حانیه کلهر (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «<big>'''دهل'''</big>؛ یکی از انواع سازهای کوبهای دهل نوعی ساز معروف است که در هندی به آن دهول میگویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/دهل-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه دهل.]</ref> برخی فرهنگها آن را طبل بزرگ<ref>حدادی، فرهنگنامۀ موسیقی ایران، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۳.</ref> و ب...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''دهل'''</big>؛ یکی از انواع سازهای کوبهای | <big>'''دهل'''</big>؛ یکی از انواع سازهای کوبهای | ||
دهل نوعی ساز معروف است که در هندی به آن دهول میگویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/دهل-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه دهل.]</ref> برخی فرهنگها آن را طبل بزرگ<ref>حدادی، فرهنگنامۀ موسیقی ایران، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۳.</ref> و برخی نوعی نقاره دانستهاند.<ref>نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه دهل.</ref> برخی دهلها یک رویه و برخی دورویه دارند که به آنها تکدهل و جفتدهل گفته میشود. از نامهای دیگر این ساز میتوان به داول، طاول، داوول،<ref>فروغ، «آلات موسیقی قدیم ایران»، ۱۳۳۶ش، ص۳۹.</ref> دَبُل، دَبال و دُل اشاره کرد.<ref>ملاح، فرهنگ سازها، ۱۳۷۶ش، ص۳۳۵.</ref> مردم کردستان به دهل دههول، دهول، دول، دیول،<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۶.</ref> مردم سیستان و بلوچستان دروکل،<ref>احمدیان، «موسیقی در بلوچستان»، ۱۳۵۶ش، ص۵۹.</ref> و لرهای بختیاری دُوُل میگویند.<ref>خسروی، فرهنگ بختیاری، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۷.</ref> نوازندة دهل به سبب بزرگی، آن را به حالت ایستاده میزند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۱.</ref> در بیشتر مراسمها این ساز را با سرنا مینوازند.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶.</ref> | دهل نوعی ساز معروف است که در هندی به آن دهول میگویند.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/دهل-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه دهل.]</ref> برخی فرهنگها آن را طبل بزرگ<ref>حدادی، فرهنگنامۀ موسیقی ایران، ۱۳۷۶ش، ص۲۳۳.</ref> و برخی نوعی [[نقاره]] دانستهاند.<ref>نفیسی، فرهنگ، ذیل واژه دهل.</ref> برخی دهلها یک رویه و برخی دورویه دارند که به آنها تکدهل و جفتدهل گفته میشود. از نامهای دیگر این ساز میتوان به داول، طاول، داوول،<ref>فروغ، «آلات موسیقی قدیم ایران»، ۱۳۳۶ش، ص۳۹.</ref> دَبُل، دَبال و دُل اشاره کرد.<ref>ملاح، فرهنگ سازها، ۱۳۷۶ش، ص۳۳۵.</ref> مردم کردستان به دهل دههول، دهول، دول، دیول،<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۶.</ref> مردم سیستان و بلوچستان دروکل،<ref>احمدیان، «موسیقی در بلوچستان»، ۱۳۵۶ش، ص۵۹.</ref> و لرهای بختیاری دُوُل میگویند.<ref>خسروی، فرهنگ بختیاری، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۷.</ref> نوازندة دهل به سبب بزرگی، آن را به حالت ایستاده میزند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۱.</ref> در بیشتر مراسمها این ساز را با سرنا مینوازند.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶.</ref> | ||
==واژهشناسی== | ==واژهشناسی== | ||
برخی واژهی دهل را برگرفته از واژه سنسکریت دهولاکا میدانند.<ref>پورمندان، دایرةالمعارف موسیقی کهن ایران، ۱۳۷۹ش، ص۸۰.</ref> برخی محققان این واژه را برگرفته از واژة کردی دههل میدانند که بهمعنی دره است.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۶؛ شرفکندی، فـرهنگ کـردی ـ فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۳۳۰.</ref> | برخی واژهی دهل را برگرفته از واژه سنسکریت دهولاکا میدانند.<ref>پورمندان، دایرةالمعارف موسیقی کهن ایران، ۱۳۷۹ش، ص۸۰.</ref> برخی محققان این واژه را برگرفته از واژة کردی دههل میدانند که بهمعنی دره است.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۶؛ شرفکندی، فـرهنگ کـردی ـ فارسی، ۱۳۶۹ش، ص۳۳۰.</ref> | ||
==پیشینه== | ==پیشینه== | ||
نقش دهل در حجاریهای طاقبستان (سدهة ۶ میلادی) دیده میشود. نوعی تُنُگ نقره مربوط به سدة ۸ و ۹ میلادی ( که در موزة هنرهای زیبای شهر لیون فرانسه نگهداری میشود) گروهی از نوازندگان را در حال نواختن نوعی طبل دوسویه نشان میدهد.<ref>ایازی، نگرشی بر پیشینۀ موسیقی در ایران به روایت آثار پیش از اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۸۵-۸۶.</ref> در تاریخ بیهقی نیز به دهل اشاره شده است.<ref>بیهقی، تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۹۶.</ref> در زمان قاجار استفاده از ساز و دهل در مراسمهای عروسی متداول بوده است.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۲۴ش، ج۱، ص۴۵۷.</ref> | نقش دهل در حجاریهای طاقبستان (سدهة ۶ میلادی) دیده میشود. نوعی تُنُگ نقره مربوط به سدة ۸ و ۹ میلادی ( که در موزة هنرهای زیبای شهر لیون فرانسه نگهداری میشود) گروهی از نوازندگان را در حال نواختن نوعی طبل دوسویه نشان میدهد.<ref>ایازی، نگرشی بر پیشینۀ موسیقی در ایران به روایت آثار پیش از اسلام، ۱۳۸۳ش، ص۸۵-۸۶.</ref> در [[تاریخ بیهقی]] نیز به دهل اشاره شده است.<ref>بیهقی، تاریخ، ۱۳۷۷ش، ص۹۶.</ref> در زمان قاجار استفاده از ساز و دهل در مراسمهای عروسی متداول بوده است.<ref>مستوفی، شرح زندگانی من، ۱۳۲۴ش، ج۱، ص۴۵۷.</ref> | ||
==ساختار دهل== | ==ساختار دهل== | ||
این ساز از استوانهای چوبی یا فلزی<ref>فرخکیش، ارغنونساز فلک، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.</ref> به قطر حدود ۱۰۰ سانتیمتر و ارتفاع ۲۵ الی ۳۵ سانتیمتر تشکیل شده است<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶؛ پورمندان، دایرةالمعارف موسیقی کهن ایران، ۱۳۷۹ش، ص۸۰.</ref> که در دو طرف آن پوست قرار دارد. جهت ساخت دهل معمولا از چوبهای توت، صنوبر، بید، بلوط، چنار و گردو استفاده میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۷.</ref> در کردستان برای انحنادادن به چوب آن را بهوسیلة دستگاه چرخ انحنا میدهند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۹.</ref> در لرستان، چالة گردی در زمین حفر میکنند و چوب را در آن قرار میدهند تا قالبگیری شود.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۱۲۳.</ref> در سیستان و بلوچستان، شکل طبل شبیه به استوانة ناقص بوده<ref>ملاح، تاریخ موسیقی نظامی ایران، ۱۳۴۵ش، ص۵۸.</ref> و از چوب درخت پَدِه یا پَدَه تهیه میشود.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۹.</ref> پوست بهکار رفته در دهل معمولا پوست گاو یا گاومیش است.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶؛ ملاح، تاریخ موسیقی نظامی ایران، ۱۳۴۵ش، ص۵۸.</ref> گاهی از پوست گوسفند یا آهو نیز در دهل استفاده میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۷.</ref> اهالی لرستان به طرف راست دهل خود پوست بز و به طرف چپ آن پوست آهو یا پوست بز کوهی میکشند.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷.</ref> پوست یکطرف باید نازکتر از طرف دیگر باشد. پوست به مدت چند ساعت باید در ترکیب آب، آرد و ماست قرار گیرد تا محکم شود. پوست با استفاده از ریسمانهایی به چوب دهل بسته میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰.</ref> این ریسمانها با انعطاف پوستها، زیر و بمی صدای پوست را تنظیم میکنند.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۳.</ref> گاهی بهجای ریسمان از میلة آهنی یا چوبی استفاده میشود.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷. </ref> در سنندج، چوب استوانه را با پارچهای راهراه میپوشانند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰-۳۲۱. </ref> اهالی لرستان در پوست سمت راست دهل نقش خورشید میکشند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۱. </ref> اگر دهل از پوست گرگ تهیه شود صدای بسیار بلندی خواهد داشت،<ref>برخوردار، «پژوهشی در موسیقی محلی کردستان»، ۱۳۵۱ش، ص۴۲.</ref> اما به دلیل نامبارک بودن از آن استفاده نمیشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰. </ref> تسمهای چرمی به دهل بسته میشود که نوازنده، آن را بر شانههای خود میاندازد<ref>نفری، اطلاعات جامع موسیقی، ۱۳۷۷ش، ص۱۱۱.</ref> تا ساز در جلوی سینه و شکم او قرار گیرد.<ref>فرخکیش، ارغنونساز فلک، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.</ref> نوازنده این ساز را با دو چوب ترکة نازک و عصا مانند مینوازد.<ref>منصوری، سازشناسی، ۱۳۵۵ش، ص۶۹.</ref> به چوب عصاشکل «کجک» یا «چنگال» و به چوب نازک «ترکه» میگویند.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶.</ref> در سیستان و بلوچستان از دو ترکة چوبی کوچک با نامهای «نلوک» و «پنجولک» استفاده میکنند که به انگشتان دست چپ بسته میشوند.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۸و۴۱.</ref> نوازندگان بیرجندی، سمت چپ دهل را با چوب کوچکی با نام «انگشتانه» مینوازند.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۵۴. </ref> چوب عصامانند در ایل بختیاری «چوچایقون» نامیده میشود.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۳.</ref> | این ساز از استوانهای چوبی یا فلزی<ref>فرخکیش، ارغنونساز فلک، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.</ref> به قطر حدود ۱۰۰ سانتیمتر و ارتفاع ۲۵ الی ۳۵ سانتیمتر تشکیل شده است<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶؛ پورمندان، دایرةالمعارف موسیقی کهن ایران، ۱۳۷۹ش، ص۸۰.</ref> که در دو طرف آن پوست قرار دارد. جهت ساخت دهل معمولا از چوبهای توت، صنوبر، بید، بلوط، چنار و گردو استفاده میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۷.</ref> در کردستان برای انحنادادن به چوب آن را بهوسیلة دستگاه چرخ انحنا میدهند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۹.</ref> در لرستان، چالة گردی در زمین حفر میکنند و چوب را در آن قرار میدهند تا قالبگیری شود.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۱۲۳.</ref> در سیستان و بلوچستان، شکل طبل شبیه به استوانة ناقص بوده<ref>ملاح، تاریخ موسیقی نظامی ایران، ۱۳۴۵ش، ص۵۸.</ref> و از چوب درخت پَدِه یا پَدَه تهیه میشود.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۹.</ref> پوست بهکار رفته در دهل معمولا پوست گاو یا گاومیش است.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶؛ ملاح، تاریخ موسیقی نظامی ایران، ۱۳۴۵ش، ص۵۸.</ref> گاهی از پوست گوسفند یا آهو نیز در دهل استفاده میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۷.</ref> اهالی لرستان به طرف راست دهل خود پوست بز و به طرف چپ آن پوست آهو یا پوست بز کوهی میکشند.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷.</ref> پوست یکطرف باید نازکتر از طرف دیگر باشد. پوست به مدت چند ساعت باید در ترکیب آب، آرد و ماست قرار گیرد تا محکم شود. پوست با استفاده از ریسمانهایی به چوب دهل بسته میشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰.</ref> این ریسمانها با انعطاف پوستها، زیر و بمی صدای پوست را تنظیم میکنند.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۳.</ref> گاهی بهجای ریسمان از میلة آهنی یا چوبی استفاده میشود.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۶۷. </ref> در سنندج، چوب استوانه را با پارچهای راهراه میپوشانند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰-۳۲۱. </ref> اهالی لرستان در پوست سمت راست دهل نقش خورشید میکشند.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۱. </ref> اگر دهل از پوست گرگ تهیه شود صدای بسیار بلندی خواهد داشت،<ref>برخوردار، «پژوهشی در موسیقی محلی کردستان»، ۱۳۵۱ش، ص۴۲.</ref> اما به دلیل نامبارک بودن از آن استفاده نمیشود.<ref>نقیب، سازشناسی موسیقی کردی، ۱۳۸۵ش، ص۳۲۰. </ref> تسمهای چرمی به دهل بسته میشود که نوازنده، آن را بر شانههای خود میاندازد<ref>نفری، اطلاعات جامع موسیقی، ۱۳۷۷ش، ص۱۱۱.</ref> تا ساز در جلوی سینه و شکم او قرار گیرد.<ref>فرخکیش، ارغنونساز فلک، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۸.</ref> نوازنده این ساز را با دو چوب ترکة نازک و عصا مانند مینوازد.<ref>منصوری، سازشناسی، ۱۳۵۵ش، ص۶۹.</ref> به چوب عصاشکل «کجک» یا «چنگال» و به چوب نازک «ترکه» میگویند.<ref>بلوکباشی، پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی نظامی، ۱۳۸۱ش، ص۱۵۶.</ref> در سیستان و بلوچستان از دو ترکة چوبی کوچک با نامهای «نلوک» و «پنجولک» استفاده میکنند که به انگشتان دست چپ بسته میشوند.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۳۸و۴۱.</ref> نوازندگان بیرجندی، سمت چپ دهل را با چوب کوچکی با نام «انگشتانه» مینوازند.<ref>درویشی، دایرةالمعارف سازهای ایران، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۵۴. </ref> چوب عصامانند در ایل بختیاری «چوچایقون» نامیده میشود.<ref>مسعودیه، سازهای ایران، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۳.</ref> | ||