بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
به باور گرانتوفسکی، ساختار سیاسی مادها در این دوره احتمالاً نوعی شورای شاهان محلی بوده است که در آن، هر یک از حاکمان، قلمرو مستقل خود را داشتند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=68}}</ref> بر پایهٔ این دیدگاه، آنچه بعدها پادشاهی متحد ماد خوانده شد، نه یک ابداع ناگهانی، بلکه تحول تدریجی همین ساختارهای رهبری محلی در پاسخ به فشارهای بیرونی، بهویژه تهدید آشور، بود. | به باور گرانتوفسکی، ساختار سیاسی مادها در این دوره احتمالاً نوعی شورای شاهان محلی بوده است که در آن، هر یک از حاکمان، قلمرو مستقل خود را داشتند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=68}}</ref> بر پایهٔ این دیدگاه، آنچه بعدها پادشاهی متحد ماد خوانده شد، نه یک ابداع ناگهانی، بلکه تحول تدریجی همین ساختارهای رهبری محلی در پاسخ به فشارهای بیرونی، بهویژه تهدید آشور، بود. | ||
== '''<big>تاریخ سیاسی | == '''<big>تاریخ سیاسی(تکوین، اقتدار و فروپاشی)</big>''' == | ||
=== '''<big>نخستین شاهان و تردیدهای منابع آشوری</big>''' === | === '''<big>نخستین شاهان و تردیدهای منابع آشوری</big>''' === | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۱۲: | ||
پیوندهای خویشاوندی میان دو خاندان سلطنتی نیز در پذیرش قدرت جدید از سوی نخبگان مادی مؤثر بود؛ کوروش بنا بر روایت هرودوت از سوی مادر، ماندانا (دختر آستیاگ)، به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.<ref>{{پک|کاویانیپویا|خضیمه|1404|ک=مطالعات باستانشناسی پارسه|ف=پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی|ص=131-132}}</ref> با فروپاشی پادشاهی ماد، کوروش وارث قلمرو و ساختارهای آن شد و شالودهٔ شاهنشاهی هخامنشی را پیریزی کرد. دربارهٔ سرنوشت آستیاگ، روایتهای مختلفی وجود دارد؛ بر اساس روایت هرودوت، کوروش با او با احترام رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=203|ج=۱}}</ref> | پیوندهای خویشاوندی میان دو خاندان سلطنتی نیز در پذیرش قدرت جدید از سوی نخبگان مادی مؤثر بود؛ کوروش بنا بر روایت هرودوت از سوی مادر، ماندانا (دختر آستیاگ)، به خاندان شاهی ماد تعلق داشت.<ref>{{پک|کاویانیپویا|خضیمه|1404|ک=مطالعات باستانشناسی پارسه|ف=پیوندهای سببی؛ آمیختگی نژادی و امتزاج فرهنگی در عصر ماد و هخامنشی|ص=131-132}}</ref> با فروپاشی پادشاهی ماد، کوروش وارث قلمرو و ساختارهای آن شد و شالودهٔ شاهنشاهی هخامنشی را پیریزی کرد. دربارهٔ سرنوشت آستیاگ، روایتهای مختلفی وجود دارد؛ بر اساس روایت هرودوت، کوروش با او با احترام رفتار کرد و او را تا پایان عمر در دربار خود نگه داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=203|ج=۱}}</ref> | ||
=== ''' | === <big>'''شورشهای مادی در آغاز فرمانروایی داریوش'''</big> === | ||
فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت داریوش اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را به تفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=69-70}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه هخامنشیان به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | فروپاشی پادشاهی ماد به معنای محو کامل ادعاهای سیاسی آنها نبود. تداوم خاطرهٔ سلطنت و ادعای مشروعیت حکومت توسط آنان، در شورشهای سالهای نخست سلطنت داریوش اول (حدود ۵۲۲ پ.