بیبی مریم بختیاری: تفاوت میان نسخهها
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
پساز به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه و تعطیلی دورهٔ مشروطه، شماری از مشروطهخواهان دستگیر و گروهی نیز ناگزیر به فرار شدند. در چنین فضایی، جنبشهای مردمی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت. بختیاریها در اصفهان قدرت را به دست گرفتند و راهی تهران شدند. همزمان، در رشت محمدعلیخان تنکابنی و در تبریز ستارخان و باقرخان مسیری مشابه را در پیش گرفتند. بیبی مریم بختیاری در این برههٔ حساس، نقشی برجسته ایفا کرد. او بر این باور بود که تا زمانی که قاجاریان بر ایران فرمانروایی میکنند، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. ازاینرو، با تشویق برادران خود و ایراد سخنرانی حماسی، سربازان بختیاری را به حرکت بهسوی تهران واداشت. در منابع آمده است که او در آن سخنرانی تأکید کرد که اگر سربازان بختیاری در این راه کشته شوند، زنان بختیاری ادامهدهندهٔ راه آنان خواهند بود.<ref>[https://www.alef.ir/news/3980627037.html «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.]</ref> | پساز به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه و تعطیلی دورهٔ مشروطه، شماری از مشروطهخواهان دستگیر و گروهی نیز ناگزیر به فرار شدند. در چنین فضایی، جنبشهای مردمی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت. بختیاریها در اصفهان قدرت را به دست گرفتند و راهی تهران شدند. همزمان، در رشت محمدعلیخان تنکابنی و در تبریز ستارخان و باقرخان مسیری مشابه را در پیش گرفتند. بیبی مریم بختیاری در این برههٔ حساس، نقشی برجسته ایفا کرد. او بر این باور بود که تا زمانی که قاجاریان بر ایران فرمانروایی میکنند، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. ازاینرو، با تشویق برادران خود و ایراد سخنرانی حماسی، سربازان بختیاری را به حرکت بهسوی تهران واداشت. در منابع آمده است که او در آن سخنرانی تأکید کرد که اگر سربازان بختیاری در این راه کشته شوند، زنان بختیاری ادامهدهندهٔ راه آنان خواهند بود.<ref>[https://www.alef.ir/news/3980627037.html «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.]</ref> | ||
پساز حرکت نیروها بهسمت پایتخت، بیبی مریم نیز همراه با گروهی از تفنگداران راهی تهران شد و در خانهٔ پدری آقا حسین ثقفی اقامت گزید. در روز درگیری میان بختیاریها و سربازان دولتی در میدان بهارستان، او بههمراه تفنگداران بر پشتبام خانهای که مشرف به میدان بود حضور یافت و مستقیماً در نبرد مسلحانه با نیروهای حکومتی شرکت کرد | پساز حرکت نیروها بهسمت پایتخت، بیبی مریم نیز همراه با گروهی از تفنگداران راهی تهران شد و در خانهٔ پدری آقا حسین ثقفی اقامت گزید. در روز درگیری میان بختیاریها و سربازان دولتی در میدان بهارستان، او بههمراه تفنگداران بر پشتبام خانهای که مشرف به میدان بود حضور یافت و مستقیماً در نبرد مسلحانه با نیروهای حکومتی شرکت کرد<ref>[https://www.irna.ir/news/84198192/%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%87%D9%85-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%AE%D8%AA زارعی، «پژوهشگر تاریخ: بیبیمریم بختیاری سنت و مدرنیته را درهم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران.]</ref> و به لقب سردار مریم، مفتخر شد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/910215/%d8%a8%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87 بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، 1389ش، ص64.]</ref> او در سال 1287ش، پیشاز فتح تهران نیز سابقهٔ فرماندهی نظامی داشت و در جریان نبرد آزادسازی اصفهان، بههمراه خواهرش «بیبی لیلی»، فرماندهی یک ستون سوارهنظام بختیاری را بر عهده داشت.<ref>[https://www.alef.ir/news/3980627037.html «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.]</ref> | ||
==== نقش در جنگ جهانی اول ==== | ==== نقش در جنگ جهانی اول ==== | ||
بیبی مریم بختیاری، همچون بسیاری از وطنپرستان ایرانی، بر این باور بود که با بهرهگیری از حمایت متحدانی چون آلمان میتواند به منافع روسیه و انگلستان ضربه زده و زمینهٔ خروج آنان را از ایران فراهم آورد. این همسویی با آلمان در جنگ جهانی اول نه از سر وابستگی، بلکه بهعنوان عملیترین راه مبارزه با دشمنان دیرینهٔ ایران یعنی روسیه و انگلستان، صورت میگرفت. | بیبی مریم بختیاری، همچون بسیاری از وطنپرستان ایرانی، بر این باور بود که با بهرهگیری از حمایت متحدانی چون آلمان میتواند به منافع روسیه و انگلستان ضربه زده و زمینهٔ خروج آنان را از ایران فراهم آورد. این همسویی با آلمان در جنگ جهانی اول نه از سر وابستگی، بلکه بهعنوان عملیترین راه مبارزه با دشمنان دیرینهٔ ایران یعنی روسیه و انگلستان، صورت میگرفت.<ref>[https://www.tabnak.ir/fa/news/1145079/سردار-مریم-بختیاری-که-بود «سردار مریم بختیاری کی بود؟»، وبسایت تابناک.]</ref> با آغاز جنگ جهانی اول (مرداد ۱۲۹۳ تا آبان ۱۲۹۷ خورشیدی) و تجاوز نیروهای انگلیسی و روسی به ایران، بیبی مریم با نیروهای خود به مبارزه با استعمارگران پرداخت.<ref>بختیاری، خاطرات، 1382ش، ص93.</ref> | ||
