل وسعت دانش، عمق اندیشه و فصاحت و بلاغت نوشتههای خود، مورد ستایش اندیشمندان قدیم و جدید قرار گرفته است. برای مثال «ابوحیان توحیدی» او را «بحرالبحور» و «عالم العلماء» نامیده<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص27.</ref> و در كتاب «الأمتاع و المؤانسة» از او با عنوان «سید اهل المشرق فی انواع الحكمة» یاد كرده است.<ref>توحیدی، الامتاع و المؤانس، 1942م، ج۲، ص۳۸.</ref> شهرستانی در «الملل و النحل» وی را در ردیف كندی، ابنمسكویه، ابوسلیمان سجستانی، فارابی، ابنسینا و ابوالحسن عامری و در شمار فلاسفۀ متأخر اسلامی آورده است.<ref>شهرستانی، الملل و النحل، 1923م، ج۱، ص۳۴۸.</ref> | |||
==در گذشت== | ==در گذشت== | ||
ابوزید بلخی در 322ق در زادگاه خود درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد. <ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/83085/%DA%A9%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C «کندی؛ نخستین فیلسوف اسلامی»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه.] </ref> | |||
==نوآوریها و اثرگذاری== | ==نوآوریها و اثرگذاری== | ||
===تفسیر قرآن=== | ===تفسیر قرآن=== | ||
به نظر محققان، مباحث تفسیری | به نظر محققان، مباحث تفسیری ابوزید و نگاه فلسفی و روش عقلی او به آموزههای قرآنی، بهویژه کتاب «نظم القرآن» وی که در آن مطالب بسیار آموزنده را با عباراتی لطیف به کار برده و از تأویلات دور از ذهن نسبت به آیات قرآن خود داری کرده، در ترویج و توسعۀ تفسیر اجتماعی و برداشت علمی از قرآن نقش مؤثر داشته است. <ref> «رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> یاقوت حِمَوی دیدگاههای تفسیری ابوزید بلخی را بینظیر توصیف کرده و معتقد است که در اسلام کتاب مفیدتر از این کتاب تألیف نشده است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> | ||
===روانشناسی اسلامی=== | ===روانشناسی اسلامی=== | ||
ابوزید بلخی برای نخستینبار تشخیص داد که روح مانند جسم میتواند بیمار یا سالم، متوازن یا نامتوازن شود و عارضههای نفسانی منشأ روانشناختی و فیزیولوژیکی دارد. او کشف کرد که بیماریهای روانتنی معلول تأثیرات متقابل این دو نوع عامل بر یکدیگر است؛ همانگونه که عدم توازن جسم از نظر او میتواند به تب، سردرد و دیگر بیماریهای جسمی منجر شود، عدم توازن روان نیز میتواند به خشم، اضطراب، [[ترس]]، حزن و افسردگی، وسواس و سایر امراض روانی منجر شود.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص12.</ref> همچنین آثار او بهدلیل عمق و روح علمی و دقت آن، در توسعۀ شاخههای مختلف دانش پزشکی در ایران و جهان اثرگذار بوده است. برای مثال کتاب مصالح الأبدان و الأنفس او در توسعۀ علم پزشکی و حوزۀ سلامت روان و کترل بیماریهای مختلف، اثرگذار بوده است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226634/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C موحد، «ابوزید بلخی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> به گفتۀ محققان نظریات ابوزید در حوزۀ روانشناسی، شباهت شگفتانگیزی به نظریههای مدرن روانشناسی دارد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/4668321/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-% «پژوهشگر آلمانی کتابی دربارۀ روانشناسی از منظر ابوزید بلخی نوشت»، خبرگزاری مهر.] </ref> بلخی همچنین روانپزشکی را بهصورت مستقل مورد بررسی قرار داد و اصطلاحات جدیدی در این حوزه به کار برد. او بعد از مطالعه تخصصی روانپزشکی به شناخت عمیقی نسبت به روان و اسرار آن دست یافت.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص26-27.</ref> | |||
===جغرافیا=== | ===جغرافیا=== | ||
مباحث جغرفیایی | مباحث جغرفیایی ابوزید بلخی، دانشمندان اسلامی را به اهمیت بحث جغرافیا و نقش آن در توسعۀ فرهنگ و تمدن اسلامی آشنا کرده و باعث شده است که دانشمندان اسلامی بهویژه «اصطخری» در كتابهای خود «المسالك و الممالك» و «الاقالیم» بهصورت مفصلتر به این مباحث بپردازد و دانش جغرافیایی مسلمین را ارتقا بخشد.<ref>کراچکوفسکی، تاریخ الادب الجغرافی العربی، 1963م، ج۱، ص۱۹۷.</ref> بسیاری از محققان ابوزید را از پیشگامان ترسیم نقشههای جغرافیایی در میان جغرافیدانان و دانشمندان [[مسلمان]] دانستهاند و در میان نقشههای قدیمی، ۶۰ نقشۀ جغرافیایی از آثار ابوزید بلخی دیده شده است.<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> | ||
===انسانشناسی=== | ===انسانشناسی=== | ||
به نظر پژوهشگران، | به نظر پژوهشگران، ابوزید بلخی از کسانی است که بر اساس آموزههای دینی، انسانشناسی جامعنگر و سهبعدی را مطرح کرد که شامل سه عنصر روح، عقل و جسم میشود. در نظام انسانشناسی او، معنویت برای سلامت روح، فلسفه برای سلامت عقل و پزشکی برای سلامت جسم نیاز است و شرط لازم برای سلامت و پویایی جامعه و توسعه محسوب میشود. <ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | ||
==ترجمۀ آثار== | ==ترجمۀ آثار== | ||
کتاب مصالح الابدان و الانفس از روی نسخۀ خطی كتابخانۀ ایاصوفیه به همت «فؤاد سزگین» در فرانكفورت به آلمانی ترجمه و منتشر شده است. <ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226634/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C موحد، «ابوزید بلخی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> همچنین این کتاب را زاهده اوزکان راشد ترجمه و به نام «روانشناسی از منظر ابوزید بلخی» منتشر کرده است.<ref>«پژوهشگر آلمانی کتابی دربارۀ روانشناسی از منظر ابوزید بلخی نوشت»، خبرگزاری مهر. </ref> کتاب «البدء التاریخ» در سال 1919م در فرانسه به زبان فرانسوی ترجمه و چاپ شده است.<ref>«تحلیلی از زندگی و آثار دانشمندان اسلامی: ابوزید احمد بن سهل بلخی»، 1361ش، ص60.</ref> | کتاب مصالح الابدان و الانفس از روی نسخۀ خطی كتابخانۀ ایاصوفیه به همت «فؤاد سزگین» در فرانكفورت به آلمانی ترجمه و منتشر شده است. <ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/226634/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%AE%DB%8C موحد، «ابوزید بلخی»، وبسایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> همچنین این کتاب را زاهده اوزکان راشد ترجمه و به نام «روانشناسی از منظر ابوزید بلخی» منتشر کرده است.<ref>«پژوهشگر آلمانی کتابی دربارۀ روانشناسی از منظر ابوزید بلخی نوشت»، خبرگزاری مهر. </ref> کتاب «البدء التاریخ» در سال 1919م در فرانسه به زبان فرانسوی ترجمه و چاپ شده است.<ref>«تحلیلی از زندگی و آثار دانشمندان اسلامی: ابوزید احمد بن سهل بلخی»، 1361ش، ص60.</ref> | ||