پرش به محتوا

جولیت میچل: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « <big>'''جولیت میچل؛'''</big> روان‌کاو و فمینیست سوسیال. جولیت میچل هم‌اکنون استاد روانکاوی و مطالعات زنان جیسز کالج دانشگاه کمبریج است. میچل از نخستین افرادی بود که دربارهٔ اهمیت روان‌کاوی در نقد مردسالاری نوشت.جولیت میچل عقیده دارد: نظام پدرسال...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:جولیت میچل.jpg|جایگزین=جولیت میچل|بندانگشتی|جولیت میچل]]
{{درشت|'''جولیت میچل؛'''}} روان‌کاو و فمینیست سوسیال.


<big>'''جولیت میچل؛'''</big> روان‌کاو و فمینیست سوسیال.
جولیت میچل، از پایه‌گذاران [[مطالعات زنان]] در [[بریتانیا]] و استاد [[روانکاوی]] و مطالعات زنان در [[دانشگاه کمبریج]] بود. او در آثار خود کوشید [[فمینیسم رادیکال]] را با [[ماتریالیسم تاریخی]] و [[روانکاوی فرویدی-لاکانی]] تلفیق کند. میچل [[پدرسالاری]] را نظامی پیچیده با ریشه‌های اقتصادی، روان‌کاوانه و فرهنگی تحلیل می‌کرد و تغییر آن را نیازمند انقلاب روانی-فرهنگی می‌دانست. دیدگاه ترکیبی او اگرچه پیشروانه بود، اما با نقدهایی مبنی بر پیچیدگی و عدم ارائهٔ راهکارهای عملی روشن مواجه شد.


جولیت میچل هم‌اکنون استاد روانکاوی و مطالعات زنان جیسز کالج دانشگاه کمبریج است. میچل از نخستین افرادی بود که دربارهٔ اهمیت روان‌کاوی در نقد مردسالاری نوشت.جولیت میچل عقیده دارد: نظام پدرسالار از راه ایجاد نقش‏‌های زنانه و مردانه در [[خانواده]] و اعطای ارزش بیشتر به دومی و شرطی کردن [[زنان]] به پذیرش انقیاد خویش، عامل ‏فرودستی زنان درطول‏ تاریخ ‏بوده است.
== زندگی‌نامه و تحصیلات ==
== زندگی‌نامه ==
جولیت میچل در ۱۹۴۰م در کرایست‌چرچ، [[نیوزیلند]] زاده شد، جایی که مادرش علیرغم نگرانی از گسترش جنگ جهانی دوم، از یک بورسیه پژوهشی بهره می‌برد. دوران اقامت کوتاه آنان در نیوزیلند در محله‌ای گذشت که به‌عنوان پناهگاهی برای روشنفکران یهودی اروپایی، مانند [[کارل پوپر]]، شناخته می‌شد. در ۱۹۴۴م و در اوج جنگ، مادرش با خطرات فراوان و طی سفر دریایی پرمخاطره‌ای، میچلِ چهارساله را به [[انگلستان]] بازگرداند و از آن پس زندگی او در این کشور جریان یافت. ژولیت میچل از بنیان‌گذاران رشتۀ دانشگاهی «مطالعات زنان» در بریتانیا است. وی از ۱۹۶۸م این رشته را در موسسۀ مستقل آموزشی در لندن تأسیس و تدریس کرد. وی مدتی عضو هیئت علمی بخش جغرافیای انسانی دانشگاه کمبریج و بنیان‌گذار [[مرکز مطالعات جنسیتی دانشگاه کمبریج]] بود. میچل از دهۀ ۱۹۷۰م به‌عنوان روانکاو آموزش دید و به‌صورت تمام‌وقت در لندن و سپس کمبریج به این حرفه مشغول شد. او از ۱۹۹۶م فعالیت آکادمیک را به‌صورت رسمی با پستی در دانشگاه کمبریج درهم آمیخت و تا زمان بازنشستگی در ۲۰۰۸م استاد روانکاوی و مطالعات زنان در این دانشگاه بود. وی پس از بازنشستگی، تا ۲۰۱۰م مدیریت واحد دکترای دانشکدهٔ روانکاوی در کالج دانشگاهی لندن (UCL) را بر عهده داشت و هم‌اکنون به‌عنوان دانشیار پژوهشی در همان واحد به فعالیت ادامه می‌دهد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
جولیت میچل در سال 1940 در کرایست چرچ نیوزلند به دنیا آمد و سپس در سال 1944 به انگلستان نزد پدربزرگ و مادربزرگش  نقل مکان کرد. میچل در کالج سنت آن، آکسفورد تحصیل کرد، جایی که در سال 1962 مدرک زبان انگلیسی را دریافت کرد. او از سال 1962 تا 1970 در دانشگاه لیدز و دانشگاه ریدینگ به تدریس ادبیات انگلیسی پرداخت. در طول دهه 1960، میچل در سیاست چپ فعال بود و در کمیته تحریریه مجله« New Left Review» فعال بود.<ref>[https://en.wikipedia.org/wiki/Juliet_Mitchell «Juliet_Mitchell»، ویکی پدیای انگلیسی]
</ref>
== دیدگاه‌ ==
ميچل، در كتاب جايگاه طبقاتي زن (1971) و نوشته‌هاي بعدي‌اش فمينيسم راديكال را به ماترياليسم تاريخي پيوند زد.او نيز مانند هارتمن قائل به نظام دوگانه بود؛ اما برخلاف او، ريشة پدرسالاري را صرفاً در شرايط مادي كنترل مردان بر كار زنان جستجو نمي‌كرد، بلكه به ابعاد روان‌كاوانه و فرهنگي آن نيز توجه داشت. <ref> اکلشال، «مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی»، ص 376، 1385ش</ref>
جولیت میچل عقیده دارد: نظام پدرسالار از راه ایجاد نقش‏‌های زنانه و مردانه در [[خانواده]] و اعطای ارزش بیشتر به دومی و شرطی کردن [[زنان]] به پذیرش انقیاد خویش، عامل ‏فرودستی زنان درطول‏ تاریخ ‏بوده است. <ref> گَرِت، «جامعه‌‌شناسی جنسیت»، ص 75،  1396ش</ref>
به اعتقاد جولیت میچل، برخي از جنبه‌هاي حيات [[زنان]] در [[خانواده]]، اقتصادي‌اند؛ يعني نتيجة تغييرات به وجود آمده در شيوة توليد هستند؛ برخي ديگر، خصلت زيستي ـ اجتماعي دارند؛ يعني نتيجة تأثير متقابل زيست‌شناختي زنان و محيط اجتماعي‌اند؛ در ‌عين ‌حال، بعضي هم داراي ماهيت ايدئولوژيك‌اند؛ يعني نتيجة انديشه‌هايي هستند كه جامعه در مورد چگونگي ارتباط زنان با [[مردان]] پذيرفته است. <ref> بستان نجفی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، ص 58، 1383ش</ref> به‌نقل‌ از: Rosemarie Tong, Feminist Thought, p. 160-175
میچل می اندیشید که علت کندی پیشرفت زنان به سوی آزادی آن است که خانواده- که برای میچل تداعی گر تولید مثل، میل جنسی و [[تربیت]] فرزند بود- علاوه بر کارکرد اقتصادی کارکردهای ایدئولوژیک و جامعه زیستی نیز دارد.<ref>michell, juliet. 1974. women's estate. new york: pantheon books.</ref>


او به توضيح نقش [[خانواده]] در ايجاد نقش‌هاي زنانه و مردانه و اعطاي ارزش بيشتر به نقش‌هاي مردانه مي‌پردازد. ميچل با رد مبناي زيست‌شناختي براي پدرسالاري، آن را نظامي ساخته‌ی اجتماع مي‌دانست كه مي‌توان آن را تغيير داد. او با ارائه‌ی تحليلي روان‌كاوانه مدعي شد زنان در خانواده از نظر رواني نيز تحت ستم‌اند؛ لذا انقلابي رواني‌ـ فرهنگي به رهبري زنان را براي از ميان بردن پدرسالاري ضروري مي‌دانست. <ref>اکلشال، «مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی»، ص 376-377، 1385ش</ref>
== دیدگاه‌ها ==
از دیدگاه میچل اگرچه جنبه‌ی اقتصادی مردسالاری را می توان با ابزار مادی یعنی با تغییر شیوه‌ی '''تولید''' عوض کرد، اما تغییر جنبه‌های جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک تنها با ابزار غیر مادی، بازنویسی '''سناریوی جنسی روانی''' [[زنان]] و [[مردان]] امکان دارد. بنابراین '''مارکسیست‌های انقلابی''' باید با '''روانکاوان فرویدی''' دست به دست هم دهند تا آزادی کامل و نهایی زنان تحقق یابد.<ref>michell, juliet. 1974. psychoanalyysis and femenism. new york: vintage books.</ref>
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) کوشید [[فمینیسم رادیکال]] را با [[ماتریالیسم تاریخی]] پیوند زند. وی [[پدرسالاری]] را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن هم در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان و هم در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در [[خانواده]]، برتر انگاشتن نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی زنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref> از منظر وی، پدرسالاری، ساختاری اجتماعی و قابل تغییر است؛<ref>آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref> جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است و ابعاد اجتماعی و ایدئولوژیک آن نیز از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> او بر ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی برای رهایی زنان تأکید می‌کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


میچل در کتاب '''روان‌کاوی و فمنیسم'''، قرائتی فمنیستی از نظریه زیگموند فروید ارائه می‌دهد.میچل ضمیر ناخودآگاه را عامل اصلی کارکرد روانی و جنسیت را محور مرکزی آن معرفی کرد.<ref>Psychoanalysis and Feminism. Freud, Reich, Laing and Women, 1974, reissued as: Psychoanalysis and Feminism: A Radical Reassessment of Freudian Psychoanalysis, Basic Books 2000 «روانکاوی و فمینیسم: برآوردی رادیکال از روانکاوی فرویدی»</ref> او اعتقاد داشت با توجه به تعابیر ژاک لاکان و با نگاهی فمینیستی می توان نظریه فروید را از بند نگرش بیولوژیک رها کرد و به نظریه‌ای درباره ساخت شخصیتی انسان جنس دار دست یافت. میچل و هم‌فکران نئو فرویدی او با نگرشی اساساً جامعه‌شناختی همچنان سرچشمه سرمایه‌داری و حاکمیت مرد ‌سالاری را در رویدادهای بیرونی جست و جو می کنند.<ref> هام؛ گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ص 282، 1382ش</ref>  مقاله‌ی بلند و معروف میچل ” زنان: طولانی ترین انقلاب<ref>Women: The Longest Revolution.</ref>” از نخستین جلوه‌های نظریه فمنیستی بریتانیایی بود. او در این مقاله مدعی شد که تحلیل [[خانواده]] بر حسب تقسسم کار سرمایه‌داری که در نظریه مارکسیستی مرسوم است، درست نیست و باید خانواده را بر حسب چهار مولفه ساختاری تولید، بازتولید، ویژگی [[جنسی]] و جامعه‌پذیری تجزیه و تحلیل کرد. <ref> آبوت؛  والاس، «جامعه شناسي زنان»، ص 326، 1389ش</ref>
میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از [[زیگموند فروید|فروید]]، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر [[عقده ادیپ]] می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
میچل همچنین اعتقاد دارد از آنجایی که مردان برای پیوستن خانواده‌های طبیعی به یکدیگر نیازی به مبادله [[زنان]] ندارند تابوی [[زنا]] با محارم غیرضروری است؛ و چون وجود تابوی زنا با محارم دیگر ضرورت ندارد منع آن آسیب‌زایی عقده‌ی اودیپ را به مراتب بیشتر می‌کند. به گفته میچل تنها وجه مثبت این موقعیت غم‌انگیز آن است که معلوم می شود مردسالاری از نظر اجتماعی غیرضروری است چون از این پس ساختن جامعه به مبادله زنان میان [[مردان]] بستگی ندارد. <ref>تانگ، «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی»، ص 276، 1387ش</ref>  


شری اُرتنر که از مردم شناسان فمینیست است، در مورد نابودی عقده اودیپ با میچل هم رأی نیست، از دید ارتنر ایراد عقده‌ی اودیپ، ساختار کنونی آن نیست بلکه ظرفیت مردانه و زنانه است، و انتساب جنبه‌ی مردانه به اقتدار و استقلال و کلی نگری و انتساب زنانه به عضق و وابستگی و جزئی نگری در فرایند اودیپی نیست. ارتنر معتقد است تا زمانیکه کودکان نقش مادری را فقط در [[زنان]] ببینند عقده‌ی اودیپ همچنان بیانگر اقتدار پدر و مردسالاری خواهد بود؛ بنابراین به نظر ارتنر بهترین راه برای تغییر ظرفیت های [[جنسیتی]] عقده‌ی اودیپ، برقرار کردن نظام پدر و مادری اشتراکی است.
=== انتقادها به جولیت میچل ===
میچل در توضیح منشأ ستم بیش از اندازه بر پویایی درونی روان تأکید کرده‌اند و به نوسانات بیرونی جامعه توجهی نشان نداده‌اند. تجربه نشان داده است که پدر و مادری اشتراکی ستم بر زنان را پایان نمی‌دهد بلکه ممکن است به مراتب بر شدت و خشونت آن بیفزاید.<ref> تانگ، «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی»، ص 255، 1387ش</ref>
دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با [[مارکسیسم]] و [[روان‌کاوی]]، با نقدهایی مواجه شده است. از یک‌سو، [[فمینیسم سوسیال]] که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و [[فمینیسم مارکسیستی|مارکسیستی]] شمرده می‌شود، با این چالش روبرو است که مسئله [[زنان]] را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.</ref>
از طرفی چون فمينيسم سوسيال، تركيبي از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستي محسوب مي‌شود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايش‌هاي ياد شده برخوردار است؛ به‌ويژه از جهت فروكاستن مسئلة [[زنان]] به مسئلة‌ كارگران و پذيرش چارچوب تحليلي ماركسيسم.<ref>بستان نجفی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، ص 59، 1383ش</ref>
 
همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادر اشتراکی به‌عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل، به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی روبه‌رو است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،</ref>


== آثار ==
== آثار ==
* خواهران و برادران، سکس و خشونت، ۲۰۰۳.
میچل با انتشار کتاب «موقعیت زنان» (Woman's Estate) در ۱۹۷۱م، که از متون درسی پایه‌گذار این رشته در [[بریتانیا]] شد، فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زد. او ویراستاری سه مجموعه مقاله با عناوین «فمینیسم چیست؟ (۱۹۸۶م)، «رویکردهای درست و نادرست زنان» (۱۹۸۶م) و «چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟» (۱۹۹۷م) را نیز بر عهده داشته است. از دیگر آثار مهم او در حوزهٔ روانکاوی، می‌توان به «جنسیت زنانه: ژاک لکان و مکتب فرویدی» (۱۹۸۲م) و «مدوساها و مردان دیوانه: بازپس‌گیری هیستری» (۲۰۰۰م) اشاره کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


* مردان دیوانه و مدوسا: اصلاح هیستری، ۲۰۰۱.
== پانویس ==
 
{{پانویس پیش‌نویس}}
* چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟، ۱۹۹۷.
 
* سکسوالیته زنانه، ژاک لاکان و اکول فرویدین، ۱۹۸۵.


* موقعیت زنان یا جایگاه طبقاتی زنان، ۱۹۷۱.
== منابع ==
 
* آبوت، پاملا، جامعه‌شناسی زنان، مترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۹ش.
* نگاهی به بیرون از ژرفا؛ بازنگری جایگاه اجتماعی زن؛ مترجم: منیژه نجم‌عراقی؛ انتشارات خوب.
* اکلشال، رابرت و ویلفورد، ریک، فمینیسم، مقدمه‌ای بر ایدئولوژی‌های سیاسی، ترجمهٔ قائد، تهران، مرکز، ۱۳۸۵ش.
== پانویس ==
* بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، مجله حوراء، شماره ۶، ۱۳۸۳ش.
{{پانویس}}
* تانگ، رزماری، «نقد و نظر: نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
==منابع==
* گَرِت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، کتایون بقایی، تهران، نی، ۱۳۹۶ش.
*«Juliet Mitchell»،در ویکی پدیای انگلیسی، بازدید 12 دسامبر 2022.
* هاشملو، جعفر، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۴۰۱ش.
*بستان (نجفی)، حسين، «نابرابري و ستم جنسي از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، مجله حوراء، شماره 6، 1383ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی، فرخ قره‌داغی، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
*تانگ، رزماری، «نقد و نظر: نظریه های فمینیستی»، مترجم: منیژه نجم عراقی، نشر نی، چاپ سوم، تهران، 1387ش.
*michell, juliet. 1974. psychoanalyysis and femenism. new york: vintage books.
*مگی هام و سارا گمبل ، «سرواژه Mitchell, Juliet»، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، مترجم: فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی، فرخ قره‌داغی، نشر توسعه، تهران،۱۳۸۲ش.
*رابرت اکلشال،ريك ويلفورد، «فمینیسم، مقدمه‌ای بر ايدئولوژي‌هاي سياسي»، ترجمة م. قائد،نشر مرکز، چاپ دوم، تهران، 1385ش.
*«juliet-mitchell»، در سایت روان‌‌درمانی پویشی، بازیدید26 بهمن ماه 1400ش.
*علی نقیان، شیوا، «نظریه پردازان حوزه جنسیت (۷): جولیت میچل (۱۹۴۰) »، در سایت انسان شناسی و فرهنگ، 16 دی ماه 1396ش.

نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۲

جولیت میچل
جولیت میچل

جولیت میچل؛ روان‌کاو و فمینیست سوسیال.

جولیت میچل، از پایه‌گذاران مطالعات زنان در بریتانیا و استاد روانکاوی و مطالعات زنان در دانشگاه کمبریج بود. او در آثار خود کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی و روانکاوی فرویدی-لاکانی تلفیق کند. میچل پدرسالاری را نظامی پیچیده با ریشه‌های اقتصادی، روان‌کاوانه و فرهنگی تحلیل می‌کرد و تغییر آن را نیازمند انقلاب روانی-فرهنگی می‌دانست. دیدگاه ترکیبی او اگرچه پیشروانه بود، اما با نقدهایی مبنی بر پیچیدگی و عدم ارائهٔ راهکارهای عملی روشن مواجه شد.

زندگی‌نامه و تحصیلات

جولیت میچل در ۱۹۴۰م در کرایست‌چرچ، نیوزیلند زاده شد، جایی که مادرش علیرغم نگرانی از گسترش جنگ جهانی دوم، از یک بورسیه پژوهشی بهره می‌برد. دوران اقامت کوتاه آنان در نیوزیلند در محله‌ای گذشت که به‌عنوان پناهگاهی برای روشنفکران یهودی اروپایی، مانند کارل پوپر، شناخته می‌شد. در ۱۹۴۴م و در اوج جنگ، مادرش با خطرات فراوان و طی سفر دریایی پرمخاطره‌ای، میچلِ چهارساله را به انگلستان بازگرداند و از آن پس زندگی او در این کشور جریان یافت. ژولیت میچل از بنیان‌گذاران رشتۀ دانشگاهی «مطالعات زنان» در بریتانیا است. وی از ۱۹۶۸م این رشته را در موسسۀ مستقل آموزشی در لندن تأسیس و تدریس کرد. وی مدتی عضو هیئت علمی بخش جغرافیای انسانی دانشگاه کمبریج و بنیان‌گذار مرکز مطالعات جنسیتی دانشگاه کمبریج بود. میچل از دهۀ ۱۹۷۰م به‌عنوان روانکاو آموزش دید و به‌صورت تمام‌وقت در لندن و سپس کمبریج به این حرفه مشغول شد. او از ۱۹۹۶م فعالیت آکادمیک را به‌صورت رسمی با پستی در دانشگاه کمبریج درهم آمیخت و تا زمان بازنشستگی در ۲۰۰۸م استاد روانکاوی و مطالعات زنان در این دانشگاه بود. وی پس از بازنشستگی، تا ۲۰۱۰م مدیریت واحد دکترای دانشکدهٔ روانکاوی در کالج دانشگاهی لندن (UCL) را بر عهده داشت و هم‌اکنون به‌عنوان دانشیار پژوهشی در همان واحد به فعالیت ادامه می‌دهد.[۱]

دیدگاه‌ها

جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی پدرسالاری را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن هم در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان و هم در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نهفته است.[۲] به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، برتر انگاشتن نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی زنان بوده است.[۳] از منظر وی، پدرسالاری، ساختاری اجتماعی و قابل تغییر است؛[۴] جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است و ابعاد اجتماعی و ایدئولوژیک آن نیز از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.[۵] او بر ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی برای رهایی زنان تأکید می‌کرد.[۶]

میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.[۷] او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده ادیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.[۸]

انتقادها به جولیت میچل

دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با مارکسیسم و روان‌کاوی، با نقدهایی مواجه شده است. از یک‌سو، فمینیسم سوسیال که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی شمرده می‌شود، با این چالش روبرو است که مسئله زنان را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.[۹]

همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادر اشتراکی به‌عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل، به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی روبه‌رو است.[۱۰]

آثار

میچل با انتشار کتاب «موقعیت زنان» (Woman's Estate) در ۱۹۷۱م، که از متون درسی پایه‌گذار این رشته در بریتانیا شد، فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زد. او ویراستاری سه مجموعه مقاله با عناوین «فمینیسم چیست؟ (۱۹۸۶م)، «رویکردهای درست و نادرست زنان» (۱۹۸۶م) و «چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟» (۱۹۹۷م) را نیز بر عهده داشته است. از دیگر آثار مهم او در حوزهٔ روانکاوی، می‌توان به «جنسیت زنانه: ژاک لکان و مکتب فرویدی» (۱۹۸۲م) و «مدوساها و مردان دیوانه: بازپس‌گیری هیستری» (۲۰۰۰م) اشاره کرد.[۱۱]

پانویس

  1. هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.
  2. اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.
  3. گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.
  4. آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.
  5. بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.
  6. هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.
  7. هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.
  8. تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.
  9. تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.
  10. بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،
  11. هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.

دیدگاه‌های ارزیابان

منابع

  • آبوت، پاملا، جامعه‌شناسی زنان، مترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۹ش.
  • اکلشال، رابرت و ویلفورد، ریک، فمینیسم، مقدمه‌ای بر ایدئولوژی‌های سیاسی، ترجمهٔ قائد، تهران، مرکز، ۱۳۸۵ش.
  • بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، مجله حوراء، شماره ۶، ۱۳۸۳ش.
  • تانگ، رزماری، «نقد و نظر: نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
  • گَرِت، استفانی، جامعه‌شناسی جنسیت، کتایون بقایی، تهران، نی، ۱۳۹۶ش.
  • هاشملو، جعفر، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو، تاریخ درج مطلب: ۱۵ دی ۱۴۰۱ش.
  • هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر، نوشین احمدی خراسانی، فرخ قره‌داغی، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.