حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲: خط ۲:


== نام‌گذاری ==
== نام‌گذاری ==
واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک به‌معنای فرارکردن است<ref>{{پک|کاشغری|۱۳۳۳|ک=دیوان لغات الترک|ص=۲۰۲-۲۰۴|ج=}}</ref> و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که قرار می‌کند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان می‌دود برای آن ذکر شده است. در کتب تاریخ قدیم به‌ویژه پس از مغول، از اشخاصی نام برده شده که دارای لقب «قچرچی» (غچرچی، قجرچی) بوده‌اند که به‌معنای «راهنما» و «بلد» است. بر این اساس، به نظر ایشان، احتمال دارد این افراد در زمان جنگ، در مناطق کوهستانی به‌عنوان راهنمای لشکریان عمل می‌کرده‌اند و با رصد حرکت‌های نظامی دشمن، اطلاعات را به نیروهای خودی منتقل می‌نمودند و از این رو، به این لقب شهرت یافته‌اند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۶۵|ج=}}</ref> برخی منابع تاریخی نام این گروه را به منطقه گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجار را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده‌ و به نظر آنها این نام‌گذاری به‌دلیل مهارت‌های نظامی خاص صورت گرفته است.<ref>{{پک|لمبتون|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایلات ایران|ص=۲۰۳|ج=}}</ref>  
واژۀ قاجار، مشتق از واژۀ ترکی قاچ یا کاج، از مصدر قاجمک به‌معنای فرارکردن است<ref>{{پک|کاشغری|۱۳۳۳|ک=دیوان لغات الترک|ص=۲۰۲-۲۰۴|ج=}}</ref> و علامت «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ از این رو، معانی چون کسی که قرار می‌کند، مرد دونده یا کسی که در کوهستان می‌دود برای آن ذکر شده است. در کتب تاریخ قدیم به‌ویژه پس از مغول، از اشخاصی نام برده شده که دارای لقب «قچرچی» (غچرچی، قجرچی) بوده‌اند که به‌معنای «راهنما» و «بلد» است. بر این اساس، به نظر ایشان، احتمال دارد این افراد در زمان جنگ، در مناطق کوهستانی به‌عنوان راهنمای لشکریان عمل می‌کرده‌اند و با رصد حرکت‌های نظامی دشمن، اطلاعات را به نیروهای خودی منتقل می‌نمودند و از این رو، به این لقب شهرت یافته‌اند.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۶۵|ج=}}</ref> برخی منابع تاریخی نام این گروه را به منطقه گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجار را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کرده‌ و به نظر آنها این نام‌گذاری به‌دلیل مهارت‌های نظامی خاص صورت گرفته است.<ref>{{پک|لمبتون|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایلات ایران|ص=۲۰۳|ج=۱}}</ref>  


== ریشه‌های قبیله‌ای ==
== ریشه‌های قبیله‌ای ==
خط ۱۰: خط ۱۰:
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخ‌حيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیری‌بیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگ‌های سلطان حیدر در  ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاه اسماعیل با آق‌قویونلوها در  ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش به شمار می‌رفت.<ref>{{پک|عبدی‌بیگ شیرازی|۱۳۶۹|ک=‌تکملة‌الاخبار|ص=۳۹|ج=}}</ref>
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها از اواخر قرن نهم هجری در صحنه تاریخ ایران ظاهر شدند و برخی از نخستین قزلباشانی بودند که به مريدان شيخ‌حيدر صفوی پیوستند. از جمله سرکردگان نخستین آنان، پیری‌بیگ یا قراپیری قاجار ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگ‌های سلطان حیدر در  ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاه اسماعیل با آق‌قویونلوها در  ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش به شمار می‌رفت.<ref>{{پک|عبدی‌بیگ شیرازی|۱۳۶۹|ک=‌تکملة‌الاخبار|ص=۳۹|ج=}}</ref>


== طوایف خاندان قاجار ==
== جغرافیای زندگی ==
بر اساس منابع تاریخی، قاجارها تا قرن دوازدهم هجری در برخی نواحی ولایت استرآباد پراکنده بودند و گروه‌های بزرگی از آنان در همین قرن به شاهرود، دامغان، سمنان و ورامین کوچ کردند. پس از تشکیل سلطنت قاجاریه، آنان در مناطق مذکور، به‌ویژه در استرآباد، متمرکز شدند و به‌عنوان یک گروه اجتماعی مشخص تا سال‌های انقلاب مشروطیت در آن مناطق حضور داشتند و شماری از آنها از جمله مالکان محلی به شمار می‌آمدند.<ref>{{پک|مستوفی|۱۳۷۱|ک=شرح زندگانی من|ص=۱۰۴|ج=۳}}</ref>
 
== سبک زندگی و تحولات اجتماعی ==
زندگی قاجارها پیش از تشکیل سلطنت، به‌طور عمده بر پایه کوچ‌نشینی و زیست ایلی استوار بود، اما پس از روی کار آمدن سلسله قاجار، سبک زندگی عشایری آنان به‌تدریج به یکجانشینی تبدیل شد.<ref>{{پک|مستوفی|۱۳۷۱|ک=شرح زندگانی من|ص=۵۰۹-۵۱۰|ج=۳}}</ref> با این حال، آنان در سازمان نظامی منطقه نیز حضور داشتند و دسته‌ای از سواران را در اختیار حکومت قرار می‌دادند؛ در سال‌های پایانی سلطنت مظفرالدین‌شاه و دورۀ مشروطه، ریاست این سواران بر عهده نظرعلی‌خان بود.<ref>{{پک|صولت نظام‌قورخانچی|۱۳۶۰|ک=نخبه سیفیه|ص=۳۳|ج=۱}}</ref> همچنین، ایلخانی قاجار که عنوانی تشریفاتی و نه عملی (چون ایلات بختیاری و قشقایی) بود، برای سرپرستی خانواده‌های قاجاری ساکن تهران و باقی‌ماندگان ایل، حفظ شد و معمولاً به بستگان شاه واگذار می‌گردید؛ از مشهورترین ایلخانان این دوره، علیرضاخان عضدالملک بود که بعدها به نایب‌السلطنگی احمدشاه رسید.
 
== جمعیت ==
بر اساس منابع تاریخی، از جمعیت دقیق قاجارها در قرون گذشته اطلاعی در دست نیست، اما ارقام ارائه‌شده در دوره شاه‌سلطان‌حسین صفوی دوصد هزار خانوار<ref>{{پک|مسطوفی|۱۳۵۳|ک=فرهنگ ایران زمین|ف=آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی|ص=۴۱۳}}</ref> هرچند با اغراق همراه است، نشان از کثرت جمعیت آنان پیش از تشکیل سلطنت قاجار دارد. در دوره محمدشاه و ناصرالدین‌شاه، جمعیت آنان بین سیصد تا دو هزار خانوار تخمین زده شده است.<ref>{{پک|لمبتون|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایلات ایران|ص=۲۱۵|ج=۱}}</ref>
 
== طوایف ==
به نوشته برخی منابع، ایل قاجار در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل می‌ش: آقچه‌قویونلو، آقچه‌لو، شامبیاتی (معروف به بیرمی‌دورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزه‌ی اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشه‌ای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (به‌ویژه قره‌باغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخه‌های دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.<ref>{{پک|روملو|۱۳۵۷|ک=احسن التواریخ|ص=۶۱۷|ج=}}</ref> به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها به‌عنوان یک اویماق (طایفه) مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قره‌باغ و گنجه به‌عنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۸۶-۸۸|ج=}}</ref>
به نوشته برخی منابع، ایل قاجار در آستانۀ عصر صفوی از چهار شاخه یا اوبۀ اصلی تشکیل می‌ش: آقچه‌قویونلو، آقچه‌لو، شامبیاتی (معروف به بیرمی‌دورت) و اوبۀ اصلی قاجار. دو شاخۀ نخست در حوزه‌ی اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخۀ شامبیاتی که ریشه‌ای اوغوزی داشت، در شمال سوریه سکونت گزیده بود. به گزارش پژوهشگران، اوبۀ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقۀ آذربایجان و اران (به‌ویژه قره‌باغ و گنجه) استقرار یافت و به تدریج شاخه‌های دیگری مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.<ref>{{پک|روملو|۱۳۵۷|ک=احسن التواریخ|ص=۶۱۷|ج=}}</ref> به استناد برخی متون تاریخی، از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها به‌عنوان یک اویماق (طایفه) مستقل و تأثیرگذار در صحنۀ سیاسی ایران شناخته شدند و از میان طوایف مختلف، شاخۀ زیادلو در قره‌باغ و گنجه به‌عنوان قدرتمندترین شاخۀ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد.<ref>{{پک|تکمیل همایون|۱۳۹۲|ک=خاستگاه تاریخی ایل قاجار|ص=۸۶-۸۸|ج=}}</ref>


خط ۴۱: خط ۵۰:


{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=لمبتون|نام=ان|عنوان=تاریخ ایلات ایران|سال=۱۳۷۵|مکان=تهران|ناشر=آگاه|مترجم=علی تبریزی}}
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=لمبتون|نام=ان|عنوان=تاریخ ایلات ایران|سال=۱۳۷۵|مکان=تهران|ناشر=آگاه|مترجم=علی تبریزی}}
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مستوفی|نام=عبدالله|عنوان=شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دورۀ قاجاریه|سال=۱۳۷۱|مکان=تهران|ناشر=هرمس|کوشش=|دوره=}}
{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی۱=مستوفی|نام۱=محمدحسین|تاریخ=۱۳۵۳|عنوان=آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی|پیوند=https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/938975/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-1128-%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C|ژورنال=فرهنگ ایران زمین|دوره=|شماره=۲۰|صفحات=۳۹۶-۴۲۱}}