جز ویکی سازی و تمیزکاری
جز ویکی سازی و تمیزکاری
خط ۵۹: خط ۵۹:
حضرت زینب در سفر کربلا، برادرش، حسین را در همهٔ مراحل، همراهی کرد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص130؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص25.</ref> چهار زن، او را در این سفر همراهی می‌کردند: فضّه نوبیه (خادمهٔ حضرت زهرا) و روضه (خادمهٔ پیامبر) و ملیکه (خادمهٔ جعفر بن أبی‌طالب در حبشه) و سَلمی.<ref>مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص161.</ref>
حضرت زینب در سفر کربلا، برادرش، حسین را در همهٔ مراحل، همراهی کرد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص130؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص25.</ref> چهار زن، او را در این سفر همراهی می‌کردند: فضّه نوبیه (خادمهٔ حضرت زهرا) و روضه (خادمهٔ پیامبر) و ملیکه (خادمهٔ جعفر بن أبی‌طالب در حبشه) و سَلمی.<ref>مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص161.</ref>


شب عاشورا، امام حسین، خواهرش، زینب را دعوت به شکیبایی کرد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص137؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص226.</ref> زینب، هنگامی که زمزمهٔ «یا دهر! اُفّ لک من خلیل …» را از برادرش شنید، خطاب به او گفت گوئیا امروز، جدّم، پدرم، مادرم و برادرم را از دست رفته می‌بینم.<ref>مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۹۳–۹۴؛ صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص145؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص225-226.</ref> او، درعین حال، در معرکهٔ جنگ، چونان دستیاری زبردست برای برادرش عمل کرده و علی اصغر را برای وداع امام با فرزندش آورد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص163؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص267.</ref> همچنین، هنگامی که عبدالله بن حسن به سمت قتل‌گاه دوان شد، برای توقف او تلاش کرد، گرچه موفق نشد!<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص165.</ref> هنگام وداع امام حسین با اهل حرم نیز، پیراهن کهنه‌ای را که امام طلب کرده بود، به وی داد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص167-168.</ref>
شب عاشورا، [[امام حسین]]، خواهرش، زینب را دعوت به شکیبایی کرد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص137؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص226.</ref> زینب، هنگامی که زمزمهٔ «یا دهر! اُفّ لک من خلیل …» را از برادرش شنید، خطاب به او گفت گوئیا امروز، جدّم، پدرم، مادرم و برادرم را از دست رفته می‌بینم.<ref>مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۹۳–۹۴؛ صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص145؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص225-226.</ref> او، درعین حال، در معرکهٔ جنگ، چونان دستیاری زبردست برای برادرش عمل کرده و علی اصغر را برای وداع امام با فرزندش آورد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص163؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص267.</ref> همچنین، هنگامی که عبدالله بن حسن به سمت قتل‌گاه دوان شد، برای توقف او تلاش کرد، گرچه موفق نشد!<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص165.</ref> هنگام وداع امام حسین با اهل حرم نیز، پیراهن کهنه‌ای را که امام طلب کرده بود، به وی داد.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص167-168.</ref>


زینب، وظیفهٔ اصلی خود را حفظ جان امام سجاد، به عنوان امامِ پس از امام حسین، می‌دانست، که به بهترین نحو انجام داد.<ref>مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۱۷؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص299-300؛ صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص166؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص277.</ref> هنگام شهادت امام حسین، بر بالای تلّ زینبیه ایستاد و خطاب به عمر بن سعد فریاد برآورد که ایستاده‌ای و حسین را می‌کشند؟<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص172-173؛ مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۱۱۲.</ref> و در نهایت، پس از شهادت امام و یارانش، به همراه اهل حرم، بر بالین شهدا حضور یافته و برای آنها اقامهٔ عزا کردند.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص176؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص296-298؛ مغنیه، الحسین (ع) و بطلة کربلاء، ۱۴۲۶ق، ص۴۳۳؛ فیض‌الاسلام، خاتون دوسرا، ۱۳۶۶ش، ص۱۸۵.</ref> اقامهٔ عزا و ماتم برای کشتگان کربلا،<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص188-189.</ref> مراقبت از امام سجاد و دلداریِ او،<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص193-194؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص301.</ref> شِکوِه به پیشگاه خداوند و درد دل با پیامبر، از آخرین اقدامات حضرت زینب در کربلا بود.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص195.</ref>
زینب، وظیفهٔ اصلی خود را حفظ جان [[امام سجاد]]، به عنوان امامِ پس از امام حسین، می‌دانست، که به بهترین نحو انجام داد.<ref>مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۱۷؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص299-300؛ صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص166؛ مهاجرانی، بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد زینب کبری، 1383ش، ص277.</ref> هنگام شهادت امام حسین، بر بالای تلّ زینبیه ایستاد و خطاب به عمر بن سعد فریاد برآورد که ایستاده‌ای و حسین را می‌کشند؟<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص172-173؛ مفید، الارشاد، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۱۱۲.</ref> و در نهایت، پس از شهادت امام و یارانش، به همراه اهل حرم، بر بالین شهدا حضور یافته و برای آنها اقامهٔ عزا کردند.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص176؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص296-298؛ مغنیه، الحسین (ع) و بطلة کربلاء، ۱۴۲۶ق، ص۴۳۳؛ فیض‌الاسلام، خاتون دوسرا، ۱۳۶۶ش، ص۱۸۵.</ref> اقامهٔ عزا و ماتم برای کشتگان کربلا،<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص188-189.</ref> مراقبت از امام سجاد و دلداریِ او،<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص193-194؛ قرشی، تاریخ و سیرهٔ حضرت زینب، 1395ش، ص301.</ref> شِکوِه به پیشگاه خداوند و درد دل با پیامبر، از آخرین اقدامات حضرت زینب در کربلا بود.<ref>صادقی اردستانی، زینب قهرمان، دختر علی، 1402ش، ص195.</ref>


==زینب در کوفه==
==زینب در کوفه==