imported>Shiri بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Razarei59 |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
رالز خانواده را بخشی از نظامی میداند که نوعی تقسیم کار اجتماعی را بر مبنای جنسیت در طول زمان ایجاد میکند. وی بیان میدارد که این اصول عدالت به ما نمیگوید که چگونه فرزندان خویش را بزرگ کنیم و ما مجبور نیستیم که بر اساس اصول سیاسی با فرزندانمان رفتار کنیم. در اینجا این اصول موضوعیت ندارد. والدین باید در مواجهه با فرزندانشان برداشتی از عدالت یا انصاف و احترام لازم را رعایت کنند و این بایدی نیست که اصول سیاسی بتواند آن را تجویز کند. بیگمان ممنوعیت بدرفتاری و بیتوجهی به کودکان و مواردی از این قبیل، به عنوان محدودیت، بخش حیاتی از حقوق خانواده را شکل خواهد داد، اما بالاخره در نقطهای جامعه مجبور است به محبت طبیعی و حسن نیت اعضاء بالغ خانواده اعتماد کند.<ref> جان رالز، قانون ملل، 1389ش، ص 212</ref> | رالز خانواده را بخشی از نظامی میداند که نوعی تقسیم کار اجتماعی را بر مبنای جنسیت در طول زمان ایجاد میکند. وی بیان میدارد که این اصول عدالت به ما نمیگوید که چگونه فرزندان خویش را بزرگ کنیم و ما مجبور نیستیم که بر اساس اصول سیاسی با فرزندانمان رفتار کنیم. در اینجا این اصول موضوعیت ندارد. والدین باید در مواجهه با فرزندانشان برداشتی از عدالت یا انصاف و احترام لازم را رعایت کنند و این بایدی نیست که اصول سیاسی بتواند آن را تجویز کند. بیگمان ممنوعیت بدرفتاری و بیتوجهی به کودکان و مواردی از این قبیل، به عنوان محدودیت، بخش حیاتی از حقوق خانواده را شکل خواهد داد، اما بالاخره در نقطهای جامعه مجبور است به محبت طبیعی و حسن نیت اعضاء بالغ خانواده اعتماد کند.<ref> جان رالز، قانون ملل، 1389ش، ص 212</ref> | ||
===اصل تفاوت=== | ===اصل تفاوت=== | ||
اصل تفاوت یا عدالت توزیعی رالز از کلیدیترین اصول عدالت اوست. این اصل اقتضا میکند که مناصب و مشاغل امتیازآفرین اقتصادی و اجتماعی به روی همگان گشوده باشد. اصل فرصت برابر در پایهایترین بیانش ضامن چشمانداز یکسان در زندگی برای همه افراد دارای شایستگیها و انگیزههای مشابه در همه بخشهای جامعه است. علاوه براین، الزام میکند که نهادهای سیاسی دست به اقدامات ایجابی مناسب | اصل تفاوت یا عدالت توزیعی رالز از کلیدیترین اصول عدالت اوست. این اصل اقتضا میکند که مناصب و مشاغل امتیازآفرین اقتصادی و اجتماعی به روی همگان گشوده باشد. اصل فرصت برابر در پایهایترین بیانش ضامن چشمانداز یکسان در زندگی برای همه افراد دارای شایستگیها و انگیزههای مشابه در همه بخشهای جامعه است. علاوه براین، الزام میکند که نهادهای سیاسی دست به اقدامات ایجابی مناسب بزند تا تضمین شود که اشخاصی با مهارتها و انگیزههای مشابه از فرصتهای مشابه برخوردار شوند.<ref>تالیس، فلسفه راولز، 1385ش، ص 108</ref> | ||
وی در زمینه تفاوت زن و مرد معتقد است که اگر تقسیم کار جنسیتی در خانواده کاملا داوطلبانه باشد، برابری منصفانه فرصتها برای هر دو جنس تحقق پیدا خواهد کرد.<ref>جان رالز، لیبرالیسم سیاسی، 1393ش، ص 228</ref>اگر یک علت اساسی نابرابری زنان سهم بیشتر آنان در زادن، پرورش و مراقبت کودکان در تقسیم کار سنتی در خانواده است، باید گامهایی یا برای برابر کردن سهم آنها یا در مسیر پاداش دادن به آنها برداشت و پیشنهاد اینست که قانون در جایگاه هنجار یا رهنمون باید کار زن را در بزرگ کردن کودکان (وقتی این بار را باوجود آنکه همچنان مشترک است بر دوش میکشد) مستحق سهم برابر از درآمد شوهر در طول مدت ازدواج بداند و اگر کار به طلاق بکشد، باید سهم برابر از ارزش افزوده داراییهای خانواده در طول آن مدت داشته باشد.<ref>جان رالز، لیبرالیسم سیاسی، 1393ش، ص 229</ref> | |||
===تقدم اصل فرصت برابر بر اصل تفاوت=== | ===تقدم اصل فرصت برابر بر اصل تفاوت=== | ||
رالز با پذیرش اصل فرصت برابر، داوطلبانه بودن تقسیم کار جنسیتی را به منزله فرصت برابر تلقی کرد و در مواردی مثل زادن و پرورش فرزند توسط مادر که بهصورت یکجانبه انجام میگیرد، برای جبران این نابرابری، مادر را مستحق سهمی مالی میداند. وی برابری را پیشفرض میداند و نابرابری را به نفع برابری توجیه میکند و بهدنبال برابر کردن فرصتهاست، نه تشریح علت یا پذیرش تفاوتها و به همین جهت هم عنوان میکند نابرابریهای میان [[زنان]] و مردان را فقط درصورتی میتوان توجیه کرد که به نفع [[زنان]] بوده و از نظر آنها قابل قبول باشد. بهاین معنا که او محرومیتی برای زنان قائل میشود و میخواهد این تفاوت در وظیفه را با اصل فرصت برابر خویش سامان دهد و به تعبیری عدالت را میان زن و مرد برقرار کند.<ref>جان رالز، عدالت بهمثابه انصاف، 1388ش، ص 115</ref> | رالز با پذیرش اصل فرصت برابر، داوطلبانه بودن تقسیم کار جنسیتی را به منزله فرصت برابر تلقی کرد و در مواردی مثل زادن و پرورش فرزند توسط مادر که بهصورت یکجانبه انجام میگیرد، برای جبران این نابرابری، مادر را مستحق سهمی مالی میداند. وی برابری را پیشفرض میداند و نابرابری را به نفع برابری توجیه میکند و بهدنبال برابر کردن فرصتهاست، نه تشریح علت یا پذیرش تفاوتها و به همین جهت هم عنوان میکند نابرابریهای میان [[زنان]] و مردان را فقط درصورتی میتوان توجیه کرد که به نفع [[زنان]] بوده و از نظر آنها قابل قبول باشد. بهاین معنا که او محرومیتی برای زنان قائل میشود و میخواهد این تفاوت در وظیفه را با اصل فرصت برابر خویش سامان دهد و به تعبیری عدالت را میان زن و مرد برقرار کند.<ref>جان رالز، عدالت بهمثابه انصاف، 1388ش، ص 115</ref> | ||