احسان؛ نیکی به دیگران بدون چشم‌داشت برای پاداش.[دیدگاه ۱]

احسان به معنای زیبایی، نیکی و شایستگی، از والاترین مراتب ایمان به‌شمار می‌رود و بنیاد آن بر نیکی به دیگران، بدون چشم‌داشتِ پاداش و فراتر از وظایفِ صرفِ قانونی (عدالت) استوار است. این ضرورت اجتماعی، در ادیانی همچون یهودیت و نیز فرهنگ ایران باستان، بخشی از نظام اندیشگی برای برقراری توازن اجتماعی بوده و در سه ساحتِ فردی، اجتماعی و پاسداری از طبیعت تجلی یافته است. نیکی به همنوعان، آثاری چون آرامش روان، محبوبیت اجتماعی و برکت در روزی را به همراه دارد. در بستر فرهنگی ایران نیز این ارزش اخلاقی، از آیین‌های سنتی مانند وقف و نذر[دیدگاه ۲]، به ساختارهای نهادی‌تر همچون کمیته امداد[دیدگاه ۳] و نیز الگوهای نوین دیجیتال و تأمین مالی جمعی تحول یافته است.

مفهوم‌شناسی[دیدگاه ۴]

واژهٔ احسان از ریشهٔ «ح‌س‌ن» گرفته شده است. در لغت، حُسن به معنای زیبایی (جمال)، نیکی (نیکویی)، شایستگی و مورد پسند بودن است.[۱] این واژه برای توصیف اموری به کار می‌رود که از زیبایی عقلی، عاطفی یا حسی برخوردارند و موجب تحسین و بهجت در انسان می‌شوند.[۲]

احسان در اصطلاح، به معنای رساندن نفع نیکو و شایستهٔ ستایش به دیگری و نیز انجام کاری به شکل نیکو و با انگیزهٔ خدایی و رساندن خیر یا سودی به دیگری بدون چشم‌داشت پاداش تعریف شده است. در قرآن کریم، احسان در سه معنا به کار رفته است: انجام دادن کار نیک و اعمال و رفتار صالح، نیکی کردن به دیگران، و انجام‌دادن شایستهٔ کاری در شکل کامل آن. این واژه در مقابل إساءة[دیدگاه ۵] (بدی کردن) قرار دارد و با مفاهیمی چون انعام، اِفضال و بِرّ قرابت معنایی دارد.[۳]

تمایز احسان از مفاهیم مشابه

از منظر مطالعات اخلاقی و فلسفهٔ حقوق، احسان مرتبه‌ای فراتر از عدالت محسوب می‌شود؛ چنان‌که عدالت به معنای ادای دقیقِ حقوق و تکالیف متقابل است، اما احسان عبارت است از بخششِ فراتر از وظیفه و چشم‌پوشی از بخشی از حق خویش. اجرای عدالت امری واجب و الزام‌آور است، اما احسان عملی اختیاری و فضیلتی مستحب به‌شمار می‌آید.[۴]

همچنین، در تحلیلِ مفهومی، احسان با خیرخواهی تفاوت ماهوی دارد؛ خیرخواهی می‌تواند صرفاً به‌عنوان تمایلی درونی یا نیتی قلبی باقی بماند، درحالی‌که احسان همواره با کنشگری عینی و انجام عملی نیک در جهت منفعت دیگری همراه است.[۵]

علاوه‌بر این، برخلاف تصور عمومی که احسان را تنها به معنای نیکوکاری در قالب دستگیری از بینوایان یا انفاق مالی می‌دانند، این مفهوم در آموزه‌های وحیانی دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر از بخشش‌های مادی داشته و شامل هر نوع فعالیت شایسته‌ای است که برای رضای پروردگار انجام شود. احسان می‌تواند در ابعاد گوناگون، از عبادت و ارتباط با خدا گرفته تا رفتار با خانواده، همسایگان و حتی دشمنان، تجلی یابد.[۶]

انواع

براساس آموزه‌های دینی و اخلاقی، احسان را می‌توان با توجه به قلمرو و حوزهٔ نیکوکاری به سه دستهٔ اصلی تقسیم کرد:

احسان به خود

در منابع دینی و متون اخلاقی، احسان به خود، به‌عنوان نخستین گام در مسیر کمال و خودسازی معرفی شده است. در این ساحت، انسان با انجام اعمال صالح و پیراستن روح خویش از رذایل اخلاقی، در حقیقت به کرامت انسانی خود نیکی می‌رساند؛ زیرا ثمرهٔ هر عمل نیک، نخست به فاعل آن بازمی‌گردد و موجب رشد روانی و استواری اخلاقی او می‌شود. خودسازی و تزکیهٔ نفس، زیربنای هرگونه نیکی به دیگران دانسته شده است.[۷]

احسان به دیگران[دیدگاه ۶]

این‌گونه از احسان که در عرصهٔ روابط انسانی تجلی می‌یابد، به معنای رساندن نفع و نیکی به همنوعان، بدون انتظار معاوضه یا پاداش مادی است.[۸] در نگاه اخلاقی و دینی، دامنهٔ این مهرورزی گسترده است و از نیکی به والدین، خویشاوندان و همسایگان آغاز شده و تا دستگیری از یتیمان، مساکین، درماندگان و گره‌گشایی از کار بندگان خدا ادامه می‌یابد. احسان به دیگران می‌تواند در دو قالب مالی (مانند انفاق، صدقه و زکات) و غیرمالی (مانند آموزش علم، وفای به عهد، عفو و گذشت و برخورد خوش) صورت پذیرد.[۹]

احسان به طبیعت

در نظام خلقت و براساس آموزه‌های دینی، احسان به طبیعت به معنای رفتار مسئولانه و مهربانانه با محیط‌زیست و تمامی موجودات زنده است. این حوزه از احسان، نشان‌دهندهٔ نگاه جامع اسلام به نیکی است که نه‌تنها روابط انسانی، بلکه رابطهٔ انسان با طبیعت و مخلوقات الهی را نیز در بر می‌گیرد.[۱۰]

آثار

آثار احسان را می‌توان در دو حوزهٔ دنیوی و اخروی بررسی کرد که هر یک پیامدهای فردی و اجتماعی خاص خود را دارند.

آثار دنیوی

آثار دنیوی به لحاظ تعدد بسیار است که بخشی از این آثار عبارت است از:[دیدگاه ۷]

  • آرامش روحی و امنیت قلبی: نیکوکاری نخستین تأثیر را بر سلامت روان خودِ فرد گذاشته و موجب دوری از دلهره و اضطراب در شداید زندگی می‌شود.[۱۱]
  • تألیف قلوب و محبوبیت اجتماعی: احسان و نیکی به دیگران، کدورت‌ها را زدوده و دشمنی‌ها را به دوستی‌های صمیمی مبدل می‌سازد. فرد نیکوکار با گره‌گشایی از کار خلق، محبت آنان را جلب کرده و در دل‌های جامعه جایگاهی ویژه می‌یابد.[۱۲]
  • برکت در مال و وسعت رزق: انفاق و کار خیر، نه‌تنها سبب کاهش مال نمی‌شود، بلکه کلید گشایش روزی و مایهٔ برکت در عمر و دارایی انسان دانسته شده است. این برکت، هم در افزایش کمی و هم در کیفیت بهره‌مندی از نعمت‌ها، خود را نشان می‌دهد.[۱۳]
  • تعدیل اقتصادی و فقرزدایی: احسان و انفاق[دیدگاه ۸] با جلوگیری از تمرکز و تجمع ثروت در دست عده‌ای اندک، از بروز شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری کرده و به تعدیل اقتصادی و کاهش فقر در جامعه کمک می‌کند. این امر، موجب حفظ امنیت اجتماعی و پیشگیری از مفاسد ناشی از نابرابری‌های اقتصادی می‌شود.[۱۴]

آثار اخروی

براساس منابع تفسیری و روایی، احسان در کنار آثار دنیوی، دارای برکات و پاداش‌های اخروی فراوانی است که در آیات قرآن و روایات به آنها اشاره شده است.

  • رستگاری و فوز عظیم: قرآن کریم[دیدگاه ۹]، رستگاری و سعادت ابدی را پاداش قطعی نیکوکاران معرفی کرده است. براساس وعده الهی، محسنین (نیکوکاران) از جایگاه والایی در آخرت برخوردار خواهند شد و به مقام رستگاران نائل می‌آیند.[۱۵]
  • تکفیر گناهان و تبدیل سیئات: نیکی به دیگران یکی از عوامل مهم در زدودن آثار گناهان و پوشاندن لغزش‌ها در قیامت است. قرآن صراحتاً به این مضمون اشاره دارد که حسنات[دیدگاه ۱۰]، سیئات را از بین می‌برند. براساس این آموزه، احسان و اعمال نیک موجب می‌شود که خداوند بدی‌های بندگان نیکوکار را بپوشاند و آنها را به حسنات تبدیل کند.[۱۶]
  • نجات از عذاب الهی: سخاوت و احسان، حتی در صورت قصور در برخی جنبه‌ها، می‌تواند مانعی در برابر عذاب و خشم پروردگار باشد. آموزه‌های قرآن، احسان و نیکوکاری را به‌عنوان یک راهکار اساسی برای دفع بدی‌ها و نجات از بلاها و عذاب‌های الهی معرفی کرده است.[۱۷]
  • اجابت دعا و اتمام نعمت: احسان، راهی مطمئن برای جلب رحمت خاص الهی و استجابت دعاها در پیشگاه خداوند است. براساس آیات قرآن، احسان و نیکوکاری زمینه‌ساز اجابت دعا و بهره‌مندی از نعمت‌های کامل الهی می‌شود[دیدگاه ۱۱].[۱۸]

راهکار ترویج و تقویت[دیدگاه ۱۲]

ترویج و تقویت فرهنگ احسان نیازمند مجموعه‌ای از راهکارهای آموزشی، فناورانه و توانمندساز است که زمینهٔ مشارکت پایدار افراد و نهادهای اجتماعی را فراهم می‌کند.

  • آموزش از کودکی: کارشناسان[دیدگاه ۱۳] حوزهٔ تعلیم و تربیت بر این باورند که فرهنگ احسان و نیکوکاری باید از سنین پایین و در بستر نظام آموزشی نهادینه شود. از مهم‌ترین مصادیق این رویکرد، می‌توان به گنجاندن داستان‌های آموزنده در کتاب‌های درسی دورهٔ ابتدایی و دبیرستان برای آشنایی با فرهنگ دستگیری از نیازمندان و معرفی الگوهای فداکاری و ایثار در کتب درسی برای نهادینه‌سازی دگرخواهی از سنین پایین اشاره کرد.[۱۹]
  • بهره‌گیری از فناوری: فناوری‌های نوین، به‌ویژه پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی (Crowdfunding)، افق‌های تازه‌ای را در حوزهٔ احسان و نیکوکاری گشوده‌اند. این پلتفرم‌ها با فراهم آوردن بستری شفاف برای جمع‌آوری کمک‌های مالی، نقش مؤثری در افزایش اعتماد عمومی ایفا می‌کنند.[۲۰]
  • توانمندسازی: کارشناسان حوزهٔ خیریه و توانمندسازی اجتماعی، بر این نکته تأکید دارند که تأمین استقلال مالی نیازمندان، به‌مراتب پایدارتر از کمک‌های نقدیِ مقطعی است. ازجمله مصادیق این رویکرد می‌توان به این موارد اشاره کرد: تمرکز بر آموزشِ مهارت‌های شغلی به‌جای کمک‌های نقدیِ صرف؛ تأسیس کارگاه‌های فنی‌وحرفه‌ای توسط مؤسسات خیریه برای زنان سرپرست خانوار جهت دستیابی به استقلال مالی و خروج دائمی از چرخهٔ فقر.[۲۱]

احسان در فرهنگ ایران

جلوه‌های احسان در فرهنگ ایران در ریشه‌های فرهنگی و ادبی، آیین‌ها و سنت‌ها، واکنش به بحران‌های اجتماعی و فعالیت نهادهای خیریه تعریف شده است:

ریشه‌های فرهنگی و ادبی

جامعه ایرانی به‌دلیل بافت فرهنگی غنی، سوابق تاریخی کهن و ادبیات پربار فارسی، پیوندی دیرینه با مفاهیم نیکوکاری و احسان داشته است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این پیوند فرهنگی، بستری برای شکل‌گیری نوعی سرمایه اجتماعی تاریخی فراهم آورده که در آن، نیکوکاری نه‌تنها یک توصیه اخلاقی فردی، بلکه بخشی از نظام فکری برای برقراری عدالت و توازن اجتماعی تلقی می‌شود. در این نگاه، احسان به‌عنوان مرتبه‌ای فراتر از عدالت تعریف می‌شود که برای پایداری روابط انسانی ضروری است.[۲۲]

بر پایه متون دینی و اخلاقی که همواره مورد توجه جامعه ایرانی بوده، احسان به بندگان خدا به‌عنوان روح دین معرفی شده است. این رویکرد در آثار برجسته ادبیات فارسی نیز بازتاب گسترده یافته و شاعرانی همچون سعدی در بوستان و گلستان، احسان و نیکوکاری را به‌عنوان ارزشی محوری در نظام اخلاقی و اجتماعی مطرح کرده‌اند.[۲۳]

آیین‌ها و سنت‌ها

در فرهنگ ایرانیان، احسان از طریق نهادهای سنتی مانند وقف، نذر و هبه تجلی یافته و به‌عنوان یکی از ارکان اصلی رفع مشکلات مادی و فرهنگی جامعه عمل کرده است.[۲۴] آیین‌هایی چون اطعام محرومان و اکرام ایتام نیز با پشتوانهٔ باورهای مذهبی، بستری برای حمایت از کودکان بی‌سرپرست و نیازمندان فراهم آورده و بر همبستگی اجتماعی افزوده است.[۲۵] همچنین تأکید بر ارزش‌هایی چون سخاوت و قناعت در سبک زندگی ایرانی، نه‌تنها مانع از افتادن خانواده‌ها به چرخهٔ فقر می‌شود، بلکه به استواری پیوندهای انسانی و کاهش شکاف طبقاتی یاری می‌رساند.[۲۶]

احسان در بحران‌های اجتماعی

در شرایط بحران‌های اجتماعی، فرهنگ احسان و نیکوکاری در ایران با تکیه بر مشارکت خودجوش مردمی و حمایت سازمان‌یافته، نقشی کلیدی در کاهش آسیب‌ها و تقویت همبستگی اجتماعی ایفا کرده است. مشارکت گسترده مردم در کمک به زلزله‌زدگان (مانند ورزقان و کرمانشاه) و سیل‌زدگان (مانند سیل لرستان) نشان‌دهندۀ غلبۀ ارزش‌های جمع‌گرایانه در شرایط سخت است. همچنین در دوران پاندمی کرونا، اقدامات خودجوش خیرین و اقشار مختلف مردم در تهیه و توزیع بسته‌های معیشتی و وسایل بهداشتی، جلوه‌ای دیگر از پایداری و استمرار فرهنگ احسان در ایران معاصر بود که خود را در برگزاری مراسم احسان و نیکوکاری و کمک‌های مردمی متبلور کرد.[۲۷]

مؤسسات خیریه، سمن‌ها و صندوق‌ها[دیدگاه ۱۴]

ساختارمند شدن احسان در ایران از طریق نهادهای مختلف پیگیری می‌شود:

  • کمیته امداد امام خمینی: این نهاد انقلابی با هدف تبدیل احسان سنتی به حمایت‌های نظام‌مند اجتماعی و توانمندسازی محرومان تأسیس شده است.[۲۸]
  • خیریه‌های استانی: مؤسسات خیریه نقشی کلیدی در جلب مشارکت‌های مردمی دارند.[۲۹]
  • صندوق‌های قرض‌الحسنه: استفاده از مکانیزم قرض‌الحسنه برای رفع نیازهای ضروری مردم و کاهش فاصله طبقاتی، از ابزارهای حمایتی ریشه‌دار در فرهنگ ایران است.[۳۰]

پانویس

  1. ابن‌فارس، معجم مقاییس‌اللغه، ۵۷.
  2. فخار نوغانی، «معناشناسی واژه احسان در قرآن»، پژوهش‌نامه تفسیر و زبان قرآن، ۲۳-۲۴.
  3. فخار نوغانی، «معناشناسی واژه احسان در قرآن»، پژوهش‌نامه تفسیر و زبان قرآن، ۲۴.
  4. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، مجله پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۴.
  5. خوانساری، «دلایل هنجاری احسان و نیکی به دیگران از دیدگاه قرآن و حدیث»، مشکوه، ۱۰۶.
  6. ساقی و حقانی، «آثار تربیتی احسان در بعد فرهنگی جامعه از منظر آیات و روایات»، پژوهش‌های مطالعات اسلامی معاصر، ۶۵.
  7. فخار نوغانی، «معناشناسی واژه «احسان» در قرآن»، پژوهش‌نامه تفسیر و زبان قرآن، ۲۹.
  8. موسوی نسب، «نقش احسان مالی در رشد یا تربیت اخلاقی با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی»، فصلنامه معرفت، ۴۸.
  9. فخار نوغانی، «معناشناسی واژه «احسان» در قرآن»، پژوهش‌نامه تفسیر و زبان قرآن، ۲۹.
  10. سروری مجد، «ابعاد فرهنگ احسان در قرآن و سنّت»، مطالعات فرهنگ-ارتباطات، ۲۰۳.
  11. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۴.
  12. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۶-۶۸.
  13. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۳.
  14. خمر، «مبانی فقهی و اخلاقی نیکوکاری در جامعه و کارکردهای آن در پیشبرد ماموریت‌های کمیته امداد امام خمینی»، کنگره بین‌المللی فرهنگ و اندیشه دینی، ۶.
  15. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۵.
  16. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۷۱.
  17. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۷۰.
  18. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۷۰-۷۱.
  19. عبدالحسین‌زاده و لطیفی، «راهکارهای تقویت و گسترش نهادهای دینی و مردمی در جامعه اسلامی برای رفع محرومیت با الگوگیری از سیره امام رضا»، فرهنگ رضوی، ۹۵.
  20. حسن‌زاده سروستانی، تمیزی‌فر و سیمیاری، «تأمین مالی جمعی، الگویی مناسب جهت جذب مشارکت‌های خیّرین»، تحقیقات مالی اسلامی، ۵۹.
  21. حسینی، الماسی‌فرد و آینه، «آینده‌پژوهی مؤسسات خیریه (مطالعه موردی: امور خیریه در شهر کرمانشاه)»، پژوهش‌نامه مطالعات وقف و امور خیریه، ۸۶ و ۱۰۰.
  22. عشایری، جهان‌پرور و عباسی، «ارزش‌های جمع‌گرایانه ایرانیان:فراتحلیل نوع‌دوستی»، مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه، ۷۴.
  23. کریمی‌نیا، خسروی و انصاری مقدم، «تحلیل آثار و ثمرات احسان به دیگران در آموزه‌های قرآن کریم»، پژوهش‌های معاصر در علوم و تحقیقات، ۶۱.
  24. عبدالحسین‌زاده و لطیفی، «راهکارهای تقویت و گسترش نهادهای دینی و مردمی در جامعه اسلامی برای رفع محرومیت با الگوگیری از سیره امام رضا»، فرهنگ رضوی، ۷۹-۸۰.
  25. خمر، «مبانی فقهی و اخلاقی نیکوکاری در جامعه و کارکردهای آن در پیشبرد ماموریت‌های کمیته امداد امام خمینی»، کنگره بین‌المللی فرهنگ و اندیشه دینی، ۸.
  26. عبدالحسین‌زاده و لطیفی، «راهکارهای تقویت و گسترش نهادهای دینی و مردمی در جامعه اسلامی برای رفع محرومیت با الگوگیری از سیره امام رضا»، فرهنگ رضوی، ۸۸-۹۱.
  27. عشایری، جهان‌پرور و عباسی، «ارزش‌های جمع‌گرایانه ایرانیان:فراتحلیل نوع‌دوستی»، مطالعات فرهنگی اجتماعی حوزه، ۵۷.
  28. خمر، «مبانی فقهی و اخلاقی نیکوکاری در جامعه و کارکردهای آن در پیشبرد ماموریت‌های کمیته امداد امام خمینی»، کنگره بین‌المللی فرهنگ و اندیشه دینی، ۶.
  29. حسینی، الماسی‌فرد و آینه، «آینده‌پژوهی مؤسسات خیریه (مطالعه موردی: امور خیریه در شهر کرمانشاه)»، مطالعات وقف و امور خیریه، ۷۸.
  30. ایازی، «فرهنگ‌سازی حمایت اجتماعی در قرآن»، مطالعات اجتماعی قرآن، ۹۹.

دیدگاه‌های ارزیابان

  1. مقاله با چند مشکل جدی مواجه است. در گام نخست کاملا محدود و منحصر به اسلام و ایران آن هم در چند دهه اخیرا ست. البته آن هم مصادیق سازمانی ان در حالی که در متن زندگی مردم شاید نمونه های زیاد و بهتری هم قابل شناسایی باشد. مقصود این بود که ادبیات جهانی بحث کاملا مغفول مانده. در گام دوم پیشینه تاریخی بحث مورد توجه واقع نشده است. در حالیکه در دنیا سازمان های خیریه جهانی وجود دارد. در گام سوم نظریات رشته های علوم در نظر گرفته نشده. ادبیات ویکی نگاری مقاله هم ضعیف است. خلط های مفهومی و علمی نیز صورت گرفته است که در متن مقاله نگارش شده است.
  2. وقف و نذر عناوین مستقل نیستند؟ چون هر دو احکامی دارند که احسان ندارد؟
  3. شک دارم که بشود گفت کمیته امداد مصداق ساختاریافته احسان است. بخشی از منابح کمیته امداد هم صدقات است که باز عنوان متفاوت دارد.
  4. خوب بود که ادبیات جهانی این بحث روشن میشد. امروزه کارهای زیادی ذیل کارهای بشر دوستانه و خیریه در سراسر دنیا از سوی نهادهای مختلف انجام می شود آیا میشود اینها را احسان گفت؟ مثلا کمک به زلزله زدگان از سوی کشورها مختلف. دادن ویزای بشر دوستانه؟ اینها احسان است یا نیست؟ نهادهای که در سراسر جهان تحت عنوان کارهای بشر دوستانه و خیریه کمک رسانی مکنند نهاد، نهادهای احسان گرا ست یا نه؟
  5. دقت شود که این احسان در مقابل بدی همان احسان مصطلح است یا مقصود تکالیفی است که انسان باید انجام دهید.
  6. طبق مبانی اسلامی و عرفانی ما شاید این دسته بندی درست باشد، ولی در ادبیات جهانی و روان شناسی اموری مثل تهذیب و تذکیه و یا متصف شدن به صفات اخلاقی ذیل کارهای خیریه محسوب نمی شود.
  7. اینجا یک خلطی صورت گرفته است و ان بیان گزاره های الهیاتی در قالب واقعیت های عینی است. از متن اینگونه برداشت می شود که اینها واقعیتهای عنی است، در حالیکه منابع آن تحقیقات تجربی نیست. پس باید گفته شود که در آموزه ها یا تعالیم اسلامی برای احسان آثار زیر ذکر شده است:
  8. احسان و انفاق که عطف کردید یک چیز است؟
  9. قرآن کافی است از تعابیر مثل کریم، فوض عظیم و اموری که بی طرفی را خدشته دار کند، نباید استفاده شود
  10. البته این حسنات، فقط احسان به معنای مورد نظر این مقاله نیست
  11. این عبارت «براساس آیات قرآن، احسان و نیکوکاری زمینه‌ساز اجابت دعا و بهره‌مندی از نعمت‌های کامل الهی می‌شود» چه چیز اصافی جمله اول دارد؟ این اختصاص به این گزاره ندارد، بلکه در موارد زیاد قلم فرسایی صورت گرفته است که همش باید اصلاح شود
  12. آیا از رسالت ویکی ترویج و تبلیغ یک پدیده هم است یا باید صرفا یک موضوع را توصیف کند؟
  13. مقصود از کارشناسان چه کسانی هستند؟ نباید از کلمات طفره رونده استفاده شود. باید دقیق ادرس داده شود. موارد دیگر نیز از این سنخ تعابیر وجود دارد که باید اصلاح شود.
  14. ذکر این موارد و نادیده گرفتن موارد دیگر به نظرم جهت گیری است.

منابع