زهرا حلیمی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا حلیمی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۸: خط ۵۸:


== تجلی معنا در هنر از منظر عرفان ==
== تجلی معنا در هنر از منظر عرفان ==
در سنت عرفانی، هنر عرصۀ تجلی زیبایی، خیال، کشف و شهود است و آفرینش هنری غالباً با الهام و اشراق درونی پیوند دارد. از این منظر، تاریخ هنر انسانی همواره با آموزه‌های دینی و الهامات روحانی همراه بوده و آثار هنری بازتابی از مواجهه شهودی انسان با حقیقت قدسی به‌شمار می‌آیند. به‌طور مثال در عرفان اسلامی، نسبت هنر با اسماء الهیِ خالق، بدیع و مصوّر معنا می‌یابد و هنرمند با تزکیه نفس و سلوک معنوی می‌کوشد به مظهریت این اسماء در آفرینش هنری دست یابد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/548588/ارتباط-عرفان-و-هنر-اسلامی-وتجلّی-آن-در-معماری-آرامگاه عناقه و دیگران، «ارتباط عرفان و هنر اسلامی و تجلی آن در معماری آرامگاه»، 1393ش، ص144.]</ref> معماری و شهرسازی با سامان‌دهی فضا بر محور معنا و قدسیت، هنرهای تجسمی با رمزپردازی و تصویرگری عوالم باطنی، خوشنویسی با قدسی‌سازی کلام وحی و موسیقی و سماع با تأثیرگذاری مستقیم بر جان و عاطفه انسان، هر یک جلوه‌ای از پیوند هنر و سلوک عرفانی را بازنمایی می‌کنند. به همین دلیل، در مطالعات عرفانی، این هنرها ذیل یک افق معنایی مشترک بررسی می‌شوند، هرچند هرکدام زبان، کارکرد و ابزار خاص خود را در انتقال تجربه عرفانی دارند.<ref>[https://khorasan.iqna.ir/fa/news/4302309/هنر-معاصر-در-پناه-عرفان-اسلامی-از-سرگشتگی-تا-معنا «هنر معاصر در پناه عرفان اسلامی؛ از سرگشتگی تا معنا»، خبرگزاری ایکنا.]</ref>
در سنت عرفانی، هنر عرصۀ تجلی زیبایی، خیال، کشف و شهود است و آفرینش هنری غالباً با الهام و اشراق درونی پیوند دارد. از این منظر، تاریخ هنر انسانی همواره با آموزه‌های دینی و الهامات روحانی همراه بوده و آثار هنری بازتابی از مواجهه شهودی انسان با حقیقت قدسی به‌شمار می‌آیند. به‌طور مثال در عرفان اسلامی، نسبت هنر با اسماء الهیِ خالق، بدیع و مصوّر معنا می‌یابد و هنرمند با تزکیه نفس و سلوک معنوی می‌کوشد به مظهریت این اسماء در آفرینش هنری دست یابد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/548588/ارتباط-عرفان-و-هنر-اسلامی-وتجلّی-آن-در-معماری-آرامگاه عناقه و دیگران، «ارتباط عرفان و هنر اسلامی و تجلی آن در معماری آرامگاه»، 1393ش، ص144.]</ref> معماری و شهرسازی با سامان‌دهی فضا بر محور معنا و قدسیت، هنرهای تجسمی با رمزپردازی و تصویرگری عوالم باطنی، خوشنویسی با قدسی‌سازی کلام وحی و موسیقی و سماع با تأثیرگذاری مستقیم بر جان و عاطفه انسان، هر یک جلوه‌ای از پیوند هنر و سلوک عرفانی را بازنمایی می‌کنند.<ref>[https://khorasan.iqna.ir/fa/news/4302309/هنر-معاصر-در-پناه-عرفان-اسلامی-از-سرگشتگی-تا-معنا «هنر معاصر در پناه عرفان اسلامی؛ از سرگشتگی تا معنا»، خبرگزاری ایکنا.]</ref>


== عرفان و نقش آن در حیات اجتماعی ==
== عرفان و نقش آن در حیات اجتماعی ==
خط ۶۷: خط ۶۷:


