صفحهای تازه حاوی «'''<big>احسان</big>'''؛ رفتاری فراتر از وظیفه، برخاسته از نیکخواهی و مسئولیتپذیری. احسان به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک فراتر از تکلیف است که در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد و آثار گستردهای در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتم...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
احسان به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک فراتر از تکلیف است که در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد و آثار گستردهای در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارد. این مفهوم در ادیان گوناگون، ایران باستان و سنت فلسفی یونان ریشه دارد و امروزه نیز در دانشهای روانشناسی و جامعهشناسی بررسی میشود. با این حال، افراط و تفریط در آن آسیبهایی به همراه دارد که شناخت آنها برای بهرهمندی درست از این فضیلت ضروری است. | احسان به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک فراتر از تکلیف است که در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد و آثار گستردهای در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارد. این مفهوم در ادیان گوناگون، ایران باستان و سنت فلسفی یونان ریشه دارد و امروزه نیز در دانشهای روانشناسی و جامعهشناسی بررسی میشود. با این حال، افراط و تفریط در آن آسیبهایی به همراه دارد که شناخت آنها برای بهرهمندی درست از این فضیلت ضروری است. | ||
مفهومشناسی | == مفهومشناسی == | ||
احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | ||
پیشینه | == پیشینه == | ||
ادیان | === ادیان === | ||
در عهد عتیق، مفهوم «صِداقَه» ریشه در عدالت دارد و فرد با بخشش دارایی، به برقراری عدالت الاهی یاری میرساند (نواک، ۱۹۹۲، ۱۸۹-۱۹۵). در مسیحیت، موعظۀ بالای کوه، بخشش بیچشمداشت را از والاترین فضایل برمیشمرد (کتاب مقدّس، متی، ۶: ۳). در اسلام نیز این مفهوم با حدیث نبوی جایگاهی عبادی یافت و نهاد وقف، سازوکار تحقق پایدار آن شد (سلمانپور، ۱۳۹۰، ۲۸-۳۵). | در عهد عتیق، مفهوم «صِداقَه» ریشه در عدالت دارد و فرد با بخشش دارایی، به برقراری عدالت الاهی یاری میرساند (نواک، ۱۹۹۲، ۱۸۹-۱۹۵). در مسیحیت، موعظۀ بالای کوه، بخشش بیچشمداشت را از والاترین فضایل برمیشمرد (کتاب مقدّس، متی، ۶: ۳). در اسلام نیز این مفهوم با حدیث نبوی جایگاهی عبادی یافت و نهاد وقف، سازوکار تحقق پایدار آن شد (سلمانپور، ۱۳۹۰، ۲۸-۳۵). | ||
ایران باستان | === ایران باستان === | ||
در اوستا، مفهوم «اشه» زمینهساز اخلاقِ حمایت از ضعیفان بود (صانعپور، ۱۳۹۵، ۴۵-۴۷). سنگنوشتههای هخامنشی رفتار نیک با مغلوبان را فضیلتی اخلاقی شمردهاند که نمونۀ برجستهاش، عملکرد کوروش بزرگ است (فرهادی، ۱۳۷۷، ۳۴-۳۸). | در اوستا، مفهوم «اشه» زمینهساز اخلاقِ حمایت از ضعیفان بود (صانعپور، ۱۳۹۵، ۴۵-۴۷). سنگنوشتههای هخامنشی رفتار نیک با مغلوبان را فضیلتی اخلاقی شمردهاند که نمونۀ برجستهاش، عملکرد کوروش بزرگ است (فرهادی، ۱۳۷۷، ۳۴-۳۸). | ||
