دوران پهلوی اول (۱۳۰۴–۱۳۲۰ش) شاهد تحولات گستردهای در سیاستهای پوشاک در ایران بود. رضاشاه با هدف نوسازی، ایجاد دولت متمرکز و شکلدهی به هویت ملی نوین، سیاستهای یکسانسازی پوشش را اجرا کرد. این سیاستها که بر تغییر لباس مردان و زنان به سبک غربی متمرکز بود، با مقاومتهای اجتماعی و فرهنگی روبرو شد و تأثیرات عمیقی بر جامعه ایران گذاشت.
سیاستهای پوشاک در دوره پهلوی اول، ریشه در تلاشهای پیشین برای نوسازی نظامی و اداری داشت. نخستین اقدامات برای یکسانسازی پوشاک در دوره قاجار و با اصلاحات عباسمیرزا در ارتش آغاز شد. وی با کمک مستشاران خارجی، نیروی نظامی مدرنی تأسیس کرد که دارای یونیفرم، درجات و نظم و انضباط شبیه ارتشهای اروپایی بود. این روند در دوران محمدشاه قاجار ادامه یافت و پوشاک نظامی تحت تأثیر الگوهای آلمانی، اتریشی و سوئدی قرار گرفت. به تدریج، عناصر این لباسهای نظامی، مانند کت سرداری و شلوار تنگ اروپایی، در پوشاک غیرنظامی مردان شهری نفوذ کرد.[۱]
اهداف و انگیزههای حکومت پهلوی
با روی کار آمدن رضاشاه، جریان تجددگرایی در تقابل با ارزشهای سنتی جامعه، شتاب گرفت[۲] و از گفتوگوهای نظری به عرصه عمل وارد شد.[۳] سیاست تغییر پوشش مردان موجب شد تا بهتدریج لباسهای سنتی کنار گذاشته شوند. میل به همسانسازی فرهنگی و رؤیای رسیدن به تمدن اروپایی، نخبگان غربزده را به سمت اصلاح ظواهر، از جمله تغییر در نوع پوشاک و اجرای سیاست کشف حجاب زنان، سوق داد.[۴]
از ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۴ش، روند غربیسازی لباس، از طریق قانونگذاری، آموزش و نظارت مستقیم بر پوشش در مدارس، ادارات و ارتش پیگیری شد. این تغییرات، بخشی از برنامه گسترده دولت برای ایجاد هویت ملی نوین و تقویت مشروعیت سیاسیحکومت پهلوی محسوب میشد. تیمورتاش که در ۲۵ آذر ۱۳۰۴ش به سمت وزیر دربار منصوب شد، نقش اصلی را در هدایت سیاستها و اجرای برنامههای رضاشاه ایفا کرد. او در مرداد ۱۳۰۵ش به مسکو سفر کرد و در جریان این سفر، کت و شلوار و کلاه جدیدی به ایران وارد کرد که بعدها به کلاه پهلوی معروف شد. علاوه بر این، تیمورتاش چند خیاط روسی را به کشور آورد و پوشیدن این لباسها را برای کارکنان دولت اجباری کرد.[۵]
قانون متحدالشکل کردن لباس مردان
سند تصویب قانون لباس متحدالشکل
پوشش مردان در اوایل دوره پهلوی مشابه دوره قاجار بود و تنوع آن منعکسکننده تفاوتهای اقوام، مناطق و طبقات اجتماعی بود. بازاریان عمدتاً عمامه شیرشکری یا دستار میپوشیدند، کارکنان دولت کلاه بدون لبه و شاهزادگان یا کسانی که با اروپا در ارتباط بودند، کلاه سیلندر استفاده میکردند. لباسهای سنتی مانند قبا، شال، عبا، لباده و پوستین بخش اصلی تنپوش مردان را تشکیل میداد. در سال ۱۳۰۱ش مجلس قانونی تصویب کرد که کارمندان دولت و خدمات شهری باید لباس دوخت ایران بپوشند و این شامل کارکنان نظامی نیز شد. با گذشت زمان، کت و شلوار و شلوار اروپایی میان شهرنشینان رواج یافت. در ۴ مهر ۱۳۰۷ش کابینه تصمیم گرفت تمام مردان ایرانی به سبک غربی لباس بپوشند و تنپوشهای سنتی جای خود را به کت و شلوار، شلوار و کمربند اروپایی و کفش چرمی دادند. اجرای قانون از فروردین ۱۳۰۸ش در شهرها و یک سال بعد در روستاها آغاز شد.[۶]
«قانون متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخل مملکت» در ۶ دی ۱۳۰۷ش به تصویب رسید؛ اما زمینههای اجرای آن بهصورت تدریجی و در بسترهای مختلف آغاز شده بود.[۷]
نهادهای نظامی: رضاشاه پوشیدن یونیفرم نظامی به تقلید از نظامیان اروپایی[۸] را نماد نظم و مدرنیته میدانست.[۹]قانون خدمت سربازی (۱۳۰۴ش) پوشیدن یونیفرم را برای سربازان اجباری کرد. طراحی این لباسها با شانههای اپلدار، یقههای ایستاده و شلوارهای عمودینوار، باعث القای هیبت و حالت کشیده در اندام میشد.[۱۰]
رضاخان در میان دانشجویان ایرانی با لباس متحدالشکلنهادهای آموزشی: از سال ۱۳۰۶ش، دانشآموزان و معلمان موظف به پوشیدن لباس متحدالشکل شدند. پوشاک پسران شامل کت و شلوار و کلاه پهلوی (کلاه پوستی لبهدار) و دختران شامل روپوش بلند و سادهای به نام «اُرمک» بود.[۱۱]
ادارات و کارمندان دولت: این گروه، گستردهترین جامعه هدف قانون بودند. لباس فرم رسمی شامل کلاه پهلوی، کت سرداری، پیراهن سفید، شلوار ماهوت مشکی، کفش یا پوتین و دستکش سفید بود.[۱۲] کلاهپهلوی در دورهٔ رضاشاه از جنس پوست بوده که روی آن کمربندی تلفیقی از جنس چرم و یراق و نشان شیر و خورشید نصب شده بود. آستر کلاه و کمربند نیز از جنس ماهوت سیاه انتخاب میشدند.[۱۳] رعایتنکردن قانون پوشش متحدالشکل، جریمه نقدی یا حبس در پی داشت.[۱۴]
روحانیون: رضاشاه پیش از تصویب قانون، اعلام کرد یکی از اهداف او، حفظ حرمت عمامه برای روحانیون حقیقی و جلوگیری از سوءاستفاده افرادی است که عمامه را برای مقاصد شخصی بر سر میگذارند.[۱۵] این قانون، روحانیون را به شدت تحت فشار قرار داد و پوشیدن عمامه و عبا، منوط به دریافت جواز رسمی از دولت شد. تنها اندکی از علما و روحانیون بلندپایه استثنا شدند و دیگران مجبور به پوشیدن لباس متحدالشکل بودند.[۱۶]
در خرداد ۱۳۱۴ش پس از بازگشت رضاشاه از ترکیه، مجلس قانون جدیدی تصویب کرد که کلاه شاپو و کفش چرمی اروپایی جایگزین کلاه پهلوی و کفشهای سنتی شد. وزارت داخله همچنین دستورالعملهایی دربارهٔ زمان و نحوه استفاده از کلاهها، رعایت نظافت، انتخاب رنگ لباس و استفاده مناسب از کراوات و پاپیون صادر کرد.[۱۷] کلاه لبهدار تا اواخر حکومت رضاشاه استفاده شد؛ اما رفتهرفته استفاده از این پوشش منسوخ شد.[۱۸]
قانون کشف حجاب
رضاخان در بازدید از یکی از مدارس دختران پس از کشف حجاب
در اوایل دورهٔ رضاشاه تقریباً تمام زنان ایرانی چادر بلند و سیاهرنگ، از جنس ابریشم یا نخ بر سر داشتند. بلندی این چادر تا روی زمین بود که زنان گاهی اوقات قسمتی از آن را همانند پیشبند دور کمر بسته و در جلو گره میزدند. برخی علاوهبر چادر از روبنده استفاده میکردند.[۱۹] لباس زنان در روستاها نیز شامل چادرهای رنگی و گلدار بود.[۲۰]
تمرکز بر یکسانسازی پوشش کارکنان دولت که تحت کنترل مستقیم حکومت بودند، زمینه را برای پذیرش تغییرات فرهنگی در سایر اقشار جامعه، بهویژه زنان، فراهم کرد و مقدمات اصلاحات گستردهتر فرهنگی را مهیا ساخت.[۲۱] پیش از تصویب قانون کشف حجاب، برخی زنان تحصیلکرده بهجای حجاب از کلاه استفاده میکردند. یکی از حامیان این پوشش، عبدالحسین تیمورتاش، وزیر دربار، بود که در سال ۱۳۱۲ش واردات کلاههای اروپایی به کشور را قانونی کرد.[۲۲]
پس از سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۳۱۳ش، سیاست تغییر پوشش زنان شتاب بیشتری گرفت.[۲۳] سرانجام در ۱۷ دی ۱۳۱۴ش، قانون کشف حجاب در مراسم افتتاح دانشسرای مقدماتی تهران به طور رسمی اعلام شد. رضاشاه به همراه همسر و دخترانش بدون حجاب در این مراسم حاضر شدند[۲۴] و او به خیاطها و کلاهدوزها سفارش کرد که مدهای سنگین و ارزانی را به بازار آورند.[۲۵] از آن پس، لباس زنان به سمت مدلهای اروپایی گرایش یافت و رایجترین مدل، لباسهای یکتکه بلند با یقههای گرد یا هفت و مزین به کمربند پارچهای بود.[۲۶]
مقاومتهای اجتماعی در برابر تغییر پوشش
سیاستهای تحمیلی پوشاک، به ویژه کشف حجاب، با مخالفتهای گسترده مردمی روبرو شد، زیرا با ارزشهای دینی و عرفی جامعه عمیقاً در تضاد بود.[۲۷]
واقعه مسجد گوهرشاد: در واکنش به سیاستهای تغییر پوشش و اجباریشدن کلاهشاپو، مردم مشهد در ماه تیر ۱۳۱۴ش، اجتماع اعتراضآمیزی در مسجد گوهرشاد برگزار کردند که با خشونت شدید نیروهای دولتی سرکوب شد و بر اساس گزارشها صدها نفر کشته شدند.[۲۸]
اعتراضات روحانیون: علما با صدور بیانیه، نوشتن رساله و سخنرانی به مقابله با این قوانین پرداختند. بازداشت و تبعید عالمانی مانند آیتالله سید حسین قمی از پیامدهای آن بود.[۲۹]
مقاومت مردمی در شهرها و عشایر: در شهرهایی مانند قم، شیراز، جهرم و میان عشایر، اعتراضات و درگیریهای مسلحانه رخ داد. عشایر بهویژه در برابر کنار گذاشتن لباسهای سنتی خود مقاومت سرسختانهای نشان دادند.[۳۰]
«تحلیل و بررسی سیاست یکسانسازی لباس در دورهٔ پهلوی اول در سبزوار»، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تاریخ درج مطلب: ۳۰ دی ۱۳۹۹ش.
دانشمهر، فروغ، «مطالعهٔ تحولات فرهنگ پوشاک در دورهٔ پهلوی اول با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه مازندران، شهریور ۱۳۹۶ش.
سوری، زهرا، «عوامل تأثیرگذار بر تغییرات مد و لباس دورهٔ پهلوی اول و دوم (۱۳۵۷–۱۳۰۴) ه. خ»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ طراحی پارچه و لباس، دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه علم و فرهنگ، شهریور ۱۳۹۴ش.
شریعتپناهی، حسامالدین، اروپاییها و لباس ایرانیان، تهران، قومس، ۱۳۷۲ش.
صادقی، سیده فاطمه، «نگاهی به تاریخ پوشاک ایران در دوران پهلوی اول»، وبسایت مجلهٔ سارک، تاریخ درج مطلب: ۵ ژانویه ۲۰۲۳م.
ظریفیان صالح مکرم، رؤیا، «بررسی سیر تحول پوشاک در ایران از دورهٔ قاجار تا پایان دورهٔ پهلوی»، پایاننامهٔ کارشناسی ارشد، رشتهٔ پژوهش هنر، دانشگاه سیستان و بلوچستان، بهمن ۱۳۸۹ش.
عاقلی، باقر، تیمورتاش در صحنهٔ سیاست ایران، تهران، جاویدان، ۱۳۷۱ش.
محمدی، منظر و سید احمدی زاویه، سیدسعید، «لباس متحدالشکل: بازنمایی قدرت و مدرنیته (دوران پهلوی اول)»، ۱۳۹۶ش، فصلنامهٔ علمی تاریخ ایران، شمارهٔ ۳، زمستان ۱۳۹۶ش.
مکی، حسین، تاریخ بیست سالهٔ ایران، انقراض قاجاریه و تشکیل سلسهٔ دیکتاتوری پهلوی، تهران، ایران، ۱۳۵۷ش.
هاکس، مریت، ایران افسانه و واقعیت (خاطرات سفر به ایران)، گروه ترجمهٔ بنیاد پژوهشهای اسلامی تهران، مشهد، آستان قدس، ۱۳۶۸ش.
یاسینی، سیده راضیه، «سیاستهای گفتمانی پوشاک زنان در ایران در دورهٔ پهلوی اول (آمرانه) و دوم (اشاعهگرایانه)»، فصلنامهٔ علمی مطالعات فرهنگ و ارتباطات، زمستان ۱۳۹۹ش.
«یکسانسازی لباس اتباع ایران در زمان رضاشاه پهلوی»، وبسایت مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آذر ۱۳۹۹ش.