پیشنویس:ایل قاجار: تفاوت میان نسخهها
| (۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''ایل قاجار؛'''</big> طایفۀ ترکتبار که از اواخر قرن نهم هجری با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش، بهتدریج به یکی از طوایف نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شد. | |||
== | ایل قاجار، از اواخر قرن نهم هجری با حضور در اتحادیه قزلباش و پیوستن به مریدان شیخ حیدر صفوی، بهتدریج به یکی از نیروهای اجتماعی و نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند. آنان ابتدا در منطقۀ آناتولی و سپس در آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شدند و در دورۀ صفویه بهعنوان یکی از طوایف وفادار قزلباش، در جنگهای مهمی چون چالدران و نبرد با آققویونلوها شرکت داشتند و برخی از سرانشان به مناصب عالی نظامی و دیپلماتیک دست یافتند. پس از سقوط صفویه، قاجارها در دورۀ افشاریه و زندیه، بهتدریج پایگاه خود را در شمال ایران مستحکم کردند و با بهرهگیری از خلأ قدرت پس از مرگ کریمخان زند، [[آغامحمدخان قاجار]] با سرکوب رقیبان و در ۱۱۷۴ش [[سلطنت قاجاریه]] را بنیان نهاد که حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد و سرانجام در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان پهلوی منقرض شد. امروزه بازماندگان این ایل در ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا پراکندهاند و بخشی از آنان با حفظ هویت تاریخی خود، به فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی درباره تاریخ این سلسله مشغولند. | ||
واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک بهمعنای فرارکردن است<ref>{{پک|کاشغری|۱۳۳۳|ک=دیوان لغات الترک|ص=۲۰۲-۲۰۴|ج=}}</ref> و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که | |||
== واژهشناسی ایل قاجار == | |||
واژهٔ «ایل» ریشه در زبانهای مغولی و ترکی دارد و بر مفاهیمی چون دوستی، همپیمانی، همقبیلگی و همراهی دلالت میکند. جمع آن «ایلات» است و نخستین کاربرد آن در متون فارسی به دورهٔ ایلخانیان بازمیگردد، جایی که این اصطلاح برای اشاره به گروههای کوچرو و نیمهکوچرویی به کار میرفته که بر پایهٔ خویشاوندی و زیست عشیرهای سازمانیافته بودند.<ref>{{پک|اشرفی خیرآبادی|۱۳۸۸|ک=کتاب ماه تاریخ و جغرافیا|ف=ایل بختیاری|ص=۱۰۱}}</ref> واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک بهمعنای فرارکردن است<ref>{{پک|کاشغری|۱۳۳۳|ک=دیوان لغات الترک|ص=۲۰۲-۲۰۴|ج=}}</ref> و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که فرار میکند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان میدود برای آن ذکر شده است. در کتب تاریخ قدیم بهویژه پس از مغول، از اشخاصی نام برده شده که دارای لقب «قچرچی» (غچرچی و قجرچی) بودهاند که بهمعنای راهنما است. بر این اساس، به نظر ایشان، احتمال دارد این افراد در زمان جنگ، در مناطق کوهستانی بهعنوان راهنمای لشکریان عمل میکردهاند و با رصد حرکتهای نظامی دشمن، اطلاعات را به نیروهای خودی منتقل مینمودند و از این رو، به این لقب شهرت یافتهاند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۶۵|ج=}}</ref> برخی منابع تاریخی نام این گروه را به منطقۀ گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجار را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده و به نظر آنها این نامگذاری بهدلیل مهارتهای نظامی خاص صورت گرفته است.<ref>{{پک|لمبتون|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایلات ایران|ص=۲۰۳|ج=۱}}</ref> | |||
== ریشههای قبیلهای == | == ریشههای قبیلهای == | ||
بر اساس روایتهای رسمی عصر قاجار، نسب | بر اساس روایتهای رسمی عصر قاجار، نسب ایل قاجار به شخصیتی به نام «قاجار نویان» از امیران عصر هلاکوخان و غازانخان مغول میرسید، اما پژوهشگران بعدی این انتساب را فاقد اعتبار تاریخی دانستهاند؛ زیرا در منابع همعصر مغول نشانی از چنین شخصیتی وجود ندارد. در برابر این دیدگاه، برخی محققان قاجارها را از ترکان شرقی یا بازماندگان طوایف جلایر شمردهاند که پیش از مغول یا همزمان با آن به مناطقی از ایران، آناتولی و سوریه کوچیدهاند. گروهی دیگر آنان را از شاخههای ترکمانان آناتولی (اوغوزها) دانستهاند که در قرن نهم هجری در منطقه ذوالقدر و حلب میزیستهاند و نخستینبار در ۸۹۶ق/۱۴۹۱م در رویدادهای سیاسی آققویونلوها از آنان یاد شده است. افزون بر این، برخی پژوهشگران با استناد به نامهای جغرافیایی و واژه «قچرچی» در منابع کهن، شکلگیری هویت قاجارها را بر پایه کارکردهای نظامی و راهنمایی (نه صرفاً خویشاوندی قبیلهای) محتمل دانستهاند. بر اساس دیدگاه برخی محققان قاجارها ابتدا گروهی از ترکان آسیای مرکزی یا آناتولی بودهاند که در جریان تحولات عصر مغول و ایلخانی، بهتدریج در مناطق آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شده و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، بهعنوان یک اوباماق (طایفه) مستقل، سپس با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش در دورۀ صفویه، به یکی از طوایف نظامی و سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۵۹-۶۹|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|ق۱|ک=وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی|ف=قاجارها از چه نژادی بودند}}</ref> | ||
