بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{درشت|'''شولامیث فایرستون؛'''}} [[فمینیسم رادیکال]] و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م. | {{درشت|'''شولامیث فایرستون؛'''}} [[فمینیسم رادیکال]] و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م. | ||
شولامیث فایرستون، نظریهپرداز فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) مفهوم طبقهٔ جنسی را مطرح و تضاد میان زن و مرد را نیروی محرکهٔ تاریخ دانست. وی ریشهٔ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان میدانست و انقلاب زیستشناختی از طریق فناوریهای نوین تولیدمثلی را راهحل رهایی از اسارت زیستشناختی معرفی کرد. بهباور او، جداسازی تولیدمثل از رابطهٔ | شولامیث فایرستون، نظریهپرداز فمینیسم رادیکال و از بنیانگذاران جنبش آزادی زنان در دههٔ ۱۹۶۰م در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) مفهوم طبقهٔ جنسی را مطرح و تضاد میان زن و مرد را نیروی محرکهٔ تاریخ دانست. وی ریشهٔ فرودستی زنان را در نقش تولیدمثلی آنان میدانست و انقلاب زیستشناختی از طریق فناوریهای نوین تولیدمثلی را راهحل رهایی از اسارت زیستشناختی معرفی کرد. بهباور او، جداسازی [[تولیدمثل]] از [[رابطهٔ جنسی]]، به فروپاشی خانواده طبیعی و محو نقشهای جنسیتی میانجامد. اندیشمندان مسلمان با نقد این دیدگاه، مادری را نه مانع، که مسیر کمال معنوی و تجلی عشق الهی دانسته و بر نگاه اسلام به [[خانواده]] تأکید کردهاند. | ||
== زندگینامه == | == زندگینامه == | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== دیدگاههای {{درشت|شولامیث فایرستون}} == | == دیدگاههای {{درشت|شولامیث فایرستون}} == | ||
=== بازتعریف ماتریالیسم تاریخی === | === بازتعریف ماتریالیسم تاریخی === | ||
شولامیث فایرستون با نقد نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه دیالکتیک جنسی و تضاد میان دو طبقهٔ زیستی زن و مرد است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم طبقه جنسی غفلت کردهاند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوتهای زیستشناختی بازتعریف میکند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان میداند. بهباور وی، این نابرابری زیستشناختی است که منجر به تقسیم کار جنسیتی و شکلگیری نظام مردسالاری شده است.<ref>تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.</ref> | شولامیث فایرستون با نقد نظریه ماتریالیسم تاریخی مارکس و انگلس، مدعی است که نیروی محرکه تاریخ نه مبارزه طبقاتی اقتصادی، بلکه دیالکتیک جنسی و تضاد میان دو طبقهٔ زیستی زن و مرد است. از دیدگاه وی، مارکس و انگلس از مفهوم طبقه جنسی غفلت کردهاند. او ماتریالیسم تاریخی را بر اساس تفاوتهای زیستشناختی بازتعریف میکند و زیربنای سرکوب زنان را نه در اقتصاد، بلکه در نقش تولیدمثلی آنان میداند. بهباور وی، این نابرابری زیستشناختی است که منجر به تقسیم کار جنسیتی و شکلگیری نظام [[مردسالاری]] شده است.<ref>تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.</ref> | ||
=== ضرورت انقلاب در تولیدمثل === | === ضرورت انقلاب در تولیدمثل === | ||
فایرستون طبقهٔ جنسی را بنیادیترین شکل نابرابری میداند که در لایههای ناخودآگاه جامعه طبیعیسازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش | فایرستون طبقهٔ جنسی را بنیادیترین شکل نابرابری میداند که در لایههای ناخودآگاه جامعه طبیعیسازی شده است. از نظر او، زنان تا زمانی که نقش تولیدمثل را بهصورت انحصاری بر عهده دارند، در موقعیت فرودست باقی خواهند ماند. بر این اساس، وی راهحل رهایی زنان را نه در اصلاحات اقتصادی یا مشارکت اجتماعی صرف، بلکه در انقلاب زیستشناختی و بهکارگیری فناوریهای نوین تولیدمثل میداند تا زنان را از آنچه اسارت زیستشناختی مینامد رهایی بخشد.<ref>تانگ، نقد و نظر درآمدی برنظریههای فمینیستی، ۱۳۸۷ ص۱۲۲.</ref> | ||
=== دگرگونی بنیادین خانواده === | === دگرگونی بنیادین خانواده === | ||
