جز ویکی سازی و تمیزکاری |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''تبریز'''}}؛ مرکز استان آذربایجان شرقی. | {{درشت|'''تبریز'''}}؛ مرکز استان آذربایجان شرقی. | ||
| خط ۱۰: | خط ۹: | ||
== جغرافیا == | == جغرافیا == | ||
مختصات جغرافیایی تبریز، در حدودَ ۱۸°۴۶ طول شرقی وَ ۰۴°۳۸ عرض شمالی است. میانگین بارندگی سالانه در این منطقه، ۳۰۸ میلیمتر است. آبوهوای این منطقه، معتدل مایل به سرد، خشک و کوهستانی است.<ref>جعفری، گیتاشناسی ایران، ج3، 1379ش، ص279-280.</ref> | |||
مختصات جغرافیایی | تبریز در منطقهای نیمهکوهستانی و نیمهجلگهای قرار گرفته است. جلگه وسیع تبریز، مثلثیشکل بوده و قاعده آن در حاشیه شرق [[دریاچه ارومیه]] واقع شده است. دو ضلع دیگر این جلگه نیز با منطقه کوهستانی عینالی و توده آتشفشانی [[کوه سهند|سهند]]، برخورد دارد.<ref>خیام، «نگرشی به تنگناهای ژئومورفولوژیکی توسعهٔ شهر تبریز»، ۱۳۷۴ش، ص92.</ref> این جلگه، از نوع کوهستانی و دارای شیب ملایمی در حدود ۳ تا ۴درصد بوده و ارتفاع آن نیز در حدود ۱۳۵۰ متر از سطح دریا است. جلگه تبریز، در قسمت جنوبی شهرستان مرند، توسط کوه میشو (میشوداغ) از جلگه مرند جدا شده، سپس توسط تپهماهورهایی به کوه موروداغ میپیوندد. مرتفعترین نقطه موروداغ در حدود ۲۲۱۰ متر است. کوه معروف سهند نیز در سمت جنوبی جلگه تبریز قرار دارد. دامنههای [[کوه سهند]]، از ارتفاع نزدیک به ۲٬۵۰۰ متر به سمت پایین، پوشیده از چراگاههای طبیعی با مساحت ۵۵۷٬۵۰۰ هکتار است که محلی برای ییلاق عشایر آذربایجانی بهشمار میرود.<ref>فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، ج6، ۱۳۷۱ش، ص46.</ref> | ||
تبریز، بهدلیل قرار گرفتن در مسیر [[دریاچه ارومیه]]، دارای رودهای جاری و فصلی گوناگون است.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص۹.</ref> از مهمترین این جریانهای آبی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | |||
# آجیچای (تلخهرود): بزرگترین رودخانه تبریز با طول ۲۶۵ کیلومتر است. این رود، از ارتفاعات [[کوه سبلان|سبلان]] سرچشمه گرفته و پس از عبور از جلگه سراب، به جلگهٔ تبریز سرازیر میشود. و سرانجام در محل داشکَسَن، به دریاچه ارومیه میریزد.<ref>طرح هادی، ۱۳۸۰ش، ص18. | |||
# آجیچای (تلخهرود): بزرگترین رودخانه | |||
سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص۹.</ref> آب این رودخانهٔ بزرگ بهدلیل عبور از زمینهای گچی و نمکی، دارای املاح زیادی است. | سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص۹.</ref> آب این رودخانهٔ بزرگ بهدلیل عبور از زمینهای گچی و نمکی، دارای املاح زیادی است. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۱: | ||
# آب نهند: این رودخانه، از کوه کسبه سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به شاخههای آبی دیگر، در نزدیکی پل ونیار به آجیچای میپیوندد.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص۷.</ref> امروزه، سد نهند بر روی این رودخانه بسته شده و بخشی از آب شرب شهر تبریز را تأمین میکند. | # آب نهند: این رودخانه، از کوه کسبه سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به شاخههای آبی دیگر، در نزدیکی پل ونیار به آجیچای میپیوندد.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص۷.</ref> امروزه، سد نهند بر روی این رودخانه بسته شده و بخشی از آب شرب شهر تبریز را تأمین میکند. | ||
علاوهبر آبهای جاری و سطحی | علاوهبر آبهای جاری و سطحی تبریز، ۴۰۰ رشته [[قنات]] نیز در این منطقه وجود دارد که ۳۶۱ رشتهٔ آن، هنوز فعال است.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص9-17.</ref> | ||
=== تقسیمات کشوری === | === تقسیمات کشوری === | ||
تبریز بر اساس تقسیمات کشوری [[ایران]]، دارای ۳ بخش (مرکزی، خسروشاه و باسمنج)، ۴ شهر (تبریز، سردرود، خسروشاه و باسمنج)، ۷ دهستان (آجیچای، اسپران، سردصحرا، مهرانرود، تازهکند، لاهیجان و میدانچای) و ۷۰ روستای بزرگ و کوچک است. | |||
=== راههای ارتباطی === | === راههای ارتباطی === | ||
تبریز، یکی از قطبهای صنعتی و تجاری [[ایران]] است و بههمین دلیل دارای سیستم حملونقل و موقعیت ویژهای است. ارتباط این استان با نواحی مرزی در غرب ایران، نزدیکی به مرز بازرگان و کشور [[ترکیه]]، داشتن راههای جادهای و راهآهن با شهرستانهای مجاور، از جمله دلایل توسعه صنعت و تجارت در این منطقه است. تبریز، از طریق محور تبریز ـ جلفا، به کشورهای [[ارمنستان]] و [[آذربایجان]] نیز دسترسی دارد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص128-132.</ref> فرودگاه تبریز، در ۱۳۳۶ش احداث و از ۱۳۷۰ش به فرودگاهی بینالمللی تبدیل شد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص135.</ref> تبریز، از طریق زمین و هوا، به شهرهای اطراف خود و مرکز [[ایران]] راه دارد؛ برای مثال، فاصله تبریز تا [[تهران]] ۶۱۴ کیلومتر است.<ref>سازمان نقشهبرداری کشور، نقشة راههای ایران، 1384ش.</ref> | |||
== اقلیم == | == اقلیم == | ||
تبریز، از جمله مناطق سردسیر [[ایران]] است که [[تابستان]]هایی معتدل و [[زمستان]]هایی سرد دارد. توده هوای مدیترانهای در این منطقه، بارشهای بسیاری را به همراه میآورد. جریان هوایی اطلس شمالی نیز، منجر به ورود سرمای شدید و بارش برف در این منطقه میشود. متوسط بارندگی سالانه در این منطقه، ۲۶۱٫۳ میلیمتر است. هوای این شهرستان، از رطوبت نسبی کمی (در حدود ۵۱ درصد) برخوردار است. | |||
وزش باد، در این منطقه از تمامی جهات رخ میدهد که باد شرقی آن شدت بیشتری دارد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص6-8.</ref> باد «آق یِل» از جمله بادهای محلی تبریز است که در | وزش باد، در این منطقه از تمامی جهات رخ میدهد که باد شرقی آن شدت بیشتری دارد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص6-8.</ref> باد «آق یِل» از جمله بادهای محلی تبریز است که در [[اسفند]] رخ داده و منجر به آب شدن سریع برفها میشود. باد نامنظم «گِچی قران» (بزکُش)، از جمله بادهایی است که در هنگام وزش آن، هوای تبریز مملو از گرد و خاک و آلودگی میشود.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص25.</ref> اقلیم این منطقه در قسمت شمالی بهصورت سرد و نیمهخشک و در سمت جنوبی نیز نیمهخشک تا مرطوب است.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص8-9.</ref> | ||
== زبان و دین == | == زبان و دین == | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۶: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
