زهرا فاضل (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «alt=نقشه شهر تبریز|بندانگشتی|نقشه شهر تبریز {{درشت|'''شهر تبریز'''}}؛ مرکز استان آذربایجان شرقی.{{سخ}}تبریز، مرکز استان آذربایجان شرقی، شهری تاریخی و فرهنگی با اهمیت اقتصادی، علمی و گردشگری است و به «شهر اولین‌ها» و «...» ایجاد کرد
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶۰: خط ۱۶۰:
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
++++++
<big>'''شهرستان تبریز'''</big>؛ مرکز استان آذربایجان شرقی<br>شهرستان تبریز واقع در شمال‌غربی [[ایران]]، یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی و نیز مرکز این استان است. شهرستان تبریز، از شمال به شهرستان ورزقان، از شمال‌غرب به شهرستان شبستر، از شمال‌شرقی به شهرستان هریس، از جنوب‌غرب به شهرستان اسکو، از جنوب به مراغه و از جهت شرقی به شهرستان بستان‌آباد، می‌رسد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص3؛ <br>
اطلس گیتاشناسی ایران، ۱۳۸۳ش، ص68؛ <br>
نامۀ فرمانداری شهرستان تبریز، شماره ۰۰۷ / ۱۳۰۳.</ref>
==شهرستان تبریز در تقسیمات کشوری==
امروزه شهرستان [[تبریز]] بر اساس تقسیمات کشوری [[ایران]]، دارای 3 بخش (مرکزی، خسروشاه و باسمنج)، 4 شهر (تبریز، سردرود، خسروشاه و باسمنج)، 7 دهستان (آجی‌چای، اسپران، سردصحرا، مهران‌رود، تازه‌کند، [[لاهیجان]] و میدان‌چای) و 70 روستای بزرگ و کوچک است.
==جغرافیا==
شهرستان تبریز در منطقه‌ای نیمه‌کوهستانی و نیمه‌جلگه‌ای قرار گرفته است. جلگه‌ی وسیع تبریز، مثلثی‌شکل بوده و قاعده‌ی آن در حاشیه‌ی شرق [[دریاچه ارومیه]] واقع شده است. دو ضلع دیگر این جلگه نیز با منطقه کوهستانی عینالی و توده آتشفشانی سهند، برخورد دارد.<ref>خیام، «نگرشی به تنگناهای ژئومورفولوژیکی توسعۀ شهر تبریز»، ۱۳۷۴ش، ص92.</ref>  این جلگه، از نوع کوهستانی و دارای شیب ملایمی در حدود 3 تا 4 درصد بوده و ارتفاع آن نیز در حدود 1350 متر از سطح دریا است. جلگه تبریز، در قسمت جنوبی شهرستان مرند، توسط کوه میشو (میشوداغ) از جلگه‌ی مرند جدا شده، سپس توسط تپه‌ماهورهایی به کوه موروداغ می‌پیوندد. مرتفع‌ترین نقطه‌ی موروداغ در حدود 2210 متر است. کوه معروف سهند نیز در سمت جنوبی جلگه تبریز قرار دارد. دامنه‌های کوه سهند، از ارتفاع نزدیک به 2,500 متر به سمت پایین، پوشیده از چراگاه‌های طبیعی با مساحت 557,500 هکتار است که محلی برای ییلاق عشایر آذربایجانی به‌شمار می‌رود.<ref>فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، ج6، ۱۳۷۱ش، ص46.</ref><br>
 
شهرستان تبریز، به‌دلیل قرار گرفتن در مسیر [[دریاچه ارومیه]]، دارای رودهای جاری و فصلی گوناگون است.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص۹.</ref>  از مهم‌ترین این جریان‌های آبی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:<br>
#آجی‌چای (تلخه‌رود): بزرگ‌ترین رودخانه شهرستان تبریز با طول 265 کیلومتر است. این رود، از ارتفاعات سبلان سرچشمه گرفته و پس از عبور از جلگه سراب، به جلگه‌ی تبریز سرازیر می‌شود. و سرانجام در محل داش‌کَسَن، به دریاچه ارومیه می‌ریزد.<ref>طرح هادی، ۱۳۸۰ش، ص18؛ <br>
سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص۹.</ref>  آب این رودخانه‌ی بزرگ به‌دلیل عبور از زمین‌های گچی و نمکی، دارای املاح زیادی است.
#مهران‌رود (مهرانه رود/ میدان چای): این رودخانه از ارتفاعات سهند سرچشمه گرفته و طول آن در حدود 61 کیلومتر است. مهران‌رود، از اجتماع سه ریزآبه با نام‌های «توله سرچای»، «بارالی چای» و «باغچه دره‌سر» تشکیل شده و در جلگه تبریز، به رودخانه آجی‌چای می‌پیوندد.<ref>ساری صراف، «روند آلودگی میدان چای یا مهران‌رود در شهر تبریز»، ۱۳۷۰ش، ص۱۷.</ref>
#لیقوان‌رود: این رودخانه، از ارتفاعات سهند سرچشمه گرفته و پس از گذار از اراضی مختلف به مهران‌رود می‌پیوندد.<ref>طرح هادی، ۱۳۸۰ش، ص19.</ref>
#رودخانه گماناب (کومورچای): این رودخانه، از ارتفاعات کسبه و آغ داش سرچشمه گرفته و منبع تأمین آب آن، ذخایر برفی و چشمه‌سارهای این مناطق است. طول گماناب، در حدود 42 کیلومتر برآورد شده است.<ref>افشیـن، رودخانه‌های‌ایران، ج1، ۱۳۷۳ش، ص485-486.</ref>
#آب نهند: این رودخانه، از کوه کسبه سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به شاخه‌های آبی دیگر، در نزدیکی پل ونیار به آجی‌چای می‌پیوندد.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص۷.</ref>  امروزه، سد نهند بر روی این رودخانه بسته شده و بخشی از آب شرب شهر تبریز را تأمین می‌کند.
علاوه‌بر آب‌های جاری و سطحی شهرستان تبریز، 400 رشته قنات نیز در این منطقه وجود دارد که 361 رشته‌ی آن، هنوز فعال است.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص9-17.</ref> 
==اقلیم==
شهرستان تبریز، از جمله مناطق سردسیر [[ایران]] است که تابستان‌هایی معتدل و زمستان‌هایی سرد دارد. توده هوای مدیترانه‌ای در این منطقه، بارش‌های بسیاری را به همراه می‌آورد. جریان هوایی اطلس شمالی نیز، منجر به ورود سرمای شدید و بارش برف در این منطقه می‌شود. متوسط بارندگی سالانه در این منطقه، 261.3 میلی‌متر است. هوای این شهرستان، از رطوبت نسبی کمی (در حدود 51 درصد) برخوردار است.<br>
وزش باد، در این منطقه از تمامی جهات رخ می‌دهد که باد شرقی آن شدت بیش‌تری دارد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص6-8.</ref>  باد «آق یِل» از جمله بادهای محلی تبریز است که در اسفندماه رخ داده و منجر به آب شدن سریع برف‌ها می‌شود. باد نامنظم «گِچی قران» (بزکُش)، از جمله بادهایی است که در هنگام وزش آن، هوای تبریز مملو از گرد و خاک و آلودگی می‌شود.<ref>مشکور، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، ۱۳۵۲ش، ص25.</ref>  اقلیم این منطقه در قسمت شمالی به‌صورت سرد و نیمه‌خشک و در سمت جنوبی نیز نیمه‌خشک تا مرطوب است.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص8-9.</ref> 
==راه‌های ارتباطی==
شهرستان تبریز، یکی از قطب‌های صنعتی و تجاری [[ایران]] است و به‌همین دلیل دارای سیستم حمل‌ونقل و موقعیت ویژه‌ای است. ارتباط این استان با نواحی مرزی در غرب ایران، نزدیکی به مرز بازرگان و کشور [[ترکیه]]، داشتن راه‌های جاده‌ای و راه‌آهن با شهرستان‌های مجاور، از جمله‌ی دلایل توسعه صنعت و تجارت در این منطقه است. شهرستان تبریز، از طریق محور تبریز ـ جلفا، به کشورهای [[ارمنستان]] و آذربایجان نیز دسترسی دارد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص128-132.</ref>  فرودگاه تبریز، در 1336ش احداث گردید و از 1370ش به فرودگاهی بین‌المللی تبدیل شد.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص135.</ref> 
==جمعیت==
شهرستان تبریز، تراکم جمعیتی بالایی دارد. جمعیت این شهرستان، طبق برآوردهای سال 1375ش، در حدود 1,321,128 تن اعلام شد. این جمعیت، براساس سرشماری‌های سال 1395ش، به 1,773,032 تن افزایش یافت.
==زبان و [[دین]]==
زبان مردم در این منطقه، ترکی و گویش آن‌ها آذری است. زبان فارسی نیز به‌عنوان زبان رسمی استفاده می‌شود. مردم تبریز، بیش‌تر [[مسلمان]] و [[شیعه]] دوازده امامی هستند.<ref>سیمای شهرستان تبریز، ۱۳۸۲ش، ص12؛ <br>
فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، ج6، ۱۳۷۱ش، ص47.</ref>
==اقتصاد==
اقتصاد مردم در این منطقه، بر پایه تجارت، صنعت، [[کشاورزی]]، [[باغ‌داری]] و دام‌داری است. صنایع دستی متعددی نیز در این منطقه وجود دارد که از آن جمله می‌توان به «قالی‌بافی»، «معرق‌کاری»، «[[سفال‌گری]]»، «[[گلیم‌بافی]]» و «طراحی قالی» اشاره کرد. فرش‌های تبریز، از جمله فرش‌های ممتاز و شناخته‌شده در بازار جهانی هستند.<br>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
*افشیـن، یدالله، رودخانه‌های‌ایران، تهران، وزارت نیرو، ۱۳۷۳ش.
*اطلس گیتاشناسی ایران، به‌تحقیق سعید بختیاری، تهران، ۱۳۸۳ش.
*خیام، مقصود، «نگرشی به تنگناهای ژئومورفولوژیکی توسعۀ شهر تبریز»، نشریۀ دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی تبریز، تبریز، س1، شماره 1، ۱۳۷۴ش.
*ساری صراف، بهروز و رسولی، علی‌اکبر، «روند آلودگی میدان چای یا مهران‌رود در شهر تبریز»، رشد، آموزش جغرافیا، تهران، س7، شماره 25، ۱۳۷۰ش.
*سیمای شهرستان تبریز، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی آذربایجان شرقی، تبریز، ۱۳۸۲ش.
*طرح هادی، بنیاد مسکن، تبریز، ۱۳۸۰ش.
*فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های کشور، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ۱۳۷۱ش.
*مشکور، محمدجواد، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۲ش.
*نامۀ فرمانداری شهرستان تبریز، شماره ۰۰۷ / ۱۳۰۳.
+++++++
<big>'''ادبیات تبریز'''</big>؛ فرهنگ و ادب فارسی برآمده از تبریز.<br>شعر و ادب فارسی، اگرچه با ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی همچون [[رودکی]]، پدر شعر فارسی، ابتدا در منطقه خراسان و ماوراءالنهر رسمیت یافت، اما از سده پنجم هجری، زبان و ادب فارسی، در شهر زیبا و پرجمعیت<ref>ابن‌حوقل، صورة‌الارض، ۱۳۴۵ش، ص۸۴.</ref>  [[تبریز]]، که با عنوان دارالاسلام و دارالمک<ref>مولوی، مثنوی معنوی، ج6، ۱۳۶۳ش، ص3106-3116.</ref>  شناخته می‌شد، رواج یافت و کم‌کم، یکی از قطب‌ها و مراکز برجسته‌ی فرهنگ و ادب ایران‌زمین شد. فرهنگ و ادب فارسی در شهر تبریز، چه از نظر کیفیت ادبی و چه از نظر تعداد شاعران و نویسندگان، چشمگیر است.<ref>Rypka, Historyof Iranian Literature, 1968, P201.</ref> <br>
متخصصان، سیر تاریخی گسترش ادب فارسی در تبریز را در 4 دوره بررسی کرده‌اند:<br>
===دوره اول===
در سده 5ق، سبک خراسانی به تبریز رسید و توسعه یافت. آغازگر شعر و ادب فارسی در تبریز، «قطران تبریزی» است که از منظر ناصرخسرو، او شعر دری را به خوبی می‌سرود<ref>ناصرخسرو، سفرنامه، ۱۳۶۳ش، ص29.</ref>  و نزد پژوهشگران با القابی همچون شرف‌الزمان، فخرالشعرا و امام‌الشعرا شناخته می‌شد.<ref>عوفی، لباب‌الالباب، ج2، ۱۹۰۱م، ص214؛ <br>
دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، ۱۹۰۱م، ص۶۷؛ <br>
فروزانفر، سخن و سخنوران، ۱۳۶۹ش، ص۴۹۲؛ <br>
صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج1، ص422-423.</ref> 
===دوره دوم===
با حمله مغول به خراسان و ماوراءالنهر، سبک خراسانی در ادب فارسی افول کرد و جای خود را به سبک عراقی داد.<ref>میسا، سبک‌شناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱۹۲؛ <br>
محجوب، سبک خراسانی در شعر فارسی، ۱۳۴۵ش، ص۵۵۹.</ref>  در طول قرن 6ق، شاعران آذربایجانی نام‌دار همچون [[نظامی]]، [[خاقانی]]، مجیر بیلقانی و فلکی شروانی، شیوه‌ای میانه را در پیش گرفتند و از زبان سبک خراسانی و اندیشه و قالب شعری سبک عراقی، بهره گرفتند.<ref>شمیسا، سبک‌شناسی شعر، ۱۳۷۴ش، ص۱07.</ref>  همزمان با سلطه‌ی ایلخانیان بر آذربایجان سده 7ق و انتخاب [[تبریز]] به‌عنوان پایتخت ایران،<ref>لسترنج، سرزمین‌های خلافت شرقی، ۱۳۶۴ش، ص۱۷۳.</ref>  منابع تاریخی، از حضور 400 استاد، 1000 طالب علم و 6000 دانشجو در سطوح مختلف علمی، در دارالعلم‌های رشیدی تبریز و نیز ایجاد دو کتابخانه بزرگ که حاوی 1000 جلد [[قرآن]] نفیس (به خط خوش‌نویسان ماهر) و 60 هزار جلد کتاب در زمینه‌های مختلف، در آن دوران، خبر داده‌اند.<ref>حشری تبریزی، روضۀ اطهار، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۴.</ref>  این دارالعلم‌ها، از شکوه و رونقی خاص برخوردار بوده و اساتید و استادیاران با استفاده از کتابخانه‌های موجود، به تدریس دانشجویان و دانش‌آموزان مشغول بودند.<ref>رشیدالدین فضل‌الله، وقف‌نامۀ ربع رشیدی، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۰.</ref><br>
مجموعه‌ی کم‌نظیر «سفینه تبریز» در همان روزگار توسط فردی به نام ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی، گردآوری و نوشته شد. محققان، این مجموعه را نمونه‌ای گویا از سطح بالای دانش و ادب تبریزی، در قرن‌های 7 و 8ق، دانسته‌اند.<ref>پورجوادی، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»،  ۱۳۸۱ش، ص4.</ref>  مجموعه سفینه تبریز، از 211 رساله تشکیل شده که برخی از آن‌ها، از ضبط نظم و نثر نویسندگان نام‌دار ایرانی ایجاد شده‌اند.<br>
[[تبریز]] در این دوران، شاهد پرورش شاعران و ادیبانی عارف‌مسلک بود که از جمله‌ی پارسی‌سرایان و پارسی‌نویسان مشهور ایرانی محسوب می‌شدند. از آن جمله می‌توان به خواجه همام‌الدین (معروف به همام تبریزی)،<ref>صفا، تاریخ، (3) 2/ 715 و 721</ref>  نجم‌الدین ابوبکر محمد ظاهری (معروف به نجم‌الدین زرکوب)،<ref> نفیسی، ۱ / ۱۷۶-۱۷۷</ref>  شیخ محمود شبستری تبریزی (سراینده مثنوی عرفانی «گلشن راز»)،<ref>هدایت، ۱(۲) / ۵۹؛ <br>
صفا، همان، ۳(۲) / ۷۶۶-۷۶۷</ref>  شمس‌الدین محمد بزازینی تبریزی (ملقب به شیرین) و قطب‌الدین عقیقی تبریزی و پسر او جلال‌الدین اشاره کرد.<br>
پس از ایلخانیان، ترکمانان قرا قویونلو و آق قویونلو<ref>اقبال، ۶۵۵-۶۶۰</ref>  نیز، به شعر و ادب فارسی، علاقه نشان دادند و مورخان، ادیبان و شاعران توانمند را به دربار خود دعوت کرده و از وجود آن‌ها بهره می‌بردند. جهانشاه قراقویونلو، خود نیز با تخلص «حقیقی» و فرزندش آق‌میرزا با تخلص «بُداق»، شعر می‌سرودند.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص133-134.</ref>  در دوران حکومت یعقوب‌بیگ، از پادشاهان معروف آق‌قویونلو، تبریز از مهم‌ترین مراکز تجمع شاعران بود. جامی، مثنوی معروف «سلامان و ابسال» خود را به‌نام یعقوب‌بیگ سروده و در چندین قصیده  او را ستایش کرده است.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج4، ص136.</ref> 
در این دوران، نظم رخدادهای تاریخی جایگزین نظم داستان‌های قهرمانی و ملی شد. منظومه‌های «شاهنشاه‌نامه پاییزی»، «کرت‌نامه»، «سام‌نامه» و «ظفرنامه» از جمله منظومه‌های تاریخی آن زمان هستند. بسیاری از پژوهشگران، سبک نوشتاری این منظومه‌ها را متأثر از [[شاهنامه فردوسی]] دانسته‌اند.
===دوره سوم===
از اوایل قرن 10ق، نظم و نثر ایرانیان به سبک هندی یا سبک اصفهانی متمایل شد.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص671-672.</ref>  در [[تبریز]] اما سبک هندی یا اصفهانی، چندان با استقبال روبه‌رو نشد و حتی نهضت «بازگشت ادبی» به راه افتاد که پایبندی بسیاری از شاعران تبریز را به اصول سبک عراقی نشان می‌داد. میرزا شرف‌الدین محمد تبریزی (متخلص به مجذوب)<ref>شاملو، قصص الخاقانی، ج2، ۱۳۷۱ش، ص73؛ <br>
صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص1316-1317.</ref>  و صادقی افشار تبریزی (معروف به صادقی کتابدار و صاحب تذکره «مجمع الخواص»)<ref>آذربیگدلی، آتشکده، ج1، ۱۳۳۴ش، ص71-72؛ <br>
نصرآبادی، تذکره، ۱۳۷۸ش، ص۵۶-۵۷؛ <br>
صادقی کتابدار، مجمع‌الخواص، ۱۳۳۷ش، ص۳۱۴-۳۱۷؛ <br>
تربیت، دانشمندان آذربایجان، ۱۳۱۴ش، ص۲۱۲-۲۱۳.</ref>  از شاعران این دوره هستند.
در همین دوره، دو رویداد مهم ادبی در تبریز به‌وقوع پیوست: 1. حرکت کاروانی فرهنگی از  تبریز به‌سوی هند با هدف برقراری ارتباط فرهنگی و ادبی؛ در این حرکت، شماری از شاعران و عالمان تبریزی، خود را به دربار اکبرشاه گورکانی در سرزمین هند، رساندند.<ref>نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج1، ۱۳۶۳ش، ص514-520؛ <br>
گلچین معانی، کاروان هند، ۱۳۶۹ش، ص972-979 و 1013-1019.</ref>  2. شکل‌گیری ادبیات ترکی آذربایجان؛ تسلط ترکمانان بر امور مملکتی و نظامی، موجب چیره‌شدن زبان ترکی بر این منطقه و شکل‌گیری فرهنگ و ادب ترکی آذربایجانی شد.<ref>صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۱۳۷۸ش، ج5، ص423-425.</ref> 
===دوره چهارم===
این دوره که از سده 13ق شروع شده و به روزگار معاصر می‌رسد  شامل دو جریان «بازگشت ادبی» و «جریان نوگرایی» است.<br>
#بازگشت ادبی: این جریان، شامل روی‌آوردن مجدد شاعران در قصیده‌سرایی به سبک خراسانی و بازگشت آن‌ها به سبک عراقی در غزل‌سرایی است.
#نوگرایی: این جریان، حاصل برخورد فرهنگ ایران با تمدن و فرهنگ غرب است. این جنبش، پیش از جنبش نیمایی، در تبریز، به‌وقوع پیوست.
تبریز علاوه ‌بر شعر پارسی، خاستگاه ادب‌پژوهانی همچون یوسف اعتصامی (پدر پروین اعتصامی) و محققانی همچون میرزاآقا تبریزی (نخستین نمایش‌نامه‌نویس در زبان فارسی) و محمدعلی تربیت بوده است.<br>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
*آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به‌تحقیق حسن سادات ناصری، تهران، کتاب، ۱۳۳۴ش.
*ابن‌حوقل، محمد، صورة‌الارض، ترجمۀ جعفر شعار، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵ش.
*اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ ایران، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، نیک فرجام، ۱۳۶۲ش.
*پورجوادی، نصرالله، «پیشگفتار»، «عرفان اصیل»، سفینۀ تبریز، تهران، ۱۳۸۱ش.
*تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، تهران، اختر، ۱۳۱۴ش.
*حشری تبریزی، محمدامین، روضۀ اطهار، به‌تحقیق عزیز دولت آبادی، تهران، ستوده، ۱۳۷۱ش.
*دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به‌تحقیق ادوارد براون، لیدن، ]بی‌نا[، ۱۹۰۱م.
*رشیدالدین فضل‌الله، وقف‌نامۀ ربع رشیدی، به‌تحقیق مجتبى مینوی و ایرج افشار، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۶ش.
*شاملو، ولی‌قلی، قصص الخاقانی، به‌تحقیق حسن سادات ناصری، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱ش.
*شمیسا، سیروس، سبک‌شناسی شعر، تهران، فردوس، ۱۳۷۴ش.
*صادقی کتابدار، مجمع‌الخواص، ترجمۀ عبدالرسول خیام‌پور، تبریز، بی‌نا، ۱۳۳۷ش.
*صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، فردوس، ۱۳۷۸ش.
*عوفی، محمد، لباب الالباب، به‌تحقیق ادوارد براون، لیدن، ]بی‌نا[، ۱۹۰۱م.
*گلچین معانی، احمد، کاروان هند، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۶۹ش.
*گلچین معانی، احمد، مکتب وقوع، تهران، به‌نشر، ۱۳۷۴ش.
*فروزانفر، بدیع‌الزمان، سخن و سخنوران، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۹ش.
*لسترنج، گ، سرزمین‌های خلافت شرقی، ترجمۀ محمود عرفان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۴ش.
*محجوب، محمدجعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، دانشگاه تربیت معلم، ۱۳۴۵ش.
*مولوی، مثنوی معنوی، به‌تحقیق نیکلسن، تهران، سنایی، ۱۳۶۳ش.
*ناصرخسرو، سفرنامه، به‌تحقیق محمد دبیرسیاقی، تهران، مژگان، ۱۳۶۳ش.
*نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، فروغی، ۱۳۶۳ش.
*نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، به‌تحقیق محسن ناجی نصرآبادی، تهران، اساطیر، ۱۳۷۸ش.
*هدایت، رضا قلی، مجمع‌الفصحا، به‌تحقیق مظاهر مصفا، تهران، بی‌نا، ۱۳۳۱ش.
*Rypka, J., Historyof Iranian Literature, Dordrecht, 1968.