پرش به محتوا

مادها

از ایران پدیا

مادها؛ مردمان پدیدآورندۀ نخستین حکومت فراگیر در غرب فلات ایران.

مادها اتحادیه‌ای از قبایل گوناگون در غرب فلات ایران بودند که از حدود سدهٔ هفتم تا میانهٔ سدهٔ ششم پیش‌از میلاد یک نطام سیاسی را به رهبری دودمانی از شاهان، در هگمتانه پدیدآوردند. این نظام، نخستین قدرت سیاسی گسترده در فلات ایران محسوب می‌شود. بازسازی هویت مادها و ماهیت نظام آنان به‌دلیل فقدان منابع با چالش‌های روش‌شناختی روبه‌رو است. قلمرو آنان در زاگرس مرکزی شکل گرفت و تاریخ سیاسی‌شان با اتحاد قبایل علیه آشور آغاز شد و در عصر هووخشتره به اوج رسید. حکومت مادها در رویارویی با کوروش و سقوط هگمتانه در ۵۵۰ پ.م. پایان یافت. ساختار حکومت، ترکیبی از سلطنت موروثی و قدرت اشراف بود و نهادهای شورایی نیز در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشتند. میراث اداری و فرهنگی مادها، در نظام ساتراپی هخامنشی، پوشاک درباری و حافظهٔ تاریخی منطقه تداوم یافت.

واژه‌شناسی

واژهٔ ماد در منابع گوناگون به‌صورت‌های متفاوتی آمده است. در کتیبه‌های پارسی باستان به‌صورت مادَ، در منابع ایلامی هخامنشی مَتَه‌په و در منابع آرامی مَد آمده است. یونانیان آن را مدوی و ارمنیان مارک نوشته‌اند.[۱][۲][۳] در دورهٔ اسلامی، این نام به‌شکل ماه (در ماه‌کوه یا ماکو) تداوم یافته است.[۴] در نبشته‌های نوآشوری، نخست آمَد و سپس مَدَ و مَتْ به کار رفته است. متون بابِلی نو نیز اصطلاح اومان‌مَندا را برای اشاره به مادها آورده‌اند[۵] و گاهی اصطلاح گوتیوم را نیز برای اشاره به ساکنان غرب ایران، به‌ویژه مادها، به‌کار برده‌اند.[۶] دیاکونوف، خاورشناس روسی، اصطلاح اومان‌ماندا را ماد آریایی، تفسیر کرده[۷] و بر این باور است که نمی‌توان همهٔ کسانی را که ماد خوانده می‌شده‌اند، لزوماً آریایی دانست.[۸] عنوان ماد در متون آشوری شامل جمعیت‌های غیرهندواروپایی نیز می‌شده و در اصل بر یک قلمرو سرزمینی دلالت داشته است، نه یک ملت متحد قومی_زبانی.[۹]

ماهیت قومی

ساختار قومیِ زاگرس مرکزی در سده‌های پایانی هزارهٔ سوم پیش‌از میلاد، متشکل از هوریان، لولوبیان، گوتیان و کاسیان بود که با عیلامی‌ها پیوند نژادی داشتند؛[۱۰] اما نیاکان هندوایرانی مادها از نیمهٔ هزارهٔ دوم تا اوایل هزارهٔ یکم پیش‌از میلاد، به فلات ایران وارد و در امتداد زاگرس مرکزی پراکنده شدند.[۱۱][۱۲][۱۳] گسترش سریع سفالینه‌های موسوم به عصر آهن III (۸۰۰‑۵۰۰ پ. م) در سراسر زاگرس، از معدود شواهد باستان‌شناختی ورود این اقوام به فلات ایران است.[۱۴] در سدهٔ هشتم پیش‌از میلاد، حضور اقوام ایرانی‌تبار دیگری همچون کیمریان و سکاییان نیز به جابه‌جایی‌های جمعیتی در شمال‌غرب ایران دامن زد.[۱۵] این تازه‌واردان در همسایگی تمدن‌های کهن اورارتو، مانّا، لولوبیان، کاسیان و عیلام قرار گرفتند[۱۶][۱۷] و از فرهنگ آنها اثر پذیرفتند.[۱۸][۱۹]

تلفیق فرهنگ ایرانی و بین‌النهرینی در هنر و آیین‌های خاک‌سپاری، هویتی تازه ساخت که فراتر از زبان و نژاد بود.[۲۰] مادها و پارس‌ها از نظر زبان و فرهنگ بسیار به هم نزدیک بودند؛ به‌طوری که استرابو، تاریخ‌نگار و جغرافی‌دان یونانی در دوران باستان، زبان‌شان را کاملاً یکی دانسته است[۲۱] و حتی یونانیان تا یک سده پس از فروپاشی ماد، پارس‌ها را هم «مادی» می‌نامیدند.[۲۲] برخی پژوهشگران امروزی، هویت مادی را پدیده‌ای تاریخی می‌بینند که در بستر تحولات سیاسی آن دوره، رنگ و جلوه بیشتری پیدا کرد.[۲۳] همین شناسایی ظاهری باعث شد که هرودوت، جغرافی‌دان و تاریخ‌نگار یونانی در دوران باستان، مادها را دارای سلسله‌ای از پادشاهانی پیاپی با پایتختی در هگمتانه توصیف کند؛[۲۴][۲۵] اما بسیاری از محققان معاصر بر این باورند که مادها، اتحادیه‌ای از قبایل بودند[۲۶] و قلمرو آنها، ابتدا چندان گسترده نبود.[۲۷]

جغرافیا

سرزمین مادها بخش بزرگی از غرب فلات ایران را در بر می‌گرفت: از شمال تا رود ارس و البرز، از شرق تا دشت کویر، و از غرب و جنوب تا رشته‌کوه‌های زاگرس.[۲۸] پژوهشگران این منطقه را به سه بخش تقسیم می‌کنند: ماد بزرگ در عراق عجم امروزی، ماد آتروپاتن در آذربایجان تا قفقاز و آناتولی[۲۹] و ماد راجیانا در نواحی پیرامون ری.[۳۰][۳۱] ماد بزرگ میان البرز و زاگرس قرار داشت و به کویر می‌رسید[۳۲] و بخشی به نام ماد پارتاکنا نیز شامل اصفهان و مناطق جنوب‌تر بود که با آب زاینده‌رود سیراب می‌شد.[۳۳]

پس از مرگ اسکندر مقدونی (۳۲۳ پ.م)، قلمرو ماد به دو بخش تقسیم شد: ماد کوچک یا آتروپاتن در بخش شمال‌غربی که زیر نظر آتورپات، از مقدونی‌ها مستقل ماند و بخش ماد بزرگ در جنوب‌شرقی که به دست سلوکیان افتاد.[۳۴][۳۵][۳۶] این تقسیم‌بندی‌ها بیشتر مربوط به دوره‌های بعدی است و نشانه‌ای از وجود این بخش‌بندی در زمان پادشاهی مادها وجود ندارد.[۳۷] کتیبهٔ بیستون داریوش، مادها را به ماد اصلی، ساگارتیا و اورارتو تقسیم کرده که نشان از ساختاری غیرمتمرکز دارد.[۳۸] همچنین همهٔ این پهنه زیر کنترل مستقیم مادها نبود؛ برای نمونه، کادوسیان در محدوده گیلان و تالش امروزی، دشمن مادها بودند و هرگز زیر فرمان‌شان نرفتند.[۳۹]

در قلمرو سرزمینی مادها، شهرها و دژهایی شکل گرفتند که نقش مهمی در سیاست و اقتصاد داشتند. مهم‌ترین آنها هگمتانه بود. هگمتانه به معنی محل اجتماع،[۴۰][۴۱] هفت حصار رنگارنگ داشت و کاخ شاه در درونی‌ترین حلقه قرار داشت. دِئیوکِس، نخستین شاه ماد، آن را در دامنهٔ کوه الوند بنا کرد تا مسیر دسترسی به بابل، آشور و جلگه‌های مرتفع را آسان کند.[۴۲][۴۳][۴۴] در متون آشوری از شهرهایی چون ساگبیتا و کارکشی یاد شده که احتمالاً نام هگمتانه در دوره‌های بعدی بوده‌اند.[۴۵][۴۶] نخستین بار نام هگمتانه به‌عنوان پایتخت ماد در منابع بابلی (حدود ۵۵۰ پ.م) و همزمان با فتح آن توسط کوروش دیده می‌شود.[۴۷]

دومین شهر مهم، رَگا (ری) بود که مرکز ماد راجیانا به شمار می‌رفت و مغان (زرتشتیان) در آن بسیار بودند.[۴۸] گَنزَک (تخت سلیمان امروزی) نیز در ماد کوچک جای داشت و هم تختگاه بود و هم نیایشگاه بزرگ آتش.[۴۹] متون آشوری، به ویژه گزارش‌های لشکرکشی پادشاهانی چون تیگلت‌پیلسر سوم و سارگون دوم، از شهرها و دژهای دیگری نام برده‌اند؛ مانند نیشایه (نزدیک نهاوند)[۵۰] و کیسِسیم و خَرخَر (در زاگرس مرکزی) که پس از تصرف توسط آشوریان تغییر نام یافتند.[۵۱] این شهرها بر سر راه‌های بازرگانی قرار داشتند و مادها از این راه، کالاهای شرقی را به بین‌النهرین می‌بردند.[۵۲] نقش‌های برجستهٔ دورشاروکین (خورسآباد) هم تصویر دژهای مادی را نشان می‌دهند.[۵۳] هرودوت نیز به شهری به نام پتریا در کاپادوکیه اشاره کرده که متعلق به ماد بوده و گمان می‌رود همان محوطهٔ کرکنداغ در ترکیه امروزی باشد.[۵۴]

ساختار قبیله‌ای

هرودوت، مادها را متشکل از شش قبیله معرفی می‌کند: بوسائیان، پارِتاکِنیان، ستروخاتیان، آریزانتیان، بودیان و مغان.[۵۵] از میان آنها، تنها پارتاکنیان و آریزانتیان ریشهٔ ایرانی آشکاری دارند. پارتاکنیان در منطقهٔ اصفهان کنونی می‌زیستند و به‌عنوان مرزنشینان ماد در همسایگی پارس‌ها شناخته می‌شدند.[۵۶][۵۷] در متون آشوری فقط به مجموعه‌ای از قلمروهای سیاسی کوچک و جدا از هم اشاره شده که توسط فرمانروایان محلی اداره می‌شدند.[۵۸] این واحدهای سیاسی، که آشوریان آن‌ها را شهر (URU) می‌نامیدند، گاه دارای یک شهر شاهی و شماری اقمار بودند و این نشان می‌دهد که دست‌کم از نیمهٔ سدهٔ نهم پ.م. سطحی از پیوستگی سیاسی فراتر از ساختار صرفاً قبیله‌ای در میان مادها وجود داشته است.[۵۹] برخی با تکیه بر اوستا، ساختار اجتماعی مادها را در چهار لایهٔ نَمانه (خانوادهٔ گسترده)، ویس (دوده/عشیره)، زَنتو (قبیله) و دَهِیو (کشور) توصیف می‌کنند. براساس این تحلیل، واحدهای سیاسی کوچکی که آشوریان «شهر» می‌خواندند، در واقع همان ویس‌های ایرانی بوده‌اند و حاکمان آن‌ها (خداوندانِ شهر) با ویس‌پئیتیها (خداوندان ویس) در این نظام منطبق می‌شوند.[۶۰]

حکومت

منابع آشوری و بابلی نشان از قبیله‌های پراکندهٔ مادها در زاگرس دارند که در آغاز، پادشاهی واحدی نداشته‌اند[۶۱] و در کتیبهٔ نبونیدوس و کتاب ارمیا، حاکمان قبایل ماد با تعبیر پادشاهان آمده است.[۶۲] باستان‌شناسی نیز تاکنون کاخ، سنگ‌نبشته یا شبکهٔ راه‌های سراسری را برای یک دولت یکپارچه آشکار نکرده است.[۶۳] هرودوت مادها را پیش از دئیوکس پراکنده می‌داند، اما منابع آشوری نشان می‌دهند که آنها دست‌کم از سدهٔ نهم پ.م.، قلمروهای کوچکی با یک شهر شاهی داشتند.[۵۹] نخستین حاکم شناخته‌شده، هاناشیروکا (حدود ۸۲۰ پ.م.) بود که بر ساگبیتا (همدان امروزی) فرمان می‌راند.[۶۴] در سدهٔ هفتم پ.م. ممیتی‌آرشو از شاهان محلی ماد خوانده شده است.[۶۵] برخی احتمال داده‌اند که ساختار سیاسی، شورایی از شاهان محلی بوده و از درون همین ساختارها، حکومت پادشاهی متمرکز پدید آمده است.[۶۶]

پادشاهی ماد

بر اساس روایت هرودوت، دئیوکسِ دادگر (حدود ۷۰۰–۶۴۷ پ.م.) نخستین شاه بود.[۶۷] او هگمتانه را ساخت و نظام درباری را پدید آورد.[۶۸][۶۹] فرزندش فرورتیش (حدود ۶۴۷–۶۲۵) پارس‌ها را مطیع کرد و در جنگ با آشور کشته شد.[۷۰][۷۱] پژوهشگران پیشین این دو را با دیئوکّوی مانّایی و کشت‌ریتو در منابع آشوری تطبیق دادند، اما امروزه این تطبیق‌ها رد شده است؛ چون مانّا جدا از ماد بود و ناهمخوانی زمانی نیز وجود دارد.[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵] هرودوت از ۲۸ سال سلطهٔ سکاها بر ماد می‌گوید، اما منابع دیگر، آن را تأیید نمی‌کنند و دیاکونوف آن را حملات پراکنده می‌داند.[۷۶][۷۷][۷۸]

هووخشتره (کیاکسار) با استناد به شواهد، بنیان‌گذار اصلی پادشاهی ماد شناخته می‌شود.[۷۹] او ارتش را بر اساس نوع سلاح سازمان‌دهی کرد،[۸۰][۸۱] با بابل متحد شد، نینوا، پایتخت آشور، را در ۶۱۲ پ.م. ویران ساخت[۸۲][۸۳] و میراث حکومت فروپاشیده آشور، به تصرف پادشاهی ماد درآمد.[۸۴] سپس با لیدیه پنج سال جنگید و با خورشیدگرفتگی ۵۸۵ پ.م. صلح شد و رود هالیس به عنوان مرز تعیین گردید.[۸۵] این معاهده، نخستین سند ثبت‌شده از یک مرز رسمی در تاریخ ایران به‌شمار می‌رود.[۸۶] در پایان فرمانروایی هووخشتره، قلمرو پادشاهی ماد به بزرگ‌ترین گسترهٔ خود رسید.[۸۷]

در ساختار حکومتی متمرکز، شاه در رأس هرم بود و مقامش موروثی و دارای پشتوانهٔ ایدئولوژیک به شمار می‌رفت،[۸۸] بااین‌حال، اشراف طایفه‌ای در انتخاب و برکناری شاه نقش تعیین‌کننده داشتند،[۸۹] نفوذ مغان در دوره‌های پایانی پادشاهی ماد، افزایش یافت[۹۰] و شاهان محلی نیز خودمختاری بالایی داشتند.[۹۱] همچنین مجامع عمومی و شورای بزرگان (هَنجَمَن) برقرار بود[۹۲] و مشاورانی شاه را در تصمیم‌گیری‌ها راهنمایی می‌کردند.[۹۳]

آستیاگ (ایشتومِگو)، پسر هووخشتره، واپسین شاه ماد (حدود ۵۸۵–۵۵۰ پ.م.) بود.[۹۴] آستیاگ می‌کوشید از قدرت اشراف بکاهد و قدرت مغان را افزایش دهد. این سیاست به جدایی بخشی از اشراف انجامید[۹۵][۹۶] که پیامد آن، هنگام لشکرکشی برای جنگ با سپاه کوروش، آشکار شد.[۹۷][۹۸] فرماندهی این لشکرکشی را هارپاگ، سردار بلندپایهٔ ماد، بر عهده داشت، اما وی در گرماگرم نبرد، با بخشی از سپاه مادها به کوروش پیوست و با تغییر توازن قوا به سود پارس‌ها، هگمتانه سقوط کرد و پادشاهی ماد به پایان رسید.[۹۹][۱۰۰] کوروش از سوی مادر (ماندانا) به خاندان شاهی ماد تعلق داشت و همین پیوند خویشاوندی به پذیرش قدرت وی از سوی نخبگان انجامید[۱۰۱] و البته او نیز با آستیاگ محترمانه رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.[۱۰۲]

