| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
== '''دیدگاههای نظری''' == | == '''دیدگاههای نظری''' == | ||
نظریههای جامعهشناختی درباره خانهداری را در یک نگاه کلی میتوان به سه دسته کارکردگرایی، تحلیل تاریخی و فمنیستی دستهبندی کرد. | نظریههای جامعهشناختی درباره خانهداری را در یک نگاه کلی میتوان به سه دسته کارکردگرایی، تحلیل تاریخی و فمنیستی دستهبندی کرد.<ref>Primeau, “A Woman´s Place: Unpaid work in the Home”, 1992, p.981.</ref> | ||
=== '''نظریههای مدرن''' === | === '''نظریههای مدرن''' === | ||
==== '''کارکردگرایی''' ==== | ==== '''کارکردگرایی''' ==== | ||
نخستین تحلیل نظاممند از نقشهای جنسیتی مردان و زنان در دیدگاه کارکردی و بهویژه در نظریه نقشهای اجتماعی بیان شده است. طبق این نظریه، نقشهای جنسیتی مردان و زنان مکمل یکدیگر است. از نگاه تالکوت پارسونز، مردان عهدهدار نقش ابزاری بهمعنای تأمین نیازهای مادی و اقتصادی خانواده از طریق نقشهای شغلی مزدبگیر و زنان مسئول نقش اظهاری بهمعنای برآورده کردن نیازهای عاطفی و احساسی خانواده هستند. براساس این نظریه، ورود زنان به بازار کار بهدلیل ایجاد بیثباتی و تزلزل در جایگاه عاطفی آنان و ایجاد رقابت شغلی میتواند به تضعیف و فروپاشی نظام خانواده منجر شود. | نخستین تحلیل نظاممند از نقشهای جنسیتی مردان و زنان در دیدگاه کارکردی و بهویژه در نظریه نقشهای اجتماعی بیان شده است. طبق این نظریه، نقشهای جنسیتی مردان و زنان مکمل یکدیگر است. از نگاه تالکوت پارسونز، مردان عهدهدار نقش ابزاری بهمعنای تأمین نیازهای مادی و اقتصادی خانواده از طریق نقشهای شغلی مزدبگیر و زنان مسئول نقش اظهاری بهمعنای برآورده کردن نیازهای عاطفی و احساسی خانواده هستند. براساس این نظریه، ورود زنان به بازار کار بهدلیل ایجاد بیثباتی و تزلزل در جایگاه عاطفی آنان و ایجاد رقابت شغلی میتواند به تضعیف و فروپاشی نظام خانواده منجر شود.<ref>شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربۀ زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۵.</ref> پارسونز معتقد بود حفظ جدایی نقشهای جنسی، برای اجتناب از ناسازگاری و تنش میان حوزه عمومی و اشتغال و حوزه خصوصی و خانواده ضروری است.<ref>بر، جنیست و روانشناسی اجتماعی، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۴.</ref> | ||
==== '''تحلیل تاریخی''' ==== | ==== '''تحلیل تاریخی''' ==== | ||
کوئن نظریهپرداز تحلیل تاریخی متغیر کلیدی در شکل کنونی تقسیم کار خانگی را ظهور تکنولوژی معرفی میکند. بر مبنای این دیدگاه، برای فعالیت مردان و زنان دو قلمرو مکانی مجزا، یکی قلمرو خصوصی خانه برای زنان و دیگری قلمرو عمومی برای مردان، در نظر گرفته شد. | کوئن نظریهپرداز تحلیل تاریخی متغیر کلیدی در شکل کنونی تقسیم کار خانگی را ظهور تکنولوژی معرفی میکند. بر مبنای این دیدگاه، برای فعالیت مردان و زنان دو قلمرو مکانی مجزا، یکی قلمرو خصوصی خانه برای زنان و دیگری قلمرو عمومی برای مردان، در نظر گرفته شد.<ref>Primeau, “A Woman´s Place: Unpaid work in the Home”, 1992, p.983.</ref> | ||
==== '''فمنیستی''' ==== | ==== '''فمنیستی''' ==== | ||
نظریه فمینیستی نخستین نظریه اجتماعی است که خانهداری را مسئلهای تعیینکننده در روابط اجتماعی و جنسیتی معرفی میکند. نظریههای فمینیستی علیرغم تفاوتی که در تبیین فرودستی و چگونگی رهاییبخشی زنان دارند، در باب ساختارهای نابرابر و ضرورت اقدام برای رهایی متفقالقول هستند. | نظریه فمینیستی نخستین نظریه اجتماعی است که خانهداری را مسئلهای تعیینکننده در روابط اجتماعی و جنسیتی معرفی میکند. نظریههای فمینیستی علیرغم تفاوتی که در تبیین فرودستی و چگونگی رهاییبخشی زنان دارند، در باب ساختارهای نابرابر و ضرورت اقدام برای رهایی متفقالقول هستند.<ref>شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.</ref> جامعهشناسان فمینیست از جمله مرلین فرنچ<ref>فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۴ش، ص۱۹.</ref>، آن اکلی<ref>آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۹.</ref>، اسکات هیلدا و مارگارت بنستون<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع به نظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ش، ص۹۴.</ref> و دیگران با تأثیرپذیری از نظریات کارل مارکس، در جامعه سرمایهداری، کار زنان را بیاهمیت و فاقد ارزش اقتصادی شمردهاند. همچنین آنان استدلال میکنند که خانهداری، علاوه بر آن، زنان را درگیر حمایت از مردان و نظام سرمایهداری میکند. از این منظر، خانهداری نمونهای کلیدی از تقسیم جنسی کار و ابزاری برای سرکوب زنان به شمار میرود.<ref>هام، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۲.</ref> کتاب «زن خانهدار» اثر ان اکلی از نخستین مطالعات جامعهشناختی در مورد کار خانگی محسوب میشود.<ref>بدریمنش و صادقی فسایی، «مطالعه تفسیری نقش خانهداری»، ۱۳۹۴ش، ص۶۱.</ref> | ||
فمینیسم لیبرال بر نابرابری فرصتها و توزیع نادعلانه مسئولیتها میان زنان و مردان تأکید دارد و معتقد است خانهداری ناعادلانه است؛ زیرا قانون ارزش کار خانگی را به رسمیت نمیشناسد، هرچند در گذشته چنین امری رایج بوده و امروزه در شاخصها منظور میشود. فمینیستهای رادیکال معتقدند خانهداری همواره کار زنان است؛ بنابراین باید کل نهاد ازدواج و ناهمجنسگرایی را زیر سؤال برد. این نظریه با تأکید بر نقش مردمسالاری بهعنوان گفتمان، بر آن است که زنان در خانه و همچنین بازار کار مورد استثمار قرار میگیرند. خانهداری نه صرفاْ یک مسئولیت اجتماعی، بلکه ابزاری برای وابستگی و کنترل زنان و بازتولید نقشهای جنسیتی است. فمینیستهای مارکسیستی نیز ایفای نقش دوگانه زنان را محصول ساختارهای سرمایهدری میدانند و معتقدند زنان در جامعه سرمایهداری مصرفکننده محض و بدون مزد هستند. فمینیستهای سوسیالیستی دوگانگی نقش زنان را استثمار مضاعف مینامد. بدین معنا که زنان هم در محل کار توسط کارفرما و هم در خانه توسط ساختارهای مردسالارانه استثمار میشوند. | فمینیسم لیبرال بر نابرابری فرصتها و توزیع نادعلانه مسئولیتها میان زنان و مردان تأکید دارد و معتقد است خانهداری ناعادلانه است؛ زیرا قانون ارزش کار خانگی را به رسمیت نمیشناسد، هرچند در گذشته چنین امری رایج بوده و امروزه در شاخصها منظور میشود. فمینیستهای رادیکال معتقدند خانهداری همواره کار زنان است؛ بنابراین باید کل نهاد ازدواج و ناهمجنسگرایی را زیر سؤال برد. این نظریه با تأکید بر نقش مردمسالاری بهعنوان گفتمان، بر آن است که زنان در خانه و همچنین بازار کار مورد استثمار قرار میگیرند. خانهداری نه صرفاْ یک مسئولیت اجتماعی، بلکه ابزاری برای وابستگی و کنترل زنان و بازتولید نقشهای جنسیتی است. فمینیستهای مارکسیستی نیز ایفای نقش دوگانه زنان را محصول ساختارهای سرمایهدری میدانند و معتقدند زنان در جامعه سرمایهداری مصرفکننده محض و بدون مزد هستند. فمینیستهای سوسیالیستی دوگانگی نقش زنان را استثمار مضاعف مینامد. بدین معنا که زنان هم در محل کار توسط کارفرما و هم در خانه توسط ساختارهای مردسالارانه استثمار میشوند.<ref>شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۶.</ref> با توجه به این نگرشها، فمینیستها رویکردهای مختلفی در برابر خانهداری اتخاذ کردهاند؛ از جمله دالاکّستا که مدعی است برنامه مبارزاتی او به معنای دستمزد در مقابل خانهداری میتواند مشکل خانهداری را حل کند. افراد دیگری از فمینیستها موافق نیستند و میگویند خانهداری در مقابل دستمزد زنان را به انزوا میکشاند، خانواده هستهای را استحکام میبخشد و هیچکاری برای حل مشکل تقسیم جنسی کار انجام نمیدهد.<ref>هام، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۳.</ref> | ||
