تاریخ بیهقی، نام کتابی از «ابوالفضل بیهقی»، تاریخنگار مشهور ایرانی.
تاریخ بیهقی، کتابی به زبان فارسی است که اطلاعات سودمندی دربارهٔ قواعد حکومتداری، هنر، شهرسازی، قشرهای اجتماعی، وضعیت دربار، عرف و سنتهای رایج در جامعه، ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مردم ایران در سدهٔ پنجم هجری را روایت میکند و جامعهٔ امروز را به هویت فرهنگی و تمدنی آن در گذشته، پیوند میدهد.
معرفی
تاریخ بیهقی، توسط «ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی» (۳۸۵–۴۷۰ق)، نوشته شده است.[۱] تألیف بیهقی، در سال ۴۴۸ق آغاز شده است.[۲]
این اثر، بخشی از یک کتاب بزرگ ۳۰ جلدی بوده که به اسم «جامع التواریخ» یا «تاریخ آل سبکتگین» خوانده میشده است و هر یک از قسمتهای آن نیز نام خاصی داشته است.[۳] قسمت اول «تاریخ ناصری»، قسمت دوم «تاریخ یمینی» یا «مقامات محمودی» و قسمت سوم (بخش موجود) «تاریخ مسعودی» خوانده میشده است و بخشهای بعدی از بین رفته است. کتابی که در حالحاضر وجود دارد، در میان محققان به نامهای «تاریخ بیهقی»، «تاریخ آلمحمود»، «تاریخ ناصری»، «تاریخ آلسبکتگین»، «کتاب یمینی» و «مجلدات ابوالفضل» خوانده میشود.[۴]
ویژگیها
حقیقتپژوهی، رعایت اعتدال و انصاف در اظهارنظرها، مشاهده، دقتنظر و باریکبینی، بیان مطالب حکمتآمیز و نکتههای اخلاقی، قدرت استنباط و تبیین علل رویدادها، معرفی منبع روایات و نقل اسناد مهم، از ویژگیهای تاریخ بیهقی است.[۵] همچنین تاریخ بیهقی از نظر زبانی، گنجینهای از واژگان، اصطلاحات، تعبیرها و مثلهای شیرین زبان فارسی است که این کتاب را در جایگاه والای بلاغ در بین متون منثور فارسی قرار میدهد.[۶]
محتوا
۱. رویداهای دربار سلاطین
موضوع اصلی این اثر ۳۰ جلدی، رویدادهای ۴۲ سال، پادشاهی غزنویان بوده است؛ اما تاریخ بیهقی موجود، چگونگی به قدرت رسیدن مسعود غزنوی و رویدادهای زمان حکومت او را بیان میکند. این کتاب، از نامهٔ ارکان دولت مسعودی به امیرمسعود آغاز میشود و پس از ذکر رویدادهای گوناگون دورهٔ حکومت مسعود غزنوی، با قصد رفتن مسعود به هند پایان مییابد. همچین در این کتاب، مطالب بسیار مفیدی دربارهٔ تاریخ غزنویان، پیش از مسعود غزنوی، صفاریان، سامانیان و سلجوقیان وجود دارد.[۷] تألیف بیهقی، در سال ۴۴۸ق آغاز شده است.[۸]
۲. اطلاعات ادبی
اطلاعات منحصربهفرد دربارهٔ شعرا و اشعار آنها نیز در این کتاب موجود است.[۹] تألیف بیهقی، در سال ۴۴۸ق آغاز شده است.[۱۰]
۳. آداب و اخلاق در فرهنگ ایرانی
جشنهای ملی ایران (نوروز، سده و مهرگان)، آذین بستن شهر، مراسم عروسی و سوگواری، اعیاد مذهبی، رسم پیشواز و نثار، خطبهخوانی، بهای نان و گندم و زمین، رسوم و تشریفات درباری، آیین خلعتپوشی، بزمهای شاهانه، ساختمان کاخها، آداب جنگ و شکار، نامهنگاریهای میان پادشاهان، جاسوسی و جاسوسگماری و زدوبندهای درباری در این اثر آمده است که میتواند سبکزندگی رایج آن دوره را بهخوبی نشان دهد.[۱۱]
۴. آمار مشاغل قرنهای اولیهٔ اسلامی در ایران
مشاغل دیوانی و غیردیوانی و شرح وظایف آنها در این کتاب ذکر شده است. برای مثال میتوان به مشاغل پیلبان، مترجم، حاجب، حوائجکش، مُشرف، دبیر، دواتدار، بزاز، عطار، گوهرفروش، خوانسالار، چتردار و اسبسالار اشاره کرد.[۱۲]
۵. اسامی غذاها
اسامی غذاهایی مانند کباب، سمبوسه و دوغ در کتاب آمده است که شناخت ما را از نحوهٔ معیشت مردمان آن روزگار دقیقتر میکند.[۱۳]
۶. نام انواع پوشیدنیها و زیورآلات
نام انواع پوشیدنیها و زیورآلات آن دوره مثل اِزار، بارانی، جُبّه، دُرّاعه و عمامه در کتاب ذکر شده است. در بسیاری مواقع توصیفات جزئیتر از جنس و کیفیت آنها نیز آمده که در شناخت نحوهٔ زندگی مردمان آن دوره، تأثیر زیادی دارد. برای مثال: بارانی کرباسین، موزهٔ میکائیلی، موزهٔ نمدین، قبای سقلاطون بغدادی، قبای روباه سرخ، قبای ملحم و عصابهٔ توزی، دیبای رومی، دستارچهٔ پیروزهنشان، انگشتری با نگین فیروزه یا یشم.[۱۴]
۷. ورزش و سرگرمیهای رایج
در این کتاب به ورزشهای رایج آن دوره در میان جوانان، ازجمله زورآزمایی، وزنهبرداری، کشتیگرفتن و تفریحاتی مانند شکار پرندگان و کارهای خطرناکی مثل شیرکُشی و نگهداری طاووس در خانهها، اشاره شده است.[۱۵]
تأثیرگذاری بر زبان فارسی
تأثیر تاریخ بیهقی بر ادبیات فارسی در شواهد لغتنامهٔ دهخدا به خوبی نمایان است. دهخدا در شواهد شعری، از شاهنامه استفاده میکند و در نثر از تاریخ بیهقی بهره میگیرد.[۱۶]
اهمیت ادبی و ارزش زبانی
اهمیت ادبی و زبانی تاریخ بیهقی در نثر بهاندازهٔ اهمیت شاهنامه در شعر است و آنقدر استوار، صحیح و فصیح نوشته شده که برای نویسندگان امروز نیز آموزنده است.[۱۷] بههمین دلیل، بخشهایی از این اثر، در کتابهای ادبیات فارسی دبیرستان آمده که مهمترین آنها محاکمهٔ «حسنک وزیر» و پیامدهای آن است. این رویداد با ذکر دقیق و تصویر صحنههای تلخ آن، با جذابیت خاصی بیان شده است.[۱۸]
سبک نگارش
- اِطناب (تفصیل)، در مقابل ایجاز (اختصار) که مطالب را بهصورت روشن و جزئی بیان میکند تا مقصود نویسنده بهخوبی فهمیده شود.[۱۹]
- توصیفات و ذکر جزئیاتی که خواننده را در برابر رویدادها قرار میدهد و تمام اجزای حوادث را معرفی میکند.
- مثال یا شاهدآوردن از بیتهای یک شعر یا نام گوینده، که با الگوگیری از نثر عربی مرسوم در قرن چهارم در بغداد بوده است.[۲۰]
- ویژگیهای دستوری، مانند بهکار بردن فعل ماضی در معنای مضارع، بهکار بردن افعال ماضی و مضارع به صیغهٔ مجهول، استعمال افعال ماضی به صیغهٔ وصفی، حذف افعال به قرینه، حذف قسمتی از جمله، بهکار بردن لغات و مصدرهای عربی و ذکر کلمات تنویندار طبق قواعد عربی.[۲۱]
- آوردن امثال و اصطلاحات فارسی رایج در آن روزگار.[۲۲]
نوآوریها
در تاریخ بیهقی، برخلاف رویههای معمول آن زمان، رویدادها، افراد، ویژگیها و واکنشهای آنها، بهصورت جزئی و شبیه ادبیات داستانی پرداخته شده و رویدادها مانند داستان، با گزارش دقیق و عینی بیان شده است که برخی از آنها از دیدگاه جامعهشناسی تاریخی ایران، درخور توجه است.[۲۳]
تاریخ بیهقی و هویت ایرانی
تاریخ بیهقی، در خلال ذکر رویدادهای تاریخی و ماجراهای دربار غزنوی، مؤلفههای هویت ایرانی، مثل آداب و رسوم کهن ایرانی، مراسمهای ملی، اشعار و امثال ایرانی را با مهارت زیادی آورده و در تجدید هویت فرهنگی ایران نقش داشته است.[۲۴]
نسخهها و چاپهای مختلف
از تاریخ بیهقی نسخههای بریل و صوتی[۲۵] و نسخههای خطی و چاپی زیادی در کتابخانههای ایران و دیگر کشورهای جهان موجود است.[۲۶]
کتابشناسی تاریخ بیهقی
۱. در ایران
در موضوع تاریخ بیهقی، ۲۷۰ عنوان کتاب، مقاله و پایاننامه در ایران نوشته شده است که از منظر تاریخ، تاریخنگاری، جغرافیا، جامعهشناسی، فرهنگ، فلسفه، اخلاق، سیاست، لغت، نسخهشناسی، زبانشناسی، دستور زبان و شرح متون، به تاریخ بیهقی میپردازد.[۲۷] همچنین شرحها، تصحیحها و ترجمههای زیادی به عربی، انگلیسی و روسی، دربارهٔ آن نگاشته شده است.[۲۸]
۲. در افغانستان
پژوهش علمی دربارهٔ تاریخ بیهقی و مؤلف آن در افغانستان نسبت به ایران بسیار کم انجام شده است. در طول ۸۰ سال، ۵۲ عنوان مقاله، در موضوع تاریخ بیهقی و مؤلف آن و ۳۰ مقاله نزدیک به موضوع تاریخ بیهقی نگاشته شده که اکثر این مقالات پژوهشهای جغرافیایی در تاریخ بیهقی است.[۲۹]
تاریخ بیهقی و سراجالتواریخ
سراجالتواریخ که مهمترین کتاب تاریخ افغانستان است، بهسبک تاریخ بیهقی نوشته شده است.[۳۰] بههمین دلیل، بسیاری از محققان از نویسندهٔ سراجالتواریخ، با القاب «بیهقی معاصر» و «بیهقی ثانی» یاد کردهاند.[۳۱]
پانویس
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ بازوبند، «ارزشهای کتاب تاریخ بیهقی» وبسایت وزارت آموزش و پرورش.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ اکبری بیرق، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف اسلامی.
- ↑ «تاریخ بیهقی؛ تاریخ یا ادبیات؟»، وبسایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ «حدادعادل: اهمیت تاریخ بیهقی کمتر از شاهنامه نیست»، وبسایت دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ بازوبند، «ارزشهای کتاب تاریخ بیهقی» وبسایت وزارت آموزش و پرورش.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ کامرانی و دیگران، «هویت ایرانی در داستانها و استعارههای تاریخ بیهقی از دوره غزنویان»، 1399ش، ص334.
- ↑ ابنالرسول و رئیسی، «کتابشناسی تاریخ بیهقی»، 1387ش، ص171.
- ↑ مصطفوی سبزواری، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامۀ جهان اسلام.
- ↑ ابنالرسول و رئیسی، «کتابشناسی تاریخ بیهقی»، 1387ش، ص171.
- ↑ ابنالرسول و رئیسی، «کتابشناسی تاریخ بیهقی»، 1387ش، ص171.
- ↑ فیاض، «بیهقیپژوهی در افغانستان»،1401ش، ص109.
- ↑ عنابی، «اسلوب و منابع کاتب در تاریخنگاری»، 1385ش، ص67.
- ↑ زندیه و موسوی، «شیوه تاریخنگاری و تاریخنگری فیضمحمد کاتب»، 1398ش، ص۷۱.
منابع
- ابنالرسول، محمدرضا و رئیسی، نفیسه، «کتابشناسی تاریخ بیهقی»، فصلنامهٔ تاریخ اسلام، سال نهم، شماره ۳۵ و ۳۶، پاییز و زمستان ۱۳۸۷ش.
- اکبری بیرق، حسن، «تاریخ بیهقی»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۴۰۱ش.
- بازوبند، علی، «ارزشهای کتاب تاریخ بیهقی»، وبسایت وزارت آموزش و پرورش، تاریخ درج مطلب: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ش.
- «تاریخ بیهقی؛ تاریخ یا ادبیات؟»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱ آبان ۱۴۰۱ش.
- «حدادعادل: اهمیت تاریخ بیهقی کمتر از شاهنامه نیست»، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۳ آبان ۱۳۹۳ش.
- زندیه، حسن و موسوی، امفروه، «شیوهٔ تاریخنگاری و تاریخنگری فیضمحمد کاتب»، فصلنامهٔ تخصصی سبکشناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، شمارهٔ چهارم، شماره پیدرپی ۴۶، دورهٔ دوازدهم، ۱۳۹۸ش.
- عنابی، دادمحمد، «اسلوب و منابع کاتب در تاریخنگاری»، مجموعه مقالات سمینار بزرگداشت از آثار و افکار ملا فیض محمد کاتب هزاره، سال دوم، دوره دوم، شمارهٔ ۶، تیر ۱۳۸۵ش.
- فیاض، احمدفهیم، «بیهقیپژوهی در افغانستان»، فصلنامهٔ علمی پژوهشی غالب، سال یازدهم، شماره ۳۸، پاییز ۱۴۰۱ش.
- کامرانی و دیگران، «هویت ایرانی در داستانها و استعارههای تاریخ بیهقی از دورهٔ غزنویان»، مجلهٔ مطالعات هنر اسلامی، دوره ۱۷، شماره ۳۹، پاییز ۱۳۹۹ش.
- مصطفوی سبزواری، رضا، «تاریخ بیهقی»، وبسایت دانشنامهٔ جهان اسلام، تاریخ درج مطلب: ۱۳۹۳ش.