| خط ۱۶۹: | خط ۱۶۹: | ||
هرودوت مغان را نه یک طبقه یا صنف بلکه قبیلهای از مادیها معرفی کرده است که از لحاظ دینی رهبری جامعه را بر عهده داشتهاند.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref><ref name=":8">{{پک|عزیزیپور|بیتا|ک=مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق|ص=56-57|ج=4}}</ref> دیاکونوف نیز مغان را قبیلهای از مادها میداند که تعلیمات زرتشت در میان آنان پیش از دیگران رواج یافت و با حفظ سازمان قبیلهای خود، در دوران هخامنشی بهصورت یک گروه مذهبی درآمدند.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=95}}</ref><ref name=":8" /> | هرودوت مغان را نه یک طبقه یا صنف بلکه قبیلهای از مادیها معرفی کرده است که از لحاظ دینی رهبری جامعه را بر عهده داشتهاند.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref><ref name=":8">{{پک|عزیزیپور|بیتا|ک=مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق|ص=56-57|ج=4}}</ref> دیاکونوف نیز مغان را قبیلهای از مادها میداند که تعلیمات زرتشت در میان آنان پیش از دیگران رواج یافت و با حفظ سازمان قبیلهای خود، در دوران هخامنشی بهصورت یک گروه مذهبی درآمدند.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=95}}</ref><ref name=":8" /> | ||
در بُعد دینی و فرهنگی نیز مغان نقشی چندگانه ایفا میکردند. آنان همچون کاهنان بینالنهرینی به تعبیر خواب و پیشگویی میپرداختند.<ref name=":8" /> مهمتر از آن، در ایجاد همبستگی دینی و فرهنگی در قلمرو مادها نقشی کلیدی داشتند؛ چنانکه یکپارچگی ماد در سایهٔ همبستگی دینی مادهای ایرانیزبان و غیر ایرانیزبان شکل گرفت و این یگانگی، بهاحتمال قوی در ارتباط با کوششهای مغان فراهم آمده بود.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=142}}</ref> به باور برخی پژوهشگران، مغان با بهرهگیری از فضای نیاز به خدایی برتر و | در بُعد دینی و فرهنگی نیز مغان نقشی چندگانه ایفا میکردند. آنان همچون کاهنان بینالنهرینی به تعبیر خواب و پیشگویی میپرداختند.<ref name=":8" /> مهمتر از آن، در ایجاد همبستگی دینی و فرهنگی در قلمرو مادها نقشی کلیدی داشتند؛ چنانکه یکپارچگی ماد در سایهٔ همبستگی دینی مادهای ایرانیزبان و غیر ایرانیزبان شکل گرفت و این یگانگی، بهاحتمال قوی در ارتباط با کوششهای مغان فراهم آمده بود.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=142}}</ref> به باور برخی پژوهشگران، مغان با بهرهگیری از فضای نیاز به خدایی برتر و قدرتمندتر از خدای آشور در بین مادها، زمینه را برای پذیرش اهورامزدا یا میترا بهعنوان کانون پرستش فراهم آوردند.<ref>{{پک|دهقاننژاد|1386|ک=مجله علمی-پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان|ف=تأثیر جنگ در شکل گیری نخستین دولت در ایران...|ص=113}}</ref><ref name=":9">{{پک|عزیزیپور|بیتا|ک=مجموعه مقالات اولین همایش بینالمللی میراث مشترک ایران و عراق|ص=55-56|ج=4}}</ref> | ||
بدینترتیب، مغان، فراتر از یک گروه روحانی، طبقهٔ اجتماعی اثرگذاری بودند که نه تنها به ساختار سیاسی مادها، بلکه بعدها به امپراتوری پارس نیز خدمت کردند.<ref>{{پک|دریایی|1404|ک=بخارا|ف=تاریخ و هویت مادها|ص=495}}</ref> | بدینترتیب، مغان، فراتر از یک گروه روحانی، طبقهٔ اجتماعی اثرگذاری بودند که نه تنها به ساختار سیاسی مادها، بلکه بعدها به امپراتوری پارس نیز خدمت کردند.<ref>{{پک|دریایی|1404|ک=بخارا|ف=تاریخ و هویت مادها|ص=495}}</ref> | ||