مسئله خانهداری بخش عمدهای از نظریههای فمینیسم را تشکیل میدهد. دامنه مباحث مربوط به خانهداری از دیدگاه مخالفتجویانه دوبووار در کتاب جنس دوم تا دیدگاههایی که خانهداری را جایگاه فرهنگی زنانه برخوردار از تداوم، توصیف میکنند، گسترده است. | مسئله خانهداری بخش عمدهای از نظریههای فمینیسم را تشکیل میدهد. دامنه مباحث مربوط به خانهداری از دیدگاه مخالفتجویانه دوبووار در کتاب جنس دوم تا دیدگاههایی که خانهداری را جایگاه فرهنگی زنانه برخوردار از تداوم، توصیف میکنند، گسترده است.<ref>هام، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۲۱۳.</ref> | ||
=== '''نظریههای پستمدرن''' === | === '''نظریههای پستمدرن''' === | ||
متفکران پستمدرن مانند ژانفرانسوا لیوتار با نقد فراروایتها، بر تنوع و چندپارگی تجربهها تأکید دارند. طبق این نظریه، هر زن شاغل روایت منحصربهفردی از تجربه خانهداری دارد که میتواند با روایتهای غالب در تضاد باشد. پستمدرنها این تضادها را فراتر از تبیینهای معمول میبرند و هر تجربه را بهصورت منحصربهفرد در زمینه تاریخی، فرهنگی و زبانی خود تحلیل میکنند. دریدا، با استفاده از مفهوم واسازی که امری ساختگی و محصول زبان است، دوگانههای سنتی مانند عمومی-خصوصی، کار-خانه یا زنان-مردان را به چالش میکشد. فوکو به بازنمایی قدرت در گفتمانها و زبان اجتماعی میپردازد؛ آنجا که نقشهای جنسیتی از طریق سازوکارهای گفتمانی، نه از طریق یک ساختار واحد، بازتولید میشوند. تأکید بر سیالیت و چندگانگی هویت نیز از دیگر مفروضات نظریههای پستمدرن است. نظریه هال نشان میدهد که هویت در حال مذاکره مداوم است. این امر میتواند چگونگی مذاکره مداوم زنان میان نقشهای شغلی و خانگی و ارائه راهبردهایی برای مدیریت این نقشها را توضیح دهد. باتلر براساس نظریه عملکرد جنسیتی، جنسیت را یک برساخته اجتماعی میداند. او معتقد است هویت و بهخصوص هویت جنسیتی، نه یک ذات، بلکه یک عملکرد است که از طریق تکرار رفتارها اجرا میشود. بر طبق این رویکرد، اگرچه انتظارات جنسیتی و هنجارهای اجتماعی تجربه زنان از کار خانگی را شکل میدهند، اما زنان میتوانند با بازتعریف هویت خود، این نقشها را به شیوهای متفاوت اجرا و به چالش بکشند. | متفکران پستمدرن مانند ژانفرانسوا لیوتار با نقد فراروایتها، بر تنوع و چندپارگی تجربهها تأکید دارند. طبق این نظریه، هر زن شاغل روایت منحصربهفردی از تجربه خانهداری دارد که میتواند با روایتهای غالب در تضاد باشد. پستمدرنها این تضادها را فراتر از تبیینهای معمول میبرند و هر تجربه را بهصورت منحصربهفرد در زمینه تاریخی، فرهنگی و زبانی خود تحلیل میکنند. دریدا، با استفاده از مفهوم واسازی که امری ساختگی و محصول زبان است، دوگانههای سنتی مانند عمومی-خصوصی، کار-خانه یا زنان-مردان را به چالش میکشد. فوکو به بازنمایی قدرت در گفتمانها و زبان اجتماعی میپردازد؛ آنجا که نقشهای جنسیتی از طریق سازوکارهای گفتمانی، نه از طریق یک ساختار واحد، بازتولید میشوند. تأکید بر سیالیت و چندگانگی هویت نیز از دیگر مفروضات نظریههای پستمدرن است. نظریه هال نشان میدهد که هویت در حال مذاکره مداوم است. این امر میتواند چگونگی مذاکره مداوم زنان میان نقشهای شغلی و خانگی و ارائه راهبردهایی برای مدیریت این نقشها را توضیح دهد. باتلر براساس نظریه عملکرد جنسیتی، جنسیت را یک برساخته اجتماعی میداند. او معتقد است هویت و بهخصوص هویت جنسیتی، نه یک ذات، بلکه یک عملکرد است که از طریق تکرار رفتارها اجرا میشود. بر طبق این رویکرد، اگرچه انتظارات جنسیتی و هنجارهای اجتماعی تجربه زنان از کار خانگی را شکل میدهند، اما زنان میتوانند با بازتعریف هویت خود، این نقشها را به شیوهای متفاوت اجرا و به چالش بکشند.<ref>شیری و همکاران، «کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی»، ۱۴۰۴ش، ص۹۸-۹۷.</ref> | ||
== '''خانهداری از دیدگاه فقه''' == | == '''خانهداری از دیدگاه فقه''' == | ||