سنت فلسفی یونان | === سنت فلسفی یونان === | ||
ارسطو «بخشندگی» را حدّ وسط اسراف و خست دانست و نخستین تحلیل عقلانی از رفتار فراتر از نفع شخصی را ارائه داد (ارسطو، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). اپیکوریان و رواقیون نیز کمک به همنوع را توصیه میکردند، هرچند انگیزۀ اصلی را آرامش درونی میدانستند (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۵۱-۵۴). | ارسطو «بخشندگی» را حدّ وسط اسراف و خست دانست و نخستین تحلیل عقلانی از رفتار فراتر از نفع شخصی را ارائه داد (ارسطو، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). اپیکوریان و رواقیون نیز کمک به همنوع را توصیه میکردند، هرچند انگیزۀ اصلی را آرامش درونی میدانستند (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۵۱-۵۴). | ||
دوران معاصر | === دوران معاصر === | ||
با شکلگیری مفاهیمی چون حقوق بشر و دولت رفاه، این پدیده دیگر صرفاً کنشی دینی نیست، بلکه در روانشناسی، جامعهشناسی و سیاستگذاری عمومی تحلیل میشود (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۱-۴۵). | با شکلگیری مفاهیمی چون حقوق بشر و دولت رفاه، این پدیده دیگر صرفاً کنشی دینی نیست، بلکه در روانشناسی، جامعهشناسی و سیاستگذاری عمومی تحلیل میشود (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۱-۴۵). | ||
احسان در اسلام | == احسان در اسلام == | ||
در اسلام، احسان از پربسامدترین مفاهیم اخلاقی است و ابعاد گوناگون آن در آیات و روایات مورد تأکید قرار گرفته است: | در اسلام، احسان از پربسامدترین مفاهیم اخلاقی است و ابعاد گوناگون آن در آیات و روایات مورد تأکید قرار گرفته است: | ||
* احسان به پدر و مادر: قرآن در آیۀ ۲۳ سورۀ اسراء، پس از فرمان توحید، بیدرنگ به احسان به والدین فرمان میدهد و از سخن آزاردِهنده نسبت به آنان نهی میکند (اسراء، ۲۳). | |||
* احسان به خویشاوندان: آیۀ ۳۶ سورۀ نساء، شبکهای از روابط را ترسیم میکند که باید با احسان همراه باشند: والدین، خویشان، یتیمان، مسکینان، همسایه و درراهمانده (نساء، ۳۶). | |||
* احسان به یتیمان و مسکینان: رسیدگی به یتیمان و نیازمندان در قرآن نشانۀ ایمان راستین شمرده شده است (ماعون، ۱-۳). | |||
* احسان به اسیران: آیۀ ۸ سورۀ انسان، ابرار را چنین توصیف میکند که با وجود گرسنگی، غذای خود را به اسیر میبخشند (انسان، ۸). | |||
* احسان به خود: قرآن تصریح میکند که نتیجۀ هر احسانی نخست به خود فرد بازمیگردد (اسراء، ۷). | |||
* احسان در سخن و رفتار: آیۀ ۸۳ سورۀ بقره نیکو سخنگفتن با مردم را مصداق احسان دانسته است (بقره، ۸۳). | |||
* پاداش احسان: آیۀ ۶۰ سورۀ الرحمن بر اصل بازگشت نیکی تأکید دارد (الرحمن، ۶۰). | |||
* احسان به دشمنان: آیۀ ۳۴ سورۀ فصلت، مؤمنان را به دفع بدی با نیکی فرمان میدهد (فصلت، ۳۴). | |||
* احسان به حیوانات: در روایات نبوی، داستان مردی نقل شده که سگی تشنه را سیراب کرد و خداوند به پاس این کار، او را آمرزید (بخاری، ۱۴۲۳ق، کتاب المساقاة، باب فضل سقی الماء). | |||
احسان در ادبیات فارسی | == احسان در ادبیات فارسی == | ||
اشعار | === اشعار === | ||
* سعدی: «ز دست برآید ز هر نیک و بد / چو احسان کند مرد، احسان خود» (سعدی، ۱۳۶۸، ۸۷). | |||
* حافظ: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» (حافظ، ۱۳۷۴، ۲۴۵). | |||
* نظامی گنجوی: «هر که نیکی کند، نیکی یابد / بد به بد، هر که کند، بد یابد» (نظامی گنجوی، ۱۳۶۳، ۹۲). | |||
* خیام: «تا میتوانی، رنجه مگردان کس را / بر روی خود آور در احسان کس را» (خیام، ۱۳۷۲، ۵۶). | |||
ضربالمثلها | === ضربالمثلها === | ||
* «نیکی کن و به دریا بینداز» (ذوالفقاری، ۱۳۸۸، ج۲، ۱۷۵۶). | |||
* «از تو حرکت، از خدا برکت» (ذوالفقاری، ۱۳۸۸، ج۱، ۲۱۳). | |||
* «تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز» (دهخدا، ۱۳۸۳، ج۴، ۱۶۴۳). | |||
* «دست نیکوکار، بوسیدن دارند» (ذوالفقاری، ۱۳۸۸، ج۱، ۸۳۴). | |||
عرصههای مختلف احسان | == عرصههای مختلف احسان == | ||
فردی | === فردی === | ||
* خودکارآمدی ادراکشده: کمک به دیگران حس «من میتوانم اثر مثبت بگذارم» را ایجاد میکند (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | |||
* طرحوارۀ ذهنی مثبت: یادآوری کمکهای دریافتی، ذهن را برای احسان متقابل آماده میکند (بندورا، ۱۳۷۲، ۸۵-۹۲). | |||
* هماهنگی با خودانگارۀ اخلاقی: فرد برای حفظ تصویر «من انسان نیکوکاری هستم» به کارهای فراتر از انتظار دست میزند (سلگمن، ۱۳۹۰، ۲۱۸). | |||
* کنترل مهاری: توانایی مهار امیال خودخواهانه زمینهساز رفتار احسانی است (سلگمن، ۱۳۹۰، ۲۱۸). | |||
=== خانواده و دوستان === | |||
* الگوبرداری فرزندان از والدین: مراقبت فراتر از وظیفه، الگوی عملی دیگرخواهی را در کودک نهادینه میکند (بندورا، ۱۳۷۲، ۸۵-۹۲). | |||
* پرورش کنترل مهاری: آموزش صبر در خانواده پایۀ احسان آینده است (بندورا، ۱۳۷۲، ۸۵-۹۲). | |||
* تعمیق دوستی: همراهی بیچشمداشت، اعتماد را در رابطه نهادینه و آن را از رابطۀ سودمحور جدا میسازد (سلگمن، ۱۳۹۰، ۲۱۸). | |||
=== اجتماع === | |||
* همیاری سنّتی (بُنه): همکاری داوطلبانۀ کشاورزان، نمونهای کهن از احسان جمعی در ایران است (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۱۸-۱۲۱). | |||
* زلزلۀ بم (۱۳۸۲): موج همبستگی خودجوش مردمی کمکها را به مناطق زلزلهزده سرازیر کرد (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۱۸-۱۲۱). | |||
* زلزلۀ کرمانشاه (۱۳۹۶): شبکههای اجتماعی سازماندهی کمکها را سرعت بخشیدند (پوتنام، ۱۳۸۰، ۱۹۳). | |||
* سیلهای ۱۳۹۸: گروههای جهادی و داوطلبان هفتهها بدون دستمزد به بازسازی پرداختند (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۱۸-۱۲۱). | |||
* بحران کرونا (۱۳۹۸-۱۴۰۰): کادر درمان با پذیرش خطر جانی فراتر از شیفت موظف خدمت کردند (سلیمی و شریفی، ۱۴۰۰). | |||
* معلمان مناطق محروم: ماندگاری فراتر از تعهد خدمت با هزینۀ شخصی (سلیمی و شریفی، ۱۴۰۰). | |||
* خیّران مدرسهساز و دانشگاهساز: سرمایۀ مادّی خود را بیانتظار بازگشت صرف زیرساخت آموزشی کردهاند (جامعۀ خیّران مدرسهساز، ۱۳۹۸). | |||
* آزادی زندانیان نیازمند: چهرههای هنری مانند محسن چاوشی زمینۀ بازگشت محکومان مالی را فراهم ساختند (جامعۀ خیّران مدرسهساز، ۱۳۹۸). | |||
=== حکمرانی و سیاست === | |||
* عفو زندانیان در مناسبتها: اقدامی فراتر از الزام قانونی برای بازگشت اجتماعی محکومان (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۱۱۵-۱۱۷). | |||
* پذیرش مهاجران افغانستانی: ایران با وجود فشار اقتصادی، دههها میزبان میلیونها مهاجر بوده است (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۸). | |||
== فواید == | |||
=== فردی و روانشناختی === | |||
* کاهش افسردگی و اضطراب: کمک به دیگران نشانگان افسردگی را کاهش میدهد (سلگمن، ۱۳۹۰، ۲۱۸). | |||
* افزایش احساس خودارزشمندی: فرد به حس معناداری دست مییابد (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | |||
* تقویت تابآوری: تجربۀ سپاسگزینی ظرفیت روانی را بالا میبرد (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | |||
* بهبود سلامت جسمی: رفتارهای نوعدوستانۀ مستمر با سلامت قلبی-عروقی رابطۀ مثبت دارد (لوبومیرسکی، ۱۳۹۵، ۱۴۳-۱۴۷). | |||
=== اجتماعی === | |||
* تقویت سرمایۀ اجتماعی: اعتماد میان شهروندان بدون سازوکار رسمی افزایش مییابد (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۱-۴۵). | |||
* کاهش آسیبهای اجتماعی: حمایت از اقشار آسیبپذیر از گسترش بحرانها جلوگیری میکند (پوتنام، ۱۳۸۰، ۱۹۳). | |||
* انسجام در بحرانها: رفتارهای داوطلبانه خلأ نهادهای رسمی را پر میکنند (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۱۸-۱۲۱). | |||
=== اقتصادی === | |||
* کاهش هزینۀ دولت: خیریهها بار زیرساختهای آموزشی و درمانی را از بودجۀ عمومی برمیدارند (سلمانپور، ۱۳۹۰، ۲۸-۳۵). | |||
* توزیع مجدد ثروت: سازوکاری غیراجباری برای انتقال منابع فراهم میکند (سلمانپور، ۱۳۹۰، ۲۸-۳۵). | |||
* پایداری نهادهای عامالمنفعه: وقف پشتوانۀ مالی پایدار ایجاد میکند (جامعۀ خیّران مدرسهساز، ۱۳۹۸). | |||
=== سیاسی و مدنی === | |||
* افزایش مشروعیت حاکمیت: عفو عمومی اعتماد را ترمیم میکند (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۱۱۵-۱۱۷). | |||
* پیشگیری از بحران مهاجرتی: پذیرش داوطلبانۀ مهاجران ثبات اجتماعی را افزایش میدهد (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۸). | |||
* تقویت جامعۀ مدنی: مشارکت داوطلبانه بلوغ نهادهای مدنی را به همراه دارد (پوتنام، ۱۳۸۰، ۲۰۳). | |||
== راههای تقویت == | |||
=== در خانواده === | |||
در | * الگوسازی والدین: مشاهده رفتار احسانی، مؤثرترین روش درونیسازی است (بندورا، ۱۳۷۲، ۸۵-۹۲). | ||
* مشارکت در کارهای خیر خانوادگی: حس مسئولیت اجتماعی را پرورش میدهد (بندورا، ۱۳۷۲، ۸۵-۹۲). | |||
=== در نظام آموزشی === | |||
در | * آموزش همدلی در مدارس: برنامههای ساختاریافته رفتار احسانی را افزایش میدهد (پیشگاهیفرد و همکاران، ۱۳۹۷). | ||
* فعالیتهای داوطلبانه در دوران تحصیل: مشارکت در اردوهای جهادی نگرش مسئولانه را شکل میدهد (پیشگاهیفرد و همکاران، ۱۳۹۷). | |||
=== در رسانه و فضای عمومی === | |||
* برجستهسازی الگوهای مردمی: باور به امکان احسان همگانی را تقویت میکند (پیشگاهیفرد و همکاران، ۱۳۹۷). | |||
* کمپینهای آگاهیبخشی: فاصلۀ میان قصد و عمل نیک را کاهش میدهد (پیشگاهیفرد و همکاران، ۱۳۹۷). | |||
در | === در سیاستگذاری و نهادسازی === | ||
* تسهیل فعالیت خیریهها: قوانین حمایتی انگیزۀ مشارکت را افزایش میدهد (میرمحمدی، ۱۳۹۵). | |||
* احیای سنتهای همیاری بومی: مشارکت جمعی را نهادینه میکند (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۵۶-۱۶۰). | |||
* نظام تشویقی غیرمادّی: فرهنگ احسان را بدون مخدوشکردن خلوص نیت گسترش میدهد (میرمحمدی، ۱۳۹۵). | |||
=== در بُعد فردی === | |||
افراط | * تمرین سپاسگزینی روزانه: انگیزۀ کمک به دیگران را بالا میبرد (سلگمن، ۱۳۹۰، ۱۱۲). | ||
* گسترش دایرۀ «ما»: شمول رفتار احسانی را وسعت میبخشد (سلگمن، ۱۳۹۰، ۱۱۲). | |||
== افراط و تفریط == | |||
=== افراط === | |||
افراط در احسان زمانی رخ میدهد که فرد سلامت روانی، مالی یا روابط خود را به خطر بیندازد (صدیق اورعی، ۱۳۹۸، ۷۲-۷۵): | افراط در احسان زمانی رخ میدهد که فرد سلامت روانی، مالی یا روابط خود را به خطر بیندازد (صدیق اورعی، ۱۳۹۸، ۷۲-۷۵): | ||
* آسیبهای فردی: ایثار بیمارگونه به فرسودگی عاطفی و افسردگی میانجامد (اوکلی، ۱۳۹۶، ۴۵-۴۸). فرد دچار «خودفراموشی بیمارگونه» میشود (صدیق اورعی، ۱۳۹۸، ۷۲-۷۵). | |||
* فرسودگی اقتصادی: بخشش بیبرنامه امنیت مالی را تهدید میکند (صدیق اورعی، ۱۳۹۸، ۷۲-۷۵). | |||
* آسیبهای اجتماعی: کمک بیضابطه وابستگی مزمن ایجاد میکند (فرهادی، ۱۳۷۷، ۱۷۰-۱۷۴). غفلت از خانواده به فروپاشی آن میانجامد (شرفالدین، ۱۳۹۴، ۵۶). | |||
* کژکارکردی سیاسی: عفو بیضابطه حاکمیت قانون را تضعیف میکند (فرانکنا، ۱۳۹۱، ۱۱۵-۱۱۷). | |||
ارسطو تصریح میکند که بخشندگی حدّ وسط اسراف و خسّت است (ارسطو، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). | ارسطو تصریح میکند که بخشندگی حدّ وسط اسراف و خسّت است (ارسطو، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). | ||
تفریط | === تفریط === | ||
تفریط به معنای فروبستن دست از هرگونه بخشش فراتر از تکلیف حداقلی است (پوتنام، ۱۳۸۰، ۲۰۳). پیامدهای آن: | تفریط به معنای فروبستن دست از هرگونه بخشش فراتر از تکلیف حداقلی است (پوتنام، ۱۳۸۰، ۲۰۳). پیامدهای آن: | ||
* تضعیف سرمایۀ اجتماعی: اعتماد متقابل کاهش مییابد (فوکویاما، ۱۳۸۵، ۴۸). | |||
* افزایش شکاف طبقاتی: بدون توزیع داوطلبانۀ ثروت، فاصله طبقاتی افزایش مییابد (پوتنام، ۱۳۸۰، ۲۰۳). | |||
* تضعیف مسئولیتپذیری مدنی: جامعۀ مدنی تحلیل میرود (پوتنام، ۱۳۸۰، ۲۰۳). | |||
== پانویس == | |||
== منابع == | |||
· ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس (م. لطفی، مترجم). تهران: طرح نو. | · ارسطو. (۱۳۷۸). اخلاق نیکوماخوس (م. لطفی، مترجم). تهران: طرح نو. | ||
اوکلی، ب. (۱۳۹۶). آسیبشناسی نوعدوستی بیمارگونه (م. صفوی، مترجم). فصلنامۀ سلامت روان، ۴(۱۴)، ۴۵-۴۸. | |||
بخاری، م. (۱۴۲۳ق). صحیح البخاری. بیروت: دار ابن کثیر. | |||
بندورا، آ. (۱۳۷۲). نظریۀ یادگیری اجتماعی (ف. ماهر، مترجم). تهران: انتشارات رشد. | |||
پیشگاهیفرد، ز. و همکاران. (۱۳۹۷). نقش آموزش همدلی در ترویج نوعدوستی در دانشآموزان. پژوهشنامۀ روانشناسی اجتماعی، ۷(۲۵). | |||
پوتنام، ر. (۱۳۸۰). دموکراسی و سنتهای مدنی (م. دلفروز، مترجم). تهران: دفتر پژوهشهای سیاسی. | |||
جامعۀ خیّران مدرسهساز کشور. (۱۳۹۸). گزارش عملکرد سی ساله. تهران: انتشارات جامعۀ خیّران. | |||
حافظ، ش.م. (۱۳۷۴). دیوان (م. قزوینی و ق. غنی، مصححان). تهران: انتشارات اساطیر. | |||
خیام، ع. (۱۳۷۲). رباعیات (م. فروغی، مصحح). تهران: انتشارات علمی. | |||
دهخدا، ع. (۱۳۸۳). امثال و حکم. تهران: انتشارات امیرکبیر. | |||
ذوالفقاری، ح. (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی. تهران: نشر معین. | |||
سعدی، م. (۱۳۶۸). بوستان (غ. یوسفی، مصحح). تهران: انتشارات خوارزمی. | |||
سلگمن، م. (۱۳۹۰). شادکامی اصیل (م. تبریزی و دیگران، مترجمان). تهران: انتشارات دانژه. | |||
سلمانپور، م. (۱۳۹۰). وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی. تهران: پژوهشکدۀ تاریخ اسلام. | |||
سلیمی، ع. و شریفی، ح. (۱۴۰۰). ایثار شغلی کادر درمان در بحران کووید-۱۹. فصلنامۀ رفاه اجتماعی. | |||
شرفالدین، س. (۱۳۹۴). جامعهپذیری اخلاقی و نهادینهسازی ارزشها. معرفت فرهنگی-اجتماعی، ۶(۲۲). | |||
صانعپور، م. (۱۳۹۵). اخلاق احسان در ایران باستان. فصلنامۀ پژوهشهای اخلاقی، ۶(۲۱)، ۴۵-۴۷. | |||
صدیق اورعی، غ. و همکاران. (۱۳۹۸). تحلیل جامعهشناختی رفتارهای ایثارگرانه. فصلنامۀ مسائل اجتماعی ایران، ۱۰(۱)، ۶۵-۷۵. | |||
فرانکنا، و. (۱۳۹۱). فلسفۀ اخلاق (ه. صادقی، مترجم). قم: کتاب طه. | |||
فرهادی، م. (۱۳۷۷). فرهنگ یاریگری در ایران. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. | |||
فوکویاما، ف. (۱۳۸۵). سرمایۀ اجتماعی و جامعه مدنی (ا. خاکباز، مترجم). تهران: نشر نی. | |||
قرآن کریم. | |||
لوبومیرسکی، س. (۱۳۹۵). روانشناسی شادکامی (ن. ظهیری، مترجم). تهران: انتشارات ققنوس. | |||
میرمحمدی، س. (۱۳۹۵). طراحی نهادی و ترویج نیکوکاری در جوامع اسلامی. مطالعات مدیریت دولتی، ۸(۲). | |||
نظامی گنجوی، ا. (۱۳۶۳). مخزنالاسرار (و. دستگردی، مصحح). تهران: انتشارات علمی. | |||
Novak, D. (1992). Jewish Social Ethics. New York: Oxford University Press. | |||