رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
رضا عسکری (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۴۷: خط ۴۷:


=== عرفان و فلسفه ===
=== عرفان و فلسفه ===
بر پایه تحقیقات و دیدگاه‌های مطرح‌شده در منابع پژوهشی<ref group="دیدگاه">وقتی گفته می شود بر پایه تحقیقات و دیدگاه .... باید تحقیق نامبرده شود و الا اعتبار علمی کار زیر سوال می رود. </ref>، نسبت میان عرفان و فلسفه چنین تبیین شده است که هر دو به مسائل هستی‌شناختی و حقیقت فراتر از طبیعت می‌پردازند. در این پژوهش‌ها آمده است که بسیاری از مباحث عرفان نظری از حیث موضوع با فلسفه مابعدالطبیعه هم‌پوشانی دارد؛ زیرا ناظر به واقعیت از آن حیث که هست و مسائل بنیادین وجود است. بر اساس این دیدگاه‌ها، فلسفه با تکیه بر عقل و استدلال به دنبال شناخت واقع دانسته می‌شود، در حالی که عرفان نظری روش اصلی خود را بر شهود و مکاشفه استوار می‌کند؛ با این حال، در مرحله تبیین و گزارش مشهودات، از تحلیل مفهومی و عقل توصیفی نیز بهره می‌گیرد. این تحقیقات نشان می‌دهند که دغدغه شناخت حقیقت در هر دو حوزه مشترک است و از این رو، عرفان نظری و فلسفه به‌عنوان دو نظام معرفتی با قرابت محتوایی و مسئله‌محور معرفی می‌شوند که تمایز آن‌ها بیشتر در روش تحصیل معرفت و میزان اتکا به برهان یا شهود بیان می‌شود<ref group="دیدگاه">دو خط آخر تکرار است. همان سطور قبل از آن اگر خوب تقریر شود کافی به مقصود است. </ref>.<ref>کیانی، عرفان و معنویت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها: گفتگوهایی پیرامون زوایای امروزی عرفان و معنویت، 1397ش، ص65-70.</ref>
نسبت میان عرفان و فلسفه چنین تبیین شده است که هر دو به مسائل هستی‌شناختی و حقیقت فراتر از طبیعت می‌پردازند. در این پژوهش‌ها آمده است که بسیاری از مباحث عرفان نظری از حیث موضوع با فلسفه مابعدالطبیعه هم‌پوشانی دارد؛ زیرا ناظر به واقعیت از آن حیث که هست و مسائل بنیادین وجود است. بر اساس این دیدگاه‌ها، فلسفه با تکیه بر عقل و استدلال به دنبال شناخت واقع دانسته می‌شود، در حالی که عرفان نظری روش اصلی خود را بر شهود و مکاشفه استوار می‌کند؛ با این حال، در مرحله تبیین و گزارش مشهودات، از تحلیل مفهومی و عقل توصیفی نیز بهره می‌گیرد. این تحقیقات نشان می‌دهند که دغدغه شناخت حقیقت در هر دو حوزه مشترک است و از این رو، عرفان نظری و فلسفه به‌عنوان دو نظام معرفتی با قرابت محتوایی و مسئله‌محور معرفی می‌شوند که تمایز آن‌ها بیشتر در روش تحصیل معرفت و میزان اتکا به برهان یا شهود بیان می‌شود<ref group="دیدگاه">دو خط آخر تکرار است. همان سطور قبل از آن اگر خوب تقریر شود کافی به مقصود است. </ref>.<ref>کیانی، عرفان و معنویت؛ فرصت‌ها و چالش‌ها: گفتگوهایی پیرامون زوایای امروزی عرفان و معنویت، 1397ش، ص65-70.</ref>


== جایگاه عرفان در ایران<ref group="دیدگاه">چرا از ایران پس از اسلام شروع کرده اید؟ مگر عرفان در حکمت قبل از اسلام در ایران وجود نداشته است؟ در آیین زرتشت عرفان و معنویت گرایی وجود نداشته است؟ چنین گفت زرتشت نیچه چیست؟ حکمت شاداب هم قابل توجه است. حکمت اشراق که به نحوی ریشه در عرفان ماقبل اسلام دارد. </ref> ==
== جایگاه عرفان در ایران<ref group="دیدگاه">چرا از ایران پس از اسلام شروع کرده اید؟ مگر عرفان در حکمت قبل از اسلام در ایران وجود نداشته است؟ در آیین زرتشت عرفان و معنویت گرایی وجود نداشته است؟ چنین گفت زرتشت نیچه چیست؟ حکمت شاداب هم قابل توجه است. حکمت اشراق که به نحوی ریشه در عرفان ماقبل اسلام دارد. </ref> ==