در سال ۱۲۹۵ خورشیدی، هنگامی که ویلهلم واسموس، افسر آلمانی، در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها میجنگید، سردار مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان به آن منطقه اعزام کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب گروهی از لژیون ارتش آلمان و نمایندگان سیاسی آن کشور پرداختند. سردار مریم که قصد داشت با پشتیبانی آلمانیها به مبارزه با استعمارگران ادامه دهد، با نیروهای خود در منطقهٔ تیران و کرون در برابر ارتش مشترک انگلیس و روس ایستاد و پساز جنگی سخت، آنان را به عقبنشینی وادار ساخت. او سپس لژیون آلمانی را نجات داد و به پایگاه خود در سورشجان در منطقهٔ بختیاری، منتقل کرد و پساز مدتی، آنان را از راه خاک عثمانی از ایران خارج ساخت. خبر این نجات، امپراتور آلمان، ویلهم دوم، را بر آن داشت تا بالاترین نشان امپراتوری یعنی صلیب آهنین را بههمراه حکم و تصویری میناکاری و الماسنشان، برای سردار مریم ارسال کند. | در سال ۱۲۹۵ خورشیدی، هنگامی که ویلهلم واسموس، افسر آلمانی، در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها میجنگید، سردار مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان به آن منطقه اعزام کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب گروهی از لژیون ارتش آلمان و نمایندگان سیاسی آن کشور پرداختند. سردار مریم که قصد داشت با پشتیبانی آلمانیها به مبارزه با استعمارگران ادامه دهد، با نیروهای خود در منطقهٔ تیران و کرون در برابر ارتش مشترک انگلیس و روس ایستاد و پساز جنگی سخت، آنان را به عقبنشینی وادار ساخت. او سپس لژیون آلمانی را نجات داد و به پایگاه خود در سورشجان در منطقهٔ بختیاری، منتقل کرد و پساز مدتی، آنان را از راه خاک عثمانی از ایران خارج ساخت.<ref>[https://hampafile.ir/بی-بی-مریم-بختیاری/ «زندگینامه بی بی مریم بختیاری (بانوی سردار مادر علیمردان خان)»، همپا فایل]</ref> خبر این نجات، امپراتور آلمان، ویلهم دوم، را بر آن داشت تا بالاترین نشان امپراتوری یعنی صلیب آهنین را بههمراه حکم و تصویری میناکاری و الماسنشان، برای سردار مریم ارسال کند.<ref>[https://www.gisoom.com/book/11072804 «خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه»، وبسایت گیسوم.]</ref> | ||
خانهٔ سردار مریم همواره پناهگاه آزادیخواهان بود؛ در دوران جنگ جهانی اول، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علیاکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و فرخی یزدی که با سیاستهای اشغالگرانهٔ روس و انگلیس مخالف بودند، به خانهٔ او پناه بردند. همچنین دکتر محمد مصدق که در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی، تحتفشار انگلیسیها و به دستور سید ضیاء از حکومت فارس عزل شده بود، از اصفهان به بختیاری رفت و مهمان سردار مریم شد و تا پایان عمر، با احترام از او و قوم بختیاری یاد میکرد. | خانهٔ سردار مریم همواره پناهگاه آزادیخواهان بود؛ در دوران جنگ جهانی اول، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علیاکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و فرخی یزدی<ref>[https://www.ical.ir/ical/fa/Content/_/سردار-بیبی-مریم-بختیاری-سردار-آزادگی-به-روایت-اسناد-منتشر-نشده15163 «سردار بیبی مریم بختیاری سردار آزادگی»، کتابخانه، موزه و اسناد رسمی مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 23 تیر 1395.]</ref> که با سیاستهای اشغالگرانهٔ روس و انگلیس مخالف بودند، به خانهٔ او پناه بردند. همچنین دکتر محمد مصدق که در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی، تحتفشار انگلیسیها و به دستور سید ضیاء از حکومت فارس عزل شده بود، از اصفهان به بختیاری رفت و مهمان سردار مریم شد و تا پایان عمر، با احترام از او و قوم بختیاری یاد میکرد.<ref>[https://www.alef.ir/news/3980627037.html «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.]</ref> | ||
=== مبارزات سیاسی === | |||
او همچون خیلی از مردان ملی و وطندوست دریافته بود که با بهرهگیری از کمک متحدین به ویژه آلمان میتوان به منافع روسیه و انگلیس ضربه زد و مقدمات اخراج آنها را از ایران فراهم کرد. نمیتوان بیبی مریم و دیگر میهن دوستان ایران، طی جنگ جهانی اول را وابسته به آلمان دانست بلکه در آن روزگار عملیترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینه ایران یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها، همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان بوده است. | |||
او در جنگ جهانی اول نیز طرفدار دولتهای آلمان و عثمانی بود و در مقابل به مبارزه با دولتهای روس و [[انگلیس]] میپرداخت. وی در این جنگ کنسول آلمان در [[اصفهان]] را از چنگ سربازان روس نجات داد و مدتها در خانهٔ خود پناه داد. امپراتور آلمان نیز با شنیدن این جریان، تمثال جواهرنشان خود را همراه هدایای دیگر بهپاس قدردانی از او برایش فرستاد و بیبیمریم از آن پس به «سردار مریم» مشهور شد. | او در جنگ جهانی اول نیز طرفدار دولتهای آلمان و عثمانی بود و در مقابل به مبارزه با دولتهای روس و [[انگلیس]] میپرداخت. وی در این جنگ کنسول آلمان در [[اصفهان]] را از چنگ سربازان روس نجات داد و مدتها در خانهٔ خود پناه داد. امپراتور آلمان نیز با شنیدن این جریان، تمثال جواهرنشان خود را همراه هدایای دیگر بهپاس قدردانی از او برایش فرستاد و بیبیمریم از آن پس به «سردار مریم» مشهور شد. گفتنی است که خانهٔ او نیز همواره پناهگاه افرادی چون وحید دستگردی و فرخی یزدی بود. | ||
سردار مریم که در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در نبرد آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش «بی بی لیلی» فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیر و دار جنگ جهانی اول (مردادماه ۱۲۹۳ تا آبان ماه ۱۲۹۷ خورشیدی)، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت. در سال ۱۲۹۵ خورشیدی که «ویلهم واسموس» افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها مبارزه میکرد، مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی و زمانی که نیروهای اشغالگر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که میخواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانیها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگی سخت، آنها را به عقبنشینی وادار کردند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در «سورشجان» درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک عثمانی، آنان را از ایران خارج بردند. | سردار مریم که در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در نبرد آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش «بی بی لیلی» فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیر و دار جنگ جهانی اول (مردادماه ۱۲۹۳ تا آبان ماه ۱۲۹۷ خورشیدی)، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت. در سال ۱۲۹۵ خورشیدی که «ویلهم واسموس» افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها مبارزه میکرد، مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی و زمانی که نیروهای اشغالگر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که میخواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانیها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگی سخت، آنها را به عقبنشینی وادار کردند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در «سورشجان» درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک عثمانی، آنان را از ایران خارج بردند. | ||
خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان «ویلهم دوم» را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی «صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم ارسال کند. خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادیخواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که «ملییون» ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاستهای آلمان و عثمانی حمایت میکردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسیها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و… به خانه سردار مریم پناه بردند. دکتر «محمد مصدق» هم یکی دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به نزد قوم بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که در سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹خورشیدی زیر فشار انگلیسیها توسط سید ضیاء از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد میکرد. سرانجام به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان آخرین برگ از زندگی سردار مریم رقم خورد. پیکرش در آرامگاه «تخت فولاد» اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه «رودابه» احداث شد. مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر آرزو داشت روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سؤالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان گذاشته بود. او در آن سالها، شاید از ما که امروز این نوشتهها را میخوانیم، پرسیده بود: «... ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه مینمایید، اگر در عصر شما «ایران» وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیدهام شما… آزادید؟ با کمال سرفرازی قدمهای شمرده شمرده میزنید؟ ...» | خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان «ویلهم دوم» را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی «صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم ارسال کند. خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادیخواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که «ملییون» ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاستهای آلمان و عثمانی حمایت میکردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسیها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و… به خانه سردار مریم پناه بردند. دکتر «محمد مصدق» هم یکی دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به نزد قوم بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که در سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹خورشیدی زیر فشار انگلیسیها توسط سید ضیاء از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد میکرد. سرانجام به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان آخرین برگ از زندگی سردار مریم رقم خورد. پیکرش در آرامگاه «تخت فولاد» اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه «رودابه» احداث شد. مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر آرزو داشت روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سؤالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان گذاشته بود. او در آن سالها، شاید از ما که امروز این نوشتهها را میخوانیم، پرسیده بود: «... ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه مینمایید، اگر در عصر شما «ایران» وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیدهام شما… آزادید؟ با کمال سرفرازی قدمهای شمرده شمرده میزنید؟ ...» | ||
=== امور خیریه === | === امور خیریه === | ||
نسخهٔ ۴ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۲
بیبی مریم بختیاری، نویسنده و از زنان مبارز و فعال در نهضت مشروطه.
بیبی مریم بختیاری که به سردار مریم بختیاری و خاتون بختیاری نیز شهرت دارد، یکی از زنان تأثیرگذار و مبارز تاریخ معاصر ایران و از شخصیتهای برجسته در جریان انقلاب مشروطه بهشمار میرود. بیبی مریم عضو یکی از بانفوذترین خاندانهای ایرانی در دوره قاجار بهشمار میآمد. بیبیمریم از پیشگامان مطالبات حقوق زنان و از مدافعان ملّی سرزمین ایران در خلال جنگ جهانی اول بهشمار میآمد.
تولد و خانواده
بیبی مریم بختیاری در سال ۱۲۵۳ش در چهارمحال و بختیاری متولد شد.[۱] او دختر حسینقلیخان ایلخانی، بزرگترین حکمران منطقه و بیبی فاطمه، دختر علیرضاخان، رئیس ایل چهارلنگ بود. خانوادهٔ بیبی مریم از بانفوذترین خاندانهای ایران در دوره قاجار بهشمار میآمدند. او شش برادر و یازده خواهر از همسران متعدد پدرش داشت. برادران او نقشهای کلیدی در تاریخ معاصر ایران ایفا کردند، ازجمله: علیقلیخان سردار اسعد (از رهبران انقلاب مشروطه)، نجفقلیخان صمصامالسلطنه (دو دوره نخستوزیر ایران)، اسفندیارخان سردار اسعد اول، امیرقلیخان، علیقلیخان سردار اسعد دوم، حاج خسروخان سردار ظفر و یوسفخان امیرمجاهد.[۲][۳]
پدر بیبی مریم در نه سالگی او به دستور ناصرالدینشاه قاجار و با اشارهٔ ظلالسلطان حاکم مستبد اصفهان به قتل رسید و بیبی مریم تحتسرپرستی برادرش علیقلیخان سردار اسعد قرار گرفت. او با تشویق برادر به علمآموزی روی آورد و خواندن و نوشتن را فراگرفت.[۴] علیقلیخان که خود ادیب و جهاندیده بود، با بازگویی سفرهایش و معرفی زنان برجستهٔ تاریخی، اندیشههای سیاسی و اجتماعی نوینی را در وی پرورش داد. این تربیت، زمینهساز دغدغههای بعدی بیبی مریم برای رهایی ایران از حکومت قاجار، دفاع از حقوق زنان و باور به دموکراسی شد.[۵]
ازدواج و فرزندان
بیبیمریم دو بار ازدواج کرد. نخستین ازدواج او در حالی انجام شد که تنها چهل روز داشت و پدرش او را به عقد علیقلیخان چهارلنگ که حدود ۲۵ سال داشت، درآورد و سرانجام در پانزدهسالگی به خانهٔ او رفت. این ازدواج که با میل بیبیمریم همراه نبود، به صلاحدید پدرش و با هدف مهار قیام محمدعلیخان چهارلنگ علیه حکومت قاجار و جلب همراهی ایل محمودصالح چهارلنگ صورت گرفت. این پیوند چهار سال و شش ماه به طول انجامید و حاصل آن سه پسر به نامهای محمدعلیخان، علیمردانخان و سهرابخان بود.[۶]
بیبیمریم با وجود عزم راسخ بر عدم ازدواج مجدد، بهدلیل فشارهای اطرافیان، سرانجام مجبور به ازدواج با فتحاللهخان، پسرعمویش شد. این ازدواج نیز با رنجها و سختیهای بسیاری برای او همراه بود.[۷] وی در خاطرات خود نوشته است که «مرد باید عقل و شرف داشته باشد، مال دنیا برای مرد همهوقت هست ولی فزونی ثروت نزد نامرد خاکستر است». او همچنین در نوشتهای خطاب به زنان تأکید کرده است که فریفتهٔ جوانی و دارایی کسی نشوند و معتقد بود که اگر مردی هرچند فقیر و زشت باشد، اما آراسته به علم، دانایی و شرافت باشد، آن مرد، خود زندگی» است.[۸] علیمردانخان بختیاری، فرزند دوم بیبی مریم از مبارزان سرشناس تاریخ معاصر ایران بود.[۹]
تحصیلات
بی بی مریم زنی باسواد و روشنفکر بود و از معدود زنان زمان خویش بود، که سواد خواندن و نوشتن داشت و حوادث عصر خویش را مینوشت.[۱۰] کتاب «خاطرات سردار مریم»، سالها بعد از درگذشتش منتشر شد که در آن دربارهٔ دوران کودکی و نوجوانی، شرح زندگی و حوادث سیاسی تا پایان دوره مشروطیت را نوشته است.[۱۱]
فعالیتهای سیاسی و اجتماعی
آگاهی از حقوق زنان و نقد سنتهای مردسالار
بیبی مریم اگرچه در جامعهای سنتی و در نوجوانی بهاجبار به ازدواج تن داد، اما بهخوبی دریافت که زنان ایرانی از چه محدودیتها و بیعدالتیهایی رنج میبرند. او سکوت تاریخی زنان را شکست و آشکارا خواستار برچیده شدن سنتهایی چون نافبری، ازدواج اجباری، نداشتن حق طلاق و محرومیت از آموزش زنان شد.[۱۲]
مهارتهای رزمی و نقش در جنگها
او در دشوارترین شرایط زندگی عشایری، مهارتهای رزمی همچون تیراندازی و سوارکاری را آموخت و این تواناییها را در مبارزات آزادیخواهانه به کار گرفت.[۱۳]
نقش در فتح تهران و انقلاب مشروطه
پساز به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه و تعطیلی دورهٔ مشروطه، شماری از مشروطهخواهان دستگیر و گروهی نیز ناگزیر به فرار شدند. در چنین فضایی، جنبشهای مردمی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت. بختیاریها در اصفهان قدرت را به دست گرفتند و راهی تهران شدند. همزمان، در رشت محمدعلیخان تنکابنی و در تبریز ستارخان و باقرخان مسیری مشابه را در پیش گرفتند. بیبی مریم بختیاری در این برههٔ حساس، نقشی برجسته ایفا کرد. او بر این باور بود که تا زمانی که قاجاریان بر ایران فرمانروایی میکنند، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. ازاینرو، با تشویق برادران خود و ایراد سخنرانی حماسی، سربازان بختیاری را به حرکت بهسوی تهران واداشت. در منابع آمده است که او در آن سخنرانی تأکید کرد که اگر سربازان بختیاری در این راه کشته شوند، زنان بختیاری ادامهدهندهٔ راه آنان خواهند بود.[۱۴]
پساز حرکت نیروها بهسمت پایتخت، بیبی مریم نیز همراه با گروهی از تفنگداران راهی تهران شد و در خانهٔ پدری آقا حسین ثقفی اقامت گزید. در روز درگیری میان بختیاریها و سربازان دولتی در میدان بهارستان، او بههمراه تفنگداران بر پشتبام خانهای که مشرف به میدان بود حضور یافت و مستقیماً در نبرد مسلحانه با نیروهای حکومتی شرکت کرد[۱۵] و به لقب سردار مریم، مفتخر شد.[۱۶] او در سال 1287ش، پیشاز فتح تهران نیز سابقهٔ فرماندهی نظامی داشت و در جریان نبرد آزادسازی اصفهان، بههمراه خواهرش «بیبی لیلی»، فرماندهی یک ستون سوارهنظام بختیاری را بر عهده داشت.[۱۷]
نقش در جنگ جهانی اول
بیبی مریم بختیاری، همچون بسیاری از وطنپرستان ایرانی، بر این باور بود که با بهرهگیری از حمایت متحدانی چون آلمان میتواند به منافع روسیه و انگلستان ضربه زده و زمینهٔ خروج آنان را از ایران فراهم آورد. این همسویی با آلمان در جنگ جهانی اول نه از سر وابستگی، بلکه بهعنوان عملیترین راه مبارزه با دشمنان دیرینهٔ ایران یعنی روسیه و انگلستان، صورت میگرفت.[۱۸] با آغاز جنگ جهانی اول (مرداد ۱۲۹۳ تا آبان ۱۲۹۷ خورشیدی) و تجاوز نیروهای انگلیسی و روسی به ایران، بیبی مریم با نیروهای خود به مبارزه با استعمارگران پرداخت.[۱۹]
در سال ۱۲۹۵ خورشیدی، هنگامی که ویلهلم واسموس، افسر آلمانی، در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها میجنگید، سردار مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان به آن منطقه اعزام کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب گروهی از لژیون ارتش آلمان و نمایندگان سیاسی آن کشور پرداختند. سردار مریم که قصد داشت با پشتیبانی آلمانیها به مبارزه با استعمارگران ادامه دهد، با نیروهای خود در منطقهٔ تیران و کرون در برابر ارتش مشترک انگلیس و روس ایستاد و پساز جنگی سخت، آنان را به عقبنشینی وادار ساخت. او سپس لژیون آلمانی را نجات داد و به پایگاه خود در سورشجان در منطقهٔ بختیاری، منتقل کرد و پساز مدتی، آنان را از راه خاک عثمانی از ایران خارج ساخت.[۲۰] خبر این نجات، امپراتور آلمان، ویلهم دوم، را بر آن داشت تا بالاترین نشان امپراتوری یعنی صلیب آهنین را بههمراه حکم و تصویری میناکاری و الماسنشان، برای سردار مریم ارسال کند.[۲۱]
خانهٔ سردار مریم همواره پناهگاه آزادیخواهان بود؛ در دوران جنگ جهانی اول، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علیاکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و فرخی یزدی[۲۲] که با سیاستهای اشغالگرانهٔ روس و انگلیس مخالف بودند، به خانهٔ او پناه بردند. همچنین دکتر محمد مصدق که در سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی، تحتفشار انگلیسیها و به دستور سید ضیاء از حکومت فارس عزل شده بود، از اصفهان به بختیاری رفت و مهمان سردار مریم شد و تا پایان عمر، با احترام از او و قوم بختیاری یاد میکرد.[۲۳]
مبارزات سیاسی
او همچون خیلی از مردان ملی و وطندوست دریافته بود که با بهرهگیری از کمک متحدین به ویژه آلمان میتوان به منافع روسیه و انگلیس ضربه زد و مقدمات اخراج آنها را از ایران فراهم کرد. نمیتوان بیبی مریم و دیگر میهن دوستان ایران، طی جنگ جهانی اول را وابسته به آلمان دانست بلکه در آن روزگار عملیترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینه ایران یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها، همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان بوده است.
او در جنگ جهانی اول نیز طرفدار دولتهای آلمان و عثمانی بود و در مقابل به مبارزه با دولتهای روس و انگلیس میپرداخت. وی در این جنگ کنسول آلمان در اصفهان را از چنگ سربازان روس نجات داد و مدتها در خانهٔ خود پناه داد. امپراتور آلمان نیز با شنیدن این جریان، تمثال جواهرنشان خود را همراه هدایای دیگر بهپاس قدردانی از او برایش فرستاد و بیبیمریم از آن پس به «سردار مریم» مشهور شد. گفتنی است که خانهٔ او نیز همواره پناهگاه افرادی چون وحید دستگردی و فرخی یزدی بود.
سردار مریم که در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در نبرد آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش «بی بی لیلی» فرماندهی یک ستون سواره نظام بختیاری را بر عهده داشت، در گیر و دار جنگ جهانی اول (مردادماه ۱۲۹۳ تا آبان ماه ۱۲۹۷ خورشیدی)، نیز که ایران از هر سو مورد تجاوز نیروهای انگلیس و روس قرار داشت، با نیروهایش به نبرد با استعمارگران پرداخت. در سال ۱۲۹۵ خورشیدی که «ویلهم واسموس» افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسیها مبارزه میکرد، مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او و دلیران تنگستان و مبارزه با اشغالگران انگلیسی به تنگستان روانه کرد. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی و زمانی که نیروهای اشغالگر روسیه و انگلیس در نزدیکی اصفهان به تعقیب یک گروه لژیون ارتش آلمان و تعدادی از نمایندگان سیاسی آلمان پرداختند، سردار مریم که میخواست با پشتیبانی متحدین و به ویژه آلمانیها به مبارزه با استعمارگران روسی و انگلیسی بپردازد، با نیروهای زیر فرماندهی خود در منطقه تیران و کرون در برابر نیروهای مشترک انگلیس و روس ایستادند و پس از جنگی سخت، آنها را به عقبنشینی وادار کردند و لژیون آلمانی را نجات داده و با خود به پایگاهشان در «سورشجان» درمنطقه بختیاری برده و پناه دادند و پس از مدتی از راه خاک عثمانی، آنان را از ایران خارج بردند.
خبر نجات لژیون آلمانی به کمک سردار مریم بختیاری، امپراتور آلمان «ویلهم دوم» را برآن داشت که به پاس این شجاعت، بالاترین نشان امپراتوری آلمان یعنی «صلیب آهنین» را همراه با یک حکم و تصویر میناکاری و الماس نشان برای سردار مریم ارسال کند. خانه سردار مریم همیشه پناهگاه آزادیخواهان بود. در دوران جنگ جهانی اول نیز که «ملییون» ایران به مخالفت با اشغالگران روس و انگلیس پرداختند و از سیاستهای آلمان و عثمانی حمایت میکردند با تضعیف دولت عثمانی و تسلط انگلیسیها بر بغداد، گروهی از فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبر دهخدا، ملکالشعرای بهار، وحید دستگردی و… به خانه سردار مریم پناه بردند. دکتر «محمد مصدق» هم یکی دیگر از آزادی خواهان نامی بود که پس از گریز از دست عوامل استبداد، مدتی به نزد قوم بختیاری رفت. دکتر مصدق هنگامی که در سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹خورشیدی زیر فشار انگلیسیها توسط سید ضیاء از حکومت فارس عزل شد، از اصفهان به بختیاری رفت و میهمان سردار مریم شد. از این روی دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از سردار مریم و قوم بختیاری به نیکی یاد میکرد. سرانجام به دستور رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان آخرین برگ از زندگی سردار مریم رقم خورد. پیکرش در آرامگاه «تخت فولاد» اصفهان در تکیه میرفندرسکی به خاک سپرده شد و خانه او را که در اصفهان در چهارراه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل آن مدرسه «رودابه» احداث شد. مریم بختیاری از دوران جوانی تا آخرین لحظات عمر آرزو داشت روزی با نگاه به آینده در روزنامه خاطراتش به صورت سؤالی سخت و سنگین با نسل پس از خود در میان گذاشته بود. او در آن سالها، شاید از ما که امروز این نوشتهها را میخوانیم، پرسیده بود: «... ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه مینمایید، اگر در عصر شما «ایران» وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است، یادی بنمایید. آیا ساعتی که من در قعر گور خوابیدهام شما… آزادید؟ با کمال سرفرازی قدمهای شمرده شمرده میزنید؟ ...»
امور خیریه
بیبی مریم به خیریهها و فقرای اصفهان کمک میکرد. وی پنجاه نفر از افراد بیبضاعت را تحت پوشش و حمایت خود گرفته بود. شرایط توزیع ارزاق عمومی بین مردم نیازمند که از گرسنگی و قحطی زیادی رنج برده و تلف میشدند، بسیار وخیم و دردناک بود، در همین زمان، اولین خیریهٔ پیشرفتهٔ ایران در شهر اصفهان توسط بیبیمریم و چندین نفر از علمای شیعهٔ این شهر تأسیس شد؛ اما به دلیل اینکه فضای کار مردانه بود و باید کسی مدام به محلات فقیرنشین سرکشی و رسیدگی میکرد، پسر ۱۹ سالهٔ خود را برای بررسی، سرکشی و رسیدگی به اوضاع مردم به محلات میفرستاد تا از آخرین وضعیت مردم شهر مطلع شود. اقدامات خیریه و سرکشی به فقرا تحت پوشش و نام این خیریه، رساندن ارزاق عمومی نان و گندم و غذاهای گرم به مردم از جملهٔ این خدمات بود.[۲۴]
دیدگاهها
توصیه به آگاهی و علمآموزی
در دوران قاجار که مردان هم کمتر اهل تحصیل و کسب علم و دانش بودند، سردار مریم زنی باسواد بود. او اندیشهٔ رهایی مردم از جهل و بیسوادی را داشت و بارها در مورد بیسوادی، ناآگاهی و جهل در مردم و بهویژه زنان هشدار میداد. همچنین او یکی از علتهای تأخیر رشد و تعالی زنان ایران نسبت به زنان کشورهای پیشرفته را این میدانست که زنان به حقوق خود آشنایی ندارند و نسبت به حقوق اولیه خود ناآگاه هستند. وی از زنان درخواست میکرد که با فراگیری علم و دانش از چنگال جهل و ستم رها شوند؛ چرا که برای داشتن جامعهای بالنده، رشدیافته و متعالی، زنان آن جامعه نیز باید باسواد و آگاه به تمامی مسائل باشند. سردار مریم علت ناآگاهی و آشنا نبودن زنان نسبت به حقوق اولیه خود را جامعهای بسته و پر از خفقان میدانست که به زنان اجازهٔ رشد و بالندگی نداده است.[۲۵]
آثارشناسی
سریال «بانوی سردار» به کارگردانی پرویز شیخ طادی؛ نمایشی از داستان زندگی قهرمانانه بی بی مریم بانوی سردار بختیاری است.
درگذشت
او در سال ۱۳۱۶ش و سه سال پس از اعدام فرزند ارشدش، علیمردان خان، در شهر اصفهان درگذشت.[۲۶] مقبرهٔ او در تکیهٔ میرفندرسکی معروف به تکیهٔ بختیاریهای آرامستان تخت فولاد اصفهان قرار دارد.[۲۷]
پانویس
- ↑ «سردار بیبی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صداوسیما.
- ↑ «بیبی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان.
- ↑ «زندگینامه بی بی مریم بانوی سردار بختیاری و همسرش»، وبسایت نمنمک
- ↑ بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، 1389ش، ص64.
- ↑ زارعی، «پژوهشگر تاریخ: بیبیمریم بختیاری سنت و مدرنیته را درهم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران.
- ↑ «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، خبرگزاری الف.
- ↑ «سردار مریم بختیاری که بود؟»، خبرگزاری صداوسیما.
- ↑ بختیاری، خاطرات، 1382ش، ص48.
- ↑ «سردار مریم بختیاری که بود؟»، وبسایت تابناک.
- ↑ بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، 1389ش، ص64.
- ↑ «خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه»، وبسایت گیسوم.
- ↑ «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.
- ↑ بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، 1389ش، ص64.
- ↑ «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.
- ↑ زارعی، «پژوهشگر تاریخ: بیبیمریم بختیاری سنت و مدرنیته را درهم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران.
- ↑ بهبهانی، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، 1389ش، ص64.
- ↑ «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.
- ↑ «سردار مریم بختیاری کی بود؟»، وبسایت تابناک.
- ↑ بختیاری، خاطرات، 1382ش، ص93.
- ↑ «زندگینامه بی بی مریم بختیاری (بانوی سردار مادر علیمردان خان)»، همپا فایل
- ↑ «خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه»، وبسایت گیسوم.
- ↑ «سردار بیبی مریم بختیاری سردار آزادگی»، کتابخانه، موزه و اسناد رسمی مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: 23 تیر 1395.
- ↑ «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف.
- ↑ «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش دوم»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 20 مهر 1398ش.
- ↑ «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش دوم»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 20 مهر 1398ش.
- ↑ «سردار بیبی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: 26 شهریور 1400ش.
- ↑ «بیبی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعۀ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید: 20 خرداد 1401ش.
منابع
- «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، پایگاه خبری الف، تاریخ درج مطلب: ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ش.
- «(سردار مریم بختیاری) که بود؟»، ساین تابناک، ۲۲ مهر ۱۴۰۱ش
- «Bibi Maryam Bakhtiari»، در ویکیپدیای انگلیسی، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
- «بی بی مریم بختیاری»، در ویکیپدیا، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
- «بی بی مریم»، خبرگزاری صدا و سیما
- «بیبی مریم بختیاری سنت و مدرنیته را در هم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۶ بهمن ۱۳۹۹ش.
- «بیبی مریم را بیشتر بشناسیم»، خبرگزاری الف، تاریخ درج مطلب: ۲۷ شهریور ۱۳۹۸.
- «بیبی مریم سردار مریم بختیاری»، پایگاه مجموعهٔ تخت فولاد اصفهان، تاریخ بازدید:۲۰ خرداد ۱۴۰۱ش.
- بهبهانی، سروناز، «بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه خواه»، مجله گزارش، شماره 219، 1389ش.
- «خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه»، وبسایت گیسوم، تاریخ بازدید: 4 تیر 1405ش.
- «زندگینامه بی بی مریم بختیاری (بانوی سردار مادر علیمردان خان)»، همپا فایل
- «زندگینامه سردار بیبی مریم بختیاری +تصاویر»، خبرگذاری برنا، ۲۸ مهر ۱۴۰۱ش
- «زندگینامه بی بی مریم بانوی سردار بختیاری و همسرش»، سایت نم نمک، بازدید ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ش
- «سردار بیبی مریم بختیاری سردار آزادگی»، کتابخانه، موزه و اسناد رسمی مجلس شورای اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ تیر ۱۳۹۵.
- «سردار مریم بختیاری که بود؟»، وبسایت تابناک، تاریخ درج مطلب: 22 مهر 1401ش.
- «سردار مریم بختیاری که بود؟»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: 22 شهریور 1402ش.
- «سردار بیبی مریم خاتون ایلخان بختیاری کیست؟»، خبرگزاری صداوسیما، تاریخ درج مطلب: ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ش.
- «شیربچه، بی بی مریم بختیاری که بود؟»، خبرگزاری فارس، ۱۷ آذر ۱۴۰۰ش
- «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش اول»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مهر ۱۳۹۸ش.
- «نگاهی اجمالی به زندگی سردار مریم بختیاری/ بخش دوم»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ مهر ۱۳۹۸ش.
- بختیاری، بیبی مریم، خاطرات، ویرایش غلامعباس نوروزی، تهران، آنزان، ۱۳۸۲ش.
- بختیاری، مریم، «خاطرات سردار مریم بختیاری (از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه)»، ویراستار: غلامعباس نوروزی، نشر انزان، تهران، ۱۳۸۲ش
- زارعی، «پژوهشگر تاریخ: بیبیمریم بختیاری سنت و مدرنیته را درهم آمیخت»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، تاریخ درج مطلب: ۶ بهمن ۱۳۹۹ش.