=== '''<big>باورهای کهن پیش از زرتشت</big>''' === | |||
دین مادها پیش از رواج آموزههای زرتشتی، بر بنیاد باورهای کهن هندوایرانی استوار بود؛ باورهایی که میان شاخههای ایرانی و هندی اقوام آریایی مشترک بود و در متونی چون اوستا و ریگودا بازتاب یافته است. قبایل آریایی در آغاز، همهٔ قوای طبیعت را ستایش میکردند و در کنار قوای نیک و سودمند، به قوای شر و زیانبخش نیز باور داشتند. در این جهان پرشمار از ایزدان، گرایشی ویژه به یک خدای برتر وجود داشت که به احتمال قوی، همان اهورامزدای دورههای بعدی بوده است.<ref>{{پک|زمانی محجوب|1387|ک=نامه تاریخ پژوهان|ف=تعامل دین و حکومت در ایران باستان|ص=44-45}}</ref> | |||
بهموازات این گرایش به خدای برتر، ایزدان کارکردی دیگری نیز در باور مادها تداوم یافتند. در میان آنها، میترا (مهر) جایگاهی برجسته داشت و پرستش او در مذهب مادها رواج داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=220|ج=۱}}</ref> این ایزد کهن آریایی، در پیماننامهٔ میتانی‑هیتی در ۱۳۸۰ پ.م. نیز نامش ثبت شده<ref name=":9" /> و دارای ویژگیهایی مشابه شمش (خدای آفتاب و عدالت در بینالنهرین) بوده . افزون بر میترا، دیگر ایزدان کهن نیز در باورهای مادها حضور داشتند. کالیکان با استناد به پیکرنگاری مفرغهای لرستان، به نقش وارونا (خدای آسمان و نظم) و ایندرا (خدای قدرت و جنگ) اشاره میکند.<ref>{{پک|کالیکان|1385|ک=باستانشناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسیها|ص=21-22}}</ref> | |||
با این حال، دین مادها را نباید یک نظام بسته و یکپارچهٔ ایرانی تصور کرد. آنان در غرب قلمرو خود، بهشدت از دین هوریان و آشوریان تأثیر پذیرفته بودند و کیش کاسپیها نیز در میانشان نفوذ داشت.<ref>{{پک|معطوفی|1387|ک=گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبههای تاریخی|ص=100}}</ref> بهویژه مادهای غربی، از نظر دینی شباهت زیادی به همسایگان بین النهرینی خود داشتند.<ref>{{پک|خدادادیان|1376|ک=تاریخ ایران باستان، آریاییها و مادها|ص=178}}</ref> | |||
=== '''<big>زرتشت و دین مادها</big>''' === | |||
در بخش پیشین، چهرهٔ چندخدایی و تأثیرپذیرفتهٔ دین مادها توصیف شد. اکنون باید به این پرسش پرداخت که آیا میتوان این جهان دینی را زرتشتی نامید. مناقشه بر سر این موضوع، یکی از دیرپاترین مباحث در مادشناسی است. | |||
بر اساس روایات سنتی زردشتی که در قرون وسطی تدوین شده، زرتشت اهل سرزمین ماد بوده؛ اما رسالت خود را در باکتریا (بلخ) عرضه کرده است.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=87}}</ref> برخی محققان این روایت را پذیرفته و افزودهاند که احتمالاً مغان با اصلاحات او مخالفت کرده و وی به باختر رفته است.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=57-58|ج=۱}}</ref> با این حال، انتساب زرتشت به سرزمین ماد، مبتنی بر روایات فاقد شواهد متأخر و معاصر است و نمیتوان آن را قطعی دانست. | |||
صرفنظر از زادگاه زرتشت، شواهد زبانشناختی نشان میدهند که دستکم از قرن نهم تا هفتم پیش از میلاد، پرستش مزدا اهورا در میان مادها رواج داشته است. شواهد زبانشناختی نیز حضور این باورها را تأیید میکنند. چنانچه نامهای خداآور (theophoric name) ثبتشده در منابع آشوری متعلق به سدههای نهم تا هفتم پ.م. شامل نامهایی مرتبط با میترا، اهورا و مزدا میباشند.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=485}}</ref> این واقعیت نشان میدهد که باور به این خدا در غرب سرزمین مادها ریشه داشته است.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> | |||
در عین حال وجود چنین باورهایی به معنای زرتشتی بودن مادها نیست؛ چرا که میان مزداپرستی و دین زرتشتی تمایز وجود دارد. شواهد باستانشناختی، بهویژه شیوهٔ تدفین مادها، با آموزههای زرتشتی سازگار نیست. در آیین زرتشت، رها کردن اجساد در هوای آزاد (دخمهگذاری) توصیه میشود، اما گورهای مادی نشان میدهند که مردگان را در گورهای صخرهای و همراه با اشیاء دفن میکردند. دیاکونوف با تأکید بر همین تفاوت در مراسم تدفین و نیز سیاست مذهبی هخامنشیان، نتیجه میگیرد که مادها را نمیتوان زرتشتی دانست.<ref>{{پک|دیاکونوف|1346|ک=تاریخ ایران باستان|ص=95}}</ref> | |||
در این میان، برخی پژوهشگران رویکرد میانهای برگزیده و معتقدند که مادها دستکم با آموزههای زرتشتی آشنا شده و آن را تا اندازهای پذیرفته بودند.<ref>{{پک|زمانیمحجوب|1387|ک=نامه تاریخ پژوهان|ف=تعامل دین و حکومت در ایران باستان|ص=47}}</ref> به باور گروهی دیگر، مغان نخستین کسانی بودند که در میان مادها به آیین زرتشت گرویدند و سپس این دین را در سرزمین ماد و بعدها در امپراتوری پارس گسترش دادند. با این حال، اجماع پژوهشگران بر این است که سخن گفتن از دولت زرتشتی ماد فاقد پشتوانهٔ تاریخی است و زرتشتی شدن کامل فلات ایران، فرایندی تدریجی بود که عمدتاً در دورههای بعدی (ساسانی) به اوج رسید.<ref>{{پک|جلیلیان|1396|ک=جامعهشناسی تاریخی|ف=ساختار سیاسی‑اجتماعی و دستگاه اداری پادشاهی ماد|ص=141-142}}</ref> | |||
=== '''<big>سنتهای تدفین و گوردخمهها</big>''' === | |||
گوردخمههای صخرهای از جمله شواهد برجستهٔ باستانشناختی مرتبط با مادها هستند. نمونههای شاخص این گوردخمهها عبارتند از: فخریکا در نزدیکی مهاباد؛<ref>{{پک|یاوری|عقیلی یگانه|تودهفالح|2016|ک=سومین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در عمران، معماری و شهرسازی|ف=مقایسه تطبیقی میزان تاثیر فرهنگ و اقلیم بر روی معماری آرامگاههای مادها و هخامنشیان|ص=5-6}}</ref> قیزقاپان در کردستان عراق<ref>{{پک|پرادا|1383|ک=هنر ایران باستان (تمدنهای پیش از اسلام)|ص=193-194}}</ref> و اسحاقوند در نزدیکی هرسین کرمانشاه.<ref>{{پک|یاوری|عقیلی یگانه|تودهفالح|2016|ک=سومین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای نوین در عمران، معماری و شهرسازی|ف=مقایسه تطبیقی میزان تاثیر فرهنگ و اقلیم بر روی معماری آرامگاههای مادها و هخامنشیان|ص=8}}</ref> | |||
انگیزهٔ دینی این شیوهٔ تدفین را میتوان در باورهای کهن مادی جستجو کرد. بر اساس این باور، خاک، آب و آتش عناصری مقدس بودند و نباید با جسد مرده تماس مستقیم مییافتند. از این رو، مردگان را نه در دل خاک دفن میکردند، نه میسوزاندند و نه در آب غرق میکردند، بلکه آنها را در آرامگاههای سنگی بر فراز زمین یا در دل کوه مینهادند. انتخاب کوه و صخره برای این کار نیز توجیهی دینی داشت؛ کوه مظهری مقدس و جایگاه ربالنوعها بود و قرار دادن گور در بلندی، متوفی را به آنها نزدیکتر میساخت<ref>{{پک|حاتم|1381|ک=هنر|ف=گوردخمهها در دوران مادها|ص=4}}</ref> | |||