نامهای مختلفی برای این منطقه، در منابع تاریخی و جغرافیایی آمده است، مانند آکراتا، آماتا، تارماکیس، تاورژ، تربیز، تاوریز، توریز، داوریژ، دژ تارویی و قازا. تبریز، همچنین، در طول تاریخ دارای عناوینی مانند دارالسلطنه و قبةالاسلام بوده است.<ref>چکنگی، فرهنگنامة تطبیقی نامهای قدیم و جدید مکانهای جغرافیایی ایران و نواحی مجاور، 1378ش، ص183-184؛{{سخ}} | نامهای مختلفی برای این منطقه، در منابع تاریخی و جغرافیایی آمده است، مانند آکراتا، آماتا، تارماکیس، تاورژ، تربیز، تاوریز، توریز، داوریژ، دژ تارویی و قازا. تبریز، همچنین، در طول تاریخ دارای عناوینی مانند دارالسلطنه و قبةالاسلام بوده است.<ref>چکنگی، فرهنگنامة تطبیقی نامهای قدیم و جدید مکانهای جغرافیایی ایران و نواحی مجاور، 1378ش، ص183-184؛{{سخ}} | ||
افشار سیستانی، پژوهش در نام شهرهای ایران، 1382ش، ص231-232.</ref> | افشار سیستانی، پژوهش در نام شهرهای ایران، 1382ش، ص231-232.</ref> | ||
در برخی از کتب کهن، از تبریز بهعنوان شهری کوچک اما آباد یاد شده است.<ref>حدودالعالم من المشرق الی المغرب، 1362ش، ص158.</ref> یاقوت حموی (۵۷۴–۶۲۶ق)، از تبریز بهعنوان شهری مشهور، آباد، زیبا و دارای باروهای استوار یاد کرده است. او به رودخانههای این منطقه و باغهای سرسبز و عظیم در اطراف آنها نیز اشاره کرده و بر این باور است که تبریز در روزگار خلافت عباسیان، گسترش یافته و از آن زمان، پارچههای مختلف عبایی، ختایی، سنج و سقلاطونی در این شهر بافته شده و به دیگر شهرهای غربی و شرقی فرستاده میشد.<ref>حموی، یاقوت، معجمالبلدان، 1866م، ج1، ص822.</ref> | |||
در برخی از کتب کهن، از تبریز بهعنوان شهری کوچک اما آباد یاد شده است.<ref>حدودالعالم من المشرق الی المغرب، 1362ش، ص158.</ref> یاقوت حموی (۵۷۴–۶۲۶ق)، از تبریز بهعنوان شهری مشهور، آباد، زیبا و دارای باروهای استوار یاد کرده است. او به رودخانههای این منطقه و باغهای سرسبز و عظیم در اطراف آنها نیز اشاره کرده و بر این باور است که تبریز در روزگار خلافت عباسیان، گسترش یافته و از آن زمان، پارچههای مختلف عبایی، ختایی، سنج و سقلاطونی در این شهر بافته شده و به دیگر شهرهای غربی و شرقی فرستاده میشد.<ref>حموی، یاقوت، معجمالبلدان، 1866م، ج1، ص822.</ref> | |||
تبریز، پس از غلبه مغول بر ایران، بهعنوان پایتخت ایران، انتخاب شد و این گامی بزرگ بهسوی آبادانی و توسعه این شهر بود.<ref>بارتولد، تذکرة جغرافیایی تاریخی ایران، 1372ش، ص223-224.</ref> حمدالله مستوفی (۶۸۰–۷۵۰ق)، بنای این شهر را بهدست «زبیده خاتون» همسر هارونالرشید دانسته که این شهر را بهعنوان دارالملک آذربایجان و بزرگترین سرزمین ایران، پرآوازه کرد.<ref>مستوفی، حمدالله، نزهةالقلوب، بهتحقیق گای لسترنج، لیدن، بریل، 1333ق، ص75.</ref> گروهی دیگر از محققان، ساخت این سرزمین بهدستور همسر هارونالرشید را نادرست دانستهاند اما آبادانی تبریز در سده سوم هجری و دوران خلافت عباسی را پذیرفتهاند.<ref>لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، 1383ش، ص173.</ref> | |||
از تبریز، در سفرنامههای بسیاری یاد شده است. [[ناصر خسرو]] (۳۹۴–۴۸۱ق)، [[مارکوپولو]] (۱۲۵۴–۱۳۲۴م)، [[ابنبطوطه]] (۷۰۳–۷۷۹م) و برخی از مسافران اروپایی و فرستادگان سایر کشورها به ایران، از این شهر و بزرگی و آبادی آن در طول تاریخ نوشتهاند. کلاویخو (درگذشته ۱۴۱۲م)، فرستاده پادشاهی اسپانیا، این شهر را دارای خیابانهای پهن، میدانهایی وسیع، ساختمانهای بزرگ و زیبا و [[مسجد|مساجدی]] با کاشیهای آبی و طلایی معرفی کرده است.<ref>کلاویخو، سفرنامه، 1337ش، ص160-161.</ref> | از تبریز، در سفرنامههای بسیاری یاد شده است. [[ناصر خسرو]] (۳۹۴–۴۸۱ق)، [[مارکوپولو]] (۱۲۵۴–۱۳۲۴م)، [[ابنبطوطه]] (۷۰۳–۷۷۹م) و برخی از مسافران اروپایی و فرستادگان سایر کشورها به ایران، از این شهر و بزرگی و آبادی آن در طول تاریخ نوشتهاند. کلاویخو (درگذشته ۱۴۱۲م)، فرستاده پادشاهی اسپانیا، این شهر را دارای خیابانهای پهن، میدانهایی وسیع، ساختمانهای بزرگ و زیبا و [[مسجد|مساجدی]] با کاشیهای آبی و طلایی معرفی کرده است.<ref>کلاویخو، سفرنامه، 1337ش، ص160-161.</ref> | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
== گردشگری == | == گردشگری == | ||
تبریز، همواره بهدلیل داشتن مراکز زیبای تاریخی، طبیعی و فرهنگی، مورد استقبال گردشگران ایرانی و خارجی بوده است. از آن جمله میتوان به [[مسجد کبود]]، [[ارگ علیشاه]]، عمارت ائل گلی (شاه گلی)، مجموعه بازارها و تیمچههای زیبا، [[مقبرة الشعرا]]، ارتفاعات [[کوه سهند]]، سواحل [[دریاچه ارومیه]] و جاذبههای طبیعی دیگر اشاره کرد.<ref>سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، جغرافیای استان آذربایجان شرقی، 1381ش، ص50-56.</ref> | |||
== در ادبیات فارسی == | == در ادبیات فارسی == | ||
شعر و ادب فارسی، اگرچه با ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی همچون [[رودکی]]، پدر شعر فارسی، ابتدا در منطقه خراسان و ماوراءالنهر رسمیت یافت؛ اما از | شعر و ادب فارسی، اگرچه با ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی همچون [[رودکی]]، پدر شعر فارسی، ابتدا در منطقه [[خراسان]] و [[ماوراءالنهر]] رسمیت یافت؛ اما از قرن پنجم هجری، زبان و ادب فارسی، در شهر زیبا و پرجمعیت<ref>ابنحوقل، صورةالارض، ۱۳۴۵ش، ص۸۴.</ref> تبریز، که با عنوان دارالاسلام و دارالمک<ref>مولوی، مثنوی معنوی، ج6، ۱۳۶۳ش، ص3106-3116.</ref> شناخته میشد، رواج یافت و کمکم، یکی از قطبها و مراکز برجستهٔ فرهنگ و ادب ایرانزمین شد. فرهنگ و ادب فارسی در تبریز، چه از نظر کیفیت ادبی و چه از نظر تعداد شاعران و نویسندگان، چشمگیر است.<ref>Rypka, Historyof Iranian Literature, 1968, P201.</ref> متخصصان، سیر تاریخی گسترش ادب فارسی در تبریز را در چهار دوره بررسی کردهاند. | ||
=== دوره اول === | === دوره اول === | ||
در سده ۵ق، سبک خراسانی به تبریز رسید و توسعه یافت. آغازگر شعر و ادب فارسی در تبریز، «قطران تبریزی» است که از منظر | در سده ۵ق، سبک خراسانی به تبریز رسید و توسعه یافت. آغازگر شعر و ادب فارسی در تبریز، «قطران تبریزی» است که از منظر [[ناصر خسرو]]، او شعر دری را به خوبی میسرود<ref>ناصرخسرو، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص29.</ref> و نزد پژوهشگران با القابی همچون شرفالزمان، فخرالشعرا و امامالشعرا شناخته میشد.<ref>عوفی، لبابالالباب، ج2، ۱۹۰۱م، ص214. | ||
دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، ۱۹۰۱م، ص۶۷. | دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، ۱۹۰۱م، ص۶۷. | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۰: | ||
با حمله مغول به [[خراسان]] و [[ماوراءالنهر]]، سبک خراسانی در ادب فارسی افول کرد و جای خود را به سبک عراقی داد.<ref>میسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱۹۲. | با حمله مغول به [[خراسان]] و [[ماوراءالنهر]]، سبک خراسانی در ادب فارسی افول کرد و جای خود را به سبک عراقی داد.<ref>میسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱۹۲. | ||
محجوب، سبک خراسانی در شعر فارسی، ۱۳۴۵ش، ص۵۵۹.</ref> در طول قرن ۶ق، شاعران آذربایجانی نامدار همچون [[نظامی گنجوی]]، [[خاقانی]]، مجیر بیلقانی و فلکی شروانی، شیوهای میانه را در پیش گرفتند و از زبان سبک خراسانی و اندیشه و قالب شعری سبک عراقی، بهره گرفتند.<ref>شمیسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱07.</ref> همزمان با سلطهٔ | محجوب، سبک خراسانی در شعر فارسی، ۱۳۴۵ش، ص۵۵۹.</ref> در طول قرن ۶ق، شاعران آذربایجانی نامدار همچون [[نظامی گنجوی]]، [[خاقانی]]، مجیر بیلقانی و فلکی شروانی، شیوهای میانه را در پیش گرفتند و از زبان سبک خراسانی و اندیشه و قالب شعری سبک عراقی، بهره گرفتند.<ref>شمیسا، سبکشناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱07.</ref> همزمان با سلطهٔ [[ایلخانان]] بر آذربایجان سده ۷ق و انتخاب تبریز بهعنوان پایتخت ایران،<ref>لسترنج، سرزمینهای خلافت شرقی، ۱۳۶۴ش، ص۱۷۳.</ref> منابع تاریخی، از حضور ۴۰۰ استاد، ۱۰۰۰ طالب علم و ۶۰۰۰ دانشجو در سطوح مختلف علمی، در دارالعلمهای رشیدی تبریز و نیز ایجاد دو کتابخانه بزرگ که حاوی ۱۰۰۰ جلد [[قرآن]] نفیس (به خط خوشنویسان ماهر) و ۶۰ هزار جلد کتاب در زمینههای مختلف، در آن دوران، خبر دادهاند.<ref>حشری تبریزی، روضهٔ اطهار، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۴.</ref> این دارالعلمها، از شکوه و رونقی خاص برخوردار بوده و اساتید و استادیاران با استفاده از کتابخانههای موجود، به تدریس دانشجویان و دانشآموزان مشغول بودند.<ref>رشیدالدین فضلالله، وقفنامهٔ ربع رشیدی، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۰.</ref> | ||
مجموعه کمنظیر «سفینه تبریز» در همان روزگار توسط فردی به نام ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، گردآوری و نوشته شد. محققان، این مجموعه را نمونهای گویا از سطح بالای دانش و ادب تبریزی، در قرنهای ۷ و ۸ق، دانستهاند.<ref>پورجوادی، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»، ۱۳۸۱ش، ص4.</ref> مجموعه سفینه تبریز، از ۲۱۱ رساله تشکیل شده که برخی از آنها، از ضبط نظم و نثر نویسندگان نامدار ایرانی ایجاد شدهاند. | مجموعه کمنظیر «سفینه تبریز» در همان روزگار توسط فردی به نام ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، گردآوری و نوشته شد. محققان، این مجموعه را نمونهای گویا از سطح بالای دانش و ادب تبریزی، در قرنهای ۷ و ۸ق، دانستهاند.<ref>پورجوادی، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»، ۱۳۸۱ش، ص4.</ref> مجموعه سفینه تبریز، از ۲۱۱ رساله تشکیل شده که برخی از آنها، از ضبط نظم و نثر نویسندگان نامدار ایرانی ایجاد شدهاند. | ||
تبریز در این دوران، شاهد پرورش شاعران و ادیبانی عارفمسلک بود که از | تبریز در این دوران، شاهد پرورش شاعران و ادیبانی عارفمسلک بود که از پارسیسرایان ایرانی محسوب میشدند. از آن جمله میتوان به خواجه همامالدین (معروف به همام تبریزی)،<ref>صفا، تاریخ، (3) 2/ 715 و 721</ref> نجمالدین ابوبکر محمد ظاهری (معروف به نجمالدین زرکوب)،<ref>نفیسی، ۱ / ۱۷۶–۱۷۷</ref> شیخ محمود شبستری تبریزی (سراینده [[مثنوی]] عرفانی «[[گلشن راز (کتاب)|گلشن راز]]»)،<ref>هدایت، ۱(۲) / ۵۹. | ||
صفا، همان، ۳(۲) / ۷۶۶–۷۶۷</ref> شمسالدین محمد بزازینی تبریزی (ملقب به شیرین) و قطبالدین عقیقی تبریزی و پسر او جلالالدین اشاره کرد. | صفا، همان، ۳(۲) / ۷۶۶–۷۶۷</ref> شمسالدین محمد بزازینی تبریزی (ملقب به شیرین) و قطبالدین عقیقی تبریزی و پسر او جلالالدین اشاره کرد. | ||
پس از [[ایلخانان | پس از [[ایلخانان]]، ترکمانان قرا قویونلو و آق قویونلو<ref>اقبال، ۶۵۵–۶۶۰</ref> نیز، به شعر و ادب فارسی، علاقه نشان دادند و مورخان، ادیبان و شاعران توانمند را به دربار خود دعوت کرده و از وجود آنها بهره میبردند. جهانشاه قراقویونلو، خود نیز با تخلص «حقیقی» و فرزندش آقمیرزا با تخلص «بُداق»، شعر میسرودند.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص133-134.</ref> در دوران حکومت یعقوببیگ، از پادشاهان معروف آققویونلو، تبریز از مهمترین مراکز تجمع شاعران بود. جامی، مثنوی معروف «سلامان و آبسال» خود را بهنام یعقوببیگ سروده و در چندین قصیده او را ستایش کرده است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص136.</ref> در این دوران، نظم رخدادهای تاریخی جایگزین نظم داستانهای قهرمانی و ملی شد. منظومههای «شاهنشاهنامه پاییزی»، «کرتنامه»، «سامنامه» و «ظفرنامه» از جمله منظومههای تاریخی آن زمان هستند. بسیاری از پژوهشگران، سبک نوشتاری این منظومهها را متأثر از [[شاهنامه فردوسی]] دانستهاند.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص671-672.</ref> | ||
=== دوره سوم === | === دوره سوم === | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۹۹: | ||
صادقی کتابدار، مجمعالخواص، ۱۳۳۷ش، ص۳۱۴–۳۱۷. | صادقی کتابدار، مجمعالخواص، ۱۳۳۷ش، ص۳۱۴–۳۱۷. | ||
تربیت، دانشمندان آذربایجان، ۱۳۱۴ش، ص۲۱۲–۲۱۳.</ref> از شاعران این دوره هستند. در همین دوره، دو رویداد مهم ادبی در تبریز بهوقوع پیوست: | تربیت، دانشمندان آذربایجان، ۱۳۱۴ش، ص۲۱۲–۲۱۳.</ref> از شاعران این دوره هستند. در همین دوره، دو رویداد مهم ادبی در تبریز بهوقوع پیوست: | ||
*حرکت کاروانی فرهنگی از تبریز بهسوی هند با هدف برقراری ارتباط فرهنگی و ادبی؛ در این حرکت، شماری از شاعران و عالمان تبریزی، خود را به دربار اکبرشاه گورکانی در سرزمین هند، رساندند.<ref>نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، ۱۳۶۳ش، ص514-520. | |||
گلچین معانی، کاروان هند، ۱۳۶۹ش، ص972-979 و 1013-1019.</ref> | گلچین معانی، کاروان هند، ۱۳۶۹ش، ص972-979 و 1013-1019.</ref> | ||
*شکلگیری ادبیات ترکی آذربایجان؛ تسلط ترکمانان بر امور مملکتی و نظامی، موجب چیرهشدن [[زبان ترکی]] بر این منطقه و شکلگیری فرهنگ و ادب ترکی آذربایجانی شد.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص423-425.</ref> | |||
=== دوره چهارم === | === دوره چهارم === | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۱۰: | ||
# نوگرایی: این جریان، حاصل برخورد فرهنگ ایران با تمدن و فرهنگ غرب است. این جنبش، پیش از جنبش نیمایی، در تبریز، بهوقوع پیوست. | # نوگرایی: این جریان، حاصل برخورد فرهنگ ایران با تمدن و فرهنگ غرب است. این جنبش، پیش از جنبش نیمایی، در تبریز، بهوقوع پیوست. | ||
تبریز علاوه بر شعر پارسی، خاستگاه ادبپژوهانی همچون یوسف اعتصامی (پدر پروین اعتصامی) و محققانی همچون میرزاآقا تبریزی (نخستین نمایشنامهنویس در زبان فارسی) و محمدعلی تربیت بوده است. | تبریز علاوه بر شعر پارسی، خاستگاه ادبپژوهانی همچون یوسف اعتصامی (پدر [[پروین اعتصامی]]) و محققانی همچون میرزاآقا تبریزی (نخستین نمایشنامهنویس در زبان فارسی) و محمدعلی تربیت بوده است. | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||