بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۲: خط ۳۲:


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه ==
آلیسون مری جاگر در ۱۹۴۲م در شفیلد [[انگلستان]] متولد شد و تحصیلات خود را در رشتهٔ [[فلسفه]] آغاز کرد و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه لندن (۱۹۶۴م) و کارشناسی ارشد را از دانشگاه ادینبرو (۱۹۶۷م) دریافت کرد. وی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو (۱۹۷۰م) گرفت.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> در طول فعالیت حرفه‌ای، وی در دانشگاه‌های متعددی از جمله دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، دانشگاه کالیفرنیا (لس‌آنجلس)، دانشگاه راتگرز و دانشگاه بیرمنگام تدریس کرده است. او همچنین ریاست دپارتمان مطالعات زنان در دانشگاه کلرادو بولدر (۱۹۹۷–۱۹۹۴م) و معاونت دپارتمان فلسفه در همان دانشگاه (۲۰۰۸–۲۰۰۴م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایه‌گذاران نشریه تخصصی «هایپی‌شیا» در حوزهٔ [[فلسفه فمینیستی]] بوده است. وی همچنین ریاست کمیتهٔ وضعیت زنان در انجمن فلسفهٔ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> او تاکنون بورسیه‌ها و فرصت‌های پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، [[بنیاد راکفلر]] و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م به‌عنوان عضو [[فرهنگستان هنر و علوم آمریکا]] برگزیده شد.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref>
آلیسون مری جاگر در ۱۹۴۲م در شفیلد [[انگلستان]] متولد شد و تحصیلات خود را در رشتهٔ [[فلسفه]] آغاز کرد و مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه لندن (۱۹۶۴م) و کارشناسی ارشد را از دانشگاه ادینبرو (۱۹۶۷م) دریافت کرد. وی دکترای فلسفه خود را از دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو (۱۹۷۰م) گرفت.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> در طول فعالیت حرفه‌ای، وی در دانشگاه‌های متعددی از جمله دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، دانشگاه کالیفرنیا (لس‌آنجلس)، دانشگاه راتگرز و دانشگاه بیرمنگام تدریس کرده است. او همچنین ریاست دپارتمان مطالعات زنان در دانشگاه کلرادو بولدر (۱۹۹۷–۱۹۹۴م) و معاونت دپارتمان فلسفه در همان دانشگاه (۲۰۰۸–۲۰۰۴م) را برعهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایه‌گذاران نشریه تخصصی «هایپی‌شیا» در حوزهٔ [[فلسفه فمینیستی]] بوده است. وی همچنین ریاست کمیتهٔ وضعیت زنان در انجمن فلسفهٔ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را برعهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> او تاکنون بورسیه‌ها و فرصت‌های پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، [[بنیاد راکفلر]] و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م به‌عنوان عضو [[فرهنگستان هنر و علوم آمریکا]] برگزیده شد.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref>


== دیدگاه‌های آلیسون جاگر ==
== دیدگاه‌های آلیسون جاگر ==
خط ۳۸: خط ۳۸:
آلیسون جاگر، هم‌سو با [[آیریس ماریون یانگ]]، رویکردی مبتنی بر نظریه نظام‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. او معتقد است همان‌گونه که کارگران در [[نظام سرمایه‌داری]] از محصول کار خود بیگانه می‌شوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از [[بدن]] خود فاصله می‌گیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به [[شیءانگاری]] [[بدن زن]] و رقابت برای جلب [[تأیید اجتماعی]] منجر می‌شود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر می‌گذارد.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
آلیسون جاگر، هم‌سو با [[آیریس ماریون یانگ]]، رویکردی مبتنی بر نظریه نظام‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. او معتقد است همان‌گونه که کارگران در [[نظام سرمایه‌داری]] از محصول کار خود بیگانه می‌شوند، زنان نیز در چارچوب برخی ساختارهای اجتماعی از [[بدن]] خود فاصله می‌گیرند. به نظر جاگر، هنجارهای مسلط زیبایی و رفتارهای مرتبط با بدن، به [[شیءانگاری]] [[بدن زن]] و رقابت برای جلب [[تأیید اجتماعی]] منجر می‌شود و این فرایند بر روابط میان زنان نیز تأثیر می‌گذارد.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


به اعتقاد جاگر، [[مادری]] مانند [[میل جنسی]] برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همین‌طور [[زایمان]] و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
به اعتقاد جاگر، [[مادری]] مانند [[میل جنسی]] برای زنان، تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همین‌طور [[زایمان]] و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست زنان بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


به‌گفتهٔ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خود نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و [[گفتمان]] را بنا نهاده‌اند زنان احساس راحتی نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری [[ازخودبیگانگی]] مشخص می‌کند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطهٔ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایهٔ [[نظام سرمایه‌داری]]، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>
به‌گفتهٔ جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خود نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان، قواعد اندیشه و [[گفتمان]] را بنا نهاده‌اند زنان احساس راحتی نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری [[ازخودبیگانگی]] مشخص می‌کند که ستم کنونی بر زنان، نظیر سلطهٔ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایهٔ [[نظام سرمایه‌داری]]، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید، به‌ویژه بیگانگی با خود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


=== نقد فمینیسم لیبرال ===
=== نقد فمینیسم لیبرال ===
آلیسون جاگر بر این باور است که [[فمینیسم لیبرال]] با مسائلی مانند [[دوگانگی هنجاری]] و [[فردگرایی انتزاعی]] روبه‌رو است. او اشاره می‌کند که لیبرال‌ها، [[خردورزی]] را ویژگی متمایزکننده انسان‌ها می‌دانند و مفاهیمی چون [[آزادی عمل]] و [[خودشکوفایی فردی]] را ارزش‌های اساسی [[جامعه سالم]] تلقی می‌کنند. به گفته جاگر، دفاع [[لیبرالیسم]] از حقوق بنیادین مانند [[آزادی مذهب]]، مبتنی بر [[حق انتخاب فردی]] است نه برتری یک [[سبک زندگی]] بر دیگری.<ref>جاگر، آلیسون، چهار تلقی از فمینیسم، مترجم:س. امیری، مجله زنان، مرجع فمینیسم، 1378ش، ص6.</ref>
آلیسون جاگر بر این باور است که [[فمینیسم لیبرال]] با مسائلی مانند [[دوگانگی هنجاری]] و [[فردگرایی انتزاعی]] روبه‌رو است. او اشاره می‌کند که لیبرال‌ها، [[خردورزی]] را ویژگی متمایزکننده انسان‌ها می‌دانند و مفاهیمی چون [[آزادی عمل]] و [[خودشکوفایی فردی]] را ارزش‌های اساسی [[جامعه سالم]] تلقی می‌کنند. به گفته جاگر، دفاع [[لیبرالیسم]] از حقوق بنیادین مانند [[آزادی مذهب]]، مبتنی بر [[حق انتخاب فردی]] است نه برتری یک [[سبک زندگی]] بر دیگری.<ref>جاگر، چهار تلقی از فمینیسم، 1378ش، ص6.</ref>


== انتقادات به دیدگاه‌های جاگر ==
== انتقادات به دیدگاه‌های جاگر ==
[[فمینیسم سوسیالیستی]] به‌عنوان رویکردی تلفیقی از [[فمینیسم رادیکال]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، با برخی نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلهٔ زنان به مسئلهٔ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی [[مارکسیسم]]<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان‌آبادی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> که یک قالب تحلیلی تحول‌نایافته و نامناسب برای تحلیل مسائل محوری فمینیسم مانند [[تولیدمثل|تولید مثل]]، میل جنسی و [[تربیت کودک]] است.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که جاگر با برجسته‌سازی مفهوم ازخودبیگانگی، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده و تحلیل ستم بر زنان را مستقل از دسته‌بندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است؛ با این حال، این رویکرد یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله می‌گیرد یا مستقلاً به موضوعات کلیدی فمینیسم نمی‌پردازد.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305</ref> پژوهشگران مسلمان نیز خوانش‌های فمینیستی از [[مادری]] را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب [[خانواده]] می‌دانند که نمی‌تواند عامل  ازخودبیگانگی تفسیر شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/گزارش-نشست-بررسی-مفهوم-مادرانگی-و-ابعاد-آن- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روان‌شناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>
[[فمینیسم سوسیالیستی]] به‌عنوان رویکردی تلفیقی از [[فمینیسم رادیکال]] و [[فمینیسم مارکسیستی]]، با برخی نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ ازجمله فروکاستن مسئلهٔ زنان به مسئلهٔ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی [[مارکسیسم]]<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان‌آبادی، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست»، 1390ش، ص؟؟.]</ref> که یک قالب تحلیلی تحول‌نایافته و نامناسب برای تحلیل مسائل محوری فمینیسم مانند [[تولیدمثل]]، میل جنسی و [[تربیت کودک]] است.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند که جاگر با برجسته‌سازی مفهوم ازخودبیگانگی، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده و تحلیل ستم بر زنان را مستقل از دسته‌بندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است؛ با این حال، این رویکرد یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله می‌گیرد یا مستقلاً به موضوعات کلیدی فمینیسم نمی‌پردازد.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305.</ref> پژوهشگران مسلمان نیز خوانش‌های فمینیستی از [[مادری]] را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب [[خانواده]] می‌دانند که نمی‌تواند عامل  ازخودبیگانگی تفسیر شود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/گزارش-نشست-بررسی-مفهوم-مادرانگی-و-ابعاد-آن- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روان‌شناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>


همچنین جاگر در چارچوب [[فمینیسم رادیکال]] با برچسب‌زدن به [[مردسالاری]] به‌عنوان یک فرانظام جهان‌شمول،<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> ادعا می‌کند که زنان همواره به‌دلیل جنسیت خود، در موقعیتی فرودست قرار داشته‌اند و این فرودستی در شکل‌های مختلف تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تکاپو: فمینیسم و کنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> در نقد این دیدگاه نیز، محققان موارد زیر را مطرح کرده‌اند:
همچنین جاگر در چارچوب [[فمینیسم رادیکال]] با برچسب‌زدن به [[مردسالاری]] به‌عنوان یک فرانظام جهان‌شمول،<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> ادعا می‌کند که زنان همواره به‌دلیل جنسیت خود، در موقعیتی فرودست قرار داشته‌اند و این فرودستی در شکل‌های مختلف تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تکاپو: فمینیسم و کنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> در نقد این دیدگاه نیز، محققان موارد زیر را مطرح کرده‌اند:
# ادعای جهان‌شمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتیبانی اسناد تاریخی معتبر است که ارائه آن با دشواری‌های روش‌شناختی مواجه است.
# ادعای جهان‌شمولی ستم علیه زنان، نیازمند پشتیبانی اسناد تاریخی معتبر است که ارائه آن با دشواری‌های روش‌شناختی مواجه است.
# این ادعا به‌طور عموم بر پیش‌فرض‌های نظریه‌های مدرن، سرمایه‌داری یا مارکسیستی استوار است که در آنها [[نهاد خانواده]] به‌عنوان منبع ستم و تفاوت‌های [[نقش‌های جنسیتی]] به‌عنوان مصادیق تبعیض، تفسیر می‌شوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوت‌های جنسیتی یک‌سره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته می‌شود.
# این ادعا به‌طور عموم بر پیش‌فرض‌های نظریه‌های مدرن، سرمایه‌داری یا مارکسیستی استوار است که در آنها [[نهاد خانواده]] به‌عنوان منبع ستم و تفاوت‌های [[نقش‌های جنسیتی]] به‌عنوان مصادیق تبعیض، تفسیر می‌شوند. در این چارچوب، تاریخ خانواده و تفاوت‌های جنسیتی یک‌سره با تاریخ ستم علیه زنان یکی انگاشته می‌شود.
# مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج می‌برد؛ به گونه‌ای که زیرمجموعهٔ نظام‌های شناخته‌شدهٔ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار نمی‌گیرد و منشأ و سازوکار عینی آن نیز به روشنی تبیین نمی‌شود.
# مفهوم مردسالاری در این گفتمان از ابهام نظری رنج می‌برد؛ به‌گونه‌ای که زیرمجموعهٔ نظام‌های شناخته‌شدهٔ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی قرار نمی‌گیرد و منشأ و سازوکار عینی آن نیز به روشنی تبیین نمی‌شود.
# ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دوره‌های تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.
# ادعای موفقیت یکسان این نظام در تمامی دوره‌های تاریخی و جوامع مختلف، بدون توجه به تنوع ساختارهای اجتماعی و سیاسی، با چالش توضیحی مواجه است.
# اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، اساساٌ طبقهٔ فرودست زنان، امکان مقاومت مؤثر ندارد و هماهنگی عملکرد این نظام در دوران‌های پیشامدرن، با فقدان فناوری‌های ارتباطی، قابل توضیح نخواهد بود.
# اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، اساساٌ طبقهٔ فرودست زنان، امکان مقاومت مؤثر ندارد و هماهنگی عملکرد این نظام در دوران‌های پیشامدرن، با فقدان فناوری‌های ارتباطی، قابل توضیح نخواهد بود.
# پذیرش سیطرهٔ کامل مردسالاری، این تناقض را ایجاد می‌کند که خود [[فمینیسم|جنبش فمینیستی]] نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برون‌رفت از آن ناممکن می‌شود.
# پذیرش سیطرهٔ کامل مردسالاری، این تناقض را ایجاد می‌کند که خود [[فمینیسم|جنبش فمینیستی]] نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برون‌رفت از آن ناممکن می‌شود.


در پی طرح این چالش‌ها، برخی فمینیست‌های متأخر با قرائت‌های جهان‌شمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفت کرده‌اند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعه‌پذیری در شکل‌گیری روابط جنسیتی تأکید می‌ورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، 1382ش، ص325.</ref>
در پی طرح این چالش‌ها، برخی فمینیست‌های متأخر با قرائت‌های جهان‌شمول و غیرتاریخی از مردسالاری، مخالفت کرده‌اند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعه‌پذیری در شکل‌گیری روابط جنسیتی تأکید می‌ورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظریه‌های فمینیستی، 1382ش، ص325.</ref>


== آثار ==
== آثار ==
خط ۸۰: خط ۸۰:
== منابع ==
== منابع ==
{{آغاز منابع}}
{{آغاز منابع}}
* تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش
* تانگ، رزمری، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، ترجمهٔ منیژه نجم عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
* بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲ش.
* بستان (نجفی)، حسین، «نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم»، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲ش.
* جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمینیسم»، ترجمهٔ س، امیری، مجلهٔ زنان، مرجع فمینیسم، شمارهٔ ۳۰، ۱۳۷۸ش.
* جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمینیسم»، ترجمهٔ س، امیری، مجلهٔ زنان، مرجع فمینیسم، شمارهٔ ۳۰، ۱۳۷۸ش.
* روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش.
* روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش.
* سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روان‌شناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، مجلهٔ پژوهشنامهٔ اسلامی زنان و خانواده، دوره ۳، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۴ش.
* سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روان‌شناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری براساس متون دینی»، مجلهٔ پژوهشنامهٔ اسلامی زنان و خانواده، دوره ۳، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۴ش.
* «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۴ش.
* «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آذر ۱۴۰۴ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
* هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، ترجمهٔ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.