فایرستون باور دارد که فناوریهای | فایرستون باور دارد که فناوریهای تولیدمثل، امکان جداسازی تولیدمثل از رابطه جنسی را فراهم میآورد و در نتیجه نیازی به خانوادهٔ طبیعی و نقشهای سنتی زن و مرد باقی نمیماند. از دیدگاه وی، با از میان رفتن تولیدمثل طبیعی، تمایزات جنسیتی و حتی مفهوم دگرجنسخواهی بهعنوان الزامی برای بقای نوع بشر اعتبار خود را از دست میدهد. او این تحول را زمینهساز محو تمامی نقشهای جنسی و ظهور اشکال نوینی از روابط انسانی میداند که در آن [[آمیزش جنسی]] نقشهای از پیش تعریفشدهٔ کنونی را نخواهد داشت.<ref>.Firestone. Shulamith,The Dialectic of Sex, 1970, p4</ref> | ||
== انتقاد به دیدگاههای شولامیث فایرستون == | == انتقاد به دیدگاههای شولامیث فایرستون == | ||
* از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه فمینیسم رادیکال در تقابل با | * از منظر اندیشمندان مسلمان، دیدگاه فمینیسم رادیکال در تقابل با [[مادری]]، مبتنی بر نگرشی تقلیلیافته به [[هویت زن]] و نادیدهانگاشتن ابعاد متعالی وجود اوست. بهباور آنها مادری نه مانعی در مسیر پیشرفت زنان، بلکه عرصهای برای شکوفایی استعدادهای فطری و نیل به کمال معنوی است. برخلاف ادعای فایرستون که فناوریهای تولیدمثلی را راهگشای رهایی زنان از اسارت زیستشناختی میداند، این گروه از متفکران، مادری را موهبتی الهی و تجلیگاه عالیترین مراتب عشق و [[ایثار]] میدانند که زن را به مرتبهای از قرب الهی نائل میسازد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.]</ref> | ||
* منتقدان تأکید میکنند که فمینیستهای رادیکال با پیشفرضگرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدهٔ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شدهاند؛ چه آنکه در نظام تربیتی | * منتقدان تأکید میکنند که فمینیستهای رادیکال با پیشفرضگرفتن انحصار نقش تربیتی فرزند بر عهدهٔ مادر، دچار سوءبرداشتی بنیادین شدهاند؛ چه آنکه در [[نظام تربیتی اسلام]]، پدر نیز مسئولیتهای خطیری در قبال پرورش فرزند بر عهده دارد و خانواده نهادی مبتنی بر همکاری و تقسیم مسئولیت است. از اینرو، به جای انکار اصل مادری، باید در جهت اصلاح نگرشهای نادرست نسبت به آن کوشید.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.]</ref> | ||
* به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و همفکرانش اسارت زیستشناختی مینامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از برکت میان مادر و فرزند است که مادر را به انجام مهمترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل میگرداند. بهباور منتقدان جامعهٔ اسلامی با بهرهگیری از آموزههای وحیانی میتواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیقتر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.]</ref> | * به اعتقاد آنها، آنچه فایرستون و همفکرانش اسارت زیستشناختی مینامند، در حقیقت تجلی پیوندی فطری و سرشار از برکت میان مادر و فرزند است که مادر را به انجام مهمترین کار هستی یعنی تربیت انسان نائل میگرداند. بهباور منتقدان [[جامعه اسلامی|جامعهٔ اسلامی]] با بهرهگیری از آموزههای وحیانی میتواند ضمن اصلاح رویکردهای اجتماعی، زمینه را برای درک عمیقتر این جایگاه رفیع و احیای منزلت والای مادری فراهم آورد.<ref>[https://www.aghlodin.ir/article_176586_c5c93b9506d155dff3b83bb6d1c9d9ca.pdf اردشیر لاریجانی و عیسوی، «جایگاه مادری در فمینیسم رادیکال و بررسی آن بر اساس آراء حکمای مسلمان»، 1401ش، ص64-67.]</ref> | ||
== آثار == | == آثار == | ||
شولامیث فایرستون دیدگاههای خود را در | شولامیث فایرستون دیدگاههای خود را در کتاب دیالکتیک سکس (۱۹۷۰م) طرح کرده و در آن، نخستین گام در تحقق نظم اجتماعی فمینیستی را رهایی زنان از آنچه «شر بیولوژی تولیدمثل» مینامد، معرفی میکند.<ref>[https://vatanemrooz.ir/fa/news/189983/فمینیسم-و-آرزوی-مادری-زنان «فمینیسم و آرزوی مادری زنان»، وبسایت وطن امروز.]</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||