این گوردخمهها افزون بر جنبهٔ دینی، از نظر تاریخی و هنری نیز حائز اهمیت هستند. عناصر مهمی که بعدها در آرامگاههای داریوش و جانشینانش به چشم میخورد ــ آرامگاه شبیه به خانه، شاه مقابل آتشدان در حال نیایش، کمان به دست، و قرص بالدار در بالای سر او ــ در این گوردخمهها نیز دیده میشوند.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=89}}</ref> پیوند باورهای دینی با قدرت سیاسی را هم میتوان در نقوش برجستهٔ همراه این گوردخمهها مشاهده کرد. برای نمونه، در قیزقاپان، دو مرد در دو سوی یک آتشدان ایستادهاند که یکی با لباس مخصوص مغان و دیگری با تیر و کمان، احتمالاً پادشاه مادی را در حال نیایش نشان میدهد. بدین ترتیب، گوردخمههای مادی نه تنها تجلی باورهای دینی این قوم هستند، بلکه حلقهٔ واسطی میان سنتهای تدفین پیشاهخامنشی و آرامگاههای شاهنشاهی هخامنشی را تشکیل میدهند.<ref>{{پک|داوودی|حسینآبادی|1401|ک=پیکره|ف=بررسی و تحلیل نمادشناسانه نقش آتش...|ص=30-31}}</ref> | |||
== '''<big>هنر و معماری</big>''' == | |||
=== '''<big>سبک التقاطی هنر مادی و چالش انتساب</big>''' === | |||
بر اساس شواهد موجود، هنر مادها سبکی ترکیبی و التقاطی داشت. آثار هنری یافتشده در شمال و مرکز زاگرس، از آمیختگی سبکهای گوناگون سرچشمه گرفتهاند.<ref>{{پک|کالیکان|1385|ک=باستانشناسی و تاریخ هنر در دوران مادها و پارسیها|ص=43}}</ref> | |||
این سبک التقاطی تنها به وامگیری ساده از عناصر بیگانه محدود نمیشد، بلکه فرایندی فعالانه از گزینش، تلفیق و بازآفرینی را در بر میگرفت.<ref>{{پک|ملکزاده|1355|ک=دانشکده|ف=تمدن و فرهنگ ایران در زمان مادها|ص=136}}</ref> گیرشمن در تحلیل گنجینهٔ جیحون، نمونهٔ روشنی از این التقاط را به دست میدهد: تصویر دو شهسوار که سوار بر اسبند و با نیزه و کمان به شکار میپردازند، تبیینی از یک هنر ترکیبی است که نشانههایی از هنر آشوری، سکائی و اورارتویی را در خود دارد، ولی ترکیب اصلی آن محلی است.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=90-91}}</ref> | |||
این سبک التقاطی در رسانههای گوناگون هنری بازتاب یافته است. سفال خاکستری عصر آهن III (حدود ۸۵۰‑۵۵۰ پ.م.) با اشکال شاخصی چون کاسههای زورقی و ظروف لولهدار منقوش، یکی از شناسههای فرهنگی این دوره است.<ref>{{پک|Rossi|2017|ک=Persian Religion in the Achaemenid Period|زبان=en|ص=485}}</ref> | |||
فلزکاری نیز با آثاری چون مفرغهای لرستان و جام زرین کاردشت، از رونق برخوردار بود.<ref>{{پک|راوندی|1354|ک=تاریخ اجتماعی ایران|ص=150-151|ج=۱}}</ref> از دیگر نمونههای شاخص هنر گنجینۀ زیویه است که با وجود مناقشه بر سر انتساب آن، بازتابی از همین سبک التقاطی به شمار میرود.<ref>{{پک|گیرشمن|1372|ک=ایران از آغاز تا اسلام|ص=109}}</ref> در این میان برخی از محققان تأثیرپذیری مادها از هنر اورارتو و آشور را بهاحتمال زیاد غیرمستقیم می دانند.<ref>{{پک|توسلی|میرزاییرشنو|1396|ک=باستان شناسی ایران|ف=سبک شناسی تزئینات معماری دوره ماد...|ص=34}}</ref> | |||
با این حال، انتساب بسیاری از این آثار به مادها همچنان محل بحث است. بسیاری از اشیائی که روزگاری مادی خوانده میشدند، امروزه با تردیدهای جدی روبهرو هستند.<ref>{{پک|جنیتو|1377|ک=باستان پژوهی|ف=آثار فرهنگی مادها|ص=30}}</ref><ref>{{پک|Zournatzi|2021|ک=The Herodotus Encyclopedia|زبان=en|ج=2|ص=870}}</ref> با اطلاعات کنونی، تمایز قطعی آثار مادی از آثار سکائی و کیمِّری دشوار است، زیرا فرهنگ و تمدن این اقوام کاملاً به هم بستگی داشته اند.<ref>{{پک|گیرشمن|1371|ک=هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی|ص=124}}</ref> | |||
== '''<big>منابع</big>''' == | == '''<big>منابع</big>''' == | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | ||