بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''احسان'''</big>؛ رفتاری | <big>'''احسان'''</big>؛ رفتاری برخاسته از نیکخواهی و مسئولیتپذیری. | ||
احسان به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک فراتر از تکلیف است که در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد و آثار گستردهای در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارد. این مفهوم در ادیان گوناگون، ایران باستان و سنت فلسفی یونان ریشه دارد و امروزه نیز در دانشهای روانشناسی و جامعهشناسی بررسی میشود. با این حال، افراط و تفریط در آن آسیبهایی به همراه دارد که شناخت آنها برای بهرهمندی درست از این فضیلت ضروری است. | احسان به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک فراتر از تکلیف است که در فرهنگ اسلامی و ادبیات فارسی جایگاهی ویژه دارد و آثار گستردهای در عرصههای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارد. این مفهوم در ادیان گوناگون، ایران باستان و سنت فلسفی یونان ریشه دارد و امروزه نیز در دانشهای روانشناسی و جامعهشناسی بررسی میشود. با این حال، افراط و تفریط در آن آسیبهایی به همراه دارد که شناخت آنها برای بهرهمندی درست از این فضیلت ضروری است. | ||
مفهومشناسی | == مفهومشناسی == | ||
احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد (فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت (لوبومیرسکی، روانشناسی شادکامی، ۱۳۹۵، ص۱۴۳-۱۴۷). | احسان در لغت از ریشۀ «ح-س-ن» به معنای نیکوکاری و انجام عمل نیک است و در اصطلاح اخلاقی، رفتاری فراتر از عدالت و الزام قانونی است که فرد از روی خیرخواهی انجامش میدهد (فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۱۰۲-۱۰۳). پیشنیاز آن، توان همدلی شناختی است؛ یعنی بتوان خود را بهجای دیگری گذاشت و نیاز او را دریافت (لوبومیرسکی، روانشناسی شادکامی، ۱۳۹۵، ص۱۴۳-۱۴۷). | ||
پیشینه | == پیشینه == | ||
ادیان | === ادیان === | ||
در عهد عتیق، مفهوم «صِداقَه» ریشه در عدالت دارد و فرد با بخشش دارایی، به برقراری عدالت | در عهد عتیق، مفهوم «صِداقَه» ریشه در عدالت دارد و فرد با بخشش دارایی، به برقراری عدالت الهی یاری میرساند (نواک، Jewish Social Ethics، ۱۹۹۲، ص۱۸۹-۱۹۵). در مسیحیت نیز، بخشش بیچشمداشت را از والاترین فضایل برمیشمرند (انجیل متی، ۶: ۳، وبسایت کلمه، تاریخ بازدید: ۲۲ تیر ۱۴۰۵، https://www.kalameh.com/Pages/ArticleDetails.aspx?ArticleID=237). | ||
در اسلام نیز این مفهوم با حدیث نبوی جایگاهی عبادی یافت و نهاد وقف، سازوکار تحقق پایدار آن شد (سلمانپور، وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی، ۱۳۹۰، ص۲۸-۳۵). | در اسلام نیز این مفهوم با حدیث نبوی جایگاهی عبادی یافت و نهاد وقف، سازوکار تحقق پایدار آن شد (سلمانپور، وقف و نیکوکاری در تمدن اسلامی، ۱۳۹۰، ص۲۸-۳۵). | ||
ایران باستان | === ایران باستان === | ||
در اوستا، مفهوم «اشه» زمینهساز اخلاقِ حمایت از ضعیفان بود (صانعپور، «اخلاق احسان در ایران باستان»، پرتال جامع علوم انسانی، ۱۳۹۵، تاریخ بازدید: ۲۲ تیر ۱۴۰۵، https://ensani.ir/fa/article/361054/). | در اوستا، مفهوم «اشه» زمینهساز اخلاقِ حمایت از ضعیفان بود (صانعپور، «اخلاق احسان در ایران باستان»، پرتال جامع علوم انسانی، ۱۳۹۵، تاریخ بازدید: ۲۲ تیر ۱۴۰۵، https://ensani.ir/fa/article/361054/). | ||
سنگنوشتههای هخامنشی رفتار نیک با مغلوبان را فضیلتی اخلاقی شمردهاند که نمونۀ | سنگنوشتههای هخامنشی رفتار نیک با مغلوبان را فضیلتی اخلاقی شمردهاند که نمونۀ برجستهاش، عملکرد کوروش بزرگ است (فرهادی، فرهنگ یاریگری در ایران، ۱۳۷۷، ص۳۴-۳۸). | ||
سنت فلسفی یونان | === سنت فلسفی یونان === | ||
ارسطو «بخشندگی» را حدّ وسط اسراف و خست دانست و نخستین تحلیل عقلانی از رفتار فراتر از نفع شخصی را ارائه داد (ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). اپیکوریان و رواقیون نیز کمک به همنوع را توصیه میکردند، هرچند انگیزۀ اصلی را آرامش درونی میدانستند (فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۵۱-۵۴). | ارسطو «بخشندگی» را حدّ وسط اسراف و خست دانست و نخستین تحلیل عقلانی از رفتار فراتر از نفع شخصی را ارائه داد (ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ۱۳۷۸، کتاب ۴، فصل ۱). اپیکوریان و رواقیون نیز کمک به همنوع را توصیه میکردند، هرچند انگیزۀ اصلی را آرامش درونی میدانستند (فرانکنا، فلسفۀ اخلاق، ۱۳۹۱، ص۵۱-۵۴). | ||
دوران معاصر | === دوران معاصر === | ||
با شکلگیری مفاهیمی چون حقوق بشر و دولت رفاه، این پدیده دیگر صرفاً کنشی دینی نیست، بلکه در روانشناسی، جامعهشناسی و سیاستگذاری عمومی تحلیل میشود (فوکویاما، سرمایۀ اجتماعی و جامعه مدنی، ۱۳۸۵، ص۴۱-۴۵). | با شکلگیری مفاهیمی چون حقوق بشر و دولت رفاه، این پدیده دیگر صرفاً کنشی دینی نیست، بلکه در روانشناسی، جامعهشناسی و سیاستگذاری عمومی تحلیل میشود (فوکویاما، سرمایۀ اجتماعی و جامعه مدنی، ۱۳۸۵، ص۴۱-۴۵). | ||