| خط ۲۲۲: | خط ۲۲۲: | ||
گوردخمههای صخرهای (مقابر کندهشده در دل کوه) از جمله بحثبرانگیزترین یادمانهای منسوب به دورهٔ ماد هستند. این گوردخمهها که پیشتر از منظر دینی بررسی شدند، از نظر ساختار معماری معمولاً شامل یک ایوان با ستونهای آزاد یا نیمستون در نما، و یک یا چند اتاق درونی هستند.<ref>{{پک|حاتم|1381|ک=هنر|ف=گوردخمهها در دوران مادها|ص=1-4}}</ref> با این حال، انتساب قطعی این گوردخمهها به دورهٔ ماد با تردیدهای جدی روبهروست و احتمال دارد بعضی از آنها مربوط به دوران هخامنشی و حتی جدیدتر باشند. به نظر میرسد سنت گوردخمهسازی صخرهای، که ریشه در معماری اورارتو و آسیای صغیر دارد، در دورهٔ مادها آغاز شد، در دورهٔ هخامنشی به اوج گسترش خود رسید، و سپس تا دورههای سلوکی و اشکانی تداوم یافت.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد، در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> | گوردخمههای صخرهای (مقابر کندهشده در دل کوه) از جمله بحثبرانگیزترین یادمانهای منسوب به دورهٔ ماد هستند. این گوردخمهها که پیشتر از منظر دینی بررسی شدند، از نظر ساختار معماری معمولاً شامل یک ایوان با ستونهای آزاد یا نیمستون در نما، و یک یا چند اتاق درونی هستند.<ref>{{پک|حاتم|1381|ک=هنر|ف=گوردخمهها در دوران مادها|ص=1-4}}</ref> با این حال، انتساب قطعی این گوردخمهها به دورهٔ ماد با تردیدهای جدی روبهروست و احتمال دارد بعضی از آنها مربوط به دوران هخامنشی و حتی جدیدتر باشند. به نظر میرسد سنت گوردخمهسازی صخرهای، که ریشه در معماری اورارتو و آسیای صغیر دارد، در دورهٔ مادها آغاز شد، در دورهٔ هخامنشی به اوج گسترش خود رسید، و سپس تا دورههای سلوکی و اشکانی تداوم یافت.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد، در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> | ||
== '''<big>زبان، خط و میراث واژگانی</big>''' == | |||
=== '''<big>زبان مادی در میان زبانهای ایرانی</big>''' === | |||
زبان مادی باستان، بر اساس دادههای موجود، در دستهٔ زبانهای ایرانی شمالغربی طبقهبندی میشود و پیوندهایی با زبان پارتی باستان داشته است. این جایگاه، زبان مادی را در کنار زبانهای کهنی چون پارتی باستان و اوستایی قرار میدهد و آن را از زبان پارسی باستان که در دستهٔ جنوبغربی جای میگیرد متمایز میسازد.<ref>{{پک|جلیلیان|1400|ک=پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی|ف=بنیاد شهریاری در تاریخ ماد|ص=78}}</ref> | |||
در طول سدهٔ بیستم، تلاشهای چشمگیری برای بازسازی زبان مادی صورت گرفت. این کوششها از هرتسفلد آغاز شد و سپس میلت و بنونیست (۱۹۳۱) کوشیدند زبان مادی را در گویش شمالغربیِ بازتابیافته در کتیبههای هخامنشی شناسایی کنند. این کوششها سرانجام به شکلگیری نظریهٔ واژههای عاریتی انجامید، اما روسی (۱۹۸۱) بعدها ارزش این نظریه را برای بازسازی زبان مادی ناکافی دانست و بدینترتیب، با وجود این تلاشها، زبان مادی همچنان بدون بازسازی کامل باقی ماند.<ref>{{پک|جنیتو|1377|ک=باستان پژوهی|ف=آثار فرهنگی مادها|ص=31}}</ref> | |||
یکی از موانع اصلی در این مسیر، نزدیکی چشمگیر زبان مادی و پارسی باستان است. به گفتهٔ پیرنیا، این دو زبان چنان به هم نزدیک بودند که گویشورانشان زبان یکدیگر را میفهمیدند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=220|ج=۱}}</ref> و بهعقیدهٔ همو، تفاوت این دو زبان جزئی بوده است. همین نزدیکی، تشخیص وامواژهٔ مادی از گونهٔ گویشی پارسی باستان را به کاری دشوار بدل کرده است.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=57|ج=۱}}</ref> | |||
اما چالش اصلی در بازسازی زبان مادی، نه صرفاً شباهت آن به پارسی باستان، بلکه فقدان کامل اسناد مکتوب بومی میباشد. یک فرضیهٔ رایج این است که زبان مادی صرفاً زبانی شفاهی بوده و برای کتابت از اکدی استفاده میشده است.<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=157|ج=۱}}</ref> وجود نامهای به زبان اکدی از سوی یکی از شاهکهای محلی نشان میدهد که مادها دستکم با خط آشنا بودهاند، اما تلاشی جهت نوشتن با زبان مادی نکردهاند که دلیل اصلی ابهام در بازشناسی زبان مادی می تواند تلقی گردد.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> | |||
=== <big>بقایای زبانی</big> === | |||
تأثیر زبان مادی به فارسی باستان محدود نماند و ردپای آن را میتوان در سایر زبانهای کهن و نیز در گویشهای دورههای میانه و نو جستجو کرد. در زبان ارمنی باستان، واژۀ «مار» برای اشاره به مادها بهکار رفته و دودمان پادشاهی ماد در حافظۀ تاریخی ارمنیان ثبت شده است؛ چنانکه اعقاب آستیاگ، واپسین شاه ماد، را به زبان ارمنی ویشتابازونک (اژدهازادهها) میگفتند.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=207|ج=۱}}</ref> | |||
گذشته از این تأثیرات کهن، بحث از بقایای زبان مادی در زبانهای زندۀ امروزی نیز مطرح است. دارمستتر معتقد بود که زبان کردی شاخهای از زبان مادی است<ref>{{پک|حسن جاف|1355|ک=بررسیهای تاریخی|ف=بازماندگان ماد|ص=53}}</ref> و احتمال دارد بقایای آن در زبان تالشی کنونی و سایر گویشهای ایرانی آذربایجان نیز حفظ شده باشد.<ref>{{پک|عرفانیان|1389|ک=کتاب ماه تاریخ و جغرافیا|ف=پادشاهی ماد|ص=61}}</ref> در عین حال، ارتباط تباری مستقیم بین کردهای امروزی و مادها به دلیل فقدان شواهد زبانشاختی و باستانشناختی در پژوهشهای جدید پذیرفته نشده است.<ref>{{پک|حسن جاف|1355|ک=بررسیهای تاریخی|ف=بازماندگان ماد|ص=45}}</ref> | |||
در منابع دورۀ اسلامی نیز نشانههایی از تداوم این میراث زبانی دیده میشود. ابنمقفع زبان پهلوی را منسوب به سرزمین پهله میداند که خود شامل پنج ناحیه است: اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند، و آذربایجان.<ref>{{پک|حیدری|1392|ک=فرهنگان|ف=جغرافیای ماد، لهجۀ نهاوندی و ارتباط آن با آذری پهلوی|ص=133-134}}</ref> این پنج ناحیه منطبق بر قلمرو ماد بزرگ و ماد کوچک (آتروپاتن) است و نشان میدهد که خاطرۀ زبانی‑جغرافیایی ماد تا سدههای نخستین اسلامی تداوم داشته است. بیگمان گویش پهلوی آذری نیز که تا آغاز روزگار صفویان در آذربایجان زنده بود، بقایای این میراث زبانی کهن به شمار میرود.<ref>{{پک|حیدری|1392|ک=فرهنگان|ف=جغرافیای ماد، لهجۀ نهاوندی و ارتباط آن با آذری پهلوی|ص=137-138}}</ref> | |||
