پوشاک دوران پهلوی اول: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «پوشاک دوران پهلوی اول؛» ایجاد کرد |
ابرابزار |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
پوشاک دوران پهلوی اول؛ | '''{{درشت|پوشاک دوران پهلوی اول؛}}''' تنپوش مردان و زنان در دوره حکومت رضاخان. | ||
دوران پهلوی اول (۱۳۰۴–۱۳۲۰ش) شاهد تحولات گستردهای در سیاستهای پوشاک در ایران بود. رضاشاه با هدف نوسازی، ایجاد دولت متمرکز و شکلدهی به هویت ملی نوین، سیاستهای یکسانسازی پوشش را اجرا کرد. این سیاستها که بر تغییر لباس مردان و زنان به سبک غربی متمرکز بود، با مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی روبرو شد و تأثیرات عمیقی بر جامعه ایران گذاشت. | |||
== زمینههای تاریخی == | |||
سیاستهای پوشاک در دوره پهلوی اول، ریشه در تلاشهای پیشین برای نوسازی نظامی و اداری داشت. نخستین اقدامات برای یکسانسازی پوشاک در دوره قاجار و با اصلاحات عباسمیرزا در ارتش آغاز شد. وی با کمک مستشاران خارجی، نیروی نظامی مدرنی تأسیس کرد که دارای یونیفرم، درجات و نظم و انضباط شبیه ارتشهای اروپایی بود. این روند در دوران محمدشاه قاجار ادامه یافت و پوشاک نظامی تحت تأثیر الگوهای آلمانی، اتریشی و سوئدی قرار گرفت. به تدریج، عناصر این لباسهای نظامی، مانند کت سرداری و شلوار تنگ اروپایی، در پوشاک غیرنظامی مردان شهری نفوذ کرد.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/index.php/article_95638_c44d49f8a267282b52a7d43dfb371163.pdf محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص77-80.]</ref> | |||
== اهداف و انگیزههای حکومت پهلوی == | |||
با روی کار آمدن رضاشاه، جریان تجددگرایی در تقابل با ارزشهای سنتی جامعه، شتاب گرفت<ref name=":2">[https://ensani.ir/fa/article/11684/تجدد-گرایی-و-هویت-ایرانی-در-عصر-پهلوی زریزی، «تجدد گرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی»، 1384ش.]</ref> و از مرز گفتوگوهای نظری در مطبوعات فراتر رفت و به عرصه عمل وارد شد.<ref name=":3"/> سیاست تغییر پوشش مردان موجب شد تا بهتدریج لباسهای سنتی کنار گذاشته شوند. میل به همسانسازی فرهنگی و رؤیای رسیدن به تمدن اروپایی، نخبگان غربزده را به سمت اصلاح ظواهر، از جمله تغییر در نوع پوشاک و اجرای سیاست کشف حجاب زنان، سوق داد.<ref name=":2"/> | |||
از ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۴ش، روند غربیسازی لباس، از طریق قانونگذاری، آموزش و نظارت مستقیم بر پوشش در مدارس، ادارات و ارتش پیگیری شد. این تغییرات، بخشی از برنامه گسترده دولت برای ایجاد هویت ملی نوین و تقویت مشروعیت سیاسی حکومت پهلوی محسوب میشد.<ref name=":3">[https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/876ac0fd7323f8e32f7de3ded4681d18?sample=1 ظریفیان صالح مکرم، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورۀ قاجار تا پایان دورۀ پهلوی»، 1389ش، ص133.]</ref> تیمورتاش که در ۲۵ آذر ۱۳۰۴ش به سمت وزیر دربار منصوب شد، نقش اصلی را در هدایت سیاستها و اجرای برنامههای رضاشاه ایفا کرد. او در مرداد ۱۳۰۵ش به مسکو سفر کرد و در جریان این سفر، کت و شلوار و کلاه جدیدی که بعدها به «کلاه پهلوی» معروف شد، به ایران وارد کرد. علاوه بر این، تیمورتاش چند خیاط روسی را به کشور آورد و پوشیدن این لباسها را برای کارکنان دولت اجباری کرد.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/876ac0fd7323f8e32f7de3ded4681d18?sample=1 ظریفیان صالح مکرم، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورۀ قاجار تا پایان دورۀ پهلوی»، 1389ش، ص134.]</ref> | |||
== قانون متحدالشکل کردن لباس مردان == | |||
پوشش مردان در اوایل دوره پهلوی مشابه دوره قاجار بود و تنوع آن منعکسکننده تفاوتهای اقوام، مناطق و طبقات اجتماعی بود. بازاریان عمدتاً عمامه شیرشکری یا دستار میپوشیدند، کارکنان دولت کلاه بدون لبه و شاهزادگان یا کسانی که با اروپا در ارتباط بودند، کلاه سیلندر استفاده میکردند. لباسهای سنتی مانند قبا، شال، عبا، لباده و پوستین بخش اصلی تنپوش مردان را تشکیل میداد. در سال ۱۳۰۱ش مجلس قانونی تصویب کرد که کارمندان دولت و خدمات شهری باید لباس دوخت ایران بپوشند و این شامل کارکنان نظامی نیز شد. با گذشت زمان، کت و شلوار و شلوار اروپایی در میان شهرنشینان رواج یافت. در ۴ مهر ۱۳۰۷ش کابینه تصمیم گرفت تمام مردان ایرانی به سبک غربی لباس بپوشند و تنپوشهای سنتی جای خود را به کت و شلوار، شلوار و کمربند اروپایی و کفش چرمی دادند. اجرای قانون از فروردین ۱۳۰۸ش در شهرها و یک سال بعد در روستاها آغاز شد.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص78.]</ref> | |||
«قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخل مملکت» در ۱۴ دی ۱۳۰۷ به تصویب رسید؛ اما زمینههای اجرای آن بهصورت تدریجی و در بسترهای مختلف آغاز شده بود. <ref>اتابکی، تجدد آمرانه، 1385ش، ص196.</ref> | |||
=== نهادهای نظامی === | |||
رضاشاه پوشیدن یونیفرم نظامی به تقلید از نظامیان اروپایی<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/index.php/article_95638_c44d49f8a267282b52a7d43dfb371163.pdf محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص82.]</ref> را نماد نظم و مدرنیته میدانست.<ref>عاقلی، تیمورتاش در صحنهٔ سیاست ایران، 1371ش، ص237 و 238.</ref> قانون خدمت سربازی (۱۳۰۴) پوشیدن یونیفرم را برای سربازان اجباری کرد. طراحی این لباسها با شانههای اپلدار، یقههای ایستاده و شلوارهای عمودینوار، باعث القای هیبت و حالت کشیده در اندام میشد.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/index.php/article_95638_c44d49f8a267282b52a7d43dfb371163.pdf محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص83 و 84.]</ref> | |||
=== نهادهای آموزشی === | |||
از سال ۱۳۰۶، دانشآموزان و معلمان موظف به پوشیدن لباس متحدالشکل شدند. پوشاک پسران شامل کت و شلوار و کلاه پهلوی (کلاه پوستی لبهدار) و دختران شامل روپوش بلند و سادهای به نام «اُرمک» بود. <ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/index.php/article_95638_c44d49f8a267282b52a7d43dfb371163.pdf محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص85 و 87.]</ref> | |||
=== ادارات و کارمندان دولت === | |||
این گروه، گستردهترین جامعه هدف قانون بودند. لباس فرم رسمی شامل کلاه پهلوی، کت سرداری، پیراهن سفید، شلوار ماهوت مشکی، کفش یا پوتین و دستکش سفید بود.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=پوشاک%20در%20دوره%20پهلوی%20اول&basicscope=1 دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص78.]</ref> کلاهپهلوی در دورهٔ رضاشاه از جنس پوست بوده که روی آن کمربندی تلفیقی از جنس چرم و یراق و نشان شیر و خورشید نصب شده بود. آستر کلاه و کمربند نیز از جنس ماهوت سیاه انتخاب میشدند.<ref>شریعتپناهی، اروپاییها و لباس ایرانیان، 1372ش، ص264.</ref> رعایتنکردن قانون پوشش متحدالشکل، جریمه نقدی یا حبس در پی داشت.<ref>[https://irhj.sbu.ac.ir/index.php/article_95638_c44d49f8a267282b52a7d43dfb371163.pdf محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص87-88.]</ref> | |||
== واکنش و مقاومت روحانیون == | |||
این قانون، روحانیون را به شدت تحت فشار قرار داد. پوشیدن لباس روحانیت (عمامه و عبا) منوط به دریافت جواز رسمی از دولت شد. تنها عده محدودی از علما و روحانیون بلندپایه مشمول استثنا شدند و دیگران مجبور به پوشیدن لباس متحدالشکل بودند. این اقدام به منظور کنترل و کاهش استقلال نهاد روحانیت تفسیر شده است. <ref>[https://www.iichs.ir/fa/article/24894/تلاش-ها-گذر-قانون-لباس-متحدالشکل «تلاشها برای گذر از قانون لباس متحدالشکل»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.]</ref> | |||
== اهداف دولت پهلوی در یکسانسازی لباس مردان == | |||
در دوره پهلوی، حاکمیت برای آمادهسازی جامعه به منظور اجرای کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه را تصویب کرد. این برنامه ابتدا با هدف تغییر نگرش و رفتار مردان، به ویژه سرپرستان خانواده و کارکنان دولت، طراحی شد، زیرا مخالفت مردان با حضور زنان بیحجاب در فضاهای عمومی میتوانست مانع اجرای طرح شود. تمرکز بر کارکنان دولت که تحت کنترل مستقیم حکومت بودند، زمینه را برای پذیرش تغییرات فرهنگی در سایر اقشار جامعه، به ویژه زنان، فراهم کرد و مقدمات اصلاحات گستردهتر فرهنگی را مهیا ساخت.<ref>[https://www.afkarnews.com/بخش-سیاسی-3/474011-روزی-که-مردم-مجبور-شدند-لباس-متحدالشکل-بپوشند «روزی که مردم مجبور شدند لباس متحدالشکل بپوشند»، وبسایت افکار نیوز.]</ref> | |||
تصویب قانون اجباری شدن یکسانسازی لباس بخشی از برنامه گسترده استحاله فرهنگی حکومت پهلوی بود، اما یکی از اهداف اصلی آن تضعیف جایگاه روحانیت شیعه از طریق محدود کردن پوشش سنتی آنان بود. برای لاپوشانی این هدف، دلایل دیگری نیز ذکر میشد؛ رضاشاه در ملاقات با آیتالله عبدالکریم حائری پیش از تصویب قانون اعلام کرد هدفش مشخص کردن احترام واقعی عمامه برای روحانیون حقیقی و جلوگیری از سوءاستفاده افرادی است که بدون استحقاق عمامه را برای مقاصد شخصی بر سر میگذارند.<ref>[https://historydocuments.ir/?page=post&id=3265 «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورۀ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.]</ref> | |||
== استفاده از درآمد جریمهها برای تأمین لباس متحدالشکل افراد نیازمند == | |||
در چارچوب اجرای قانون اجباری یکسانسازی لباس، دولت پهلوی برای مجبور ساختن افرادی که توان مالی خرید لباس متحدالشکل را نداشتند نیز تمهیداتی اندیشید. بر اساس مقررات، مبالغ حاصل از جریمههای نقدی به شهرداریها اختصاص مییافت تا با استفاده از آن، لباسهای رسمی برای نیازمندان همان شهر تهیه شود و بدین ترتیب هیچکس عذری برای نپوشیدن لباس رسمی نداشته باشد. این سیاست در عمل نیز اجرا شد؛ برای نمونه، در شهرهای شاهرود و بسطام با درآمد حاصل از جریمهها صد کلاه خریداری شد و اعلام شد که افراد فاقد توان مالی باید آن را از طریق شهرداری یا پلیس دریافت کرده و مورد استفاده قرار دهند.<ref>[https://historydocuments.ir/?page=post&id=3265 «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورۀ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.]</ref> | |||
== لباس مردان پس از اجرای قانون منع حجاب == | |||
در خرداد ۱۳۱۴ش پس از بازگشت رضا شاه از ترکیه، مجلس قانون جدیدی تصویب کرد که کلاه شاپو و کفش چرمی اروپایی جایگزین کلاه پهلوی و کفشهای سنتی شد. تنها روحانیت از این قوانین معاف بود. البته برای پوشیدن لباس روحانیت مجوز لازم داشت. وزارت داخله همچنین دستورالعملهای جزئی دربارهٔ زمان و نحوه استفاده از کلاهها، رعایت نظافت، انتخاب رنگ لباس و استفاده مناسب از کراوات و پاپیون صادر کردد.<ref>[https://sadmu.ir/detail/7450 «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد.]</ref> کلاه لبهدار تا اواخر حکومت رضاشاه استفاده شد؛ اما رفتهرفته استفاده از این پوشش منسوخ شد تا جایی که فقط افراد نظامی و روحانیان ملزم به پوشیدن آن بودند.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=پوشاک%20در%20دوره%20پهلوی%20اول&basicscope=1 دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص79.]</ref> | |||
== لباس زنان در اوایل دورهٔ پهلوی == | |||
در اوایل دورهٔ رضاشاه تقریباً تمام زنان ایرانی چادری بلند و سیاهرنگ، از جنس ابریشم یا نخ بر سر داشتند. بلندی این چادر تا روی زمین بود که زنان گاهی اوقات قسمتی از آن را همانند پیشبند دور کمر بسته و در جلو گره میزدند. زنان اقشار مقید علاوهبر چادر از روبندهای که صورت را کامل بپوشاند نیز استفاده میکردند.<ref>هاکس، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، 1368ش، ص205.</ref> پوشش زنان در اوایل دورهٔ رضاشاه ادامهٔ پوشش زنان در دورهٔ قاجار است. لباس زنان در روستاها نیز شامل چادرهای رنگی و گلدار بود.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص134.]</ref> | |||
== قانون کشف حجاب == | |||
تا پیش از تصویب قانون کشف حجاب، رضاشاه هیچ الزام یا اجبار رسمی برای تغییر لباس زنان وضع نکرده بود، اما برخی زنان تحصیلکرده بهجای حجاب از کلاه استفاده میکردند. یکی از حامیان این دیدگاه عبدالحسین تیمورتاش، وزیر مقتدر دربار، بود که در سال ۱۳۱۲ش واردات کلاههای اروپایی به کشور را قانونی کرد.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=پوشاک%20در%20دوره%20پهلوی%20اول&basicscope=1 دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص80.]</ref> | |||
اجرای قانون کشف حجاب شامل زنان شهرنشین، روستایی و حتی عشایر میشد و آنان را ملزم به ترک حجاب و لباسهای محلی میکرد. سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ش نقطه عطفی در باورهای او دربارهٔ لزوم منع حجاب بود؛ مشاهده پوشش زنان ترک، تأثیر عمیقی بر روحیه او گذاشت و وی به سفیر ایران در ترکیه دستور داد تا تغییر وضع پوشش زنان در ایران سریعاً پیگیری شود.<ref>[https://mag.sarak-co.com/changing-clothes-in-pahlavi/ صادقی، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلۀ سارک.]</ref> | |||
سرانجام در ۱۷ دیماه ۱۳۱۴ش قانون کشف حجاب رسماً اعلام شد و رضاشاه به همراه همسر و دخترانش بدون حجاب در مراسم افتتاح دانشسرای تهران حضور یافت. برای پذیرش این سیاست، دولت برنامههای تبلیغاتی گستردهای شامل برگزاری جشنها و مراسم مختلف ترتیب داد و همزمان از زور و اجبار نیز استفاده شد؛ به ویژه در مورد کارمندان دولت و خانوادههایشان. از جمله اقدامات اجرایی میتوان به ممنوعیت تردد زنان محجبه در سطح شهر، جلوگیری از سوار شدن زنان چادری بر درشکهها و منع فروش مواد غذایی به آنان اشاره کرد.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص111 و 112.]</ref> | |||
== لباس زنان پس از اجرای قانون منع حجاب == | |||
پس از قانون کشف حجاب رضاشاه در جشن دانشسرای عالی به سخنرانی پرداخت و گفت خیاطها و کلاهدوزها باید مدهای سنگین و ارزانی را به بازار آورند.<ref>مکی، تاریخ بیست سالهٔ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسهٔ دیکتاتوری پهلوی، 1357ش، ص266.</ref> پس از این تاریخ که به روز آزادی زن و روز مادر معروف شد، انواعی از مدلهای مزونهای اروپایی بهشکلهای فصلی و سالیانه بهدرون خانوادهها راه یافت. زنان و دخترانی که بهطور کامل کشف حجاب کرده بودند، مطابق مد روز اروپا لباس میپوشیدند. نخستین نوع لباس زنان ایرانی پس از منع حجاب شامل لباس یکتکهٔ بلند و فاقد برش در کمر بود که به دو شکل جلوباز و جلوبسته طراحی شده بود. در هر دو نوع آن مزین به کمربند نازک و پارچهای بود که روی کمر بسته میشد. یقهٔ لباسها نیز بهصورت گرد، هفت یا کراواتی بودند.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص135.]</ref> | |||
== عوامل سیاسی و فرهنگی در اجرای قانون کشف حجاب == | |||
=== نقش روشنفکران در پروژه کشف حجاب === | |||
روشنفکران مشروطهخواه مانند تقیزاده، فروغی و تیمورتاش نقش محوری در شکلدهی به سیاستهای فرهنگی دوران پهلوی داشتند. برخلاف تصور رایج، رضاخان ایدهپرداز اصلی نبود و بیشتر مجری برنامههای نخبگان غربگرا بهشمار میرفت. برای نمونه، هنگام مطرح شدن پیشنهاد تأسیس دانشگاه تهران، رضاخان حتی مفهوم «دانشگاه» را نمیدانست و صرفاً دستور اجرای آن را صادر کرد. به همین ترتیب، سیاست کشف حجاب نیز بخشی از پروژهای نخبگانی بود و نه تنها یک تصمیم فردی از سوی رضاخان.<ref name=":1">[https://zisteafifane.ir/azadi-streettv/5652/گفتگو-با-دکتر-موسی-حقانی/ «گفتگو با دکتر حقانی با موضوع “کشف حجاب در ایران ،از طرح تا شکست”»، وبسایت جبهه مردمی زیست عفیفانه.]</ref> | |||
=== نقش دولت در بازنمایی زن مدرن === | |||
برای ترویج پوشش جدید زنان در دورهٔ پهلوی اول، دولت فضاهای اجتماعی جدیدی مانند مراکز تفریحی و جشنهای مختلط ایجاد کرد تا حضور زنان در جامعه عادیسازی شود.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/442868/سیاست-های-گفتمانی-پوشاک-زنان-در-ایران-در-دوره-پهلوی-اول-آمرانه-و-دوم-اشاعه-گرایانه- یاسینی، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، 1399ش، ص98.]</ref> علاوهبراین، کانون بانوان در سال ۱۳۱۴ش توسط وزیر معارف با همکاری زنان تحصیل کرده برای پیشبرد تغییرات فرهنگی و اصلاح سبک پوشش زنان تأسیس شد.<ref>حکمت، رهاورد حکمت شرح مسافرتها و سفرنامههای میرزا علیاصغر خان حکمت، 1379ش، ص89.</ref> | |||
=== نقش شرکتهای اروپایی و نفوذ غربگرایی در تغییر پوشش === | |||
با ورود شرکتهای اروپایی و حضور کارکنان زن خارجی در ایران، پوشش غربی در میان برخی طبقات مرفه جامعه رواج یافت. در اواخر دوره قاجار، برخی رجال مانند تقیزاده و ملکمخان به تقلید از اروپا لباس سنتی را کنار گذاشتند. این تغییرات در ابتدا محدود به دربار و نخبگان بود، اما در دوران رضاخان بهصورت اجباری در سراسر جامعه اعمال شد. به این ترتیب، کشف حجاب روندی برنامهریزیشده و تدریجی داشت که با سیاستهای حکومت پهلوی شدت گرفت.<ref name=":1"/> | |||
=== نقش مطبوعات و مجلهٔ اطلاعات بانوان در ترویج مدهای غربی === | |||
دولت پهلوی با اقدامات و سیاستهایی به دنبال نوسازی فرهنگی براساس الگوهای غربی بود. رسانهها بهویژه مطبوعاتی چون نشریهٔ اطلاعات بانوان از ابزارهای مهم دولت در تبلیغ و ترویج سیاستهای خود در این زمینه بود. این مجله نخستینبار در ۱۲ فروردین ۱۳۳۶ش در تهران منتشر شد. این مجله به معرفی زنان در زمینههای مختلف و همچنین به معرفی آخرین مدهای لباس و ترغیب آنان به الگوبرداری از مدهای غربی زنان میپرداخت.<ref>[https://jhr.ui.ac.ir/article_26006_e675b1e72ca1e0a1d0b0633116a9cf18.pdf معظمی گودرزی و دیگران، «مسائل مد و خودآرایی زنان در نشریۀ اطلاعات بانوان (1336 تا 1340ش / 1975 تا 1961م)»، 1400ش، ص109.]</ref> | |||
=== تأثیر سینما و تئاتر در عادیسازی بیحجابی === | |||
در دوران رضاخان، رسانهها نقش مهمی در ترویج کشف حجاب ایفا کردند. روزنامهها و مجلات دولتی زنان بیحجاب را بهعنوان نماد پیشرفت معرفی میکردند و تصاویر آنان منتشر میشد. سینما و تئاتر نیز تحت نظارت حکومت، تصویری مدرن از زنان ارائه میدادند و فیلمها اغلب آنان را با لباسهای غربی نشان میدادند تا نسل جوان به پذیرش بیحجابی ترغیب شود.<ref name=":1"/> | |||
در تاریخ ۱۷ تیرماه ۱۳۰۵ش جمعیتی از زنان روشنفکر که با عنوان «تمدن نسوان» در تهران مشغول بودند، در صدد برآمدند تا برای گسترش افکار روشنفکری و عادیسازی بیحجابی، تئاتری را با نام تمدن نسوان به نمایش بگذارند که این امر با واکنش شدید مردم و روحانیون مواجه شد.<ref>[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص118 و 125.]</ref> | |||
== مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی در برابر کشف حجاب == | |||
در دوران اجرای سیاست کشف حجاب، دولت با استفاده از فشار و اجبار کوشید تا پوشش سنتی زنان را از میان بردارد. مأموران انتظامی زنان محجبه را تعقیب کرده، به خانههای آنان وارد میشدند و چادرهایشان را پاره یا مصادره میکردند. همچنین، تمام دانشآموزان دختر و معلمان موظف بودند بدون حجاب در مدارس حاضر شوند و در غیر این صورت از ورود آنان جلوگیری میشد. بااینحال، بسیاری از زنان ایرانی در برابر این اجبار مقاومت کردند.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/442868/سیاست-های-گفتمانی-پوشاک-زنان-در-ایران-در-دوره-پهلوی-اول-آمرانه-و-دوم-اشاعه-گرایانه- یاسینی، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، 1399ش، ص99.]</ref> | |||
== واکنشها به قانون کشف حجاب == | |||
پروژه کشف حجاب به دلیل تضاد با سنتها و آداب دینی و عرفی مردم ایران با مقاومت گسترده گروههای مختلف جامعه روبهرو شد. | |||
=== واکنش مردان به ناموسزدایی از جامعه ایرانی === | |||
با اجرای قانون کشف حجاب و ممنوعیت استفاده از آن در معابر عمومی، زنان ایرانی ناچار شدند چادر و نقاب خود را بردارند، امری که با باورهای دینی و عرفی آنان در تضاد بود، زیرا بسیاری حتی نمایان شدن یک تار مو را گناه میدانستند. این تغییر ناگهانی باعث واکنش شدید مردان شد، چراکه آن را نقض ناموس، دین و اعتقادات مذهبی خود میدیدند. در نتیجه، بخشهای گستردهای از جامعه تا آخرین لحظه به اعتراض و مقاومت پرداختند تا از ناموس، دین و آبروی خود دفاع کنند.<ref name=":0"/> | |||
=== واکنش علمی نسبت به قانون کشف حجاب === | |||
در دورهٔ رضاشاه واکنش روحانیون به سیاست کشف حجاب، واکنشی منفی و اعتراضی بود. روحانیون با انتشار کتاب و رسائل به توضیح حکم شرعی حجاب پرداختند.<ref name=":0">[https://ganj.irandoc.ac.ir/#/search?keywords=مد%20و%20لباس%20در%20دوره%20پهلوی&basicscope=1 سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص113 و 117.]</ref> | |||
=== واقعه مسجد گوهرشاد === | |||
یکی از مهمترین اعتراضهای مردمی علیه سیاستهای تغییر لباس در دوران پهلوی اول، واقعه مسجد گوهرشاد در تیرماه ۱۳۱۴ش بود. این تجمع در مشهد در واکنش به اجباری شدن کلاه شاپو و اصلاحات ظاهری دولت شکل گرفت. بازداشت و حصر آیتالله سید حسین قمی، از مخالفان اصلی این سیاستها، بر شدت نارضایتیها افزود. در جریان تحصن، محمدتقی بهلول برای مردم سخنرانی کرد و در پی آن درگیری میان معترضان و نیروهای دولتی رخ داد. نیروهای حکومت با خشونت تجمع را سرکوب کردند و بیش از ۱۶۰۰ نفر کشته و شمار زیادی زخمی شدند. پس از این واقعه، بسیاری از روحانیان برجسته مشهد بازداشت یا تبعید شدند.<ref>[https://historydocuments.ir/?page=post&id=3265 «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.]</ref> | |||
=== مقاومت مردمی و عشایر === | |||
اجرای قانون کشف حجاب در تهران و برخی شهرهای کشور از جمله قم، جهرم، مناطق مرزی کردستان و بنادر و دشتستان با مقاومت گستردهای روبهرو شد که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی شد. این قانون با مخالفت شدید عشایر ایرانی نیز مواجه شد. دولت ایران در سرکوب اعتراضات عشایر، بهویژه در ناحیه شیراز، با مشکلات فراوانی روبهرو شد؛ معترضان خواستار لغو قانون مربوط به کلاه پهلوی بودند و اعتراض آنها شباهتهایی با اعتراضات افغانستان علیه اصلاحات و اقتباس از تمدن غربی در زمان امانالله خان داشت. عشایر با تلاشهای شاه برای وادار کردن آنان به کنار گذاشتن عمامه و لباس سنتی و استفاده از کلاه و لباس غربی مخالفت میکردند. با افزایش مقاومت، دولت برای سرکوب از هواپیما و زرهپوش استفاده کرد و حتی برنامهریزی شد که شاه شخصاً به صحنه عملیات برود تا درگیریها کنترل شود.<ref>[https://www.mashreghnews.ir/news/514722/روزی-که-مردم-مجبور-شدند-لباس-متحدالشکل-بپوشند «روزی که مردم مجبور شدند لباس متحدالشکل بپوشند»، وبسایت مشرق.]</ref> | |||
---- | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
== منابع == | |||
{{آغاز منابع}} | |||
* اتابکی، تورج، تجدد آمرانه، ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه، تهران، ققنوس، ۱۳۸۵ش. | |||
* «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورهٔ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۳۰ دی ۱۳۹۹ش. | |||
* حکمت، علیاصغر، رهاورد حکمت شرح مسافرتها و سفرنامههای میرزا علیاصغر خان حکمت، بهاهتمام سید محمد دبیر سیاقی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۹ش. | |||
* دانشمهر، فروغ، «مطالعهٔ تحولات فرهنگ پوشاک در دورهٔ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه مازندران، شهریور ۱۳۹۶ش. | |||
* سوری، زهرا، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورهٔ پهلوی اول و دوم (۱۳۵۷–۱۳۰۴) ه. خ»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ طراحی پارچه و لباس، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، شهریور ۱۳۹۴ش. | |||
* شریعتپناهی، حسامالدین، اروپاییها و لباس ایرانیان، تهران، قومس، ۱۳۷۲ش. | |||
* صادقی، سیده فاطمه، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلهٔ سارک، تاریخ درج مطلب: ۵ ژانویه ۲۰۲۳م. | |||
* ظریفیان صالح مکرم، رؤیا، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورهٔ قاجار تا پایان دورهٔ پهلوی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشگاه سیستان و بلوچستان، بهمن ۱۳۸۹ش. | |||
* عاقلی، باقر، تیمورتاش در صحنهٔ سیاست ایران، تهران، جاویدان، ۱۳۷۱ش. | |||
* عاقلی، باقر، رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران، نامک، ۱۳۷۷ش. | |||
* محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، سیدسعید، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، ۱۳۹۶ش، فصلنامهٔ علمی تاریخ ایران، شمارهٔ ۳، زمستان ۱۳۹۶ش. | |||
* معظمی گودرزی، سودابه و دیگران، «مسائل مد و خودآرایی زنان در نشریهٔ اطلاعات بانوان (۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰ش / ۱۹۷۵ تا ۱۹۶۱م)»، فصلنامهٔ علمی پژوهشهای تاریخی، تابستان ۱۴۰۰ش. | |||
* مکی، حسین، تاریخ بیست سالهٔ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسهٔ دیکتاتوری پهلوی، تهران، ایران، ۱۳۵۷ش. | |||
* هاکس، مریت، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، گروه ترجمهٔ بنیاد پژوهشهای اسلامی تهران، مشهد، آستان قدس، ۱۳۶۸ش. | |||
* هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، ۱۳۴۴ش. | |||
* یاسینی، سیده راضیه، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورهٔ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، فصلنامهٔ علمی مطالعات فرهنگ و ارتباطات، زمستان ۱۳۹۹ش. | |||
* «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آذر ۱۳۹۹ش. | |||
{{پایان منابع}} | |||
نسخهٔ ۲۹ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۲
پوشاک دوران پهلوی اول؛ تنپوش مردان و زنان در دوره حکومت رضاخان.
دوران پهلوی اول (۱۳۰۴–۱۳۲۰ش) شاهد تحولات گستردهای در سیاستهای پوشاک در ایران بود. رضاشاه با هدف نوسازی، ایجاد دولت متمرکز و شکلدهی به هویت ملی نوین، سیاستهای یکسانسازی پوشش را اجرا کرد. این سیاستها که بر تغییر لباس مردان و زنان به سبک غربی متمرکز بود، با مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی روبرو شد و تأثیرات عمیقی بر جامعه ایران گذاشت.
زمینههای تاریخی
سیاستهای پوشاک در دوره پهلوی اول، ریشه در تلاشهای پیشین برای نوسازی نظامی و اداری داشت. نخستین اقدامات برای یکسانسازی پوشاک در دوره قاجار و با اصلاحات عباسمیرزا در ارتش آغاز شد. وی با کمک مستشاران خارجی، نیروی نظامی مدرنی تأسیس کرد که دارای یونیفرم، درجات و نظم و انضباط شبیه ارتشهای اروپایی بود. این روند در دوران محمدشاه قاجار ادامه یافت و پوشاک نظامی تحت تأثیر الگوهای آلمانی، اتریشی و سوئدی قرار گرفت. به تدریج، عناصر این لباسهای نظامی، مانند کت سرداری و شلوار تنگ اروپایی، در پوشاک غیرنظامی مردان شهری نفوذ کرد.[۱]
اهداف و انگیزههای حکومت پهلوی
با روی کار آمدن رضاشاه، جریان تجددگرایی در تقابل با ارزشهای سنتی جامعه، شتاب گرفت[۲] و از مرز گفتوگوهای نظری در مطبوعات فراتر رفت و به عرصه عمل وارد شد.[۳] سیاست تغییر پوشش مردان موجب شد تا بهتدریج لباسهای سنتی کنار گذاشته شوند. میل به همسانسازی فرهنگی و رؤیای رسیدن به تمدن اروپایی، نخبگان غربزده را به سمت اصلاح ظواهر، از جمله تغییر در نوع پوشاک و اجرای سیاست کشف حجاب زنان، سوق داد.[۲]
از ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۴ش، روند غربیسازی لباس، از طریق قانونگذاری، آموزش و نظارت مستقیم بر پوشش در مدارس، ادارات و ارتش پیگیری شد. این تغییرات، بخشی از برنامه گسترده دولت برای ایجاد هویت ملی نوین و تقویت مشروعیت سیاسی حکومت پهلوی محسوب میشد.[۳] تیمورتاش که در ۲۵ آذر ۱۳۰۴ش به سمت وزیر دربار منصوب شد، نقش اصلی را در هدایت سیاستها و اجرای برنامههای رضاشاه ایفا کرد. او در مرداد ۱۳۰۵ش به مسکو سفر کرد و در جریان این سفر، کت و شلوار و کلاه جدیدی که بعدها به «کلاه پهلوی» معروف شد، به ایران وارد کرد. علاوه بر این، تیمورتاش چند خیاط روسی را به کشور آورد و پوشیدن این لباسها را برای کارکنان دولت اجباری کرد.[۴]
قانون متحدالشکل کردن لباس مردان
پوشش مردان در اوایل دوره پهلوی مشابه دوره قاجار بود و تنوع آن منعکسکننده تفاوتهای اقوام، مناطق و طبقات اجتماعی بود. بازاریان عمدتاً عمامه شیرشکری یا دستار میپوشیدند، کارکنان دولت کلاه بدون لبه و شاهزادگان یا کسانی که با اروپا در ارتباط بودند، کلاه سیلندر استفاده میکردند. لباسهای سنتی مانند قبا، شال، عبا، لباده و پوستین بخش اصلی تنپوش مردان را تشکیل میداد. در سال ۱۳۰۱ش مجلس قانونی تصویب کرد که کارمندان دولت و خدمات شهری باید لباس دوخت ایران بپوشند و این شامل کارکنان نظامی نیز شد. با گذشت زمان، کت و شلوار و شلوار اروپایی در میان شهرنشینان رواج یافت. در ۴ مهر ۱۳۰۷ش کابینه تصمیم گرفت تمام مردان ایرانی به سبک غربی لباس بپوشند و تنپوشهای سنتی جای خود را به کت و شلوار، شلوار و کمربند اروپایی و کفش چرمی دادند. اجرای قانون از فروردین ۱۳۰۸ش در شهرها و یک سال بعد در روستاها آغاز شد.[۵]
«قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخل مملکت» در ۱۴ دی ۱۳۰۷ به تصویب رسید؛ اما زمینههای اجرای آن بهصورت تدریجی و در بسترهای مختلف آغاز شده بود. [۶]
نهادهای نظامی
رضاشاه پوشیدن یونیفرم نظامی به تقلید از نظامیان اروپایی[۷] را نماد نظم و مدرنیته میدانست.[۸] قانون خدمت سربازی (۱۳۰۴) پوشیدن یونیفرم را برای سربازان اجباری کرد. طراحی این لباسها با شانههای اپلدار، یقههای ایستاده و شلوارهای عمودینوار، باعث القای هیبت و حالت کشیده در اندام میشد.[۹]
نهادهای آموزشی
از سال ۱۳۰۶، دانشآموزان و معلمان موظف به پوشیدن لباس متحدالشکل شدند. پوشاک پسران شامل کت و شلوار و کلاه پهلوی (کلاه پوستی لبهدار) و دختران شامل روپوش بلند و سادهای به نام «اُرمک» بود. [۱۰]
ادارات و کارمندان دولت
این گروه، گستردهترین جامعه هدف قانون بودند. لباس فرم رسمی شامل کلاه پهلوی، کت سرداری، پیراهن سفید، شلوار ماهوت مشکی، کفش یا پوتین و دستکش سفید بود.[۱۱] کلاهپهلوی در دورهٔ رضاشاه از جنس پوست بوده که روی آن کمربندی تلفیقی از جنس چرم و یراق و نشان شیر و خورشید نصب شده بود. آستر کلاه و کمربند نیز از جنس ماهوت سیاه انتخاب میشدند.[۱۲] رعایتنکردن قانون پوشش متحدالشکل، جریمه نقدی یا حبس در پی داشت.[۱۳]
واکنش و مقاومت روحانیون
این قانون، روحانیون را به شدت تحت فشار قرار داد. پوشیدن لباس روحانیت (عمامه و عبا) منوط به دریافت جواز رسمی از دولت شد. تنها عده محدودی از علما و روحانیون بلندپایه مشمول استثنا شدند و دیگران مجبور به پوشیدن لباس متحدالشکل بودند. این اقدام به منظور کنترل و کاهش استقلال نهاد روحانیت تفسیر شده است. [۱۴]
اهداف دولت پهلوی در یکسانسازی لباس مردان
در دوره پهلوی، حاکمیت برای آمادهسازی جامعه به منظور اجرای کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه را تصویب کرد. این برنامه ابتدا با هدف تغییر نگرش و رفتار مردان، به ویژه سرپرستان خانواده و کارکنان دولت، طراحی شد، زیرا مخالفت مردان با حضور زنان بیحجاب در فضاهای عمومی میتوانست مانع اجرای طرح شود. تمرکز بر کارکنان دولت که تحت کنترل مستقیم حکومت بودند، زمینه را برای پذیرش تغییرات فرهنگی در سایر اقشار جامعه، به ویژه زنان، فراهم کرد و مقدمات اصلاحات گستردهتر فرهنگی را مهیا ساخت.[۱۵]
تصویب قانون اجباری شدن یکسانسازی لباس بخشی از برنامه گسترده استحاله فرهنگی حکومت پهلوی بود، اما یکی از اهداف اصلی آن تضعیف جایگاه روحانیت شیعه از طریق محدود کردن پوشش سنتی آنان بود. برای لاپوشانی این هدف، دلایل دیگری نیز ذکر میشد؛ رضاشاه در ملاقات با آیتالله عبدالکریم حائری پیش از تصویب قانون اعلام کرد هدفش مشخص کردن احترام واقعی عمامه برای روحانیون حقیقی و جلوگیری از سوءاستفاده افرادی است که بدون استحقاق عمامه را برای مقاصد شخصی بر سر میگذارند.[۱۶]
استفاده از درآمد جریمهها برای تأمین لباس متحدالشکل افراد نیازمند
در چارچوب اجرای قانون اجباری یکسانسازی لباس، دولت پهلوی برای مجبور ساختن افرادی که توان مالی خرید لباس متحدالشکل را نداشتند نیز تمهیداتی اندیشید. بر اساس مقررات، مبالغ حاصل از جریمههای نقدی به شهرداریها اختصاص مییافت تا با استفاده از آن، لباسهای رسمی برای نیازمندان همان شهر تهیه شود و بدین ترتیب هیچکس عذری برای نپوشیدن لباس رسمی نداشته باشد. این سیاست در عمل نیز اجرا شد؛ برای نمونه، در شهرهای شاهرود و بسطام با درآمد حاصل از جریمهها صد کلاه خریداری شد و اعلام شد که افراد فاقد توان مالی باید آن را از طریق شهرداری یا پلیس دریافت کرده و مورد استفاده قرار دهند.[۱۷]
لباس مردان پس از اجرای قانون منع حجاب
در خرداد ۱۳۱۴ش پس از بازگشت رضا شاه از ترکیه، مجلس قانون جدیدی تصویب کرد که کلاه شاپو و کفش چرمی اروپایی جایگزین کلاه پهلوی و کفشهای سنتی شد. تنها روحانیت از این قوانین معاف بود. البته برای پوشیدن لباس روحانیت مجوز لازم داشت. وزارت داخله همچنین دستورالعملهای جزئی دربارهٔ زمان و نحوه استفاده از کلاهها، رعایت نظافت، انتخاب رنگ لباس و استفاده مناسب از کراوات و پاپیون صادر کردد.[۱۸] کلاه لبهدار تا اواخر حکومت رضاشاه استفاده شد؛ اما رفتهرفته استفاده از این پوشش منسوخ شد تا جایی که فقط افراد نظامی و روحانیان ملزم به پوشیدن آن بودند.[۱۹]
لباس زنان در اوایل دورهٔ پهلوی
در اوایل دورهٔ رضاشاه تقریباً تمام زنان ایرانی چادری بلند و سیاهرنگ، از جنس ابریشم یا نخ بر سر داشتند. بلندی این چادر تا روی زمین بود که زنان گاهی اوقات قسمتی از آن را همانند پیشبند دور کمر بسته و در جلو گره میزدند. زنان اقشار مقید علاوهبر چادر از روبندهای که صورت را کامل بپوشاند نیز استفاده میکردند.[۲۰] پوشش زنان در اوایل دورهٔ رضاشاه ادامهٔ پوشش زنان در دورهٔ قاجار است. لباس زنان در روستاها نیز شامل چادرهای رنگی و گلدار بود.[۲۱]
قانون کشف حجاب
تا پیش از تصویب قانون کشف حجاب، رضاشاه هیچ الزام یا اجبار رسمی برای تغییر لباس زنان وضع نکرده بود، اما برخی زنان تحصیلکرده بهجای حجاب از کلاه استفاده میکردند. یکی از حامیان این دیدگاه عبدالحسین تیمورتاش، وزیر مقتدر دربار، بود که در سال ۱۳۱۲ش واردات کلاههای اروپایی به کشور را قانونی کرد.[۲۲]
اجرای قانون کشف حجاب شامل زنان شهرنشین، روستایی و حتی عشایر میشد و آنان را ملزم به ترک حجاب و لباسهای محلی میکرد. سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ش نقطه عطفی در باورهای او دربارهٔ لزوم منع حجاب بود؛ مشاهده پوشش زنان ترک، تأثیر عمیقی بر روحیه او گذاشت و وی به سفیر ایران در ترکیه دستور داد تا تغییر وضع پوشش زنان در ایران سریعاً پیگیری شود.[۲۳]
سرانجام در ۱۷ دیماه ۱۳۱۴ش قانون کشف حجاب رسماً اعلام شد و رضاشاه به همراه همسر و دخترانش بدون حجاب در مراسم افتتاح دانشسرای تهران حضور یافت. برای پذیرش این سیاست، دولت برنامههای تبلیغاتی گستردهای شامل برگزاری جشنها و مراسم مختلف ترتیب داد و همزمان از زور و اجبار نیز استفاده شد؛ به ویژه در مورد کارمندان دولت و خانوادههایشان. از جمله اقدامات اجرایی میتوان به ممنوعیت تردد زنان محجبه در سطح شهر، جلوگیری از سوار شدن زنان چادری بر درشکهها و منع فروش مواد غذایی به آنان اشاره کرد.[۲۴]
لباس زنان پس از اجرای قانون منع حجاب
پس از قانون کشف حجاب رضاشاه در جشن دانشسرای عالی به سخنرانی پرداخت و گفت خیاطها و کلاهدوزها باید مدهای سنگین و ارزانی را به بازار آورند.[۲۵] پس از این تاریخ که به روز آزادی زن و روز مادر معروف شد، انواعی از مدلهای مزونهای اروپایی بهشکلهای فصلی و سالیانه بهدرون خانوادهها راه یافت. زنان و دخترانی که بهطور کامل کشف حجاب کرده بودند، مطابق مد روز اروپا لباس میپوشیدند. نخستین نوع لباس زنان ایرانی پس از منع حجاب شامل لباس یکتکهٔ بلند و فاقد برش در کمر بود که به دو شکل جلوباز و جلوبسته طراحی شده بود. در هر دو نوع آن مزین به کمربند نازک و پارچهای بود که روی کمر بسته میشد. یقهٔ لباسها نیز بهصورت گرد، هفت یا کراواتی بودند.[۲۶]
عوامل سیاسی و فرهنگی در اجرای قانون کشف حجاب
نقش روشنفکران در پروژه کشف حجاب
روشنفکران مشروطهخواه مانند تقیزاده، فروغی و تیمورتاش نقش محوری در شکلدهی به سیاستهای فرهنگی دوران پهلوی داشتند. برخلاف تصور رایج، رضاخان ایدهپرداز اصلی نبود و بیشتر مجری برنامههای نخبگان غربگرا بهشمار میرفت. برای نمونه، هنگام مطرح شدن پیشنهاد تأسیس دانشگاه تهران، رضاخان حتی مفهوم «دانشگاه» را نمیدانست و صرفاً دستور اجرای آن را صادر کرد. به همین ترتیب، سیاست کشف حجاب نیز بخشی از پروژهای نخبگانی بود و نه تنها یک تصمیم فردی از سوی رضاخان.[۲۷]
نقش دولت در بازنمایی زن مدرن
برای ترویج پوشش جدید زنان در دورهٔ پهلوی اول، دولت فضاهای اجتماعی جدیدی مانند مراکز تفریحی و جشنهای مختلط ایجاد کرد تا حضور زنان در جامعه عادیسازی شود.[۲۸] علاوهبراین، کانون بانوان در سال ۱۳۱۴ش توسط وزیر معارف با همکاری زنان تحصیل کرده برای پیشبرد تغییرات فرهنگی و اصلاح سبک پوشش زنان تأسیس شد.[۲۹]
نقش شرکتهای اروپایی و نفوذ غربگرایی در تغییر پوشش
با ورود شرکتهای اروپایی و حضور کارکنان زن خارجی در ایران، پوشش غربی در میان برخی طبقات مرفه جامعه رواج یافت. در اواخر دوره قاجار، برخی رجال مانند تقیزاده و ملکمخان به تقلید از اروپا لباس سنتی را کنار گذاشتند. این تغییرات در ابتدا محدود به دربار و نخبگان بود، اما در دوران رضاخان بهصورت اجباری در سراسر جامعه اعمال شد. به این ترتیب، کشف حجاب روندی برنامهریزیشده و تدریجی داشت که با سیاستهای حکومت پهلوی شدت گرفت.[۲۷]
نقش مطبوعات و مجلهٔ اطلاعات بانوان در ترویج مدهای غربی
دولت پهلوی با اقدامات و سیاستهایی به دنبال نوسازی فرهنگی براساس الگوهای غربی بود. رسانهها بهویژه مطبوعاتی چون نشریهٔ اطلاعات بانوان از ابزارهای مهم دولت در تبلیغ و ترویج سیاستهای خود در این زمینه بود. این مجله نخستینبار در ۱۲ فروردین ۱۳۳۶ش در تهران منتشر شد. این مجله به معرفی زنان در زمینههای مختلف و همچنین به معرفی آخرین مدهای لباس و ترغیب آنان به الگوبرداری از مدهای غربی زنان میپرداخت.[۳۰]
تأثیر سینما و تئاتر در عادیسازی بیحجابی
در دوران رضاخان، رسانهها نقش مهمی در ترویج کشف حجاب ایفا کردند. روزنامهها و مجلات دولتی زنان بیحجاب را بهعنوان نماد پیشرفت معرفی میکردند و تصاویر آنان منتشر میشد. سینما و تئاتر نیز تحت نظارت حکومت، تصویری مدرن از زنان ارائه میدادند و فیلمها اغلب آنان را با لباسهای غربی نشان میدادند تا نسل جوان به پذیرش بیحجابی ترغیب شود.[۲۷]
در تاریخ ۱۷ تیرماه ۱۳۰۵ش جمعیتی از زنان روشنفکر که با عنوان «تمدن نسوان» در تهران مشغول بودند، در صدد برآمدند تا برای گسترش افکار روشنفکری و عادیسازی بیحجابی، تئاتری را با نام تمدن نسوان به نمایش بگذارند که این امر با واکنش شدید مردم و روحانیون مواجه شد.[۳۱]
مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی در برابر کشف حجاب
در دوران اجرای سیاست کشف حجاب، دولت با استفاده از فشار و اجبار کوشید تا پوشش سنتی زنان را از میان بردارد. مأموران انتظامی زنان محجبه را تعقیب کرده، به خانههای آنان وارد میشدند و چادرهایشان را پاره یا مصادره میکردند. همچنین، تمام دانشآموزان دختر و معلمان موظف بودند بدون حجاب در مدارس حاضر شوند و در غیر این صورت از ورود آنان جلوگیری میشد. بااینحال، بسیاری از زنان ایرانی در برابر این اجبار مقاومت کردند.[۳۲]
واکنشها به قانون کشف حجاب
پروژه کشف حجاب به دلیل تضاد با سنتها و آداب دینی و عرفی مردم ایران با مقاومت گسترده گروههای مختلف جامعه روبهرو شد.
واکنش مردان به ناموسزدایی از جامعه ایرانی
با اجرای قانون کشف حجاب و ممنوعیت استفاده از آن در معابر عمومی، زنان ایرانی ناچار شدند چادر و نقاب خود را بردارند، امری که با باورهای دینی و عرفی آنان در تضاد بود، زیرا بسیاری حتی نمایان شدن یک تار مو را گناه میدانستند. این تغییر ناگهانی باعث واکنش شدید مردان شد، چراکه آن را نقض ناموس، دین و اعتقادات مذهبی خود میدیدند. در نتیجه، بخشهای گستردهای از جامعه تا آخرین لحظه به اعتراض و مقاومت پرداختند تا از ناموس، دین و آبروی خود دفاع کنند.[۳۳]
واکنش علمی نسبت به قانون کشف حجاب
در دورهٔ رضاشاه واکنش روحانیون به سیاست کشف حجاب، واکنشی منفی و اعتراضی بود. روحانیون با انتشار کتاب و رسائل به توضیح حکم شرعی حجاب پرداختند.[۳۳]
واقعه مسجد گوهرشاد
یکی از مهمترین اعتراضهای مردمی علیه سیاستهای تغییر لباس در دوران پهلوی اول، واقعه مسجد گوهرشاد در تیرماه ۱۳۱۴ش بود. این تجمع در مشهد در واکنش به اجباری شدن کلاه شاپو و اصلاحات ظاهری دولت شکل گرفت. بازداشت و حصر آیتالله سید حسین قمی، از مخالفان اصلی این سیاستها، بر شدت نارضایتیها افزود. در جریان تحصن، محمدتقی بهلول برای مردم سخنرانی کرد و در پی آن درگیری میان معترضان و نیروهای دولتی رخ داد. نیروهای حکومت با خشونت تجمع را سرکوب کردند و بیش از ۱۶۰۰ نفر کشته و شمار زیادی زخمی شدند. پس از این واقعه، بسیاری از روحانیان برجسته مشهد بازداشت یا تبعید شدند.[۳۴]
مقاومت مردمی و عشایر
اجرای قانون کشف حجاب در تهران و برخی شهرهای کشور از جمله قم، جهرم، مناطق مرزی کردستان و بنادر و دشتستان با مقاومت گستردهای روبهرو شد که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی شد. این قانون با مخالفت شدید عشایر ایرانی نیز مواجه شد. دولت ایران در سرکوب اعتراضات عشایر، بهویژه در ناحیه شیراز، با مشکلات فراوانی روبهرو شد؛ معترضان خواستار لغو قانون مربوط به کلاه پهلوی بودند و اعتراض آنها شباهتهایی با اعتراضات افغانستان علیه اصلاحات و اقتباس از تمدن غربی در زمان امانالله خان داشت. عشایر با تلاشهای شاه برای وادار کردن آنان به کنار گذاشتن عمامه و لباس سنتی و استفاده از کلاه و لباس غربی مخالفت میکردند. با افزایش مقاومت، دولت برای سرکوب از هواپیما و زرهپوش استفاده کرد و حتی برنامهریزی شد که شاه شخصاً به صحنه عملیات برود تا درگیریها کنترل شود.[۳۵]
پانویس
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص77-80.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ زریزی، «تجدد گرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی»، 1384ش.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ظریفیان صالح مکرم، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورۀ قاجار تا پایان دورۀ پهلوی»، 1389ش، ص133.
- ↑ ظریفیان صالح مکرم، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورۀ قاجار تا پایان دورۀ پهلوی»، 1389ش، ص134.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص78.
- ↑ اتابکی، تجدد آمرانه، 1385ش، ص196.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص82.
- ↑ عاقلی، تیمورتاش در صحنهٔ سیاست ایران، 1371ش، ص237 و 238.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص83 و 84.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص85 و 87.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص78.
- ↑ شریعتپناهی، اروپاییها و لباس ایرانیان، 1372ش، ص264.
- ↑ محمدی و سید احمدی زاویه، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، 1396ش، ص87-88.
- ↑ «تلاشها برای گذر از قانون لباس متحدالشکل»، وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر.
- ↑ «روزی که مردم مجبور شدند لباس متحدالشکل بپوشند»، وبسایت افکار نیوز.
- ↑ «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورۀ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورۀ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص79.
- ↑ هاکس، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، 1368ش، ص205.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص134.
- ↑ دانشمهر، «مطالعۀ تحولات فرهنگ پوشاک در دورۀ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، 1396ش، ص80.
- ↑ صادقی، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلۀ سارک.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص111 و 112.
- ↑ مکی، تاریخ بیست سالهٔ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسهٔ دیکتاتوری پهلوی، 1357ش، ص266.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص135.
- ↑ ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ «گفتگو با دکتر حقانی با موضوع “کشف حجاب در ایران ،از طرح تا شکست”»، وبسایت جبهه مردمی زیست عفیفانه.
- ↑ یاسینی، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، 1399ش، ص98.
- ↑ حکمت، رهاورد حکمت شرح مسافرتها و سفرنامههای میرزا علیاصغر خان حکمت، 1379ش، ص89.
- ↑ معظمی گودرزی و دیگران، «مسائل مد و خودآرایی زنان در نشریۀ اطلاعات بانوان (1336 تا 1340ش / 1975 تا 1961م)»، 1400ش، ص109.
- ↑ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص118 و 125.
- ↑ یاسینی، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورۀ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، 1399ش، ص99.
- ↑ ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ سوری، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورۀ پهلوی اول و دوم (1357-1304) ه.خ»، 1394ش، ص113 و 117.
- ↑ «جنایات رضاشاه در مسجد گوهرشاد، 20 و 21 تیرماه 1314»، وبسایت مرکز بررسی اسناد تاریخی.
- ↑ «روزی که مردم مجبور شدند لباس متحدالشکل بپوشند»، وبسایت مشرق.
منابع
- اتابکی، تورج، تجدد آمرانه، ترجمهٔ مهدی حقیقتخواه، تهران، ققنوس، ۱۳۸۵ش.
- «تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورهٔ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۳۰ دی ۱۳۹۹ش.
- حکمت، علیاصغر، رهاورد حکمت شرح مسافرتها و سفرنامههای میرزا علیاصغر خان حکمت، بهاهتمام سید محمد دبیر سیاقی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۹ش.
- دانشمهر، فروغ، «مطالعهٔ تحولات فرهنگ پوشاک در دورهٔ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه مازندران، شهریور ۱۳۹۶ش.
- سوری، زهرا، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورهٔ پهلوی اول و دوم (۱۳۵۷–۱۳۰۴) ه. خ»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ طراحی پارچه و لباس، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، شهریور ۱۳۹۴ش.
- شریعتپناهی، حسامالدین، اروپاییها و لباس ایرانیان، تهران، قومس، ۱۳۷۲ش.
- صادقی، سیده فاطمه، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلهٔ سارک، تاریخ درج مطلب: ۵ ژانویه ۲۰۲۳م.
- ظریفیان صالح مکرم، رؤیا، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورهٔ قاجار تا پایان دورهٔ پهلوی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشگاه سیستان و بلوچستان، بهمن ۱۳۸۹ش.
- عاقلی، باقر، تیمورتاش در صحنهٔ سیاست ایران، تهران، جاویدان، ۱۳۷۱ش.
- عاقلی، باقر، رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران، نامک، ۱۳۷۷ش.
- محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، سیدسعید، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، ۱۳۹۶ش، فصلنامهٔ علمی تاریخ ایران، شمارهٔ ۳، زمستان ۱۳۹۶ش.
- معظمی گودرزی، سودابه و دیگران، «مسائل مد و خودآرایی زنان در نشریهٔ اطلاعات بانوان (۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰ش / ۱۹۷۵ تا ۱۹۶۱م)»، فصلنامهٔ علمی پژوهشهای تاریخی، تابستان ۱۴۰۰ش.
- مکی، حسین، تاریخ بیست سالهٔ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسهٔ دیکتاتوری پهلوی، تهران، ایران، ۱۳۵۷ش.
- هاکس، مریت، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، گروه ترجمهٔ بنیاد پژوهشهای اسلامی تهران، مشهد، آستان قدس، ۱۳۶۸ش.
- هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، ۱۳۴۴ش.
- یاسینی، سیده راضیه، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورهٔ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، فصلنامهٔ علمی مطالعات فرهنگ و ارتباطات، زمستان ۱۳۹۹ش.
- «یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آذر ۱۳۹۹ش.