فروپاشی پادشاهی به معنای محو ادعاهای سیاسی مادها نبود. در زمان داریوش (حدود ۵۲۲ پ.م.)، فرورتیش که خود را از نسل هووخشتره می‌خواند، شورش کرد.[۱۰۳][۱۰۴] کتیبهٔ بیستون این شورش را ثبت کرده و گزارش می‌دهد که داریوش او را دستگیر و در هگمتانه به دار آویخت.[۱۰۵]

طبقات اجتماعی

جامعه‌ ماد در دوره‌ پادشاهی، چندطبقه بود و این ساختار ریشه در سنت‌های کهن آریایی و تأثیرات فرهنگ بین‌النهرین داشت. اوستا سه طبقه اصلی را نام می‌برد: کاهنان (آثْرَوَن)، جنگاوران (رَثَئیشْتَر) و دامداران و کشاورزان (واسْتْرْیَه. فشویَنْت). در کنار اینها، یک طبقه‌ چهارم هم به نام پیشه‌وران و صنعتگران (هوئیتی) ذکر شده است.[۱۰۶] این طبقه‌بندی سنتی، با واقعیت‌های سیاسی و اقتصادی ترکیب شد و ساختاری پیچیده‌تر پدید آورد که بر اساس آن، جامعه به چند دسته تقسیم می‌شد: امیران، نجبا، آزادمردان دارای زمین، بی‌زمینان و بردگان.[۱۰۷]

طبقه اشراف، ثروت و قدرت سیاسی را در اختیار داشتند و شکاف میان آنها و مردم همواره افزایش می‌یافت.[۱۰۸] نظامیان نیز جایگاه والایی داشتند[۱۰۹] و در درون ارتش، سلسله‌مراتبی بر اساس نقش رزمی وجود داشت که افراد بالای آن، بالاترین منزلت اجتماعی را به دست می‌آوردند.[۱۱۰] در پایین‌ترین سطح، بردگان بودند که هرچند در جامعه حضور داشتند، اما جزو اصناف محسوب نمی‌شدند.[۱۱۱]

گورستان‌های ماد به روشنی نشان‌دهنده‌ تفاوت طبقاتی هستند؛ برخی قبور دارای زیورآلات سیمین، اسلحه و ابزار هستند، در حالی که برخی دیگر تنها تزئینات آهنی و چند کوزه دارند.[۱۱۲] این تفاوت در پوشاک و تجملات درباری هم دیده می‌شد؛ به‌ویژه پس از فتوحات هووخشتره، طبقات بالا به استفاده از پارچه‌های ارغوانی، زیورآلات و همچنین زینت‌ اسب رو آوردند.[۱۱۳][۱۱۴]

اقتصاد

اقتصاد مادها بر دامداری، کشاورزی و تجارت استوار بود؛ دام‌پروری، ستون اصلی معیشت بود و کشاورزی سهم کمتری داشت.[۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷] افزون‌بر قبایل کوچ‌رو، منابع آشوری و کاوش‌های باستان‌شناسی از شهرها و دژهایی در قلمرو مادها خبر می‌دهند.[۵۹][۱۱۸] اسب در دامداری، نقشی محوری داشت. مادها اسب‌های معروف خود را در مراتع زاگرس، به ویژه دشت نسا، پرورش می‌دادند[۱۱۹] و این اسب‌ها مهم‌ترین کالای صادراتی و خراجی به بین‌النهرین، عربستان و مصر بود.[۱۲۰] برخلاف سایر مناطق که خراج‌شان فلزات گرانبها بود، خراج مادها بیشتر به شکل اسب دریافت می‌شد[۱۲۱][۱۲۲] و این وابستگی متقابل، اسب را به عاملی تعیین‌کننده در معادلات منطقه تبدیل کرده بود.[۱۲۳]

فشار امپراتوری آشور از حدود ۸۳۵ تا ۶۱۲ پ.م. یکی از عوامل اصلی اتحاد مادها بود. آشوریان با یورش‌های مکرر، خراج‌گیری و مداخله در امور محلی، مادها را زیر فشار قرار می‌دادند[۱۲۴] و اسیران مادی را در پروژه‌های ساختمانی خود به کار می‌گرفتند.[۱۲۵] مادها در برابر این فشارها، گاهی خراج می‌دادند، گاهی مقاومت می‌کردند و گاه به کوه‌ها پناه می‌بردند.[۱۲۶] گسترش کنترل زاگرس از سوی آشوریان[۱۲۷][۱۲۸] قبایل ماد را به همگرایی واداشت[۱۲۹] و نام هگمتانه به معنی محل اجتماع نیز بازتابی از این ضرورت وحدت بود.[۱۳۰] موقعیت جغرافیایی سرزمین ماد در کنار جاده خراسان بزرگ و بر سر راه‌های غربی زاگرس به آنان امکان واسطه‌گری در تجارت شرق به غرب را می‌داد و ثروت حاصل از این راه‌ها، زمینهٔ سازماندهی سیاسی و نظامی را فراهم کرد.[۱۳۱]

پس‌از تشکیل پادشاهی، یکجانشینی شهری و روستایی شتاب گرفت و کشاورزی توسعه یافت،[۱۳۲][۱۳۳] ولی بخش بزرگی از جامعه همچنان دامدار باقی ماند.[۱۳۴][۱۳۵] مادها در مسیر مهم‌ترین راه‌های تجاری قرار داشتند و با رونق تجارت،[۱۳۶][۱۳۷] کالاهایی چون اشیای زرین و سیمین، سنگ‌های قیمتی و پارچه‌های نفیس مبادله می‌شد.[۱۳۸] کشف گنجینهٔ نقره در نوشیجان شامل شمش‌ها و زیورآلات شکسته نشان می‌دهد که نظام پولی ابتدایی مبتنی بر وزن نقره در حال شکل‌گیری بود.[۱۳۹]

درآمدهای حکومت ماد عمدتاً از راه خراج، تجارت[۱۴۰] و غنایم جنگی تأمین می‌شد.[۱۴۱] همچنین شاه و اشراف از راه عوارض شکار و دامداری نیز درآمد داشتند.[۱۴۲] این شیوه، قدرت اقتصادی اشراف و شاهان محلی را تقویت می‌کرد.[۱۴۳]

دین

هرودوت، مغان را قبیله‌ای از مادها می‌داند که رهبریِ دینیِ جامعه را بر عهده داشتند.[۱۴۴][۱۴۵] دیاکونوف نیز مغان را قبیله‌ای از مادها می‌داند که تعلیمات زرتشت میان آنان پیش‌از دیگران رواج یافت و آنها با حفظ ساختار قبیله‌ای، در دوران هخامنشی به‌صورت یک گروه مذهبی درآمدند.[۱۴۶][۱۴۷] آنان مانند کاهنان بین‌النهرین به تعبیر خواب و پیشگویی می‌پرداختند[۱۴۸] و در ایجاد همبستگی دینی و فرهنگی در قلمرو مادها نقشی کلیدی داشتند.[۱۴۹] به باور برخی پژوهشگران، مغان با بهره‌گیری از نیاز مادها به خدایی برتر و قدرت‌مندتر از خدای آشور، زمینه را برای پرستش اهورامزدا یا میترا فراهم کردند.[۱۵۰][۱۵۱]

دین مادها پیش از زرتشت، بر باورهای کهن هندوایرانی استوار بود؛ باورهایی که در اوستا و ریگ‌ودا نیز دیده می‌شود. آریایی‌ها در آغاز، همهٔ نیروهای طبیعت را می‌ستودند و هم به نیروهای نیک و هم به نیروهای شر باور داشتند. در این میان، گرایشی به خدای برتر وجود داشت که بعدها اهورامزدا نام گرفت.[۱۵۲] در کنار این خدای برتر، ایزدان دیگری چون میترا (مهر) جایگاه ویژه‌ای داشتند[۱۵۳] که نامش در پیمان‌نامهٔ میتانی-هیتی (۱۳۸۰ پ.م.) نیز آمده[۱۵۴] و ویژگی‌هایی شبیه به شمش، خدای خورشید و عدالت بین‌النهرینی داشت. همچنین ایزدانی چون وارونا (خدای آسمان و نظم) و ایندرا (خدای قدرت و جنگ) نیز در باورهای مادها حضور داشتند.[۱۵۵] با این حال، دین مادها یک نظام بسته و یکدست نبود. مادهای نواحی غربی به شدت از دین هوریان و آشوریان اثر پذیرفته بودند و شباهت زیادی به همسایگان بین‌النهرینی خود داشتند.[۱۵۶][۱۵۷]

بر اساس برخی گزارش‌ها، زادگاه زرتشت در قلمرو سرزمین مادها بود ولی رسالتش را در باکتریا (بلخ) عرضه کرد،[۱۵۸] اما این روایت فاقد شواهد تاریخی قطعی است.[۱۵۹] با این حال، شواهد زبان‌شناختی نشان می‌دهد که دست‌کم از سدهٔ نهم تا هفتم پ.م.، پرستش مزدا اهورا (نام کهن‌تر اهورامزدا) میان مادها رواج داشته است؛ زیرا نام‌های خداآور (theophoric) مرتبط با میترا، اهورا و مزدا در منابع آشوری این دوره دیده می‌شود؛[۱۶۰][۱۶۱] اما این مزداپرستی به‌معنای زرتشتی‌بودن مادها نیست و شواهد باستان‌شناسی، برخی تفاوت‌ها میان آیین‌های مادها و زرتشتی‌ها را نشان می‌دهد.[۱۶۲] برخی پژوهشگران معتقدند مادها با آموزه‌های زرتشتی آشنا شده و تا اندازه‌ای آن را پذیرفته بودند[۱۶۳] و گروهی دیگر می‌گویند مغان نخستین زرتشتیان در میان مادها بودند و بعدها این دین را گسترش دادند. اجماع بر این است که حکومت زرتشتی ماد وجود نداشته و زرتشتی‌شدن فلات ایران فرایندی تدریجی بود که بیشتر در دورهٔ ساسانی به اوج رسید.[۱۶۴]

آیین‌ها

ازدواج

در جامعهٔ ماد، خانواده از نوع گسترده و پدرسالار بود؛ گروهی از چند خانوار خویشاوند، یک تیره را می‌ساختند و پایهٔ اصلی اقتصاد به شمار می‌رفتند. این تیره‌ها با ازدواج با تیره‌های دیگر (ازدواج برون‌گروهی) گسترش می‌یافتند. این ازدواج‌ها نه‌تنها برای داشتن فرزند و جانشین، بلکه برای ایجاد پیوند و اتحاد یا رسیدن به هدف‌های خاص انجام می‌شد. هیچ نشانه‌ای از ازدواج با محارم در میان مادها وجود ندارد.[۱۶۵]

ازدواج‌ها گاهی با هدف سیاسی و حکومتی صورت می‌گرفت؛ برای نمونه، هرودوت می‌گوید که هووخشتره، دخترش آمیتیس را به همسری بخت‌النصر، پادشاه بابل، داد. همچنین پس از صلح با لیدیه، آریه‌نیس، دختر شاه لیدیه، به همسری آستیاگ درآمد.[۱۶۶] به باور پژوهشگران، این پیوندهای خویشاوندی با اقوام غیرایرانی، افزون بر استوار کردن مرزهای سیاسی، به آمیختگی فرهنگی و زبانی انجامید و تلفیق خون ایرانی با ساکنان آسیای صغیر، یکی از راه‌های اصلی گسترش فرهنگ در قلمرو چندقومی بود.[۱۶۷]

خاک‌سپاری

از مهم‌ترین شواهد باستان‌شناختی مربوط به مادها، گوردخمه‌های صخره‌ای هستند ازجمله فخریکا در نزدیک مهاباد،[۱۶۸] قیزقاپان در کردستان عراق[۱۶۹] و اسحاقوند در نزدیکی هرسین کرمانشاه.[۱۷۰] انگیزهٔ دینی این شیوهٔ تدفین، باور به تقدس خاک، آب و آتش بود؛ به این معنا که این عناصر نباید با جسد مرده تماس پیدا کنند. ازاین‌رو، مردگان را نه در خاک دفن می‌کردند، نه می‌سوزاندند و نه در آب رها می‌ساختند، بلکه آنان را در آرامگاه‌های سنگی بر فراز زمین یا در دل کوه قرار می‌دادند. خود کوه نیز مقدس بود و جایگاه ایزدان به شمار می‌رفت و قرار دادن گور در بلندی، متوفی را به آنان نزدیک‌تر می‌ساخت.[۱۷۱]

پیوند دین و قدرت سیاسی نیز در نقوش برجستهٔ این گوردخمه‌ها نمایان است؛ برای نمونه، در قیزقاپان، دو مرد در دو سوی آتشدان دیده می‌شوند: یکی با لباس مغان و دیگری با تیروکمان که به باور پژوهشگران، پادشاه ماد را در حال نیایش نشان می‌دهد. به همین دلیل، گوردخمه‌های ماد را حلقهٔ واسط میان سنت‌های تدفین پیشاهخامنشی و آرامگاه‌های هخامنشی می‌دانند.[۱۷۲]

نیایش

مادها در مراسم قربانی، سرودهای آیینی را به‌شکل جمعی می‌خواندند. کهن‌ترین میراث شعری و موسیقایی ایران، یعنی گات‌ها نیز با آواز خوانده می‌شده است.[۱۷۳] مهم‌ترین مادها برخلاف پارسی‌ها که در فضای باز نیایش می‌کردند، مراسم خود را در داخل معابد و در برابر آتشدان انجام می‌دادند.[۱۷۴] در معبد مرکزی نوشیجان در نزدیکی ملایر، یک آتشدان بزرگ خشتی با آثار سوختگی شدید شناسایی شده است.[۱۷۵] همچنین، نقش‌برجستهٔ دو مرد گوردخمهٔ قیزقاپان نشان می‌دهد که آنان برای جلوگیری از آلوده‌شدن آتش بر روی دهان‌شان پارچه‌ای بسته‌اند. این عمل بیانگر تقدس آتش در آیین‌های مادها است.[۱۷۶] در گوردخمهٔ دکان داوود نیز تصویر مردی روحانی با تاج ایرانی و لباس ایلامی کهن دیده می‌شود که بَرسُم (دسته‌ای از شاخه‌های بریده‌شدهٔ گیاه مقدس) در دست دارد و طرز ایستادن مرد نشان می‌دهد که در حال نیایش است.[۱۷۷]

پوشاک

پوشاک مادها از لحاظ نفوذ به جایگاهی رسیده بود که تا پایان دورهٔ هخامنشی با نام لباس مادی (Median robe) شناخته می‌شد. براساس گزارش گزنُفون، فیلسوف و مورخ یونانی در دوران باستان، اجزای اصلی این پوشش شامل نیم‌تنه، شلوار چسبان، کفش‌های بلند و یک سرپوش روسری‌مانند با انتهای گره‌خورده بود که هرودوت آن را تاج مادی نامیده است.[۱۷۸] برخی براساس پیکره‌های گوردخمهٔ قیزقاپان بر این باور هستند که مادها لباس‌هایی چون پوشش سادهٔ نقوش برجستهٔ کاخ‌های هخامنشی در تخت جمشید بر تن داشتند: نیم‌تنه، شلوار چسبان و یک سرپوش روسری‌مانند با انتهای گره‌خورده.[۱۷۹] برخی منابع از آن سرپوش با عنوان تیار (کلاه نمدی بلند) و باشلق یاد کرده‌اند.[۱۸۰] افزون‌بر این، نوعی ردای ارغوانی با نام ساراپیس هم به آن‌ها نسبت داده شده است.[۱۸۱]

نفوذ پوشاک مادی تنها به مناطق غربی محدود نبود و شواهدی از رواج آن در شرق فلات ایران نیز وجود دارد؛ ازجمله مُهری از تپه سیلک، در دست است که بر آن سوارکاری با شلوار مادی بر اسب نقش بسته است.[۱۸۲]

لباس مردان و زنان مادی شباهت زیادی داشتند و تمایز جنسیتی عمدتاً از طریق پوشش سر مشخص می‌شد.[۱۸۳] پوشش زنان مادی نیز براساس گروه اجتماعی متمایز تقسیم می‌شده است: زنان اشرافی با لباس بلند چین‌دار و شال تزئینی، نیایش‌گران با لباس کوتاه‌تر مناسب مراسم و زنان عادی با لباس بلند ساده. از دورهٔ مادها، نشانه‌ای از کاربرد پوشش سرتاسری مانند چادر دیده نمی‌شود.[۱۸۴]

هنر و معماری

هنر مادها سبکی ترکیبی داشت[۱۸۵] و فرایندی فعال از گزینش، تلفیق و بازآفرینی بود.[۱۸۶] برخی محققان اثرپذیری مادها از هنر اورارتو و آشور را بیشتر غیرمستقیم می‌دانند.[۱۸۷] امروزه انتساب بسیاری از آثار به مادها با تردید جدی روبه‌رو هستند.[۱۸۸][۱۸۹] به ویژه تمایز آثار مادی از آثار سکائی و کیمّری دشوار است، زیرا فرهنگ این اقوام به شدت با هم آمیخته بوده است.[۱۹۰]

گیرشمن، باستان‌شناس، در تحلیل گنجینهٔ جیحون، تصویر دو سوارکار را که با نیزه و کمان به شکار رفته‌اند، نمونه‌ای از این هنر ترکیبی می‌داند که نشانه‌هایی از هنر آشوری، سکائی و اورارتویی دارد.[۱۹۱] این سبک در آثار گوناگون دیده می‌شود: سفال خاکستری عصر آهن III (حدود ۸۵۰‑۵۵۰ پ.م.) با کاسه‌های زورقی و ظروف لوله‌دار منقوش؛[۱۹۲] فلزکاری با آثاری چون مفرغ‌های لرستان و جام زرین کاردشت[۱۹۳] و گنجینهٔ زیویه که با وجود مناقشه بر سر انتساب، بازتابی از همین سبک است.[۱۹۴]

معماری مادها بیشتر با سه محوطهٔ کلیدی شناخته می‌شود: نوشیجان، گودین‌تپه و باباجان. ویژگی‌های مشترک آنها عبارت است از: تالارهای ستون‌دار به عنوان هستهٔ مرکزی، انبارهای مستطیل‌شکل و پوشش‌های طاقی.[۱۹۵] نوشیجان در ۶۰ کیلومتری جنوب همدان، مهم‌ترین محوطه است که در آن معبد مرکزی چلیپاشکل با آتشدان بزرگ، معبد غربی، انبارها، تالار ستون‌دار و فضاهای طاق‌دار کشف شده است.[۱۹۶][۱۹۷] ویژگی آن، طاق‌زنی با ردیف‌های تویزهٔ خشتی است که احتمالاً سنتی از مناطق شرقی و وطن نخستین مادها بوده است.[۱۹۸][۱۹۹] گودین‌تپه در جنوب شرقی کنگاور، دارای ارگی با سه تالار ستون‌دار و انبارهای بزرگ است[۲۰۰] و باباجان در دلفان لرستان ویژگی‌های مشابهی دارد. کاوش‌های اخیر در پاتپهٔ ملایر نیز شواهدی از دورهٔ ماد به دست داده است.[۲۰۱]

گوردخمه‌های صخره‌ای که در دل کوه کنده شده‌اند از بحث‌انگیزترین آثار منسوب به مادها هستند. این گوردخمه‌ها معمولاً ایوانی با ستون یا نیم‌ستون در نما و یک یا چند اتاق درونی دارند؛[۲۰۲] اما انتساب آنها به دورهٔ ماد با تردید جدی روبه‌رو است و برخی مربوط به دوران هخامنشی یا حتی دوره‌های بعدی دانسته‌اند. با این حال، سنت گوردخمه‌سازی صخره‌ای که ریشه در اورارتو و آسیای صغیر دارد، در دورهٔ ماد آغاز شد، در هخامنشی به اوج رسید و تا دوره‌های سلوکی و اشکانی تداوم یافت.[۲۰۳]

زبان و خط

زبان مادی باستان، بر پایهٔ داده‌های موجود، در دستهٔ زبان‌های ایرانی شمال‌غربی قرار می‌گیرد و به زبان پارتی باستان نزدیک است. این زبان با پارسی باستان که در دستۀ جنوب‌غربی است، تفاوت دارد و در کنار زبان‌های اوستایی و پارتی باستان جای می‌گیرد.[۲۰۴] در سدهٔ بیستم میلادی، تلاش‌هایی برای بازسازی زبان مادی شد. محققان کوشیدند آن را در گویش شمال‌غربیِ کتیبه‌های هخامنشی بیابند و نظریهٔ واژه‌های عاریتی را مطرح کردند، اما برخی دیگر، این نظریه را برای بازسازی کافی نمی‌دانند.[۲۰۵] نزدیکی زبان مادی به پارسی باستان به‌گونه‌ای بود که گویشوران‌شان یکدیگر را می‌فهمیدند.[۲۰۶][۲۰۷] همچنین بر اساس فرضیه‌ای، مادها زبان خود را فقط شفاهی به‌کار می‌بردند و برای نوشتن از اکدی استفاده می‌کردند.[۲۰۸][۲۰۹]

تأثیر زبان مادی تنها به فارسی باستان محدود نشد؛ در ارمنی باستان، واژهٔ «مار» برای مادها به‌کار رفته و آستیاگ را ویشتاپازونک (اژدهازاده) می‌نامیدند.[۲۱۰] همچنین برخی، زبان کردی را شاخه‌ای از مادی دانسته‌اند[۲۱۱] و احتمال دارد بقایای آن در تالشی و گویش‌های ایرانی آذربایجان نیز حفظ شده باشد،[۲۱۲] هرچند پژوهش‌های جدید، ارتباط تباری مستقیم بین کردهای امروزی و مادها را به دلیل نبود شواهد زبانی و باستان‌شناختی نمی‌پذیرند.[۲۱۳]

در منابع دورهٔ اسلامی نیز نشانه‌هایی از این میراث دیده می‌شود. ابن‌مقفع، زبان پهلوی را منسوب به سرزمین پهله می‌داند که شامل پنج ناحیه است: اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان.[۲۱۴] این پنج ناحیه منطبق بر قلمرو ماد بزرگ و ماد کوچک (آتروپاتن) است و نشان می‌دهد که خاطرهٔ زبانی-جغرافیایی ماد تا سده‌های نخستین اسلامی تداوم داشته است. گویش پهلوی آذری که تا پیش از صفویه در آذربایجان زنده بود، نیز بقایای این میراث کهن دانسته شده است.[۲۱۵]

میراث مادها

نظام اداری ساتراپی که پایهٔ شاهنشاهی هخامنشی بود، ریشه در دورهٔ ماد دارد. واژهٔ ساتراپ را همهٔ زبان‌ها، جز عیلامی، از مادها وام گرفتند.[۲۱۶] سرزمین ماد به عنوان یکی از ساتراپی‌های اصلی باقی ماند و هگمتانه به پایتخت تابستانی هخامنشیان تبدیل شد.[۲۱۷] اهمیت ماد در کتیبه‌ها مشخص است: در بیستون ردیف دهم و در بقیهٔ کتیبه‌ها، پس از پارسه، ردیف دوم را دارد.[۲۱۸] انتقال قدرت از ماد به پارس با پیوند خویشاوندی همراه بود؛ کوروش دوم از سوی مادر (ماندانا) به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.[۲۱۹] بسیاری از مقامات مادی در دربار هخامنشی ابقا شدند و به گفتهٔ برخی پژوهشگران، مادها تنها مردم مغلوبی بودند که به بالاترین مناصب رسیدند.[۲۲۰] در کتاب استر، از هفت شاهزادهٔ پارس و ماد نام برده شده که به شاه دسترسی داشتند.[۲۲۱]

در کتیبه‌های هخامنشی، نام ماد و پارس همواره کنار هم آمده است.[۲۲۲] یونانیان تا یک سده پس از سقوط هگمتانه، واژهٔ ماد را به جای پارس به کار می‌بردند[۲۲۳] و چنین می‌انگاشتند که دولت ماد منقرض نشده، بلکه تغییر داخلی یافته است.[۲۲۴] نام ماد در جغرافیای اداری نیز تداوم یافت. پس از اسکندر، آتورپات (شهربان ماد کوچک) استقلال بخش شمال‌غربی را حفظ کرد و آن را ماد آتورپاتکان (بعدها آذربایگان) نامیدند.[۲۲۵] در دورهٔ ساسانی، نام ماد به مای و سپس ماه تبدیل شد و در ترکیب‌هایی چون ماه نهاوند و ماه بصره تا سده‌های نخستین اسلامی باقی ماند.[۲۲۶]

فرهنگ مادی نیز ادامه یافت: پوشاک درباری مادها الگوی هخامنشیان شد؛ کوروش لباس مادی می‌پوشید و ردای ساراپیس رواج یافت.[۲۲۷][۲۲۸] همچنین سنت تقدیس آتش که مغان مادی متولی آن بودند، به هخامنشی و سپس ساسانی منتقل شد.[۲۲۹]

در شاهنامه از مادها نامی نیست. برخی معتقدند در سنت حماسی اشکانی، تاریخ ماد و هخامنشی در هم آمیخته است.[۲۳۰] با این حال، برخی شخصیت‌های مادی را در قالب اساطیری دیده‌اند؛ مثلاً آستیاگ را با ضحاک[۲۳۱] و داستان کاوه آهنگر را بازتابی از مبارزه با آشور و سقوط نینوا (۶۱۲ پ.م.) دانسته‌اند که با نوروز پیوند دارد.[۲۳۲] همچنین داستان عاشقانهٔ زریادرس و آداتیس (مادی) بعدها به صورت داستان گشتاسب و کتایون در شاهنامه بازتاب یافته است.[۲۳۳]

منابع شناخت مادها

از زبان و تمدن مادها، جز چند نام از پادشاهان، سرداران و شهرها، دادهٔ مکتوبی باقی نمانده است[۲۳۴] و از شاهان آنان نیز کتیبه‌ای به دست نیامده است.[۲۳۵] تنها آثار مکتوب یافت‌شده از قلمرو ماد، قطعه کوچکی از نقره با چند نشانهٔ ناقص میخی از تپه نوشیجان و لوح برنزی موسوم به سیل سیروخ در نزدیکی همدان است؛[۲۳۶][۲۳۷] اما منابع بیرونی مانند آشوری، بابلی و یونانی، وضعیت متفاوتی دارند.[۲۳۸] سالنامهٔ شلمانسر سوم (حدود ۸۳۵ پ. م)[۲۳۹][۲۴۰] و مجموعه کتیبه‌های سلطنتی آشور، مهم‌ترین داده‌های تاریخی دربارهٔ مادها را دربردارند.[۲۴۱] منابع بابلی نیز اطلاعات ارزشمندی ارائه می‌دهند، ازجمله اشاره به سقوط نینوا در ۶۱۲ پ.م. و تصرف هگمتانه توسط کوروش در حدود ۵۵۰ پ.م.[۲۴۲] اما در حد فاصل این دو رویداد، تقریباً دربارهٔ مادها ساکت هستند.[۲۴۳]

در این میان روایت‌های مورخان یونانی، به‌ویژه هرودوت، ازجمله روایت‌های اصلی، برای بازسازی تاریخ مادها محسوب می‌شوند.[۲۴۴] هرودوت حدود یک سده پس‌از سقوط مادها می‌نوشت و اطلاعات خود را از منابع شفاهی اخذ کرده بود.[۲۴۵] تصویری که منابع آشوری و بابلی از ساختار سیاسی مادها به دست می‌دهند، با منابع خط میخی سازگارتر بوده و با روایت هرودوت تفاوت دارد.[۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸]

در کنار منابع نوشتاری، باستان‌شناسی نیز شواهدی ارائه می‌دهد. مهم‌ترین محوطه‌های منتسب به دورهٔ ماد، ازجمله تپه نوشیجان، گودین‌تپه و باباجان، آثاری از دژها و نیایشگاه‌ها را آشکار ساخته‌اند.[۲۴۹][۲۵۰] کتیبه‌های هخامنشی، به‌ویژه کتیبهٔ بیستون، نیز اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ جایگاه مادها در دورهٔ هخامنشی ارائه می‌دهند؛ در عین حال تصویر مادها از نگاه فاتحان پارسی را منعکس می‌کنند.[۲۵۱]

پانویس

  1. ملک‌زاده، «مدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۴.
  2. فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۱۶‑۴۱۷.
  3. جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۷۸.
  4. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۶،۵۲.
  5. فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۱۶‑۴۱۷.
  6. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان…»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۴.
  7. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعهٔ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۰.
  8. جلیلیان، ««بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۷۸.
  9. Rossi, “… how Median the Medes were» ? État d’une question longuement débattue”, in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide, 462.
  10. محمدی‌فر، «جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام»، پیام باستان‌شناس، ۸۱-۸۳.
  11. حسن‌جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۵، ۴۰.
  12. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۶۶.
  13. ایمان‌پور، «بررسی رابطهٔ مادها و پارس‌ها پیش از ظهور امپراتوری هخامنشیان»، پژوهش‌های تاریخی، ۷۴.
  14. احمدی، «خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان…»، The International Journal of Caspian Sea, Caucasus...، ۳.
  15. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۹۷.
  16. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۸۹.
  17. کالیکان، باستان‌شناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسی‌ها، ۹-۱۰.
  18. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  19. اصغرپورسارویی، «بررسی تطبیقی گوردخمه‌های ماد و اورارتو»، نقش مایه، ۶۵.
  20. ملک‌زاده، «یادداشت‌هایی واژگون دربارهٔ تاریخ و باستان‌شناسی دوره ماد»، باستان‌پژوهی، ۵۳-۵۴.
  21. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۵۷.
  22. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۶.
  23. دریایی، «تاریخ و هویت مادها»، بخارا، ۴۹۲.
  24. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  25. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۶.
  26. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۸۹.
  27. جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۹۵.
  28. جلیلیان، «ساختار سیاسی- اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۳۵.
  29. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۹۲-۹۵.
  30. قدیانی، فرهنگ جامع تاریخ ایران، ۲:‎ ۷۳۷.
  31. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۴۹.
  32. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۷-۴۸.
  33. ایمان‌پور و شهابادی، «بررسی تحلیلی محدوده‌های جغرافیایی…»، مطالعات تاریخ فرهنگی، ۴۶-۴۷.
  34. قدرت دیزجی، «آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۲۹-۱۳۰.
  35. پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورهٔ یونانی مآبی»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، ۴۱.
  36. قدرت دیزچی، «ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، ۲۶-۲۷.
  37. سعیدیان، «نخستین تاریخ ماد…»، پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی، ۸۲-۸۳.
  38. رولینگر، «امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو…»، مطالعات ایران کهن، ۱۴.
  39. ملازاده و طاهری دهکردی، «جغرافیای تاریخی ماد…»، تاریخ اسلام و ایران، ۲۸۳.
  40. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  41. فیروزی، سعادت‌مهر و سودایی، «از سقوط زردوکّو تا برآمدن دیوکِس…»، پژوهش‌نامهٔ تمدن ایرانی، ۱۴۲.
  42. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۵۶.
  43. پیرنیا، تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، ۵۶.
  44. فیروزمندی، تاریخ سیاسی ماد در تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۲۲-۴۲۳.
  45. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 445.
  46. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعهٔ جغرافیای تاریخی ماد…»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۷-۱۵۸.
  47. ملازاده و طاهری دهکردی، «تاریخچه، جایابی و ساختار هگمتانهٔ مادی»، مطالعات شهر ایرانی اسلامی، ۶.
  48. معطوفی، گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبه‌های تاریخی، ۱۰۰.
  49. قدرت دیزچی، «ماد کوچک در پایان دوره هخامنشی»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، ۲۸.
  50. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۹۳.
  51. مفیدی نصرآبادی، «نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد»، پازند، ۹۱.
  52. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعهٔ جغرافیای تاریخی ماد…»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۵۹.
  53. ملک‌زاده، «فرهنگ ماد»، هنر و مردم، ۶.
  54. ملازاده و طاهری دهکردی، «جغرافیای تاریخی ماد…»، تاریخ اسلام و ایران، ۲۸۷.
  55. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۵.
  56. کاویانی پویا، «بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی»، جستارهای تاریخی، ۴۷.
  57. کاویانی پویا، «بررسی موقعیت جغرافیایی داهه…»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۳.
  58. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 444.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ ۵۹٫۲ فیروزی، رسولی و سعادت مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۲۶.
  60. جلیلیان، «ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۳۷.
  61. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳.
  62. Waters, “Notes on the Medes and their 'Empire' from JER 25:25 to HDT 1.134”, in A Common Cultural Heritage: Studies on Mesopotamia and the Biblical World in Honor of Barry L. Eichler, 1:‎ 243-244.
  63. Zournatzi, The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 872.
  64. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 445.
  65. فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۲۴-۴۲۵.
  66. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۶۸.
  67. افکنده، «بازتاب شکل‌گیری دولت ماد در گفتار مادی هرودوت»، تاریخ ایران، ۹-۱۰.
  68. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۷۳-۷۴.
  69. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۶.
  70. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۹-۱۸۰.
  71. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870-871.
  72. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۶۷.
  73. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۹۵.
  74. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۲۳-۴۲۵.
  75. جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۸۴.
  76. افکنده، «بازتاب شکل‌گیری دولت ماد در گفتار مادی هرودوت»، تاریخ ایران، ۱۳-۱۴.
  77. جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۸۴.
  78. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 871.
  79. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۷۶.
  80. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۰۸.
  81. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۲۶-۴۲۷.
  82. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۲۸-۴۲۹.
  83. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 453.
  84. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۵۳.
  85. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۳۱-۴۳۲.
  86. کاویانی پویا، «بررسی مفهوم قلمرو و اهمیت مرز و مرزداری در دوران ماد و هخامنشی»، جستارهای تاریخی، ۴۹-۵۰.
  87. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۹۹.
  88. عزیزی‌پور، «تاثیر مذاهب بین‌النهرینی بر باورهای مذهبی ایرانیان در دوره ماد»، مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق - جلد 4 (بین‌المللی)، ۵۷.
  89. اعظمی، زرقانی و حمیدی، «بررسی ساختار فضایی قدرت سیاسی در ایران باستان»، فصلنامه ژئوپلیتیک، ۴۲.
  90. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۳۲.
  91. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۳-۳۴.
  92. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۴۵.
  93. فیروزی، رسولی و سعادت‌مهر، «کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او»، مطالعات ایرانی، ۴۲۳.
  94. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۰.
  95. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۷۲.
  96. فیروزمندی، تاریخ جامع ایران، ۱:‎ ۴۳۲.
  97. بادامچی، «تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی»، پژوهش‌های علوم تاریخی، ۳۸-۳۹.
  98. ایمان‌پور و هاشمی، «مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده‌اند؟»، تاریخ پژوهی، ۶۶.
  99. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۷۲.
  100. Waters, “Cyrus and the Medes”, in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East, 64.
  101. کاویانی‌پویا و خضیمه، «پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی»، مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ۱۳۱-۱۳۲.
  102. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۳.
  103. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۹۱-۹۲.
  104. Waters, “Cyrus and the Medes”, in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East, 69-70.
  105. مشکور، نظری به تاریخ آذربایجان، ۹۱-۹۲.
  106. پناهی و اخباری، «ساختار و کارکردهای خانواده ایرانی در دوره مادها»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۶۶.
  107. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۵۴.
  108. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۷۱.
  109. صالحی، «تکوین و تحول در روند سیاست‌های نظامی جامعه ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۲۳۸.
  110. دهقان‌نژاد، «تحول نظامی قبایل ماد در فرایند تشکیل دولت»، نامه انجمن، ۶۹.
  111. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۴۸.
  112. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۷۹.
  113. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۵۵.
  114. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۷۱.
  115. احمدی، «خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان…»، The International Journal of Caspian Sea, Caucasus...، ۳.
  116. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۶۶-۶۷.
  117. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۴۹.
  118. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 450-451.
  119. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۸۰-۱۸۱.
  120. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۴۹.
  121. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 444.
  122. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۶۷.
  123. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 442.
  124. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۴۴.
  125. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۷۰.
  126. صالحی، «تکوین و تحول در روند سیاست‌های نظامی جامعه ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۲۳۸.
  127. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 443، 445.
  128. مفیدی نصرآبادی، «نگاهی به روابط سیاسی آشور و ماد»، پازند، ۸۹-۹۰.
  129. اعظمی، زرقانی و حمیدی، «بررسی ساختار فضایی قدرت سیاسی در ایران باستان»، فصلنامه ژئوپلیتیک، ۴۳-۴۴.
  130. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۲۰.
  131. ملازاده و طاهری دهکردی، «مطالعهٔ جغرافیای تاریخی ماد، پیش از تشکیل پادشاهی و گسترش آن»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۶۰.
  132. گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۷۳.
  133. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۴۹.
  134. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۴۸.
  135. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  136. پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورهٔ یونانی مآبی»، پژوهش‌های ایران‌شناسی، ۴۱.
  137. کاویانی پویا، «بررسی موقعیت جغرافیایی داهه و جایگاه سیاسی، نظامی و اقتصادی…»، پژوهش‌نامهٔ خراسان بزرگ، ۱۱-۱۰.
  138. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۸۲.
  139. Bivar, “A Hoard of Ingot-Currency of the Median Period from Nūsh-i Jān, near Malayir”, Iran, 98.
  140. مفرد، «اتحادیهٔ قبایل ماد و پارس»، وب‌سایت آکادمیا Academia.edu، ۳.
  141. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۸۰.
  142. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۸۰.
  143. دیاکونوف، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۷۱-۷۲.
  144. ملک‌زاده، «تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۶.
  145. عزیزی‌پور، ««تأثیر مذاهب بین‌النهرینی بر باورهای مذهبی ایرانیان در دوره ماد»»، مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق - جلد 4، ۵۶–۵۷.
  146. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۹۵.
  147. عزیزی‌پور، ««تأثیر مذاهب بین‌النهرینی بر باورهای مذهبی ایرانیان در دوره ماد»»، مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق - جلد 4، ۵۶–۵۷.
  148. عزیزی‌پور، مجموعه مقالات اولین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق، ۴:‎ ۵۶–۵۷.
  149. جلیلیان، «ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۴۲.
  150. دهقان‌نژاد، «تأثیر جنگ در شکل‌گیری نخستین دولت در ایران…»، مجله علمی-پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ۱۱۳.
  151. عزیزی پور، «تاثیر مذاهب بین‌النهرینی بر باورهای مذهبی ایرانیان در دوره ماد»، مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق - جلد 4، ۵۵-۵۶.
  152. زمانی محجوب، «تعامل دین و حکومت در ایران باستان»، نامه تاریخ پژوهان، ۴۴-۴۵.
  153. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۲۰.
  154. عزیزی‌پور، مجموعه مقالات اولین همایش بین‌المللی میراث مشترک ایران و عراق، ۴:‎ ۵۵-۵۶.
  155. کالیکان، باستان‌شناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسی‌ها، ۲۱-۲۲.
  156. معطوفی، گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبه‌های تاریخی، ۱۰۰.
  157. خدادادیان، تاریخ ایران باستان، آریایی‌ها و مادها، ۱۷۸.
  158. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۸۷.
  159. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۵۷-۵۸.
  160. Rossi, “… how Median the Medes were» ? État d’une question longuement débattue”, in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide, 485.
  161. ملک‌زاده، «تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۶.
  162. دیاکونوف، تاریخ ایران باستان، ۹۵.
  163. زمانی محجوب، «تعامل دین و حکومت در ایران باستان»، نامه تاریخ پژوهان، ۴۷.
  164. جلیلیان، «ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۱۴۱-۱۴۲.
  165. پناهی و اخباری، «ساختار و کارکردهای خانواده ایرانی در دوره «مادها»»، جامعه‌شناسی تاریخی، ۶۲، ۶۹-۷۰.
  166. کاویانی‌پویا و خضیمه، «پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی»، مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ۱۳۰.
  167. کاویانی‌پویا و خضیمه، «پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی»، مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ۱۴۰-۱۴۱.
  168. یاوری، عقیلی یگانه و توده‌فالح، «مقایسه تطبیقی میزان تأثیر فرهنگ و اقلیم بر روی معماری آرامگاه‌های مادها و هخامنشیان»، سومین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در عمران، معماری و شهرسازی، ۵-۶.
  169. پرادا، هنر ایران باستان (تمدن‌های پیش از اسلام)، ۱۹۳-۱۹۴.
  170. یاوری، عقیلی یگانه و توده‌فالح، «مقایسه تطبیقی میزان تأثیر فرهنگ و اقلیم بر روی معماری آرامگاه‌های مادها و هخامنشیان»، سومین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های نوین در عمران، معماری و شهرسازی، ۸.
  171. حاتم، «گوردخمه‌ها در دوران مادها»، هنر، ۴.
  172. داوودی و حسین‌آبادی، «بررسی و تحلیل نمادشناسانه نقش آتش…»، پیکره، ۳۰-۳۱.
  173. علیئی و دیگران، «بررسی اهمیت و جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان»، مطالعات باستان‌شناسی پارسه، ۶-۷.
  174. ملازاده، «مطالعه معماری مذهبی دوره ماد و تداوم آن تا دوره اشکانی…»، پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران، ۱۳۶.
  175. داوودی و حسین‌آبادی، «بررسی و تحلیل نمادشناسانه نقش آتش در ایران پیش از اسلام با تأکید بر آثار دوره ماد و هخامنشی»، پیکره، ۳۲.
  176. داوودی و حسین‌آبادی، «بررسی و تحلیل نمادشناسانه نقش آتش در ایران پیش از اسلام با تأکید بر آثار دوره ماد و هخامنشی»، پیکره، ۳۰-۳۱.
  177. حاتم، «گوردخمه‌ها در دوران مادها»، هنر، ۲-۳.
  178. شهبازی و حیدرزاده، «پوشاک در دورهٔ مادها و هخامنشیان»، جندی‌شاپور، ۱۰۲.
  179. پرادا، هنر ایران باستان (تمدن‌های پیش از اسلام)، ۱۹۳-۱۹۴.
  180. زارع ابرقویی، موسوی حاجی و روستا، «نوارهای سلطنتی در ایران از آغاز شکل‌گیری…»، جستارهای تاریخی، ۹۳.
  181. شهبازی و حیدرزاده، «پوشاک در دورهٔ مادها و هخامنشیان»، جندی‌شاپور، ۱۰۰.
  182. ضیاءپور، «گزارشی از چگونگی و چند و چونی تزیین پوشاک در زمان مادها»، هنر و مردم، ۸.
  183. زمانی، «پوشش زن در ایران باستان»، خردنامه، ۴۸.
  184. زمانی، «پوشش زن در ایران باستان»، خردنامه، ۴۸، ۶۲.
  185. کالیکان، باستان‌شناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسی‌ها، ۴۳.
  186. ملک‌زاده، «تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها»، دانشکده، ۱۳۶.
  187. توسلی و میرزایی‌رشنو، «سبک‌شناسی تزئینات معماری دوره ماد…»، باستان‌شناسی ایران، ۳۴.
  188. جنیتو، «آثار فرهنگی مادها»، باستان پژوهی، ۳۰.
  189. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  190. گیرشمن، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ۱۲۴.
  191. گیرشمن، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ۹۰-۹۱.
  192. Rossi, “...how Median the Medes were» ? État d’une question longuement débattue”, in Persian Religion in the Achaemenid Period / La religion perse à l’époque achéménide, 485.
  193. راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ۱:‎ ۱۵۰-۱۵۱.
  194. گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ۱۰۹.
  195. ملازاده و دیگران، «بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد…»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش‌از اسلام، ۸۶.
  196. ملازاده و محمدیان منصور، «مطالعه و معرفی شیوهٔ بدیع طاق‌زنی دورهٔ ماد در تپه نوشیجان ملایر»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۳۱.
  197. ملازاده، «مطالعه معماری مذهبی دوره ماد و تداوم آن تا دوره اشکانی…»، پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران، ۱۲۵-۱۲۶.
  198. ملازاده و محمدیان منصور، «مطالعه و معرفی شیوهٔ بدیع طاق‌زنی دورهٔ ماد در تپه نوشیجان ملایر»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۲۹.
  199. ملازاده و محمدیان منصور، «مطالعه و معرفی شیوهٔ بدیع طاق‌زنی دورهٔ ماد در تپه نوشیجان ملایر»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۴۵.
  200. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 450-451.
  201. توفیقیان و صادقی‌راد، «ششمین فصل از کاوش‌های باستان شناختی تپهٔ پاتپه»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، ۵۸.
  202. حاتم، «گوردخمه‌ها در دوران مادها»، هنر، ۱-۴.
  203. طاهری دهکردی، تاریخچهٔ مطالعات دورهٔ ماد، در هشتاد سال باستان‌شناسی ایران، ۲:‎ ۶۰۸.
  204. جلیلیان، «بنیاد شهریاری در تاریخ ماد»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، ۷۸.
  205. جنیتو، «آثار فرهنگی مادها»، باستان پژوهی، ۳۱.
  206. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۲۰.
  207. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱:‎ ۵۷.
  208. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۵۷.
  209. طاهری دهکردی، تاریخچهٔ مطالعات دورهٔ ماد در هشتاد سال باستان‌شناسی ایران، ۲:‎ ۶۰۸.
  210. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۷.
  211. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۵۳.
  212. عرفانیان، «پادشاهی ماد»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ۶۱.
  213. حسن جاف، «بازماندگان ماد»، بررسی‌های تاریخی، ۴۵.
  214. حیدری، «جغرافیای ماد، لهجهٔ نهاوندی و ارتباط آن با آذری پهلوی»، فرهنگان، ۱۳۳-۱۳۴.
  215. حیدری، «جغرافیای ماد، لهجهٔ نهاوندی و ارتباط آن با آذری پهلوی»، فرهنگان، ۱۳۷-۱۳۸.
  216. طاهری دهکردی، تاریخچهٔ مطالعات دورهٔ ماد در هشتاد سال باستان‌شناسی ایران، ۲:‎ ۶۰۸.
  217. محمدی‌فر، «جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام»، پیام باستان‌شناس، ۸۴.
  218. ایمان‌پور و شهابادی، «بررسی تحلیلی محدوده‌های جغرافیایی و اداری ساتراپی‌ها…»، مطالعات تاریخ فرهنگی، ۴۶.
  219. پیرنیا، تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، ۵۷.
  220. Waters, “Cyrus and the Medes”, in The World of Achaemenid Persia: History, Art and Society in Iran and the Ancient Near East, 70.
  221. داندامایف، «دربار و درباریان در دوره مادها و هخامنشیان»، مطالعات ایران کهن، ۳.
  222. ایمان‌پور و هاشمی، «مادها و پارس‌ها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده‌اند؟»، تاریخ پژوهی، ۶۸.
  223. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۵۸.
  224. سایکس، تاریخ ایران، ۱:‎ ۱۷۲.
  225. قدرت دیزجی، «آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۲۹-۱۳۰.
  226. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۰۷.
  227. زارع ابرقویی، موسوی حاجی و روستا، «نوارهای سلطنتی در ایران از آغاز شکل‌گیری (در دوران مادها) تا پایان دورهٔ ساسانی»، جستارهای تاریخی، ۱۰۷.
  228. شهبازی و حیدرزاده، «پوشاک در دورهٔ مادها و هخامنشیان»، پژوهش‌های حوزه و دانشگاه، ۱۰۰-۱۰۲.
  229. قدرت دیزجی، «آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک»، تاریخ اسلام و ایران، ۱۳۱.
  230. سعادت، «حذف شدن تاریخ مادها و هخامنشیان در حماسه ملی ایران»، ادبیات پهلوانی، ۱۳۰-۱۳۱.
  231. معطوفی، گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبه‌های تاریخی، ۹۹.
  232. واترز، «یادداشت‌هایی دربارهٔ مادها و پادشاهی شان»، مطالعات ایران کهن، ۳۵-۳۶.
  233. جعفری کلیبر، «یک عاشقانه کهن از دوره مادها»، رشد آموزش زبان و ادب فارسی، ۱۹.
  234. ریپکا، تاریخ ادبیات ایران، ۳۹.
  235. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۹.
  236. زرین‌کوب، «بنیان‌گذاری اتحاد مادها و اهمیت منبع‌شناسی آن»، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ۱۰۰.
  237. واترز، «یادداشت‌هایی دربارهٔ مادها و پادشاهی شان»، مطالعات ایران کهن، ۳۱.
  238. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  239. حمدالله‌زاده، «روند شکل‌گیری حکومت مادها بر اساس کتیبه‌های آشورنو…»، پیام باستان‌شناس، ۴۲.
  240. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۱۶۹.
  241. لیورانی، «ظهور و سقوط مادها»، مطالعات ایران کهن، ۱۸.
  242. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 871.
  243. ملازاده، «حضور مادی‌ها در مناطق مرکزی میان‌رودان…»، مطالعات باستان‌شناسی، ۱۹۲-۱۹۳.
  244. Zournatzi, “Medes (Μῆδοι, οἱ)”, in The Herodotus Encyclopedia, 2:‎ 870.
  245. نیکجو، «اهمیت اجتماعی مبارزات قوم ماد بر علیه توسعهٔ نفوذ سیاسی دولت مقتدر آشور…»، جستارهای نوین ادبی، ۷۳۲.
  246. طاهری دهکردی، تاریخچهٔ مطالعات دورهٔ ماد…، ۲:‎ ۶۰۷-۶۰۸.
  247. رولینگر، «امپراتوری ماد، لشکرکشی کوروش کبیر و پایان اورارتو…»، مطالعات ایران کهن، ۲.
  248. دریایی، تاریخ و هویت مادها، ۴۹۲.
  249. ملازاده و دیگران، «بررسی تناسبات و نظام پیمون در معماری دوره ماد…»، جستارهای باستان‌شناسی ایران پیش از اسلام، ۷۹.
  250. Radner, “Assyria and the Medes”, in The Oxford Handbook of Ancient Iran, 451-450.
  251. پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ۱:‎ ۲۱۶.

منابع