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخحيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیریبیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگهای سلطان حیدر در ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاه اسماعیل با آققویونلوها در ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش به شمار میرفت.<ref>{{پک|عبدیبیگ شیرازی|۱۳۶۹|ک=تکملةالاخبار|ص=۳۹|ج=}}</ref> | |||
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخحيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیریبیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگهای سلطان حیدر در | |||
== جغرافیای زندگی == | == جغرافیای زندگی == | ||
ایل قاجار در منتهیالیه شرقی دشت گرگان، در حوالی استرآباد و در کرانههای رود گرگان، بهویژه در منطقهای به نام «قلعه مبارکآباد» سکونت گزید و دامنهٔ فعالیت آنان از کوهپایههای البرز تا صحرای ترکمن را در بر میگرفت. رود گرگان بهعنوان شاخص اصلی، حدود سکونت و چراگاههای طوایف مختلف را مشخص میکرد؛ بهگونهای که یوخاریباش در حوضهٔ بالای رود و اشاقهباش در حوضهٔ پایین رود ساکن شدند. این منطقه که بخشی از زیستبوم وسیع مازندران محسوب میشد، از طریق مسیرهایی مانند ساری و فیروزکوه به تهران، از سواحل خزر به رشت و از راه خبوشان (قوچان) به خراسان متصل بود. قاجارها از این بومزیست برای پروارکردن دامها و آبادی کشتزارهای خود بهره بردند و به دلیل هممرزی با ترکمنستان و فرارود، همواره در معرض یورش اقوام ترکمن و ازبک قرار داشتند. با این حال، آنان با برقراری مناسبات دوستانه با ترکمنها و استفاده از صحرای ترکمن به عنوان پناهگاه، توانستند در این منطقه پایدار بمانند و آن را به کانون تحولات تاریخی ایران تبدیل کنند.<ref>{{پک|عسکرانی|۱۳۹۶|ک=پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران|ف=چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)|ص=۱۲۷-۱۲۹}}</ref> | |||
== | == جمعیت == | ||
بر اساس منابع تاریخی از جمعیت دقیق قاجارها در قرون گذشته اطلاعی در دست نیست. ارقام ارائهشده در دورۀ شاهسلطانحسین صفوی، از جمله عدد دویست هزار خانوار،<ref>{{پک|مسطوفی|۱۳۵۳|ک=فرهنگ ایران زمین|ف=آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی|ص=۴۱۳}}</ref> هرچند از سوی مورخان اغراقآمیز دانسته شده، اما نشاندهندۀ کثرت جمعیت این ایل پیش از تشکیل سلطنت قاجار است. در دورۀ محمدشاه و ناصرالدینشاه، جمعیت آنان بین سیصد تا دو هزار خانوار تخمین زده شده است.<ref>{{پک|لمبتون|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایلات ایران|ص=۲۱۵|ج=۱}}</ref> | |||
== | == سازمان اجتماعی و طوایف == | ||
بر | سازمان اجتماعی ایل قاجار بر پایهٔ ساختاری قبیلهای با دو شاخهٔ اصلی یوخاریباش (بالاسر) و اشاقهباش (پایینسر) استوار بود که هر یک شامل شش طایفه با نامهای مشخص بودند. ریاست و حل اختلافات بر عهدهٔ سران و کلانتران طوایف بود و تصمیمات کلان، از جمله تعیین حدود چراگاهها، با مشارکت آنان صورت میگرفت. انسجام داخلی ایل تا حد زیادی به روابط خویشاوندی و وفاداری به رهبری وابسته بود و با وجود رقابتهای داخلی، در مقاطع حساس، سران ایل برای ایجاد اتحاد میان تیرهها اقدام میکردند.<ref>{{پک|عسکرانی|۱۳۹۶|ک=پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران|ف=چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)|ص=۱۲۷-۱۲۹}}</ref> بر اساس نوشتۀ برخی منابع، قاجارها در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل میشدند: آقچهقویونلو، آقچهلو، شامبیاتی (معروف به بیرمیدورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزۀ اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشهای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (بهویژه قرهباغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخههای دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.<ref>{{پک|روملو|۱۳۵۷|ک=احسن التواریخ|ص=۶۱۷|ج=}}</ref> به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها بهعنوان یک ایل مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قرهباغ و گنجه بهعنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد. پس از استقرار در مازندران، این ساختار ایلیاتی همچنان بهعنوان چارچوب اصلی سازماندهی سیاسی و اجتماعی آنان باقی ماند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۸۶-۸۸|ج=}}</ref> | ||
== | == سبک زندگی == | ||
سبک زندگی ایل قاجار بر پایهٔ یکجانشینی استوار بود و برخلاف بسیاری از ایلات دیگر که کوچنشینی و ییلاقوقشلاقکردن ویژگی اصلی زیستآنها بود، قاجارهای ساکن استرآباد بهدلیل تأمین علوفه در تمام سال، نیازی به کوچروی نداشتند. آنان با بهرهگیری از دشت گرگان برای دامداری و کشاورزی، بهعنوان قزلباشان وفادار به صفویان، آرامش نسبی را تجربه کردند و به همین دلیل، با وجود اختلافات مذهبی با ترکمنها، توانستند نشیمنگاه خود را حفظ کنند. این سبک زندگی، زمینهساز افزایش جمعیت و استحکام پایگاه آنان شد.<ref>{{پک|عسکرانی|۱۳۹۶|ک=پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران|ف=چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)|ص=۱۲۶}}</ref> | |||
== نقش | == نقش در تاریخ ایران == | ||
=== قبل از صفویه === | === قبل از صفویه === | ||
بر اساس پژوهشها، | بر اساس پژوهشها، منطقۀ پهناوری شامل ایران، آناتولی و قفقاز از قرن اول تا نهم هجری، پذیرای موجهای مهاجرتی متعددی از ترکان شمالی، غز (سلجوقیان)، آسیای مرکزی (همراه با مغولان) و جغتایی بود که در این مدت طولانی، حاکمیت سیاسی و اقتصادی ترکان، به التقاطهای فرهنگی و دینی انجامید. قاجارها که در چنین بستر تاریخی پرورش یافته بودند، پیش از شکلگیری هویت ایلی خود، در فرایندی تدریجی، هم هویت خود را در تاریخ اجتماعی منطقه تثبیت کردند و هم بهعنوان یک واحد اجتماعی (ایل) با تحولات سیاسی پیوند خوردند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۱۴|ج=}}</ref> | ||
=== دوران صفویه === | === دوران صفویه === | ||
بر اساس گزارشهای تاریخی، قاجارها در دورۀ صفویه، بهویژه از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، بهعنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیۀ قزلباش ظاهر شدند<ref>{{پک|لسان الملک|۱۳۳۷|ک=سپهر ناسخ التواریخ|ص=8-9|ج=ج1}}</ref> و در جنگهای مهمی چون نبرد با الوند آققویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. به گزارش منابع، سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری نیز دست یافتند؛ چهرههایی چون قرهپیریبیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگهای ایران و عثمانی نقش برجستهای ایفا کردند. به نوشته برخی مورخان، در دورۀ شاه تهماسب، قاجارها در قرهباغ و گنجه | بر اساس گزارشهای تاریخی، قاجارها در دورۀ صفویه، بهویژه از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، بهعنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیۀ [[قزلباش]] ظاهر شدند<ref>{{پک|لسان الملک|۱۳۳۷|ک=سپهر ناسخ التواریخ|ص=8-9|ج=ج1}}</ref> و در جنگهای مهمی چون نبرد با الوند آققویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. به گزارش منابع، سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری نیز دست یافتند؛ چهرههایی چون قرهپیریبیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگهای ایران و عثمانی نقش برجستهای ایفا کردند. به نوشته برخی مورخان، در دورۀ شاه تهماسب، قاجارها در قرهباغ و گنجه بهعنوان حاکمان منطقهای قدرت یافتند و برخی از سران آنان، از جمله شاهقلیخان قاجار، در عرصۀ روابط خارجی صفویان مانند انعقاد صلح با عثمانی در سال ۹۶۲ق نقش دیپلماتیک ایفا کردند. به نظر پژوهشگران، قاجارها در نیمۀ اول عصر صفوی، همپای دیگر طوایف قزلباش، در تحکیم سلطنت صفوی، دفاع از مرزهای غربی و انجام مأموریتهای سیاسی سهمی تعیینکننده داشتند و تا پیش از تحولات نیمۀ دوم این دوره، پایگاه خود را در دستگاه حکومت صفوی حفظ کردند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۸۷-۹۱|ج=}}</ref> | ||
=== افشاریه و زندیه === | |||
در دوران افشاریه و زندیه، ایل قاجار به تدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.<ref>{{پک|پیرنیا|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایران|ص=۷۶|ج=}}</ref> در اواخر حکومت صفوی، فتحعلیخان قاجار به سپهسالاری ارتش صفوی منصوب شد و جایگاه نظامی این ایل را ارتقا بخشید. پس از سقوط صفویه و در دورۀ نادرشاه، قاجارها در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان بهعنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرج و مرج در اواخر دورۀ افشاریه، قاجارها بهتدریج دامنۀ نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان برای کسب قدرت، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،|ص=۲۳-۲۴|ج=}}</ref> در دورۀ زندیه، اگرچه کریمخان زند با سیاست مدارا، آغامحمدخان قاجار را بهعنوان گروگان در [[شیراز]] نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، بهتدریج توانست رقیبان خود را سرکوب کرده و زمینه را برای تأسیس سلسلۀ قاجار فراهم سازد.<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،|ص=۳۰-۲۷|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|کد۵۵|ک=وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد|ف=دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار}}</ref> | |||
== سلسه پادشاهی == | |||
{{اصلی|سلطنت قاجاریه}}ایل قاجار در ۱۱۷۴ش (۱۲۱۰ق) سلسلهای پادشاهی را بنیان نهاد که به مدت حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد.<ref>{{پک|باسورث|۱۳۸۱|ک=سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی|ص=۲۶۴|ج=}}</ref> بنیانگذار این سلسله، آقامحمدخان قاجار، پس از شکست حکومت زندیه و دیگر مدعیان قدرت، در تهران تاجگذاری کرد و شش پادشاه دیگر از این ایل (فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه) تا انقراض آن در ۱۳۰۴ش بر ایران سلطنت نمودند.<ref>{{پک|باسورث|۱۳۸۱|ک=سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی|ص=۲۶۴|ج=}}</ref> در دوران حاکمیت این ایل، رویدادهای مهمی همچون جنگهای ایران و روس، عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، واگذاری امتیازات به بیگانگان، نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه و کودتای ۱۲۹۹ش رخ داد که نهایتاً به خلع احمدشاه و روی کار آمدن رضاخان پهلوی انجامید.<ref>{{پک|کوشکی|۱۴۰۰|ک=دانشنامه امام خمینی|ف=قاجاریه|ص=۹۸-۱۰۰}}</ref> | |||
== دوران معاصر == | |||
=== دورۀ پهلوی === | |||
پس از انقراض سلسلۀ قاجار در ۱۳۰۴ش و رویکارآمدن رضاشاه، اعضای ایل قاجار بهتدریج جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادند. در این دوره، با افزایش فشارها بر قاجارها، مهاجرت گستردۀ آنان به خارج از کشور شکل گرفت و شماری از شاهزادگان و اعضای متمول ایل، ایران را به مقصد آمریکا و کشورهای اروپایی بهویژه انگلستان، آلمان و فرانسه ترک کردند. بخشی از نوادگان قاجار نیز که در ایران باقی ماندند، با تغییر نام خانوادگی و کنارهگیری از فعالیتهای سیاسی، در جامعۀ ایرانی حل شدند. در این دوره، بسیاری از کاخها و املاک قاجاری به تصرف دولت درآمد و برخی از آنان بهعنوان موزه یا ساختمانهای اداری مورد استفاده قرار گرفت.<ref>{{پک|رمضانی|۲۲ تیر ۱۴۰۵|ک=وبسایت دانشیا|ف=خاندان قاجار کجا هستند}}</ref> | |||
=== جمهوری اسلامی === | |||
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش موج دیگری از مهاجرت ایل قاجار رخ داد. بسیاری از نوادگان قاجار که بهدلیل اصالت خود یا ارتباط با رژیم پیشین احساس ناامنی میکردند، ایران را ترک و بهطور عمده به آمریکا و اروپا مهاجرت کردند. امروزه جوامع قابل توجهی از ایل قاجار در این شهرها زندگی میکنند و برخلاف قاجارهای مقیم ایران، هویت قاجاری خود را آشکارتر حفظ کردهاند. آنان انجمنها و بنیادهایی مانند بنیاد قاجار را برای حفظ تاریخ و فرهنگ این ایل تأسیس کردهاند. از چهرههای فعال در این زمینه، سلطان علی میرزا قاجار از نوادگان محمدعلیشاه است که خود را رئیس ایل قاجار میداند و به پژوهش و نگارش دربارۀ تاریخ قاجار اشتغال دارد، هرچند اختلافات داخلی بر سر این عنوان وجود دارد. در داخل ایران نیز بسیاری از باقیماندگان ایل قاجار با زندگی عادی و اشتغال به حرفههای گوناگون، در جامعۀ ایرانی حل شدهاند و نامهای خانوادگی رایجی چون قاجار، قاجاریان، قوانلو و دولتلو، نشانههایی از اصالت ایل قاجاری آنان به شمار میرود.<ref>{{پک|رمضانی|۲۲ تیر ۱۴۰۵|ک=وبسایت دانشیا|ف=خاندان قاجار کجا هستند}}</ref> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس }} | {{پانویس}} | ||
{{پانویس پیشنویس}} | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=مستوفی|نام۱=محمدحسین|تاریخ=۱۳۵۳|عنوان=آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/938975/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-1128-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C|ژورنال=فرهنگ ایران زمین|دوره=|شماره=۲۰|صفحات=۳۹۶-۴۲۱}} | * {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=باسورث|نام=کلیفورد ادموند|عنوان=سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی|سال=۱۳۸۱|مکان=تهران|ناشر=مرکز بازشناسی اسلام و ایران|مترجم=فریدون بدرهای}} | ||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=پیرنیا|نام=حسن|عنوان=تاریخ ایران|سال=۱۳۷۵|مکان=تهران|ناشر=انتشارات خیام}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=تکمیل همایون|نام=ناصر|عنوان=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|سال=۱۳۹۲|مکان=تهران|ناشر=پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی}} | |||
* {{یادکرد وب|عنوان=دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار|نشانی=https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3911890-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1|تاریخ=۷ آبان ۱۴۰۱|تاریخ بازبینی=۲۹ تیر ۱۴۰۵|شناسه={{شناسه یادکرد|کد۵۵}}|وبگاه=وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد}} | |||
* {{یادکرد وب|عنوان=خاندان قاجار کجا هستند|نشانی=https://daneshia.ir/khandan-ghajar-koja-hastand/|تاریخ=۲۲ تیر ۱۴۰۵|تاریخ بازبینی=۲۸ تیر ۱۴۰۵|کد زبان=|وبگاه=وبسایت دانشیا|نام خانوادگی۱=رمضانی|نام۱=مرتضی}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=روملو|نام=حسن بیک|عنوان=احسن التواریخ|سال=۱۳۵۷|مکان=تهران|ناشر=بابک|کوشش=عبدالحسین نوایی}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=شمیم|نام=علیاصغر|عنوان=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)|سال=۱۳۸۷|مکان=تهران|ناشر=بهزاد}} | |||
* {{یادکرد وب|عنوان=علیرضاخان عضدالملک|نشانی=https://www.iichs.ir/fa/news/821/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9|تاریخ=۲۶ بهمن ۱۳۹۳|تاریخ بازبینی=۲۳ تیر ۱۴۰۵|شناسه={{شناسه یادکرد|۲۰۰}}|وبگاه=وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر}} | |||
* {{یادکرد وب|عنوان=قاجارها از چه نژادی بودند|نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/news/216750/%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF---%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D9%87%D8%A7|تاریخ=۱۱ مهر ۱۳۹۷|تاریخ بازبینی=۲۰ تیر ۱۴۰۵|شناسه={{شناسه یادکرد|ق۱}}|وبگاه=وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=عبدیبیگ شیرازی|نام=علی|عنوان=تکملةالاخبار|سال=۱۳۶۹|مکان=تهران|ناشر=چاپ عبدالحسین نوایی}} | |||
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=عسکرانی|نام۱=محمدرضا|تاریخ=۱۳۹۶|عنوان=چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)|پیوند=https://localhistories.journals.pnu.ac.ir/article_4558.html|ژورنال=پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران|دوره=ششم|شماره=۱۱|صفحات=۱۲۵-۱۳۶}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=کاشغری|نام=محمود|عنوان=دیوان لغات الترک|سال=۱۳۳۳|مکان=ترکیه/استانبول|ناشر=عامره}} | |||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=کوشکی|نام=فرشته|مدخل=قاجاریه|دانشنامه=امام خمینی|سال=۱۴۰۰|ناشر=[[مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی]]|مکان=تهران|کوشش=سید ضیا مرتوضوی|پیوند مدخل=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2146509/%d9%82%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=لمبتون|نام=ان|عنوان=تاریخ ایلات ایران|سال=۱۳۷۵|مکان=تهران|ناشر=آگاه|مترجم=علی تبریزی}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مستوفی|نام=عبدالله|عنوان=شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دورۀ قاجاریه|سال=۱۳۷۱|مکان=تهران|ناشر=هرمس|کوشش=|دوره=}} | |||
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=مستوفی|نام۱=محمدحسین|تاریخ=۱۳۵۳|عنوان=آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/938975/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-1128-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C|ژورنال=فرهنگ ایران زمین|دوره=|شماره=۲۰|صفحات=۳۹۶-۴۲۱}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۳۷
ایل قاجار؛ طایفۀ ترکتبار که از اواخر قرن نهم هجری با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش، بهتدریج به یکی از طوایف نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شد.
ایل قاجار، از اواخر قرن نهم هجری با حضور در اتحادیه قزلباش و پیوستن به مریدان شیخ حیدر صفوی، بهتدریج به یکی از نیروهای اجتماعی و نظامی-سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند. آنان ابتدا در منطقۀ آناتولی و سپس در آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شدند و در دورۀ صفویه بهعنوان یکی از طوایف وفادار قزلباش، در جنگهای مهمی چون چالدران و نبرد با آققویونلوها شرکت داشتند و برخی از سرانشان به مناصب عالی نظامی و دیپلماتیک دست یافتند. پس از سقوط صفویه، قاجارها در دورۀ افشاریه و زندیه، بهتدریج پایگاه خود را در شمال ایران مستحکم کردند و با بهرهگیری از خلأ قدرت پس از مرگ کریمخان زند، آغامحمدخان قاجار با سرکوب رقیبان و در ۱۱۷۴ش سلطنت قاجاریه را بنیان نهاد که حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد و سرانجام در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان پهلوی منقرض شد. امروزه بازماندگان این ایل در ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا پراکندهاند و بخشی از آنان با حفظ هویت تاریخی خود، به فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی درباره تاریخ این سلسله مشغولند.
واژهشناسی ایل قاجار
واژهٔ «ایل» ریشه در زبانهای مغولی و ترکی دارد و بر مفاهیمی چون دوستی، همپیمانی، همقبیلگی و همراهی دلالت میکند. جمع آن «ایلات» است و نخستین کاربرد آن در متون فارسی به دورهٔ ایلخانیان بازمیگردد، جایی که این اصطلاح برای اشاره به گروههای کوچرو و نیمهکوچرویی به کار میرفته که بر پایهٔ خویشاوندی و زیست عشیرهای سازمانیافته بودند.[۱] واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک بهمعنای فرارکردن است[۲] و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که فرار میکند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان میدود برای آن ذکر شده است. در کتب تاریخ قدیم بهویژه پس از مغول، از اشخاصی نام برده شده که دارای لقب «قچرچی» (غچرچی و قجرچی) بودهاند که بهمعنای راهنما است. بر این اساس، به نظر ایشان، احتمال دارد این افراد در زمان جنگ، در مناطق کوهستانی بهعنوان راهنمای لشکریان عمل میکردهاند و با رصد حرکتهای نظامی دشمن، اطلاعات را به نیروهای خودی منتقل مینمودند و از این رو، به این لقب شهرت یافتهاند.[۳] برخی منابع تاریخی نام این گروه را به منطقۀ گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجار را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده و به نظر آنها این نامگذاری بهدلیل مهارتهای نظامی خاص صورت گرفته است.[۴]
ریشههای قبیلهای
بر اساس روایتهای رسمی عصر قاجار، نسب ایل قاجار به شخصیتی به نام «قاجار نویان» از امیران عصر هلاکوخان و غازانخان مغول میرسید، اما پژوهشگران بعدی این انتساب را فاقد اعتبار تاریخی دانستهاند؛ زیرا در منابع همعصر مغول نشانی از چنین شخصیتی وجود ندارد. در برابر این دیدگاه، برخی محققان قاجارها را از ترکان شرقی یا بازماندگان طوایف جلایر شمردهاند که پیش از مغول یا همزمان با آن به مناطقی از ایران، آناتولی و سوریه کوچیدهاند. گروهی دیگر آنان را از شاخههای ترکمانان آناتولی (اوغوزها) دانستهاند که در قرن نهم هجری در منطقه ذوالقدر و حلب میزیستهاند و نخستینبار در ۸۹۶ق/۱۴۹۱م در رویدادهای سیاسی آققویونلوها از آنان یاد شده است. افزون بر این، برخی پژوهشگران با استناد به نامهای جغرافیایی و واژه «قچرچی» در منابع کهن، شکلگیری هویت قاجارها را بر پایه کارکردهای نظامی و راهنمایی (نه صرفاً خویشاوندی قبیلهای) محتمل دانستهاند. بر اساس دیدگاه برخی محققان قاجارها ابتدا گروهی از ترکان آسیای مرکزی یا آناتولی بودهاند که در جریان تحولات عصر مغول و ایلخانی، بهتدریج در مناطق آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شده و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، بهعنوان یک اوباماق (طایفه) مستقل، سپس با پیوستن به اتحادیۀ قزلباش در دورۀ صفویه، به یکی از طوایف نظامی و سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند.[۵][۶]
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخحيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیریبیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگهای سلطان حیدر در ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاه اسماعیل با آققویونلوها در ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش به شمار میرفت.[۷]
جغرافیای زندگی
ایل قاجار در منتهیالیه شرقی دشت گرگان، در حوالی استرآباد و در کرانههای رود گرگان، بهویژه در منطقهای به نام «قلعه مبارکآباد» سکونت گزید و دامنهٔ فعالیت آنان از کوهپایههای البرز تا صحرای ترکمن را در بر میگرفت. رود گرگان بهعنوان شاخص اصلی، حدود سکونت و چراگاههای طوایف مختلف را مشخص میکرد؛ بهگونهای که یوخاریباش در حوضهٔ بالای رود و اشاقهباش در حوضهٔ پایین رود ساکن شدند. این منطقه که بخشی از زیستبوم وسیع مازندران محسوب میشد، از طریق مسیرهایی مانند ساری و فیروزکوه به تهران، از سواحل خزر به رشت و از راه خبوشان (قوچان) به خراسان متصل بود. قاجارها از این بومزیست برای پروارکردن دامها و آبادی کشتزارهای خود بهره بردند و به دلیل هممرزی با ترکمنستان و فرارود، همواره در معرض یورش اقوام ترکمن و ازبک قرار داشتند. با این حال، آنان با برقراری مناسبات دوستانه با ترکمنها و استفاده از صحرای ترکمن به عنوان پناهگاه، توانستند در این منطقه پایدار بمانند و آن را به کانون تحولات تاریخی ایران تبدیل کنند.[۸]
جمعیت
بر اساس منابع تاریخی از جمعیت دقیق قاجارها در قرون گذشته اطلاعی در دست نیست. ارقام ارائهشده در دورۀ شاهسلطانحسین صفوی، از جمله عدد دویست هزار خانوار،[۹] هرچند از سوی مورخان اغراقآمیز دانسته شده، اما نشاندهندۀ کثرت جمعیت این ایل پیش از تشکیل سلطنت قاجار است. در دورۀ محمدشاه و ناصرالدینشاه، جمعیت آنان بین سیصد تا دو هزار خانوار تخمین زده شده است.[۱۰]
سازمان اجتماعی و طوایف
سازمان اجتماعی ایل قاجار بر پایهٔ ساختاری قبیلهای با دو شاخهٔ اصلی یوخاریباش (بالاسر) و اشاقهباش (پایینسر) استوار بود که هر یک شامل شش طایفه با نامهای مشخص بودند. ریاست و حل اختلافات بر عهدهٔ سران و کلانتران طوایف بود و تصمیمات کلان، از جمله تعیین حدود چراگاهها، با مشارکت آنان صورت میگرفت. انسجام داخلی ایل تا حد زیادی به روابط خویشاوندی و وفاداری به رهبری وابسته بود و با وجود رقابتهای داخلی، در مقاطع حساس، سران ایل برای ایجاد اتحاد میان تیرهها اقدام میکردند.[۱۱] بر اساس نوشتۀ برخی منابع، قاجارها در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل میشدند: آقچهقویونلو، آقچهلو، شامبیاتی (معروف به بیرمیدورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزۀ اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشهای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (بهویژه قرهباغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخههای دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.[۱۲] به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها بهعنوان یک ایل مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قرهباغ و گنجه بهعنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد. پس از استقرار در مازندران، این ساختار ایلیاتی همچنان بهعنوان چارچوب اصلی سازماندهی سیاسی و اجتماعی آنان باقی ماند.[۱۳]
سبک زندگی
سبک زندگی ایل قاجار بر پایهٔ یکجانشینی استوار بود و برخلاف بسیاری از ایلات دیگر که کوچنشینی و ییلاقوقشلاقکردن ویژگی اصلی زیستآنها بود، قاجارهای ساکن استرآباد بهدلیل تأمین علوفه در تمام سال، نیازی به کوچروی نداشتند. آنان با بهرهگیری از دشت گرگان برای دامداری و کشاورزی، بهعنوان قزلباشان وفادار به صفویان، آرامش نسبی را تجربه کردند و به همین دلیل، با وجود اختلافات مذهبی با ترکمنها، توانستند نشیمنگاه خود را حفظ کنند. این سبک زندگی، زمینهساز افزایش جمعیت و استحکام پایگاه آنان شد.[۱۴]
نقش در تاریخ ایران
قبل از صفویه
بر اساس پژوهشها، منطقۀ پهناوری شامل ایران، آناتولی و قفقاز از قرن اول تا نهم هجری، پذیرای موجهای مهاجرتی متعددی از ترکان شمالی، غز (سلجوقیان)، آسیای مرکزی (همراه با مغولان) و جغتایی بود که در این مدت طولانی، حاکمیت سیاسی و اقتصادی ترکان، به التقاطهای فرهنگی و دینی انجامید. قاجارها که در چنین بستر تاریخی پرورش یافته بودند، پیش از شکلگیری هویت ایلی خود، در فرایندی تدریجی، هم هویت خود را در تاریخ اجتماعی منطقه تثبیت کردند و هم بهعنوان یک واحد اجتماعی (ایل) با تحولات سیاسی پیوند خوردند.[۱۵]
دوران صفویه
بر اساس گزارشهای تاریخی، قاجارها در دورۀ صفویه، بهویژه از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، بهعنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیۀ قزلباش ظاهر شدند[۱۶] و در جنگهای مهمی چون نبرد با الوند آققویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. به گزارش منابع، سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری نیز دست یافتند؛ چهرههایی چون قرهپیریبیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگهای ایران و عثمانی نقش برجستهای ایفا کردند. به نوشته برخی مورخان، در دورۀ شاه تهماسب، قاجارها در قرهباغ و گنجه بهعنوان حاکمان منطقهای قدرت یافتند و برخی از سران آنان، از جمله شاهقلیخان قاجار، در عرصۀ روابط خارجی صفویان مانند انعقاد صلح با عثمانی در سال ۹۶۲ق نقش دیپلماتیک ایفا کردند. به نظر پژوهشگران، قاجارها در نیمۀ اول عصر صفوی، همپای دیگر طوایف قزلباش، در تحکیم سلطنت صفوی، دفاع از مرزهای غربی و انجام مأموریتهای سیاسی سهمی تعیینکننده داشتند و تا پیش از تحولات نیمۀ دوم این دوره، پایگاه خود را در دستگاه حکومت صفوی حفظ کردند.[۱۷]
افشاریه و زندیه
در دوران افشاریه و زندیه، ایل قاجار به تدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.[۱۸] در اواخر حکومت صفوی، فتحعلیخان قاجار به سپهسالاری ارتش صفوی منصوب شد و جایگاه نظامی این ایل را ارتقا بخشید. پس از سقوط صفویه و در دورۀ نادرشاه، قاجارها در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان بهعنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرج و مرج در اواخر دورۀ افشاریه، قاجارها بهتدریج دامنۀ نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان برای کسب قدرت، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.[۱۹] در دورۀ زندیه، اگرچه کریمخان زند با سیاست مدارا، آغامحمدخان قاجار را بهعنوان گروگان در شیراز نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، بهتدریج توانست رقیبان خود را سرکوب کرده و زمینه را برای تأسیس سلسلۀ قاجار فراهم سازد.[۲۰][۲۱]
سلسه پادشاهی
ایل قاجار در ۱۱۷۴ش (۱۲۱۰ق) سلسلهای پادشاهی را بنیان نهاد که به مدت حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد.[۲۲] بنیانگذار این سلسله، آقامحمدخان قاجار، پس از شکست حکومت زندیه و دیگر مدعیان قدرت، در تهران تاجگذاری کرد و شش پادشاه دیگر از این ایل (فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه) تا انقراض آن در ۱۳۰۴ش بر ایران سلطنت نمودند.[۲۳] در دوران حاکمیت این ایل، رویدادهای مهمی همچون جنگهای ایران و روس، عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، واگذاری امتیازات به بیگانگان، نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه و کودتای ۱۲۹۹ش رخ داد که نهایتاً به خلع احمدشاه و روی کار آمدن رضاخان پهلوی انجامید.[۲۴]
دوران معاصر
دورۀ پهلوی
پس از انقراض سلسلۀ قاجار در ۱۳۰۴ش و رویکارآمدن رضاشاه، اعضای ایل قاجار بهتدریج جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادند. در این دوره، با افزایش فشارها بر قاجارها، مهاجرت گستردۀ آنان به خارج از کشور شکل گرفت و شماری از شاهزادگان و اعضای متمول ایل، ایران را به مقصد آمریکا و کشورهای اروپایی بهویژه انگلستان، آلمان و فرانسه ترک کردند. بخشی از نوادگان قاجار نیز که در ایران باقی ماندند، با تغییر نام خانوادگی و کنارهگیری از فعالیتهای سیاسی، در جامعۀ ایرانی حل شدند. در این دوره، بسیاری از کاخها و املاک قاجاری به تصرف دولت درآمد و برخی از آنان بهعنوان موزه یا ساختمانهای اداری مورد استفاده قرار گرفت.[۲۵]
جمهوری اسلامی
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش موج دیگری از مهاجرت ایل قاجار رخ داد. بسیاری از نوادگان قاجار که بهدلیل اصالت خود یا ارتباط با رژیم پیشین احساس ناامنی میکردند، ایران را ترک و بهطور عمده به آمریکا و اروپا مهاجرت کردند. امروزه جوامع قابل توجهی از ایل قاجار در این شهرها زندگی میکنند و برخلاف قاجارهای مقیم ایران، هویت قاجاری خود را آشکارتر حفظ کردهاند. آنان انجمنها و بنیادهایی مانند بنیاد قاجار را برای حفظ تاریخ و فرهنگ این ایل تأسیس کردهاند. از چهرههای فعال در این زمینه، سلطان علی میرزا قاجار از نوادگان محمدعلیشاه است که خود را رئیس ایل قاجار میداند و به پژوهش و نگارش دربارۀ تاریخ قاجار اشتغال دارد، هرچند اختلافات داخلی بر سر این عنوان وجود دارد. در داخل ایران نیز بسیاری از باقیماندگان ایل قاجار با زندگی عادی و اشتغال به حرفههای گوناگون، در جامعۀ ایرانی حل شدهاند و نامهای خانوادگی رایجی چون قاجار، قاجاریان، قوانلو و دولتلو، نشانههایی از اصالت ایل قاجاری آنان به شمار میرود.[۲۶]
پانویس
- ↑ اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ۱۰۱.
- ↑ کاشغری، دیوان لغات الترک، ۲۰۲-۲۰۴.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۶۵.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۰۳.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۵۹-۶۹.
- ↑ «قاجارها از چه نژادی بودند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ عبدیبیگ شیرازی، تکملةالاخبار، ۳۹.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۷-۱۲۹.
- ↑ مسطوفی، «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی»، فرهنگ ایران زمین، ۴۱۳.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۱۵.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۷-۱۲۹.
- ↑ روملو، احسن التواریخ، ۶۱۷.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۶-۸۸.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۶.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۱۴.
- ↑ لسان الملک، سپهر ناسخ التواریخ، ج۱: ۸-۹.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۷-۹۱.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران، ۷۶.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۲۳-۲۴.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۳۰-۲۷.
- ↑ «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامۀ دنیای اقتصاد.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ کوشکی، «قاجاریه»، دانشنامه امام خمینی، ۹۸-۱۰۰.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
منابع
- باسورث، کلیفورد ادموند (۱۳۸۱). سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمهٔ فریدون بدرهای. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
- پیرنیا، حسن (۱۳۷۵). تاریخ ایران. تهران: انتشارات خیام.
- تکمیل همایون، ناصر (۱۳۹۲). خاستگاه تاریخی ایل قاجار. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار». وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد. ۷ آبان ۱۴۰۱. دریافتشده در ۲۹ تیر ۱۴۰۵.
- رمضانی، مرتضی (۲۲ تیر ۱۴۰۵). «خاندان قاجار کجا هستند». وبسایت دانشیا. دریافتشده در ۲۸ تیر ۱۴۰۵.
- روملو، حسن بیک (۱۳۵۷). احسن التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران: بابک.
- شمیم، علیاصغر (۱۳۸۷). ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم). تهران: بهزاد.
- «علیرضاخان عضدالملک». وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر. ۲۶ بهمن ۱۳۹۳. دریافتشده در ۲۳ تیر ۱۴۰۵.
- «قاجارها از چه نژادی بودند». وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی. ۱۱ مهر ۱۳۹۷. دریافتشده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.
- عبدیبیگ شیرازی، علی (۱۳۶۹). تکملةالاخبار. تهران: چاپ عبدالحسین نوایی.
- عسکرانی، محمدرضا (۱۳۹۶). «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷-۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲-۱۷۹۴م)». پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران. ششم (۱۱): ۱۲۵-۱۳۶.
- کاشغری، محمود (۱۳۳۳). دیوان لغات الترک. ترکیه/استانبول: عامره.
- کوشکی، فرشته (۱۴۰۰). «قاجاریه». امام خمینی. به کوشش سید ضیا مرتوضوی. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- لمبتون، ان (۱۳۷۵). تاریخ ایلات ایران. ترجمهٔ علی تبریزی. تهران: آگاه.
- مستوفی، عبدالله (۱۳۷۱). شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دورۀ قاجاریه. تهران: هرمس.
- مستوفی، محمدحسین (۱۳۵۳). «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی». فرهنگ ایران زمین (۲۰): ۳۹۶-۴۲۱.