حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶: خط ۱۶:
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) و دیگر آثارش، کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی برخلاف برخی رهیافت‌های تک‌بعدی، [[پدرسالاری]] را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن نه تنها در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان، بلکه در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نیز نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، ارزش‌گذاری برتر بر نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی آنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref>
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) و دیگر آثارش، کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی برخلاف برخی رهیافت‌های تک‌بعدی، [[پدرسالاری]] را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن نه تنها در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان، بلکه در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نیز نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، ارزش‌گذاری برتر بر نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی آنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref>


میچل با رد تبیین صرفاً زیستیِ پدرسالاری، آن را ساختاری اجتماعی و قابل تغییر تحلیل کرد. او خانواده را کانونی می‌دید که چهار کارکرد تولید، بازتولید<ref group="دیدگاه">مقصود از تولید و باز تولید چیست؟</ref>، ویژگی جنسی و جامعه‌پذیری را در هم می‌آمیزد.<ref>آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref> از نگاه وی اگرچه جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است، اما ابعاد جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک آن تنها از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> از این‌رو، او ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی را برای رهایی نهایی زنان مطرح می‌ساخت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
میچل با رد تبیین صرفاً زیستیِ پدرسالاری، آن را ساختاری اجتماعی و قابل تغییر تحلیل کرد. او خانواده را کانونی می‌دید که چهار کارکرد تولید، بازتولید، ویژگی جنسی و جامعه‌پذیری را در هم می‌آمیزد.<ref>آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref> از نگاه وی اگرچه جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است، اما ابعاد جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک آن تنها از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> از این‌رو، او ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی را برای رهایی نهایی زنان مطرح می‌ساخت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، بر پایهٔ تفسیرهای ژاک لاکان، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده اودیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، بر پایهٔ تفسیرهای ژاک لاکان، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده اودیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>