== عرفان در ترازوی نقد؛ بررسی آرای مخالفان ==
== عرفان در ترازوی نقد؛ بررسی آرای مخالفان ==
در میان پژوهشگران و اندیشمندان حوزۀ علوم اسلامی، دیدگاه‌های مخالف با عرفان نیز به‌صورت نظام‌مند طرح شده است. برجسته‌ترین جریان انتقادی منسجم، به رهبری میرزا مهدی اصفهانی و با عنوان مکتب تفکیک شناخته می‌شود. مبنای اصلی این منتقدان، تفکیک قاطع میان معارف بشری و معارف الهی است و معتقدند هرگونه معرفت و هدایت باید مستقیماً از قرآن و احادیث معصومین اخذ شود و اخذ از دیگر منابع ناموجه است. در عرصۀ روش‌شناختی، این گروه با هرگونه تأویل مخالفت کرده و بر فهم ظاهری نصِّ قرآن و روایات پای می‌فشرند. یکی از محوری‌ترین نقدهای آنان معطوف به آموزۀ «وحدت وجود» است که از دید ایشان انحرافی بزرگ تلقی می‌شود و شخصیت‌هایی مانند ابن‌عربی را به‌دلیل ترویج چنین مباحثی، دچار انحرافات فکری می‌دانند. در مقابل، عالمانی چون حسن‌زاده آملی، علامه طباطبایی و امام خمینی با ارائۀ تفسیری وحیانی از عرفان، درصدد اثبات انطباق و ریشه‌های آن در متون اصیل شیعی برآمده‌اند.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_80963_c0ae590c70f189a0a6ff483975a0de38.pdf شیخ، «موافقان و مخالفان عرفان در حوزۀ علمیۀ قم»، 1399ش، ص340-352.]</ref>
در میان پژوهشگران و اندیشمندان علوم اسلامی، دیدگاه‌های مخالف با عرفان به‌صورت نظام‌مند طرح شده است. برجسته‌ترین جریان انتقادی، مکتب تفکیک به رهبری میرزا مهدی اصفهانی است. مبنای اصلی این منتقدان، تفکیک قاطع میان معارف بشری و الهی است و معتقدند معرفت باید مستقیماً از قرآن و احادیث اخذ شود. در روش‌شناسی، این گروه با هرگونه تأویل مخالفند و بر فهم ظاهری نص پای می‌فشرند. یکی از محوری‌ترین نقدهای آنان معطوف به آموزۀ «وحدت وجود» است که آن را انحرافی بزرگ می‌دانند و شخصیت‌هایی مانند ابن‌عربی را به دلیل ترویج آن، دچار انحراف فکری می‌شمرند. در مقابل، عالمانی چون حسن‌زاده آملی، علامه طباطبایی و امام خمینی با ارائۀ تفسیری وحیانی از عرفان، درصدد اثبات انطباق و ریشه‌های آن در متون اصیل شیعی برآمده‌اند.<ref>[https://journals.ut.ac.ir/article_80963_c0ae590c70f189a0a6ff483975a0de38.pdf شیخ، «موافقان و مخالفان عرفان در حوزۀ علمیۀ قم»، 1399ش، ص340-352.]</ref>


== عرفان‌های نوظهور؛ معنویت در عصر مدرن ==
== عرفان‌های نوظهور؛ معنویت در عصر مدرن ==
براساس پژوهش‌های معاصر در حوزۀ مطالعات معنویت‌های جدید، عرفان‌های نوظهور به‌طور عمده بر بستر فکری و فرهنگی مدرنیته شکل گرفته‌اند. کارشناسان بر این باورند که این جریان‌ها با مبانی مدرنیته مانند شکاکیت معرفتی، عقلانیت ابزاری، سکولاریسم، پلورالیسم و لیبرالیسم کاملاً سازگارند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد شاخصه‌های اصلی این جریان‌ها - مانند عرفان اوشو، اِکنکار یا عرفان حلقه - اغلب شامل مواردی مانند فردگرایی افراطی و لذت‌محوری، خردگریزی، نادیده گرفتن مفهوم خداوند به‌مثابه غایت نهایی، تمرکز بر شادمانی آنی، انکار معاد و تبلیغ تناسخ (قانون کارما)، و همچنین تأکید بر نقش مطلق «استاد» یا «قطب» است. به‌طور مثال، تحلیل محتوای آثار پائلوکوئیلو - به‌عنوان یکی از چهره‌های شاخص - حاکی از تلاش برای عادی‌سازی و زدودن قبح رفتارهایی مانند مصرف مواد مخدر، بی‌بندوباری جنسی یا خودکشی در قالب داستان‌های معنوی‌نماست. به‌طور کلی، منتقدان این عرفان‌ها را تحت عنوان «عرفان‌های کاذب» یا «معنویت‌های سکولار» معرفی می‌کنند که با محوریت نیازهای روانی انسان مدرن و گسست از سنت‌های دینی اصیل شکل گرفته‌اند.<ref>شریفی، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان‌های کاذب، 1388ش، ص147-225.</ref>
براساس پژوهش‌های معاصر در حوزۀ مطالعات معنویت‌های جدید، عرفان‌های نوظهور به‌طور عمده بر بستر فکری و فرهنگی مدرنیته شکل گرفته‌اند. کارشناسان بر این باورند که این جریان‌ها با مبانی مدرنیته مانند شکاکیت معرفتی، عقلانیت ابزاری، سکولاریسم، پلورالیسم و لیبرالیسم کاملاً سازگارند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد شاخصه‌های اصلی این جریان‌ها - مانند عرفان اوشو، اِکنکار یا عرفان حلقه - شامل مواردی مانند فردگرایی افراطی و لذت‌محوری، خردگریزی، نادیده گرفتن مفهوم خداوند به‌مثابه غایت نهایی، تمرکز بر شادمانی آنی، انکار معاد و تبلیغ تناسخ (قانون کارما)، و همچنین تأکید بر نقش مطلق «استاد» یا «قطب» است. به‌طور مثال، تحلیل محتوای آثار پائلوکوئیلو - به‌عنوان یکی از چهره‌های شاخص - حاکی از تلاش برای عادی‌سازی و زدودن قبح رفتارهایی مانند مصرف مواد مخدر، بی‌بندوباری جنسی یا خودکشی در قالب داستان‌های معنوی‌نماست. به‌طور کلی، منتقدان این عرفان‌ها را تحت عنوان «عرفان‌های کاذب» یا «معنویت‌های سکولار» معرفی می‌کنند که با محوریت نیازهای روانی انسان مدرن و گسست از سنت‌های دینی اصیل شکل گرفته‌اند.<ref>شریفی، درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان‌های کاذب، 1388ش، ص147-225.</ref>


== آسیب‌شناسی عرفان ==
== آسیب‌شناسی عرفان ==