م.) آشکار شد. یکی از مهمترین این شورشها، قیام فرورتیش (فَرَوَرتیش) بود که خود را از خاندان هووخشتره میخواند.<ref name=":6">{{پک|مشکور|1375|ک=نظری به تاریخ آذربایجان|ص=91-92}}</ref> کتیبهٔ بیستون داریوش اول، گزارش این شورشها را به تفصیل ثبت کرده است. هم فرورتیش و هم چیگانتاخما (رهبر شورش در ساگارتیا) ادعا میکردند که از خاندان هووخشتره هستند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=69-70}}</ref> این ادعای نسب، نشاندهندهٔ آن است که خاطرهٔ هووخشتره بهعنوان بنیانگذار قدرت ماد و فاتح آشور، هنوز در اواخر سدهٔ ششم پ.م. چنان زنده بود که میتوانست بهعنوان دستاویزی برای مشروعیتبخشی به شورش علیه هخامنشیان به کار رود. واکنش داریوش به این شورشها قاطع بود؛ او لشکری به سرداری ویدارنا به سرکوبی فرورتیش فرستاد و سرانجام او را دستگیر ساخته، پس از مثله کردن در همدان به دار آویخت.<ref name=":6" /> | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
بنابراین، منطقیتر آن است که از وجود یک دولت مادی، هرچند در گسترهای محدود سخن گفته شود. بدینسان که مادها در دورهٔ پایانی خود گرایشهایی به تمرکز نشان دادهاند، اما این فرایند با سقوط ناگهانی پادشاهی ناتمام مانده است.<ref>{{پک|جلیلیان|1400|ک=پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی|ف=بنیاد شهریاری در تاریخ ماد|ص=95}}</ref> | بنابراین، منطقیتر آن است که از وجود یک دولت مادی، هرچند در گسترهای محدود سخن گفته شود. بدینسان که مادها در دورهٔ پایانی خود گرایشهایی به تمرکز نشان دادهاند، اما این فرایند با سقوط ناگهانی پادشاهی ناتمام مانده است.<ref>{{پک|جلیلیان|1400|ک=پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی|ف=بنیاد شهریاری در تاریخ ماد|ص=95}}</ref> | ||
== '''<big>ساختار حکومت، جامعه و اقتصاد در دورۀ پادشاهی</big>''' == | |||
=== '''<big>نظام سیاسی</big>''' === | |||
ساختار سیاسی پادشاهی ماد، آمیزهای از عناصر تمرکزگرا، اشرافی و شورایی بود. در رأس هرم قدرت، شاه قرار داشت که مقامش ظاهراً موروثی بود و با گسترش قلمرو، از پشتوانهٔ ایدئولوژیک نیز برخوردار شده بود و به عنوان مجری ارادهٔ خدا در نظر گرفته میشد.<ref>{{پک|عزیزیپور|بیتا|ک=مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق|ص=57|ج=4}}</ref> | |||
با این حال، قدرت شاه مطلق نبود. اشراف طایفهای نقشی تعیینکننده در انتخاب و حتی برکناری شاه داشتند؛ شاه از میان خاندانهای بزرگ برگزیده میشد و هرگاه منافع اشراف ایجاب میکرد، او را برکنار میکردند.<ref>{{پک|اعظمی|زرقانی|حمیدی|1393|ک=فصلنامه ژئوپلیتیک|ف=بررسی ساختار فضایی قدرت سیاسی در ایران باستان|ص=42}}</ref> در کنار اشراف، مغان به عنوان نیروی تعدیلکنندهٔ دیگری بودند که نفوذشان بهویژه در واپسین سالهای پادشاهی افزایش یافته بود.<ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=432|ج=۱}}</ref> | |||
بر مبنای آنچه از منابع آشوری و بابلی برمیآید، ساختار قدرت در دورۀ ماد، اگرچه در ظاهر پادشاهی بود، اما در عمل غیرمتمرکز باقی ماند و شاهکهای محلی از خودمختاری قابل توجهی برخوردار بودند.<ref>{{پک|بادامچی|1403|ک=پژوهشهای علوم تاریخی|ف=تصویر تاریخ ماد و برآمدن حکومت پارس در منابع آشوری و بابلی|ص=33-34}}</ref> | |||