== <big>'''میراث و تداوم'''</big> == | |||
=== '''<big>تداوم اداری و میراث فرهنگی</big>''' === | |||
نظام اداری ساتراپی که ساختار شاهنشاهی هخامنشی را شکل میداد، ریشه در دورهٔ ماد داشت. اصطلاح ساتراپ را تمام زبانها، جز عیلامی، از مادها وام گرفتند.<ref>{{پک|طاهری دهکردی|1391|ک=تاریخچۀ مطالعات دورۀ ماد در هشتاد سال باستانشناسی ایران|ص=608|ج=2}}</ref> سرزمین ماد نیز بهعنوان یکی از ساتراپیهای اصلی تثبیت شد و هگمتانه بهعنوان پایتخت تابستانی شاهان هخامنشی مورد استفاده قرار میگرفت.<ref>{{پک|محمدیفر|1384|ک=پیام باستانشناس|ف=جغرافیای تاریخی منطقه زاگرس مرکزی در دوران پیش از اسلام|ص=84}}</ref> جایگاه این ساتراپی در فهرستهای هخامنشی نشاندهندهٔ اهمیت آن بود؛ ماد در کتیبهٔ بیستون در ردیف دهم و پس از آن در تمامی کتیبههای هخامنشی در ردیف دوم پس از پارسه آورده شده است.<ref>{{پک|ایمانپور|شهابادی|1389|ک=مطالعات تاریخ فرهنگی|ف=بررسی تحلیلی محدوده های جغرافیایی و اداری ساتراپیها...|ص=46}}</ref> | |||
انتقال قدرت از مادها به پارسها با پیوندهای خویشاوندی میان دو دودمان سلطنتی همراه بود. کوروش دوم از طریق مادر خود، ماندانا، با خاندان سلطنتی ماد پیوند داشت.<ref>{{پک|پیرنیا|1392|ک=تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان|ص=57}}</ref> در نتیجهٔ این انتقال، شماری از مقامات مادی در مناصب درباری هخامنشی ابقا شدند یا به کار گمارده شدند. بهگفتهٔ واترز، مادها تنها مردم مغلوبی بودند که به بالاترین مناصب در ساختار قدرت هخامنشی دست یافتند.<ref>{{پک|Waters|2010|ک=The World of Achaemenid Persia|زبان=en|ص=70}}</ref> در کتاب استر از هفت شاهزادهٔ پارس و ماد یاد شده که اجازهٔ دیدار با شاه را داشتند و در شاهنشاهی صاحب جایگاه بودند.<ref>{{پک|داندامایف|1400|ک=مطالعات ایران کهن|ف=دربار و درباریان در دوره مادها و هخامنشیان|ص=3}}</ref> | |||
فراتر از ساختار اداری، میراث مادها در مفهوم ماد و پارس نیز تداوم یافت. در کتیبههای هخامنشی، نام ماد و پارس همواره در کنار یکدیگر ذکر میشود.<ref>{{پک|ایمانپور|هاشمی|1382|ک=تاریخ پژوهی|ف=مادها و پارسها، آیا پارسها تحت فرمانروایی مادها بوده اند؟|ص=68}}</ref> این کاربرد همزمان در منابع یونانی نیز بازتاب یافته است؛ مورخان یونانی تا یک سده پس از سقوط هگمتانه، واژهٔ ماد را بهجای پارس به کار میبردند.<ref>{{پک|پیرنیا|1380|ک=تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان|ص=58}}</ref> بهگفتهٔ سایکس، در نگاه یونانیان، دولت ماد منقرض نشده بود، بلکه تنها یک تغییر داخلی در آن رخ داده بود.<ref>{{پک|سایکس|1380|ک=تاریخ ایران|ص=172|ج=۱}}</ref> | |||
تداوم نام ماد در جغرافیای اداری تا دورههای بعد نیز ادامه یافت. پس از مرگ اسکندر مقدونی (۳۲۳ پ.م.)، آتورپات، شهربان هخامنشی ماد کوچک، استقلال بخش شمالغربی را در برابر سلوکیان حفظ کرد. این ناحیه از آن پس ماد آتورپاتکان و سپس آذربایگان نامیده شد.<ref>{{پک|قدرت دیزجی|1388|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک|ص=129-130}}</ref> در دورهٔ ساسانی، نام ماد به صورت مای و سپس ماه تحول یافت و در ترکیبهایی چون ماه نهاوند و ماه بصره در سدههای نخستین اسلامی تداوم پیدا کرد.<ref>{{پک|پیرنیا|1375|ک=تاریخ ایران باستان|ص=207|ج=۱}}</ref> | |||
میراث مادها به ساختار اداری و مفهومی محدود نماند و عناصری از فرهنگ آنان نیز در دورهٔ هخامنشی تداوم یافت. پوشاک درباری مادها الگویی برای دربار هخامنشی شد. نوارهای سلطنتی (دیهیم) که در دورهٔ ساسانی نماد قدرت گشته بود، ریشه در سرپوشهای مادی داشت.<ref>{{پک|زارع ابرقویی|موسوی حاجی|روستا|1393|ک=جستارهای تاریخی|ف=نوارهای سلطنتی در ایران از آغاز شکلگیری (در دوران مادها) تا پایان دورهٔ ساسانی|ص=107}}</ref> کوروش دوم خود لباس مادی میپوشید و ردای ارغوانی مادی با نام ساراپیس در دربار هخامنشی رواج یافته بود.<ref>{{پک|شهبازی|حیدرزاده|1397|ک=پژوهشهای حوزه و دانشگاه|ف=پوشاک در دورهٔ مادها و هخامنشیان|ص=100-102}}</ref> در قلمرو دین نیز، سنت تقدیس آتش که مغان مادی متولی آن بودند، به دورهٔ هخامنشی و سپس به آیین زرتشتی دورهٔ ساسانی منتقل شد.<ref>{{پک|قدرت دیزجی|1388|ک=تاریخ اسلام و ایران|ف=آتوپارت، شهربان هخامنشی ماد کوچک|ص=131}}</ref> | |||
=== '''<big>بازتاب در حافظهٔ تاریخی و حماسی</big>''' === | |||
از مادها در شاهنامۀ فردوسی یاد نشده است. به باور برخی از تحلیلگران در سنت حماسی که تدوینکنندگان اشکانی (پارتی) خاطرهٔ تاریخی ساکنان منطقه را بازسازی میکردند، تاریخ مادها و هخامنشیان در هم آمیخته است.<ref>{{پک|سعادت|1404|ک=ادبیات پهلوانی|ف=حذف شدن تاریخ مادها و هخامنشیان در حماسه ملی ایران|ص=130-131}}</ref> با این حال، برخی پژوهشگران تلاش کردهاند شخصیتهای مادی را در قالب اساطیری ردیابی کنند؛ برای نمونه، آستیاگ را با ضحاک شاهنامه تطبیق دادهاند<ref>{{پک|معطوفی|1387|ک=گرگان و استرآباد سنگ مزارها و کتیبههای تاریخی|ص=99}}</ref> و افسانهٔ کاوهٔ آهنگر را بازتابی از مبارزه با آشور دانستهاند که تاریخ ۶۱۲ پ.م. (سقوط نینوا) را با جشن نوروز پیوند میدهد.<ref>{{پک|واترز|1401|ک=مطالعات ایران کهن|ف=یادداشتهایی در باره مادها و پادشاهی شان|ص=35-36}}</ref> | |||
در کنار این بازتابهای حماسی، سنت داستانپردازی مادی نیز در ادبیات ملی تداوم یافته است؛ چنانکه داستان عاشقانهٔ زریادرس و آداتیس که در دورهٔ مادها رواج داشته، بعدها بهصورت داستان گشتاسب و کتایون وارد حلقهٔ داستانهای کیانی و در شاهنامه نیز منعکس شده است.<ref>{{پک|جعفری کلیبر|1401|ک=رشد آموزش زبان و ادب فارسی|ف=یک عاشقانه کهن از دوره مادها|ص=19}}</ref> | |||
== '''<big>منابع</big>''' == | == '''<big>منابع</big>''' == | ||
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=فیرزوی|نام۱=سورنا|تاریخ=۱۴۰۲|عنوان=«کَشتَریتو»؛ جایگاهش در تاریخ ماد و تبار او|پیوند=https://ensani.ir/file/download/article/65d5f01f11181-9703-44-15.pdf|ژورنال=مطالعات ایرانی|دوره=بیست و دوم|شماره=44|صفحات=415-460|نام۲=آرزو|نام خانوادگی۲=رسولی|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=سعادتمهر}} | ||