پرش به محتوا

قوم هزاره: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
پالایش متن
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۲۹: خط ۲۹:
{{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسی‌زبان افغانستان.
{{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسی‌زبان افغانستان.


قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که به‌طور عمده در مناطق مرکزی با نام هزاره‌جات یا هزرستان [[زندگی]] می‌کنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن می‌گویند. اکثریت هزاره‌ها [[شیعه]] اثنی‌عشری هستند، اما اقلیت‌های شیعهٔ اسماعیلی و اهل‌سنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوه‌بر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه به‌دلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[استرالیا]]، [[آمریکا]]، [[کانادا]]، [[نیوزلند]]، [[برزیل]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونت‌آمیزی علیه هزاره‌ها انجام داد که به [[نسل‌کشی]] و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهه‌های اخیر، هزاره‌ها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت [[طالبان]] در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبه‌رو شدند.
قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که به‌طور عمده در مناطق مرکزی با نام هزاره‌جات یا هزرستان [[زندگی]] می‌کنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن می‌گویند. اکثریت هزاره‌ها [[شیعه]] اثنی‌عشری هستند، اما اقلیت‌های شیعهٔ اسماعیلی و اهل‌سنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوه‌بر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه به‌دلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[آمریکا]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونت‌آمیزی علیه هزاره‌ها انجام داد که به [[نسل‌کشی]] و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهه‌های اخیر، هزاره‌ها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت [[طالبان]] در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبه‌رو شدند.


== نام‌گذاری ==
== نام‌گذاری ==
خط ۴۶: خط ۴۶:
'''شواهد زبان‌شناختی''': مطالعات نشان می‌دهد که هزاره‌ها از اقوام بومی افغانستان هستند. جی.پی. فریره، پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارش‌های کوئیتوس کورتیوس (مورخ یونانی)، حضور این قوم را از دورهٔ اسکندر مقدونی تأیید کرده است. عبدالحی حبیبی با ارائهٔ شواهد زبان‌شناختی، این نظریه را تقویت کرده و نام «هزاره» را محدود به مرکز افغانستان نمی‌داند، بلکه آن را به مردمان مناطق گسترده‌تری از ماهوبون تا کشمیر نسبت می‌دهد. به باور وی، گویش هزارگی ریشه‌های هندو-ایرانی دارد و با زبان‌های مغولی یا تاتاری ارتباطی ندارد. گزارش‌های سیاحان چینی مانند هیوان‌تسونگ نیز از حضور هزاره‌ها با نام‌های محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. همچنین تحلیل واژه‌شناختی نشان می‌دهد که اصطلاح «هزاره» از واژهٔ آریایی «خوش‌دل» مشتق شده و ربطی به اصطلاح نظامی مغولی «مینگ» ندارد. حضور هزاره‌ها در آن سوی رود سند (که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند) نیز نظریهٔ بازماندگان مغول را رد می‌کند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref>
'''شواهد زبان‌شناختی''': مطالعات نشان می‌دهد که هزاره‌ها از اقوام بومی افغانستان هستند. جی.پی. فریره، پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارش‌های کوئیتوس کورتیوس (مورخ یونانی)، حضور این قوم را از دورهٔ اسکندر مقدونی تأیید کرده است. عبدالحی حبیبی با ارائهٔ شواهد زبان‌شناختی، این نظریه را تقویت کرده و نام «هزاره» را محدود به مرکز افغانستان نمی‌داند، بلکه آن را به مردمان مناطق گسترده‌تری از ماهوبون تا کشمیر نسبت می‌دهد. به باور وی، گویش هزارگی ریشه‌های هندو-ایرانی دارد و با زبان‌های مغولی یا تاتاری ارتباطی ندارد. گزارش‌های سیاحان چینی مانند هیوان‌تسونگ نیز از حضور هزاره‌ها با نام‌های محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. همچنین تحلیل واژه‌شناختی نشان می‌دهد که اصطلاح «هزاره» از واژهٔ آریایی «خوش‌دل» مشتق شده و ربطی به اصطلاح نظامی مغولی «مینگ» ندارد. حضور هزاره‌ها در آن سوی رود سند (که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند) نیز نظریهٔ بازماندگان مغول را رد می‌کند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref>


'''شواهد باستان‌شناختی''' و '''مردم‌شناختی''': سیدعسکر موسوی در کتاب «هزاره‌های افغانستان» با بررسی شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی، بر این باور است که هزاره‌ها از دیرباز در منطقهٔ هزاره‌جات سکونت داشته‌اند. شواهد باستان‌شناسی در بامیان نشان می‌دهد که سکونت جوامعی با ویژگی‌های فیزیکی مشابه هزاره‌های امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد؛ به‌ویژه در نقاشی‌های دیواری و مجسمه‌های بودایی دورهٔ کوشانیان (قرن دوم میلادی) قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در قرن سوم پیش‌از میلاد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دورهٔ یفتلی‌ها (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی و حکمرانی نزدیک به هزار سالهٔ سلسله‌های ترک آسیای مرکزی، تأثیرات زبانی و اجتماعی برجای نهاده که در گویش و فرهنگ هزاره‌های امروزی و نیز در شاهنامهٔ فردوسی، قابل ردیابی است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref>
'''شواهد باستان‌شناختی''' و '''مردم‌شناختی''': سیدعسکر موسوی در کتاب «هزاره‌های افغانستان» با بررسی شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی، بر این باور است که هزاره‌ها از دیرباز در منطقهٔ هزاره‌جات سکونت داشته‌اند. شواهد باستان‌شناسی در بامیان نشان می‌دهد که سکونت جوامعی با ویژگی‌های فیزیکی مشابه هزاره‌های امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد؛ به‌ویژه در نقاشی‌های دیواری و مجسمه‌های بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در قرن سوم پیش‌از میلاد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دورهٔ یفتلی‌ها (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی و حکمرانی نزدیک به هزار سالهٔ سلسله‌های ترک آسیای مرکزی، تأثیرات زبانی و اجتماعی برجای نهاده که در گویش و فرهنگ هزاره‌های امروزی و نیز در شاهنامهٔ فردوسی، قابل ردیابی است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref>


=== دیدگاه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ===
=== دیدگاه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان ===
خط ۸۸: خط ۸۸:
[[پرونده:قوم هزاره۱۴.jpg|جایگزین=فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار|بندانگشتی|250x250پیکسل|فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار]]
[[پرونده:قوم هزاره۱۴.jpg|جایگزین=فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار|بندانگشتی|250x250پیکسل|فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار]]
درباره جمعیت هزاره‌ها تاکنون سرشماری دقیقی انجام نشده و تمامی آمارهای موجود، گمانه‌زنی‌های پژوهشگران است. فیض‌محمد کاتب در ۱۳۰۶ش، جمعیت آنان را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، این رقم را ۳ میلیون<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران ایران و پاکستان، جمعیت را حدود ۴ میلیون نفر دانست.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بصیراحمد دولت‌آبادی نیز تخمین زده که هزاره‌ها حدود ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref>
درباره جمعیت هزاره‌ها تاکنون سرشماری دقیقی انجام نشده و تمامی آمارهای موجود، گمانه‌زنی‌های پژوهشگران است. فیض‌محمد کاتب در ۱۳۰۶ش، جمعیت آنان را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، این رقم را ۳ میلیون<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران ایران و پاکستان، جمعیت را حدود ۴ میلیون نفر دانست.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بصیراحمد دولت‌آبادی نیز تخمین زده که هزاره‌ها حدود ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref>
=== تبعیض نژادی ===
در دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م)، حملات نظامی گسترده‌ای علیه قوم هزاره صورت گرفت و سیاست‌های نژادپرستانه به‌صورت سازمان‌یافته علیه هزاره‌ها اعمال شد. پس از قتل‌عام گستردهٔ هزاره‌ها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای برده‌فروشی در کابل و قندهار، زنان و کودکان هزاره را به فروش می‌رساندند. مردان هزاره نیز به بیگاری گماشته می‌شدند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، هزاره‌ها علیه حکومت افغانستان شوریدند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> در دوران حکومت [[امان‌الله]]، تحولات مهمی رخ داد؛ در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو برده‌داری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم به‌صورت رسمی ممنوع اعلام شد، اما پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن در ساختار افغانستان باقی ماند<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> و هزاره‌ها به مدت یک‌سده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیت‌های اقتصادی بودند. در این مدت، بسیاری از مردم هزاره به [[ایران]]، [[پاکستان]]، [[هند]]، [[عراق]]، [[سوریه]] و روسیه [[مهاجرت]] کردند. هزاره‌هایی که به کشورهای [[ازبکستان]]، [[ترکمنستان]]، [[تاجیکستان]]، [[قزاقستان]] و [[داغستان]] مهاجرت کرده بودند، به‌دلیل شباهت‌های نژادی و ظاهری، پس از مدتی، به‌صورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند؛ اما هزاره‌هایی که به ایران، پاکستان و سایر کشورها مهاجرت کرده بودند از نظر نژادی و ظاهری متفاوت بوده و فرهنگ، زبان و هویت قومی خود را حفظ کردند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref>
در ایران، مردم هزاره را تا مدت‌ها، بربری می‌خواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را به‌عنوان یکی از اقوام پاکستان به‌رسمیت شناخت، اما هزاره‌های کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بوده‌اند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزاره‌های-کویته/ «شیعیان و هزاره‌های کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref>
با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه حکومت کمونیستی در سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، هزاره‌ها نیز در داخل و خارج افغانستان، چندین حزب جهادی تأسیس کردند. هزاره‌ها تلاش کردند و پس از مدتی کوشیدند با تأسیس یک حزب قدرت‌مند، جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت کنند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> در ۱۳۶۸ش، هزاره‌ها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را ایجاد کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، به‌عنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان هزاره در سیاست‌های ملی افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص248.</ref><ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص256.</ref>
با روی کار آمدن طالبان، شیعیان هزاره بار دیگر مورد قتل‌عام قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسی‌های قابل توجهی را به‌دست‌ آورند، در حکومت حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت‌دوم ریاست‌جمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. با وجود این، برخی سازمان‌های غیردولتی (NGO)، گزارش‌هایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها ارائه داده‌اند.<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از ۱۴۰۰ش، هزاره‌ها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض‌های بسیاری قرار گرفته‌اند.


=== ساختار اجتماعی ===
=== ساختار اجتماعی ===
خط ۱۰۷: خط ۹۸:
* '''طایفه''': چند تُول، یک طایفه را پدید می‌آورند که واحد پیچیده‌تری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تری دارد. هر طایفه رئیسی به نام ارباب یا خان دارد که معمولاً ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانواده‌ها را ایفا می‌کند.
* '''طایفه''': چند تُول، یک طایفه را پدید می‌آورند که واحد پیچیده‌تری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تری دارد. هر طایفه رئیسی به نام ارباب یا خان دارد که معمولاً ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانواده‌ها را ایفا می‌کند.
* '''قوم''': چند طایفه، یک قوم را تشکیل می‌دهند که بالاترین واحد در هرم اجتماعی هزاره‌هاست و شبکه‌ای پیچیده از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می‌شود. در گذشته، هر قوم رهبری مقتدر به نام میر یا سلطان داشت که اختیارات گسترده‌ای در امور قوم خود داشت. برخی از این رهبران، مانند یوسف‌بیگ مالستان، بر چند قوم حکمرانی می‌کردند و از قدرت و نفوذ قابل‌توجهی برخوردار بودند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص76-79.</ref>
* '''قوم''': چند طایفه، یک قوم را تشکیل می‌دهند که بالاترین واحد در هرم اجتماعی هزاره‌هاست و شبکه‌ای پیچیده از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می‌شود. در گذشته، هر قوم رهبری مقتدر به نام میر یا سلطان داشت که اختیارات گسترده‌ای در امور قوم خود داشت. برخی از این رهبران، مانند یوسف‌بیگ مالستان، بر چند قوم حکمرانی می‌کردند و از قدرت و نفوذ قابل‌توجهی برخوردار بودند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص76-79.</ref>
=== تبعیض قومی ===
در دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م)، حملات نظامی گسترده‌ای علیه قوم هزاره صورت گرفت و سیاست‌های نژادپرستانه به‌صورت سازمان‌یافته علیه هزاره‌ها اعمال شد. پس از قتل‌عام گستردهٔ هزاره‌ها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای برده‌فروشی در کابل و قندهار، زنان و کودکان هزاره را به فروش می‌رساندند. مردان هزاره نیز به بیگاری گماشته می‌شدند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، هزاره‌ها علیه حکومت افغانستان شوریدند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> در دوران حکومت [[امان‌الله]]، تحولات مهمی رخ داد؛ در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو برده‌داری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم به‌صورت رسمی ممنوع اعلام شد، اما پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن در ساختار افغانستان باقی ماند و هزاره‌ها به مدت یک‌سده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیت‌های اقتصادی بودند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>
با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه حکومت کمونیستی در سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، هزاره‌ها نیز در داخل و خارج افغانستان، چندین حزب جهادی تأسیس کردند و پس از مدتی کوشیدند با تأسیس یک حزب قدرت‌مند، جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت کنند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> در ۱۳۶۸ش، هزاره‌ها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را ایجاد کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، به‌عنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان هزاره در سیاست‌های ملی افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص248.</ref><ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص256.</ref>
با روی کار آمدن طالبان، شیعیان هزاره بار دیگر مورد قتل‌عام قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسی‌های قابل توجهی را به‌دست‌ آورند، در حکومت حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت‌دوم ریاست‌جمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. با وجود این، برخی سازمان‌های غیردولتی (NGO)، گزارش‌هایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها ارائه داده‌اند.<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از ۱۴۰۰ش، هزاره‌ها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض‌های بسیاری قرار گرفته‌اند.
=== مهاجرت هزاره‌ها ===
مهاجرت قوم هزاره ریشه در سیاست‌های تبعیض‌آمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.</ref> و در دوره‌های بعدی همچون حکومت دموکراتیک خلق، جنگ‌های داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.<ref>عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.</ref> عوامل اصلی مهاجرت هزاره‌ها عبارت است از: نسل‌کشی و کوچ اجباری در دورهٔ عبدالرحمان، اختناق سیاسی و حذف مخالفان،<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.</ref><ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.</ref> حفظ مذهب در برابر ارتش شوروی<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref> و جنگ‌های داخلی.<ref>. عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.</ref><ref>. احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزاره‌ها، 1402ش، ص427.</ref> این مهاجرت، گاهی به شهرهای بزرگ در داخل افغانستان<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.</ref> و گاهی به کشورهای همسایه و سپس دیگر نقاط جهان صورت گرفته که آخرین موج آن پس از سقوط جمهوری اسلامی در ۱۴۰۰ش رخ داده است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> تا سال ۲۰۱۶م، هزاره‌ها در کشورهایی مانند پاکستان، ایران، آلمان، ترکیه، اتریش، استرالیا، سوئد، سوریه، بریتانیا، آمریکا، هلند، کانادا و دانمارک پراکنده بودند.<ref>. ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref><ref>. محی‌الدین، عطارواله، ۲۰۰۳م، ص۷۸–۸۱.</ref><ref>. ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref> پس از ۲۰۲۱م، مهاجرت به کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref> این گونه از مهاجرت موجب رشد آگاهی‌های سیاسی، مشارکت اجتماعی زنان و شکل‌گیری نهادهای مدنی شده، اما در عین حال چالش‌هایی چون گسست نسلی و تغییر الگوهای فرهنگی را نیز به همراه داشته است.<ref>. عالمی، بررسی جامعه‌شناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، بی‌تا، ص219ِ؛ محرابی، وضعیت زنان در دورهٔ پس از طالبان، 1389ش، ج2، ص317؛ محمودیان، «مهاجرت افغان‌ها به ایران: تغییر در ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، 1386ش، ص57ـ58.</ref>
'''هزاره‌های شبه‌قارهٔ هند''': پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش، هزاره‌ها در مشاغل نظامی و تجاری هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروه‌های بزرگی از غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند و امروزه در شهرهای مختلف پاکستان پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م آنان را به‌عنوان یکی از اقوام رسمی به‌رسمیت شناخت.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزاره‌های-کویته/ «شیعیان و هزاره‌های کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> چهره‌های شاخصی چون ژنرال محمدموسی و قاضی فایز عیسی (رئیس دادگاه عالی پاکستان در ۲۰۲۳م) از این جامعه برخاسته‌اند.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.</ref> هزاره‌های کویته از دههٔ ۱۹۸۰م هدف حملات تروریستی بوده‌اند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=124486 «بحران قتل‌های هدفمند هزاره‌ها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.]</ref>
'''هزاره‌های ایران''': حضور هزاره‌ها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمی‌گردد که گروه‌هایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد و بعدها در ساختار نظامی زندیان و قاجاریه نیز نقش داشتند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت‌السلطنه) از چهره‌های برجستهٔ آنان در دورهٔ مشروطیت بود که در ۱۳۲۲ش کشته شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وب‌سایت کارخانه‌دار.]</ref> هزاره‌های مهاجر پس از دوره عبدالرحمان به‌طور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته می‌شد<ref>ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که بعدها به خاوری تغییر نام دادند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بربری?q=بربری دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.]</ref> موج‌های جدید مهاجرت هزاره‌ها به ایران در دهه‌های ۱۳۵۰ش به‌عنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref>
'''هزاره‌های عراق''': روابط هزاره‌ها با عراق از طریق حوزه‌های علمیهٔ نجف و کربلا شکل گرفت. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی برای کار در صنعت نفت به عراق مهاجرت کردند<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص235-237.</ref> و در منطقهٔ جُدَیده نجف ساکن شدند، اما پس از کودتای بعث، بسیاری به‌دلیل مشکلات هویتی اخراج شدند.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.</ref>
'''هزاره‌های آسیای میانه''': پس از حوادث ۱۲۷۰ش، شمار زیادی از هزاره‌های شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری (بخارا و سمرقند) مهاجرت کردند. برخی به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز در ارتش تزاری خدمت کردند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> هزاره‌هایی که به [[ازبکستان]]، [[ترکمنستان]]، [[تاجیکستان]]، [[قزاقستان]] و [[داغستان]] مهاجرت کرده بودند، به‌دلیل شباهت‌های نژادی و ظاهری، پس از مدتی، به‌صورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref>


== فرهنگ ==
== فرهنگ ==
خط ۲۲۹: خط ۲۳۸:


== معیشت ==
== معیشت ==
هزاره‌ها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی به‌دلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدمات‌رسانی به کاروان‌های تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعت‌کاران برجسته‌ای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزاره‌نشین، [[غرجستان]] نامیده می‌شد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزاره‌ها در برابر عبدالرحمان، جنگ‌های داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیت‌های اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، [[دامداری]] و [[صنایع سنتی]]، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتل‌عام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمین‌های کشاورزی و علف‌چرهای آنها غصب شد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی به‌وجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیل‌کردهٔ هزاره و همچنین خشک‌سالی‌های دوام‌دار، مشاغل سنتی هزاره‌ها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصت‌های جدید برآمدند؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هنوز در برخی مناطق هزاره‌نشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را [[اقتصاد کشاورزی افغانستان|کشاورزی]] و [[باغ‌داری]] تشکیل می‌دهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref>
هزاره‌ها از ۳۰۰ سال پیش از میلاد تا ۷۲۴م به‌دلیل همجواری با [[راه ابریشم]]، بیشتر به تجارت و خدمات‌رسانی به کاروان‌ها اشتغال داشتند و صنعت‌کاران برجسته‌ای بودند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref><ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ غزنویان و غوریان، تجارت رونق خود را از دست داد و کشاورزی و دامداری جای آن را گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد منطقه سقوط کرد و پس از آن تا شکست قیام هزاره‌ها در برابر عبدالرحمان (۱۸۹۳م)، جنگ‌ها، موقعیت جغرافیایی، انزواگرایی میران هزاره، فعالیت‌های اقتصادی را به کشاورزی، دامداری و صنایع سنتی محدود کرد. پس از شکست قیام، بخش عظیمی از زمین‌ها و علف‌چرهای آنان غصب شد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م و متعاقب آن جهاد و مهاجرت، تغییراتی در معیشت مردم ایجاد شد. با تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ۱۳۸۱ش و بازگشت مهاجران تحصیل‌کرده و نیز خشک‌سال‌های پی‌درپی، مشاغل سنتی رونق پیشین را از دست داد و مردم به‌دنبال فرصت‌های جدید رفتند،<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> هرچند پژوهش‌ها نشان می‌دهد که هنوز در برخی مناطق، ۸۶ درصد فعالیت اقتصادی را کشاورزی و باغ‌داری تشکیل می‌دهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref>


=== کار در فرهنگ هزاره‌ها ===
=== کار در فرهنگ هزاره‌ها ===
[[ضرب‌المثل]]‌های عامیانهٔ این مردم مانند «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» (هزاره روزی خود را از سنگ پیدا می‌کند)، بیانگر جایگاه کار است.<ref>[http://sadeghrohani.blogfa.com/post/85 «ضرب‌المثل‌های هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.]</ref> در فرهنگ هزاره، کار نوعی [[عبادت]] و بی‌کاری، [[گناه]] محسوب می‌شود. ضرب‌المثل «از آدم بی‌کار خدا بیزار» نشان این تلقی است.<ref>«[https://www.dideo.tv/v/yt/zGlTOe5gbow/فلم-هزارگی-جدید-از-آدم-بی-کار-خدا-بیزار-%23-فلم از آدم بیکار خدا بیزار»، وب‌سایت دیدئو.]</ref> این ویژگی سبب شده که اقتصاد مردم هزاره چند بار از مرحلهٔ نابودی، دوباره ترمیم و سر پا شود. مردم هزاره تلاش می‌کنند که [[کودک|کودکان]] خود را پرکار [[تربیت]] کنند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی  افغانستان.]</ref> محیط کاری مردم هزاره به‌طور معمول خانوادگی است؛ زن، مرد و کودکان خانواده به‌طور معمول در کارهای کشاورزی و دامداری سهم دارند.<ref>[https://mail.yjc.ir/fa/news/5714295/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA% «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.]</ref> در گذشته تلاش بر این بود که کودکان در کنار خانواده به شغل پدری مشغول باشند،<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143-148.</ref> اما پس از تغییر نظام اجتماعی و تحول در اشتغال مردم هزاره به‌ویژه سال‌های اخیر، فرزندان هزاره تلاش می‌کنند در جایی کار کنند که در کنار کسب درآمد، حرفه‌ای نیز بیاموزند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی  افغانستان.]</ref>
در فرهنگ هزاره، کار نوعی عبادت و بی‌کاری گناه محسوب می‌شود؛ ضرب‌المثل‌هایی چون «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» و «از آدم بی‌کار خدا بیزار» گویای این نگرش است.<ref>[http://sadeghrohani.blogfa.com/post/85 «ضرب‌المثل‌های هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.]</ref><ref>«[https://www.dideo.tv/v/yt/zGlTOe5gbow/فلم-هزارگی-جدید-از-آدم-بی-کار-خدا-بیزار-%23-فلم از آدم بیکار خدا بیزار»، وب‌سایت دیدئو.]</ref> محیط کار معمولاً خانوادگی است و زنان، مردان و کودکان در کارهای کشاورزی و دامداری مشارکت دارند.<ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی  افغانستان.]</ref><ref>[https://mail.yjc.ir/fa/news/5714295/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%DB%B4%DB%B5-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA% «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.]</ref> در گذشته فرزندان به شغل پدری مشغول می‌شدند، اما امروزه به‌دنبال حرفه‌های جدید و کسب درآمد هستند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143-148.</ref><ref>[http://afghanpaper.com/nbody.php?id=163757 «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی  افغانستان.]</ref>
 
=== کشاورزی قوم هزاره ===
در گذشته زمین‌های کشاورزی در اختیار فئودال‌های هزاره بوده و کشاورزان طبق سنت، روی زمین آنها کار می‌کردند. اما بعد از تغییر نظام اجتماعی در میان هزاره‌ها، به‌رغم کمبود زمین‌های کشاورزی و محرومیت شدید، این مردم شناخت خوبی از زمین‌های خود پیدا کرده و به‌بهترین شکل از آن استفاده می‌کنند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.</ref>
 
کشاورزان هزاره تا قبل از ۱۳۸۱ش از روش و ابزار سنتی استفاده می‌کردند. قُلبه (شخم) و [[خرمن‌کوبی]] به‌وسیلهٔ گاو و گاهی [[خر|الاغ]] انجام می‌شد. دِرو توسط انسان و جداکردن دانه از کاه از طریق غربال صورت می‌گرفت و در تمام فرایند کشاورزی هزاره‌ها، نیروی انسانی (زن و مرد) نقش عمده را داشتند،<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص140-141.</ref> اما در سال‌های اخیر ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی مردم هزاره شده که به‌دلیل کمبود زمین، آن را به‌صرفه نمی‌دانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> تحقیقات نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۱ش به بعد، مردم منطقه و برخی از مؤسسات تلاش کردند که کشاورزی مدرن را در منطقه رایج کنند.<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref>
 
در مناطق هزاره‌ها دو نوع زمین کشاورزی وجود دارد؛ للمی (دیم) که در زمین خشک شخم زده می‌شود و با [[آب]] برف و [[باران خواهی|باران]] محصول می‌دهد و زمین آبی که منبع مشخص آب مانند رودخانه، کاریز و [[چشمه]]، دارد.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص77-79.</ref> بیشتر کشاورزی مردم هزاره تک‌فصل است که در فصل خزان، ماه‌های میزان و عقرب ([[مهر]] و [[آبان]]) و فصل [[بهار]] ماه‌های حمل و ثور ([[فروردین]] و [[اردیبهشت]]) کاشته می‌شود ولی برداشت آن بستگی به اقلیم و نوع محصول دارد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref>
 
محصولات کشاورزی هزاره را گندم، جو، جواری (ذرت)، مُشُنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقُلی، کُلول (ماشک)، شَخَل و رِشقه (یونجه) تشکیل می‌دهد، اما در یک قرن اخیر سبزیجات و میوه‌هایی چون زردک (هویج)، [[شلغم]]، کچالو (سیب‌زمینی)، بادرنگ ([[خیار]])، بادنجان رومی (گوجه)، پیاز، [[خربزه]] و تربز (هندوانه) وارد کشاورزی مردم هزاره شده است. همچنین کشاورزان هزاره، گیاهان روغنی مانند شَرشَم (شلغم روغنی)، مسور (کاجره) و [[کنجد|کُنجد]] که بیشتر روغن آنها برای روشن کردن چراغ استفاده می‌شد، می‌کاشتند. گفته می‌شود که در برخی مناطق گرم‌تر هزاره‌ها [[برنج]] نیز می‌کارند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص138-139.</ref> امروزه در مناطق هزاره‌نشین سبزیجات کلم، گلپی (گل‌کلم) کاهو، مرچ (فلفل)، گندنه (تره)، ملی (تربچه)<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref> و تنباکو کاشته می‌شود.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=5091 حکیمی، «بخشی از تاریخ دره ترکمن»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در سال‌های اخیر تولید سبزیجات گلخانه‌ای میان هزاره‌ها رایج شده که تعداد زیادی از زنان و مردان به آن اشتغال دارند.<ref>[https://8am.media/fa/distribution-of-dozens-of-vegetable-greenhouses-for-daikundi-women/ طاهری، «توزیع ده‌ها گل‌خانۀ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وب‌سایت رونامۀ 8صبح.]</ref>
 
==== باغ‌داری ====
در گذشته مردم هزاره بیشتر درختان غیرمثمر در اطراف نهرها و جوی‌بارها می‌کاشتند که از چوب آن برای سوخت، ساخت سازه‌های چوبی و گاهی فروش استفاده می‌کردند. این مردم در مناطق گرمسیر درخت [[انگور]]، [[انار]]، مالته (پرتقال)، انجیر، چهارمغز (گردو) به‌صورت سنتی می‌کاشتند؛<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص75.</ref> اما امروزه باغ‌داری مدرن در بیشتر مناطق رایج شده و در اکثر مناطق [[سیب]]، انواع زردآلو، [[بادام]]، شفتالو (هلو)، آلو، ناک (گلابی) و انواع [[توت]]، کاشته می‌شود و شهرت بالایی دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که امروزه اکثر معیشت مردم ولایت دایکندی (استان هزاره‌نشین) به محصولات [[بادام]] وابسته است.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref>
 
=== دامداری در هزارجات ===
پژوهشگران معتقدند که تا قبل از ۱۸۹۰م، دامداری یکی از منابع عمدهٔ درآمد اقتصادی مردم هزاره بود. در آن دوران فئودال‌های دایزنگی و یکه‌اولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب برای سواره‌نظام خود داشتند. هرچند امروزه نیز دامداری یک منبع درآمد این مردم است، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و [[شتر]] را برای بهره‌وری از گوشت، پشم، پوست و [[شیر]] آن نگهداری می‌کنند. از نظر کارشناسان، از گذشته تا امروز مناطق هزاره‌نشین عمده‌ترین منطقهٔ تأمین‌کنندهٔ گوشت و روغن حیوانی مانند روغن زرد (حرارت‌دادن کره) و روغن دنبه (آب‌کردن دنبهٔ گوسفند) در افغانستان است. در گذشته مردم هزاره بیش‌ترین و مرغوب‌ترین چرم را تولید می‌کردند. [[دوغ]] و [[کشک]] مناطق هزاره‌نشین که در زبان محلی ارچی و قُروت گفته می‌شود، در افغانستان شهرتی خاص دارد. مردم هزاره از اسب، الاغ، قاطر، شتر<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> و گاو نر برای سوارکاری، حمل‌ونقل و انجام کارهای کشاورزی استفاده می‌کنند. در گذشته در مناطق هزاره علاوه‌بر آسیاب‌های آبی و بادی، آسیاب‌هایی وجود داشت که توسط شتر، قاطر، الاغ و گاو می‌چرخید.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص141-143.</ref> بر اساس آماری که از سوی وزارت اقتصاد ارائه شده، امروزه ۳۶درصد فعالیت اقتصادی ولایت بامیان را دامداری پوشش می‌دهد. در مناطق هزاره‌نشین به‌دلیل زمستان طولانی، دامداری کار دشواری است. مردم هزاره در فصل‌های بهار و تابستان دام‌های خود را به چراگاه‌ها می‌برند؛ اما برای تغذیهٔ زمستان آنها، گیاهان کوهی اطراف جویبارها و چمن‌زارها را گردآوری کرده و بعد از خشک‌شدن، همراه با کاه محصولات کشاورزی، ذخیره می‌کنند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=69 شهرستانی، «آذوقۀ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>


==== مرغ‌داری و زنبورداری ====
=== کشاورزی ===
در دو دههٔ گذشته، صنعت مرغ‌داری در میان هزاره‌ها رواج یافته و طبق گزارش‌ها در سال‌های اخیر ولایت بامیان در تولید مرغ گوشتی به خودکفایی نزدیک شده است.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/377011 «بامیان در تولید گوشت مرغ خود کفا شد»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> در این بخش زنان با همکاری مؤسسات بین‌المللی و نهادهای دولتی سهم قابل ملاحظه‌ای دارند.<ref>[https://mail.gov.af/index.php/dr/توزیع-یک‌هزار-فارم-مرغداری-خانه‌گی-به-بان «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانه‌گی به بانوان بامیان»، وب‌سایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری.]</ref> یکی از مشاغل جدیدی که زن و مرد هزاره به آن اشتغال دارند، [[زنبورداری]] است. [[عسل]] این مناطق با توجه به جغرافیای کوهستانی و تنوع گیاهی، از کیفیت بالایی برخوردار است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2015/12/02/عسل-داخلى-در-باميان-جايگزين-عسل-خارجى-ش/ «عسل داخلی در  بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک.]</ref>
زمین‌های کشاورزی پیش‌تر در اختیار فئودال‌ها بود، اما پس از تغییر نظام اجتماعی، کشاورزان با وجود کمبود زمین، شناخت خوبی از زمین‌های خود پیدا کرده و از آنها به‌بهترین شکل استفاده می‌کنند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.</ref> تا پیش‌از ۱۳۸۱ش، روش‌ها و ابزارهای کشاورزی سنتی بود؛ شخم با گاو، خرمن‌کوبی با گاو یا الاغ، درو با نیروی انسانی و جداسازی دانه با غربال انجام می‌شد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص140-141.</ref> در سال‌های اخیر، ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی شده،<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> اما به‌دلیل کمبود زمین، چندان به‌صرفه نیست.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>


=== معدن‌کاری در هزارجات ===
زمین‌های کشاورزی به دو نوع للمی (دیم) و آبی تقسیم می‌شود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص77-79.</ref> کشاورزی بیشتر تک‌فصل است و محصولات اصلی شامل گندم، جو، جواری (ذرت)، مشنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقلی، کلول (ماشک)، شخل و رشقه (یونجه) است. در یک قرن اخیر، سبزیجاتی چون زردک (هویج)، شلغم، کچالو (سیب‌زمینی)، بادرنگ (خیار)، بادنجان رومی (گوجه)، پیاز، خربزه و تربز (هندوانه) و نیز گیاهان روغنی مانند شرشم (شلغم روغنی)، مسور (کاجره) و کنجد به محصولات افزوده شده‌اند. در برخی مناطق گرم‌تر، برنج نیز کشت می‌شود.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص138-139.</ref> امروزه در مناطق هزاره‌نشین سبزیجات کلم، گلپی (گل‌کلم) کاهو، مرچ (فلفل)، گندنه (تره)، ملی (تربچه)<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref> و تنباکو کاشته می‌شود.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=5091 حکیمی، «بخشی از تاریخ دره ترکمن»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در سال‌های اخیر تولید سبزیجات گلخانه‌ای میان هزاره‌ها رایج شده که تعداد زیادی از زنان و مردان به آن اشتغال دارند.<ref>[https://8am.media/fa/distribution-of-dozens-of-vegetable-greenhouses-for-daikundi-women/ طاهری، «توزیع ده‌ها گل‌خانۀ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وب‌سایت رونامۀ 8صبح.]</ref>
بر اساس تحقیقات، در قرن نوزدهم میلادی، مردم هزاره سنگ آهن و گوگرد را به‌شکل ابتدایی استخراج کرده و برای نیازهای محلی، ابزار کار و اسلحه می‌ساختند و همیشه تلاش می‌کردند که از دید دیگران مخفی بماند. در مناطق هزاره‌نشین معادن بزرگ زغال‌سنگ وجود دارد. از نظر کارشناسان، افغانستان برای تولید زغال‌سنگ (دومین صنعت بزرگ کشور) به مناطق هزاره وابسته است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص145-146.</ref> امروزه تعداد زیادی از این مردم به استخراج، غربال، بارگیری و حمل‌ونقل زغال‌سنگ مشغول هستند. طبق گزارش‌ها معدن‌چیان، روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونل‌های خطرناک و بدون وسایل ایمنی و فنی مشغول به کارند.<ref>[https://kelkein.com/12496/معادن-در-افغانستان4-زغال-سنگ-از-گذشته-س/ «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وب‌سایت کلکین.]</ref> بر اساس گزارش‌ها در برخی مناطق هزاره‌نشین مواد ساختمانی مانند سنگ و ریگ جغل (شن) نیز استخراج می‌شود.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.]</ref>


=== تجارت در قوم هزاره ===
'''باغ‌داری''': در گذشته، بیشتر درختان غیرمثمر برای سوخت و سازه‌های چوبی کاشته می‌شد، اما امروزه باغ‌داری مدرن رواج یافته و محصولاتی مانند سیب، زردآلو، بادام، شفتالو (هلوآلو، ناک (گلابی) و انواع توت تولید می‌شود که شهرت بالایی دارد. در ولایت دایکندی، بیشتر معیشت مردم به بادام وابسته است.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص75.</ref><ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.]</ref>
تحقیقات نشان می‌دهد که در دورهٔ بربرستان مردم این مناطق بیشتر به کار تجارتی و خدمات‌رسانی به کاروان‌های تجارتی مانند فروش و کرایه‌دادن مرکب‌های بارکش، محل اقامت (کاروان‌سراتهیهٔ علوفه و غذا، تأمین نیروی امنیتی، پاسداری و راهنما، اشتغال داشتند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> اما پس از این دوره، تجارت رونق خود را از دست می‌دهد و تنها هزاره‌هایی به معاملات تجارتی می‌پرداختند که در مسیر کاروان‌های تجارتی یا در مرزهای مناطق هزاره‌نشین حضور داشتند. مبادلات مردم هزاره کالا در مقابل کالا بود. از نظر کارشناسان مردم هزاره تولید اضافی را فقط به‌منظور تهیهٔ ضرورت‌های زندگی انجام می‌دادند و از این جهت به تجارت احساس نیاز نمی‌کردند.


طبق پژوهش‌های انجام‌شده، در اواخر قرن ۱۹م، قیمت تمام کالاهای وارداتی مناطق هزاره‌ها در یک‌سال بیشتر از ۱۰هزار روپیهٔ (واحد پول افغانی) نمی‌شد. تاجران هزاره، حیوانات، فرآورده‌های حیوانی و دست‌بافت‌های هزارگی را به شهرهای [[کابل]]، [[قندهار]]، [[غزنی]]، [[هرات]]، [[بلخ]] و [[قندوز]] و گاهی به خارج از افغانستان امروزی (خراسان و جنوب آسیای مرکزی) می‌بردند و در عوض، پخته ([[پنبه]])، نمک، برنج اعلی، [[چای]]، بوره (شکر)، [[ابریشم]]، کاغذ، اسب، حبوبات و روغن نباتی می‌گرفتند. تاجران ایران، هندوستان و آسیای مرکزی و دیگر شهرهای افغانستان که وارد قلمرو هزاره‌ها می‌شدند، نخ، سوزن، وسایل آرایشی و زیورآلات زنانه، تنباکو، اسلحه، پارچه‌های پنبه‌ای و ابزار کشاورزی می‌آوردند.
=== دامداری ===
دامداری تا پیش از ۱۸۹۰م یکی از منابع اصلی درآمد هزاره‌ها بود؛ فئودال‌های دایزنگی و یکه‌اولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب داشتند. امروزه نیز دامداری ادامه دارد، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره گوسفند، بز، گاو و شتر را برای گوشت، پشم، پوست و شیر نگهداری می‌کنند. مناطق هزاره‌نشین از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گوشت و روغن حیوانی (روغن زرد و روغن دنبه) در افغانستان هستند و دوغ و کشک (ارچی و قروت) آنان شهرت خاصی دارد.<ref>[https://asadullahmoradi.blogsky.com/page/11 مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.]</ref> از اسب، الاغ، قاطر، شتر و گاو نر برای سواری، حمل‌ونقل و کارهای کشاورزی استفاده می‌شود.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص141-143.</ref> بر اساس آمار وزارت اقتصاد، ۳۶ درصد فعالیت اقتصادی ولایت بامیان را دامداری تشکیل می‌دهد. به‌دلیل زمستان‌های طولانی، دامداری دشوار است و مردم برای تغذیهٔ زمستانی دام‌ها، گیاهان کوهی را گردآوری و خشک می‌کنند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=69 شهرستانی، «آذوقۀ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>


از نظر پژوهشگران بیشتر تجارت مناطق هزاره به دست دیگران بود و معدود تاجر هزاره، اشخاصی بودند که به‌قصد سیاحت یا تجارت به کشورهای دیگر رفته و در آنجا مجبور می‌شدند که به تاجر تابع و کم‌مایه تبدیل شوند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص88-95.</ref> امروزه حضور خرده‌تاجران هزاره در شهرهای کوچک و بزرگ افغانستان پررنگ‌تر از گذشته است، اما در عرصهٔ تجارت کلان نسبت به هر گروه قومی دیگر، حضوری کم‌رنگ دارند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=17420 «وضعیت فعلی هزاره‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز آینده»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>
'''مرغ‌داری''' و '''زنبورداری''': در دو دههٔ اخیر، مرغ‌داری رواج یافته و ولایت بامیان در تولید مرغ گوشتی به خودکفایی نزدیک شده است. زنان نیز در این بخش نقش قابل‌توجهی دارند. زنبورداری نیز از مشاغل جدید باکیفیت در مناطق کوهستانی است.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/377011 «بامیان در تولید گوشت مرغ خود کفا شد»، خبرگزاری شفقنا.]</ref><ref>[https://mail.gov.af/index.php/dr/توزیع-یک‌هزار-فارم-مرغداری-خانه‌گی-به-بان «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانه‌گی به بانوان بامیان»، وب‌سایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری.]</ref><ref>[https://pajhwok.com/fa/2015/12/02/عسل-داخلى-در-باميان-جايگزين-عسل-خارجى-ش/ «عسل داخلی در  بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک.]</ref>


بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از زور، محصول زراعتی هزاره را با قیمت اندک پیش‌خرید می‌کردند و در صورت عدم تهیهٔ محصول، انسان هزاره مجبور به پرداخت قیمت بازار (چندبرابر قیمت پرداختی) می‌شد. در صورت عدم‌توانایی، این محاسبهٔ ناعادلانه تداوم پیدا می‌کرد تا این که دام‌ها و زمین کشاورزی آنها را تصاحب می‌کردند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص136.</ref>
=== معدن‌کاری ===
در قرن نوزدهم، مردم هزاره به‌صورت ابتدایی سنگ آهن و گوگرد استخراج می‌کردند. امروزه معادن بزرگ زغال‌سنگ در مناطق هزاره‌نشین وجود دارد و افغانستان برای تولید زغال‌سنگ به این مناطق وابسته است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص145-146.</ref> معدن‌چیان روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونل‌های خطرناک و بدون امکانات ایمنی کار می‌کنند. در برخی مناطق، مواد ساختمانی مانند سنگ و شن نیز استخراج می‌شود.<ref>[https://kelkein.com/12496/معادن-در-افغانستان4-زغال-سنگ-از-گذشته-س/ «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وب‌سایت کلکین.]</ref><ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.]</ref>


=== شغل‌های شهری و رسمی قوم هزاره ===
=== تجارت ===
پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان، هزاره‌ها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زنده‌ماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالی‌گری (حمّالی) کراچی‌وانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شست‌ورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کم‌کم به ساختمان‌سازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباس‌های دست‌دوم)، دست‌فروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانه‌ها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخش‌های ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کم‌رنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویش‌علی خان هزاره اولین نایب‌الحکومۀ هرات در دولت درانی‌ها»، وب‌سایت کانون افغانستانی‌های فنلند.]</ref> اما پس از روی‌کار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخش‌های ملکی به‌ویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیل‌کردهٔ هزاره با مؤسسات بین‌المللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وب‌سایت تحلیل روز.]</ref>
در دورهٔ بربرستان، مردم بیشتر به تجارت و خدمات‌رسانی به کاروان‌ها (اجاره‌ی مرکب، کاروان‌سرا، علوفه، غذا، نیروی امنیتی و راهنما) اشتغال داشتند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> پس از آن، تجارت رونق خود را از دست داد و مبادلات بیشتر به‌صورت کالا به کالا انجام می‌شد. در اواخر قرن ۱۹م، ارزش کل کالاهای وارداتی به مناطق هزاره‌ها سالانه از ۱۰ هزار روپیه تجاوز نمی‌کرد. تاجران هزاره فرآورده‌های دامی و دست‌بافت‌ها را به شهرهای بزرگ می‌بردند و در مقابل، پنبه، نمک، برنج، چای، شکر، ابریشم، کاغذ، اسب، حبوبات و روغن نباتی وارد می‌کردند. بیشتر تجارت به دست دیگران بود و تاجران هزاره معدود و کم‌مایه بودند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص88-95.</ref> امروزه خرده‌تاجران هزاره در شهرها پررنگ‌تر شده‌اند، اما در تجارت کلان حضور کمرنگی دارند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=17420 «وضعیت فعلی هزاره‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز آینده»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> همچنین صحرانشینان کوچی با زور، محصولات کشاورزی را پیش‌خرید می‌کردند و در صورت عدم تحویل، هزاره‌ها را به پرداخت چندبرابر قیمت وادار می‌ساختند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص136.</ref>


=== صنایع دستی قوم هزاره ===
=== شغل‌های شهری و رسمی ===
زنان نقش مهمی در تولید و حفظ [[صنایع دستی قوم هزاره]] دارند. طرح‌های منحصربه‌فرد این صنایع، بازتاب‌دهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزاره‌ها است که برای گردشگران جذابیت ویژه‌ای دارد. امروزه به‌دلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزاره‌ها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی به‌ویژه [[آهنگری]] در میان هزاره‌ها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در دورهٔ [[امان‌الله]] نیز فشارها ادامه یافت و هزاره‌ها مجبور به بازگشت به تولیدات ابتدایی شدند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص222.</ref> در دو دههٔ اخیر، ورود کالاهای وارداتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از این صنایع را به حاشیه رانده است.<ref>[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref>
پس از شکست قیام ۱۸۹۳م، هزاره‌ها به مناطق دیگر کوچ کردند و به کارهای سخت مانند سقایی، حمّالی، گاری‌چی، کارگری ساختمانی، خیاطی، رانندگی، دست‌فروشی، نانوایی و نجاری روی آوردند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور آنان در بخش‌های ملکی و نظامی کمرنگ بود،<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویش‌علی خان هزاره اولین نایب‌الحکومۀ هرات در دولت درانی‌ها»، وب‌سایت کانون افغانستانی‌های فنلند.]</ref> اما پس از نظام جمهوری اسلامی، فرصت‌های بیشتری در آموزش، بهداشت و نیروهای نظامی برای آنان فراهم شد و زنان و مردان تحصیل‌کرده با مؤسسات بین‌المللی و بخش خصوصی همکاری کردند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وب‌سایت تحلیل روز.]</ref>
* '''سوزن‌دوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق می‌کنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچه‌های شایسته و تترون و برای لباس زنانه از پارچه‌های رنگارنگ شال‌شری استفاده می‌کنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامک‌دوزی با نخ ابریشمی خام، گراف‌دوزی با نخ‌های رنگی محلی و همچنین [[آیینه‌کاری]]، تاپه‌دوزی و [[سکه‌دوزی]] می‌شود. از این هنر برای تزئین لباس‌های مردانه و زنانه، وسایل [[خانه]] مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین [[هدیه|هدایای]] مراسم عروسی استفاده می‌شود. طرح‌های [[سوزن‌دوزی]] هزاره‌ها شامل نقوش هندسی، گل‌ها، طبیعت و گاهی حیوانات است که به‌صورت تخیلی و بر اساس سلیقهٔ شخصی ایجاد می‌شوند. زنان هزاره علاوه‌بر تولید برای مصرف شخصی، این محصولات را برای فروش و کسب درآمد نیز تولید می‌کنند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref>
* '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی، فراورده‌های مختلفی چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیم‌بافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دست‌کش، کلاه، شال‌گردن و ژاکت تولید می‌کنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراورده‌های بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خان‌ها و ثروتمندان از آن استفاده می‌کردند. دست‌بافت‌های هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگ‌آمیزی‌شده با رنگ‌های گیاهی، بافته می‌شود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوعی دیگر از دست‌بافت‌های هزارگی است که از نخ پنبه‌ای بافته می‌شد و از نظر محققان نخستین دست‌بافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده می‌کردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقش‌های اضافی، برش و رنگ‌آمیزی، تزئین می‌کنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref>
* '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از شاخهٔ درختان و نی‌های حصیری به نام [[چیغ]] از دیگر هنرهای دستی این قوم است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref>
* '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزاره‌ها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند انگشتر، [[گردنبند]]، [[دستبند]] و آویزهای [[زینت|زینتی]] می‌شود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگ‌های قیمتی برای تزئین آثار خود استفاده می‌کنند. این زیورآلات به‌ویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژه‌ای دارند.<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریه‌های مریم مصلوب.]</ref>
* '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزاره‌ها ابزار کشاورزی و سلاح‌های سرد و گرم می‌ساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار می‌کردند و برخی به‌صورت دوره‌گرد به روستاها سفر می‌کردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با [[حکاکی]] و تزئین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref>
* '''چرم‌گری''': چرم‌گری از صنایع مهم هزاره‌ها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوش‌های چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حال‌حاضر نیز دمپایی‌های سنتی مانند چپلی کیروبَن (ترکیب چرم و لاستیک) و کِیرُو (با کف چوبی و بند چرمی)، میان مردم محبوبیت دارد.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> از چرم برای ساخت پوستین (کاپشن گرم از پوست حیوانات)، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک (ظرف نگهداری دوغ) استفاده می‌شود.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143.</ref>
* '''سفالگری''': در سفالگری هزاره‌ها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه می‌سازند. پس از آماده‌سازی و خشک‌شدن، این ظروف در کوره‌های محلی به‌نام پاجَم/پَجَم، پخته می‌شوند. این فرایند سنتی نشان‌دهندهٔ تخصص و ظرافت کار هنرمندان هزاره است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>
* '''مسگری''': مسگری یکی از صنایع دستی هزاره‌ها است که با استفاده از وسایل سنتی، ظروفی مانند دیگ، چای‌جوش، پیاله و دیگر انواع ظرف‌ها تولید می‌کنند. مسگران از مس استخراج‌شده از معادن محلی استفاده کرده و سطح محصولات را با قلائی، معروف به سفیدکاری، پوشش می‌دهند.
* '''نجاری''': نجاری نیز از دیگر صنایع دستی هزاره‌ها محسوب می‌شود که نجاران با ابزارهای سنتی، محصولات چوبی مانند اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل تزئینی می‌سازند. نجارهای هزاره آثار خود را با کنده‌کاری و نقاشی تزئین کرده و چوب‌های مورد نیاز را از درختان محلی تهیه می‌کنند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>


=== چالش‌های اقتصادی قوم هزاره ===
=== صنایع دستی ===
شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بی‌عدالتی، حضور [[کوچی]]‌ها،<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات به‌ویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغ‌داری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشک‌سالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاست‌گذاری مشخص از جمله چالش‌های عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزاره‌نشین هستند.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref>
صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزاره‌ها بوده است. امروزه به‌دلیل نبود حامی و بازار، بسیاری از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> ورود کالاهای خارجی در دهه‌های اخیر، این صنایع را به حاشیه رانده است.<ref>[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref>


به نظر کارشناسان [[برنامه‌ریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دام‌داری، صنایع دستی و معدن‌کاری در مناطق هزاره‌نشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیب‌پذیری|آسیب‌پذیر]] به‌ویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برک‌بافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرت‌های بی‌رویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا می‌کنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت گردشگری و [[توسعهٔ پایدار]] می‌شود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13970320000361/صنایع-دستی-افغانستان-صنعتی-به-عظمت-یک-فر٠«صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.]</ref>
* '''سوزن‌دوزی''': زنان با نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق می‌کنند. انواع آن شامل خامک‌دوزی، گراف‌دوزی، آیینه‌کاری، تاپه‌دوزی و سکه‌دوزی است و برای لباس، وسایل خانه و هدایای عروسی استفاده می‌شود. طرح‌ها شامل نقوش هندسی، گل‌ها، طبیعت و حیوانات است.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref><ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref>
* '''بافندگی''': شامل قالی، گلیم، پارچه، جوال، خورجین، جوراب، دست‌کش، کلاه، شال‌گردن، ژاکت، نمد و برک (با شهرت جهانی) است. کرباس از نخ پنبه‌ای، نخستین دست‌بافتی بود که برای لباس زمستانی استفاده می‌شد.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref><ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref><ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref>
* '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم با نام چیغ، از شاخهٔ درختان و نی؛<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref>
* '''زرگری''': ساخت زیورآلات نقره و طلا مانند انگشتر، گردنبند، دستبند و آویزهای زینتی با سنگ‌های قیمتی؛<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریه‌های مریم مصلوب.]</ref>
* '''آهنگری''': ساخت ابزار کشاورزی و سلاح‌های سرد و گرم با پتک و سندان، همراه با حکاکی و تزئین؛<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref>
* '''چرم‌گری''': ساخت پاپوش‌های چرمی (چارُق، سوگول، چاموش)، دمپایی‌های سنتی (چپلی کیروبَن و کِیرُو)، پوستین، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک؛<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref><ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143.</ref>
* '''سفالگری''': زنان با گل رس مخلوط با کاه و موی بز، ظروفی مانند خُمره، پیاله و کوزه می‌سازند و در کوره‌های محلی (پاجَم) می‌پزند.
* '''مسگری''': تولید دیگ، چای‌جوش، پیاله و ظروف با سفیدکاری (قلاعی) روی مس؛
* '''نجاری''': ساخت اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل تزئینی با کنده‌کاری و نقاشی؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>


== قیام‌ها و جنبش‌های اجتماعی هزاره‌ها ==
== قیام‌ها و جنبش‌ها ==
تاریخ روابط هزاره‌ها با حکومت‌های مرکزی افغانستان نشان‌دهندهٔ دوره‌ای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمان‌یافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزاره‌نشین تحت نظام ملوک‌الطوایفی اداره می‌شد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام دادند. با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای شامل نظام مالیاتی ظالمانه مانند گرفتن نیمی از محصولات کشاورزی، مالیات بر دامداری و صنایع و حتی مالیات سرانه، محدودیت‌های شغلی و ممنوعیت تصدی مناصب دولتی برای هزاره‌ها اعمال شد. این دوره همچنین شاهد توهین به مقدسات مذهبی هزاره‌ها، تحمیل [[فقه حنفی]] و محرومیت گستردهٔ آنها از حقوق سیاسی و اجتماعی بود. چنین شرایطی به‌تدریج موجب شکل‌گیری قیام و جنبش‌های اعتراضی شد که ریشه در ستم روزافزن مالیاتی، تبعیض مذهبی و محرومیت از حقوق اساسی داشت و در نهایت به ایجاد جنبش سیاسی و مقاومت هزاره‌ها در چند مرحلهٔ تاریخی منجر شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-18.</ref>
تاریخ روابط هزاره‌ها با حکومت‌های مرکزی افغانستان، دوره‌ای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمان‌یافته را نشان می‌دهد. پیش از عبدالرحمان خان، مناطق هزاره‌نشین از استقلال داخلی برخوردار بودند، اما با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای شامل مالیات‌های سنگین، محدودیت‌های شغلی، ممنوعیت تصدی مناصب دولتی، تحمیل فقه حنفی و محرومیت از حقوق سیاسی و اجتماعی اعمال شد. این شرایط موجب شکل‌گیری قیام‌ها و جنبش‌های اعتراضی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-18.</ref>


=== مراحل تاریخی قیام‌ها وجنبش‌های اجتماعی هزاره‌ها ===
=== قیام هزاره‌های شیخ‌علی ===
==== مرحله اول؛ قیام هزاره‌های شیخ‌علی ====
جنبش منطقهٔ شیخ‌علی در دههٔ ۱۸۸۰م ماهیتی خودجوش داشت. تنش‌ها با انتقال رهبران محلی به‌عنوان گروگان به کابل، اختلافات فرقه‌ای و سیاست‌های سرکوبگرانهٔ حاکم محلی آغاز شد. در ۱۸۸۸م، برخی قبایل شیخ‌علی با بهره‌گیری از اختلافات اسحاق‌خان با عبدالرحمان قیام کردند، اما به‌دلیل تفرقه‌افکنی و مجازات‌های جمعی سرکوب شد. پیامد آن اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید ساکنان و اسکان کوچی‌های پشتون در منطقه بود.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص166.</ref> این قیام ناکام، الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص18.</ref>
جنبش هزاره‌های شیخ‌علی به دههٔ ۱۸۸۰م بازمی‌گردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش داشت و فاقد سازماندهی منسجمی بود و تنها در منطقهٔ شیخ‌علی از ساختاری به‌نسبت منظم برخوردار بود. ساکنان درهٔ غوربند که به‌طور عمده از هزاره‌های شیخ‌علی تشکیل می‌شدند، تا پیش از سال‌های ۱۸۸۱–۱۸۸۲م علاوه‌بر تأمین امنیت منطقه، در مواقع ضروری نیروهای مسلح و تجهیزات در اختیار دولت مرکزی قرار می‌دادند. تنش‌ها زمانی آغاز شد که دولت مرکزی برای اثبات وفاداری مردم، رهبران محلی از جمله سیدجعفر را به‌عنوان گروگان به کابل منتقل کرد. این اقدام به همراه اختلافات فرقه‌ای بین شیعیان و سنی‌های منطقه و سیاست‌های سرکوبگرانهٔ عبدالله خان، حاکم محلی، موجب شعله‌ورشدن نارضایتی‌ها شد. در ۱۸۸۸م با بهره‌گیری از اختلافات داخلی اسحاق‌خان با عبدالرحمان، برخی قبایل شیخ‌علی دست به قیام زدند، اما این حرکت به‌دلیل تفرقه‌افکنی‌های حکومت و مجازات‌های جمعی به‌سرعت سرکوب شد. پیامد این قیام مردمی اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید بسیاری از ساکنان و اسکان کوچی‌های پشتون در منطقه بود.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص166.</ref> اگرچه جنبش شیخ‌علی نتوانست به اهداف خود دست یابد، اما به‌مثابهٔ نخستین مقاومت سازمان‌یافتهٔ هزاره‌ها در برابر حکومت عبدالرحمان، الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص18.</ref>


==== مرحله دوم؛ قیام عمومی هزاره‌ها (دهه ۱۸۹۰ میلادی) ====
=== قیام عمومی هزاره‌ها ===
* '''اشغال نظامی و سیاست‌های سرکوبگرانه:''' عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزاره‌جات شد. این پیروزی‌ها بیشتر به‌دلیل ظلم فئودال‌های محلی و نارضایتی عمومی هزاره‌ها حاصل شد، نه به‌دلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزاره‌ها به زودی دریافتند که حکومت جدید نه‌تنها از ستم فئودال‌ها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاست‌های عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونت‌های نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمع‌آوری اسلحه، مردم مورد شکنجه‌های بی‌رحمانه از جمله داغ‌کردن با سنگ‌های داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگ‌های گرسنه قرار گرفتند.
عبدالرحمان خان بین ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۱م مناطق هزاره‌جات را اشغال کرد، اما سیاست‌های او شامل خلع سلاح خشونت‌آمیز، تبعید رهبران و جایگزینی حاکمان پشتون، موجبات نارضایتی را فراهم کرد. در ۱۸۹۲م، جنبش مقاومت به رهبری میرمحمد عظیم‌بیگ شکل گرفت و اتحاد بی‌سابقه‌ای میان طوایف هزاره ایجاد کرد که منجر به تصرف مناطق استراتژیک شد. عبدالرحمان با صدور فتواهای تکفیر، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزاره‌ها تبدیل کرد و کوچی‌های پشتون را به تصرف زمین‌های آنان تحریک نمود. در ۱۸۹۳م، به‌دلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی، نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه متعهدین، مهاجران و مقاومت‌کنندگان تقسیم شد. شکست جنبش، ناشی از نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیله‌ای بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
* '''تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی:''' در واکنش به این سرکوب‌ها، جنبش مقاومت هزاره‌ها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میر[[محمد عظیم‌بیگ]]، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بی‌سابقه‌ای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزاره‌ها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقب‌نشینی واداشت و حتی پایتخت را به‌طور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکست‌های نظامی ناامید شده بود، به سیاست‌های مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهل‌سنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزاره‌ها تبدیل کرد. این فتواها کوچی‌های پشتون را برای تصرف زمین‌های هزاره‌جات تحریک کرد و موجی از خشونت‌های فرقه‌ای را به راه انداخت.
* '''پایان مقاومت و پیامدهای آن:''' با وجود مقاومت شدید، هزاره‌ها به‌دلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومت‌کنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیله‌ای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخ‌علی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروه‌های دیگر از جمله ازبک‌های میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایه‌ای برای مقاومت‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


=== مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار ===
=== قیام گاوسوار ===
{{اصلی|2=ابراهیم گاوسوار}}
{{اصلی|2=ابراهیم گاوسوار}}
قیام موسوم به گاوسوار، به‌عنوان سومین مرحله از مقاومت هزاره‌ها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیات‌های سنگین، به‌ویژه [[مالیات روغن حیوانی]]، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، به‌جای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حمل‌ونقل، مقادیر بیشتری می‌گرفتند. این سیاست همراه با مالیات‌های دیگر نظیر [[خسبری]] (مالیات بر زمین‌های کشاورزی)، [[شاخپولی]] (مالیات بر حیوانات)، [[گندم‌گُدام]] (نوعی مالیات سراسری)، [[کله‌پولی]] (مالیات بر انسان)، [[سرچربی بی‌بی و ملکه]] '''('''نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بی‌سابقه‌ای بر هزاره‌ها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref>
عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیات‌های سنگین به‌ویژه مالیات روغن حیوانی بر هزاره‌ها بود که با فساد اداری همراه شد.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.</ref> ابراهیم گاوسوار با مشاهدهٔ این ستم‌ها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما پس از بی‌توجهی حکومت به شکایت‌هایش، مقاومت مسلحانه را سازماندهی کرد و با حمله به قلعهٔ نظامی القان، دولت را به مذاکره واداشت. حکومت با وعده‌هایی چون لغو مالیات و برکناری نخست‌وزیر، به‌طور موقت تن به مصالحه داد. این قیام زمینهٔ همگرایی گسترده‌تر هزاره‌ها را فراهم کرد.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.</ref>


[[ابراهیم گاوسوار]] با مشاهدهٔ این ستم‌ها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بی‌توجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعده‌هایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیک‌ها و برکناری [[محمدهاشم]] خان (نخست‌وزیر وقت)، به‌طور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گسترده‌تر میان گروه‌های عدالتخواه، از جمله تلاش‌های بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.</ref>
=== جهاد هزاره‌ها ===
در دههٔ ۱۹۷۰م با روی‌کار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق، اصلاحات سریع و سرکوب مخالفان، به‌ویژه اقلیت‌های قومی و مذهبی، تشدید شد. نخستین قیام سازمان‌یافته در بهمن ۱۳۵۷ش در دره‌صوف، از توابع ولایت سمنگان، با تصرف معادن زغال‌سنگ آغاز شد و به مناطق دیگر گسترش یافت. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزاره‌جات به‌جز بامیان آزاد شد و شورای اتفاق انقلاب اسلامی برای رهبری قیام‌ها تشکیل گردید. تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش در کابل نیز از اعتراضات مهم شهری بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref> جهاد هزاره‌ها در این مرحله، موجب شد که برای نخستین‌بار پس از ۲۵۰ سال، آنها با افزایش آگاهی سیاسی به جایگزینی ساختارهای سنتی با احزاب مدرن، کاهش برخی تبعیض‌ها، نخست‌وزیری و معاونت ریاست‌جمهوری دست یابند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


=== مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزاره‌ها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی) ===
=== گفتمان عدالت‌خواهی ===
با روی‌کار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم روبه‌رو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونت‌آمیز حکومت با معترضان، به‌ویژه علیه اقلیت‌های قومی و مذهبی مانند هزاره‌ها، موجب تشدید ناآرامی‌ها شد. هزاره‌ها که سال‌ها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند.
در دههٔ ۱۹۹۰م پس از سقوط حکومت نجیب‌الله و تشکیل دولت مجاهدین، هزاره‌ها بار دیگر از مشارکت عادلانه محروم شدند. عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی، با گفتمان عدالت‌خواهی خواستار رسمیت‌یافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیض‌آمیز و حضور هزاره‌ها در تصمیم‌گیری‌ها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104، 135 و 266.</ref><ref>فصیحی، «گفتمان عدالت‌خواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.</ref> مقاومت غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در مبارزات این قوم بود که موجب افزایش نقش هزاره‌ها در معادلات سیاسی و الهام‌بخش نسل‌های بعدی شد.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>


==== قیام‌های مردمی تحت عنوان جهاد ====
=== مقاومت در برابر طالبان ===
نخستین قیام سازمان‌یافته علیه حکومت وقت در ۲۷ بهمن/ دلو ۱۳۵۷ از سوی هزاره‌ها در دره‌صوف یکی از ولسوالی‌های [[سمنگان]] با تصرف معادن [[زغال‌سنگ]] آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم دره‌صوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتل‌عام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کم‌کم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم [[دایکندی]] نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزاره‌جات به‌جز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت. به‌منظور رهبری قیام‌ها و ادارهٔ مناطق آزاد شده، [[شورای اتفاق|شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان]]، تشکیل شد. در این مقطع اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزاره‌ها و شیعیان در [[کابل]] که یکی از بزرگ‌ترین اعتراضات ضدحکومتی بود.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزاره‌نشین به کانون مقاومت تحت رهبری حزب وحدت اسلامی تبدیل شد.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص627-630.</ref> در جبههٔ مرکزی (بامیان)، نیروهای مقاومت با بهره‌گیری از موقعیت کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی ایجاد کردند و نزدیک به سه سال پایداری کردند. بامیان در شهریور ۱۳۷۷ش و پس از کشتار جمعی در یکه‌ولنگ (بیش از ۳۰۰ کشته) سقوط کرد.<ref>[https://www.afintl.com/202501086321 «سالگرد قتل‌عام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در جبههٔ شمالی (دره‌صوف و بلخاب)، مقاومت تحت فرماندهی محمد محقق، تنها بخشی از شمال بود که هرگز به‌طور کامل به‌دست طالبان نیفتاد.<ref>[https://www.aparat.com/v/S81XN «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وب‌سایت آپارات.]</ref> این مقاومت دستاوردهایی چون حفظ موجودیت سیاسی هزاره‌ها، تشکیل هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضدطالبان و نقش تعیین‌کننده در سقوط نهایی طالبان داشت.<ref>طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.</ref><ref>بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.</ref>


==== دستاوردهای جهاد هزاره‌ها ====
=== جنبش تبسم ===
حضور هزاره‌ها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزاره‌ها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و استقلال افغانستان را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیله‌ای جای خود را به نهادهای مدرن‌تر مانند احزاب و سازمان‌های سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و مخصوصاً در زمان حکومت شاخه پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیض‌های قومی و مذهبی، فرصت‌هایی برای مشارکت هزاره‌ها در عرصه‌های سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزاره‌ها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیت‌یافتن حقوق این قوم محسوب می‌شد. هزاره‌ها برای نخستین‌بار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند نخست‌وزیری و معاونت دولت، دست یافتند.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
در ۷ مهر ۱۳۹۴ش، شکریه تبسم (دختربچهٔ هزاره) همراه با شش هموطن در غزنی ربوده<ref>[https://8am.media/sikhs-and-hindus-a-minority-with-a-lot-of-suffering/ محمدی، «سیک‌ها و هندوها؛ اقلیتی با کوله‌باری از رنج»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> و در ۱۶ آبان سربریده شدند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40492 «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> این اقدام موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت و در ۲۰ آبان، بزرگ‌ترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان با حضور میلیونی معترضان در کابل و دیگر شهرها شکل گرفت که خواستار عدالت و پایان خشونت‌های قومی بودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref><ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفته‌نامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref> دولت، پارلمان و سازمان ملل این جنایت را محکوم کردند.<ref>مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفته‌نامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.</ref><ref>[https://mandegardaily.com/?p=40426 «واکنش‌ها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.]</ref><ref>[https://www.avapress.com/fa/news/118899/یوناما-قتل-هفت-غیر-نظامی-ولایت-زابل-محکوم «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.]</ref> این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر گذاشت<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دل‌نوشته‌های فعالان شبکه‌های اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/91945 «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار می‌شود»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> منار یادبودی در زادگاه شکریه تبسم ساخته شد.<ref>[http://jaghori1.com/author/borhani/page/5/ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وب‌سایت اطلاع‌رسانی جاغوری.]</ref>


=== مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالت‌خواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی) ===
=== جنبش روشنایی ===
هزاره‌ها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیض‌های قومی و مذهبی بوده‌اند. پس از سقوط حکومت [[نجیب‌الله]] و تشکیل [[دولت اسلامی افغانستان]] توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکل‌گیری [[گفتمان عدالت‌خواهی]] به رهبری [[عبدالعلی مزاری]]، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزاره‌ها و شیعیان افغانستان بود.
دولت افغانستان در ۱۳۹۵ش مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت را به‌جای بامیان و میدان وردک، از سالنگ تصویب کرد<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/214645 «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> که به حذف مناطق هزاره‌نشین از مسیر توسعه تعبیر شد و اعتراضات گسترده‌ای را برانگیخت.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> در ۲ مرداد، تظاهرات آرامی در کابل برگزار شد که با انفجار مهیبی توسط مهاجم انتحاری داعشی همراه گردید و بیش از ۹۰ کشته و ۴۰۰ زخمی برجای گذاشت.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/1413520/ششمین-سالیاد-شهدای-جنبش-روشنایی؛-بزرگ/ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگ‌ترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> سازمان ملل این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص محکوم کرد و دولت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام کرد.<ref>[https://khabarnama.net/blog/1395/05/02/president-ghani-declared-sunday-as-national-condolence-day-for-the-martyrs-of-the-attack/ «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وب‌سایت خبرنامه.]</ref> معترضان و خانواده‌های شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بین‌المللی شدند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> گلزار شهدای روشنایی در غرب کابل و یادمان سنگی در مصلای شهید مزاری ساخته شد.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> این رویداد در ادبیات و هنر بازتاب یافت<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/01/1164610/فریاد-روشنایی-سروده-های-فارسی-زبانان-برای-شنبه-سیاه-کابل «فریاد روشنایی؛ سروده‌های فارسی‌زبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.]</ref> و امروز، نام روشنایی یادآور مقاومت مدنی هزاره‌ها در برابر تبعیض است.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref>


==== مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری ====
== مشاهیر ==
{{اصلی|عبدالعلی مزاری}}
از میان قوم هزاره در طول تاریخ، خاندان‌ها، سلسله‌های پادشاهی، دانشمندان، عالمان دینی، نخبگان، سیاست‌مداران و زنان نامداری برخاسته‌اند.
مقاومت سازمان‌یافتهٔ هزاره‌ها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود.[[عبدالعلی مزاری]]، به‌عنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیت‌یافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیض‌آمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزاره‌ها در تصمیم‌گیری‌ها شد.<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.</ref> وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، به‌ویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایان‌دادن به ستم سیستماتیک علیه هزاره‌ها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،<ref>مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135.</ref> وحدت ملی،<ref>مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266.</ref> کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیت‌ها در افغانستان، تأکید داشت.<ref>فصیحی، «گفتمان عدالت‌خواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.</ref>


مقاومت عدالت‌خواهی موجب افزایش نقش هزاره‌ها در معادلات سیاسی و الهام‌بخش نسل‌های بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمان‌های این جنبش از جمله عدالت‌خواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزاره‌ها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.<ref>بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.</ref>
==== مشاهیر قوم هزاره ====
 
{| class="wikitable"
=== مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان ===
!نام
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزاره‌نشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمان‌یافته که به‌طور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت می‌گرفت، در دو جبههٔ اصلی متمرکز بود.
!حوزهٔ تخصصی
 
!توضیحات
در مناطق مرکزی هزاره‌جات، به‌ویژه بامیان به‌عنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکه‌ولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال به‌طول انجامید، با وجود محاصرهٔ اقتصادی و نظامی سنگین طالبان، موفق شد موجودیت سیاسی و نظامی جامعهٔ هزاره را حفظ کند. درگیری‌های شدید در مناطق پنجاب، ورس، بهسود و کوهستان، نمونه‌های بارزی از این پایداری به‌شمار می‌روند.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص627-630.</ref> بامیان برای بار اول در تاریخ ۲۲ سنبله/ [[شهریور]] ۱۳۷۷ش به‌دست طالبان سقوط کرد. در تاریخ ۱۹ جدی/ [[دی]] ۳۷۹ش طالبان، پس از شکست دادن مجدد نیروهای حزب وحدت اسلامی در بامیان به کشتار جمعی غیرنظامیان در ولسوالی یکه‌ولنگ اقدم کردند. سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی، شمار قربانیان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرد.<ref>[https://www.afintl.com/202501086321 «سالگرد قتل‌عام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>
!منبع
 
|-
در جبههٔ شمالی، دره صوف سمنگان و بلخاب [[سرپل]] به نماد مقاومت و محل استقرار نیروهای حزب وحدت اسلامی تحت فرماندهی محمد محقق تبدیل شد. این منطقه به‌عنوان تنها بخش از شمال افغانستان که طالبان هرگز نتوانستند آن را به کنترل کامل درآورند، نقش حیاتی در تجدید قوای جبههٔ مقاومت شمال ایفا کرد.<ref>[https://www.aparat.com/v/S81XN «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وب‌سایت آپارات.]</ref>
|آلِ شنسب
 
|خاندان سیاسی
این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوه‌بر حفظ موجودیت سیاسی جامعهٔ هزاره، هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضد طالبان را تشکیل داد و زیرساخت‌های لازم برای عملیات‌های بعدی را فراهم آورد.<ref>طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.</ref> پایداری هزاره‌ها در این دوره، مانع اصلی تسلط کامل طالبان بر افغانستان شد و نقش تعیین‌کننده‌ای در سقوط نهایی این گروه و شکل‌گیری نظام سیاسی جدید پس از سال ۲۰۰۱م ایفا کرد و ظرفیت‌های سازمانی و رزمی جامعهٔ هزاره را به اثبات رساند و موقعیت آنان را در معادلات سیاسی افغانستان تقویت کرد.<ref>بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.</ref>
|سلسلهٔ حاکمان غرجستان تاریخی (قرن اول تا هفتم هجری)
 
|
=== مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم ===
|-
بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزاره‌های برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکت‌های اعتراضی هزاره‌ها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را به خود جلب کرد. این حرکات اعتراضی به‌نام جنبش تبسم و جنبش روشنایی معروف شد:
|آلِ شِیث
 
|خاندان نظامی و اجتماعی
==== قتل فجیع شکریه تبسم ====
|از خاندان‌های مهم غرجستان تاریخی (قرن دوم تا هفتم هجری)
«[[شکریه تبسم]]»، دختربچهٔ بی‌گناه هزاره، همراه با شش هموطنش در ۷ [[مهر]] ۱۳۹۴ش در منطقهٔ رَسنَه از توابع ولسوالی گیلان ولایت [[غزنی]] توسط گروهی مسلح ربوده شدند.<ref>[https://8am.media/sikhs-and-hindus-a-minority-with-a-lot-of-suffering/ محمدی، «سیک‌ها و هندوها؛ اقلیتی با کوله‌باری از رنج»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> ربایندگان، این هفت نفر را در ۱۶ [[آبان]]/ عقرب ۱۳۹۴ش، سربریدند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40492 «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> این اقدام، خشم عمومی را برانگیخت و موجی از اعتراضات را در سراسری افغانستان و جهان به‌دنبال داشت که به جنبش تبسم معروف شد.
|
 
|-
==== واکنش‌های گسترده ====
|آلِ کَرْت
مردم افغانستان به‌ویژه هزاره‌ها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش به‌صورت خودجوش و میلیونی در خیابان‌های کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازه‌های ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.<ref>[http://chendavol.blogfa.com/post/434 دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول]</ref> این حرکت، به بزرگ‌ترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونت‌های قومی بود.<ref>لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفته‌نامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.</ref>
|سلسلهٔ پادشاهان محلی
# '''موضع مقامات:''' اشرف غنی رئیس‌جمهور افغانستان با برگزاری جلسه‌ای فوق‌العاده، این جنایت را محکوم و وعدهٔ پیگیری جدی داد.<ref>مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفته‌نامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.</ref> [[پارلمان افغانستان]] نیز با صدور بیانیه‌ای، عاملان این حادثه را دشمن تمام اقوام افغانستان خواند.<ref>[https://mandegardaily.com/?p=40426 «واکنش‌ها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.]</ref> سازمان ملل متحد از طریق دفتر یوناما در کابل، این رویداد را به‌عنوان جُرم جنگی محکوم کرد.<ref>[https://www.avapress.com/fa/news/118899/یوناما-قتل-هفت-غیر-نظامی-ولایت-زابل-محکوم «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.]</ref>
|از خاندان‌های مهم غور (قرن هفتم و هشتم هجری)
# '''بازتاب‌های فرهنگی و اجتماعی:''' این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو می‌توان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار شناخته شده است.<ref>[https://web.archive.org/web/20180918012217/http://af.farsnews.com/social/news/13940820001061 «دل‌نوشته‌های فعالان شبکه‌های اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.]</ref> در [[فضای مجازی]] نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانه‌های داخلی و بین‌المللی به‌صورت گسترده به این موضوع پرداختند.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/91945 «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار می‌شود»، خبرگزاری شفقنا.]</ref>
|<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص174-184.</ref>
# '''یادبود و پیامدها:''' در روستای پاتوی ولسوالی جاغوری، زادگاه شکریه، بر مزار جان‌باختگان این حادثه، منار یادبودی با عکس هفت نفر ساخته شد. جنبش تبسم به نمادی پایدار از مظلومیت هزاره‌ها، قدرت اعتراضات مدنی و مطالبهٔ عدالت اجتماعی در افغانستان تبدیل شد.<ref>[http://jaghori1.com/author/borhani/page/5/ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وب‌سایت اطلاع‌رسانی جاغوری.]</ref>
|-
 
|سیداسماعیل بلخی
=== مرحلهٔ هشتم؛ جنبش روشنایی ===
|فعال فرهنگی و سیاسی
# در ۱۳۹۵ش دولت افغانستان، برخلاف پیشنهاد کارشناسی شرکت آلمانی فیشنر، مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت از ترکمنستان به کابل را از سالنگ به‌جای مسیر بامیان و میدان وردک تصویب کرد.<ref>[https://af.shafaqna.com/FA/214645 «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگبه روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.]</ref> این تصمیم که به حذف مناطق هزاره‌نشین از مسیر توسعه متهم شد، با اعتراضات گسترده‌ای از سوی جامعهٔ مدنی، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان مواجه شد. معترضان این اقدام را تبعیض سیستماتیک علیه هزاره‌ها دانستند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref>
|مبارز علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه
# در ۲ مرداد ۱۳۹۵ش، تظاهرات آرامی در غرب کابل برگزار شد. دولت با بستن مسیرهای اصلی، معترضان را به‌سمت میدان ده‌مزنگ هدایت کرد. در پایان مراسم، هنگامی که شرکت‌کنندگان در حال برپایی چادرهای تحصن بودند، انفجار مهیبی توسط یک مهاجم انتحاری داعشی رخ داد که منجر به جان باختن بیش از ۹۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن از معترضان شد.<ref>[https://fa.shafaqna.com/news/1413520/ششمین-سالیاد-شهدای-جنبش-روشنایی؛-بزرگ/ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگ‌ترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.]</ref>
|
# سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص معرفی و محکوم کرد. رئیس‌جمهور وقت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام و میدان دهمزنگ را به میدان شهدا تغییر نام داد.<ref>[https://khabarnama.net/blog/1395/05/02/president-ghani-declared-sunday-as-national-condolence-day-for-the-martyrs-of-the-attack/ «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وب‌سایت خبرنامه.]</ref> معترضان و خانواده‌های شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بین‌المللی شدند.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/six-years-after-the-attack-on-the-enlightenment-movement/ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref>
|-
# گلزار [[شهدای روشنایی]] در غرب کابل (پای کوه قوریغ) به‌عنوان آرامگاه قربانیان حملهٔ تروریستی و نماد مقاومت طراحی شد. یادمان سنگی در مصلی شهید مزاری برای جان‌باختگان ناشناس ساخته شد.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref> این رویداد در ادبیات، موسیقی و هنر بازتاب یافت.<ref>[https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/06/01/1164610/فریاد-روشنایی-سروده-های-فارسی-زبانان-برای-شنبه-سیاه-کابل «فریاد روشنایی؛ سروده‌های فارسی‌زبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.]</ref>
|محمدعلی غزنوی (مُدرّس افغانی)
# شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند امروز، نام روشنایی، یادآور مقاومت مدنی هزاره‌ها در برابر تبعیض و تلاش برای افغانستانی عادلانه است.<ref>[https://subhekabul.com/گزارش/گزارش-روز/bamyan-enlightenmentmovement-protests-discrimination/ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.]</ref>
|فقیه و استاد ادبیات عرب
 
|مدرس در حوزه‌های علمیهٔ نجف و قم
== مهاجرت هزاره‌ها ==
| -
[[مهاجرت قوم هزاره]] از مهم‌ترین تحولات اجتماعی افغانستان معاصر بوده و ریشه در سیاست‌های تبعیض‌آمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.</ref> این روند که با نسل‌کشی و کوچ اجباری آغاز شد، در دوره‌های مختلف تاریخی از جمله [[حکومت دموکراتیک خلق]]، جنگ‌های داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.<ref>عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.</ref>
|-
 
|قربانعلی محقق کابلی
=== عوامل مهاجرت هزاره‌ها ===
|مرجع تقلید
علاوه بر نسل‌کشی و کوچ اجباری هزاره‌ها توسط عبدالرحمان خان، مهم‌ترین عوامل مهاجرت آنها عبارتند از:
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم
# اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف می‌کردند. همچنین حکومت حزب دموکراتیک خلق، مبارزهٔ شدیدی را با [[دین]] و آموزه‌های اسلامی، آغاز و نمادهای کمونیستی را جایگزین نمادهای اسلامی کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.</ref> در چنین جامعه‌ای فرصت زندگی و دین‌داری از مردم سلب شده بود و نجات‌یافتگان از کشتارهای رژیم کمونیستی، به‌سمت کشورهای مختلف از جمله [[ایران]] [[مهاجرت]] کردند.<ref>. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.</ref>
| -
# حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزاره‌ها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار می‌گرفت، گروه‌های بیشتری از هزاره‌ها به‌خاطر از دست دادن فرصت‌های زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.<ref>. طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.</ref>
|-
# جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگ‌های داخلی و سلطهٔ طالبان، مهاجرت گروهی هزاره‌ها، شدت گرفت. با درگیری‌های داخلی که در دورهٔ مجاهدین آغاز شد، بیش از ۳۰ هزار کشته و ۵۰۰ هزار آواره بر جای گذاشت. هزاره‌ها در دو مرحله روی کارآمدن گروه طالبان در افغانستان، برای زنده ماندن مجبور به مهاجرت شدند.<ref>. عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.</ref> جابه‌جایی‌های ناشی از ناامنی و تسلط گروه‌های افراطی و هجوم سیل‌آسای کوچی‌ها در سال‌های اخیر، برخی عوامل این نوع مهاجرت است.<ref>. احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزاره‌ها، 1402ش، ص427.</ref>
|محمداسحاق فیاض
 
|مرجع تقلید
=== انواع و الگوهای مهاجرت ===
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ نجف
مهاجرت هزاره‌ها در دو شکل عمدهٔ داخلی و خارجی صورت پذیرفته است. مهاجرت داخلی به‌طور عمده شامل جابه‌جایی از مناطق مرکزی به شهرهای بزرگ بوده،<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.</ref> در حالی که مهاجرت خارجی به کشورهای همسایه و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافته است. موج‌های مختلف مهاجرت از دورهٔ عبدالرحمان تاکنون، الگوهای متفاوتی داشته است که آخرین آن پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۴۰۰ش رخ داده است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref>
| -
 
|-
=== پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزاره‌ها ===
|سید محمدسرور (واعظ بهسودی)
هزاره‌ها به‌دلیل وضعیت‌سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناپایدار افغانستان و احساس ناامنی به قاره‌ها و کشورهای مختلف جهان، مهاجرت کرده و پراکندگی آن به شکل زیر است: کویتهٔ پاکستان بیش از یک‌میلیون هزاره؛ [[ایران]] تا سال ۲۰۱۴م بیش از یک‌میلیون؛ آلمان تا سال ۲۰۱۵م حدود ۴۰هزار؛ ترکیه تا سال ۲۰۱۶م، حدود ۴۶هزار؛ اتریش تا سال ۲۰۱۵م، حدود ۲۲هزار؛ استرالیا تا سال ۲۰۱۶م حدود ۲۲هزار (آنها سازمانی به‌نام شورای هزاره‌های استرالیا، ایجاد کرده‌اند)؛ سوئد حدود ۵۰ هزار؛<ref>. ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref> سوریه تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۴هزار؛ بریتانیا تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۲ هزار؛ ایالات‌متحده آمریکا حدود ۱۰هزار؛ هلند حدود ۹هزار؛ کانادا بیش از ۴هزار؛<ref>. محی‌الدین، عطارواله، ۲۰۰۳م، ص۷۸–۸۱.</ref> دانمارک تا سال ۲۰۱۵م بیش از ۵هزار.<ref>. ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.</ref>
|عالم دینی برجسته
 
|فعال فرهنگی-اجتماعی در افغانستان
این آمار از توزیع و پراکندگی جمعیت هزاره‌های مهاجر در سراسر جهان تا ۲۰۱۶م است؛ اما بیش‌ترین مهاجرت هزاره‌ها در ۲۰۲۱م به بعد انجام شده است. پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مهاجرت هزاره‌ها به‌سمت کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.<ref>[https://www.taadolnewspaper.ir/بخش-اخبار-68/31537-فرار-مغزها-این-بار-از-افغانستان . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.]</ref>
| <ref>بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۵.</ref>
 
|-
=== پیامدها و تأثیرات اجتماعی-فرهنگی مهاجرت هزاره‌ها ===
|محمدباقر فاضلی بهسودی
مهاجرت هزاره‌ها تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی این قوم داشته است. از یک‌سو موجب رشد آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی شده و از سوی دیگر چالش‌های هویتی جدیدی ایجاد کرده است. تحصیلات عالی، [[مشارکت اجتماعی زنان]] و شکل‌گیری نهادهای مدنی از دستاوردهای مثبت این مهاجرت‌ها بوده، در حالی که گسست نسلی و تغییر در الگوهای فرهنگی از چالش‌های پیش رو است. این تحولات هم بر قوم هزاره و هم بر کشور میزبان تأثیرات قابل توجهی گذاشته است.<ref>. عالمی، بررسی جامعه‌شناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، بی‌تا، ص219ِ؛ محرابی، وضعیت زنان در دورهٔ پس از طالبان، 1389ش، ج2، ص317؛ محمودیان، «مهاجرت افغان‌ها به ایران: تغییر در ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، 1386ش، ص57ـ58.</ref>
|مرجع تقلید
 
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم
== هزاره‌های خارج از افغانستان ==
| <ref>[https://mfabbehsud.com/زندگینامه-حضرت-آیت-الله-العظمی-فاضلی/ «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله فاضلی بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
=== هزاره‌های شبه قارهٔ هند ===
|-
پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزاره‌ها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروه‌های بزرگی از هزاره‌های غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه مردم هزاره در شهرهای مختلف پاکستان از جمله پاراچنار، کراچی، حیدرآباد و لورالایی پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م به‌طور رسمی هزاره‌ها را به‌عنوان یکی از اقوام این کشور به‌رسمیت شناخت. از چهره‌های شاخص هزاره در پاکستان می‌توان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسی‌خان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.</ref> نیاکان قاضی عیسی از هزاره‌هایی بودند که در دورهٔ عبدالرحمان به هند مهاجرت کرده بودند. هزاره‌های کویته از دهه ۱۹۸۰م تاکنون هدف حملات خشونت‌آمیز و تروریستی بوده‌اند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=124486 «بحران قتل‌های هدفمند هزاره‌ها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.]</ref>
|محمدباقر موحدی نجفی
 
|مرجع تقلید
=== هزاره‌های ایران ===
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم
حضور هزاره‌ها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمی‌گردد که گروه‌هایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی [[زندیه|زندیان]] و [[قاجار|قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهره‌های برجستهٔ هزاره‌های ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به [[خراسان]] بازگشت، اما درگیری‌های وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وب‌سایت کارخانه‌دار.]</ref>
| <ref>ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.</ref>
 
|-
هزاره‌های مهاجر پس از عبدالرحمان به‌طور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته می‌شد که بعدها به خاوری تغییر نام دادند. موج‌های جدید مهاجرت هزاره‌ها به ایران در دهه‌های ۱۳۵۰ش به‌عنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بربری?q=بربری دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.]</ref>
|محمد امینی بامیانی
 
|مرجع تقلید
=== هزاره‌های عراق ===
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم
روابط هزاره‌ها با عراق به‌طور عمده از طریق [[حوزه‌های علمیه نجف|حوزه‌های علمیهٔ نجف]] و [[کربلا]] شکل گرفته است. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی از هزاره‌ها برای کار در صنعت [[نفت]] به عراق مهاجرت کردند.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص235-237.</ref> این گروه ابتدا در منطقهٔ جُدَیده نجف سکنی گزیدند، اما پس از کودتای بعث و به‌دلیل مشکلات مربوط به اسناد هویتی، بسیاری از آنها از عراق اخراج شدند.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.</ref>
| -
 
|-
=== هزاره‌های آسیای میانه ===
|واعظ‌زاده بهسودی
پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزاره‌های شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله [[بخارا]] و [[سمرقند]] مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref>
|مرجع تقلید
 
|استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ کابل
== مشاهیر قوم هزاره ==
| <ref>[https://mfabbehsud.com/زندگی-نامه-آیت-الله-العظمی-واعظ-زاده-به/ «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله واعظ‌زاده بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
=== خاندان‌ها و حاکمان تاریخی ===
|-
# آلِ شنسب - خاندان سیاسی و سلسلهٔ حاکمان غرجستان تاریخی (هزارجات فعلی) از قرن اول تا هفتم هجری قمری.
|محمدهاشم صالحی (مدرس)
# آلِ شِیث - خاندان نظامی و اجتماعی غرجستان تاریخی (هزارجات فعلی) از قرن دوم تا هفتم هجری قمری.
|فقیه و استاد حوزهٔ علمیهٔ کابل
# آلِ کَرْت - سلسله‌ای از پادشاهان محلی هزاره و از خاندان‌های مهم [[غور]] در قرن هفتم و هشتم هجری قمری.<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص174-184.</ref>
|رئیس فعلی شورای علمای شیعهٔ افغانستان
 
|<ref>ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.</ref>
=== فقها و مراجع تقلید ===
|-
[[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]]
|رهبران سیاسی و نظامی
# سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان.
|
# محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزه‌های علمیه نجف و قم.
|
# [[قربانعلی محقق کابلی]] - [[مرجع دینی|مرجع تقلید]] و استاد درس خارج در [[حوزه علمیه قم]].
|
# [[محمداسحاق فیاض]] - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف.
|-
# [[سید محمدسرور واعظ بهسودی|سید محمدسرور]] مشهور به واعظ بهسودی - عالم دینی برجسته و فعال فرهنگی-اجتماعی در افغانستان.<ref>بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۵.</ref>
|میر یزدان‌بخش بهسودی
# محمدباقر فاضلی بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگینامه-حضرت-آیت-الله-العظمی-فاضلی/ «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله فاضلی بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
|رهبر مقاومت
# محمدباقر موحدی نجفی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.<ref>ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.</ref>
|رهبری مقاومت هزاره‌ها در سدهٔ نوزدهم (دورهٔ سلطنت دوست‌محمدخان)
# محمد امینی بامیانی- مرجع تقلید و استاد درس خارج حوزه علمیه قم.
|
# واعظ‌زاده بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه کابل.<ref>[https://mfabbehsud.com/زندگی-نامه-آیت-الله-العظمی-واعظ-زاده-به/ «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله واعظ‌زاده بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
|-
# محمدهاشم صالحی - معروف به مدرس، فقیه، استاد حوزه علمیه در کابل و رئیس فعلی شورای علمای شیعه افغانستان.<ref>ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.</ref>
|آغی یزدان‌بخش
 
|رزمنده
=== رهبران سیاسی و نظامی ===
|همسر و همراه رزمی میر یزدان‌بخش
# میر یزدان‌بخش بهسودی - رهبر مقاومت هزاره‌ها در سدهٔ نوزدهم در دورهٔ سلطنت دوست محمدخان.
| -
# آغی یزدان‌بخش - همسر و همراه رزمی میر یزدان‌بخش.
|-
# میر محمدعظیم بیگ - اولین رهبر قیام کنندگان مردم هزاره در دورهٔ سلطنت عبدالرحمان.
|میر محمدعظیم بیگ
# فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت.
|رهبر قیام
# [[ابراهیم گاوسوار]] - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه.
|اولین رهبر قیام‌کنندگان هزاره در دورهٔ سلطنت عبدالرحمان
# [[سید علی بهشتی ورسی|سیدعلی بهشتی]] - رهبر سیاسی و مذهبی و رئیس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان.
|
# [[سلطان‌علی کشتمند]] - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخست‌وزیر در زمان حاکمیت شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق.
|-
# [[عبدالعلی مزاری]] - از چهره‌های مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان.
|فتح محمدخان بهسودی
# محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزاره‌جات در دورهٔ عبدالرحمان.
|فعال سیاسی
# خداداد هزاره - فرماندهٔ مشهور نظامی.
|زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت
# اسدالله نکته‌دان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه.
| -
# محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان.
|-
# محمدحسین صادقی نیلی - یکی از بنیانگذار حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.</ref>
|ابراهیم گاوسوار
# محمدکریم خلیلی - سیاست‌مدار و رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان.<ref>شفایی، جریان‌شناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.</ref>
|رهبر قیام مسلحانه
# محمد محقق - رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=122974 «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وب‌سایت روزنامه افغانستان ما.]</ref>
|رهبری قیام علیه مالیات‌های سنگین در دورهٔ ظاهرشاه
# سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوق‌دان، معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی افغانستان.<ref>[https://didpress.com/سرور-دانش-حزب-عدالت-و-آزادی-افغانستان/ «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید.]</ref>
|
# محمد اکبری - یکی از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و رئیس فعلی حزب حراست اسلامی افغانستان.<ref>[http://www.wolesi.website/pvd/showdoc.aspx?Id=3223سایت «استاد محمد اکبری»، وب‌سایت ولسی‌جرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان.]</ref>
|-
 
|سیدعلی بهشتی
=== نویسندگان و مورخان ===
|رهبر سیاسی و مذهبی
# [[محمد افضل ارزگانی|محمدافضل ارزگانی]] - عالم دین، تاریخ‌نگاری و نویسندهٔ کتاب مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول.<ref>جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بین‌الملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاست)، 1401ش، ج3، ص386.</ref>
|رئیس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان
# [[فیض‌محمد کاتب هزاره]] - عالم دین، تاریخ‌نگاری و نویسندهٔ سراج التواریخ.
| -
# احمد وحید پولادی - روحانی و نویسندهٔ تاریخ هزاره.
|-
# محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامه‌نگار.
|سلطان‌علی کشتمند
# [[اسماعیل مبلغ|محمد اسماعیل مبلغ]] - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر شاه.
|اقتصاددان، سیاستمدار
# شاه علی‌اکبر شهرستانی - پروفسور ادبیات و هنر در دانشگاه کابل.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|نخست‌وزیر در زمان حاکمیت شاخهٔ پرچم از حزب دموکراتیک خلق
# [[حسین‌علی (حاج کاظم) یزدانی|حاج کاظم یزدانی]]- تاریخ‌نگار و نویسندهٔ تاریخ.<ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ «زندگی‌نامه مختصر استاد حسین‌علی (حاج کاظم یزدانی)»، وب‌سایت  مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
|
# [[بصیراحمد دولت‌آبادی]] - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.<ref>دانش، «نگاهی به ویژگی‌های فرهنگی و شخصیتی دولت‌آبادی»، 1402ش، ص9.</ref>
|-
 
|عبدالعلی مزاری
=== دانشگاهیان و متخصصان برجسته ===
|رهبر سیاسی و جهادی
# عبدالوحید سرابی - اقتصاددان و استاد دانشگاه کابل.
|اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان
# احمدعلی خان جاغوری - جغرافیدان برجستهٔ هزاره.
| -
# امیرشاه حسین‌یار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری.
|-
# امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های آمریکایی.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|محمدحسین هزاره
 
|رئیس هزاره‌جات
=== مشاهیر هزاره در پاکستان ===
|رئیس قدرتمند هزاره‌جات در دورهٔ ظاهرشاه
# سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی.
|
# کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان.
|-
# برکت‌علی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان.
|خداداد هزاره
# شربت‌علی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان.
|فرمانده نظامی
# محمد اسحاق‌خان - فعال سیاسی و نماینده مجلس پاکستان غربی.
|از فرماندهان مشهور نظامی
# خدانظر قنبری - نویسنده و فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان.
| -
# محمداسحاق بیگ - قهرمان بدنسازی و دارندهٔ عنوان مرد پاکستان (1957).<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|-
 
|اسدالله نکته‌دان
=== زنان مشهور هزاره ===
|فعال سیاسی
[[پرونده:قوم هزاره۵.jpg|جایگزین=شکردخت جعفری دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان|بندانگشتی|شکردخت جعفری دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان]]
|مؤسس مکتب توحید در دورهٔ ظاهرشاه
# [[شیرین هزاره]] - دختر دلیر، مبارز و فرماندهٔ گروهی از زنان مقاوم به‌نام [[چهل دختران هزاره|چهل دختران]]، در زمان عبدالرحمان خان در ارزگان.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=19362 زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وب‌سایت هزاره انترنشنال.]</ref>
|
# [[حبیبه سرابی]] {{درشت|-}} سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.<ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref>
|-
# [[سیما سمر]] - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان.<ref>[https://www.asriran.com/fa/news/139001/سیما-سمر-بار-دیگر-نامزد-جایزه-صلح-نوبل-شد «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وب‌سایت عصر ایران.]</ref>
|محمدعسکر قاضی
# شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهره‌های شیشه‌ای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا در ۲۰۱۶م و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری که اختراعش تحولی در روش‌های پرتودرمانی ایجاد کرده است.<ref>[https://daikondi.blog.ir/1398/09/08/دختری-دایکندی-دستگاهی-برای-کمک-به-درمان-سرطان-اختراع-و-وارد-بازارکرد «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاع‌رسانی دایکندی.]</ref>
|رهبر روحانی
|رهبری جنگ علیه عبدالرحمان
| -
|-
|محمدحسین صادقی نیلی
|بنیانگذار حزب
|از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان
| <ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.</ref>
|-
|محمدکریم خلیلی
|سیاستمدار
|رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان
| <ref>شفایی، جریان‌شناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.</ref>
|-
|محمد محقق
|رهبر سیاسی
|رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان
| <ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=122974 «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وب‌سایت روزنامه افغانستان ما.]</ref>
|-
|سَروَر دانش
|سیاستمدار، حقوق‌دان
|معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی
| <ref>[https://didpress.com/سرور-دانش-حزب-عدالت-و-آزادی-افغانستان/ «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید.]</ref>
|-
|محمد اکبری
|بنیانگذار حزب
|از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی و رئیس حزب حراست اسلامی
| <ref>[http://www.wolesi.website/pvd/showdoc.aspx?Id=3223سایت «استاد محمد اکبری»، وب‌سایت ولسی‌جرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان.]</ref>
|-
|محمدافضل ارزگانی
|عالم دین، تاریخ‌نگار
|نویسندهٔ کتاب مختصر المنقول فی تاریخ هزاره و مغول
| <ref>جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بین‌الملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاست1401ش، ج3، ص386.</ref>
|-
|فیض‌محمد کاتب هزاره
|عالم دین، تاریخ‌نگار
|نویسندهٔ کتاب سراج التواریخ
| -
|-
|احمد وحید پولادی
|روحانی و نویسنده
|نویسندهٔ کتاب تاریخ هزاره
| -
|-
|محمدعیسی غرجستانی
|نویسنده و روزنامه‌نگار
| -
| -
|-
|محمد اسماعیل مبلغ
|فیلسوف، نویسنده
|نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در دورهٔ ظاهرشاه
|
|-
|شاه علی‌اکبر شهرستانی
|استاد ادبیات و هنر
|پروفسور دانشگاه کابل
| <ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|-
|حاج کاظم یزدانی
|تاریخ‌نگار و نویسنده
|نویسندهٔ آثار تاریخی
| <ref>[https://mfabbehsud.com/خلاصه-ای-از-زندگی-نامه-حاج-کاظم-یزدانی/ «زندگی‌نامه مختصر استاد حسین‌علی (حاج کاظم یزدانی)»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref>
|-
|بصیراحمد دولت‌آبادی
|فعال فرهنگی و نویسنده
|از نویسندگان سرشناس افغانستان
| <ref>دانش، «نگاهی به ویژگی‌های فرهنگی و شخصیتی دولت‌آبادی»، 1402ش، ص9.</ref>
|-
|عبدالوحید سرابی
|اقتصاددان
|استاد دانشگاه کابل
| -
|-
|احمدعلی خان جاغوری
|جغرافیدان برجسته
|از جغرافیدانان نام‌آور هزاره
| -
|-
|امیرشاه حسین‌یار
|استاد دانشگاه
|متخصص جنگلداری
| -
|-
|امیرشاه جاغوری
|مهندس ساختمان
|فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های آمریکا
| <ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|-
|سیدحسین
|سناتور
|فعال سیاسی و نظامی
| -
|-
|کاپیتان غلام محمد
|فعال سیاسی
|نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان
| -
|-
|برکت‌علی
|افسر ارشد نظامی
|ارتش پاکستان
| -
|-
|شربت‌علی چنگیری
|مارشال نیروی هوایی
|نیروی هوایی پاکستان
| -
|-
|محمد اسحاق‌خان
|فعال سیاسی
|نمایندهٔ مجلس پاکستان غربی
| -
|-
|خدانظر قنبری
|نویسنده و فعال فرهنگی
|فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان
| -
|-
|محمداسحاق بیگ
|قهرمان بدنسازی
|دارندهٔ عنوان «مرد پاکستان» (۱۹۵۷)
| <ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.</ref>
|-
|شیرین هزاره
|مبارز و فرمانده
|فرماندهٔ گروه «چهل دختران» در مقاومت در دورهٔ عبدالرحمان خان در ارزگان
|<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=19362 زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وب‌سایت هزاره انترنشنال.]</ref>
|-
|حبیبه سرابی
|سیاستمدار
|نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان
| <ref>[https://www.awna.af/1395/10/19/نخبگان-سیاسی-زن؛-۱۰-چهره-تاثیرگذار-بر-س/ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.]</ref>
|-
|سیما سمر
|پزشک، فعال حقوق بشر
|نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی
| <ref>[https://www.asriran.com/fa/news/139001/سیما-سمر-بار-دیگر-نامزد-جایزه-صلح-نوبل-شد «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وب‌سایت عصر ایران.]</ref>
|-
|شکردخت جعفری
|دانشمند و مخترع
|مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان با مهره‌های شیشه‌ای (افزایش دقت درمان تا ۵۰٪)، برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا (۲۰۱۶م) و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری
| <ref>[https://daikondi.blog.ir/1398/09/08/دختری-دایکندی-دستگاهی-برای-کمک-به-درمان-سرطان-اختراع-و-وارد-بازارکرد «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاع‌رسانی دایکندی.]</ref>
|}


== نسل‌کشی هزاره‌ها ==
== نسل‌کشی هزاره‌ها ==
خط ۴۵۷: خط ۵۹۰:
قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهه‌های اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بوده‌اند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسل‌کشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان می‌دانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتل‌عام کرده و بر اساس فرامین او، طی سال‌های طولانی، مردم هزاره را به‌عنوان برده خرید و فروش می‌کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>
قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهه‌های اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بوده‌اند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسل‌کشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان می‌دانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتل‌عام کرده و بر اساس فرامین او، طی سال‌های طولانی، مردم هزاره را به‌عنوان برده خرید و فروش می‌کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>


پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزاره‌های شیعه در ولایت مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این ولایت کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکه‌اولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروه‌های هزاره، آمار کشته‌ها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کرده‌اند.
پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزاره‌های شیعه در مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این منطقه کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکه‌اولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروه‌های هزاره، آمار کشته‌ها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کرده‌اند.


همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفته‌اند.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسل‌کشی هراس دارند؟»، وب‌سایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا، نسبت به کشتارهای هدفمند، طی این سال‌ها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بین‌المللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>
همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگ‌بارتری قرار گرفت.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسل‌کشی هراس دارند؟»، وب‌سایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا به کشتارهای هدفمند، طی این سال‌ها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بین‌المللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>


حملات صورت‌گرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از:
حملات صورت‌گرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از:
خط ۴۷۸: خط ۶۱۱:
# انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانش‌آموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش.
# انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانش‌آموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش.


در ۱۴۰۱ش، نسل‌کشی هزاره‌ها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاه‌های خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولت‌های افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.</ref>
در ۱۴۰۱ش، نسل‌کشی هزاره‌ها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاه‌های خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولت‌های افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.</ref> در مقابل، برخی شخصیت‌های هزاره برای احیای هویت هزاره تلاش کرده‌اند، ازجمله: فیض‌محمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref>


== احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره ==
== احزاب و تشکل‌های سیاسی ==
[[پرونده:قوم هزاره۳.jpeg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]]
هزاره‌های افغانستان از دههٔ ۱۳۲۰ش احزاب و تشکل‌های سیاسی متعددی را تأسیس کرده‌اند.
پس از نسل‌کشی سیستماتیک هزاره‌ها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیض‌محمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref>


== احزاب و تشکل‌های سیاسی هزاره ==
==== احزاب و تشکل‌های سیاسی قوم هزاره ====
[[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]]
{| class="wikitable"
فعالیت‌های گروه‌های سیاسی هزاره در قالب‌های نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمی‌گردد و در این قسمت به برخی از مهم‌ترین احزاب و ائتلاف‌های هزاره‌ها پرداخته می‌شود.
!نام حزب/تشکل
 
!سال تأسیس
=== حزب ارشاد ===
!بنیانگذاران/رهبران
سید اسماعیل بلخی از چهره‌های برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت می‌کرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه می‌کرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای نقشهٔ عملیاتی ناموفق بود و به دستگیری بلخی و یارانش منجر شد، اما گفتمان عدالت‌خواه او ادامه یافت.<ref>خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref>
!گرایش فکری و اهداف
 
!توضیحات
=== سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان ===
|-
در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشه‌های بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علی‌اصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالت‌خواه در دههٔ قانون اساسی، منجر به شکل‌گیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به مجاهدین مستضعفین افغانستان، شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نام‌های پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا) و سازمان مجاهدین ملی (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامهٔ فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان سازمان مجاهدین مستضعفین، مبارزه می‌کرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته می‌شود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ش به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر [[آیت‌الله طالقانی]] و [[علی شریعتی]] بود و با [[حزب توده]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهت‌هایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاه‌های این جریان به‌کار می‌رفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپ‌گرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها به‌عنوان جریان التقاطی، سوق داد.<ref>خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref>
|اتحاد سری/حزب ارشاد
 
|۱۳۲۹ش
=== سازمان نصر ===
|سید اسماعیل بلخی، سیدعلی گوهر غوربندی، محمدابراهیم شهرستانی (گاوسوار)
سازمان نصر یک جریان اسلام‌گرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیت‌های فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامن‌علی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشه‌های دکتر علی شریعتی و آیت‌الله طالقانی بود، به‌ویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار می‌داد و گاهی به درگیری‌های نظامی منجر می‌شد.
|براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی، عدالت و نظام جمهوری
 
|گفتمان عدالت‌خواهی؛ به دلیل افشای نقشه، ناموفق بود و بلخی دستگیر شد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref><ref>خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref>
فعالیت‌های سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما به‌تدریج جنبهٔ سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیت‌های سیاسی و نظامی است و به‌همین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند پیام مستضعفین و حبل‌الله، اهمیت زیادی می‌دادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروه‌های روشنفکر شیعه در نحوهٔ مواجههٔ آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیت‌های خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاه‌های فقهی امام خمینی را به‌عنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار می‌دادند و به خط امامی معروف بودند. با این حال، کاملاً از تفاوت‌های ماهوی جامعهٔ افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref>
|-
 
|سازمان جوانان اسلام
=== شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان ===
|۱۳۳۱ش
شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که به‌عنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعه‌نشین هزاره در مرکز افغانستان عمل می‌کرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزهٔ مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد [[سید ابوالقاسم خویی]] قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیهٔ تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزاره‌نشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراط‌گرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمی‌دانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا به‌دلیل انشعابات و درگیری‌های داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref>
|میر علی‌اصغر شعاع
 
|تحت تأثیر اندیشه‌های بلخی
=== پاسداران جهاد اسلامی افغانستان ===
|پس از دستگیری رهبر، منحل شد.
در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان الگو الهام می‌گرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت می‌کرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، به‌سرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه می‌کردند، زیرا معتقد بودند که تصفیهٔ این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref>
|-
 
|مجاهدین مستضعفین افغانستان
=== حرکت اسلامی افغانستان ===
|از ۱۳۴۷ش
[[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]]
| -
حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتون‌های شیعه و بخشی از هزاره‌ها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروه‌های شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. گرچه این حزب در ایران تأسیس شد، اما در دوران جهاد علیه شوروی، روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشت و بیشتر مورد حمایت مالی و سیاسی پاکستان و حامیان غربی مجاهدین قرار می‌گرفت.
|اسلام انقلابی، توحید، جهاد، شهادت، عدالت
 
|ابتدا با نام‌های پاسداران اسلامی، سازمان مجاهدین ملی و سپس مجاهدین مستضعفین فعالیت کرد؛ متأثر از امام خمینی، طالقانی و شریعتی.<ref>خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref>
تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و نظریهٔ سیاسی امام خمینی بود؛ رهبر آن خود را صاحب نظر و فتوا در این زمینه می‌دانست. اهداف گفتمانی این حزب شامل ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس قرآن، سنت و عقل، برقراری نظام اقتصادی اسلامی، تأمین آزادی بر مبنای اسلام، رسمیت مذهب جعفری در کنار حنفی، رسمیت دو زبان پشتو و فارسی، برابری حقوق زنان و مردان، پایه‌گذاری سیاست خارجی بر اساس همزیستی مسالمت‌آمیز، تشکیل ارتش منظم ملی، حضور شیعیان در دولت و توزیع عادلانهٔ بیت‌المال بود. حزب حرکت اسلامی نیز مانند سایر گروه‌ها، فعالیت‌های فرهنگی از جمله انتشار نشریات و ساخت حوزهٔ علمیه و پرورش طلاب را در دستور کار داشت و پس از پیروزی مجاهدین، با دولت اسلامی ربانی همکاری کرد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref>
|-
 
|سازمان نصر
=== حزب اسلامی رعد افغانستان ===
|۱۳۵۸ش
در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکته‌دان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت می‌کرد، سپس دامنهٔ فعالیت خود را گسترش داد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref>
|عبدالعلی مزاری، ضامن‌علی واحدی و دیگر علمای مقیم کابل، نجف، قم و مشهد
 
|اسلام انقلابی، مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار، عدالت و حمایت از مستضعفین
=== سازمان فلاح اسلامی افغانستان ===
|متأثر از اندیشه‌های شریعتی، طالقانی و امام خمینی؛ فعالیت‌های فرهنگی مانند انتشار نشریات پیام مستضعفین و حبل‌الله؛ پذیرش ولایت فقیه.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref>
در ۱۳۵۹ش از شورای اتفاق جدا شد و به‌صورت مستقل فعالیت خود را ادامه داد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.</ref>
|-
 
|شورای اتفاق انقلابی اسلامی
=== جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان ===
|شهریور ۱۳۵۸ش
در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، اتحادیهٔ علما و نهضت روحانیت و جوان تشکیل شد؛ اما دوام چندانی نداشت.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref>
|سیدعلی بهشتی
 
|ایجاد حکومت اسلامی و مبارزه مسلحانه
=== جبهه آزادی‌بخش انقلاب اسلامی افغانستان ===
|حکومت خودمختار بر مناطق هزاره‌نشین؛ به دلیل تناقضات گفتمانی و درگیری‌های داخلی، از ۱۳۶۴ش مشروعیت خود را از دست داد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref>
حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه نشریهٔ عاشورا را منتشر می‌کرد که پس از چهار شماره متوقف و جبهه نیز منحل شد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref>
|-
 
|پاسداران جهاد اسلامی افغانستان
=== ائتلاف چهارگانه ===
|۱۳۶۱ش
در ۱۳۶۴ش از اتحاد جبههٔ متحد انقلاب اسلامی، سازمان نصر افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و نهضت اسلامی افغانستان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری سخنگوی این ائتلاف بود که عمر کوتاهی داشت و از هم پاشید.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref>
|جمعی از علما و روحانیون
 
|پیروی از ولایت فقیه و الگوگیری از جمهوری اسلامی ایران
=== شورای ائتلاف اسلامی افغانستان ===
|با انشعاب از شورای اتفاق؛ به خط امامی شهرت داشت و از حمایت رسمی ایران برخوردار بود.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref>
در ۱۳۶۵ش تشکیل و در بهار ۱۳۶۶ش اعلام موجودیت کرد. این شورا از هشت گروه شامل سازمان نصر افغانستان، جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان، حزب‌الله افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان، سازمان نیروی اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان و دعوت اسلامی افغانستان تشکیل شده بود.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.</ref>
|-
 
|حرکت اسلامی افغانستان
=== حزب وحدت اسلامی ===
|فروردین ۱۳۵۸ش
در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری به‌عنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعه‌نشین را به‌دست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخه‌های متعدد از جمله جناح‌های خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص473-478.</ref>
|شیخ محمد آصف محسنی
|جمهوری اسلامی بر اساس قرآن و سنت، رسمیت مذهب جعفری، برابری حقوق زنان و مردان، توزیع عادلانه بیت‌المال
|عدم پذیرش ولایت فقیه؛ حمایت مالی و سیاسی از سوی پاکستان و غرب؛ همکاری با دولت ربانی پس از پیروزی مجاهدین.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref>
|-
|حزب اسلامی رعد افغانستان
|۱۳۳۸ش
|سید اسدالله نکته‌دان
|فعالیت فرهنگی و سیاسی، سپس گسترش دامنه فعالیت
|<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref>
|-
|سازمان فلاح اسلامی افغانستان
|۱۳۵۹ش
| -
|مستقل از شورای اتفاق
|با انشعاب از شورای اتفاق شکل گرفت.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.</ref>
|-
|جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان
|۱۳۵۸ش
|ائتلاف شش گروه شیعه
|ائتلاف گروه‌های شیعه
|دوام چندانی نداشت.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref>
|-
|جبهه آزادی‌بخش انقلاب اسلامی افغانستان
|حدود ۱۳۵۹ش
|ائتلاف ۱۰ گروه شیعه
|ائتلاف گسترده‌تر شیعیان
|نشریهٔ عاشورا را منتشر کرد؛ پس از چهار شماره منحل شد.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref>
|-
|ائتلاف چهارگانه
|۱۳۶۴ش
|سازمان نصر، پاسداران جهاد، جبهه متحد، نهضت اسلامی
|اتحاد موقت
|سخنگو: عبدالعلی مزاری؛ عمر کوتاه داشت.<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref>
|-
|شورای ائتلاف اسلامی افغانستان
|۱۳۶۵–۱۳۶۶ش
|هشت گروه شیعه (نصر، جبهه متحد، حزب‌الله، حرکت، پاسداران، نیروی اسلامی، نهضت، دعوت)
|اتحاد گسترده گروه‌های شیعه
|<ref>دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.</ref>
|-
|حزب وحدت اسلامی افغانستان
|۱۳۶۸ش
|هفت حزب اصلی (نصر، پاسداران، نهضت، جبهه متحد، نیروی اسلامی، دعوت، شورای اتفاق)
|اتحاد شیعیان، عدالت، مقاومت
|دبیرکل اول: عبدالعلی مزاری؛ پس از شهادت وی، محمدکریم خلیلی رهبری را بر عهده گرفت. بعدها به شاخه‌های متعدد (خلیلی، محقق، اکبری، عرفانی) تقسیم شد.<ref>پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص473-478.</ref>
|}


== پانویس ==
== پانویس ==

نسخهٔ کنونی تا ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۴۳

قوم هزاره
یک مرد هزاره در حال نماز
یک مرد هزاره در حال نماز


قوم هزاره؛ از اقوام بومی و فارسی‌زبان افغانستان.

قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل افغانستان با پیشینهٔ کهن تاریخی است که به‌طور عمده در مناطق مرکزی با نام هزاره‌جات یا هزرستان زندگی می‌کنند و به گویش هزارگی از زبان فارسی سخن می‌گویند. اکثریت هزاره‌ها شیعه اثنی‌عشری هستند، اما اقلیت‌های شیعهٔ اسماعیلی و اهل‌سنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوه‌بر افغانستان، در ایران، پاکستان و آسیای میانه سکونت دارند و امروزه به‌دلیل مهاجرت، در کشورهای اروپایی، روسیه، آمریکا و ترکیه نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونت‌آمیزی علیه هزاره‌ها انجام داد که به نسل‌کشی و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهه‌های اخیر، هزاره‌ها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت طالبان در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبه‌رو شدند.

نام‌گذاری

واژهٔ «هزاره» در زبان فارسی به‌معنای هزار است. برخی پژوهشگران وجه تسمیهٔ این قوم را به سکونت آنان در سرزمینی با هزاران چشمه، نهر، دره و کوه نسبت داده‌اند و برخی دیگر آن را نشانهٔ جمعیت بسیار و توانایی تأمین هزار سوارکار برای قشون شاهی دانسته‌اند.[۱]

در دایرةالمعارف آمریکانا، از این قوم با عنوان خزاره یاد شده که به دریای خزر اشاره دارد؛ دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز هزاره‌ها را ساکنان مناطق ولگا و قفقاز معرفی کرده و بر اثرپذیری این نام از دریای خزر تأکید دارد.[۲]

محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه کابل، با استناد به باور آریایی‌ها به هفت کشورِ آفریده‌شده، سرزمین «اَرِزَهی» را در اوستا (که شش بار از آن یاد شده) به‌معنای کشت‌زار و چراگاه می‌داند. از آنجا که مردم برخی مناطق هزاره در گویش خود را «اَزرَه» می‌نامند، کارشناسان این واژه را تغییریافتهٔ «اَرِزَه» دانسته‌اند که با موقعیت جغرافیایی کنونی هزاره‌ها هم‌خوانی دارد.[۳]

تبارشناسی

دربارهٔ تبار هزاره‌ها، دو دیدگاه کلی وجود دارد: گروهی آنان را ساکنان بومی افغانستان می‌دانند و گروهی دیگر آنان را ساکنان جدید این سرزمین به‌شمار می‌آورند.

دیدگاه بومی‌بودن هزاره‌ها

پژوهشگران برای اثبات بومی‌بودن هزاره‌ها، به دو دسته شواهد استناد کرده‌اند:

شواهد زبان‌شناختی: مطالعات نشان می‌دهد که هزاره‌ها از اقوام بومی افغانستان هستند. جی.پی. فریره، پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارش‌های کوئیتوس کورتیوس (مورخ یونانی)، حضور این قوم را از دورهٔ اسکندر مقدونی تأیید کرده است. عبدالحی حبیبی با ارائهٔ شواهد زبان‌شناختی، این نظریه را تقویت کرده و نام «هزاره» را محدود به مرکز افغانستان نمی‌داند، بلکه آن را به مردمان مناطق گسترده‌تری از ماهوبون تا کشمیر نسبت می‌دهد. به باور وی، گویش هزارگی ریشه‌های هندو-ایرانی دارد و با زبان‌های مغولی یا تاتاری ارتباطی ندارد. گزارش‌های سیاحان چینی مانند هیوان‌تسونگ نیز از حضور هزاره‌ها با نام‌های محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. همچنین تحلیل واژه‌شناختی نشان می‌دهد که اصطلاح «هزاره» از واژهٔ آریایی «خوش‌دل» مشتق شده و ربطی به اصطلاح نظامی مغولی «مینگ» ندارد. حضور هزاره‌ها در آن سوی رود سند (که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند) نیز نظریهٔ بازماندگان مغول را رد می‌کند.[۴]

شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی: سیدعسکر موسوی در کتاب «هزاره‌های افغانستان» با بررسی شواهد باستان‌شناختی و مردم‌شناختی، بر این باور است که هزاره‌ها از دیرباز در منطقهٔ هزاره‌جات سکونت داشته‌اند. شواهد باستان‌شناسی در بامیان نشان می‌دهد که سکونت جوامعی با ویژگی‌های فیزیکی مشابه هزاره‌های امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمی‌گردد؛ به‌ویژه در نقاشی‌های دیواری و مجسمه‌های بودایی دورهٔ کوشانیان (قرن دوم میلادی) قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در قرن سوم پیش‌از میلاد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دورهٔ یفتلی‌ها (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی و حکمرانی نزدیک به هزار سالهٔ سلسله‌های ترک آسیای مرکزی، تأثیرات زبانی و اجتماعی برجای نهاده که در گویش و فرهنگ هزاره‌های امروزی و نیز در شاهنامهٔ فردوسی، قابل ردیابی است.[۵]

دیدگاه جدید بودن سکونت هزاره‌ها در افغانستان

برخی پژوهشگران با استناد به ویژگی‌های ظاهری و شیوه‌های رزمی، هزاره‌ها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغول‌ها دانسته‌اند.[۶] برخی پیدایش هزاره‌ها را به کوچ ایل نیکودر، شاهزاده جغتایی، مرتبط می‌دانند. گروهی آنان را آمیزه‌ای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی می‌پندارند و به واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارند. برخی نیز هزاره‌ها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، پشتون و تاجیک تصور می‌کنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی و مذهبی با هیچ‌یک شباهت کامل ندارند. عده‌ای هم هزاره‌ها و ایماق‌ها را در اصل یک قوم می‌دانند که پس از گرایش به اسلام از هم جدا شده‌اند، اما آداب‌ورسوم آنان مشابه باقی مانده است.[۷]

رد نظریه جدید بودن سکونت هزاره‌ها

به باور بسیاری از محققان ازجمله سیدعسکر موسوی، فرضیهٔ مغولی‌بودن هزاره‌ها فاقد مستندات محکم تاریخی است و عمدتاً بر فرضیات و مشابهت‌های ظاهری استوار است. دلایل رد این نظریه عبارت‌اند از:

  • نیروهای چنگیز پس از فتوحات به وطن اصلی خود بازمی‌گشتند و به‌صورت انبوه در مناطق فتح‌شده ساکن نمی‌شدند.
  • مغولان مناطق حاصل‌خیزتر را برای اسکان ترجیح می‌دادند، نه نواحی کوهستانی و صعب‌العبور هزاره‌جات را.
  • در افغانستان گروه‌های کوچکی با نام مغول وجود دارند که از هزاره‌ها متمایز هستند.
  • هیچ هزاره‌ای به زبان مغولی تکلم نمی‌کند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد.
  • هیچ سند معتبری دال بر دستور چنگیز یا فرماندهانش برای اسکان در هزاره‌جات وجود ندارد.[۸]

عبدالحی حبیبی نیز در مقاله‌ای (۱۳۴۱ش) با استناد به شواهد تاریخی، هزاره‌ها را دارای پیشینه‌ای بسیار کهن‌تر از دورهٔ مغول می‌داند؛ حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنه‌های کشمیر نیز گروه‌هایی با نام هزاره حضور داشته‌اند، در حالی که چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.[۹]

هزاره‌جات

دختران هزاره از غزنی
دختران هزاره از غزنی

قلمرو هزاره‌جات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته می‌شد و در شاهنامهٔ فردوسی به‌عنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهش‌های معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب بلخ و از غرب کابل تا زابلستان و شرق هرات امتداد داشت.[۱۰] این منطقه به‌دلیل قرارگیری در مسیر جادهٔ ابریشم، از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ خراسان بزرگ، این ناحیه، غرجستان نامیده می‌شد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان می‌دانند. اصطلاح هزاره‌جات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰م) رواج یافت.[۱۱]

قلمرو هزاره‌ها در این دوره شامل ولایت‌های میدان وردک، غزنی، ارزگان، زابل، قندهار، هلمند تا مرز هرات، نیمروز، بادغیس، فراه، بامیان، دایکندی، غور، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ و سرپل بود.[۱۲] برخی پژوهشگران مرزهای تاریخی آن را تا بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد داده‌اند.[۱۳]

پس از سرکوب قیام هزاره‌ها (۱۸۹۳م) توسط عبدالرحمان‌خان، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی حاصلخیز آنان به تصرف درآمد و مهاجرت اجباری از مناطق ارزگان، غزنی، زابل، قندهار، بلوچستان، هرات، میدان وردک، کابل، هلمند و ننگرهار رخ داد. شواهد این حضور دیرینه، روستاهای هزارگی، قلعه‌ها و قبرستان‌های تاریخی باقی‌مانده است.[۱۴] اگرچه برخی ساکنان فعلی به حقوق تاریخی هزاره‌ها اذعان دارند،[۱۵] فشار برای جابه‌جایی اجباری تا دورهٔ معاصر ادامه یافت؛ برای مثال هزاره‌های باغچار ارزگان در ۱۳۸۹ش سرزمین خود را از دست دادند.[۱۶]

امروزه تمرکز اصلی هزاره‌ها در مناطق مرکزی افغانستان است، اما گروه‌هایی از آنان در تَخار، جوزجان، فاریاب، پنجشیر، نَنگرهار،[۱۷] قُندوز، بَدَخشان،[۱۸] هرات،[۱۹] پَکتیکا، پَکتیا، خوست[۲۰] و لَغمان نیز حضور دارند.[۲۱]

ویژگی‌های اقلیمی و جغرافیایی

هزاره‌جات، سردسیر با زمستان‌های طولانی و بارش‌های سنگین برف است[۲۲] و مراتع غنی برای دامداری دارد.[۲۳] در این منطقه جنگل وجود ندارد و مردم با پرورش درختان چنار، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در نجاری، ساخت‌وساز و سوخت تأمین می‌کنند. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر ۲۱۱ گونهٔ گیاهی از این منطقه جمع‌آوری و در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.[۲۴]

هزاره‌جات سرچشمهٔ رودخانه‌های کابل (گذرگاه اونی)، ارغنداب (سنگ‌ماشه)، هیرمند (حوزهٔ غوربند)، هریرود (لعل و سرجنگل)، مرغاب، بلخاب و کندز است که موقعیت راهبردی آن را در تأمین منابع آب شیرین افغانستان تثبیت کرده است.[۲۵] رشته‌کوه‌های اصلی آن شامل سلسله‌کوه‌های بابا (از بامیان تا ۲۰۰ کیلومتر به سمت غرب)، سفیدکوه، سیاه‌کوه، تیربند ترکستان، سنگ‌شانده، کوه‌دامن، پس‌کوه، پیتاب، هزاردره، حاجی‌گک، درزه‌درختان و بند امیر است[۲۶] که برخی در ادبیات شفاهی و هنرهای دستی مردم ستایش شده‌اند.[۲۷]

هزارجات دارای ذخایر معدنی غنی از جمله گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ است.[۲۸] بزرگ‌ترین معدن آهن در حاجی‌گک (مرز بهسود و بامیان) و بزرگ‌ترین منابع ذغال‌سنگ در بامیان، دره‌صوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.[۲۹]

مردان هزاره ۱۸۴۰ (میلادی) - شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون
مردان هزاره در حدود ۱۸۴۰م در روستاهای غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون

طبیعت و میراث فرهنگی

میراث فرهنگی و تاریخی ملموس هزارجات شامل قلعه‌ها و مجسمه‌های بودا، شهر ضحاک و شهر غلغله در بامیان، شهر بربر و قلعهٔ چهل‌برج (با بیش از ۳۰۰ برج) در یکه‌ولنگ، دو کتیبهٔ هفتالیت ارزگان (کشف ۱۹۵۳م)، کافرقلعه (دژ سنگی در نزدیکی ترینکوت)، نقاشی‌های صخره‌ای جاغوری (شامل تصاویر بز کوهی و صحنهٔ نبرد) و تپهٔ شاه‌قورغان در اجرستان زابل است.[۳۰] منار جام در ولایت غور نیز از میراث‌های فرهنگی این منطقه محسوب می‌شود.[۳۱]

بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، شامل پنج دریاچهٔ کوچک به نام‌های بند هیبت (بند امیر)، بند قنبر، بند غلامان، بند ذوالفقار و بند پنیر است. بر اساس باور محلی، امام علی برای مهار جریان آب در این مکان حاضر شده و به همین دلیل به «قدمگاه حضرت علی» شهرت یافته است. آب دریاچه‌ها از طریق دیواره‌های طبیعی به‌صورت آبشار سرازیر می‌شود و منبع تغذیهٔ رودخانهٔ یکه‌اولنگ است. این مجموعه توسط کوه‌های بلند احاطه شده و مملو از ماهی‌های گوناگون است.[۳۲] تپهٔ اژدها در بامیان، دریاچهٔ ناور و کوه عروس (بلندترین قلهٔ بابا) از دیگر مناظر طبیعی هزارجات هستند.[۳۳]

غارهای طبیعی منطقه شامل سنگ‌خانه در کوه‌برون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه،[۳۴] غار منته‌گک در یکه‌اولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، و غار فریدون (یادشده در شاهنامه) در شهیدان بامیان است که هرکدام دارای افسانه‌های محلی هستند.[۳۵]

جمعیت‌شناسی

فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار
فیض‌محمد کاتب نویسنده و تاریخ‌نگار

درباره جمعیت هزاره‌ها تاکنون سرشماری دقیقی انجام نشده و تمامی آمارهای موجود، گمانه‌زنی‌های پژوهشگران است. فیض‌محمد کاتب در ۱۳۰۶ش، جمعیت آنان را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد.[۳۶] حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، این رقم را ۳ میلیون[۳۷] و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران ایران و پاکستان، جمعیت را حدود ۴ میلیون نفر دانست.[۳۸] بصیراحمد دولت‌آبادی نیز تخمین زده که هزاره‌ها حدود ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند.[۳۹]

ساختار اجتماعی

قوم هزاره شامل شیعیان، سنیان و اسماعیلیان است و از طوایف گوناگون تشکیل شده است. بسیاری از این طوایف با پیشوند «دای» یا «دی» شناخته می‌شوند و برخی دیگر نیز به‌عنوان طوایف مستقل محسوب می‌گردند. کاظم یزدانی ۲۲ دای را برای هزاره‌ها برشمرده است: دایکلان، دایزنگی، دایچوپان، دایختا، دایپولاد، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، دایکندی، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.[۴۰] همچنین بهسود، جاغوری، جغتو، شیخ‌علی، ترکمنی، محمدخواجه، قره‌باغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچه‌غلام، اُرُزگانی و داهله، از دیگر طوایف مستقل و شناخته‌شدهٔ هزاره‌ها هستند.[۴۱]

ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را می‌توان در چهار سطح زیر دسته‌بندی کرد:

  • خانواده: کوچک‌ترین واحد اجتماعی است که به سه نوع هسته‌ای، گسترده و مرکب تقسیم می‌شود.
  • تُول: چند خانواده، یک واحد بزرگ‌تر به نام «تُول» را تشکیل می‌دهند. هر تُول رئیسی به نام «ملک» دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانواده‌هاست. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی به‌عنوان رئیس تُول شناخته می‌شود.
  • طایفه: چند تُول، یک طایفه را پدید می‌آورند که واحد پیچیده‌تری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تری دارد. هر طایفه رئیسی به نام ارباب یا خان دارد که معمولاً ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانواده‌ها را ایفا می‌کند.
  • قوم: چند طایفه، یک قوم را تشکیل می‌دهند که بالاترین واحد در هرم اجتماعی هزاره‌هاست و شبکه‌ای پیچیده از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می‌شود. در گذشته، هر قوم رهبری مقتدر به نام میر یا سلطان داشت که اختیارات گسترده‌ای در امور قوم خود داشت. برخی از این رهبران، مانند یوسف‌بیگ مالستان، بر چند قوم حکمرانی می‌کردند و از قدرت و نفوذ قابل‌توجهی برخوردار بودند.[۴۲]

تبعیض قومی

در دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م)، حملات نظامی گسترده‌ای علیه قوم هزاره صورت گرفت و سیاست‌های نژادپرستانه به‌صورت سازمان‌یافته علیه هزاره‌ها اعمال شد. پس از قتل‌عام گستردهٔ هزاره‌ها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای برده‌فروشی در کابل و قندهار، زنان و کودکان هزاره را به فروش می‌رساندند. مردان هزاره نیز به بیگاری گماشته می‌شدند.[۴۳] در ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، هزاره‌ها علیه حکومت افغانستان شوریدند.[۴۴] در دوران حکومت امان‌الله، تحولات مهمی رخ داد؛ در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو برده‌داری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم به‌صورت رسمی ممنوع اعلام شد، اما پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن در ساختار افغانستان باقی ماند و هزاره‌ها به مدت یک‌سده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیت‌های اقتصادی بودند.[۴۵]

با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه حکومت کمونیستی در سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، هزاره‌ها نیز در داخل و خارج افغانستان، چندین حزب جهادی تأسیس کردند و پس از مدتی کوشیدند با تأسیس یک حزب قدرت‌مند، جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت کنند.[۴۶] در ۱۳۶۸ش، هزاره‌ها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را ایجاد کردند. عبدالعلی مزاری، به‌عنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان هزاره در سیاست‌های ملی افغانستان اعلام کرد.[۴۷][۴۸]

با روی کار آمدن طالبان، شیعیان هزاره بار دیگر مورد قتل‌عام قرار گرفتند.[۴۹] پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسی‌های قابل توجهی را به‌دست‌ آورند، در حکومت حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت‌دوم ریاست‌جمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. با وجود این، برخی سازمان‌های غیردولتی (NGO)، گزارش‌هایی از بدترشدن وضعیت حقوق شهروندی مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها ارائه داده‌اند.[۵۰] در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از ۱۴۰۰ش، هزاره‌ها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض‌های بسیاری قرار گرفته‌اند.

مهاجرت هزاره‌ها

مهاجرت قوم هزاره ریشه در سیاست‌های تبعیض‌آمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد[۵۱] و در دوره‌های بعدی همچون حکومت دموکراتیک خلق، جنگ‌های داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.[۵۲] عوامل اصلی مهاجرت هزاره‌ها عبارت است از: نسل‌کشی و کوچ اجباری در دورهٔ عبدالرحمان، اختناق سیاسی و حذف مخالفان،[۵۳][۵۴] حفظ مذهب در برابر ارتش شوروی[۵۵] و جنگ‌های داخلی.[۵۶][۵۷] این مهاجرت، گاهی به شهرهای بزرگ در داخل افغانستان[۵۸] و گاهی به کشورهای همسایه و سپس دیگر نقاط جهان صورت گرفته که آخرین موج آن پس از سقوط جمهوری اسلامی در ۱۴۰۰ش رخ داده است.[۵۹] تا سال ۲۰۱۶م، هزاره‌ها در کشورهایی مانند پاکستان، ایران، آلمان، ترکیه، اتریش، استرالیا، سوئد، سوریه، بریتانیا، آمریکا، هلند، کانادا و دانمارک پراکنده بودند.[۶۰][۶۱][۶۲] پس از ۲۰۲۱م، مهاجرت به کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.[۶۳] این گونه از مهاجرت موجب رشد آگاهی‌های سیاسی، مشارکت اجتماعی زنان و شکل‌گیری نهادهای مدنی شده، اما در عین حال چالش‌هایی چون گسست نسلی و تغییر الگوهای فرهنگی را نیز به همراه داشته است.[۶۴]

هزاره‌های شبه‌قارهٔ هند: پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش، هزاره‌ها در مشاغل نظامی و تجاری هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروه‌های بزرگی از غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند و امروزه در شهرهای مختلف پاکستان پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م آنان را به‌عنوان یکی از اقوام رسمی به‌رسمیت شناخت.[۶۵] چهره‌های شاخصی چون ژنرال محمدموسی و قاضی فایز عیسی (رئیس دادگاه عالی پاکستان در ۲۰۲۳م) از این جامعه برخاسته‌اند.[۶۶] هزاره‌های کویته از دههٔ ۱۹۸۰م هدف حملات تروریستی بوده‌اند.[۶۷]

هزاره‌های ایران: حضور هزاره‌ها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمی‌گردد که گروه‌هایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد و بعدها در ساختار نظامی زندیان و قاجاریه نیز نقش داشتند.[۶۸] محمدیوسف خان هزاره (صولت‌السلطنه) از چهره‌های برجستهٔ آنان در دورهٔ مشروطیت بود که در ۱۳۲۲ش کشته شد.[۶۹] هزاره‌های مهاجر پس از دوره عبدالرحمان به‌طور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به تهران و مازندران نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته می‌شد[۷۰] که بعدها به خاوری تغییر نام دادند.[۷۱] بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.[۷۲] موج‌های جدید مهاجرت هزاره‌ها به ایران در دهه‌های ۱۳۵۰ش به‌عنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.[۷۳]

هزاره‌های عراق: روابط هزاره‌ها با عراق از طریق حوزه‌های علمیهٔ نجف و کربلا شکل گرفت. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی برای کار در صنعت نفت به عراق مهاجرت کردند[۷۴] و در منطقهٔ جُدَیده نجف ساکن شدند، اما پس از کودتای بعث، بسیاری به‌دلیل مشکلات هویتی اخراج شدند.[۷۵]

هزاره‌های آسیای میانه: پس از حوادث ۱۲۷۰ش، شمار زیادی از هزاره‌های شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری (بخارا و سمرقند) مهاجرت کردند. برخی به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز در ارتش تزاری خدمت کردند.[۷۶] هزاره‌هایی که به ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقستان و داغستان مهاجرت کرده بودند، به‌دلیل شباهت‌های نژادی و ظاهری، پس از مدتی، به‌صورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند.[۷۷]

فرهنگ

فرهنگ هزاره‌ها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربه‌فرد این قوم را شکل می‌دهد. لهجهٔ هزارگی و ادبیات شفاهی، صنایع دستی، غذاهای سنتی و موسیقی با سازهایی چون دمبوره، از ارکان فرهنگی این قوم به‌شمار می‌روند.[۷۸] نهاد خانواده در جامعهٔ هزاره از ارکان اساسی زندگی اجتماعی است و مهاجران هزاره نیز با برگزاری مراسم سنتی مانند شب یلدا و نوروز، هویت خود را حفظ کرده‌اند.[۷۹]

دین و مذهب

مردم هزاره مسلمان هستند و به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند: اکثریت شیعهٔ دوازده‌امامی، اقلیت اسماعیلی و گروهی اهل تسنن.[۸۰]

هزاره‌های امامیه: تشیع به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی هزاره‌ها تثبیت شده است. آنان در طول تاریخ با محرومیت مواجه بودند، اما با تلاش در راه احقاق حقوق خود،[۸۱] تشیع برای اولین بار در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان به‌رسمیت شناخته شد.[۸۲] دربارهٔ چگونگی گرایش هزاره‌ها به تشیع، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد، ازجمله: تأثیر صفویان، ایلخانان مغول و مهاجرت شیعیان به مناطق شرقی.[۸۳][۸۴]

هزاره‌های اسماعیلی: این گروه اقلیتی هستند که گسترش آنان از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد و ناصرخسرو در ترویج آن نقش داشت. آنان در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند و در طول تاریخ سرکوب‌های شدیدی را تجربه کرده‌اند.[۸۵][۸۶]

هزاره‌های اهل‌سنت: این گروه به‌طور عمده پس از سرکوب‌های گسترده در دورهٔ عبدالرحمان‌خان به مذهب تسنن گرایش یافتند و تمرکز آنان در ولایت‌های شمالی و شمال‌شرقی افغانستان (بغلان، قندوز و بدخشان) است.[۸۷][۸۸] آنان با چالش‌هایی چون تقیه، عدم پذیرش کامل و بحران هویت دوگانه مواجه بوده‌اند.[۸۹] آنها پس از ۲۰۰۱م، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند و به‌عنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی عمل می‌کنند.[۹۰][۹۱]

زبان و ادبیات

زبان هزاره‌ها، فارسی دری با گویش هزارگی است که از اصیل‌ترین شاخه‌های فارسی دری و میراث زبانی کهن محسوب می‌شود و پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد.[۹۲] این گویش از واژگان مغولی و ترکی نیز تأثیر پذیرفته، اما فاقد سنت نوشتاری است.[۹۳] در گویش هزارگی، دو واج «ٹ» و «ڈ» تلفظ می‌شود که ریشه در اوستا و پارسی کهن دارد.[۹۴][۹۵]

ادبیات هزاره‌ها ماهیت شفاهی و عامیانه دارد و شامل ترانه‌های عاشقانه (دیدو/بولبی)، سوگواری (مخته)، لالایی، دوبیتی، چهاربیتی و غزل است. ضرب‌المثل‌های حکیمانه و داستان‌های فولکلوریک مانند داستان بند امیر نیز بخشی از این میراث هستند.[۹۶][۹۷][۹۸] میراث مکتوب مردم هزاره شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی مانند شاهنامه، دیوان حافظ و گلستان سعدی است.[۹۹]

قَبُورداغ
قَبُورداغ

غذاهای سنتی

فرهنگ غذایی هزاره‌ها بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنت‌های دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصل‌ها، مناسبت‌های مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.[۱۰۰] انواع غذاهای سنتی هزاره‌ها عبارت است از:

  • نان‌ها: پنجه‌کش،[۱۰۱] تیکی‌اویتو،[۱۰۲] فتیرمال و خَمرِی؛[۱۰۳]
  • غذاهای گوشتی: قَدِید،[۱۰۴] قَبُورداغ، گوشت‌کوچه و شوربا؛[۱۰۵]
  • غذاهای آردی: حلوای سُوجی و سپیدک، اُگره، چوب‌جوش؛[۱۰۶]
  • غذاهای لبنی: نان‌بوته، دوغ‌سوز، شیربرنج؛[۱۰۷]
  • غذاهای گیاهی: پیرکی،[۱۰۸] بولانی[۱۰۹] و روش‌های متنوع پخت سیب‌زمینی؛[۱۱۰]
  • غذاهای حبوباتی: دلده، کوچه.[۱۱۱]

موسیقی

نوشتار اصلی: موسیقی هزارگی

جشنوارهٔ دمبوره
جشنوارهٔ دمبوره

در فرهنگ مردم هزاره، موسیقی و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژه‌ای دارند.[۱۱۲] سبک‌های موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت می‌گویند،[۱۱۳] به‌تناسب آیین‌ها، مراسم و سنت‌های شادی و غم مردم هزاره به‌وجود آمده[۱۱۴] و ترانه‌های آن سینه به سینه انتقال یافته است.[۱۱۵] موسیقی هزارگی بخشی از موسیقی خراسان بزرگ است و دارای مقام‌ها و دستگاه‌های مختلف و اصیل است.[۱۱۶][۱۱۷] مقام مَخته طی قیام علیه عبدالرحمان شکل گرفت.[۱۱۸] پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی برای بیداری سیاسی استفاده شد و موسیقی مقاومت رونق یافت.[۱۱۹][۱۲۰] مهم‌ترین سازهای موسیقی هزارگی عبارت است از: دمبوره، غیژک/قیچک، چنگ، دف/دایره، زیربغلی/تمبک و نی.[۱۲۱][۱۲۲] جشنوارهٔ دمبوره، نخستین بار در ۱۳۹۶ش با حمایت یونسکو و کشور چین در بامیان برگزار شد.[۱۲۳]

بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده می‌شود، توسط زنان سروده شده است.[۱۲۴] از نظر کارشناسان، این سروده‌های زنان هزاره افکار، ارزش‌ها و خواست‌های انسانی آنها را به نمایش می‌گذارد. زنان در این سروده‌ها از سنت‌های نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو می‌کنند. محتوای ترانه‌های زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از ازدواج، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی پدر، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی می‌شوند. زنان هزاره بیشتر این ترانه‌ها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره می‌خوانند.[۱۲۵]

گونه‌های موسیقی مردم هزاره

نام گونه توضیحات ویژگی‌ها و نکات منابع
لالایی (لُلَّی) ترانه‌ای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز می‌خوانند. محتوای آن حکایت از جنگ‌های آینده و درد و رنج دارد؛ گاهی آرزوهای آینده را برای کودک ترسیم می‌کند. [۱۲۶][۱۲۷]
مخته (مویه) ترانه‌ای در سوگواری‌ها که از ویژگی‌های روحی و جسمانی قهرمان حکایت دارد. اشعار بداهه است و به‌طور معمول با نام افراد (مانند فیض‌محمد، غلام‌حسن) همراه است. در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده می‌شد، اما امروزه مردان با دمبوره اجرا می‌کنند. [۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰]
آخُوچِی ترانه‌ای در مراسم خواستگاری که به‌صورت پرسش و پاسخ توسط مادر داماد و عروس اجرا می‌شود. نوعی رقص در عروسی توسط دختران جوان با همراهی دایره و واژه‌های موزون بی‌مفهوم مانند «آخوتو، آخوچی» اجرا می‌شود. -
اَلخُوم‌پُوفی رقص و آوازخوانی در جشن عروسی که زنان با نشستن و برخاستن اجرا می‌کنند. اجراکنندگان با تکان دادن گوشهٔ چادر یا دستمال و تولید صدای «پوف پوف» با لب‌ها، آواز می‌خوانند. -
غُمبُر آوای زنانه هنگام رسیدن عروس و داماد، همراه با پاشیدن گندم و سبزی. دو خانم از نزدیکان داماد، این آوا را همراه با رقص اجرا می‌کنند. -
پِیشپُو ترانهٔ بانوان با پایکوبی که هنگام ورود عروس به خرگاه زنانه خوانده می‌شود. بانوان با گرفتن دو گوشهٔ چادر و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما...» را می‌خوانند. [۱۳۱]
دَیدُو/ دُویِی قدیمی‌ترین روش آوازخوانی، بدون ساز و به‌صورت تک‌صدا یا دوتایی. شامل محتوای عاشقانه، نیایشی، منقبت‌خوانی و داستانی (شاهنامه، مثنوی) است. دویی‌گران نیایشی را مداح می‌گویند. امروزه رو به فراموشی است. [۱۳۲][۱۳۳][۱۳۴][۱۳۵]
بُولبِی سرودن عاشقانه که بر روی دوبیتی در مناطق مختلف هزاره‌نشین اجرا می‌شود. امروزه تک‌صدا خوانده می‌شود، اما در گذشته دو سرایندهٔ دیگر همراهی می‌کردند. با دمبوره به‌صورت فردی و گروهی اجرا می‌شود. [۱۳۶][۱۳۷]
موسیقی مقاومت سرآغاز آن در دههٔ هفتاد قرن ۲۰م با سرور سرخوش برای بیداری سیاسی و بیان رنج تاریخی. با هجوم شوروی، جنبهٔ ایستادگی آشکارتر شد و آهنگ‌های آن «انقلابی» نام گرفت. داوود سرخوش این مسیر را در مهاجرت ادامه داد. [۱۳۸][۱۳۹][۱۴۰]
موسیقی مهاجرت تجلی‌گر رنج ناشی از رانده‌شدن از زادگاه و غصب سرزمین. احساس تلخی دوری از وطن و چالش‌های مهاجران را روایت می‌کند. ترانهٔ «سرزمین» از داوود سرخوش نمونه‌ای از آن است. [۱۴۱]
موسیقی جدید تلفیق موسیقی محلی با موسیقی کشورهای همسایه و غربی توسط نسل جدید. به‌جای ابزار محلی، از ابزار موسیقی مدرن، هندی، ایرانی و تاجیکستانی استفاده می‌شود. [۱۴۲]

آداب و رسوم

جشن‌های مذهبی: عید فطر، عید قربان، عید غدیر و عید مردگان؛[۱۴۳][۱۴۴]

جشن‌های ملی: جشن نوروز، چهارشنبه‌سوری؛[۱۴۵]

مراسم علم‌گردانی در غزنی
مراسم علم‌گردانی در غزنی

ازدواج: آیین ازدواج با خواستگاری، نامزدی، پرداخت شیربها و جشن عروسی (طوی) همراه است. انواع ازدواج شامل مبادله‌ای (سرآلیش)، ازدواج با زن‌برادر متوفی و ازدواج قبیله‌ای است. چندهمسری به‌ندرت رواج دارد.[۱۴۶][۱۴۷]

طلاق: بر اساس فقه اسلامی انجام می‌شود، اما زنان به‌دلیل نگاه منفی جامعه و وابستگی اقتصادی، کمتر از این حق استفاده می‌کنند.[۱۴۸]

سوگواری: آیین‌های عزاداری در ایام محرم، صفر و اربعین حسینی با برگزاری مجالس در حسینیه‌ها و تکایا، نذردادن و توزیع غذا همراه است.[۱۴۹]

رسانه‌ها و مراکز علمی

دانشگاه رهنورد مزار شریف
دانشگاه رهنورد مزار شریف

در دورهٔ جمهوری اسلامی، رسانه‌های اختصاصی هزاره‌ها مانند تلویزیون نگاه، تمدن، راه‌فردا و کوثر و نیز رادیوهای راه‌فردا، نگاه، بامیان، دایکندی و جاغوری فعالیت داشتند که با روی کار آمدن طالبان با محدودیت مواجه شدند.[۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲]

مراکز علمی تأسیس‌شده توسط هزاره‌ها شامل دانشگاه‌های کاتب، ابن‌سینا، خاتم‌النبیین، گوهرشاد، غرجستان، رابعه بلخی، رهنورد (مزارشریف)، بامیان و مؤسسات تحصیلات عالی علامه، ابوریحان، بامیکا و ناصرخسرو است.[۱۵۳]

بازی‌های محلی

لخشک روی سُرجه
لخشک روی سُرجه

بازی‌های هزاره‌ها گنجینه‌ای از فرهنگ، هنر و هویت جمعی است که بیشتر گروهی و مبتنی بر ابزارهای ساده مانند سنگ و چوب است، در فضای باز اجرا می‌شود و نیاز به تحرک بدنی بالایی دارد. بسیاری از این بازی‌ها بر پایهٔ رقابت و مسابقه طراحی شده است و قوانین مشخصی دارد. در هر یک از این بازی‌ها، لایه‌های عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. بازی‌های هزارگی اغلب با آواز، شعر و حرکات موزون همراه است. یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که این بازی‌ها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفال‌های مناطق بامیان و جاغوری صحنه‌هایی از بازی‌های گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازی‌های امروزی دارد.[۱۵۴] معروف‌ترین بازی‌های مردمان هزاره عبارت است از:توپ‌بازی، تاشه‌بازی، گرگ و گوسپند، سنگ‌چوقو، چم تشکی، قطار، هشت‌خین، لنگی پشتی (کشتی)، چارمغز، ترکی، چو، پشتی، تشکی، سه‌پرش، کوله‌دبه، تشله‌بازی، هفت‌سنگ، ارسنی، طناب‌کشی، شاه‌دزد، سوختم، چم‌پوتک، شیر و بز، دستمال‌پشتی، تق و جفت، بیری‌بیری، خاله‌بازی، نوور، خانه‌خانه، بجول، نشانه‌زنی، خر بیار خروار ببر، جناغ‌بازی، سنگیرک، دایره‌بازی، سنگ‌اندازی، کورمشت، علم‌بازی، سرگرگی، تیروکمان، چرخ‌چرخ، حیوان‌بازی، چارقدم، پیرگ‌بازی، گوش‌خر، زنبورآسی، آکو باکو، اوچیرتک[۱۵۵] و لخشک روی سرجه.[۱۵۶]

لباس زنان هزاره
لباس زنان هزاره

پوشاک سنتی

پوشاک مردان: شامل پیراهن بلند و گشاد، شلوار گشاد با ایزاربند، جلیقه/واسکت و برک (از پشم بره) است. برک دارای خاصیت گرمابخشی و درمانی است و کلاه نمدی، عمامه یا دستار از سرپوش‌های آنان است.[۱۵۷][۱۵۸]

پوشاک زنان: شامل پیراهن بلند (پیرو) با یقهٔ بسته و آستین‌های گشاد، دامن چندلایه، جلیقه (وسکت) با تزئینات سکه‌ای، سرپوش‌های سنتی (سَرغُوچ، چارقد، دستمال کلاغی‌رنگ) و زیورآلات نقره‌ای (پیکی، طوق، بالی، انگشتر، گوشواره) است. تفاوت پوشش زنان مسن با جوانان در رنگ و طرح و تفاوت پوشش روزمره با مراسم خاص قابل مشاهده است.[۱۵۹]

روز فرهنگ هزارگی

دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی
دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی

۲۹ اردیبهشت، به‌منظور پاسداشت هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره، به‌عنوان روز فرهنگ هزارگی نام‌گذاری شده است.[۱۶۰]

معیشت

هزاره‌ها از ۳۰۰ سال پیش از میلاد تا ۷۲۴م به‌دلیل همجواری با راه ابریشم، بیشتر به تجارت و خدمات‌رسانی به کاروان‌ها اشتغال داشتند و صنعت‌کاران برجسته‌ای بودند.[۱۶۱][۱۶۲] در دورهٔ غزنویان و غوریان، تجارت رونق خود را از دست داد و کشاورزی و دامداری جای آن را گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد منطقه سقوط کرد و پس از آن تا شکست قیام هزاره‌ها در برابر عبدالرحمان (۱۸۹۳م)، جنگ‌ها، موقعیت جغرافیایی، انزواگرایی میران هزاره، فعالیت‌های اقتصادی را به کشاورزی، دامداری و صنایع سنتی محدود کرد. پس از شکست قیام، بخش عظیمی از زمین‌ها و علف‌چرهای آنان غصب شد.[۱۶۳] پس از کودتای ۱۹۷۸م و متعاقب آن جهاد و مهاجرت، تغییراتی در معیشت مردم ایجاد شد. با تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ۱۳۸۱ش و بازگشت مهاجران تحصیل‌کرده و نیز خشک‌سال‌های پی‌درپی، مشاغل سنتی رونق پیشین را از دست داد و مردم به‌دنبال فرصت‌های جدید رفتند،[۱۶۴] هرچند پژوهش‌ها نشان می‌دهد که هنوز در برخی مناطق، ۸۶ درصد فعالیت اقتصادی را کشاورزی و باغ‌داری تشکیل می‌دهد.[۱۶۵]

کار در فرهنگ هزاره‌ها

در فرهنگ هزاره، کار نوعی عبادت و بی‌کاری گناه محسوب می‌شود؛ ضرب‌المثل‌هایی چون «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» و «از آدم بی‌کار خدا بیزار» گویای این نگرش است.[۱۶۶][۱۶۷] محیط کار معمولاً خانوادگی است و زنان، مردان و کودکان در کارهای کشاورزی و دامداری مشارکت دارند.[۱۶۸][۱۶۹] در گذشته فرزندان به شغل پدری مشغول می‌شدند، اما امروزه به‌دنبال حرفه‌های جدید و کسب درآمد هستند.[۱۷۰][۱۷۱]

کشاورزی

زمین‌های کشاورزی پیش‌تر در اختیار فئودال‌ها بود، اما پس از تغییر نظام اجتماعی، کشاورزان با وجود کمبود زمین، شناخت خوبی از زمین‌های خود پیدا کرده و از آنها به‌بهترین شکل استفاده می‌کنند.[۱۷۲] تا پیش‌از ۱۳۸۱ش، روش‌ها و ابزارهای کشاورزی سنتی بود؛ شخم با گاو، خرمن‌کوبی با گاو یا الاغ، درو با نیروی انسانی و جداسازی دانه با غربال انجام می‌شد.[۱۷۳] در سال‌های اخیر، ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی شده،[۱۷۴] اما به‌دلیل کمبود زمین، چندان به‌صرفه نیست.[۱۷۵]

زمین‌های کشاورزی به دو نوع للمی (دیم) و آبی تقسیم می‌شود.[۱۷۶] کشاورزی بیشتر تک‌فصل است و محصولات اصلی شامل گندم، جو، جواری (ذرت)، مشنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقلی، کلول (ماشک)، شخل و رشقه (یونجه) است. در یک قرن اخیر، سبزیجاتی چون زردک (هویج)، شلغم، کچالو (سیب‌زمینی)، بادرنگ (خیار)، بادنجان رومی (گوجه)، پیاز، خربزه و تربز (هندوانه) و نیز گیاهان روغنی مانند شرشم (شلغم روغنی)، مسور (کاجره) و کنجد به محصولات افزوده شده‌اند. در برخی مناطق گرم‌تر، برنج نیز کشت می‌شود.[۱۷۷] امروزه در مناطق هزاره‌نشین سبزیجات کلم، گلپی (گل‌کلم) کاهو، مرچ (فلفل)، گندنه (تره)، ملی (تربچه)[۱۷۸] و تنباکو کاشته می‌شود.[۱۷۹] در سال‌های اخیر تولید سبزیجات گلخانه‌ای میان هزاره‌ها رایج شده که تعداد زیادی از زنان و مردان به آن اشتغال دارند.[۱۸۰]

باغ‌داری: در گذشته، بیشتر درختان غیرمثمر برای سوخت و سازه‌های چوبی کاشته می‌شد، اما امروزه باغ‌داری مدرن رواج یافته و محصولاتی مانند سیب، زردآلو، بادام، شفتالو (هلو)، آلو، ناک (گلابی) و انواع توت تولید می‌شود که شهرت بالایی دارد. در ولایت دایکندی، بیشتر معیشت مردم به بادام وابسته است.[۱۸۱][۱۸۲]

دامداری

دامداری تا پیش از ۱۸۹۰م یکی از منابع اصلی درآمد هزاره‌ها بود؛ فئودال‌های دایزنگی و یکه‌اولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب داشتند. امروزه نیز دامداری ادامه دارد، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره گوسفند، بز، گاو و شتر را برای گوشت، پشم، پوست و شیر نگهداری می‌کنند. مناطق هزاره‌نشین از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گوشت و روغن حیوانی (روغن زرد و روغن دنبه) در افغانستان هستند و دوغ و کشک (ارچی و قروت) آنان شهرت خاصی دارد.[۱۸۳] از اسب، الاغ، قاطر، شتر و گاو نر برای سواری، حمل‌ونقل و کارهای کشاورزی استفاده می‌شود.[۱۸۴] بر اساس آمار وزارت اقتصاد، ۳۶ درصد فعالیت اقتصادی ولایت بامیان را دامداری تشکیل می‌دهد. به‌دلیل زمستان‌های طولانی، دامداری دشوار است و مردم برای تغذیهٔ زمستانی دام‌ها، گیاهان کوهی را گردآوری و خشک می‌کنند.[۱۸۵]

مرغ‌داری و زنبورداری: در دو دههٔ اخیر، مرغ‌داری رواج یافته و ولایت بامیان در تولید مرغ گوشتی به خودکفایی نزدیک شده است. زنان نیز در این بخش نقش قابل‌توجهی دارند. زنبورداری نیز از مشاغل جدید باکیفیت در مناطق کوهستانی است.[۱۸۶][۱۸۷][۱۸۸]

معدن‌کاری

در قرن نوزدهم، مردم هزاره به‌صورت ابتدایی سنگ آهن و گوگرد استخراج می‌کردند. امروزه معادن بزرگ زغال‌سنگ در مناطق هزاره‌نشین وجود دارد و افغانستان برای تولید زغال‌سنگ به این مناطق وابسته است.[۱۸۹] معدن‌چیان روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونل‌های خطرناک و بدون امکانات ایمنی کار می‌کنند. در برخی مناطق، مواد ساختمانی مانند سنگ و شن نیز استخراج می‌شود.[۱۹۰][۱۹۱]

تجارت

در دورهٔ بربرستان، مردم بیشتر به تجارت و خدمات‌رسانی به کاروان‌ها (اجاره‌ی مرکب، کاروان‌سرا، علوفه، غذا، نیروی امنیتی و راهنما) اشتغال داشتند.[۱۹۲] پس از آن، تجارت رونق خود را از دست داد و مبادلات بیشتر به‌صورت کالا به کالا انجام می‌شد. در اواخر قرن ۱۹م، ارزش کل کالاهای وارداتی به مناطق هزاره‌ها سالانه از ۱۰ هزار روپیه تجاوز نمی‌کرد. تاجران هزاره فرآورده‌های دامی و دست‌بافت‌ها را به شهرهای بزرگ می‌بردند و در مقابل، پنبه، نمک، برنج، چای، شکر، ابریشم، کاغذ، اسب، حبوبات و روغن نباتی وارد می‌کردند. بیشتر تجارت به دست دیگران بود و تاجران هزاره معدود و کم‌مایه بودند.[۱۹۳] امروزه خرده‌تاجران هزاره در شهرها پررنگ‌تر شده‌اند، اما در تجارت کلان حضور کمرنگی دارند.[۱۹۴] همچنین صحرانشینان کوچی با زور، محصولات کشاورزی را پیش‌خرید می‌کردند و در صورت عدم تحویل، هزاره‌ها را به پرداخت چندبرابر قیمت وادار می‌ساختند.[۱۹۵]

شغل‌های شهری و رسمی

پس از شکست قیام ۱۸۹۳م، هزاره‌ها به مناطق دیگر کوچ کردند و به کارهای سخت مانند سقایی، حمّالی، گاری‌چی، کارگری ساختمانی، خیاطی، رانندگی، دست‌فروشی، نانوایی و نجاری روی آوردند.[۱۹۶] حضور آنان در بخش‌های ملکی و نظامی کمرنگ بود،[۱۹۷] اما پس از نظام جمهوری اسلامی، فرصت‌های بیشتری در آموزش، بهداشت و نیروهای نظامی برای آنان فراهم شد و زنان و مردان تحصیل‌کرده با مؤسسات بین‌المللی و بخش خصوصی همکاری کردند.[۱۹۸]

صنایع دستی

صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزاره‌ها بوده است. امروزه به‌دلیل نبود حامی و بازار، بسیاری از این هنرها در حال فراموشی است.[۱۹۹] ورود کالاهای خارجی در دهه‌های اخیر، این صنایع را به حاشیه رانده است.[۲۰۰]

  • سوزن‌دوزی: زنان با نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق می‌کنند. انواع آن شامل خامک‌دوزی، گراف‌دوزی، آیینه‌کاری، تاپه‌دوزی و سکه‌دوزی است و برای لباس، وسایل خانه و هدایای عروسی استفاده می‌شود. طرح‌ها شامل نقوش هندسی، گل‌ها، طبیعت و حیوانات است.[۲۰۱][۲۰۲]
  • بافندگی: شامل قالی، گلیم، پارچه، جوال، خورجین، جوراب، دست‌کش، کلاه، شال‌گردن، ژاکت، نمد و برک (با شهرت جهانی) است. کرباس از نخ پنبه‌ای، نخستین دست‌بافتی بود که برای لباس زمستانی استفاده می‌شد.[۲۰۳][۲۰۴][۲۰۵]
  • حصیربافی: ساخت سبدهای مقاوم با نام چیغ، از شاخهٔ درختان و نی؛[۲۰۶]
  • زرگری: ساخت زیورآلات نقره و طلا مانند انگشتر، گردنبند، دستبند و آویزهای زینتی با سنگ‌های قیمتی؛[۲۰۷]
  • آهنگری: ساخت ابزار کشاورزی و سلاح‌های سرد و گرم با پتک و سندان، همراه با حکاکی و تزئین؛[۲۰۸]
  • چرم‌گری: ساخت پاپوش‌های چرمی (چارُق، سوگول، چاموش)، دمپایی‌های سنتی (چپلی کیروبَن و کِیرُو)، پوستین، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک؛[۲۰۹][۲۱۰]
  • سفالگری: زنان با گل رس مخلوط با کاه و موی بز، ظروفی مانند خُمره، پیاله و کوزه می‌سازند و در کوره‌های محلی (پاجَم) می‌پزند.
  • مسگری: تولید دیگ، چای‌جوش، پیاله و ظروف با سفیدکاری (قلاعی) روی مس؛
  • نجاری: ساخت اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل تزئینی با کنده‌کاری و نقاشی؛[۲۱۱]

قیام‌ها و جنبش‌ها

تاریخ روابط هزاره‌ها با حکومت‌های مرکزی افغانستان، دوره‌ای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمان‌یافته را نشان می‌دهد. پیش از عبدالرحمان خان، مناطق هزاره‌نشین از استقلال داخلی برخوردار بودند، اما با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای شامل مالیات‌های سنگین، محدودیت‌های شغلی، ممنوعیت تصدی مناصب دولتی، تحمیل فقه حنفی و محرومیت از حقوق سیاسی و اجتماعی اعمال شد. این شرایط موجب شکل‌گیری قیام‌ها و جنبش‌های اعتراضی شد.[۲۱۲]

قیام هزاره‌های شیخ‌علی

جنبش منطقهٔ شیخ‌علی در دههٔ ۱۸۸۰م ماهیتی خودجوش داشت. تنش‌ها با انتقال رهبران محلی به‌عنوان گروگان به کابل، اختلافات فرقه‌ای و سیاست‌های سرکوبگرانهٔ حاکم محلی آغاز شد. در ۱۸۸۸م، برخی قبایل شیخ‌علی با بهره‌گیری از اختلافات اسحاق‌خان با عبدالرحمان قیام کردند، اما به‌دلیل تفرقه‌افکنی و مجازات‌های جمعی سرکوب شد. پیامد آن اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید ساکنان و اسکان کوچی‌های پشتون در منطقه بود.[۲۱۳] این قیام ناکام، الهام‌بخش حرکت‌های بعدی شد.[۲۱۴]

قیام عمومی هزاره‌ها

عبدالرحمان خان بین ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۱م مناطق هزاره‌جات را اشغال کرد، اما سیاست‌های او شامل خلع سلاح خشونت‌آمیز، تبعید رهبران و جایگزینی حاکمان پشتون، موجبات نارضایتی را فراهم کرد. در ۱۸۹۲م، جنبش مقاومت به رهبری میرمحمد عظیم‌بیگ شکل گرفت و اتحاد بی‌سابقه‌ای میان طوایف هزاره ایجاد کرد که منجر به تصرف مناطق استراتژیک شد. عبدالرحمان با صدور فتواهای تکفیر، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزاره‌ها تبدیل کرد و کوچی‌های پشتون را به تصرف زمین‌های آنان تحریک نمود. در ۱۸۹۳م، به‌دلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی، نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه متعهدین، مهاجران و مقاومت‌کنندگان تقسیم شد. شکست جنبش، ناشی از نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیله‌ای بود.[۲۱۵]

قیام گاوسوار

عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیات‌های سنگین به‌ویژه مالیات روغن حیوانی بر هزاره‌ها بود که با فساد اداری همراه شد.[۲۱۶] ابراهیم گاوسوار با مشاهدهٔ این ستم‌ها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما پس از بی‌توجهی حکومت به شکایت‌هایش، مقاومت مسلحانه را سازماندهی کرد و با حمله به قلعهٔ نظامی القان، دولت را به مذاکره واداشت. حکومت با وعده‌هایی چون لغو مالیات و برکناری نخست‌وزیر، به‌طور موقت تن به مصالحه داد. این قیام زمینهٔ همگرایی گسترده‌تر هزاره‌ها را فراهم کرد.[۲۱۷]

جهاد هزاره‌ها

در دههٔ ۱۹۷۰م با روی‌کار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق، اصلاحات سریع و سرکوب مخالفان، به‌ویژه اقلیت‌های قومی و مذهبی، تشدید شد. نخستین قیام سازمان‌یافته در بهمن ۱۳۵۷ش در دره‌صوف، از توابع ولایت سمنگان، با تصرف معادن زغال‌سنگ آغاز شد و به مناطق دیگر گسترش یافت. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزاره‌جات به‌جز بامیان آزاد شد و شورای اتفاق انقلاب اسلامی برای رهبری قیام‌ها تشکیل گردید. تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش در کابل نیز از اعتراضات مهم شهری بود.[۲۱۸] جهاد هزاره‌ها در این مرحله، موجب شد که برای نخستین‌بار پس از ۲۵۰ سال، آنها با افزایش آگاهی سیاسی به جایگزینی ساختارهای سنتی با احزاب مدرن، کاهش برخی تبعیض‌ها، نخست‌وزیری و معاونت ریاست‌جمهوری دست یابند.[۲۱۹]

گفتمان عدالت‌خواهی

در دههٔ ۱۹۹۰م پس از سقوط حکومت نجیب‌الله و تشکیل دولت مجاهدین، هزاره‌ها بار دیگر از مشارکت عادلانه محروم شدند. عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی، با گفتمان عدالت‌خواهی خواستار رسمیت‌یافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیض‌آمیز و حضور هزاره‌ها در تصمیم‌گیری‌ها شد.[۲۲۰][۲۲۱] مقاومت غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در مبارزات این قوم بود که موجب افزایش نقش هزاره‌ها در معادلات سیاسی و الهام‌بخش نسل‌های بعدی شد.[۲۲۲]

مقاومت در برابر طالبان

در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزاره‌نشین به کانون مقاومت تحت رهبری حزب وحدت اسلامی تبدیل شد.[۲۲۳] در جبههٔ مرکزی (بامیان)، نیروهای مقاومت با بهره‌گیری از موقعیت کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی ایجاد کردند و نزدیک به سه سال پایداری کردند. بامیان در شهریور ۱۳۷۷ش و پس از کشتار جمعی در یکه‌ولنگ (بیش از ۳۰۰ کشته) سقوط کرد.[۲۲۴] در جبههٔ شمالی (دره‌صوف و بلخاب)، مقاومت تحت فرماندهی محمد محقق، تنها بخشی از شمال بود که هرگز به‌طور کامل به‌دست طالبان نیفتاد.[۲۲۵] این مقاومت دستاوردهایی چون حفظ موجودیت سیاسی هزاره‌ها، تشکیل هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضدطالبان و نقش تعیین‌کننده در سقوط نهایی طالبان داشت.[۲۲۶][۲۲۷]

جنبش تبسم

در ۷ مهر ۱۳۹۴ش، شکریه تبسم (دختربچهٔ هزاره) همراه با شش هموطن در غزنی ربوده[۲۲۸] و در ۱۶ آبان سربریده شدند.[۲۲۹] این اقدام موجی از اعتراضات سراسری را برانگیخت و در ۲۰ آبان، بزرگ‌ترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان با حضور میلیونی معترضان در کابل و دیگر شهرها شکل گرفت که خواستار عدالت و پایان خشونت‌های قومی بودند.[۲۳۰][۲۳۱] دولت، پارلمان و سازمان ملل این جنایت را محکوم کردند.[۲۳۲][۲۳۳][۲۳۴] این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر گذاشت[۲۳۵] و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد.[۲۳۶] منار یادبودی در زادگاه شکریه تبسم ساخته شد.[۲۳۷]

جنبش روشنایی

دولت افغانستان در ۱۳۹۵ش مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت را به‌جای بامیان و میدان وردک، از سالنگ تصویب کرد[۲۳۸] که به حذف مناطق هزاره‌نشین از مسیر توسعه تعبیر شد و اعتراضات گسترده‌ای را برانگیخت.[۲۳۹] در ۲ مرداد، تظاهرات آرامی در کابل برگزار شد که با انفجار مهیبی توسط مهاجم انتحاری داعشی همراه گردید و بیش از ۹۰ کشته و ۴۰۰ زخمی برجای گذاشت.[۲۴۰] سازمان ملل این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص محکوم کرد و دولت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام کرد.[۲۴۱] معترضان و خانواده‌های شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بین‌المللی شدند.[۲۴۲] گلزار شهدای روشنایی در غرب کابل و یادمان سنگی در مصلای شهید مزاری ساخته شد.[۲۴۳] این رویداد در ادبیات و هنر بازتاب یافت[۲۴۴] و امروز، نام روشنایی یادآور مقاومت مدنی هزاره‌ها در برابر تبعیض است.[۲۴۵]

مشاهیر

از میان قوم هزاره در طول تاریخ، خاندان‌ها، سلسله‌های پادشاهی، دانشمندان، عالمان دینی، نخبگان، سیاست‌مداران و زنان نامداری برخاسته‌اند.

مشاهیر قوم هزاره

نام حوزهٔ تخصصی توضیحات منبع
آلِ شنسب خاندان سیاسی سلسلهٔ حاکمان غرجستان تاریخی (قرن اول تا هفتم هجری)
آلِ شِیث خاندان نظامی و اجتماعی از خاندان‌های مهم غرجستان تاریخی (قرن دوم تا هفتم هجری)
آلِ کَرْت سلسلهٔ پادشاهان محلی از خاندان‌های مهم غور (قرن هفتم و هشتم هجری) [۲۴۶]
سیداسماعیل بلخی فعال فرهنگی و سیاسی مبارز علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه
محمدعلی غزنوی (مُدرّس افغانی) فقیه و استاد ادبیات عرب مدرس در حوزه‌های علمیهٔ نجف و قم -
قربانعلی محقق کابلی مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم -
محمداسحاق فیاض مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ نجف -
سید محمدسرور (واعظ بهسودی) عالم دینی برجسته فعال فرهنگی-اجتماعی در افغانستان [۲۴۷]
محمدباقر فاضلی بهسودی مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم [۲۴۸]
محمدباقر موحدی نجفی مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم [۲۴۹]
محمد امینی بامیانی مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ قم -
واعظ‌زاده بهسودی مرجع تقلید استاد درس خارج در حوزهٔ علمیهٔ کابل [۲۵۰]
محمدهاشم صالحی (مدرس) فقیه و استاد حوزهٔ علمیهٔ کابل رئیس فعلی شورای علمای شیعهٔ افغانستان [۲۵۱]
رهبران سیاسی و نظامی
میر یزدان‌بخش بهسودی رهبر مقاومت رهبری مقاومت هزاره‌ها در سدهٔ نوزدهم (دورهٔ سلطنت دوست‌محمدخان)
آغی یزدان‌بخش رزمنده همسر و همراه رزمی میر یزدان‌بخش -
میر محمدعظیم بیگ رهبر قیام اولین رهبر قیام‌کنندگان هزاره در دورهٔ سلطنت عبدالرحمان
فتح محمدخان بهسودی فعال سیاسی زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت -
ابراهیم گاوسوار رهبر قیام مسلحانه رهبری قیام علیه مالیات‌های سنگین در دورهٔ ظاهرشاه
سیدعلی بهشتی رهبر سیاسی و مذهبی رئیس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان -
سلطان‌علی کشتمند اقتصاددان، سیاستمدار نخست‌وزیر در زمان حاکمیت شاخهٔ پرچم از حزب دموکراتیک خلق
عبدالعلی مزاری رهبر سیاسی و جهادی اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان -
محمدحسین هزاره رئیس هزاره‌جات رئیس قدرتمند هزاره‌جات در دورهٔ ظاهرشاه
خداداد هزاره فرمانده نظامی از فرماندهان مشهور نظامی -
اسدالله نکته‌دان فعال سیاسی مؤسس مکتب توحید در دورهٔ ظاهرشاه
محمدعسکر قاضی رهبر روحانی رهبری جنگ علیه عبدالرحمان -
محمدحسین صادقی نیلی بنیانگذار حزب از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان [۲۵۲]
محمدکریم خلیلی سیاستمدار رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان [۲۵۳]
محمد محقق رهبر سیاسی رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان [۲۵۴]
سَروَر دانش سیاستمدار، حقوق‌دان معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی [۲۵۵]
محمد اکبری بنیانگذار حزب از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی و رئیس حزب حراست اسلامی [۲۵۶]
محمدافضل ارزگانی عالم دین، تاریخ‌نگار نویسندهٔ کتاب مختصر المنقول فی تاریخ هزاره و مغول [۲۵۷]
فیض‌محمد کاتب هزاره عالم دین، تاریخ‌نگار نویسندهٔ کتاب سراج التواریخ -
احمد وحید پولادی روحانی و نویسنده نویسندهٔ کتاب تاریخ هزاره -
محمدعیسی غرجستانی نویسنده و روزنامه‌نگار - -
محمد اسماعیل مبلغ فیلسوف، نویسنده نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در دورهٔ ظاهرشاه
شاه علی‌اکبر شهرستانی استاد ادبیات و هنر پروفسور دانشگاه کابل [۲۵۸]
حاج کاظم یزدانی تاریخ‌نگار و نویسنده نویسندهٔ آثار تاریخی [۲۵۹]
بصیراحمد دولت‌آبادی فعال فرهنگی و نویسنده از نویسندگان سرشناس افغانستان [۲۶۰]
عبدالوحید سرابی اقتصاددان استاد دانشگاه کابل -
احمدعلی خان جاغوری جغرافیدان برجسته از جغرافیدانان نام‌آور هزاره -
امیرشاه حسین‌یار استاد دانشگاه متخصص جنگلداری -
امیرشاه جاغوری مهندس ساختمان فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های آمریکا [۲۶۱]
سیدحسین سناتور فعال سیاسی و نظامی -
کاپیتان غلام محمد فعال سیاسی نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان -
برکت‌علی افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان -
شربت‌علی چنگیری مارشال نیروی هوایی نیروی هوایی پاکستان -
محمد اسحاق‌خان فعال سیاسی نمایندهٔ مجلس پاکستان غربی -
خدانظر قنبری نویسنده و فعال فرهنگی فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان -
محمداسحاق بیگ قهرمان بدنسازی دارندهٔ عنوان «مرد پاکستان» (۱۹۵۷) [۲۶۲]
شیرین هزاره مبارز و فرمانده فرماندهٔ گروه «چهل دختران» در مقاومت در دورهٔ عبدالرحمان خان در ارزگان [۲۶۳]
حبیبه سرابی سیاستمدار نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان [۲۶۴]
سیما سمر پزشک، فعال حقوق بشر نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی [۲۶۵]
شکردخت جعفری دانشمند و مخترع مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان با مهره‌های شیشه‌ای (افزایش دقت درمان تا ۵۰٪)، برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا (۲۰۱۶م) و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری [۲۶۶]

نسل‌کشی هزاره‌ها

تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل
تصاویر تعدادی از شهدای انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل

قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهه‌های اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بوده‌اند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسل‌کشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان می‌دانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتل‌عام کرده و بر اساس فرامین او، طی سال‌های طولانی، مردم هزاره را به‌عنوان برده خرید و فروش می‌کردند.[۲۶۷]

پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزاره‌های شیعه در مزارشریف هشدار دادند که یا مسلمان شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این منطقه کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکه‌اولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروه‌های هزاره، آمار کشته‌ها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کرده‌اند.

همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگ‌بارتری قرار گرفت.[۲۶۸] بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا به کشتارهای هدفمند، طی این سال‌ها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بین‌المللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.[۲۶۹]

حملات صورت‌گرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از:

  1. حمله و درگیری تعدادی از اهل‌سنت با عزاداران در شهر هرات در روز عاشورای ۱۳۸۴ش.
  2. انفجار بمب میان عزاداران روز عاشورا و به شهادت رسیدن تعداد زیادی در شهرهای کابل و مزار شریف، در ۱۳۹۰ش.
  3. تیرباران ۱۴ مسافر هزاره، در مسیر فیروزکوه به‌سمت کابل، در ۲۷ رمضان ۱۳۹۳ش.
  4. انفجار دو بمب در میان اجتماع معترضین شیعیان هزاره، موسوم به جنبش روشنایی در کابل، در ۱۳۹۵ش.
  5. انفجار مسجد باقرالعلوم در غرب کابل، در روز اربعین ۱۳۹۵ش.
  6. حملهٔ انتحاری به مسجد الزهرا، در دشت برچی کابل، در شب قدر ۱۳۹۶ش.
  7. حملهٔ انتحاری به مسجد امام زمان قلعهٔ نجارهای خیرخانه در کابل، در ۱۳۹۶ش.
  8. حمله به روستای شیعه‌نشین میرزاولنگ و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از مردم این روستا در ۱۳۹۶ش.[۲۷۰]
  9. انفجار در مرکز آموزشی موعود، در سمت غرب کابل و کشته شدن ۴۸ دانش آموز در ۱۳۹۷ش.
  10. حمله به مراسم سالگرد عبدالعلی مزاری در مصلی شهید مزاری در غرب کابل در ۱۳۹۸ش.
  11. حمله به بیمارستان زنان و کودکان در دشت برچی کابل و کشته شدن ۲۴ نفر در ۱۳۹۹ش.
  12. انفجار در مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت برچی کابل و کشته و زخمی شدن ۱۰۰ نفر در ۱۳۹۹ش.[۲۷۱]
  13. انفجار در نزدیکی مدرسه سیدالشهدای کابل و کشته شدن ۸۵ نفر که بیشتر آنها دانش‌آموزان دختر بودند در ۱۴۰۰ش.[۲۷۲]
  14. حمله به دبیرستان عبدالرحیم شهید در دشت برچی و به شهادت رسیدن تعداد زیادی کودک و نوجوان در ۱۴۰۱ش.[۲۷۳]
  15. انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانش‌آموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش.

در ۱۴۰۱ش، نسل‌کشی هزاره‌ها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاه‌های خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولت‌های افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.[۲۷۴] در مقابل، برخی شخصیت‌های هزاره برای احیای هویت هزاره تلاش کرده‌اند، ازجمله: فیض‌محمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.[۲۷۵]

احزاب و تشکل‌های سیاسی

هزاره‌های افغانستان از دههٔ ۱۳۲۰ش احزاب و تشکل‌های سیاسی متعددی را تأسیس کرده‌اند.

احزاب و تشکل‌های سیاسی قوم هزاره

نام حزب/تشکل سال تأسیس بنیانگذاران/رهبران گرایش فکری و اهداف توضیحات
اتحاد سری/حزب ارشاد ۱۳۲۹ش سید اسماعیل بلخی، سیدعلی گوهر غوربندی، محمدابراهیم شهرستانی (گاوسوار) براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی، عدالت و نظام جمهوری گفتمان عدالت‌خواهی؛ به دلیل افشای نقشه، ناموفق بود و بلخی دستگیر شد.[۲۷۶][۲۷۷]
سازمان جوانان اسلام ۱۳۳۱ش میر علی‌اصغر شعاع تحت تأثیر اندیشه‌های بلخی پس از دستگیری رهبر، منحل شد.
مجاهدین مستضعفین افغانستان از ۱۳۴۷ش - اسلام انقلابی، توحید، جهاد، شهادت، عدالت ابتدا با نام‌های پاسداران اسلامی، سازمان مجاهدین ملی و سپس مجاهدین مستضعفین فعالیت کرد؛ متأثر از امام خمینی، طالقانی و شریعتی.[۲۷۸]
سازمان نصر ۱۳۵۸ش عبدالعلی مزاری، ضامن‌علی واحدی و دیگر علمای مقیم کابل، نجف، قم و مشهد اسلام انقلابی، مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار، عدالت و حمایت از مستضعفین متأثر از اندیشه‌های شریعتی، طالقانی و امام خمینی؛ فعالیت‌های فرهنگی مانند انتشار نشریات پیام مستضعفین و حبل‌الله؛ پذیرش ولایت فقیه.[۲۷۹]
شورای اتفاق انقلابی اسلامی شهریور ۱۳۵۸ش سیدعلی بهشتی ایجاد حکومت اسلامی و مبارزه مسلحانه حکومت خودمختار بر مناطق هزاره‌نشین؛ به دلیل تناقضات گفتمانی و درگیری‌های داخلی، از ۱۳۶۴ش مشروعیت خود را از دست داد.[۲۸۰]
پاسداران جهاد اسلامی افغانستان ۱۳۶۱ش جمعی از علما و روحانیون پیروی از ولایت فقیه و الگوگیری از جمهوری اسلامی ایران با انشعاب از شورای اتفاق؛ به خط امامی شهرت داشت و از حمایت رسمی ایران برخوردار بود.[۲۸۱]
حرکت اسلامی افغانستان فروردین ۱۳۵۸ش شیخ محمد آصف محسنی جمهوری اسلامی بر اساس قرآن و سنت، رسمیت مذهب جعفری، برابری حقوق زنان و مردان، توزیع عادلانه بیت‌المال عدم پذیرش ولایت فقیه؛ حمایت مالی و سیاسی از سوی پاکستان و غرب؛ همکاری با دولت ربانی پس از پیروزی مجاهدین.[۲۸۲]
حزب اسلامی رعد افغانستان ۱۳۳۸ش سید اسدالله نکته‌دان فعالیت فرهنگی و سیاسی، سپس گسترش دامنه فعالیت [۲۸۳]
سازمان فلاح اسلامی افغانستان ۱۳۵۹ش - مستقل از شورای اتفاق با انشعاب از شورای اتفاق شکل گرفت.[۲۸۴]
جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان ۱۳۵۸ش ائتلاف شش گروه شیعه ائتلاف گروه‌های شیعه دوام چندانی نداشت.[۲۸۵]
جبهه آزادی‌بخش انقلاب اسلامی افغانستان حدود ۱۳۵۹ش ائتلاف ۱۰ گروه شیعه ائتلاف گسترده‌تر شیعیان نشریهٔ عاشورا را منتشر کرد؛ پس از چهار شماره منحل شد.[۲۸۶]
ائتلاف چهارگانه ۱۳۶۴ش سازمان نصر، پاسداران جهاد، جبهه متحد، نهضت اسلامی اتحاد موقت سخنگو: عبدالعلی مزاری؛ عمر کوتاه داشت.[۲۸۷]
شورای ائتلاف اسلامی افغانستان ۱۳۶۵–۱۳۶۶ش هشت گروه شیعه (نصر، جبهه متحد، حزب‌الله، حرکت، پاسداران، نیروی اسلامی، نهضت، دعوت) اتحاد گسترده گروه‌های شیعه [۲۸۸]
حزب وحدت اسلامی افغانستان ۱۳۶۸ش هفت حزب اصلی (نصر، پاسداران، نهضت، جبهه متحد، نیروی اسلامی، دعوت، شورای اتفاق) اتحاد شیعیان، عدالت، مقاومت دبیرکل اول: عبدالعلی مزاری؛ پس از شهادت وی، محمدکریم خلیلی رهبری را بر عهده گرفت. بعدها به شاخه‌های متعدد (خلیلی، محقق، اکبری، عرفانی) تقسیم شد.[۲۸۹]

پانویس

  1. یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1373ش، ج1، ص146.
  2. خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.
  3. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.
  4. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص47-49.
  5. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص66-73.
  6. گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بی‌تا، ص134.
  7. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص49-55.
  8. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص63-65.
  9. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص64.
  10. عبدلی، «هزاره‌های افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وب‌سایت سکوی نشر دانش.
  11. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.
  12. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.
  13. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص97-108.
  14. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص97-108.
  15. «قصه‌های از سرزمین گزگ ولسوالی خاک افغان زابل»، چینل وادی نور.
  16. ابراهیمی، «قلع و قمع. گزارشی از دور جدید نسل‌کشی هزاره‌ها در ارزگان»، وب‌سایت هفته‌نامۀ راه جادۀ ابریشم.
  17. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.
  18. عطایی، «موزۀ از اقوام افغانستان2»، وب‌سایت ماه‌نامۀ دنیا.
  19. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص96.
  20. «خوست از نامیده شدن به مسکو کوچک تا منطقه‌ای نیمه‌مختار با پیوندهای قوی قبیله‌ای در برار دولت مرکزی 13»، وب‌سایت کلکین.
  21. «هزاره‌های دره قراشغان ولایت لغمان»، وبلاگ الحاج عباسی.
  22. «ولسوالی جاغوری و 18 بند آب‌گردان»، وب‌سایت یوتیوب.
  23. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص122-123.
  24. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.
  25. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص27-34.
  26. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص114-118.
  27. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص105.
  28. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص127-128.
  29. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص104.
  30. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص142-149.
  31. «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وب‌سایت بیتوته.
  32. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص266.
  33. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص142-149.
  34. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص105.
  35. «غار یخ شگفت‌انگیز قازان»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  36. کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.
  37. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص32.
  38. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص100.
  39. دولت‌آبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.
  40. یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1390ش، ص276-282.
  41. کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزاره‌ها، 1404ش، ص79-80.
  42. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص76-79.
  43. دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  44. ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.
  45. دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  46. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص237.
  47. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص248.
  48. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص256.
  49. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.
  50. Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.
  51. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.
  52. عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.
  53. . فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.
  54. . فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.
  55. . طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.
  56. . عرفانی، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، 1388ش، ص23.
  57. . احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزاره‌ها، 1402ش، ص427.
  58. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.
  59. . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.
  60. . ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.
  61. . محی‌الدین، عطارواله، ۲۰۰۳م، ص۷۸–۸۱.
  62. . ضیایی، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.
  63. . «فرارمغزها، این‌بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.
  64. . عالمی، بررسی جامعه‌شناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، بی‌تا، ص219ِ؛ محرابی، وضعیت زنان در دورهٔ پس از طالبان، 1389ش، ج2، ص317؛ محمودیان، «مهاجرت افغان‌ها به ایران: تغییر در ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، 1386ش، ص57ـ58.
  65. «شیعیان و هزاره‌های کویته»، خبرگزاری اطلس.
  66. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.
  67. «بحران قتل‌های هدفمند هزاره‌ها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.
  68. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.
  69. خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وب‌سایت کارخانه‌دار.
  70. ارانسکی، مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، 1379ش، ص293.
  71. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.
  72. دهخدا، لغت‌نامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.
  73. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  74. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص235-237.
  75. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص437-449.
  76. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص198-203.
  77. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1386ش، ص198-203.
  78. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص۱۵۶–۱۸۹.
  79. گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بی‌تا، ص134.
  80. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص110-119.
  81. اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وب‌سایت سروش صبا.
  82. «قانون اساسی سابق افغانستان»، وب‌سایت وزارت عدلیه.
  83. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص109-115.
  84. ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بی‌تا، ص119-120.
  85. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص112-115.
  86. خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  87. بدخشی، «هزاره‌های اهل‌سنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاع‌رسانی جاغوری.
  88. شریعتی سحر، «کتاب: هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان»، وب‌سایت بامیان نیوز.
  89. «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.
  90. «اعلام موجودیت شورای سراسری هزاره‌ها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.
  91. «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش‌شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.
  92. «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  93. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-120.
  94. خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.
  95. «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  96. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-124.
  97. فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.
  98. خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.
  99. فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.
  100. غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته می‌شود»، آژانس خبری پژواک.
  101. «طرز تهیۀ نان پنجه‌کش»، وبسایت چیشی.
  102. «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وب‌سایت یوتیوب.
  103. شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
  104. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص202.
  105. شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
  106. شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
  107. غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر..
  108. امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.
  109. «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وب‌سایت یوتیوب.
  110. «خوردن کچالوی تندوری در بامیان»، چینل دیگدان و تنور.
  111. شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
  112. کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.
  113. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.
  114. رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  115. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.
  116. کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.
  117. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.
  118. سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وب‌سایت رادیو نوروز.
  119. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-126.
  120. مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.
  121. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.
  122. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.
  123. جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.
  124. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص125-126.
  125. ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید.
  126. «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  127. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.
  128. رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  129. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121-122.
  130. «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وب‌سایت یوتیوب.
  131. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.
  132. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.
  133. کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.
  134. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121.
  135. رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  136. قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.
  137. رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  138. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.
  139. «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.
  140. مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.
  141. «آشنایی با خواننده‌های افغانستان؛ داوود سرخوش»، وب‌سایت آی‌فیلم2.
  142. رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.
  143. آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.
  144. محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.
  145. آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48-50.
  146. خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۸۲–۲۸۴.
  147. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص511-523.
  148. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص522-523.
  149. آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-56.
  150. «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وب‌سایت پژوهش‌های تاریخی.
  151. «رسانه‌های شیعیان افغانی»، وب‌سایت مجله ویستا.
  152. «رسانه‌های شیعیان افغانی»، وب‌سایت مجله ویستا.
  153. «هزاره‌ها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
  154. «درنگی بر بازی‌های هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
  155. جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.
  156. «ولایت باستانی بامیان»، وب‌سایت کابلستان.
  157. علی‌آبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.
  158. «لباس‌های سنتی زنان و مردان هزاره»، وب‌سایت تبیان.
  159. «لباس‌های سنتی زنان و مردان هزاره»، وب‌سایت تبیان.
  160. «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وب‌سایت رزنامۀ افغانستان ما.
  161. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.
  162. حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  163. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.
  164. حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  165. «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.
  166. «ضرب‌المثل‌های هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.
  167. «از آدم بیکار خدا بیزار»، وب‌سایت دیدئو.
  168. «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی افغانستان.
  169. «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.
  170. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143-148.
  171. «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاع‌رسانی افغانستان.
  172. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.
  173. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص140-141.
  174. مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.
  175. حسن‌زاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  176. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص77-79.
  177. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص138-139.
  178. «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.
  179. حکیمی، «بخشی از تاریخ دره ترکمن»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  180. طاهری، «توزیع ده‌ها گل‌خانۀ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وب‌سایت رونامۀ 8صبح.
  181. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص75.
  182. «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.
  183. مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.
  184. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص141-143.
  185. شهرستانی، «آذوقۀ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر.
  186. «بامیان در تولید گوشت مرغ خود کفا شد»، خبرگزاری شفقنا.
  187. «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانه‌گی به بانوان بامیان»، وب‌سایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری.
  188. «عسل داخلی در بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک.
  189. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص145-146.
  190. «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وب‌سایت کلکین.
  191. «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.
  192. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص127-128.
  193. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص88-95.
  194. «وضعیت فعلی هزاره‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز آینده»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  195. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص136.
  196. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص128-137.
  197. «درویش‌علی خان هزاره اولین نایب‌الحکومۀ هرات در دولت درانی‌ها»، وب‌سایت کانون افغانستانی‌های فنلند.
  198. جامعه هزاره در نظام طالبان»، وب‌سایت تحلیل روز.
  199. شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  200. فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.
  201. فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.
  202. شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  203. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.
  204. شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  205. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.
  206. شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  207. شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریه‌های مریم مصلوب.
  208. تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.
  209. شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
  210. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص143.
  211. شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  212. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-18.
  213. موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص166.
  214. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص18.
  215. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.
  216. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.
  217. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.
  218. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.
  219. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.
  220. مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104، 135 و 266.
  221. فصیحی، «گفتمان عدالت‌خواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.
  222. بیانی راد، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، 1404ش، ص17-19.
  223. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص627-630.
  224. «سالگرد قتل‌عام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.
  225. «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وب‌سایت آپارات.
  226. طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.
  227. بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.
  228. محمدی، «سیک‌ها و هندوها؛ اقلیتی با کوله‌باری از رنج»، وب‌سایت روزنامۀ 8 صبح.
  229. «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.
  230. دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول
  231. لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفته‌نامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.
  232. مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفته‌نامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.
  233. «واکنش‌ها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وب‌سایت رزنامۀ ماندگار.
  234. «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.
  235. «دل‌نوشته‌های فعالان شبکه‌های اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.
  236. «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار می‌شود»، خبرگزاری شفقنا.
  237. برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وب‌سایت اطلاع‌رسانی جاغوری.
  238. «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.
  239. «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.
  240. «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگ‌ترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.
  241. «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وب‌سایت خبرنامه.
  242. «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.
  243. لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.
  244. «فریاد روشنایی؛ سروده‌های فارسی‌زبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.
  245. لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامۀ صبح کابل.
  246. جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص174-184.
  247. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۵.
  248. «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله فاضلی بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
  249. ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.
  250. «زندگی‌نامه حضرت آیت‌الله واعظ‌زاده بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
  251. ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.
  252. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.
  253. شفایی، جریان‌شناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.
  254. «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وب‌سایت روزنامه افغانستان ما.
  255. «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید.
  256. «استاد محمد اکبری»، وب‌سایت ولسی‌جرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان.
  257. جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بین‌الملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاست)، 1401ش، ج3، ص386.
  258. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.
  259. «زندگی‌نامه مختصر استاد حسین‌علی (حاج کاظم یزدانی)»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
  260. دانش، «نگاهی به ویژگی‌های فرهنگی و شخصیتی دولت‌آبادی»، 1402ش، ص9.
  261. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.
  262. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص625-650.
  263. زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وب‌سایت هزاره انترنشنال.
  264. «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.
  265. «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وب‌سایت عصر ایران.
  266. «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاع‌رسانی دایکندی.
  267. «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.
  268. «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسل‌کشی هراس دارند؟»، وب‌سایت دیدار نیوز.
  269. «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری ایرنا.
  270. «همه چیز دربارۀ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  271. حسنی، «24 کشته و 57 زخمی در حمله انتحاری بر دانش‌آموزان کوثر دانش»، وب‌سایت خبرنامه.
  272. «افزایش تعداد شهدای انفجار در مدرسۀ سیدالشهدا کابل به 85 نفر»، خبرگزاری فارس.
  273. «داغ تازۀ دشت برچی»، خبرگزاری اعتماد.
  274. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص626-650.
  275. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.
  276. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.
  277. خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.
  278. خسروشاهی، نهضت‌های اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.
  279. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.
  280. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.
  281. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.
  282. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.
  283. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.
  284. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.
  285. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.
  286. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.
  287. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.
  288. دولت‌آبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.
  289. پولادی، هزاره‌ها، 1401ش، ص473-478.

منابع

  • «آشنایی با خواننده‌های افغانستان ۱۲؛ داوود سرخوش»، وب‌سایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ش.
  • «آشنایی با شهر بامیان»، وبلاگ گردشگری در ولایت بامیان، تاریخ درج مطلب: ۲۴ مهر ۱۳۹۴ش.
  • «آموزشگاه دخترانه کاج کابل»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۸ مهر ۱۴۰۱ش.
  • آهنگر، تیمور، «رشد صنعت قالین میان مردم هزاره»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • آیتی، عبدالقیوم، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» (پایان‌نامه)، قم، جامعه المصطفی العالمیه، ۱۳۸۶ش.
  • ابراهیمی، خالق، «قلع و قمع؛ گزارشی از دور جدید نسل‌کشی هزاره‌ها در ارزگان»، وب‌سایت هفته‌نامهٔ راه جادهٔ ابریشم، تاریخ درج مطلب: ۱۹ مهر ۱۴۰۲ش.
  • احمدی رشاد، عصمت‌الله، منزلت‌اجتماعی هزاره‌ها، قم، صبح امید، ۱۴۰۲ش.
  • احمدی، مهدی، گلشن ابرار، قم، نورالسجاد، ۱۳۸۴ش.
  • ارانسکی، ای.م. مقدمة فقه‌اللغة ایرانی، ترجمة کریم کشاورز، تهران، پیام، ۱۳۷۹ش.
  • ارزگانی، محمدافضل، المختصر المنقول فی تاریخ هزاره و مغول، قم، چاپ فروردین، بی‌تا.
  • «از آدم بیکار خدا بیزار»، وب‌سایت دیدئو، تاریخ بازدید: ۵ اسفند ۱۴۰۲ش.
  • «استاد محمد اکبری»، وب‌سایت ولسی‌جرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان، تاریخ بازدید: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وب‌سایت رزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۱ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • «اطلاعاتی دربارهٔ آقاخان‌ها»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۵ شهریور ۱۳۸۵ش.
  • «اعلام موجودیت شورای سراسری هزاره‌ها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو، تاریخ بازدید ۱۴ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وب‌سایت خبرنامه، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۵ش.
  • «افزایش تعداد شهدای انفجار در مدرسهٔ سیدالشهدا کابل به ۸۵ نفر»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
  • اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وب‌سایت سروش صبا، تاریخ بازدید: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «انتقاد از شکار غیرقانونی حیوانات در بامیان»، شبکهٔ اطلاع‌رسانی افغانستان، ۷ بهمن ۱۳۹۱ش.
  • «بامیان در تولید گوشت مرغ خودکفا شد»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۷ جون ۲۰۲۰م.
  • بامیانی، ظفر، «افزایش حیوانات وحشی و طیور در دایکندی»، وب‌سایت هزاره‌اینترنیشنال، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • بختیاری، محمدعزیز، شیعیان افغانستان، قم، مؤسسهٔ شیعه‌شناسی، ۱۳۸۵ش.
  • بدخشی، سراج‌الدین، «هزاره‌های اهل‌سنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاع‌رسانی جاغوری، تاریخ درج مطلب: ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۰م.
  • «برف‌کوچ در کوتل شاتو، ارتباط دو ولسوالی پنجاب و ورس را با مرکز بامیان قطع کرد»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۲۰ دی ۱۳۹۷ش.
  • «بنیاد آقاخان افغانستان چیست/ از شبکهٔ توسعه آقاخان چه می‌دانید؟»، خبرگزاری اطلس، تاریخ درج مطلب: ۲۵ فروردین ۱۳۹۸ش.
  • بهمنی قاجار، محمدعلی، «جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان افغانستان»، تهران، مؤسسهٔ مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۹۲ش.
  • «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • بیات، کاوه، صولت‌السلطنهٔ هزاره و شورش خراسان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری جهان کتاب، ۱۳۷۰ش.
  • بیانی راد، حسین، «تبارشناسی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها»، مجلهٔ عدالت و امید، شمارهٔ ۱۶، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «بیش از ۴۵ درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، باشگاه خبری جوان، تاریخ درج مطلب: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ش.
  • «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامهٔ گلخو قسمت نوزدهم»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۱ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • «پروفایل ولایت بامیان»، ۱۳۹۸ش.
  • «پشت پردهٔ شب اول و دوم اسد ۱۳۹۵ (فاجعه دهمزنگ)، به‌روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۳۹۶ش.
  • پولادی، حسن، هزاره‌ها، ترجمهٔ علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، ۱۴۰۱ش.
  • پیکار، نصیرالدین شاه، «بازتاب نمادین نور یزدانی در مراسم تشریفات مذهبی اسماعیلیان آسیای میانه»، وب‌سایت سیمای شغنان، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • «پیکر قربانیان رویداد زابل، در جاغوری به خاک سپرده شد»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۲۳ آبان ۱۳۹۴ش.
  • «تاریخچه جاغوری»، وبلاگ غزنهٔ باستان، تاریخ درج مطلب: ۸ خرداد ۱۳۹۱ش.
  • «تاریخچهٔ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
  • «تأملی بر شعر عامیانهٔ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۳ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانه‌گی به بانوان بامیان»، وب‌سایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری، تاریخ درج مطلب: ۴ مرداد ۱۳۹۸ش.
  • تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
  • «جایگاه جامعهٔ هزاره در نظام طالبان»، وب‌سایت تحلیل روز، تاریخ درج مطلب: ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
  • جعفری، محمدرضا، «اتصال بامیان به شمال»، وب‌سایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • «جلوه‌های درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطره‌انگیز اما فراموش شده افغانستان»، وب‌سایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش.
  • جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بین‌الملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش
  • جوادی، غلام‌سخی، «هزاره جات، سرزمین آب خیز کشور»، وبلاگ قلم، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ش.
  • جویا، زهرا، «نخستین جشنوارهی فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۱۷ تیر ۱۳۹۶ش.
  • «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسل‌کشی هراس دارند؟»، وب‌سایت دیدار نیوز، تاریخ بارگذاری: ۸ آبان ۱۴۰۰ش.
  • حکیمی، یاسا، «بخشی از تاریخ درهٔ ترکمن»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ درج بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • حسن‌زاده، ابراهیم، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید ۲۳ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • حسنی، فریدون، «۲۴ کشته و ۵۷ زخمی در حمله انتحاری بر دانش‌آموزان کوثر دانش»، وب‌سایت خبرنامه، تاریخ بازدیدی: ۱۸ مهر ۱۴۰۱ش.
  • خاوری، تقی، مردم هزاره و خراسان بزرگ، چ۱، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، ۱۳۸۵ش.
  • خسروشاهی، هادی، نهضت‌های اسلامی افغانستان، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وابسته به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۹ش.
  • خواتی، شفق «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • «خوردن کچالوی تندوری در بامیان» وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • «خوست: از نامیده‌شدن به مسکو کوچک تا منطقه‌ای نیمه مختار با پیوندهای قوی قبیله‌ای در برار دولت مرکزی ۱۳»، وب‌سایت کلکین، تاریخ درج مطلب: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
  • دادگی، فرنبغ، بندهش، تهران، توس، ۱۳۷۵ش.
  • «داغ تازهٔ دشت برچی»، خبرگزاری اعتماد، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ش.
  • دانش، سرور، «نگاهی به ویژگی‌های فرهنگی و شخصیتی دولت‌آبادی»، مجلهٔ عدالت و امید، شمارهٔ ۹، ۱۴۰۲ش، ص۹.
  • «درِّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۳۱ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • «دُرِّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ش.
  • «درویش‌علی خان هزاره اولین نایب‌الحکومهٔ هرات در دولت درانی‌ها»، وب‌سایت کانون افغانستانی‌های فنلند، تاریخ درج مطلب: ۱۵ فبروری ۲۰۰۹م.
  • دلجو، عباس، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «دل‌نوشته‌های فعالان شبکه‌های اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۱ آبان ۱۳۹۴ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، شناسنامهٔ احزاب و جریانات‌سیاسی افغانستان، قم، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، شناسنامه افغانستان، تهران، عرفان، ۱۳۸۷ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، «مبارزات سیاسی شیعیان در افغانستان»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۸۸ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، هزاره‌ها از قتل‌عام تا کتمان هویت، قم، مرکز نویسندگان افغانستان، ۱۳۸۵ش.
  • «دومین جشنوارهٔ گل بادام در دایکندی برگزار شد»، وب‌سایت رادیو کلید، تاریخ درج مطلب: ۱۲ فروردین ۱۳۹۷ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، تهران، دانشگاه‌تهران، ۱۳۷۷ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، وب‌سایت واژه‌یاب، تاریخ بازدید: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱۴ش.
  • دهقان، صادق، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول، تاریخ درج مطلب: ۶ دی ۱۳۹۴ش.
  • رجاء، نوروز، «صنایع دستی زنان با رکود مواجه است»، وب‌سایت روزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۱۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
  • رزاق مأمون، «چشم‌انداز یک دولت اسماعیلی در کنار افغانستان»، وبلاگ اسماعیلیان افغانستان، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش
  • «رسانه‌های شیعیان افغانی»، وب‌سایت مجله ویستا، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • زرتشت، مهدی، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورهٔ آزادی» وب‌سایت هزاره انترنشنال، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۱ش.
  • «زندگی‌نامه حضرت آیت الله العظمی فاضلی بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مهر ۱۴۰۲ش.
  • «زندگی‌نامه حضرت آیت الله العظمی واعظ‌زاده بهسودی»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مهر ۱۴۰۲ش.
  • «زندگی‌نامهٔ مختصر استاد حسین علی (حاج کاظم یزدانی)»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۱۷ مهر ۱۴۰۲ش.
  • «سالگرد قتل‌عام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ درج مطلب: ۱۹ دی ۱۴۰۳ش.
  • «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید، تاریخ درج مطلب: ۲ آبان ۱۴۰۱ش.
  • سرور، الهه، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وب‌سایت رادیو نوروز، تاریخ درج مطلب: ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ش.
  • «سنت‌ها و رسوم مذهبی اسماعیلیان بدخشان»، مجلهٔ ماهنامهٔ فرهنگی و هنری چشم‌انداز، شمارهٔ ۱۱، بهمن ۱۳۸۶ش.
  • «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وب‌سایت عصر ایران، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۳۸۹ش.
  • شاهی، مریم، «رونمایی از نماد زنانه موسیقی در سومین جشنواره دمبوره بامیان»، وب‌سایت یورو نیوز، تاریح درج مطلب: ۲۶ اوت ۲۰۱۹م.
  • «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار می‌شود»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آبان ۱۳۹۴ش.
  • شریعتی سحر، حفیظ‌الله، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • شریعتی سحر، حفیظ‌الله، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریه‌های مریم مصلوب، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • شریعتی سحر، حفیظ‌الله، «صنایع دستی هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • شریعتی سحر، حفیظ‌الله، «کتاب هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان»، وب‌سایت بامیان نیوز، بازدید: ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وب‌سایت آپارات، تاریخ بازدید ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وب‌سایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
  • «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگ‌ترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟» خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
  • شفایی، امان‌الله، جریان‌شناسی تاریخ افغانستان معاصر، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش.
  • شهرستانی، شاه‌علی‌اکبر، «آذوقهٔ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر، تاریخ درج مطلب: ۴ آوریل ۲۰۲۰م.
  • شهرستانی، شاه‌علی‌اکبر، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل»، وبلاگ هزاره کلچر، تاریخ درج مطلب: ۴ آوریل ۲۰۲۰م.
  • «شیعیان و هزاره‌های کویته»، خبرگزاری اطلس، تاریخ بارگذاری: ۲۶ اردیبهشت، ۱۳۹۸ش.
  • «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۱ش.
  • «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ خرداد ۱۳۹۷ش.
  • «صنایع دستی چیست؟»، وب‌سایت پرسیا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آذر ۱۳۹۷ش.
  • «ضرب‌المثل‌های هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره، تاریخ بازدید: ۴ آبان ۱۴۰۲ش.
  • «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی/روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا می‌کنند»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آذر ۱۴۰۰ش.
  • ضیایی، محمدرضا، هزاره‌ها در اسکاندیناوی، کابل، مقصودی، ۱۳۸۹ش.
  • طاهری، الیاس، «توزیع ده‌ها گل‌خانهٔ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آذر ۱۳۹۹ش.
  • «طرز تهیهٔ نان پنجه‌کش»، وب‌سایت چیشی، تاریخ بازدید ۱۰ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • طنین، ظاهر، افغانستان در قرن بیستم، تهران، عرفان، ۱۳۸۴ش.
  • عادلی، ملکه، «انواع لباسهای هزارگی در بامیان»، وب‌سایت رادیوبامیان، تاریخ بازدید: ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • عالمی، محمدعیسی، بررسی جامعه‌شناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، قم، جامعه المصطفی العالمیه، ۱۳۸۷ش.
  • عباسی، علی، «هزاره‌های دره قراشغان ولایت لغمان»، وبلاک الحاج عباسی، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
  • عبدلی، حسین، «هزاره‌های افغانستان؛ تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وب‌سایت سکوی نشر دانش، تاریخ بازدید: ۴ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • عرفانی، محمد، «مهاجرت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها»، قم، طرح نو، سال ششم، شمارهٔ ۲۲، ۱۳۸۸ش.
  • «عسل داخلی در بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۲ دسامبر ۲۰۱۵م.
  • عطایی، رضا، «موزهٔ از اقوام افغانستان۲»، وب‌سایت ماه‌نامهٔ دنیا، تایخ بازدید: ۶ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • عظیمی، خان‌علی، «بررسی تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی ارزگان از برآمدن امیرعبدالرحمان تا برافتادن طالبان»، (پایان‌نامه)، ۱۳۸۸ش.
  • علی‌آبادی، علی‌رضا، جامعه و فرهنگ افغانستان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی بین‌المللی الهدی، ۱۳۹۵ش.
  • «غار یخ شگفت‌انگیز قازان»، وب‌سایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
  • غبار، میرغلام‌محمد، «جغرافیای تاریخی افغانستان»، کابل، مطبعهٔ دولتی، ۱۳۶۸ش.
  • «غزل‌های هزارگی آقای علی‌مدد پاطو»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۴ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • غفاری، عبدالله، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۲۵ مرداد۱۳۹۰ش.
  • «فرار مغزها، این بار از افغانستان»، وب‌سایت روزنامهٔ اقتصادی تعادل، تاریخ درج مطلب: ۳ آبان ۱۳۹۴ش.
  • فرهنگ، سیدمحمدحسین، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
  • فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش.
  • «فریاد روشنایی؛ سروده‌های فارسی‌زبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش.
  • فصیحی، امان‌الله، «گفتمان عدالت‌خواهی در افغانستان»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال شانزدهم، شماره ۱۵، تابستان ۱۴۰۳ش.
  • «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش‌شدهٔ تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنچره‌ای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش.
  • فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • قاسمی، وحید، موسیقی اصیل هزاره، ترجمهٔ رامین انوری، کابل، ۱۳۹۶ش.
  • «قانون اساسی سابق افغانستان»، وب‌سایت وزارت عدلیه، تاریخ بازدید: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
  • «قصه‌های از سرزمین گزگ ولسوالی خاک افغان زابل»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • کاتب، فیض‌محمد، سراج التواریخ، کابل، دارالسلطنه کابل، ۱۸۶۲م.
  • کاتب، فیض‌محمد، نژادنامه افغان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
  • «کار ساخت بخش دوم سرک گردندیوال به یک شرکت خصوصی امضا شده است»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ش.
  • کانفیلد، رابرت، «هزاره»، ترجمه و تلخیص معصومه ابراهیمی، وب‌سایت دانشنامه ایران زمین، تاریخ بازدید: ۱۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
  • کریمی، یاسین، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز، تاریخ درج مطلب: ۲ مهر ۱۳۹۵ش.
  • «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وب‌سایت روزنامه افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آبان ۱۳۹۰ش.
  • «کوتل حاجی‌گک بعد از پنج ماه باز شد»، آژانس خبری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آوریل ۲۰۱۲م.
  • «کودکان کار در کشور»، شبکهٔ اطلاع‌رسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
  • گریفیتز، جان. سی، افغانستان کلید یک قاره، ترجمهٔ ذ.غ. تهران، انتشارات گل محمد تخاری، بی‌تا.
  • «گونه‌های جانوری افغانستان»، شبکهٔ اطلاع‌رسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • «لباس‌های سنتی زنان و مردان هزاره»، وب‌سایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ش.
  • لعلی، اسماعیل، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دسته‌جمعی است»، وب‌سایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
  • محبی، «نیمنگاهی به هنر موسیقی و موسیقی هزارگی»، وبلاگ خط سوم، تاریخ درج مطلب: ۱۸ فروردین ۱۳۹۶ش.
  • محرابی، سکینه، وضعیت زنان در دورهٔ پس‌از طالبان، مجموعه مقالات همایش زنان در افغانستان؛ فرصت‌ها، چالش‌ها و راهکارها، قم، جامعهٔ المصطفی، ۱۳۸۹ش.
  • محمدی شاری، شوکت، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ د رج مطلب: ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ش.
  • محمدی، عارف، «سیک‌ها و هندوها؛ اقلیتی با کوله‌باری از رنج»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبج، تاریخ درج مطلب: ۱۱ فروردین ۱۳۹۹ش.
  • محمودیان، حسن، «مهاجرت افغان‌ها به ایران: تغییر در ویژگی‌های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، مجلهٔ نامه انجمن جمعیت‌شناسی ایران، شمارهٔ ۴، ۱۳۸۶ش.
  • «مختهٔ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۴ فروردین ۱۴۰۳ش.
  • مجیدی، عبدالطیف، «لباس هزارگی»، وب‌سایت مجلهٔ خامک، تاریخ درج مطلب: ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ش.
  • مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش.
  • مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش.
  • مزاری، عبدالعلی، احیای هویت، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش.
  • مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفته‌نامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش.
  • مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتاب‌های جیبی، ۱۳۷۴ش.
  • «معادن در افغانستان: زغال‌سنگ از گذشتهٔ سیاه تا آیندهٔ روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال‌سنگ»، وب‌سایت کلکین، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۴۰۱ش.
  • «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وب‌سایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اشک یاس، ۱۳۷۹ش.
  • «موسیقی محلی بامیان در آستانهٔ فراموشی»، شبکهٔ اطلاع‌رسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ آّبان ۱۳۹۰ش.
  • «موقعیت جغرافیایی تبرغنک»، وبلاگ تبرغنک، تاریخ ۲۵ دی ۱۳۸۸ش.
  • ناصری، اسپیلو، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید، تاریخ درج مطلب: ۸ مهر ۱۳۹۰ش.
  • ناصری داوودی، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، نشر المصطفی، ۱۳۹۰ش.
  • «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۹ دی ۱۳۹۵ش.
  • «نسل‌کشی خاموش هزاره‌ها»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ بارگذاری: ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • «هزاره ها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وب‌سایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۹ میزان ۱۴۰۳ش.
  • «همه چیز دربارهٔ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ش.
  • «واکنش‌ها به سربریدن هفت گروگان «شکار توطیه نشوید»، وب‌سایت رزنامهٔ ماندگار، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۳۹۴ش.
  • وحیدی، محمدحسین، «اسماعیلیه»، وب‌سایت تخصصی شیعه‌شناسی، تاریخ درج مطلب: ۵ خرداد ۱۳۹۸ش.
  • «وضعیت فعلی هزاره‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌انداز آینده»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • «ولایت پکتیکا در افغانستان، از گذشته تا امروز»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۳ تیر ۱۴۰۰ش.
  • «ولسوالی جاغوری و ۱۸ بند آب‌گردان»، وب‌سایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ش.
  • یزدانی، حسین‌علی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، ۱۳۷۳ش.
  • «یک مرکز فرهنگی و تجاری مخصوص زنان در بامیان به بهره‌برداری سپرده شد»، خبرگزاری زنان افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ آذر ۱۴۰۲ش.
  • «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش.
  • Adelkhah, Fariba; Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007.
  • Bright, William. International Encyclopedia of Linguistics. Oxford: Oxford University Pres, 1992.
  • Muslim peoples, ed, Richard v. Weeks, U.S.A, 1984.