نهادهای شورایی نیز بخشی از این ساختار غیرمتمرکز بودند. مادها مجامع عمومی داشتند و شورای شیوخ نیز برقرار بود که اوستا از آن با نام هَنجَمَن یاد کرده است.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=145|ج=۱}}</ref> در دربار برخی شاهان، منصبی با عنوان عضو انجمن و کنسول شاهی وجود داشت که شاه را در امور و تصمیمگیریها راهنمایی میکرد.<ref>{{پک|فیروزی|رسولی|سعادتمهر|1402|ک=مطالعات ایرانی|ف=کَشتَریتو؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|ص=423}}</ref> | |||
تنش میان شاه و اشراف در دوران آستیاگ، واپسین شاه ماد، به اوج رسید. آستیاگ میکوشید از قدرت اشراف بکاهد و همزمان، قدرت مغان را افزایش دهد. این سیاست سرانجام به جدایی بخشی از اشراف به رهبری هارپاگ و پیوستن آنان به کوروش انجامید.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=72}}</ref><ref>{{پک|فیروزمندی|1393|ک=تاریخ جامع ایران|ص=432|ج=۱}}</ref> | |||
=== '''<big>طبقات اجتماعی</big>''' === | |||
جامعهٔ ماد در دورهٔ پادشاهی، ساختاری طبقاتی و سلسلهمراتبی داشت که ریشه در سنتهای کهن آریایی- آنگونه که در اوستا بازتاب یافته- و تأثیرات بین النهرینی داشت. اوستا جامعه را به سه طبقهٔ اصلی تقسیم میکند: آثْرَوَن(کاهنان و خادمان آتش)، رَثَئیشْتَر (ارابهسواران و جنگاوران)، و واسْتْرْیَه.فْشویَنْت (دامداران و کشاورزان) در کنار این سه، یک طبقهٔ چهارم نیز با عنوان هوئیتی (پیشهوران و صنعتگران) ذکر شده است.<ref>{{پک|پناهی|اخباری|1397|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار و کارکردهای خانواده ایرانی در دوره مادها|ص=66}}</ref> | |||
این شکلبندی سنتی در دورهٔ پادشاهی با واقعیتهای سیاسی و اقتصادی درآمیخت و ساختاری پیچیدهتر پدید آورد و جامعه به چندین طبقه تقسیم گردید: امیر، نجبا، آزادمردان مالک زمین، کسانی که چیزی نداشتند، و در آخر بردگان.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=154|ج=۱}}</ref> در این ساختار، طبقهٔ اشراف در رأس هرم قدرت اجتماعی‑اقتصادی قرار داشتند و ثروت و نفوذ سیاسی را در انحصار خود داشتند و ثروت حاصل از فتوحات، تضاد میان اشراف و افراد عادی جامعه را تشدید میکرد.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=71}}</ref> | |||
نظامیان در جامعهٔ ماد از پایگاه اجتماعی ممتازی برخوردار بودند<ref>{{پک|صالحی|1395|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=تکوین و تحول در روند سیاستهای نظامی جامعه ماد|ص=238}}</ref> و در درون سازمان خود، سلسلهمراتبی مبتنی بر نقش رزمی پدید آورده بودند؛ افرادی که در رأس این سلسلهمراتب قرار میگرفت، والاترین منزلت را در کل جامعه به دست میآورد.<ref>{{پک|دهقاننژاد|1386|ک=نامه انجمن|ف=تحول نظامی قبایل ماد در فرایند تشکیل دولت|ص=69}}</ref> | |||
در قاعدۀ هرم اجتماعی، بردگان قرار داشتند. هرچند گزارۀ صریحی دربارهٔ نظام بردهداری در دورهٔ ماد در دست نیست، اما در جامعهٔ آن روز ماد، بردگان نیز حضور داشتهاند، ولی آنان جزء اصناف به حساب نمیآمدند.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=148|ج=۱}}</ref> | |||
گورستانهای مادی خود گواهی بر تمایز طبقاتی آشکار در جامعه هستند. بعضی قبور حاوی اجسادی است که با زیورآلات سیمین آراسته و با اسلحه و ابزار مختلف مجهز شده است، در حالی که در قبور دیگر فقط تزیینات مختصر آهنی و تعداد اندکی کوزه یافت شده است.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=79}}</ref> | |||
== '''<big>منابع</big>''' == | == '''<big>منابع</big>''' == | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | ||