امان الله فصیحی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
بازسازی متن
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''جولیت میچل؛'''}} روان‌کاو و فمینیست سوسیال.
{{درشت|'''جولیت میچل؛'''}} روان‌کاو و فمینیست سوسیال.


جولیت میچل، از پایه‌گذاران [[مطالعات زنان]] در بریتانیا و استاد [[روانکاوی]] و مطالعات زنان در دانشگاه کمبریج بود. او در آثار خود کوشید [[فمینیسم رادیکال]] را با [[ماتریالیسم تاریخی]] و [[روانکاوی فرویدی-لاکانی]] تلفیق کند. میچل [[پدرسالاری]] را نظامی پیچیده با ریشه‌های اقتصادی، روان‌کاوانه و فرهنگی تحلیل می‌کرد و تغییر آن را نیازمند انقلاب روانی-فرهنگی می‌دانست. دیدگاه ترکیبی او اگرچه پیشروانه بود، اما با نقدهایی مبنی بر پیچیدگی و عدم ارائهٔ راهکارهای عملی روشن مواجه شد.
جولیت میچل، از پایه‌گذاران [[مطالعات زنان]] در [[بریتانیا]] و استاد [[روانکاوی]] و مطالعات زنان در [[دانشگاه کمبریج]] بود. او در آثار خود کوشید [[فمینیسم رادیکال]] را با [[ماتریالیسم تاریخی]] و [[روانکاوی فرویدی-لاکانی]] تلفیق کند. میچل [[پدرسالاری]] را نظامی پیچیده با ریشه‌های اقتصادی، روان‌کاوانه و فرهنگی تحلیل می‌کرد و تغییر آن را نیازمند انقلاب روانی-فرهنگی می‌دانست. دیدگاه ترکیبی او اگرچه پیشروانه بود، اما با نقدهایی مبنی بر پیچیدگی و عدم ارائهٔ راهکارهای عملی روشن مواجه شد.


== زندگی‌نامه ==
== زندگی‌نامه و تحصیلات ==
=== تولد و پیشینه خانوادگی ===
جولیت میچل در ۱۹۴۰م در کرایست‌چرچ، [[نیوزیلند]] زاده شد، جایی که مادرش علیرغم نگرانی از گسترش جنگ جهانی دوم، از یک بورسیه پژوهشی بهره می‌برد. دوران اقامت کوتاه آنان در نیوزیلند در محله‌ای گذشت که به‌عنوان پناهگاهی برای روشنفکران یهودی اروپایی، مانند [[کارل پوپر]]، شناخته می‌شد. در ۱۹۴۴م و در اوج جنگ، مادرش با خطرات فراوان و طی سفر دریایی پرمخاطره‌ای، میچلِ چهارساله را به [[انگلستان]] بازگرداند و از آن پس زندگی او در این کشور جریان یافت. ژولیت میچل از بنیان‌گذاران رشتۀ دانشگاهی «مطالعات زنان» در بریتانیا است. وی از ۱۹۶۸م این رشته را در موسسۀ مستقل آموزشی در لندن تأسیس و تدریس کرد. وی مدتی عضو هیئت علمی بخش جغرافیای انسانی دانشگاه کمبریج و بنیان‌گذار [[مرکز مطالعات جنسیتی دانشگاه کمبریج]] بود. میچل از دهۀ ۱۹۷۰م به‌عنوان روانکاو آموزش دید و به‌صورت تمام‌وقت در لندن و سپس کمبریج به این حرفه مشغول شد. او از ۱۹۹۶م فعالیت آکادمیک را به‌صورت رسمی با پستی در دانشگاه کمبریج درهم آمیخت و تا زمان بازنشستگی در ۲۰۰۸م استاد روانکاوی و مطالعات زنان در این دانشگاه بود. وی پس از بازنشستگی، تا ۲۰۱۰م مدیریت واحد دکترای دانشکدهٔ روانکاوی در کالج دانشگاهی لندن (UCL) را بر عهده داشت و هم‌اکنون به‌عنوان دانشیار پژوهشی در همان واحد به فعالیت ادامه می‌دهد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
جولیت میچل در ۱۹۴۰م در کرایست‌چرچ، نیوزلند زاده شد. تولد او در این منطقه بدون میل خانواده‌اش رخ داد؛ زیرا مادرش علیرغم نگرانی از گسترش جنگ جهانی دوم، نتوانست از یک بورسیه پژوهشی در آنجا انصراف دهد. دوران اقامت کوتاه آنان در نیوزلند در محله‌ای گذشت که به‌عنوان پناهگاهی برای روشنفکران یهودی اروپایی (مانند کارل پوپر) شناخته می‌شد. در ۱۹۴۴م و در اوج جنگ، مادرش که از این محیط ایزوله ناخرسند بود، با خطرات فراوان و طی سفر دریایی پرمخاطره‌ای، میچلِ چهارساله را به [[انگلستان]] بازگرداند و از آن پس زندگی او در این کشور جریان یافت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


=== تحصیلات ===
== دیدگاه‌ها ==
ژولیت میچل از بنیان‌گذاران رشتۀ دانشگاهی «مطالعات زنان» در بریتانیا است. وی از ۱۹۶۸م این رشته را در موسسۀ مستقل آموزشی در لندن تأسیس و تدریس کرد. وی مدتی عضو هیئت علمی بخش جغرافیای انسانی دانشگاه کمبریج و بنیان‌گذار [[مرکز مطالعات جنسیتی دانشگاه کمبریج]] بود.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) کوشید [[فمینیسم رادیکال]] را با [[ماتریالیسم تاریخی]] پیوند زند. وی [[پدرسالاری]] را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن هم در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان و هم در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در [[خانواده]]، برتر انگاشتن نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی زنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref> از منظر وی، پدرسالاری، ساختاری اجتماعی و قابل تغییر است؛<ref>آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref> جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است و ابعاد اجتماعی و ایدئولوژیک آن نیز از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> او بر ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی برای رهایی زنان تأکید می‌کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


=== مسیر حرفه‌ای و دانشگاهی ===
میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از [[زیگموند فروید|فروید]]، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر [[عقده ادیپ]] می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
میچل از دهۀ ۱۹۷۰م به‌عنوان روانکاو آموزش دید و به‌صورت تمام‌وقت در لندن و سپس کمبریج به این حرفه مشغول شد. او از ۱۹۹۶م فعالیت آکادمیک را به‌صورت رسمی با پستی در دانشگاه کمبریج درهم آمیخت و تا زمان بازنشستگی در ۲۰۰۸م استاد روانکاوی و مطالعات زنان در کالج جیسز دانشگاه کمبریج بود. وی پس از بازنشستگی، تا ۲۰۱۰م مدیریت واحد دکترای دانشکدهٔ روانکاوی در کالج دانشگاهی لندن (UCL) را بر عهده داشت و هماکنون به‌عنوان دانشیار پژوهشی در همان واحد به فعالیت ادامه می‌دهد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان: ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


== دیدگاه‌های جولیت میچل ==
=== انتقادها به جولیت میچل ===
جولیت میچل در کتاب جایگاه طبقاتی زن (۱۹۷۱م) و دیگر آثارش، کوشید فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زند. وی برخلاف برخی رهیافت‌های تک‌بعدی، [[پدرسالاری]] را نظامی دوگانه می‌دانست که ریشه‌های آن نه تنها در کنترل اقتصادی مردان بر کار زنان، بلکه در ابعاد روان‌کاوانه و فرهنگی نیز نهفته است.<ref>اکلشال، مقدمه‌ای بر ایدئولوژیهای سیاسی، 1385ش، ص376.</ref> به باور میچل، پدرسالاری از طریق ساخت نقش‌های جنسیتی در خانواده، ارزش‌گذاری برتر بر نقش مردانه و شرطی‌سازی زنان برای پذیرش فرمان‌بری، عامل فرودستی تاریخی آنان بوده است.<ref>گَرِت، جامعه‌شناسی جنسیت، 1396ش، ص75.</ref>
دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با [[مارکسیسم]] و [[روان‌کاوی]]، با نقدهایی مواجه شده است. از یک‌سو، [[فمینیسم سوسیال]] که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و [[فمینیسم مارکسیستی|مارکسیستی]] شمرده می‌شود، با این چالش روبرو است که مسئله [[زنان]] را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.</ref>


میچل با رد تبیین صرفاً زیستیِ پدرسالاری، آن را ساختاری اجتماعی و قابل تغییر تحلیل کرد. او خانواده را کانونی می‌دید که چهار کارکرد تولید، بازتولید، ویژگی جنسی و جامعه‌پذیری را در هم می‌آمیزد.<ref>آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref> از نگاه وی اگرچه جنبهٔ اقتصادی پدرسالاری با تغییر شیوهٔ تولید قابل دگرگونی است، اما ابعاد جامعه‌زیستی و ایدئولوژیک آن تنها از طریق بازنویسی سناریوی جنسی-روانی زنان و مردان و یک انقلاب روانی-فرهنگی امکان‌پذیر است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص58.</ref> از این‌رو، او ضرورت همکاری میان مارکسیست‌های انقلابی و روان‌کاوان فرویدی را برای رهایی نهایی زنان مطرح می‌ساخت.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادر اشتراکی به‌عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل، به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی روبه‌رو است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،</ref>
 
میچل در کتاب روان‌کاوی و فمینیسم با خوانشی فمینیستی از فروید، بر پایهٔ تفسیرهای ژاک لاکان، کوشید نظریهٔ روان‌کاوی را از قید تبیین‌های صرفاً زیست‌شناختی رها کرده و به نظریه‌ای دربارهٔ ساخت شخصیتی انسان جنس‌دار تبدیل کند.<ref>هام و گمبل، «فرهنگ نظریه‌های فمینیستی»، 1382ش، ص282.</ref> او همچنین با تحلیل ساختاری خانواده، استدلال کرد که تابوی زنای با محارم در جامعهٔ معاصر غیرضروری است و غلبه بر عقده اودیپ می‌تواند نشان دهد که مردسالاری از نظر اجتماعی نیز ضرورتی ندارد.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص276؛ آبوت، جامعه‌شناسی زنان، 1389ش، ص 326.</ref>
 
== نقد دیدگاه میچل ==
دیدگاه میچل، به‌ویژه تلفیق فمینیسم رادیکال با مارکسیسم و روان‌کاوی، با نقدهایی مواجه شده است. از یک‌سو، فمینیسم سوسیال که آمیزه‌ای از فمینیسم رادیکال و مارکسیستی شمرده می‌شود، از این انتقاد برخوردار است که مسئله زنان را به مسئله کارگران تقلیل می‌دهد و چارچوب تحلیلی مارکسیسم را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرد. از سوی دیگر، تأکید افراطی میچل بر پویایی درونی روان به‌عنوان منشأ ستم و غفلت نسبی از نوسانات و ساختارهای بیرونی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.<ref>تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص255.</ref>
 
همچنین، پیشنهاد او برای پدر و مادر اشتراکی به‌عنوان راه‌حلی برای تغییر ساختارهای جنسیتی، از جانب برخی منتقدان (مانند شری اورتنر) کافی دانسته نمی‌شود و حتی این نگرانی مطرح شده که ممکن است به تشدید ستم بر زنان بینجامد. به نظر محققان رویکرد ترکیبی میچل اگرچه در زمان خود پیشروانه بود، اما به‌دلیل پیچیدگی و بعضاً کلی‌گویی در راهکارهای عملی، با چالش‌های نظری و عملی قابل توجهی روبه‌رو است.<ref>بستان (نجفی)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1383ش، ص59،</ref>


== آثار ==
== آثار ==
میچل با انتشار کتاب «موقعیت زنان» (Woman's Estate) در ۱۹۷۱م، که از متون درسی پایه‌گذار این رشته در بریتانیا شد، فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زد. او ویراستاری سه مجموعه مقاله با عناوین «فمینیسم چیست؟ (۱۹۸۶م)، «رویکردهای درست و نادرست زنان» (۱۹۸۶م) و «چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟» (۱۹۹۷م) را نیز بر عهده داشته است. از دیگر آثار مهم او در حوزهٔ روانکاوی، می‌توان به «جنسیت زنانه: ژاک لکان و مکتب فرویدی» (۱۹۸۲م) و «مدوساها و مردان دیوانه: بازپس‌گیری هیستری» (۲۰۰۰م) اشاره کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>
میچل با انتشار کتاب «موقعیت زنان» (Woman's Estate) در ۱۹۷۱م، که از متون درسی پایه‌گذار این رشته در [[بریتانیا]] شد، فمینیسم رادیکال را با ماتریالیسم تاریخی پیوند زد. او ویراستاری سه مجموعه مقاله با عناوین «فمینیسم چیست؟ (۱۹۸۶م)، «رویکردهای درست و نادرست زنان» (۱۹۸۶م) و «چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟» (۱۹۹۷م) را نیز بر عهده داشته است. از دیگر آثار مهم او در حوزهٔ روانکاوی، می‌توان به «جنسیت زنانه: ژاک لکان و مکتب فرویدی» (۱۹۸۲م) و «مدوساها و مردان دیوانه: بازپس‌گیری هیستری» (۲۰۰۰م) اشاره کرد.<ref>[https://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2962 هاشملو، «آشنایی با روانکاوان : ژولیت میشل»، وبلاگ روان‌شناسی هاشملو.]</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==