بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۴: خط ۹۴:


بدین ترتیب، شخصیت تاریخی دئیوکس احتمالاً یک فرمانروای محلی مانّایی بوده که بعدها در سنت شفاهی و سپس در روایت یونانی، به بنیان‌گذار آرمانی پادشاهی ماد تبدیل شده است. تطبیق فرورتیش با کشتریتو نیز با داده‌های معاصر آشوری سازگار نیست و اعتبار تاریخی هر دو شخصیت در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.  
بدین ترتیب، شخصیت تاریخی دئیوکس احتمالاً یک فرمانروای محلی مانّایی بوده که بعدها در سنت شفاهی و سپس در روایت یونانی، به بنیان‌گذار آرمانی پادشاهی ماد تبدیل شده است. تطبیق فرورتیش با کشتریتو نیز با داده‌های معاصر آشوری سازگار نیست و اعتبار تاریخی هر دو شخصیت در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.  
=== '''<big>روایت سیطرهٔ سکاها و برآمدن هووخشتره</big>''' ===
یکی از مبهم‌ترین بخش‌های روایت هرودوت، اشاره به چیرگی ۲۸ سالهٔ سکاها بر ماد در فاصلهٔ میان مرگ فرورتیش و برآمدن هووخشتره است. به گفتهٔ هرودوت، سکاها به رهبری مادیس ۲۸ سال بر ماد مسلط شدند. با این حال، منابع بین‌النهرینی هیچ اشاره‌ای به این سلطه ندارند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=871}}</ref> و منابع آشوری و بابلی تصویری به‌کلی متفاوت ارائه می‌کنند که در آن، فرایند تدریجی یکپارچگی سیاسی ادامه می‌یابد.<ref>{{پک|خدادادیان|1376|ک=تاریخ ایران باستان، آریایی‌ها و مادها|ص=150}}</ref> دیاکونوف معتقد است که هرودوت در اینجا دو واقعه را با یکدیگر آمیخته است: تاخت‌وتازهای پراکندهٔ سکاها در نواحی شمال‌غربی و آسیای صغیر، و روند اتحاد سیاسی داخلی مادها؛ در حالیکه سلطهٔ پایدار سکاها بر تمام ماد امکان‌پذیر نبوده است.<ref name=":5">{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=76}}</ref>
به‌رغم این ابهامات، هووخشتره (کیاکسار در روایت یونانی، اومَکیشتر در منابع بابلی)، برخلاف دو شاه نخست (دئیوکس و فرورتیش)، از پشتوانۀ محکم‌تری در منابع آن دوره برخوردار است و می‌توان او را بنیان‌گذار قدرت سیاسی متحد مادها دانست.<ref name=":5" />
بر اساس گزارش هرودوت که شالودۀ روایت سنتی را تشکیل می‌دهد، هووخشتره پس از پایان دادن به سلطۀ سکاها [پیرنیا، حسن، ۱۳۷۵ش، ''تاریخ ایران باستان''، ج۱، ص۱۸۳]، دست به سازماندهی مجدد ارتش ماد زد و قشون خود را تحت نظمی جدید درآورد.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=108}}</ref> او با تغییر مبنای سازماندهی سپاه از پیوندهای قبیله‌ای به نوع سلاح،‌ نظیر نیزه‌داران، کمانداران و سواره‌نظام، نخستین ارتش منظم و فراقبیله‌ای را در تاریخ ماد پایه‌گذاری کرد.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=426-427|ج=۱}}</ref>
=== <big>'''گسترش قلمرو ماد'''</big> ===
پس از تثبیت قدرت در داخل، هووخشتره با نبوپولاسار (پادشاه بابل) متحد گردید و در سال ۶۱۲ پ.م.، نیروهای متحد ماد و بابل، نینوا پایتخت آشور را تصرف و ویران کردند.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=428-429|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایع‌نامه‌های بابلی، هووخشتره آشور را در رأس یک ارتش متحد از مادها فتح کرد.<ref>{{پک|Radner|2013|ک=The Oxford Handbook of Ancient Iran|زبان=en|ص=453}}</ref>. پس از سقوط آشور، متحدان به تقسیم میراث امپراتوری فروپاشیده پرداختند. مستملکات آشور در آسیای صغیر بهرهٔ دولت ماد شد و سرزمین شام و فلسطین جزو بابل گردید.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=53|ج=۱}}</ref> با این حال، جریان تجدیدنظرطلب در مادشناسی این تقسیم‌بندی را یک‌سویه می‌داند و نشان می‌دهد که بابل – نه ماد – بازیگر اصلی در شرق آناتولی بود.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=5}}</ref>
پیشروی مادها به سوی غرب، سرانجام به رویارویی با پادشاهی لیدیه به فرمانروایی آلیاتس انجامید. جنگ پنج‌سالهٔ ماد و لیدیه سرانجام با خورشیدگرفتگی مشهور ۲۸ مه ۵۸۵ پ.م. و میانجیگری بابل پایان یافت و رود هالیس به‌عنوان مرز دو دولت تعیین شد.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=431-432|ج=۱}}</ref> این معاهده، بر اساس شواهد موجود، نخستین سند ثبت‌شده از یک مرز رسمی در تاریخ ایران به شمار می‌رود.<ref>{{پک|کاویانی پویا|1394|ک=جستارهای تاریخی|ف=بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی|ص=49-50}}</ref> با این حال، رولینگر معتقد است مرز هالیس احتمالاً مفهومی ساخته و پرداختهٔ هرودوت است.<ref>{{پک|رولینگر|1404|ک=مطالعات ایران کهن|ف=امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو...|ص=3}}</ref> به هرحال در پایان فرمانروایی هووخشتره، قلمرو تحت سلطهٔ مادها به بزرگ‌ترین گسترهٔ خود رسیده بود.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=199|ج=۱}}</ref>
=== '''<big>فروپاشی پادشاهی و ظهور هخامنشیان</big>''' ===
آستیاگ (ایشتومِگو در منابع بابلی)، پسر و جانشین هووخشتره، واپسین فرمانروای پادشاهی ماد بر أساس روایت هرودوت، از حدود ۵۸۵ تا ۵۵۰ پ.م. سلطنت کرد.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=200|ج=۱}}</ref> به گواهی وقایع‌نامهٔ نبونیدوس، آستیاگ در اواخر سلطنت، با لشکرکشی به سوی کوروش، شاه انشان، جنگ را آغاز کرد.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=38-39}}</ref> پژوهش‌های کنونی نیز تأکید دارند که آستیاگ آغازگر این جنگ بوده است، نه کوروش.<ref>{{پک|ایمان‌پور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=66}}</ref> بنا بر روایت هرودوت، فرماندهی این لشکرکشی را هارپاگ، سردار بلندپایهٔ مادی، بر عهده داشت، اما او در گرماگرم نبرد با بخش عمده‌ای از سپاه به کوروش پیوست. این تغییر جبهه که به باور برخی محققان، نتیجهٔ نارضایتی اشراف مادی از سیاست‌های خودکامانهٔ آستیاگ بود، توازن قوا را به سود پارس‌ها دگرگون ساخت.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=72}}</ref> کوروش سپس به سوی هگمتانه پیشروی کرد و در حدود سال ۵۵۰ یا ۵۴۹ پ.م.، پایتخت ماد را تصرف نمود و بدین‌سان پادشاهی ماد به پایان رسید.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=64}}</ref>
پیوندهای خویشاوندی میان دو خاندان سلطنتی نیز در پذیرش قدرت جدید از سوی نخبگان مادی مؤثر بود؛ کوروش بنا بر روایت هرودوت از سوی مادر، ماندانا (دختر آستیاگ)، به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.<ref>{{پک|کاویانی‌پویا|خضیمه|1404|ک=مطالعات باستان‌شناسی پارسه|ف=پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی|ص=131-132}}</ref> با فروپاشی پادشاهی ماد، کوروش وارث قلمرو و ساختارهای آن شد و شالودهٔ شاهنشاهی هخامنشی را پی‌ریزی کرد. دربارهٔ سرنوشت آستیاگ، روایت‌های مختلفی وجود دارد؛ بر اساس روایت هرودوت، کوروش با او با احترام رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=203|ج=۱}}</ref>
=== '''<big>شورش‌های مادی در آغاز فرمانروایی داریوش</big>''' ===
فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورش‌های سال‌های نخست سلطنت داریوش اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهم‌ترین این شورش‌ها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره می‌خواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورش‌ها را به تفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا می‌کردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=69-70}}</ref> این ادعای نسب، نشان‌دهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره به‌عنوان بنیان‌گذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که می‌توانست به‌عنوان دستاویزی برای مشروعیت‌بخشی به شورش علیه هخامنشیان به کار رود. واکنش داریوش به این شورش‌ها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" />
=== <big>ماهیت دولت ماد</big> <big>(امپراتوری یا اتحادیهٔ قبایل؟)</big> ===
یک پرسش کلیدی در مادشناسی معاصر، چیستیِ ماهیت دولت ماد است. دیدگاه سنتی، که ریشه در روایت هرودوت دارد، مادها را جانشینان امپراتوری آشور و پیشینیان بلافصل هخامنشیان می‌داند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870}}</ref> این دیدگاه بر وجود یک سلسلهٔ پادشاهی متوالی با چهار شاه و یک پایتخت در هگمتانه استوار است.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=176|ج=۱}}</ref>
اما از دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، جریان تجدیدنظرطلب، این تصویر را به چالش کشیده است. آنان استدلال می‌کنند که اولاً منابع معاصر آشوری و بابلی، به‌جای یک پادشاهی یکپارچه، از ده‌ها خداوند شهر و شاهان محلی مستقل در سرزمین ماد یاد کرده‌اند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهش‌های علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33}}</ref> ثانیاً در منابع معاصر، از جمله کتیبهٔ نبونیدوس و کتاب ارمیا، حاکمان مادی با لفظ جمع پادشاهان خطاب شده‌اند، که این خود با ساختار فرمانروایی یگانه ناسازگار است.<ref>{{پک|Waters|2011|ک=A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler|زبان=en|ج=۱|ص=243-244}}</ref> ثالثاً کاوش‌های باستان‌شناختی نیز تاکنون هیچ شاهدی دال بر وجود زیرساخت‌های یک امپراتوری متمرکز مانند کاخ‌های حکومتی، سنگ‌نبشته‌های سلطنتی، یا شبکهٔ راه‌های سراسری، به دست نداده‌اند.<ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=872}}</ref> بر اساس این دیدگاه، مادها هرگز از حد یک کنفدراسیون سست قبایل فراتر نرفته‌اند.<ref>{{پک|مفرد|بی‌تا|ک=آکادمیا Academia.edu|ف=اتحادیۀ قبایل ماد و پارس|ص=2}}</ref>
در میانهٔ این دو قطب، رویکرد تعدیل‌یافته‌ای قرار دارد که ساختار سیاسی ماد را نه یک امپراتوری تمام‌عیار، بلکه کنفدراسیونی قبایلی می‌داند که در گذر زمان به سوی تمرکز سیاسی حرکت کرده است. بر اساس این دیدگاه، کشور ماد در آغاز اتحادیه‌ای از قبایل بوده و سپس با تشکیل دستگاهی نظامی و اداری، قبایل گوناگون به سوی اتحاد پیش رفته‌اند.<ref>{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=89}}</ref>
بنابراین، منطقی‌تر آن است که از وجود یک دولت مادی، هرچند در گستره‌ای محدود سخن گفته شود. بدین‌سان که مادها در دورهٔ پایانی خود گرایش‌هایی به تمرکز نشان داده‌اند، اما این فرایند با سقوط ناگهانی پادشاهی ناتمام مانده است.<ref>{{پک|جلیلیان|1400|ک=پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی|ف=بنیاد شهریاری در تاریخ ماد|ص=95}}</ref>


== '''<big>منابع</big>''' ==
== '''<big>منابع</big>''' ==
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمد‌امین|نام خانوادگی۳=سعادت‌مهر}}
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمد‌امین|نام خانوادگی۳=سعادت‌مهر}}